تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های اعتماد سازی درنظام حکومتی حضرت محمد (ص) :

مقدمه

اعتماد سازی در حکومت به معنای وثوق و اطمینان بین مردم و حکومت است که از ارکان و پایه های هر حکومتی می باشد. بی تردید رسول گرامی اسلام (ص) در سیره حکومتی خویش، شیوهها و روشهای مختلفی را برای اعتمادسازی در پیش گرفت و از مراتب بالای اعتماد در بین مردم برخوردار بود. بر این اساس پرسش هایی مطرح است که دراین مقاله در صدد پاسخگویی به آن هستیم.

پیامبر اسلام (ص) در حکومت خویش چه روشهایی را برای اعتماد سازی بکار گرفته است؟

نقش گسترش فرهنگ اخوت و برادری دراعتماد سازی پیامبر (ص) در حکومتش تا چه میزان بوده است؟

تاثیر پرهیز از تبعیض و برخورد عادلانه پیامبر (ص) با مردم در اعتماد سازی حکومتش چه اندازه بوده است؟

جایگاه مشورت در اعتماد سازی پیامبر (ص) در حکومتش چگونه بوده است؟ جایگاه عفو و گذشت در اعتماد سازی پیامبر (ص) در حکومتش، چگونه بوده است؟

۱- ترویج فرهنگ اخوت و برادری اخوت و برادری جلوه عملی ایمان

از زیباترین جلوههای عملی ایمان، پیوند روح و اتصال جان هاست. قرآن کریم با بیان آیه شریفه اخوت ایمانی، سرفصل و بابی شگفت و کارساز در روابط اجتماعی گشوده است:

«إنما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون»: مؤمنان برادر یکدیگرند. پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت او شوید! (حجرات: ۱۰).

این آیه با تاکید بر اخوت و برادری و صلح و آشتی، چگونگی ساختن جامعه و زندگی و زیستن در آن را به مسلمانان آموزش می دهد.

عدم رعایت اصل اخوت، زمینه ساز بسیاری از مشکلات اجتماعی است. پیامدهای منفی پشت پا زدن به اصل اخوت نه تنها دامن گیر جامعه می شود، بلکه باعث می شود فرد، خود حقیقی اش را از دست بدهد و با خود بیگانه شود. راه کمال را با ملازمت و همراهی و هماهنگی طی می کنند. معنای اخوت همین را می رساند. زیرا «اخ» را «اخ» گویند چون مقصدش مقصد برادرش است (طوسی، بی تا، ج۲: ۵۴۶) و باید دانست که بیان «انما المومنون اخوه» قانونی را در بین مسلمانان مومن تشریع کرده و نسبتی را برقرار ساخته است که قبلا برقرار نبوده است که دارای آثار شرعی و حقوقی نیز هست (طباطبائی، ۱۳۹۳، ج ۱۸: ۳۱۵).

خداوند با این بیان مومنان را به یکدیگر پیوند داده است که این پیوند معنوی و روحی چنان محکم است که آنان را چون پیکری واحد می سازد. ابوبصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است:

مومن برادر مومن است، مانند یک پیکری که هرگاه عضوی از آن دردمند شود، اعضای دیگر هم احساس درد کند و روحهای آن ها نیز از یک روح است و بی گمان پیوستگی روح مومن به روح خدا از پیوستگی پرتو خورشید به خورشید بیشتر است (مجلسی، بی تا، ج ۷۴: ۲۶۸).

در منطق دین، مسلمان برادر مسلمان، چشم، آینه و راهنمای اوست (همان: ۲۷۰) و از ائمه (ع) منقول است: حقیقت ایمان آن است که بنده کامل نمی شود تا وقتی که برادرش را دوست بدارد (همان: ۲۳۶).

پیمان اخوت و برادری

رسول خدا (ص) برای تحقق عینی اصل اخوت دو بار میان مسلمانان پیمان اخوت بست و این جلوه زیبای ایمانی را جلوه اجتماعی بخشید. بار اول پیش از هجرت میان مهاجران بود که آنان را برای حرکتی بزرگ و سرنوشت ساز و سرفصلی جدید در تاریخ بشر آماده کرد. آنها در این حرکت با همه گونه سختی روبه رو و بالطبع نیازمند همراهی و همکاری و همیاری یکدیگر در برترین مرتبه آن بودند (عاملی، ۱۴۰۰، ج۲: ۲۲۸).

در جامعه اسلامی باید تفاهم را به جای تفاخر و تعاون را به جای تنازع نشاند. باید پشت به پشت هم داد، دست ها را به یاری یکدیگر در دست هم گذاشت و شانه به شانه رفت تا راه ناهموار بریدن از قبیله و پیوستن به مدینه را هموار نمود. لذا میان مهاجران پیمان برادری را دو به دو بر «حق» و «مواسات» برقرار کرد: بین ابوبکر و عمر، حمزه و زید بن حارثه، عثمان و عبدالرحمن بن عوف، زیبر و ابن مسعود، عباده بن حارثه و بلال، مصعب بن عمیر و سعد بن ابی وقاص، ابوعبیده جراح و سالم مولی ابی حذیفه، سعد بن زید و طلحه بن عبیدالله، و بین علی (ع) و خودش. و به علی (ع) فرمود: آیا راضی نیستی که من برادر تو باشم؟ گفت آری راضی هستم. فرمود: تو برادر من در دنیا و آخرت هستی (حلبی، بی تا، ج ۲: ۲۰).

بار دوم چندی پس از ورود به مدینه پیمان اخوت میان مسلمانان بسته شد (دحلان، بی تا، ج ۱: ۳۳۷).[۱]

پیامبر (ص) با ورود به مدینه، نظامی الهی را پی ریخت و امت واحدی را (ابن هشام، بی تا، ج۲: ۱۱۹) تحقق بخشید. روشن است که ایجاد حکومت صالح و شکل دادن امتی یکپارچه و همسو جز در سایه پیوند محکم انسانهای مومن میسر نمی شود. اختلافهای میان مسلمانان سد بزرگی در راه این هدفهای والا بود. ریشه اختلافات از یک سو اختلاف میان مهاجران و انصار بود که دارای دو روحیه و در محیط مختلف پرورش یافته بودند و از سوی دیگر اختلاف میان خود مردم مدینه یعنی قبایل اوس و خزرج بود که به سبب جنگ های طولانی عمق زیادی داشت. عقد اخوت کلیدی برای گشودن همه عقدهها بود. پیوند ایمانی، تعالی مردمانی بود که تا آن زمان برترین عامل پیوندشان قبیله بود اخوت ایمانی همچون آبی برای شستن همه آلودگی ها، تعصب ها، کینه ها و اختلافهای نظام قبیلگی بود. پیوندهای خونی، نژادی، منطقه ای می رفت تا به جای آن

ایمان و عقیده بنشیند. پیامبر دستور داد هر مهاجر با یکی از انصار، پیمان برادری بندد:

«تاخوا فی الله اخوین اخوین» (همان: ۱۲۴) تنها استثنایی که در میان بود انتخاب علی (ع) برای برادری خویش بود که هر دو مهاجر بودند. دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: «هذا اخی» (همان). رسول خدا (ص) بین یاران خود به دو محور «حق» و «مواسات» پیمان برادری گرفت (حلبی، بی تا، ج۲: ۹۰).

نشانه های برادری

از جمله مهم ترین عواملی که سبب تقویت دوستی، محبت و برادری اهل ایمان می شود و به وسیله آنها مسئولیت مومنان نسبت به یکدیگر و پیوند آنان با هم معنا پیدا می کند، عبارتند از مهرورزی، عطوفت و گرامی داشتن یکدیگر.

قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) و پیروان آن حضرت را با وصف مهربانی و رحمت و عطوفت نسبت به یکدیگر معرفی می کند و وظیفه مسلمانان است که خود را به این کمال متصف و به آن حضرت و کسانی که با اویند تاسی کنند.

«محمد رسول الله و الذین معه… رحماء بینهم»: محمد (ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند… و در میان خود مهربانند (فتح: ۱۲۹).

این محبت و پیوستگی در «مدینه النبی» در رفتار انصار با مهاجران جلوه داشت و به طور کلی یاران پیامبر چنین بودند و بر مسلمانان است که چنین باشند.

جامعه ایمانی با محبت و پیوستگی و حفظ کرامت ها احیا می گردد و به همین سبب رحمت های واسعه الهی شامل حال آنان می شود. امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده است:

هر که به برادر مسلمانش سخن محبت آمیزی گوید و گرفتاریش را گشایش دهد، تا زمانی که در این کار باشد زیر سایه رحمت واسطه ای باشد (کلینی، بی تا، ج۳: ۲۰۶).

در دورهای که رسول خدا (ص) تلاش می کرد جامعه ایمانی شکل گیرد، روزی مردی بر سر قرار خود نزد حضرت، دیر رفت. پیامبر پرسید: تو را چه شده که دیر آمدی؟ گفت ای رسول خدا، برهنگی مرا بازداشت. فرمود: مگر تو را همسایه نبود که دارای دو جامه باشد و یکی را به تو عاریه دهد؟ گفت: آری ای رسول خدا (همسایه دارم، حضرت فرمود:) پس او برادر تو نیست (حرعاملی، بی تا، ج۸: ۴۱۵). نشانه برادر دینی، عمل به وظایف آن است، و اگر نه چه تفاوتی میان اهل ایمان و جز آنان هست؟

فریاد رسی و کمک به یکدیگر

اهل ایمان در چنان پیوندی با هم هستند که گرفتاری هر یک گرفتاری همه است و جامعه ایمانی آن جامعه ای نیست که عدهای از فرط مشکلات زندگی در آن در مانده شدهاند و عدهای نیز در پی زندگی و عافیت خویش اند. پیشوایان حق درباره فریادرسی مسلمانان نسبت به یکدیگر و گشودن گرفتاریهای درماندگان، دستورهای اکید صادر کرده و اهل ایمان را به اقدام فراخواندهاند، امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده است:

هر که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد از مسلمانان نیست و هر که بشنود مردی از آنها کمک می خواهد و او را پاسخ ندهد (و به داد او نرسد) نیز از مسلمانان نیست (مجلسی، بی تا، ج۷۴: ۳۳۹).

از جمله اموری که سبب تحکیم پیوند مومنان است، دیدار آنان از یکدیگر برای خداست. در همین رابطه از رسول خدا (ص) نقل شده که «هر کس برادرش را در منزلش دیدار کند، خدای عز و جل به او فرماید: تو مهمان و زائر منی و پذیراییت بر من است، و من به خاطر دوستی تو نسبت به او بهشت را برایت واجب ساختم» (کلینی، بی تا، ج۲: ۱۷۷).

این دیدارها و معاشرت ها موجب تحکیم برادری و آن نقشی است که باید داشته باشد. مومن آینه مومن، چشم او و هادی اوست. رابطه آنها رابطه اصلاح و هدایت است.

دیدارهایی که باعث اصلاح روابط اهل ایمان و رشد آنان است، بهترین وسیله کمال است که نباید مورد تغافل قرار گیرد که غفلت از آن غفلت از حق است. کمک نکردن و بی اعتنایی به امور و احوال یکدیگر از نتایج دشمنی و بیگانگی با روح دین است و پیوند ایمانی را با دشمنی و بیگانگی نسبتی نیست.

بی شک عدم تعاون و همکاری موجب جدایی و پراکندگی اهل ایمان و سست شدن پیوند برادری میان آنان است. به همین سبب پیشوایان حق، با صراحت و تاکید تمام، مسلمانان را به یاری یکدیگر و پرهیز از بی اعتنایی به هم خوانده اند و با بیان پیامدهای خطرناک عدم یاری یکدیگر، آنان را از هلاکت خویش به دست خود بیم دادهاند. یاری کردن یکدیگر تا آنجاست که کمترین حق مومن بر مومن آن است که در آنچه برادرش نیاز دارد، خود را بر او مقدم ندارد.

ستم و آزار نکردن یکدیگر

رسول خدا (ص) با اعلام اخوت ایمانی، مسلمانان را از فرجام هرگونه ستم به یکدیگر، حتی در نازل ترین مرتبه آن آگاه ساخت. ستم به یکدیگر باید به کلی خاتمه می یافت. ستم توانگران به ناتوانان و فرودستان، و ستم زمامداران به رعایا باید پایان می یافت. آن حضرت فرمود «مسلمان برادر مسلمان است و به یکدیگر ستم نکنند» (کلینی، بی تا، ج۲: ۱۷۴).

آن حضرت از تاریکی هایی که به سبب ستم، حقیقت انسان، روابط انسانی و جامعه را فرا می گیرد، پرهیز می داد: « خود را از ستم باز دارید که آن تاریکی روز قیامت است» (کلینی، بی تا، ج۲: ۳۳۲).

روابط ایمانی با وجود اهانت و استخفاف، باقی نمی ماند و بی تردید آزار مسلمانان و تحقیر مومنان شرعا حرام و موجب هلاکت ابدی است (نراقی، ۱۳۸۳، ج۲: ۲۱۴).

چنان که وقتی گروهی در مدینه علیه افراد با ایمان شایعه پراکنی کردند، موجب آزار آنان شدند و نسبت های ناروا به آنها می دادند، مورد شدیدترین حملات و تهدیدهای قرآن کریم قرار گرفتند (طبرسی، ۱۴۰۳، ج۴: ۳۷۰).

«و الذین یؤذون المؤمنین و المؤمنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملوا بهتانا و إثما مبینا»: و آنان که مردان و زنان باایمان را به خاطر کاری که انجام ندادهاند آزار میدهند، بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیدهاند (احزاب: ۵۸).

رسول خدا (ص) فرمود: «هر که مومنی را بیازارد، مرا آزرده و هر که مرا بیازارد خدا را آزرده و هر که خدا را بیازارد در تورات و انجیل و زبور و قرآن ملعون است» (شعیری، ۱۳۸۳: ۱۷۲).

مسلمانان با اخوت ایمانی، به چنان امنیتی از جانب یکدیگر دست می یابند که نه تنها تعدی و آزار بر یکدیگر را روا نمی دارند، بلکه حتی نگاهی از سر اهانت که موجب شکستن حریم امنیت آنها است، به یکدیگر نمی اندازند. زیرا این گونه مناسبات تعدی به حریم الهی است.

۲- پرهیز از تبعیض و تأکید بر مساوات

از دیگر شیوههای اعتماد سازی پیامبر گرامی اسلام (ص) توجه به پرهیز از تبعیض و تاکید بر مساوات بود.

انسانها از نظر طبیعی به هیچ روی یکسان نمی باشند، بلکه اختلاف وجودی میان همه موجودات و در مراتب وجود از لوازم عام وجود است، زیرا «خیر مردم در تفاوت آنها است و اگر همه مساوی باشند هلاک شوند» (مجلسی، بی تا، ج ۱۷: ۱۰۱).

خدای تعالی در قرآن کریم این اختلاف را به خود نسبت داده و فرموده است:

«نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیاه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا»: ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخر کرده (و با هم تعاون نمایند)» (زخرف: ۳۲).

خداوند تبارک و تعالی هرگز اختلاف را نکوهش نکرده است، مگر آن مواردی که این اختلاف آمیخته با هوای نفس و برخلاف هدایت عقل باشد (طباطبائی، ۱۳۹۳، ج۱۱: ۶۱-۶۰)

مساواتی که اسلام مقرر داشته و پیامبر اکرم (ص) آن را محقق ساخته و به جامه عمل درآورده است، در تاریخ بشر بی نظیر است. در منطق قرآن کریم انسانها همه از یک چشمه و فرزندان یک پدر و مادرند و فرقی میان آنها نیست. این مساوات برخاسته از منطق قرآن را به تمام معنی در زندگی پیامبر، در برخوردهای او و در حکومت مدینه می بی م ین و در امتداد حرکت آن حضرت در زندگی پیشوایان معصوم نیز قابل مشاهده است. در منطق قرآن نه سفید را بر سیاه مزیتی است و نه عرب را بر عجم. نه والی بر رعیت برتری دارد و نه حاکم بر مردم. همه افراد به تعبیر پیامبر مانند دندانه های یک شانه مساویند و جز به تقوا، هیچ مزیتی بر یکدیگر ندارند (حرانی، ۱۳۹۴: ۲۷۴).

اسلام و نفی همه اختلافات طبقاتی

اسلام کلیه تفاخرها و امتیازات نژادی و اختلافهای طبقاتی و برتری جویی های اجتماعی را نفی کرده و به صراحت اعلام کرده است که هیچ انسانی بر انسان دیگر، برتری و تفاخری ندارد، مگر به تقوا:

«یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر وأنثی وجعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم»: ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، (که اینها ملاک امتیاز نیست) گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست (حجرات: ۱۳).

همچنین از قول ابن عباس نقل شده که: پس از فتح مکه پیامبر به بلال دستور داد که بر بالای کعبه اذان بگوید. او اذان گفت. در این بین برخی اعتراض کردند. پس جبرئیل بر پیامبر نازل شد و آن حضرت را از آنچه گذشته بود، آگاه ساخت. پیامبر آنها را احضار کرد و از آنچه بر زبان رانده بودند، پرسش کرد و آنها نیز بدان اعتراف کردند، آن گاه این آیه نازل شد و از تفاخر به نسب و تکاثر اموال و کوچک شمردن فقرا منع کرد و اساس و ملاک برتری را تقوا اعلام کرد (ابن هشام، بی تا، ج ۴: ۳۳).

بنابراین همه انسانها از یک ریشه و اصلند و همین وحدت و یگانگی ریشه و اصل، مبدأ مساوات اسلامی و خاستگاه آن است:

«یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الأرحام إن الله کان علیکم رقیبا»: ای مردم ! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید، و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد، و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید، و) هنگامی که چیزی از یکدیگر میخواهید، نام او را میبرید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز کنید! زیرا خداوند، مراقب شماست (نساء: ۱).

در این آیه برای معرفی خدایی که بر تمام اعمال انسانها نظارت دارد، به یکی از صفات او اشاره می کند که ریشه وحدت اجتماعی بشر و مساوات انسانهاست:

«الذی خلقکم من نفس واحده». بنابراین امتیازات و افتخارات موهومی که هر دسته ای برای خود درست کردهاند، از قبیل امتیازات نژادی، زبانی، منطقه ای، قبیله ای و مانند آن ملغی و باطل است زیرا همه انسانها از یک اصل سرچشمه یافته و فرزندان یک پدر و مادرند و این خاستگاه مساوات بنی آدم است (طباطبائی، ۱۳۹۳، ج۴: ۱۳۵-۱۳۶)

اعلام مساوات عمومی و نفی اختلاف های طبقاتی

آن گاه که مکه فتح شد و اسلام در حاکمیت کامل قرار گرفت، رسول مساوات خطبه ای خواند و مساوات اسلامی را به همگان اعلام کرده:

مردم آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان (نیز) یکی است.

بنابراین بدانید که نه عربی را بر عجم و نه عجمی را بر عرب و نه سیاهی را بر سفید و نه سفیدی را بر سیاه برتری است مگر به تقوا. آیا (این حقیقت را) ابلاغ کردم؟ گفتند: آری. فرمود حاضران به غایبان ابلاغ کنند (پاینده، بی تا: ۳۶۵).

اسلام و نفی همه تفاخرها

اسلام به همه تفاخرهای جاهلی پایان بخشید، چنان که رسول خدا (ص) فرمود:

ای علی (ع) خداوند به وسیله اسلام تکبر و فخرفروشی جاهلیت و افتخارکردن به پدران را از بین برد. آگاه باشید که تمام مردم از آدم هستند و آدم از خاک است و برترین مردمان نزد خدا، با تقواترین آنهاست (ابن بابویه، ۱۴۰۴، ج۴: ۳۶۳).

پیامبر خاتم با اعلام اصل مساوات، دیدگاه طبقاتی و مناسبات ستمگرانه برخاسته از آن را باطل اعلام کرد. انسانها را کنار هم و در یک صف متحد قرار داد و دستور داد:

با هم در یک صف و به مساوات باشید و با هم مختلف نباشید تا قلبهایتان مختلف نشود (قشیری، ۱۴۰۷، ج۴: ۱۵۴).

تاکید بر مساوات و نفی فضیلت خویشاوندی

آن حضرت همه برتریها جز برتری به وسیله تقوای الهی را مردود اعلام کرد و به خویشاوندان خود فرمود: به سبب خویشاوندی با من هیچ فضلیتی بر دیگران ندارید و این پیوند بدون آن که تقوا پیشه و عمل کنید، سودی به حالتان ندارد.

وقتی آیه شریفه «و خویشاوندان نزدیک را انذار کن» نازل شد، پیامبر یک یک ایشان را صدا زد تا آنجا که فرمود: ای فاطمه دختر محمد، ای صفیه دختر عبدالمطلب (عمه رسول خدا) شما دو تن نیز برای خود عمل کنید، زیرا من، شما را از هیچ وظیفه ای که در قبال خدا دارید نمی توانم بی نیاز کنم، پس هر کس با این امور آشنا باشد، می فهمد که چیزی جز تقوا سودی به حالش ندارد (مالکی، بی تا، ج ۱: ۲۱۳-۲۱۴).

از امام باقر (ع) روایت شده است که:

سلمان با چند تن از قریش در مسجد نشسته بودند. آنها شروع کردند به نقل نسب و نژاد خود و هر یک نسب خویش را بالا می برد تا رسیدند به سلمان، عمر بن خطاب به وی گفت: تو بگو کیستی و پدرت کیست و اصل و نسبت چیست؟ سلمان گفت: من سلمان فرزند بنده خدا هستم که گمراه بودم و خدای عز و جل به وسیله محمد هدایتم کرد، و بینوا بودم و خداوند به وسیله محمد توانگرم ساخت و برده بودم و خداوند به وسیله محمد آزادم کرد. این نسب من و این حسب من است. در همین حال که سلمان با آنان مشغول گفتگو بود، پیامبر وارد شد و به آنها پیوست. سلمان گفت: ای رسول خدا من از دست اینها چه کشیدم! و آنچه را گذشته بود و آن تفاخرها و برتریجویی ها را بازگو کرد، پس پیامبر پرسید: تو در پاسخ چه گفتی؟ سلمان پاسخ خردمندانه و مکتبی خود را باز گفت» (کلینی، بی تا، ج ۸: ۱۸۱-۱۸۲).

مساوات در رفتار رسول خدا (ص)

رفتار پیامآور هدایت و عدالت و منطق عملی آن حضرت، سراسر نشان از رعایت مساوات و ایجاد اعتماد داشت و حتی در نگاه کردن به اصحاب آن را پاس می داشت (کلینی، بی تا، ج ۸: ۲۶۸). مجلس او چنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد و در حلقه ای میان اصحاب می نشست (مجلسی، بی تا، ج ۱۶: ۲۳۶). تا هیچ برتری وجود نداشته باشد. از ابوذر نقل شده: «رسول خدا در حلقه ای میان اصحابش می نشست (به گونه ای که) فرد بیگانه وارد مجلس می شد و نمی دانست پیامبر کدام یک است تا می پرسید» (فیض کاشانی، بی تا، ج۴: ۱۵۲).

از جلوه های زیبا و برجسته رسالت آن حضرت، تحقق مساوات بود که خود سخت آن را پاس می داشت. ابن شهر آشوب می نویسد: «در خوراک و پوشاک بر خدمتکاران و بندگانش برتری نمی جست» (ابن شهر آشوب، ۱۴۰۵،، ج ۱: ۱۴۶ -۱۴۷).

برخورد پیامبر (ص) با تفاخر جاهلانه

پیامبر اکرم (ص) اجازه نمی داد که تفاخرهای جاهلانه رشد یابد و مساوات اجتماعی بر هم خورد. رفتار پیامبر اکرم (ص) با «زید بن حارثه» از نمونه های بارز آن است. زید در کودکی به عنوان غلام فروخته شده بود و برای خدیجه خریداری شد و وی او را پس از ازدواج با پیامبر (ص)، به آن حضرت بخشید. رفتار زید به گونه ای بود که پیامبر (ص) او را دوست می داشت و چون فرزند خود با او رفتار می کرد و مردم به او «زید بن محمد» می گفتند (ابن سعد، ۱۴۰۵، ج۳: ۴۰ -۴۷).

از دیگر نمونه های زیبای این حرکت، ازدواج «جویبر» و «ذلفا» است. «جویبر» که مردی از یمامه بود، در مدینه ایمان آورد و از زمره مسلمان خالص گردید.

روزی پیامبر (ص) به او گفت چه خوب است که ازدواج کنی. جویبر گفت: ای رسول خدا چگونه ؟ در حالی که من نه حسب و نسب دارم و نه مال و جمال. چه کسی به من زن می دهد و کدام زن رغبت می کند که همسر من بشود؟ پیامبر (ص) فرمود: خداوند به وسیله اسلام نخوتهای جاهلی و افتخار به نسب وخاندان را منسوخ کرد. محبوبترین مردمان نزد خدا با تقواترین آنها است. پس بی درنگ نزد «زیاد بن لبید» که از محترمان و بزرگان قبیله «بنی بیاضه» است برو و به او بگو رسول خدا مرا به سوی تو فرستاده است تا از دخترت ذلفا خواستگاری کنم.

به این ترتیب با شکسته شدن رسوم نادرست اجتماعی این ازدواج صورت گرفت (الکافی، ج۵: ۳۴۰).

نمونه دیگر آنکه رسول خدا (ص) مرد ثروتمندی را دید که کنارش فقیری نشست، پس مرد ثروتمند چهره در هم کشیده و لباسهایش را جمع کرد. پیامبر (ص) فرمود:

«آیا ترسیدی از فقر او چیزی به تو سرایت کند» (مالکی، بی تا، ج ۱: ۲۱۴).

مساوات اجتماعی در اسلام

مساوات اجتماعی در اسلام از حقیقت وجودی انسانها سرچشمه گرفته است و اسلام نمی گوید که انسانها باید برابر باشند، بلکه با صراحت اعلام می دارد که انسانها برابر هستند و آنچه موجبات عدم برابری آنها را ایجاد می کند، باید زدوده شود. آن گاه حقیقت انسانها جلوه می کند.[۲]

در سایه مساوات اجتماعی بود که بلال بن رباح که بردهای حبشی بود، خزانه دار مورد اطمینان پیامبر و سرور موذنان گردید (اصبهانی، بی تا، ج ۱: ۱۴۷).

بلال توانایی ادای تلفظ «شین» را نداشت و به جای آن «سین» می گفت منافقان به پیامبر اعتراض کردند که چرا بلال را موذن خود قرار داده است. رسول خدا (ص) فرمود: «سین» بلال نزد خدا «شین» محسوب می شود. گرچه او به جای «اشهد» «اسهد» می گوید نزد خدا پذیرفته و مقبول خواهد بود (همدانی، بی تا، ج۲: ۲۷۸)

رسول اکرم (ص) این مساوات را در مدینه تحقق بخشید و با تاکید فراوان همگان را به فراگیری دانش خواند. پس از پیروزی بدر و به اسارت در آمدن گروهی از مشرکان در میان آنان، عدهای بودند که سواد داشتند. پیامبر اعلام کرد که اسیران باسواد می توانند با تعلیم خواندن و نوشتن به ده نفر از کودکان انصار، آزاد شوند (ابن سعد، ۱۴۰۵، ج ۲: ۲۲).

رسول خدا (ص) جامعه خود را در سایه مساوات در تحصیل علم به سوی مقصدی که می خواست، سیر داد. از قول عبدالله بن سعید بن عاص نقل شده است که پیامبر به وی فرمان داد تا در مدینه به مردم خواندن و نوشتن بیاموزد (ابن منظور، ۱۴۰۴، ج ۱۲: ۲۳۳)

رسول اکرم (ص) چنان در مساوات در تحصیل علم اهتمام داشت که از «شفا ام سلیمان بن ابی حثمه»[۳] نقل شده است که پیامبر (ص) به وی فرمود به برخی زنان قرآن بیاموز پس از آن که خواندن و نوشتن آموخته بودند (عسقلانی، بی تا، ج ۴: ۳۳۳).

اجرای قانون برهمگان

در سیره پیامبر اکرم (ص) همه مردمان زمامدار و رعیت توانگر و نادار، قدرتمند و ناتوان، عرب و عجم، سفید و سیاه از نظر قانون مساوی هستند و هیچ یک را بر دیگری مزیتی نیست. رسول خدا (ص) این مساوات را سخت پاس می داشت و اجازه هیچ گونه تخطی از آن را به کسی نمی داد و حفظ آن را از عوامل حفظ سلامت جامعه و حکومت و ایجاد اعتماد و عدول از آن را مایه تباهی جامعه و هلاکت می دانست نقل است که زنی از اشراف سرقت کرده بود و پیامبر اکرم (ص) دستور داد که دستش قطع شود. عدهای خدمت حضرت آمدند و تلاش کردند حکم خدا را تعطیل کنند. پیامبر خدا (ص) بر یکسان بودن همه در برابر قانون تاکید کرد و فرمود: «آنان که پیش از شما بودند، تنها به سبب چنین تبعیض هایی هلاک شدند، زیرا حدود را بر ناتوانان اجرا می کردند و قدرتمندان را رها می ساختند» (طبرسی، ۱۴۰۸، ج ۱۸: ۷).

در قولی دیگر، زنی از قبیله بنی مخزوم به جرم سرقت محکوم شد و اسامه بن زید تلاش کرد با شفاعت خود، حکم خدا را تعطیل و نظام مساوات در برابر قانون را مختل کند. پیامبر اکرم (ص) او را به شدت از این کارها پرهیز داد (بخاری، بی تا، ج ۸: ۵۷۳).

پیامبر (ص) در برابر قانون خدا

در آخرین روزهای زندگی رسول خدا، مردم شاهد صحنه ای شگفت بودند تا همگان برای همیشه بدانند که در برابر قانون چگونه باید بود و سیره گرامی ترین خلق خدا چگونه بود. پیامبر خدا در آن روز در حالی که بیماریش شدت یافته بود و فضل بن عباس و علی بن ابی طالب زیر بغلش را گرفته بودند و به سختی راه می رفت، وارد مسجد شد و بر منبر رفت و آخرین سخنان را با مردمش گفت:

مردم من خدایی را که جز او خدایی نیست در برابر شما می ستایم. هر که در میان شما حقی بر من دارد اینک من… بدانید که محبوبترین شما نزد من کسی است که اگر حقی بر من دارد از من بستاند یا مرا حلال کند تا خدا را که دیدار

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *