تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا شامل 95 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی واقعه عاشورا :

مقدمه

همه کسانی که در پیکار با امام حسین علیه السلام شرکت داشتند، مسلمانانی بودند که در ظاهر نماز می خواندند و در میان آنان هیچ فرد بت پرست، یهودی یا مسیحی ای نبود. همگی آنان – به نقل مسعودی – از مردم کوفه (مقر حکومت علی علیه السلام ) بودند و حتی یک نفر از مردم شام در میان آنان به سر نمی برد.[۱] اما چگونه ممکن است، عده ای با اینکه اهل نماز و روزه اند و در جنگ های صدر اسلام بر ضد دشمنان نبرد کرده و بسیاری از آنان در این راه زخم ها برداشته اند، فرزند پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را – که پس از هزار سال دشمنان و بیگانگان با شنیدن ویژگی هایش شیفته او می شوند – به نام پیروی از اسلام و اقامه خلافت اسلامی، بکشند؛ افرادی که خود، چندی پیش، او را به حکومت بر خود دعوت کرده اند. به راستی علت این تحول چیست و چگونه تغییری این چنین در انسان پدید می آید؟

علل رویارویی مردم با امام حسین علیه السلام

تحولاتی که در رفتار انسان رخ می دهد، به عواملی بستگی دارد. این عوامل در شکل دهی رفتارهای اختیاری انسان مؤ ثرند. در رفتارهای اختیاری انسان که بر اساس اراده، پیش ساختار ذهنی و انگیزه انجام می گیرند، دو دسته از عوامل دخالت دارند: دسته اول، عوامل فکری و نظری هستند؛ بدین معنا که انسان پیش از انجام هر کار، به خصوص امور پیچیده اجتماعی و سیاسی، ضروری است درباره آن فکر کند و مبانی، مبادی و غایت آن را تشخیص دهد. البته هر کس به فراخور بضاعت فکری خود مسائل را تجزیه و تحلیل می کند. برای مثال، کسانی که اندیشه ای عمیق تر دارند، مسائل را به طور کامل بررسی کرده، به ریشه های اصلی آن می رسند و آن که سطحی نگرند، به ظاهر امور بسنده می کنند، اما این گونه افراد نیز برای انجام کارهای خود دلایلی ارائه می دهند. بنابراین زمانی که انسان قصد دارد کاری را انجام دهد – به خصوص زمانی که انجام آن با خطراتی همراه باشد – باید درباره آن بیندیشد و دلیل قانع کننده ای برای انجام آن بیابد؛ چنان که رزمندگان اسلام برای شرکت در جهاد و استقبال از شهادت، دلیلی محکم و انگیزه ای قوی داشتند و با بینش و تفکر معنوی عمیقی وارد میدان می شدند. در مقابل، مخالفان انقلاب نیز برای کارهای خود تفکر و توجیهی دارند.

این دسته عوامل، به شناخت و بینش آدمی باز می گردند. او باید به گونه ای دریابد که آیا عملش صحیح و شایسته سرمایه گذاری هست یا هزینه کردن عمر و جان و مال برای آن، توجیه پذیر نیست. این افکار به اعتقاد کلی انسان به خدا، آفرینش خود، این جهان و جهان پس از مرگ باز می گردند و اینکه آیا پس از مرگ عالم دیگری نیز وجود دارد یا نه؟ و در صورت وجود عالم دیگر، زندگی این جهان و عالم پس از مرگ باهم چه رابطه ای دارند؟ این گونه مسائل باید برای انسان حل شوند تا او بتواند بر اساس باورهای خود تصمیم بگیرد.

دسته دیگری از عوامل نیز در رفتار انسان دخالت دارند که از دایره اعتقاد، تفکر و بینش انسان خارج اند. بدین معنا که گاه انسان به برخی از امور علاقه و تمایل دارد و آنها را انجام می دهد؛ در حالی که ممکن است از نظر فکری آن کارها را زشت و ناپسند بداند. چنان که اغلب کسانی که سیگار می کشند، خود معتقدند استعمال دخانیات ناپسند، و برای سلامت آنان زیان آور است؛ اما با این حال از استعمال آن لذت می برند.

این موضوع، به عوامل شناختی بازنمی گردد، بلکه عامل دیگری در کار است که تمایل به انجام کار را در انسان ایجاد می کند. می گویند عوامل دسته اول به عقل، و عوامل دسته دوم به عشق بازمی گردد. به عبارت علمی تر عوامل دسته اول به شناخت، و عوامل دسته دوم به گرایشها، امیال و انگیزه ها مربوط است. این عوامل، به طور کلی در رفتارهای صحیح و ناصحیح انسان مؤ ثرند. بنابراین اگر تفکر و بینش بر استدلال صحیح استوار باشد، ما را به نتیجه مطلوبی خواهد رساند که سعادت ابدی را در پی خواهد داشت. اما اگر انحرافی در فکر ایجاد شد و انسان سنگ بنای خود را کج نهاده، پایه و اساس تفکر خویش را بر مقدمات غلط استوار ساخت، امیدی به خوشبختی و کام یابی او نخواهد بود؛ زیرا اگر مقدمات اولی تفکر نادرست باشد، تمام افکاری که در پی آن می آیند، راه انحراف خواهند پیمود.

در زمینه کشش ها و تمایلات نیز این امر صادق است. چنان که اگر انگیزه ها و تمایلات انسان جهت دار باشد، ممکن است به راهی درست هدایت شود یا در کوره راههای نادرستی منحرف گردد. برای مثال، انسان به غذا خوردن تمایل دارد. در حالی که هر غذایی برای او مفید نیست. از این روی، می توان میل به غذا خوردن را به گونه ای هدایت کرد که همیشه موجب سلامت انسان باشد. او می تواند هنگام گرسنگی از غذایی که برای بدن مفید است استفاده کند، یا بر اثر عادتهایی بد که در نتیجه تلقینات، تبلیغات و عواملی خاص مانند شرایط محیطی و خانوادگی کسب می شود، به جای گوشت لذیذ بره، از گوشت بعضی حیوانان حرام گوشت – که حتی لذیذ نیستند – تناول کند. بنابراین، میل به خوردن در همگان وجود دارد، اما کیفیت جهت دادن به این میل تا حد زیادی در اختیار خود انسان است.

در زمینه شناخت نیز ممکن است فکر انسان منحرف شود و این امر در رفتار او تاءثیر نامطلوب بگذارد. چنان که در زمینه گرایشها و انگیزه ها، گاه تمایلات انسان به سمت و سوی ناشایستی جهت می گیرد و نتایج ناگواری در رفتار او به بار می آورد. این دو دسته عوامل، در تمام افعال فردی و اجتماعی انسان قابل شناسایی اند. بنابراین همان گونه که هر یک از فعالیتهای شخصی افراد بر سلسله ای از مبانی فکر و نظری و دسته ای از مبانی انگیزشی مبتنی است، مسائل اجتماعی نیز از قواعد خاصی پیروی می کنند.

هنگام بعثت پیامبر گرامی اسلام در جزیره العرب، مردمی که با واقعیت ظهور اسلام روبه رو بودند، از دو منظر متفاوت به این مسئله می نگریستند. در آن زمان، عوامل مختلفی در شکل گیری مسائل فکری و نظری، و گرایشها و انگیزه ها، تاءثیر داشت. ترکیب این افکار و انگیزه ها، نتایج گوناگونی به بار آورد که پیدایش گروهی به نام منافقین از آن جمله بودند.

در ریشه یابی حادثه کربلا نیز می توان به عوامل زیر اشاره کرد:

۱.تقلید ناروا

یکی از علل مهم انحراف در رفتار انسان، تقلید ناروا و بی جا از نیاکان و گذشتگان است. چنان که عده ای از مردم عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به سبب تقلید از عقاید پدران خود رسالت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله را باور نمی کردند. آنان انگیزه ای نیز برای بحث و گفت وگو با آن حضرت و تحقیق و درخواست دلیل و معجزه در این باره نداشتند. این افراد سطحی نگر، به سبب داشتن مبانی فکری سست و بی پایه در حدی نبودند که در این زمینه تحقیق و بررسی کنند. همان گونه که در عصر حاضر بیشتر مردم برای اعتقادات خود در پی دلیل و برهان و یقین نیستند. در آن زمان نیز عده ای از نظر فکری ضعف هایی داشتند و نه تنها پیامبری محمد صلی الله علیه و اله را نمی پذیرفتند، وجود خداوند را نیز باور نداشتند و پرستش بتها را نیز برای آنان به منزله یک سنت بود. همان گونه که در کشور ما بعضی از سنتها وجود دارد و کسانی بدون اینکه دلیل معقولی داشته باشند، آنها را رعایت می کنند.[۲]

پس از گسترش اسلام، بسیاری از مردم بدون دلیل و مدرک کافی مسلمان شدند. برای نمونه، اگر رئیس قبیله ای مسلمان می شد، همه افراد قبیله به دنبال او مسلمان می شدند و اگر روز بعد، همین رئیس، کافر و مرتد می شد، دیگران نیز به اسلام پشت می کردند. دلیل این امر تقلید بی منطق و بدون پشتوانه عقلی بود. البته باید به یاد داشت که تقلید به طور کلی مذموم نیست، و اگر تقلید از زندگی انسان حذف شود، شیرازه حیات اجتماعی می گسلد. آنچه ناپسند به شمار می آید، تقلید کورکورانه، بدون دلیل و بی منطق است.

۲.انحراف در شناخت ها و گرایش ها

چنان که گذشت، تمام انحراف های فردی و اجتماعی به انحراف در دو دسته عوامل مؤ ثر در رفتار انسان، بازمی گردند: انحراف در تفکر، بینش و شناخت؛ و انحراف در میل، انگیزه و جاذبه اجتماعی. اگر تفکر انسان صحیح باشد و کشش های باطنی او نیز در مسیر درست قرار گیرد، دنیا بهشت می شود. مشکلات زندگی اجتماعی که به رفتار انسان ها مربوط می شود، گاه ثمره اشتباه در مبانی فکری یا، به تعبیر دیگر، نادانی انسان است. برای مثال، گاه مسئله ای به درستی برای انسان حل نمی شود، اما او تصور می کند او را به خوبی فهمیده است. چنان که امام خمینی قدس سره نیز در فرمایشهایشان بسیار این عبارت را تکرار می کردند که: «آقایان توجه ندارند». ایشان این تعبیر را درباره فردی که مسئله ای را به درستی درک نکرده بود به کار می بردند. گاه انسان مسئله ای را به درستی می فهمد، اما تمایلی ندارد که براساس فهم خود به آن عمل کند؛ گاهی نیز با آنکه می داند کاری مبنای عقلایی ندارد و برای اجتماع زیان بار است، برای ارضای هوی و هوس خود، بدان دست می یازد. عواملی که در صدر اسلام موجب چنین انحراف هایی شد، از این دو دسته خارج نبودند.

در فرهنگ صدر اسلام، واژه «فتنه» بر چنین وضعی دلالت داشت. در آن زمان، این تعبیر هنگامی به کار می رفت که مردم به رفتار ناهنجار اجتماعی ای مبتلا می شدند و عده ای را به گم راهی و انحراف می کشاندند. چنان که در قرآن کریم این تعبیر، بارها به کار رفته است.[۳] امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در نهج البلاغه درباره فتنه سخن زیبایی دارد. ایشان فرموده است: «منشاء فتنه ها هوی و هوس های پیروی شده و احکام و نظرهای بدعت آمیزی اند که در آنها با کتاب خدا مخالفت شده است. براساس آنها، بعضی از مردم بعضی دیگر را بر مبنای غیر دین خدا دوست می دارند. پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد، بر حقیقت جویان ترسی نبود و اگر حق از مشتبه شدن به باطل مصون می ماند، زبان معاندان از آن دور می ماند. ولی بخشی از این گرفته می شود و بخشی از آن. در این هنگام، شیطان بر دوستانش چیره می شود و تنها کسانی نجات می یابند که رحمت خدا شامل حالشان شده است».[۴]

براساس فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام، فتنه های اجتماعی دو منشاء دارند: نخست هوس هایی که در افراد بشر پیدا می شوند. اگر مردم می توانستند هوس هایشان را کنترل کرده، به مسیر صحیحی سوق دهند و در عمل به آنها جانب اعتدال را نگاه دارند، چنین فتنه هایی پدید نمی آمد؛ عامل دوم نیز مسائلی هستند که به نام دین مطرح می شوند، در حالی که به آن ارتباطی ندارند. انتساب این بدعت ها به دین، به منظور اغفال مردم ساده دلی است که باور می کنند، این امور جزو دین اند، در حالی که چنین نیست و اینها همه بدعت به شمار می آیند، «آراء تبتدع» یعنی نوآوری هایی که بخشی از دین قرار داده می شود در حالی که جزو آن نیستند. در این میان، عده ای از مردم گم راه شده، از آنها پیروی می کنند و از دین منحرف می شوند؛ و در چنین موقعیتی با قرآن مخالفت می شود. زمانی که این آرای جدید به نام دین عرضه می شود، قرآن متروک می گردد، و در روابط میان مردم ملاکهای دینی در نظر گرفته نمی شود. آن گاه است که ارتباط های اجتماعی به اموری ضد دینی بدل می شوند، و اگر عده ای به دنبال باطل می روند نیز به این دلیل است که فتنه گران، عناصر حقی را در مجموعه باطل گنجانده اند که مردم را می فریبد و به سوی باطل می کشاند، و به این ترتیب، کسانی که قصد فتنه دارند، باطل را باحق در آمیخته، به مردم عرضه می کنند. کسی که می خواهد دسته گلی فراهم آورد، از هر گلی شاخه ای می چیند و بعد، شاخه ها را به یکدیگر ضمیمه می کند. اگر تمام گل ها بدبو و مسموم باشند، سراغ آن نمی رود؛ اما اگر همراه با گل های معطر، چند شاخه گل مسموم در این دسته گل قرار داده شود، ممکن است کسانی فریفته گل های خوشبو شده، به تصور اینکه دسته گل خوشبویی را استشمام می کنند، مسموم شوند. در چنین شرایطی که حق و باطل با یکدیگر آمیخته شده است، شیطان می تواند طعمه های خود را از میان مردم شکار کند. در این میان، کسانی طعمه شیطان هستند که از امتزاج حق و باطل فریب می خورند و برای شناسایی حق از باطل آگاهی کافی ندارند؛ چشمشان به نقاط مثبتی دوخته شده و عناصر حق، آنان را به خود جذب کرده است؛ غافل از اینکه در بین عناصر حق، عناصر مسموم و زهرآگینی هست که ایشان را به زوال و نابودی می کشاند. در این میان، تنها کسانی نجات می یابند که براساس تقدیر الاهی و نظام محکم و حکمت آمیزی که خدا برقرار ساخته است، در صدد یافتن حق برآیند و آن را پیدا کنند. اینان از آفت های شیطانی مصون می مانند.

۳.مفاهیم متشابه؛ ترفندی برای فتنه انگیزی

کسانی که قصد دارند در جامعه فتنه ایجاد کنند، حق و باطل را با یکدیگر می آمیزند تا زمینه اشتباه را در جامعه فراهم سازند. این افراد، شعارهای زیبا و فریبنده ای مطرح می کنند و هم زمان، سخنان ناحقی را نیز به آنها پیوند می زنند. در این موارد از الفاظ متشابه، غیر شفاف و چندمعنایی استفاده می شود. در مقابل، الفاظی که معناشان روشن است و کسی درباره آنها به اشتباه نمی افتد، به کار نمی گیرند.

این افراد در سخنرانی ها، بحث ها، نوشته ها، کتاب ها و شعارهایشان الفاظی به کار می برند که بر معانی مختلفی دلالت می کند. بدین ترتیب، همان طور که می توان معانی صحیحی از آنها برداشت کرد و مصادیق خوبی برایشان در نظر گرفت، معنای صرف باطل یا معنای عامی که شامل مصادیق باطل نیز هست، برای آنها تصور کرد. در جامعه امروز، واژه «آزادی» مصداق خوبی برای این گونه الفاظ است و هرکس آن را می شنود، معنای مثبتی در ذهنش تداعی می شود. اما در مقام اختلاط حق و باطل، گفته نمی شود که آزادی از خدا، عقل، دین و ارزش های انسانی منظور از آزادی است، یا آزادی از جهل، ظلم، بندهای اسارت و اوهام شیطانی مراد آنان است. اگر آشکارا گفته شود که منظور، آزادی از بندهای اسارت است، این اشعار برای کسی ناخوشایند نخواهد بود؛ زیرا هیچ کس دوست نمی دارد که دیگران بر کشورش مسلط شوند یا در امور داخلی آن دخالت کنند. شایسته آن است که جامعه ای خود بر سرنوشتش حاکم باشد و دیگران در امور او دخالت نکنند، اما آزادی از خدا، به هیچ روی پسندیده نیست و نمی توان خود را از بندگی خداوند رها کرد. آزادی از ارزش ها و عقل نیز این گونه است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در جایی دیگر می فرماید: انما سمیت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق؛[۵] نام شبهه را بدین دلیل شبهه گذاشته اند، که به حق شباهت دارد.

اگر باطل به حق شباهت نداشت و تشخیص آنها از یکدیگر آسان بود، دیگر فتنه ای پدید نمی آمد. بنابراین فتنه ها در نتیجه آمیزش حق و باطل ایجاد می شود.[۶]

کسانی که در عصر امام حسین ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *