تعداد بازدید
3 بازدید
ریال93.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه، محتوای خود را در قالب 94 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک بندگی با الهام از مناجات شعبانیه :

مقدمه:

هیچکس نبود اما خدا بود و لطف متجلی او! ما نبودیم و تقاضا های ما نبود! خداوند آن هستی نامحدود محض و بی کاستی و نقص، نه نیازی داشت و نه احساس غربت می کرد اما دوست داشت داشت بیافریند تا شناخته شود ولی آن دوست داشتنی که به خاطر نیاز نیست! چرا دوستی خدا را متهم به نیاز کنیم؟ ما بیچارگان محدود و سراپا نیاز، کار خود و حال خود را با کار و حال او قیاس می کنیم. بوعلی می گفت: کودک که بودم آسمان را به شکل شبکه شبکه می دیدم. بعد فهمیدم مادرم برای دور ماندنم از آزار مگس ها، غربالی بر روی من می نهاد و من از پشت شبکه ها گمان می بردم که آسمانم چنین است! ما نیز از پشت غربال محدودیت های خودمان به خدا نظاره می کنیم.

او دوست دارد و نیاز ندارد و ما دوست داریم و نیاز داریم؛ این چه اشکالی دارد؟ اگر خدا دوست نداشت جای تعجب بود زیرا عقل و عشق ما که عطای خداست، کسی را که خوبی و بدی و خوب ها و بدها برایش یکسان است، محکوم می کند. برای همین در قرآن طیفی (انّ اللّه یحبّ) و (ان اللّه لایحبّ) را مشاهده می کنیم.

اگر خداوند، خود را که هستی بخش و هستی کامل است، دوست نداشت، جای تعجّب بود؛ زیرا خودش و صفات بی پایان خود را میشناسد، چگونه ممکن است در برابر آن ها بی تفاوت باشد. منتها دوست داشتن بندگان خویشتن را از ضابطه و اعتدال خارج و خودپسندی می شود و اعتنا به دیگران کاهش میابد. آفریدگار و صانع و مخترع، آفریده و مصنوع و اختراع شد خود را دوست دارد. برای همین انسان و حیوان، تولد یافته خود را دوست دارند با آنکه آفریدگار و صانع و مخترع نیستند. خداوند با بی نیازی کامل ما را آفرید و ذات ما را دوست دارد ولی از زشتی کار ما برائت می جوید. اگر در قرآن آمده است که خداوند از مشترکان برّی است، به خاطر صفت شرک آن هاست نه وجود آن ها؛ وجود آن ها منسوب است. خالق، مخلوق خود را به آن قصدی که او را برای آن آفریده، هدایت می کند و هدایت ما را بر خود را فرض و واجب کرده است: «اِن علَینا لَلهُدی»؛ یعنی: «راهنمایی و هدایت بر عهد ما است.» (سور لیل ۱۲)وقتی انسانی در زندگی خوار و ذلیل می شود، باید در علل آن که به خود او بر می گردد کند و علّت را در حوز رفتار و افکار و نیّت های خود بیابد. نسبت دادن خوار شدنمان به خدا، عین ظلم و قدرناشناسی است. فرمول های عزت و ذلت یافتن در قرآن و روایات، بیان شده است.

از آیه «و لِلهِ العِزَّهُ و لِرَسُولِهِ و لِلمؤمِنینَ» می توان استنباط کرد که، عامل عزت ایمان آوردگان (مؤمنان)، ایمان آن هاست؛ ایمانی که جمع شدن عناصری چون معرفت و عشق و عمل و خشوع و خلوص را می طلبد.

مناجات شعبانیه:

مناجات شعبانیه از بلند ترین مضامین مناجاتی وارده از امیر المومنین علی(علیه السلام) است که حضرات معصومین (علیهم السلام) توجه ویژ ه ا ی به این مناجات داشته وبر تلاوت آن مراقبت می کرده اند. این مناجات در شش صفحه در بخش اعمال مشترک ماه معظم شعبان و بعد از صلوات شعبانیه در کتاب شریف مفاتیح الجنان آمده است این مناجات با صلوات بر محمد وآل محمد (ص) شروع وبا همین ذکر شریف ختم می گردد. آیه الله حاج شیخ عباس قمی (رحمه الله علیه) این مناجات را از مناجات های جلیل القدر ائمه معصومین (علیهم السلام) ذکر نموده است و آن را مشتمل برمضا مین عالیه می داند که انسان باید با حضور قلب وآرامش دل به قرایت وتلاوت مدبرانه آن بپردازد. آنچه در این مناجات موج می زند وانسان را به فراگیریش دعوت می کند سبک بند گی نسبت به حضرت حق تبارک وتعالی است. اینک انسان بیابد و باور کند که عزت وذلت بد ست خداست و راهنمایی و هدایت یابی سراسر به عهده اوست در این مناجات از خدا روحیه طاعت و بندگی، دعا وندا، تضرع و خشوع، مشغول بودن به ذکر و اسماء مقدسش و مشاهده انوار ملکوتی اش را می طلبیم و با طلب عفو و رحمت و پوشاندن گناهان ومعاصی خواستار معرفت بیش از پیش به نعمت هایش و یقین به لطف و کرمش واحسان ومحبتش می شویم و از حضرتش تقاضای روحیه توکل بیشتر و حسن ظن و رجا وامید به کرم بی منتهایش و توفیق روحیه شکر و سپاس و بزرگداشت اوامرش و مراقبت از فرامینش می کنیم و بر اسرار و رموز هدایت، عزت وذلت آگاهی می یابیم. آنچه از این مناجات در این شماره به محضر شما خوبان تقدیم می گردد واژه های هدایت، عزت و ذلت است.

هدایت الهی:

در مناجات شعبانیه آمده است: لو اردت هوانی لم تهدنی؛ اگر قصد خواری وذلت مرا داشتی مرا هدایت نمی کردی. هدایت خداوند به سمت دو زندگی است (دنیا وآخرت) واسباب وزمینه های آنرا فراهم کرده است. آیات نورانی قرآن تبیین گر این مهم هستند.

قد تبین الرشد من الغی؛ راه درست به خوبی از راه نادرست مشخص شده است (سوره بقره/ آیه۲۵۶)

فالهمها فجورها وتقواها؛ و راه گناه وراه تقوا رابه انسان الهام کردیم. (سوره شمس / آیه ۸)

انا هد یناه السبیل اما شاکرا//همانا ما راه درست را به انسان نشان دادیم واوست که یا سپاس می گذارد(سوره انسان /آیه۳)

وهد یناه النجد ین؛ ما راه خیر وشر را به انسان نشان دادیم (سوره بلد/آیه۱۰)

خداوند برای هدایت ما عقل وعلم ولوازم درک وفهم عنایت فرموده ورسولی فرستاده است که الگوی هدایت باشد وخلفای دوازده گانه حضرت رسول از حضرت علی (علیه السلام) گرفته ویازده فززند معصوم آن حضرت که علم های هدایت وسر مشق های را هنمایی وهدایت هستند. خداوند دوست دارد که ما هدایت شویم واختیار این هدایت طلبی را به ما سپرده است و ما را بر ترک هدایت تهدید کرده که شاید به راه باز گردیم وزندگی واپسین را زیبا توصیف فرموده تا رغبت آخرت گرایی د ر ما قوت گیرد.

خداوند طالبان هدایت وهدایت یافته گان را مورد محبت خود قرار داده وفرموده که نیکو کاران ومتوکلان وپاکی طلبان وتوبه کاران را دوست دارد که شاید بندگانم به راه آیند وبمانند وآنان که برگشته اند به راه باز گر د ند.

خدایی که چنین است، آیا ما را برای خواری وخفت آفریده است؟ در این فراز از مناجات میگوید: اگر قصد خوار کردن مرا داشتی، هدایتم نمی کردی! این منم که با دور شد نم از تو وخروج از حزب تو، در حزب شیطان وارد می شویم وخود را خوار می کنیم. خداوند در آیات متعدد علاوه بر طر ح هدایت عمومی که نیکو ترین هدایت هاست به طرح هدایت خاصه پرداخته است.

من یومن بالله یهد قلبه (تغابن/آیه۱۱)

ویهدی الیه من اناب (رعد/آیه۲۷)

هدی للمتقین (بقره/آیه۲)

هدی الی صراط مستقیم (آل عمران/ آیه۱۰۱)

والذین جاهدوا فینا لنهد ینهم سبلنا (عنکبوت/آیه۶۹) ائمه معصومین (علیهم السلام) هدایت یابی را در سایه ایمان خا لص، تمسک به خدا واولیا ءالهی، دین مداری، تقوا پیشگی، صبوری ویقین دانسته اند.

عزت وذلت:

عزیز وذلیل شدن بندگان چهارچوب هایی دارد که متون دینی ما لبریز از آن سنت ها و ضا بطه هاست. طوق بندگی خدا برگردن نهادن، خدمت صادقانه به خلق خدا، اطاعت از فر مان او وسستی نکردن در مواجه با دشمن، اسرار عزت ماست. خداوند در قرآن کر یم فرموده است: من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا (فاطر/آیه۱۰)، ولله العزه ولرسوله وللمومنین (منافقون/آیه۸) وتعز من تشاء وتذل من تشاء بیدک الخیر (آل عمران/آیه ۲۶) رسول الله (ص) فرموده اند: خدای تعالی هر روز می فرماید: من پروردگار عزیز شما هستم پس هر کس که خواهان عزت دو جهان است باید که از خدای عزیز فرمان برد (کنز العمال /۴۳۱۰۱) اسباب عزت وذلت براساس آیات قرآن وروایات معصومین (علیهم السلام) عبارتند از:

اسباب عزت:

۱) ایمان:

ایمان به خداوند و اعتقاد به وجود خالق و مدبر دانا و توانای جهان، بالاترین مجد و شرف را برای انسان به ارمغان می آورد و در سر لوحه تمام مجدها و بزرگواری های انسان قرار دارد. من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا (فاطر، آیه۱۰) لله العزه و لرسوله و للمومنین (منافقین، آیه ۷و۸) امام صادق علیه السلام فرمود: فالمومن یکون عزیزا و لایکون ذلیلا (الحیات، حکیمی، ج۱ص۲۰) مومن عزیز است و هرگز ذلیل نمی شود.

۲) اطاعت خدا:

هیچ چیز چون بندگی و اطاعت از خدا آدمی را عزت نمی بخشد از پیام آور عزت روایت شده است که فرمود: ان ربکم یقول کل یوم : انا العزیز فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز (تفسیر مجمع البیان ج۴، ص۴۰۲) خداوند هر روز ندا می دهد که من پروردگار عزیز شمایم، و هر که خواهان عزت دو جهان است، خدای عزیز را اطاعت کند. اطاعت خدا ذره ناچیز و حقیر را به بی نهایت عزیز و قوی مرتبط می کند و از او موجودی سرافراز می سازد. از امیر مومنان علی (علیه السلام)روایت شده است: اذا طلبت العز فاطلبه بالطاعه (غررالحکم، ج۱، ص۲۷۹) هرگاه خواهان عزت شدی، آن را در اطاعت و فرمانبرداری خدای بجوی

۳) تقوای الهی:

تقوای الهی پوششی است که آدمی را مصون و محکم و استوار می سازد و او را از آسیب و سستی و ناراستی حفظ می کند. راغب اصفهانی می نویسد: تقوا از وقایه است و وقایه به معنای حفظ و نگهداری چیزی است از آسیب و زیان رساند. (المفردات، ص۵۳۰) پیامبر عزت فرموده است: من اراد ان یکون ان اعز الناس فلیتق الله (۱۶) هر که می خواهد که با عزت ترین مردمان باشد، پس تقوای الهی پیشه کند. //تقوای الهی در عزت مومن چنان نقش آفرین است که از امیر مومنان علی (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: لا عز، اعز من التقوی (نهج البلاغه، حکمت ۳۷۱) هیچ عزتی عزت بخش تر از تقوا نیست..

۴) انقطاع:

به میزانی که انسان به خدا تکیه می کند و از غیر خدا گسسته می شود، به همان میزان عزت می یابد. زیرا عزت مختص اوست و جز با گسستن از غیر خدا به دست نمی آید. در خبری مشهور آمده است که جبرئیل امین خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) رسید و چنین گفت یا محمد! عش ما شئت فانک میت و احبب من شئت فانک مفارقه، و اعمل ما شئت فانک مجزی به، و اعلم ان شرک الرجل قیامه باللیل، و عزه استغناوه عن الناس (امالی صدوق، ص۱۹۴) ای محمد! هر چه می خواهی زندگی کن، اما مردن هست، هر که را می خواهی دوست بدار، اما جدایی هست، هر چه می خواهی بکن، اما جزای آن را خواهی دید، و بدان که شرافت انسان در شب زنده داری است و عزت او در بی نیازی از مردم. این آموزش انقطاع و عزت یافتن در سیره نبوی است. عزت و بزرگی حقیقی در سایه گسستن از غیر خدا به دست می آید. لقمان حکیم فرزند خود را به انقطاع و قطع طمع می خواند و در این جهت تربیت می کند: پسرم… اگر خواهان آنی که همه عزت این جهانی را داشته باشی، از آنچه در دست مردم است قطع طمع کن که پیامبران و راست کرداران به آنچه دست یافتند، منحصرا به سبب قطع طمعشان بود. اوصیای پیامبر که جلوه های کامل عزت الهی در مدرسه پیامبرند به سبب انقطاع کاملشان به کمال عزت رسیدند، و از همین روست که در دعای شعبانیه امیر مومنان علی (علیه السلام) که بنابر نقل ابن خا لویه همه اوصیای پیامبر آن را می خوانده اند. (اقبال الاعمال، ص۶۸۵) چنین آمده است(الهی هب لی کمال الانقطاع الیک)(همان، ص۶۸۵) خدای من، مرا انقطاع کامل به سوی خود عطا فرما. اولیای خدا از خود گسستند و به خدا پیوستند و به عزت رسیدند و شکست ناپذیر شدند. این سنت خداست که هر کس طمع خویش بمیراند، به عزت دست یابد و عزتش پایدار ماند. از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اطلب بقاء العز باماته الطمع (تحف القول، ص۲۰۷)

ماندگاری عزت را با میراندن طمع بخواه. تربیت نبوی وعلوی به انقطاع می خواند تا آدمی را از اسارت برهاند و به کمال برساند. زیرا زندگی توام با آزادگی و عزت جز با انقطاع طمع فراهم نمی شود که پیشوای آزادگان، علی (علیه السلام) فرموده است : من اراد ان یعیش حرا ایام حیاته فلا یسکن الطمع قلبه (ربیع الابرار، ج۳، ص۴۳۲) هر کس خواهان آن است که در دوران زندگی خویش آزادانه زیست کند، هرگز طمع را در دل خویش جایگزین نسازد.

۵) انس با قرآن و اهل بیت

انس وتمسک واقعی به قرآن وعترت و پیروی از دستوراتشان موجب سعادت و ترک آنها یا یکی از این دو موجب گمراهی و ضلالت است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی… (بحارالانوار، ج۲۳، ص۱۱۳) روشن است که راه یافته و سیر کننده در صراط مستقیم عزیز است و آنکه از مسیر سعادت منحرف و گمراه گشته، ذلیل است. پس قرآن را بر او فرستاد، نوری که چراغ آن فرو نمیرد… و عزتی است که یارانش را شکست و ناپایداری نباشد و حقی که یاورانش را زیان و خواری نباشد. امام صادق علیه السلام نیز در مورد اهل بیت و تبعیت از ایشان می فرماید: معنا رایه الحق، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق، الاوبنا یدرک تره کل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقکم و… (میزان الحکمه، ج۱، ص۱۹۳) پرچم حق با ماست، هر کس از آن پیروی کند به او می رسد و هر کسی عقب بماند غرق می شود، همانا به وسیله ما خونبهای هر مومنی (که به ناحق کشته شد) گرفته می شود و به وسیله ما، طوق ذلت از گردنهای شما برداشته می شود. امیرالمؤ منین علیه السلام در این مورد می فرماید: بنا اهتدیتم الظلماء و بنا تسنمتم العلیا (غررالحکم، ج۳، ص۲۷۱) به وسیله ما راه یافتید در تاریکی و به وسیله ما بالا رفته و بر مرتبه بلند رسیدید.

۶) جهاد فی سبیل الله:

جهاد در راه خدا باعث سرکوبی دشمنان انسانیت و موجب سرافرازی اسلام و عزت آیین است. تنها وسیله ای که پیروان حق برای نزدیکی به خداوند بدان دست می یازند، ایمان به خداوند و فرستاده او و جهاد در راه او، که بالاترین مرتبه عزت در اسلام است: و الجهاد فی سبیله فانه ذروه الاسلام (نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه۱۱۰) و خداوند متعال جهاد را برای عزت اسلام قرار داده است: و (افرض الله) الجهاد عزا للاسلام (همان، حکمت۲۵۲)

۷)همدلی و اتحاد:

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم عزت و شرافت ملتها و اجتماعات، همدلی، هماهنگی و وحدت کلمه بین افراد آن جامعه می باشد. سخنان امیر مومنان علی (علیه السلام) در نهج البلاغه، نکات بسیار ارزنده ای را در این مورد آشکار می سازد، (نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه ۱۹۸)

۸) فضایل اخلاقی وصفات کمالی:

فضایل اخلاقی وکمالات روحی و صفات کمالی از زمره اسبابی است که نقش احیاء، ایجاد وتثبیت عزت را دارد، مادام که انسان متصف به این کمالات است، عزیز است، و با کمرنگ شدن این صفات و روحیات عزت نیز کمرنگ می شوداز جمله این صفات و کمالات می توان به موارد زیر اشاره کرد: (میزان الحکمه، ج۶، ص۲۹۳)

۸-۱) حسن خلق:

امیرالمؤ منین علی (علیه السلام)فرمود: علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه و ایاکم و الاخلاق الدنیه فانها تضع الشریف و تهدم المجد (میزان الحکمه، ج۳، ص۱۶۴) بر شما باد به اخلاق نیکو چرا که موجب رفعت و بلندی است و بپرهیزید از اخلاق پست. زیرا شخص بزرگ را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *