توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی شامل 57 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی و مردم سالاری دینی :
گفت وگو با علیرضا علوی تبار
یاس نو، ۲۷/۸/۸۲
چکیده: آقای علوی تبار ضمن دفاع از کارنامه «روشن فکری دینی » ، به تعریف آن و نیز تعریف «مردم سالاری دینی » می پردازد . وی استدلال مخالفان سازگاری «روشن فکری دینی » را رد می کند و معتقد است در جامعه ایران نمی توان از مردم سالاری بدون قید دین دفاع کرد .
به نظر من روشن فکر کسی است که چهار ویژگی دارد:
۱ . به گفتمان مدرن وارد شده است . یعنی به طور مشخص، از منظومه ای از واژه ها، مفاهیم و تعبیرات بهره می برد که با یکدیگر سنخیت و خویشاوندی دارند و در مجموع، بر نظام فکری – معیشتی مدرن دلالت کرده و از آن پرده برمی دارند .
۲ . انسانگراست . به این معنا که توجه به نیازهای انسان، تعریف حقوق انسان، خوشبخت ساختن انسان و حل مسائل و مشکلاتی که انسان با آن دست به گریبان است، برایش اولویت و تقدم دارد .
۳ . برخوردی انتقادی با اندیشه ها و روابط اجتماعی دارد .
۴ . متعهد است و نسبت به جامعه و سرنوشت آن احساس مسئولیت می کند . این ویژگی، روشن فکری را از کار آموزشگاهی و علمی صرف، متمایز می سازد . ظاهر این عبارات، شما را به خطا نیندازد . ممکن است کسی همه موارد فوق را منفی تلقی کند; گفتمان مدرن ممکن است پشت کردن به حقیقت تلقی شود; انسانگرایی به پرستش نفس اماره تعبیر گردد و برخورد نقادانه، منفی بافی و خیال پردازی و بی توجهی به واقعیت ها نام می گیرد . حتی اینکه روشن فکر خود را مسئول هدایت و نجات جامعه بپندارد، ممکن است خودبزرگ بینی احمقانه ای جلوه کند .
روشن فکر دینی، «روشن فکر دین داری است که یک برنامه پژوهشی خاص را دنبال می کند» . این تعریف شامل سه جزء اصلی است: روشن فکر، دین دار و برنامه پژوهشی خاص . روشن فکر دینی فرد مؤمنی است . به این معنا که به مجموعه ای از گزاره ها باور دارد (مانند اینکه خدا وجود دارد، جهان هدایت شده است و . .). . مواجهه او با خداوند همراه عشق و هیبت است و اراده زیستن بر اساس فرامین الاهی را دارد . یعنی خود را دلبسته و وابسته به یک سنت و دین خاص و متعلق به جماعت دین داران و مؤمنان به یک دین می داند . من جزء سوم، یعنی برنامه پژوهشی خاص، را به همان معنای لاکوتوشی آن به کار می برم . این برنامه پژوهشی، به گمان من، چند رکن اصلی دارد: اول، عصری کردن دین; به معنای نقد سنت و قرائت سنتی از دین، با بهره گیری از عقل مدرن و دستاوردهای آن، از یکسو و تلاش برای بازخوانی و بازسازی سنت و ارائه قرائت مدرن از دین، از سوی دیگر . دوم، نوسازی درون زای جامعه; به معنای تلاش برای دست یابی به الگو و راهبردی برای مدرن شدن که برخاسته از نیازهای جامعه و از راهی متناسب با ویژگی ها و شرایط خاص آن باشد . سوم، دینی کردن عصر; به معنای بازسازی و نوسازی جامعه بر مبنای معرفت مدرن از دین . جامعه ای که در عین مدرن بودن دینی و معنوی نیز هست .
جزء اول این برنامه پژوهشی، آن را در تقابل با بنیادگرایان و سنت گرایان قرار می دهد . روشن فکران دینی در عین تعلق به یک سنت، به نقد آن نیز اقدام می کنند . همین جزء، روشن فکری دینی را از برنامه های پژوهشی مبتنی بر «گسست از سنت و نفی دین » جدا می کند . جزء دوم در تقابل با طرف داران «نوسازی برون زا» قرار می گیرد . یعنی کسانی که راه غرب را تنها راه مدرن شدن می دانند و به گمان آنها می توان مدرنیته را نیز وارد کرد . جزء سوم، روشن فکری دینی را در تقابل با مادی گرایی، دین گریزی و معنویت ستیزی قرار می دهد . البته کسانی هستند که هیچ یک از ویژگی های پیش گفته را ندارند; اما معتقدند که «ما باید در دنیا، به گونه ای زندگی کنیم که گویی خدایی نیست; یا اگر هست، کاری به ما ندارد» . طرف داران این دیدگاه نیز با روشن فکری دینی در تقابل قرار می گیرند . از نگاه روشن فکری دینی، هیچ چیز جای دین را پر نمی کند . دین، شرط لازم خوش بختی بشر است .
برخی منتقدان به یکی از این اجزا نقد دارند و به همین دلیل روشن فکری دینی را غیرممکن می دانند . آنها می گویند نمی توان هم به عقل خودبنیاد و نقاد مدرن پای بند بود و هم دلبستگی دینی داشت . اغلب منتقدان برای این ادعا، استدلالی نمی آورند . اما با زحمت زیاد از لابه لای حرف های آنها، می توان به دو استدلال اشاره کرد: گروهی معتقدند که چون دین داری مستلزم باور به دیدگاه هایی است که ناشی از عقل مدرن نیستند، بنابراین نمی توان هم دین دار بود و هم به عقل مدرن پای بند بود . این استدلال یک پیش فرض اساسی دارد و آن این است که تنها باورهایی مدرن هستند که ناشی از عقل مدرن باشند و از منبع و منشا دیگری حاصل نشده باشند . مشکل این استدلال این است که مبتنی بر تصوری از عقلانیت است که به آن «عقلانیت حداکثری » می گویند . امروز، عقلانیت حداکثری قابل دفاع نیست; بلکه تنها می توان از «عقلانیت انتقادی » دفاع کرد . بر اساس عقلانیت انتقادی، برای پذیرش یک باور، لازم نیست که حتما حاصل، عقل خودبنیاد باشد . ما در عقلانیت «از کجا آورده ای؟» نداریم . باورها و عقاید ما می توانند از هر منشای ناشی شوند . مهم این است که با عقل ما تعارضی نداشته باشند . حتی لازم نیست که ما درستی آنها را با عقل ثابت کنیم . همین که نتوان نادرستی آنها را ثابت کرد، کافی است و می توان به آنها باور داشت . به علاوه، امروز می دانیم که عقل، داوری بی طرف نیست . تصور عقل ورزی که از هیچ عنصری غیر از استدلال عقلی تاثیر نپذیرد، با واقعیت فاصله دارد . عقل ما انسان ها تحت تاثیر سوابق، ارزش ها، موقعیت ها و حساسیت هایمان قرار می گیرد . هیچ یک از ما با ذهن خالی با جهان برخورد نمی کنیم و نمی توانیم خود را از همه تاثیرات پیرامونی آزاد کنیم .
استدلال دیگری که گاه مطرح می شود این است که دین داری و ایمان ورزی مستلزم نوعی تسلیم و اعتقاد است; درحالی که لازمه تعقل مدرن، نوعی موقتی، غیرقطعی و آزمایشی بودن است . چگونه می شود ایمان آورد و دل بست، درحالی که شناخت های ما هر زمان در معرض تغییر و تبدیل است؟ التزام به عقل مدرن، یعنی آمادگی برای تغییر و پذیرش بدیل های تازه و التزام به دین، یعنی اطمینان و استقرار . آنها، به ویژه، مدعی اند که التزام دینی، امکان نقد واقعی و ریشه ای اندیشه های دینی را از ما می گیرد . در پاسخ به این دوستان باید گفت که «جمع میان التزام به یک نظریه در مقام عمل و نقد آن نظریه در مقام نظر، پدیده ای شایع است و در همه قلمروها، از جمله قلمرو علم نیز، بالفعل، جاری است » . برای مثال، عموم دانشمندان نظریه های علمی را تحول پذیر و موقتی می دانند و جامعه علمی، مستمرا، در نقد آن نظریه ها می کوشد . درعین حال، عموم انسان ها، از جمله دانشمندان، بر مبنای همین نظریه های علمی تحول پذیر و غیرجاودانه عمل می کنند و حتی دست به اقدامات خطیری می زنند . باورها و احکام دینی تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود، درست و لازم الاجرا هستند . به علاوه، جنس ایمان به گونه ای است که نمی توان آن را تنها به یک نظریه و درست و غلط بودن آن تقلیل داد . ایمان یک دگرگونی وجودی است . چیزی فراتر از دانستن و قبول داشتن یک یا چند گزاره، علاوه بر آنچه گفتم، و دلالت بر امکان جمع دین داری و نقادی مدرن دارد . به یک معنا می خواهم ضرورت دینی را این چنین جمع، و از آن دفاع کنم . از نظر دینی، خداوند است که محل وثوق و اعتماد می باشد و نه دستگاه های فکری که پرورده ایم .
محور اصلی فعالیت های روشن فکران دینی، نقد «بنیادگرایی دینی » بوده است . کافی است به پیامدهای گسترش بنیادگرایی دینی در جوامع اسلامی، برای مثال الجزایر، توجه کنید، تا اهمیت نقش روشن فکران دینی را در این زمینه دریابید . گمان نمی کنم هیچ جریان دیگری بتواند ادعا کند که در فرآیند نقد بنیادگرایی در ایران، کاری قابل مقایسه با روشن فکران دینی انجام داده است . اما روشن فکران دینی، خارج حوزه دین شناسی نیز دستاوردهایی داشته اند که برخی از آنها را می توان این طور فهرست کرد: ۱ . ایفای نقش محوری در معرفی و ترویج برخی از دانش های مدرن در جامعه علمی ایران . به طور مثال فلسفه علوم تجربی (علم شناسی فلسفی)، فلسفه علم تاریخ و فلسفه دین; ۲ . احیا و تثبیت دیدگاه سه منبع فرهنگی . مطابق این دو دیدگاه، فرهنگ امروز ما از سه منبع ایران پیش از اسلام، دوران اسلامی و مدرنیته تغذیه می کند; و اعتلا و توسعه فرهنگی ما نیز در گرو حفظ عناصر سازگار با عقل و توجه به مسائل واقعی جامعه است; ۳ . مشارکت فعال و مؤثر در نقد بنیان های نظری تمامیت خواهی (توتالیتاریسم) در عرصه اندیشه و سیاست . دقت داشته باشید که تمامیت خواهی، تنها بیماری زمام داران ما نبوده; بلکه اپوزیسیون ما نیز در اغلب موارد به آن مبتلا بوده است; ۴ . ایفای نقش مؤثر در تبدیل سرمشق غالب شناخت شناسی، از «واقع باوری ساده » به «واقع باوری انت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.