توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور»!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ساخت فکری و رفتاری نیروی قدس در مواجهه با «اشغال» و «ترور» :
مقدمه
تولد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشدید مداخلات نظامی امریکا در منطقه هم زمان شد. پس از آنکه صدام حسین در ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (دوم آگوست ۱۹۹۰) کویت را به تصرف خود در آورد، امریکا به منظور بازسازی محوریت خود در تحولات جهانی و به نمایش گذاشتن آن در شرایط فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که نشانه های آن بروز کرده بود و یک سال بعد در آگوست ۱۹۹۱ محقق شد، حمله عراق به کویت را بهانه قرار داد و با تکیه بر قطعنامه ۲۶ دی ماه شورای امنیت سازمان ملل یک «ائتلاف عملیاتی بین المللی» تشکیل داد.
ائتلاف امریکا ترکیبی از ۲۲ کشور بود که البته تنها نیمی از آن کشورها موضوعیت داشتند. کشورهای عضو اصلی ائتلاف شامل امریکا و کانادا از قاره امریکا، انگلیس، فرانسه و اسپانیا از قاره اروپا، مصر از قاره افریقا و ترکیه، عربستان و پاکستان از قاره آسیا بودند. ائتلاف امریکا در این اقدام ۸۱۴۰۶۴ نیروی نظامی را پای کار آورد که سهم این کشور ۵۷۵ هزار نیرو و سهم اروپا ۶۰۶۶۳ نفر بود. به عبارتی سهم امریکا و دول غربی همراه آن حدود ۷۸ درصد بود و سهم عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان به عنوان متحدان منطقه ای امریکا هم ۵۰۰/۱۴۲ نفر معادل ۵/۱۷ درصد بود. حدود ۴ درصد باقی مانده از سوریه، کویت، امارات، مراکش، بنگلادش، عمان، نیجر، بحرین، سنگال، چکسلواکی، هلند، هندوراس و افغانستان تأمین شدند که به طور نمادین در این ائتلاف حضور داشتند و در مجموع ۳۱۴۰۱ نفر بودند.
تعداد نیرو و مجموعه امکانات نطامی که در این مواجهه به کار گرفته شد بیانگر آن است که امریکایی ها در نظر داشتند عملیات آزادسازی کویت را به عملیات اقتدار امریکا تبدیل کنند و از این طریق موانع را از سر راه سیطره مطلق امریکا بر جهان بردارند؛ چنان که در همین سال جرج بوش اول در اظهارنظری که روی عرشه یک ناو امریکایی در اقیانوس هند کرد از در پیش بودن قرنی امریکایی خبر داد.
امریکا برای آنکه بتواند یک «موفقیت شگرف» را شکل دهد، در جریان آزادسازی کویت، همه ظرفیت رهبری نظامی خود شامل کالین پاول، رئیس ستاد مشترک ارتش، پل ولفووویتز، معاون وزیر دفاع، و نورمن شوارتسکف، فرمانده مشهور امریکایی را پای کار آورد؛ این در حالی که در مقابل آنان ارتشی فرسوده، منزوی و غیرمحبوب قرار داشت و از این رو چند هزار نیرو برای عقب راندن ارتش صدام از کویت کفایت می کرد. امریکا در این عملیات بخش جنوبی عراق تا رود فرات را به اشغال در آورد، ۱۷۵ هزار نیرو عراقی را به اسارت گرفت و دست کم ۲۰ هزار نفر از آنان را به قتل رساند.
اقدامات جرج بوش اول بعدها در دوره بوش دوم و حتی باراک اوباما دنبال شد و این نشان می دهد که سیطره بر جهان و تک قطبی کردن آن یک «تصمیم همه جانبه» در امریکا بوده است. در این میان اوباما هم که با ادبیات انتقادی نسبت به وضعیت دهه ۲۰۰۰ روی کار آمد و سیاست های دوره بوش را به باد انتقادات تند گرفت، این خط اصلی را رها نکرد. او در دومین مراسم تحلیف خود در اول بهمن ۱۳۹۱ (۲۱ ژانویه ۲۰۱۳) از بی مرز بودن امریکا و ظرفیت بی انتهای آن برای خطر کردن خبر داد و گفت که نیروهای نظامی امریکا در جهان رقیب و هماوردی ندارند و اضافه کرد که امریکا قصد دارد نهادهایش را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزها گسترش دهد. او گفت: «ما صاحب همه کیفیت های لازم برای برآوردن نیازهای بی مرز جهان امروز هستیم؛ جوانی و شوق، تنوع فرهنگی و اشتیاق و ظرفیت بی انتها برای خطر کردن به ما در این راه کمک می کنند. .. مردان و زنان امریکایی که یونیفورم نیروهای مسلح امریکا را به تن دارند و در نبردها آبدیده شده اند، رقیب و هماوردی ندارند. .. ما نهادهایمان را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزهایمان گسترش خواهیم داد. .. سخنان مارتین لوترکینگ را بشنوید که می گفت آزادی های فردی ما با آزادی های هر موجود زنده ای پیوند ناگسستنی دارد» (http: //voanews.com).
لشکرکشی امریکا به عراق و شکل دهی به ائتلافی جهانی و منطقه ای و نوع ادبیاتی که امریکایی ها در آن مقطع و پس از آن به کار می بردند، تهدیدی مهم برای جمهوری اسلامی ایران نیز به حساب می آمد؛ زیرا از یک سو گستره تهدید در جنوب و غرب ایران بود و از سوی دیگر، در آن مقطع، ایران تنها مانع مهم سر راه سیطره مطلق امریکا به حساب می آمد.
در ایران این موضوع نگرانی هایی را به دنبال داشت. اعلام آماده باش نظامی و اعزام چندین لشکر سپاه و ارتش ایران به سمت مرزهای جنوب غربی که نزدیک یک سال به درازا انجامید، از عمق نگرانی های ایران حکایت می کرد. در این میان رهبر معظم انقلاب اسلامی با برآورد دامنه و عمق تهدید، دستور تشکیل دو نیروی مقاومت و قدس را صادر کرد. نیروی مقاومت با فلش داخلی و نیروی قدس با فلش خارجی، ابتکار عمل استراتژیک به حساب می آمد. وقتی امروز با گذشت بیش از دو دهه از رسیدن نظام به تصمیم استراتژیک، به وقایع این دوران نگاه می اندازیم، می توانیم ارزش آن را بهتر درک کنیم.
چارچوب نظری
کارامدی سازمان با توانایی آن در مواجهه با «رخدادهای غامض» محک زده می شود. یک سازمان کارامد درون خود ظرفیت هایی دارد که در مواجهه با امور غیرمترقبه از آن استفاده می کند. در این شرایط یک سازمان کارآمد تلاش می کند ابتدا موضوع را «درست» و «مطابق واقع» بفهمد و پس از آن امکانات خود را برای مدیریت آن آماده و سازماندهی کند و برای حل آن یک چشم انداز به گونه ای که مراحل آن رتبه بندی و اولویت گذاری شود، ترسیم کند.
براساس نظریه های سازمانی، سازمان ها به لحاظ هدف گذاری و رویه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنها به طور متمرکز و ریاستی تعیین می شود و سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنان تابع اراده جمعی است و به صورت شورایی انجام می شود. سازمان های دسته اول هدف گذاری معین و الزامی دارند و در این میان تشخیص رأس بر قاعده و بدنه رجحان دارد. این گونه سازمان ها شکلی «هرم گونه» دارند و بدنه و قاعده، بخش های زیرین و عملیاتی آن را تشکیل می دهند.
سازمان های دسته دوم هدف گذاری معین و الزامی ندارند و عمدتاً تابع «ضرورت ها» هستند. در این سازمان ها، رأس سازمان به نمایندگی از جمع عمل می کند و صلاحیت و کارامدی آن با «رضایت بدنه» سنجیده می شود. در این سازمان ها شکل مدور حاکم است؛ در عین حال برای اینکه از مزیت اصول ثابت برخوردار باشند، نوعاً دست به تدوین «منشور» یا «میثاق» می زنند و هر از گاهی آن را تجدید می کنند.
ساختار سازمان های انقلابی
یک گونه از ساختارها که نه از نوع دسته اول ریاستی و نه از نوع دسته دوم شورایی هستند، ساختارهای سازمانی انقلابی هستند. در این ساختارها فرد از سوی بدنه یا از سوی نهادهای بالادستی برگزیده می شود و صلاحیت او تابع موفقیتی است که حین انجام وظیفه کسب می کند. در این نوع سازمان ها، فرد مسئول باید بتواند با سرعتی که لازمه یک سازمان فعال و دینامیک است، تصمیم گیری کند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بخشی از خطبه ۲۱ نهج البلاغه می فرمایند: «تخفَّفوا تلحقوا، فانما ینتظِرُ باوّلکم اخرکم». سبکبال شوید و به مقصود برسید. ذیل این فراز گفته شده است: «حرکت زندگی با آگاهی به هدف اعلای آن، بسیار سبک و رها از علایق مادیات، آن چنان سریع است که گویی مافوق زمان قرار گرفته است» (جعفری، ۱۳۷۸: ۲۱۳).
براساس این نگرش، مدیر انقلابی تابع شرایط علی و معلولی نیست؛ به این معنا که اسباب و علل مادی و معنوی او را از یافتن راه های نو بازدارد و اسیر قوانین عادی شود. از این رو بعضی حکمای اسلامی معتقدند: «رابطه حیات با پدیده ها و فعالیت هایش، رابطه علیت نیست، بلکه هر یک از آنها جزء تحول یافته ای از حیات است که در سطح عمیق روان [روح] به صورت ناب پایدار می ماند» (جعفری، ۱۳۷۸: ۹۵).
براساس ساختار سازمان انقلابی، فرد کار خود را در نقطه «کمال» به انجام می رساند و بر اسباب و علل غلبه می کند. از این رو گفته شده است: «وفای به عهد انجام کار در نقطه کمالی دو انگیزه دارد: انگیزه یکم همان ضرورت امن و اطمینان در زندگی اجتماعی است که خداوند متعال مانند یک قانون طبیعی در جوامع حکمفرما کرده است و انگیزه دوم، عامل الهی است که احترام و ایفای تعهد را اطاعت خداوندی و تخلف از آن را معصیت و جرأت به آن مقام ربوبی معرفی می کند.
احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه اول معلول جبر زندگی اجتماعی است که داخل در منطقه ارزش های والا نیست؛ ولی احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه دوم که جنبه الهی دارد، در منطقه عالی ترین ارزش های انسانی قرار دارد» (جعفری، ۱۳۷۸: ۳۴۵).
بر مبنای سازمان انقلابی، فرد پس از پالایش و یافتن انگیزه ای خالصانه، اصلاح محیط پیرامونی را بر مبنای ارزش های الهی و انسانی، هدف خود قرار می دهد. در این ساختار، یک قلب وجود دارد که مکتب و ارزش های آن است و یک نقطه کمالی دارد که «ایصال الی الحق» است. مابین مکتب و نقطه کمال مسیری تو در تو وجود دارد که یک توی آن خود فرد و یک توی آن جامعه است و از اینجاست که بر مبنای بینش اسلامی، جهاد شکل می گیرد که به شکل جهاد با خود (جهاد با نفس) و جهاد برای جامعه (جهاد با دشمنان و موانع) تجلی پیدا می کند. اما این دو توأمان صورت می گیرند بدون آنکه از نظر زمانی، تقدم و تأخری داشته باشند. هر چند از نظر ارزشی، جهاد با نفس، گرامی تر از جهاد با دشمن است. از منظر مکتب، آن کس که با خود در جهاد نباشد، نمی تواند صحنه جهاد با دشمن را ببرد هر چند در آن پیروز شده باشد؛ چنان که آن کس که جهاد با دشمن را در سر نداشته باشد، در جهاد با خود به بن بست رسیده است هر چند اهل مناسک و مستحبات باشد.
مأموریت نیروی قدس
نیروی قدس بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سپاه بخشی از ساختار سیاسی و دفاعی کشور است و از آنجا که مأموریت برون مرزی سپاه در نیروی قدس تعین و سازمان می یابد، این نیرو تحقق بخش اصلی آن بخش از مأموریت های جمهوری اسلامی است که ناظر به ارتقای سطح «امت اسلامی» و «مستضعفان جهان» است.
در بند ۱۶ از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ذیل عنوان «وظایف دولت جمهوری اسلامی» آمده است: «۱۶. تنظیم سیاست خارجی کشور براساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان».
در اصل یازدهم قانون اساسی کشور نیز آمده است: «به حکم آیه شریفه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَأَنا رَبکمْ فاعْبُدُونِ، همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش دیگر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.»
یک وجه دیگر نیروی قدس مقابله با تهدیدهای خارجی جمهوری اسلامی است؛ البته نه به این معنا که این مأمویت، تنها برعهده این نیرو قرار دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۱۷۶ ذیل وظایف «شورای عالی امنیت ملی» آورده است: «بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی».
با این وصف، نیروی قدس بخشی از ساختار تمدنی و دفاعی جمهوری اسلامی است و صلاحیت آن به طور رسمی در ساخت حقوقی جمهوری اسلامی آمده است و از آنجا که ذیل یکی از قوای سه گانه قرار نمی گیرد و مستقیماً زیر نظر «ولایت فقیه» قرار دارد، از مشروعیتی جامع و کامل برخوردار است و حد مشروعیت آن از نهادهای مشابهی که در ذیل یکی از قوا قرار دارد، بالاتر است و دقیقاً به همین جهت اداره پرونده های راهبردی در حوزه سیاست خارجی کشور، آنجا که به «تمدن» و «امت» و «امنیت کشور» بازمی گردد، به این نیرو سپرده شده است.
اتصال نیروی قدس به ولایت فقیه و عدم انقیاد در ذیل یکی از قوای جمهوری اسلامی، گاهی توأم با سوءتعبیرهایی بوده است. بعضی از ناظران سیاسی آن را کارکردی متمایز از دستگاه رسمی سیاست خارجی و دستگاه هایی که مأمویت مکمل در حوزه خارجی دارند، نظیر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت اطلاعات معرفی کرده و نوعی دوگانگی را به تصویر کشیده اند. این تلقی تا آنجا که به کشورهای خارجی برمی گردد، به منظور غیرمشروع معرفی کردن فعالیت نیروی قدس صورت گرفته است. طبعاً وقتی یک سازمان و فعالیت آن غیرمشروع معرفی شود، مواجهه با آن آسان تر می باشد. اما واقعیت این است که نیروی قدس یک نیروی فراقانونی و خودمختار نیست بلکه بخشی از ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی است و نفی صلاحیت آن با هدف نفی صلاحیت نظام در انجام فعالیت اصلاح گرایانه در محیط بین الملل صورت می گیرد.
مواجهه نیروی قدس با اشغال کشورهای مسلمان
در دوره حیات نیروی قدس هفت اشغال سرزمینی در قلمرو کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است. اشغال افغانستان توسط نیروهای ائتلاف غرب با محوریت امریکا در سال ۲۰۰۱، امتداد اشغال لبنان از سوی رژیم صهیونیستی در سال های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، امتداد اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی در سال های ۱۹۴۸ تاکنون، اشغال بخش هایی از عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت امریکا در سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳، اشغال عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت امریکا در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱، اشغال بوسنی هرزگوین توسط صرب ها و اشغال بحرین از سوی عربستان سعودی.
اشغال های یادشده نوعاً با دو کارکرد، توأم بوده است. نقض تمامیت ارضی یک کشور مسلمان و محروم شدن شهروندان آن از امنیت و حقوق شهروندی و از سوی دیگر تهدید امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران. براساس اصول یادشده از قانون اساسی، نیروی قدس موظف بوده تمام ظرفیت و صلاحیت خود را برای رفع اشغال از کشورهای مسلمان یاد شده و اعاده امنیت و حقوق شهروندی آنان به کار گیرد.
۱. مقابله با اشغال فلسطین
نام گذاری نیروی برون مرزی جمهوری اسلامی به نیروی قدس، ارتباط مستقیمی با تعهد ایران به آزادسازی فلسطین از اشغال صهیونیست ها دارد. کما اینکه این نیرو در میان پرونده های مختلف، روی فلسطین تمرکز بیشتری داشته است، تلاش این نیرو برای شکل دهی به کتائب فلسطین و تلاش گسترده برای رفع اختلاف میان گروه های مختلف فلسطینی که حل اختلاف فتح و حماس در مقاطع مختلف، از جمله آنهاست، از این موضوع حکایت می کند.
تعهد به آزادسازی فلسطین از سوی جمهوری اسلامی بر پایه یک استراتژی برتر قرار گرفته است. این استراتژی برتر، تقابل بنیادین با آن دسته از روندهای جهانی است که شکل دهنده به پدیده هایی مانند اشغال یک کشور مستقل می باشند. حضرت امام خمینی بر این اساس فرموده است: «ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که براساس این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله را در جهان ترویج نماییم» (امام خمینی، ج ۲۱: ۸۱).
بر این اساس نیروی قدس ظرفیت های ملی و منطقه ای را برای آزادسازی فلسطین، همگرا و عملیاتی کرده است.
توانمندی فلسطینی ها در جریان مواجهه و انتفاضه
تلاش نیروی قدس در حوزه فلسطین اولین بار در جریان فرار صهیونیست ها از نوار غزه بروز و ظهور پیدا کرد. کمک به مقاومت فلسطینی سبب شد که اسرائیلی ها غزه را غیرقابل تحمل بدانند. یکی از سران صهیونیستی در ایامی که غزه در اشغال اسرائیل بود، گفت: «دوست دارم یک روز که از خواب بیدار می شوم، بشنوم که غزه در دریا غرق شده و اثری از آن بر جای نمانده است» (www. Radiozamanen.com). این رژیم، غزه را «جهنم سوزان» می دانست (www.Radiozamanen.com) و در نهایت در سال ۲۰۰۵ کلیه نیروهای خود را از غزه بیرون برد و بدین گونه اولین بخش فلسطین آزاد گردید.
جنگ ۲۲ روزه رژیم صهیونیستی که از توانایی فزاینده غزه در بعد نظامی و امنیتی به وحشت افتاده بود، عملیات سنگین زمینی، هوایی و دریایی موسوم به سرب گداخته علیه غزه اتخاذ کرد. این عملیات ششم دی ماه تا بیست و نهم این ماه در سال ۱۳۸۸ به طول انجامید اما اسرائیل نتوانست به اهداف خود، نابود کردن مقاومت در غزه و حتی تضعیف توانایی نظامی مقاومت دست پیدا کند. این جنگ با اعلام یک جانبه آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی به پایان رسید و روزنامه امریکایی «یو اس ای تودی» نوشت: «آگاهان نظامی معتقدند نیروی نظامی حماس بعد از جنگ تضعیف نشده و پابرجاست» (یواس ای تودی، ۲۰۰۹: ۴).
جنگ ۸ روزه رژیم صهیونیستی در روز ۲۴ آبان ۹۱ پس از ترور «احمد الجعبری» جنگ جدیدی را تحت عنوان «ستون ابرها» علیه غزه شروع کرد و تا روز اول آذر این سال ادامه داد. ارتش این رژیم در پایان جنگ اعلام کرد که ۹۸۰ سامانه شلیک موشک، ۱۴۰ تونل، ۴۲ اتاق عملیات و ۲۶ پایگاه ساخت و ذخیره تجهیزات نظامی مقاومت اسلامی فلسطین را نابود کرده و تعدادی از فرماندهان مقاومت شامل احمد الجعبری، حابس مسامح، احمد ابوجلال، خالد الشاعر، اسامه القاضی و رامز حرب را به شهادت رسانیده است.
آمار ارائه شده توسط ارتش اسرائیل به خوبی از توانایی مقاومت فلسطین در عرصه نظامی امنیتی حکایت می کند. در عین حال گردان های مقاومت اعلام کردند که در خلال جنگ ۸ روزه، ۱۵۰۰ گلوله موشک و توپ را به سمت مناطق اشغالی شلیک کرده و فعالیت های عادی اجتماعی و اقتصادی این رژیم را مختل کرده و باعث شده اند که حدود پنج میلیون شهروند اسرائیلی به پناهگاه ها بروند. در این میان رمضان عبدالله شلح رهبر جنبش جهاد فلسطین اعلام کرد که آنچه در این جنگ از گلوله تا موشک به سمت اسرائیل شلیک شده، متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است.» (حامیان قدس، ۱۳۹۲). این جنگ با میانجی گری دولت وقت مصر و پذیرش آتش بس از سوی طرفین به پایان رسید.
جنگ ۵۱ روزه یک بار دیگر رژیم صهیونیستی در رمضان ۱۳۹۳ علیه نوار غزه وارد جنگ شد این جنگ ۵۱ روز به درازا کشید و در نهایت ارتش رژیم اسرائیل در حالی که در معرض بارانی از موشک های مقاومت قرار گرفته بود، به پایان جنگ تن داد. در این جنگ نزدیک به سی هزار موشک و گلوله توپ به مناطق مختلف اسرائیل از جمله تل آویو و دیمونا شلیک شد و هزاران شهروند غاصب برای همیشه فلسطین را ترک کردند.
این جنگ در حالی به پایان رسید که بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی ایرانی از جمله فرمانده کل سپاه پاسداران با صراحت از نقش ایران در تجهیز نظامی مقاومت فلسطین سخن گفتند اما مهم تر از اینها، رهبر معظم انقلاب اسلامی به صورت علنی و در جمع سفرای خارجی مقیم تهران که به مناسبت عید فطر در حسینیه امام خمینی گرد آمده بودند از تلاش ایران برای تجهیز نظامی کرانه باختری سخن گفت.
۲. توانمندسازی نظامی امنیتی مقاومت لبنان
تأسیس حزب الله لبنان در سال ۱۳۶۳ ریشه در مأموریت برون مرزی سپاه پاسداران و تعهد ایران در قبال آزادی فلسطین و محو صهیونیسم داشت. حزب الله در جریان نبرد نامتقارن با اشغالگران اسرئیل در لبنان در سال ۱۳۷۵ ارتش اسرائیل را وادار کرد که از بیروت و سایر مناطق تا پشت نهر لیتانی حد فاصل استان های لبنانی صیدا و صور عقب نشینی کند و ۴ سال بعد یعنی در سال ۷۹ با قربانی کردن مزدوران خود موسوم به ارتش جنوب به فرماندهی سرهنگ لبنانی آنتوان لحد لبنان را تا پشت مرزهای جنوبی آن ترک گوید.
جنگ ۳۳ روزه این جنگ در تاریخ ۲۱ تیر ماه ۱۳۸۵ به بهانه پاسخ به اقدام حزب الله لبنان علیه یک یگان نظامی اسرائیل در حومه روسای مرزی لبنان عیتا الشعب شروع شد. اسرائیل که گمان می کرد می تواند با بهره گیری از اطلاعات جاسوسی خود، رهبران؛ فرماندهان و مراکز حزب الله لبنان را نابود کند و به پرونده حزب الله در لبنان مهر خاتمه بزند، از زمین، دریا و هوا به لبنان حمله کرد ولی علیرغم ۳۳ روز درگیری و برخورداری از «حمایت مطلق امریکا»، نتوانست به اهداف خود برسد و در حالی به قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل تن داد که هیچ آسیب جدی به نفرات و تجهیزات حزب الله وارد نشده بود. در این جنگ حزب الله از حمایت مطلق ایران و سوریه برخوردار بود.
درگیری مزرعه الامل در استان سوری قنیطره اسرائیل در اثنای جنگ ارتش و نیروهای مقاومت سوریه و حزب الله لبنان با تروریست ها، با شلیک چند موشک به یک ستوان نظامی حزب الله در منطقه مزرعه الامل واقع در شش کیلومتری منطقه اشغالی جولان حمله کرد که به شهادت ۶ نفر از رزمندگان حزب الله و یک نفر از فرماندهان سپاه شهید الله دادی منجر شد. این عملیات در تاریخ ۲۸ دی ماه صورت گرفت. ۱۰ روز پس از آن، حزب الله، عملیات تلافی گرانه مشابهی را در تاریخ ۸ بهمن ماه علیه یک ستون نظامی اسرائیل در مزارع اشغالی شبعا واقع در نزدیکی مرزهای جنوب لبنان روستای مارون الراس انجام داد که در جریان آن دست کم ۲۰ نظامی اسرائیل کشته شدند. عملیات حزب الله در شرایط هوشیاری آماده باش رسمی اسرائیل صورت گرفت ولی در عین حال این رژیم نتوانست ضربه سومی وارد نماید و پرونده این درگیری بسته شد. مقامات رسمی اسرائیل در روزهای عملیات متقابل اسرائیل و حزب الله اعلام کرده اند که توانایی این جریان بعد از جنگ تابستان ۸۵ موسوم به نبرد تموز از جمله در بحث موشکی به چند برابر رسیده است. در این میان اظهارات صریح مقامات ایرانی به خوبی نقش ایران و به تبع آن نیروی قدس را در حمایت از حزب الله نشان داده است.
۳. جنگ افغانستان
امریکا به بهانه نقش داشتن طالبان و القاعده در حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به برج های دوقلو در نیویورک، در ۱۵ مهر ۱۳۸۰ ۷ اکتبر ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کرد. این حمله به سقوط دولت طالبان منجر شد. براساس گزارش سازمان ملل متحد تا پایان سال ۲۰۰۹ دست کم ۹۵۰۰ نفر جان باخته اند که سهم طالبان ۱۴۰۰ نفر بوده و بقیه به دست نیروهای ایساف موسوم به نیروهای نظامی بین المللی کشته شده اند (http://newsbbc.com). طبق اطلاعاتی که پروفسور «مارک هرولد» در روزنامه انگلیسی گاردین منتشر کرد، فقط در سه سال اول جنگ، بیش از ۴۰۰۰ نفر کشته شده اند که سهم بمب های دست ساز و مین های کنار جاده ای ۱۰۵۴ نفر بوده است (http://enterfilets.com).
در جریان اشغال افغانستان، نقش نیروی قدس به شکل کمک به نیروهای جهادی برای آزادسازی کشورشان از اشغال نظامی صورت گرفته است از سوی دیگر این نیرو ارتباطات منظمی را با مقامات افغانستان شامل حامد کرزای رئیس جمهور سابق و اعضای دولت و مجلس این کشور برقرار کرد تا در صورت آمادگی آنان به توانمندسازی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی افغانستان مدد برساند که در مواردی عملیاتی شده است.
۴. جنگ دوم عراق
دولت بوش حدود یک سال و نیم پس از اشغال افغانستان، در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ به بهانه آنکه «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه زخم و سلاح های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده است و هم چنان درصدد است دشمنی خود را به امریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند» (عکافان، ۱۳۸۸) به عراق حمله کرد و ۲۰ روز بعد رژیم به شدت منزوی و منفور و خسته صدام حسین ساقط گردید و این کشور رسماً به اشغال نظامی امریکا و انگلیس درآمد.
پس از فروپاشی نظم سیاسی عراق، امریکایی ها یک سرفرماندهی نظامی به رهبری «جی گارنر» به وجود آوردند و او درصدد بود تا بدون دخالت مستقیم عراقی ها، این کشور را مطابق الگوی «کشور اشغال شده» اداره نماید. گارنر که یک ژنرال بازنشسته بود و در نظر داشت تا در سطح معاونین وزرا از نیروهای عراقی به تعبیر او فاقد تشخیص حزبی استفاده کند، بدون آنکه ذیحق دیده شوند. آنان در واقع در نظر داشتند مدلی مشابه ژاپن پس از اشغال در سال ۱۹۴۵ را در عراق پیاده نمایند (کاظمی قمی، ۱۳۹۲: ۵۰).
مدت کمی بعد از اشغال عراق مرداد ماه ۱۳۸۲ شرایط تغییر کرد و فرماندهی نظامی امریکایی ناچار شد نقش عراقی ها را جدی بگیرد از این رو بود که «شورای حکم» با حضور نزدیک به ۳۵ نفر از شخصیت های عراقی معارض رژیم سابق شکل گرفت. اهم مصوبات این شورا عبارت بود از انحلال حزب بعث، تشکیل کمیته ریشه کنی حزب بعث و انحلال ارتش، استخبارات، سازمان امنیت عراق و سازمان امنیت عمومی (کاظمی قمی، ۱۳۹۲: ۵۲).
در این میان نیروی قدس نقش مهمی در هدایت نیروهای عراق در استیفای گام به گام حقوق خود داشت. بدین گونه بود که عراق ۸ سال پس از اشغال از سوی امریکا در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۰ (۱۵ دسامبر ۲۰۱۱) آزاد شد. در این آزادی ایران بیش از هر کشور دیگری ایفای نقش کرد و از این رو منتقدان امریکایی بارها بوش
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.