توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زنان در فقه روزآمد ؛ مصاحبه با حجت الاسلام سید عباس نبوی :
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید عباس نبوی متولد سال ۱۳۳۹ ، فارغ التحصیل در دوره های مهندسی مکانیک از دانشکده فنی تهران، سطح چهار فقه و اصول، فلسفه و کلام از حوزه علمیه قم می باشند. تلاشهای علمی ایشان دوره های متعدد تدریس در حوزه و دانشگاه و مقالات علمی تخصصی فراوان در موضوعات مختلف از جمله مقالات «فلسفه قدرت»، «مردم سالاری در حاکمیت اسلامی» و «جامعه مدنی و توسعه یافته اسلامی» و چند تحقیق فقهی است که آماده چاپ می باشد. حرکت همه جانبه و شتابنده جهان امروز، در قیاس با سالیانی قبل، زندگی بشر را به تکوینی جدید رسانیده و چهره ای از هر حیث دگرگون بر آن بخشیده است و از آنجا که بسیاری از قالبها و مدلهای گذشته با زندگی امروز او تناسب نداشته و قابل دوام نیست، جامعه در مسیر خود، یا آن را وانهاده و ملتزمین بدان را طرد کرده و یا در صدد تغییر و تطبیق آن با شرایط روز برآمده است.
سردرگمی و بهت زنان در تلاقی زندگی شخصی و اجتماعی شان با تکالیف دینی و موازین فقهی نیز نتیجه بی قوارگی برخی قالبهای گذشته برای جامعه امروزی است که باید از طریق متولیان امر دین و صاحبنظران فقهی متناسب گردد.
در پی این امر، فرصتی مغتنم دست داد تا در محضر استاد فرزانه، محقق اندیشمند جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر نبوی به طرح و بررسی موضوع بپردازیم و بهره ای در حد زمان محدود و وسعت و عمق قضیه برگیریم. از عنایت ایشان در پذیرش و صبوری و متانت در تحلیل و پاسخ مسائل، نهایت سپاس را داریم.
استاد! مستحضرید که وظیفه فقه اسلامی، تعیین حدود و ثغور عمل مکلفین است و اعمال انسان متأثر از شرایط روز و مسائل جاری عصر می باشد. رویارویی این دو امر با یکدیگر، در وضعیت کنونی و بالاخص با رویکرد جدیِ مدرنیته، فضایی را برای اظهار نظرها و ارائه راهکارها از هر طیف و تفکری باز نموده است.
گرچه این تناقض گریبانگیر همه اقشار و بالاخص متشرعین است، اما زنان در این میان وضعیتی خاص دارند و در تطبیق اعمال آنان در محدوده فقه اسلامی با شرایط اجتماعی روز، تقابل و تضاد بیشتری رخ نموده که نیازمند تعیین تکلیف روشن و جدی است.
به نظر شما چگونه باید به این امر پرداخت و متولی مستقیم این امر چه کسی است؟
این مسئله سه بُعد و سه ضلع دارد اگر ما بتوانیم بین این سه ضلع ارتباط برقرار کنیم جواب سؤال شما داده شده است. بُعد اول: کالبد شکافی زندگی اجتماعی امروزه ما و تفاوتهای مهم و اساسی آن با زندگی در یک قرن یا دو قرن پیش است. ما در روابط روزمره و هفتگی و ماهیانه و سالیانه خودمان، با نوعی از اجبارها و انتخابها مواجه هستیم که بسیاری از آنها یقیناً برای انسانهای قرون پیش وجود نداشته و اجبارهای زندگی در گذشته خیلی کمتر از اجبارهای کنونی بوده است که با ابزارهای پیشرفته و زندگی شهرنشینی امروز عجین شده است. من بدون وام گرفتن از تعبیر مدرنیته برای توصیف زندگی جدید، معتقدم که در دوران گذشته، زندگی به موارد مشخصی از انتخاب ها و یا تحمیل های فردی و نیز انتخابها و یا تحمیل های جمعی محدود و خلاصه می شد؛ هر کس دلش می خواست صبح اول وقت از خواب برمی خواست و کاری را بر عهده می گرفت؛ در ساعات روزانه زندگی و شغل، امکان فراز و فرود بسیاری داشت و فرصتهای زیادی برای واگذاشتن و یا محکم گرفتن کارهایش در اختیارداشت و زندگی را به راحتی سامان می داد و از طرف دیگر اگر تحمیل هایی هم به او می شد، به راحتی می توانست از سر بگذراند و با مشکل چندانی روبرو نمی شد. به همین دلیل، تلقی این بود که رشد بسیاری از انسانها، صرفاً درگرو تلاش ورزی خودشان است و عدم رشدشان هم ناشی از سستی و کاهلی خودشان؛ اما در غالب روابط اجتماعی جدید، ما با اجبارها و انتخاب های بسیار و غیر قابل پیش بینی روبرو هستیم. اگر با این نگاه بخواهید به حقوق زنان و مردان نگاه کنید، به خصوص با تغییراتی که در زندگی انسانها رخ داده، احتیاج به بازنگری و دقت دوباره در این حقوق داریم. زیرا شما قوانین و تکالیف مرسوم را مواجه با قیود و شرایط جدید مشاهده می کنید و به نظر من در قسمت کالبد شکافی اجتماعی و توضیح و تبیین قیود و شرایط جدید، روشنفکران حرفهای قابل توجهی را مطرح کرده اند و زوایای زیادی از زندگی جدید را مورد موشکافی قرار داده اند؛ به رغم اینکه اگر بخواهیم داوری کنیم که آیا روشنفکران درست رفتار کردند و راه مستقیم را رفتند یا منحرف شدند، باید بگوئیم که در مجموع بیشتر آنان منحرف شدند. اما نادیده نگیریم که در بخش کالبد شکافی اجتماعی موفق بودند. به هر حال در این قسمت، سخن از تمجید یا تهدید آنان نیست، بلکه سخن در این است که این کالبد شکافی جزء مسائل مهم روزمره ماست.
ضلع دوم مسئله، این است که زندگی روزمره انسانها پر از بایدها و نبایدهاست و بر خلاف آن نگرشی که علم زدگان یا ساینتیستها دارند و می کوشند زندگی را صرفاً بر مبنای روشنگریهای علم پیش ببرند. آنقدر باید و نباید در زندگی وجود دارد که علم تنها به بخش ناچیزی از آن می تواند بپردازد. بخش هایی از زندگی ما، اصولاً از حیطه علم خارج است؛ مثل بخش های روانی و فکری و معنوی و متافیزیکی زندگی که اکثر این مسائل ریشه در فطرت و ذات انسانها دارند و درک حسی نسبت به آنها محدود است و تمام فلاسفه علم تجربی مرسوم و معمول، ارزش زا نیست و نمی تواند به ما نشان دهد که چه باید بکنیم. بسیاری از باید ها و نبایدها در زندگی روزمره وجود دارند که گریزی هم از آنها نیست، اما در حیطه علم در نمی آیند و در مجموع، می توان فرآیندآن را ارزش سازی و یا هنجارسازی گذاشت. هر جامعه ای در مرحله ارزش سازی، احتیاج به فرهنگ سازی برای تشخیص ارزش از ضد ارزش دارد. در این ضلع از مسئله، اکثراً روشنفکران در دنیای سکولار غرب و در کشور خودمان در طی ۱۵۰ سال اخیر، دائماً ناکام بودند و نقش یک فریب خورده که از راه منحرف شده را ایفا کرده اند. دلیل ناکام بودن آنها هم این است که راه غیرمنطقی و غیر قابل قبولی را که با تفکر دینی ما بطور طبیعی سازگار نبوده طی کرده اند؛ بنابراین در ضلع باید ها و نبایدها در زندگی روزمره، نیازمند حضور جدی دین به ویژه در بُعد اجتماعی آن که در مذهب شیعی جایگاه خاصی دارد و همپای مسائل عبادی اهمیت داشته و دارای ابعاد قوی عقلانی است، هستیم و باید با توجه به تجربه تاریخی مبتنی بر اجتهاد روز آمد و متناسب با موضوعات جدید، باید و نبایدهای زندگی امروزمان را همگام با عقلانیت مورد نیاز، استخراج کنیم.
البته جریان مدرنیته نه تنها با هدف کم کردن، بلکه با هدف حذف کردن بایدها و نبایدها در حد ممکن، بشر را به یک رهایی از قید و بندهای آسمانی و اسطوره ای دعوت می کند، و شاید علت قرار گرفتنش در مقابل سنت همین بوده و مسلماً بشر هر چه دیندارتر باشد، بایدها و نبایدهایش دقیق تر است.
نه خیر اینطور نیست! مدرنیته نیز نمی تواند باید ها و نبایدها را حذف کند. برای انسان دیندار در لحظه ای که باید انتخاب یک باید و یا نبایدی را بکند، این انتخاب مأخوذ از دین است و برای انسان بی دین، مأخوذ از یک جای دیگر است و اینطور نیست که کسی بتواند از بایدها و نبایدها فرار کند؛ می تواند باید و نباید دیگری را به جای باید و نباید اول جایگزین کند و یا جابجا کند ولی نمی تواند اصل باید و نباید را از بین ببرد.
اینطور نیست که انسان بتواند بدون داشتن وجه هنجاری دست به عمل بزند. بنده به گزاره ای معتقدم که فکر می کنم خیلی هم تعیین کننده است و آن اینکه «عمل، اصولاً و همواره دارای بُعد هنجاری است و هیچ وقت عملی خارج از بُعد هنجاری نیست». یعنی هر عملی محکوم می شود به اینکه خوب است یا بد است یا اشکالی ندارد. وقتی عمل بُعد هنجاری داشت، فرقی نمی کند که انسان دیندار باشد یا غیر دیندار. لاجرم باید بُعد هنجاری خود را از جایی بدست آورد؛ دینداران آن را از دین بدست می آورند و غیر دینداران از اعتقادات مخصوص به خودشان می گیرند. پس این ادعا درست نیست که بگوییم چون دیندار است بایدها و نبایدهای او زیاد است و اگر دیندار نباشد بایدها و نبایدهای او کم است. در این مرحله همه انسانها با هم مساوی هستند. بوعلی سینا در نمط هشتم اشارات وقتی راجع به عمل خیر و لذت و درد بحث می کند، توضیح می دهد که اینها برای انسان در هر زمان وجود دارد و قابل فرار نیست! ما گاهی به این وضع دچار می شویم که نمی خواهیم سخن از لذت به میان آوریم، ولی به قول بوعلی، هر آنچه که کمال است در آن یک لذتی هست؛ بنابراین اصلاً نمی شود چنین تلقی کنیم که انسان از چیزی لذت ببرد در حالیکه درک کمال نسبت به آن نداشته باشد و یا بالعکس. بوعلی توضیح زیبایی را نیز ذکر می کند و می گوید آن کسی که از معصیت و گناهی لذت می برد، در آن لحظه گناه به نظرش می آید که به نوعی کمال دست یافته است ولی پشیمانی بعد از گناه، آن ارزیابی کمال را دچار تزلزل می کند. در مسئله باید و نبایدها واقعاً ما همین وضع را داریم؛ انسان ملحد هم قبلاً در باره فعلش فکر می کند و چون به نظر خودش باید آن را انجام دهد اقدام به عمل می کند و «بایستی» کار را از منابع غیر دینی می گیرد و آن منابع برای او الزام کار را تفسیر می کند. بهر حال در این ضلع ما همواره دغدغه ای جدی نسبت به پاسخگویی لحظه به لحظه در مورد باید و نبایدی عمل انسان ها داریم. در این مرحله باید توجه داشته باشید که نقش دین بخصوص در تفکر اسلامی شیعی خیلی مهم است.
و اما ضلع سوم مقدمه ما، معطوف به ترکیب بایدها و نبایدها با کالبدِ اجتماعی زندگی امروز است که با سختی ها و نقاط کور بسیار زیادی همراه است و به شکل موضوعها و محمولهای ساده و بسیطی که ما در قرون گذشته داشته ایم نیست. در این جا چگونگی رسیدن به بایستگی عمل از بُعد هنجاری و از بُعد شناخت واقعیت موضوعی، مسئله بسیار مهم و حساسی است. حضرت امام (رضوان الله تعالی) علیه نظریه کلی شان این بود که ما بسیاری از مسائل جدید را چه به لحاظ موضوعی و چه به لحاظ حکم و وجه اجتماعیش، باید در قالب یک نظام حکومتی پاسخ دهیم والا در قالب مباحث نظری، پاسخها تبدیل به آراء و فتاوا و نظرات جدای از هم می شوند که چه بسا به فرموده حضرت امام، بحثهای مدرسه ایِ خسته کننده ای پیش می آید که برای جامعه به هیچ وجه قابل استفاده نیست. بنابراین تلفیقی از کالبد شکافی موضوعی و یافتن احکام، ما را به این مرحله می رساند که مرجعیتی که هم دین و هم علوم و دانش پیشرفته بشر هر دو نسبت به داوری آن رضایت خاطر حاصل می کنند، در درون نظام حکومتی تعبیه شود. خوشبختانه در نظام جمهوری اسلامی که مرجعیت اجتماعی و سیاسی، رهبری دینی رأس نظام است، شورای نگهبان قانون اساسی و شورای تشخیص مصلحت نظام برای همین کالبد شکافی های اجتماعی قرار داده شده است تا همه جوانب از این جهت سنجیده شود.
این ابعاد سه گانه در تمام مسائل زنان وارد است. اگر بخواهیم فقط به مباحث نظری اکتفا کنیم، ممکن است در مسیری گام برداریم و پیش برویم که یک نگاه باید و نباید وارونه بر شناخت موضوعی حاکم شود و از کنار خیلی از موضوعات به راحتی بگذریم و یا بالعکس، آنقدر در موضوعات جلو برویم و آنها را به دسته بندی هایی که در منظر جامعه شناسان به تیپولوژی های اجتماعی شاخص دار و متمایز از هم، قابل تقسیم و تدوین اند ریز کنیم. بنابراین ظرافت کار به اینجا بر می گردد که ما در قالب موضوع شناسی و در فرآیند یافتن احکام، بتوانیم به تعبیر فقهی همچنانکه در گذشته راه تناسب میان حکم و موضوع را طی می کردیم، امروزه هم گرچه موضوع پیچیده شده است و دارای ابعاد فراوان است، در عین حال تناسب حکم و موضوع را از دست ندهیم. در حقیقت، پس از بحثهای کلی، سریعاً باید آستین را بالا زد و به مباحث مصداقی و مشخصی که هر بخش و قشر اجتماعی نیاز دارد پرداخت و بنده به سهم خودم، حرکت در یک مجموعه فقهی را شروع کرده ام که فعلاً صحبت کردن از جزئیات آن زود است. بحث در عناوین کلی زود و سریع پیش می رود، ولی این بحثها وقتی در چارچوبها و عناوین مشخص جلو می رود، قاعدتاً حساسیت های بیشتری را برمی انگیزد. اجازه دهید من یکی دو مثال عرض کنم. مراجع تقلید ما در ملحقات مباحث «کتاب النکاح» بحث هایی راجع به حقوق والدین ذکر کرده اند. بحث عمده ای در اینجا، به صورت قضیه کلیه مطرح شده که فرزند همواره باید رفتاری را انتخاب کند که پدر و مادر از او راضی باشند و اگر او کاری کند که پدر و مادر را از خود برنجاند، رفتارهای او شرعاً دچار مشکل می شود؛ مثلاً در مسافرت نمازش تمام است و معصیت کرده است و غیره. اما با کالبد شکافی اجتماعی جدید، مسئله رضایت پدر و مادر، دیگر نمی تواند به صورت موضوعی کلی و بسیط تلقی شود؛ زیرا در این صورت، چه بسا امروزه نظام اجتماعی ما در وجوه مختلف دچار بن بست شود. امروزه تقریباً همه ما مبتلا به این هستیم که دیگر بخشی از کلیت آن فتوا را عمل نمی کنیم و این به خاطر همین اجبارهای تغییر دهنده موضوع است که در پاره ای شرایط جدید، امکان تحصیل رضایت را به ما نمی دهد؛ می توان موارد فراوانی از جوانان را شاهد آورد که در گزینش شغل، مسکن و حتی ازدواجشان، در شرایطی قرار گرفته اند که امکان تحصیل «رضایت مطلق» پدر و مادر برای آنان وجود ندارد. بنابراین فتوا اگر بخواهد باز هم به صورت کلی مطرح شود، امکان حضور در روند رفتارهای اجتماعی افراد را از دست می دهد. البته باید توجه داشت که فتوا انکار نمی شود و یا ضربه نمی خورد، بلکه موانع اجتماعی و یا در حقیقت اصطکاکهای دیگر، سبب می شود که فتوا امکان عمل نداشته باشد. دقیقاً از همین روست که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در پاسخ آقای قدیری فرمودند که اگر ما متناسب با موضوعات روز نتوانیم فتوای روزآمد بدهیم، مجبوریم زندگی و تمدن جدید را محکوم کنیم و دائماً بگوییم شرایط تکوینی منحرف شده است. در نتیجه، به جایی خواهیم رسید که صدها میلیارد رفتاری که برای انسان امروز اتفاق می افتد، از ۹۹% آن ناراضی هستیم و این همان محکوم کردن تمدن و زندگی جدید است. این نارسایی، به ویژه وقتی وارد حوزه تصمیم گیری ها و برنامه ریزی اجتماعی شود، جامعه را به بن بست دچار می کند و هنگامی که بن بست آغاز شد، دیگر ما نمی توانیم آن حالتِ مطلق فتوا یا حکم را فوراً به حالت مقید تبدیل کنیم؛ زیرا در این صورت فتوا ضربه می خورد و بحران اجتماعی فراگیر می شود. مثال دیگری عرض کنم. در دادگستری جمهوری اسلامی، وقتی قاضی می خواهد دعوای زوج و زوجه را حل کند، اولین کاری که می کند این است که به مأمور دادگاه تأکید می کند که مادر و پدرِ زوجین را از صحنه دادگاه خارج کند، در حالی که به لحاظ جنبه شرعی فتوا و لزوم تحصیل رضایت پدر و مادر، باید او را پیشگام قرار دهیم، ولی در آئین دادرسی مبتنی بر نیازهای روز، حضور این دو در جلسه دادگاه مخلّ ارزیابی می شود. امروز اجبارهای زندگی جدید، قاضی را به جایی می رساند که در آیین دادرسی، پدر و مادر را به عنوان مخل تلقی می کند و می گوید که هر کسی غیر از زوجین، باید از محدوده دعوا بیرون برودتا طرح دعوا آغاز شود. چرا؟ زیرا زندگی خویشاوندی جمعی دگرگون شده و واحد خانواده و زوجین با زندگی تک واحدی و شرایط پر پیچ و خم و ویژه اش، جایگزین زندگی جمعی گذشته گردیده است.
در حقیقت می فرمائید جای تابع و متبوع عوض شده، در گذشته ما باید تابع فقه می بودیم و الآن فقه باید تابع ما باشد؟
نخیر، نتیجه بحث من تابع شدن فقه نیست، بلکه فقه ما باید خودش را روزآمد کند و جوابگو باشد. ما باید مسائل را بطور اجتهادی بررسی کنیم نه اینکه دین را عوض کنیم؛ دین عوض نمی شود، بلکه به لحاظ مواجهه با واقعیت های جدید، همچنان به احکامی تقسیم و تفریع می شود که از مطلق احکام به سوی مقید و مقیدتر پیش می رود.ببینید، بطور کلی شرط قدرت، استطاعت، علم و بلوغ از شرایط تکوینی تکلیف است؛ بنابراین وقتی تکوین ویژگیهای این شروط را تغییر می دهد، طبیعی است که فتوا و نظر در اینجا نمی تواند ثابت باشد و تحجر همین است که فتوا بخواهد سرجای خود باقی بماند و به ویژگیهای جدید این شروط توجه نکند. اصل مسئله ای که امام تأکید کردند و پافشاری نمودند این بود که موضوعات جدید، اموری هستند که در زندگی تکوینی بوجود می آیند و ما نه تنها دلیلی برای محکوم کردن آنها نداریم؛ بلکه در زندگی انسان، کمال طلبی، جستجوگری و ابداع و اختراع و ابتکارات است که این زندگی را دائماً پیچیده تر می کند. بنابراین، فتوا باید متناسب با این تغییرات بتواند به شرایط مختلف جواب بدهد و طبیعی است که ما در شرایط مختلف یک فتوا نداریم. امروز و در این شرایط جدید، در بسیاری از موارد یا اصلاً فتوایی وجود ندارد و یا فتواها آنقدر کلی اند که جواب گوی مسائل نیستند. و هرچه شخص می خواهد خود را با آن تطبیق دهد، با مشکل مواجه می شود. این مشکل از کجاست؟ خودش را محکوم کند و یا دنیا را محکوم کند. به نظر من هیچ کدام محکوم نیستند؛ فرآیند سه ضلعی اجتهاد به درستی طی نمی شود.
آیا تخصصی کردن ابواب فقه فرصت مناسبتری به فقیه نمی دهد که همه جانبه به یک مسئله بپردازد و یا گروهی مسئولیت پژوهش کامل را داشته باشند و اطلاعات مکفی در اختیار فقیه قرار دهند.
نظر من دقیقاً همین است، زیرا مجتهد جامع الشرایط بالفعل در تمام ابواب محال است؛ این ادعا را من قبلاً در کیهان اندیشه شماره ۶۷مطرح کردم و خیلی از فضلاء هم از این مطلب استقبال کردند، زیرا ضرورت این مسئله برای اکثر مجتهدین مشخص است. من معتقدم تمام آنچه که در شرایط کنونی ایجاد می شود، نیاز به اجتهاد جدید دارد. این مضمون را شهید مطهری بارها به صورت کلی مطرح کرده اند، یعنی اگر با تکوین مبارزه کنیم، متحجریم. مثلاً: حضور مردم و اعلام رأی در خصوص سرنوشت خودشان، الآن جزء مباحث حقوق سیاسی که باید و نباید نسبت به آن تعلق گیرد نیست، من معتقدم ما در دنیایی به سر می بریم که این مسائل جزء تکوین ما می شود همچنان که با طبیعتی شهری سروکار داریم که متفاوت با آن طبیعت روستایی پر از درخت و صحرای گذشته است. شهرنشینی به طور عجیبی با این زندگی درهم پیچیده شده است و آنچه که در تکوین زندگی ما وارد می شود، منتظر نمی شود که ما آن را محکوم کنیم یا قبول کن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل زندگی سالم با کسب روزی حلال
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.