تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی شامل 71 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زینب علیها السلام؛ حر و آزاده از تمام تعلقات دنیوی :

مقدمه

حضرت زینب(ع) لقبها و عنوانهای زیادی دارد که هر کدام بیانگر یکی از مقامات آن بانوی مکرّمه(ع) است. مانند: عقیله بنی هاشم، قهرمان کربلا، اسیر آزاده، صبور و مقاوم (اَلسَّلَامُ عَلَی قَلبِ زَینَبِ الصَّبُور)، عاشق حسین(ع)، فدایی اسیران و کودکان، رسواگر یزید و یزیدیان، بلاکش دوران، ام المصائب و…؛ چنانچه در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: «سَلَامٌ عَلَی المَرأَه الصَّالِحَهِ وَ المُجَاهِدَهِ النَّاصِحَهٍ وَ الحُرَّهِ الاَبِیَّهِ وَ الکَبوَهِ الطَّالَبِیَّهِ وَ المُعجِزَهِ المُحَمَّدِیَّهِ؛ سلام بر بانوی نیکو رفتار و تلاشگر [و مجاهد] خیرخواه و آزاده ثابت قدم و شیر زن خاندان ابی طالب(ع) و معجزه محمّدی(ص).»

یکی از لقبهای آن حضرت، حرّه و آزاده از تعلّقات است. حرّ را معنا کرده اند: کسی که سرنوشت خود را در دست دارد و برده کسی نیست. حرّ؛ یعنی آزاد و مستقل. خالص هر چیز را حُرّ می گویند. فرس حرّ؛ یعنی اسب اصیل. طین حُرّ؛ یعنی خاکی که خالص است و ریگ ندارد. منطقهٌ حُرّهٌ؛ یعنی منطقه آزاد که قید و قیود گمرکی را ندارد.[۱]

آزاده ای که مقصود ماست؛ یعنی آزاده از تعلقات دنیوی. مهم ترین تعلقات دنیوی عبارت است از: حبّ دنیا و مقامات آن، حبّ مال و ثروت، علاقه به اهل و عیال (زن و فرزند ) و… ادعای ما این است که حضرت زینب(ع) در عین حال که بهترین موقعیت برای هر یک از امور فوق را داشت؛ اما اسیر هیچ یک از آنها نشد و با حرّیت تمام در کربلا حاضر شد.

در اینجا اشاره ای به ابعاد مختلف آزادگی در زندگی حضرت زینب(ع) می کنیم:

الف) آزاده از مال دنیا

حضرت زینب(ع) در ناز و نعمت زندگی می کرد. عبدالله بن جعفر(ع) از نظر ثروت در مدینه معروف بود. قصه ای از پیامبر اکرم(ص) درباره دعای در حق او نقل شده است که شنیدنی است: روزی پیامبر(ص) از کنار عبدالله می گذشت (در حالی که وی کودک بود)، دید چیزی از گل می سازد و به کودکان می دهد، حضرت از او پرسید: این چیست و چه کار می کنی؟ عرض کرد: این را به کودکان می فروشم. فرمود: با بهای آن چه می کنی؟ گفت: رطب می خرم و می خورم. حضرت فرمود: «اللَّهُمَّ بَارِک لَهُ فِی صَفْقَهِ یمِینِهِ فَکانَ یقَالُ مَا اشْتَرَی شیئاً قطُّ إِلَّا رَبِحَ فِیهِ؛[۲] خداوندا! او ار در خرید و فروشش برکت ده. از آن به بعد عبدالله هر چیزی که می خرید، از آن سود می برد.» ثروتش به جایی رسید که در توانگری ضرب المثل شد و چون وی بسیار سخی بود، مردم مدینه او را عبدالله جعفر سخاوتمند می گفتند و چون یکی از دیگری وامی می گرفت، به وی می گفت تا وقت عطا و تقسیم عبدالله بن جعفر به تو می پردازم.

وقتی فردی به او خبر داد که از یکی از کنیزانت خداوند پسری به شما داده است، یکصد هزار درهم به او مژدگانی داد.[۳]

حضرت زینب(ع) چنین شوهر پولداری را در مدینه جا گذاشت و همراه برادر به سوی کربلا حرکت کرد. این حرّیت اوست که در بند دنیا نبود، در حالی که افراد زیادی شاید قلباً دوست داشتند در کربلا حاضر باشند؛ ولی عشق و دلبستگی به دنیا مانع از حضور آنان در کربلا شد.

در هشت سال دفاع مقدس، عده ای سالها در جبهه ماندند و هرگز دنیا مانع حضور آنان در جنگ نشد؛ ولی کسانی هم بودند که دلبستگی دنیا اجازه نداد حتی یکبار در جبهه حاضر شوند. جهاد در راه خدا، شهادت طلبی، دفاع از دین و اسلام، نیاز به حرّیت و زهد دارد.

روحیه حرّیت در وجود حضرت آسیه(ع) متبلور است که با وجود زندگی در خوشی ولی وقتی ایمانش در کاخ فرعون به خطر افتاد، از خدا خواست: «إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَک بَیتاً فِی الْجنَّهِ وَ نجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظالِمینَ»[۴]؛ «پروردگارا! برای من نزد خودت خانه ای در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و از مردم ستمکار نجات ده!»

ب) آزاد از تعلق به فرزند

دومین چیزی که انسان به آن تعلقِ خاطر شدیدی دارد، فرزند است که خداوند جهت آمادگی حضرت ابراهیم(ع) برای نیل به مقام امامت، دستور سختی به او می دهد، و آن این است که باید فرزند خود را قربانی کنی و تعلق خویش را به او در مقابل تعلق به دوست فدا نمایی: «فلَمَّا بلَغَ مَعَهُ السَّعْی قالَ یا بُنَی إِنی أَری فی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُک فَانْظُرْ ما ذا تَری قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی إِن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرین»[۵]؛ «هنگامی که با او به [مقام] سعی رسید، گفت: پسرکم! همانا من خواب می بینم که تو را ذبح می کنم، پس با تأمل بنگر، رأی تو چیست؟ گفت: پدرم! آنچه به آن مأمور شده ای، انجام ده. اگر خدا بخواهد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.»

و درباره عموم مردم نیز در قرآن می فرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی ءٍ منَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»[۶]؛ «و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی و ثمرات باغ زندگی] آزمایش می کنیم و صبرکنندگان را بشارت ده.»

در «روض الجنان» می خوانیم که رسول خدا(ص) می فرمایند: «چون از بنده مؤمن فرزندی بمیرد، خداوند متعال به فرشتگان می فرماید: وقتی فرزند بنده مرا گرفتی، و میوه دلش را از او جدا کردی، بنده ام در آن حال چه گفت؟ عرض کردند: بار خدایا! تو را حمد کرد و کلمه استرجاع به زبان جاری نمود. خطاب می رسد: برای بنده من در بهشت خانه ای بنا کنید و آن را بیت الحمد بنامید.»[۷]

قطعاً حضرت زینب(ع) این امتحان را در پیش دارد؛ چراکه مقام «اَنْتِ عَالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلِّمَهٍ؛[۸] تو دانایی هستی که تعلیم [انسانی] ندیده ای!» را داشت.

امام صادق(ع) می فرمایند: «أَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبِیونَ ثُمَّ الْوَصِیونَ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ إِنَّمَا یبْتَلَی الْمُؤْمِنُ عَلَی قَدْرِ أَعْمَالِهِ الْحَسَنَهِ فَمَنْ صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِک أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم یجعَلِ الدُّنْیا ثَوَاباً لِمُؤْمِنٍ وَ لَا عُقُوبَهً لِکافِرٍ؛[۹] سخت ترین مردم از نظر گرفتاری [و امتحان] انبیاء(ع) هستند، آنگاه اوصیا، سپس کسانی که به آنها نزدیک ترند. همانا خداوند مؤمن را به اندازه اعمال نیکش امتحان و گرفتار می کند، پس کسی که دین و عملش صحیح باشد، گرفتاری و امتحانش سخت تر است و رازش این است که خدای عزیز و جلیل، دنیا را پاداش مؤمن و عقوبت کافر قرار نداده است.»

هر که در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش می دهند

لذا حضرت زینب(ع) باید از فرزند خویش نیز دل بکند و حرّیت خود را در این وادی ثابت نماید، و ثابت نیز کرد؛ زیرا در کربلا یک فرزند و دو فرزند خوانده خود را در راه خداوند تقدیم نمود: یکی عون و محمد را نزد امام حسین(ع) فرستاد و آن دو در وادی عقیق به امام(ع) ملحق شدند.

عون در روز عاشورا با رضایت قلبی پدر و مادرش به میدان رفت و این رجز را خواند:

إِن تنکِرُونِی فَاَنَا ابنُ جَعفَرٍ

شَهِیدُ صِدقٍ فِی الجَنَانِ اَزهَرُ

یَطِیرُ فِیهَا بِجَنَاحٍ اَخضَرَ

کَفَی بِهَذَا شَرَفاً فِی المَحشَرِ[۱۰]

«اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر طیّارم. شهید صدقی که با بالهای سبز خویش در بهشت پرواز می کند و این شرف در روز محشر کفایت می کند.»

حضرت زینب(ع) فرزندان جوان خویش را فرستاد و علاقه مادری مانع فرستادن آنان به میدان جنگ نشد؛ زیرا زمانی که فداکاری در راه امام زمانش مطرح باشد، به راحتی از غیر او دل می کند و حرّیت خویش را در این مسئله به تمام تاریخ ثابت می کند.

نوشته اند که حتی کنار جنازه فرزندانش نیامد تا مبادا عرق خجالت را بر پیشانی برادر مشاهده کند.

جای تعجب نیست رویشهای انقلاب اسلامی ما هم که در همین مکتب درس آموخته اند و افتخار مدال مدافعان حرم بی بی زینب(ع) را کسب کرده اند در وصیت نامه خود به فرزندش بنویسد: «بدان که تو و مادرت را خیلی دوست دارم بعضی وقتها دل کندن از چیزهای خوب باعث می شود که به چیزهای بهتر برسی، من از تو و مادرت دل کندم تا بتوانم نوکری حضرت زینب(ع) را بدست آورم.»[۱۱]

ج) آزاد از تعلقات دنیوی

دل کندن از وطن، دوستان و بستگان درجه یک، کار ساده و سهلی نیست، آن هم با تن دادن به مسافرت سخت و دشوار و آواره شدن در آبادیها و بیابانها، مخصوصاً با وجود دشمنان و خطرات طبیعی.

حضرت زینب(ع) همراه برادرش در ۲۸ رجب ۶۰ هجری از مدینه حرکت کرد؛ سفری که سراسر ترس و اضطراب بود. به این گزارش تاریخی توجه کنید:

«امام حسین(ع) روز یک شنبه، دو روز قبل از ماه شعبان سال شصت هجری، از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. فرزندان، برادران، برادزادگان، خواهران و اکثر اهل بیت(ع) به جز محمد بن حنفیه، حضرت را همراهی می کردند. امام(ع) در حال حرکت این آیه را تلاوت می کرد: «فخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَب نجِّنی منَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»[۱۲]؛ «پس [موسی] ترسان [و نگران]، در حالی که [حوادث تلخی را] انتظار می کشید، از شهر بیرون آمد [در آن حال] گفت: پروردگارا! مرا از این مردم ستمکار نجات بده!»

امام حسین(ع) برای رفتن به مکّه راه اصلی و عمومی را اختیار کرده بود و در پاسخ کسانی که می گفتند: اگر ما نیز از راهی که ابن زبیر انتخاب کرده بود (بیراهه) می رفتیم، شاید از تعقیب دشمنان در امان بودیم. فرمودند: نه! به خدا سوگند راهی جز این راه نخواهیم رفت تا مشیت الهی به وقوع بپیوندد.[۱۳]

حرکت امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکّه زمانی بود که به ایشان خبر رسید یزید لشکری را به فرماندهی عمرو بن سعید بن عاص به مکّه گسیل داشته و او را امیرالحاج قرار داده و به او تأکید کرده که هر جا حسین(ع) را بیابد، بی درنگ او را بکشد.

حضرت در شب جمعه، در حالی که سه شب از ماه شعبان گذشته بود، وارد مکه شد. مکه ای که اهل آن سخت با اهل بیت(ع) دشمنی داشتند و نسبت به ساحت علوی بی حرمتی می کردند. امام سجاد(ع) می فرمایند: «مَا بِمَکهَ وَ الْمَدِینَهِ عِشْرُونَ رَجُلًا یحِبُّنَا؛[۱۴] در مکّه و مدینه بیست نفر نبود که دوستدار ما باشند.»

از طرف دیگر، امام حسین(ع) اطلاع یافت که سی نفر از مزدوران یزید جهت ترور ایشان به مکّه اعزام شده اند، لذا مجبور شد تا در روز سه شنبه هشتم ذی الحجّه، پس از چهار ماه و پنج روز اقامت، از مکه به سوی عراق برود. درست همان روزی که مسلم بن عقیل(ع) در کوفه قیام کرد و به شهادت رسید.[۱۵]

مسیر مکّه تا کربلا ۲۴ روز طول کشید و حضرت زینب(ع) حرّ و بی علاقه به دنیا به این مسافرت لااقل پنج ماهه سراسر زحمت، ترس و گرفتاری است. تازه این پنج ماه آغاز قضیه بود؛ چون اصل گرفتاری و سختی ها بعد از آن بوده است؛ هرچند حضرت زینب(ع) از آن هم بی خبر نبود؛ چراکه از رسول خدا(ص) تا پدر، مادر و برادرانش داستانها و گرفتاریهای این سفر و سرانجام آن را بارها شنیده بود.

و تا آخرین لحظه و قطره جام بلای داستان عشق به ولایت را سر کشید و آنی از آن احساس نارضایتی نکرد. این است که م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *