تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز با 65 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز :

درآمد

سده هشتم هجری را می توان سده سربداران نامید. سده ای که در آن سنت سربداری رشد کرد و ریشه دواند و در سده نهم و دهم هجری شاخ و برگ داد و منطقه شرقی جهان اسلام و ایران را زیر چتر خود گرفت. سربداران از یک سو ماورا النهر را تحت تاثیر اهداف و عملکرد خود قرار دادند و از سوی دیگر از راه مازندران و گیلان و آذربایجان و بعدها در آناتولی اثر گذاشتند. مناطق مرکزی ایران یعنی اصفهان و کرمان را نیز از تاثیرات خود بی نصیب نگذاشتند. ابن بطوطه دامنه تاثیرات قیام سربداران را حتی فراتر از سرزمین های شرقی اسلامی می داند و آن را به شمال آفریقا نیز تعمیم می دهد و می نویسد: «اینان [سربداران] از افراد زورآزمای و قوی پنجه بودند که در عراق شطار و در خراسان سربدار و در مغرب صقوره نامیده می شوند». (ابن بطوطه، ۱۳۵۹: ۴۳۴) گفتنی است که قیام هایی از نوع سربداران، دارای ویژگی هایی به شرح زیر بود که آن را از سایر قیام ها مشخص می ساخت.

۱- رفتار و کردار آن ها آمیزه ای از فتوت و جوانمردی برخاسته از تعالیم عرفانی زمانه بود. بیشتر آن ها لقب پهلوان داشتند و در اماکن و محلات عمومی شهر به دستگیری از ضعفا و فقرا در ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی می پرداختند

۲- بیشتر آن ها از پیشه وران و صاحبان حرفه شهرها بودند و در ارتباط تنگاتنگ با طبقات اجتماعی قرار داشتند و در میان آن ها می زیستند.

۳- مهمترین خصلت قیام آن ها عدالت خواهی و ستم ستیزی و مساوات طلبی بود. (در مورد قیام هایی از نوع سربداران نگاه کنید به: پطروشفسکی، ۱۳۵۱؛ اسمیت، ۱۳۶۱؛ آژند، ۱۳۶۳؛ آژند، ۱۳۶۵)

این قیام ها گاه اصطلاح سربدار را با خود داشت و گاه بدون این اصطلاح در بردارنده خصایص و ویژگی های درونی آن ها بود. قیام مردم تبریز در سال های ۸۱-۹۷۹ هجری از این نوع قیام هاست که با اندکی دقت در آن، ویژگی های بارز قیام سربداران خراسان را در ذهن متبادر می سازد. گفتنی است که قیام سربداران بنا به تصریح میر تیمور در کتاب تاریخ خاندان مرعشی، در مردم آذربایجان و در میان ترکان نیز تاثیر گذاشته بود و ترکان سربداران را «باشدن کشدی» (از سرگذشته – به معنای از جان گذشته – یا سربدار می گفتند. (میر تیمور، ۱۳۵۵: ۴۱)

نظری به منابع

شناخت منابع و جهت گیری های آن ها در این نوع قیام ها اهمیتی درخور دارد. چون این منابع در انتقال وقایع، گرایش ها و تمایلات ویژه ای از خود نشان می دهند که برخاسته از خاستگاه طبقاتی آن هاست. از آن جا که بیشتر نویسندگان این منابع درباری بودند، از این رو طبیعی است که جانب دربار و درباریان را پاس بدارند. با این که از لابلای جهت گیری های منفی آن ها می توان به واقعیت هایی دست یافت، ولی نویسندگان این منابع در پی آنند که قیام ها را بی هویت و بی اهمیت و نتیجه حرکت مشتی اوباش و اجامر جلوه دهند.

مهم ترین منبعی که به قیام مردم تبریز در زمان شاه تهماسب صفوی می پردازد، «احسن التواریخ» حسن بیک روملو است. حسن بیک روملو وابسته به جناح لشکری دستگاه تهماسب صفوی بود؛ از این روی در اطلاعات خود جانب شاه و درباریان را می گیرد و گاه ناگزیر از ابراز واقعیت می شود. او قیام کنندگان را مشتی اجلاف، اوباش و رنود و اجامر وصف می کند که دقیقاً از پایگاه اجتماعی او منشا می گیرد. (روملو، ۱۳۵۷: ۹۰-۵۸۷)

منابع دیگر در انتقال وقایع قیام بیشتر تحت تاثیر احسن التواریخ حسن بیک روملو هستند. از جمله آن ها خلاصه التواریخ قاضی احمد قمی است که مطالب خود را مو به مو از احسن التواریخ اقتباس می کند. او در وصف این قیام مطلب تازه ای ندارد. (قمی، ۱۳۵۹: ۸۶-۵۸۴) اسکندر بیک ترکمان هم در تاریخ عالم آرای عباسی متاثر از نوشته حسن بیک روملو است و ذکر مختصری از واقعه پیش رو می نهد. اسکندر بیک هم از وابستگان دربار محسوب می شد که قیام کنندگان را با کلمات موهن و خفت بار نواخته است. (ترکمان، ۱۳۵۰: ۱۱۸-۱۱۷)

از تحقیقات جدید می توان به کتاب «تاریخ ایران » مستشرقان روسیه اشاره کرد. نویسندگان این کتاب طبق معمول دیدگاه خود، در پی آن هستند که به این قیام بعد طبقاتی از نوع فئودالی بدهند. (پیگولوسکایا و دیگران، ۱۳۵۴: ۹۴ -۴۹۱) یک جستار قابل ملاحظه، نوشته ورچلین ایتالیایی است تحت عنوان «فایل پاورپوینت کامل سربداران تبریز در سال۹۸۱/۱۵۷۳» که در آن با بهره گیری از منابعی چون احسن التواریخ (چاپ سدون) و منابع دیگر، به بررسی این واقعه می پردازد. نوشته او بیشتر حالت وقایع نگارانه به خود می گیرد و از تصویر ابعاد گوناگون آن بازمی ماند. (vercelin، ۱۹۷۰: ۱۵-۴۱۳)

موقعیت سیاسی – اجتماعی تبریز

تبریز در روزگاران گذشته پایگاه تجاری و جایگاه سیاسی -اقتصادی مهمی بود و از مهمترین ایستگاه های تجاری جاده ابریشم برشمرده می شد که راه های تجاری شرق و غرب را به هم وصل می کرد. این شهر از دوره ایلخانان که پایگاه سیاسی ایران و محل تعاطی قدرتمندان شد، به سرعت اهمیت پیدا کرد و به نوشته حمد الله مستوفی، دارالملک آذربایجان شد و از بزرگترین شهرهای ایران به شمار آمد و به قبه اسلام و شهر اسلام شهرت یافت. (مستوفی، ۱۹۱۳: ۷۵) دور باروی آن در زمان ایلخانان شش هزار گام شده و ده دروازه پیدا کرد و جمعیت زیادی در آن گرد آمدند. (همان: ۷۶) غازان خان محله غازانیه را در آن درانداخت و رشید الدین فضل الله، ربع رشیدی را با عمارتی رفیع در آن برپا داشت و علیشاه جیلانی هم در جانب محله نارمیان مسجد بزرگی ساخت و صفه ای در آن درانداخت که از ایوان کسری به مداین بزرگتر بود. (همان: ۷۷)

حمدالله مستوفی سپس در باب مسایل اجتماعی و مذهبی آن می نویسد که مردمان آن «سفید چهره و خوش صورت و متکبر و صاحب نخوت باشند و اکثرشان سنی و شافعی مذهبند و از مذاهب و ادیان دیگر بی شمارند» (همان: ۷۷) او سپس از تمول و ثروت مردم یاد می کند و این که «فقیر و غنی از کسب خالی نباشند» و «رنود آن جا سخت خیره کش باشند و این حالی خوش است». (همان: ۷۸) صاحب گمنام صورالاقالیم در سده هشتم هجری از فرنگیانی صحبت می دارد که برای تجارت به تبریز می آمدند. (صورالاقالیم، ۱۳۵۳: ۹۵)

روزگار تبریز پس از مرگ غازان خان چندان به سامان نبود. با کشته شدن رشید الدین فضل الله در سال ۷۱۸ هجری، قوم و تبار او را غارت کردند و «ربع رشیدی تمام به غارت بردند، بعد از آن اسباب و املاک او را با دیوان گرفتند و وقف هایی که کرده بود باز بستند». (حافظ ابرو، ۱۳۱۷: ۸۰-۷۹) چپاول املاک و اموال خانواده رشیدالدین فضل الله یک بار دیگر در زمان مرگ فرزند او غیاث الدین محمد رخ داد. «رند و اوباش چنین حالتی از خدا می خواستند به بهانه ایشان به تاراج برخاستند و زیادت از هزار خانه که بدیشان منسوب بودند نیز غارت کردند و از ربع رشیدی و خانه های وزیریان چندان مرصعات و نقود و اقمشه و امتعه و کتب نفیس بیرون آوردند که شرح آن را مدتی مدید باید». (همان: ۱۵۱)

تبریز پس از فروپاشی قدرت ایلخانان دست به دست گشت. گاه از آنِ آل چوپان شد و گاه آل جلایر بدان دست یافتند و زمانی هم شاه شجاع مظفری بدان چنگ انداخت تا این که سرانجام تیمور وارد تبریز شد. بلایایی که میرانشاه فرزند تیمور در مقام حاکم آذربایجان بر سر مردم تبریز نازل کرد ثبت تاریخ است. تبریز چندی هم آوردگاه قراقویونلوها و آق قویونلوها شد، تا این که روزگاه سلطنت شاه اسماعیل فرا رسید. شاه اسماعیل در سال۹۰۶ هجری پس از راندن آخرین بازمانده آق قویونلوها از تبریز، آن را تختگاه خود اعلام کرد. در این زمان بیشتر اهالی تبریز اهل سنت و شافعی مذهب بودند. (مستوفی، ۱۳۳۱: ۷۷)

از این رو رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در مقام مذهب حاکم دولت، کار چندان ساده ای نبود و واکنش مردم را در پی داشت. اما شاه اسماعیل دستور داد علاوه بر این که خطبه به نام تشیع اثنی عشری بخوانند، شماری از قزلباشان نیز در کوچه و بازار زبان به طعن و لعن خلفای سه گانه بگشایند و هر کس خلاف کند، گردن او را بزنند. (روملو، ۱۳۵۷: ۸۶-۸۵) مردم تبریز با این سخت گیری های شاه اسماعیل گرچه کنار آمدند و تا حدودی سکوت کردند، ولی در جای خود واکنش نشان دادند که به نظر می رسد قیام مردم تبریز در سال۹۸۱هجری بی تاثیر از این وقایع نبوده است. (در مورد ورود شاه اسماعیل به تبریز و اعمال او نگاه کنید به: خواندمیر، ۱۳۵۳: ۸-۴۶۷؛ عالم آرای صفوی، ۱۳۶۳: ۶-۶۴؛ جهانگشای خاقان، ۱۹۸۶: ۷-۱۴۵، قاضی احمد قمی، ۱۳۵۹: ۳-۷۲)

طلیعه قیام

به نظر می رسد که شدت عمل شاه اسماعیل و به دنبال آن حمله سلطان سلیم به تبریز و غارت ها و مصادره هایی که صورت گرفت و نیز ستم ها و شدت عمل صفوی در تبریز، مردم را در آستانه قیام علیه آن ها قرار داده است. شاه تهماسب تصمیم گرفت که به دلیل نزدیکی تبریز به قلمرو عثمانی، پایتخت خود را به قزوین منتقل کند. غیر از ورود سلطان سلیم به تبریز در سال ۹۲۰هجری (پس از جنگ چالدران) که به غارت گنجینه ها و چپاول نیروی انسانی کارآمد انجامید، عثمانی ها گاه و بی گاه، حملاتی را به تبریز انجام می دادند و توان تبریزیان را می بریدند. مثلاً زمانی که القاص میرزا فرزند شاه تهماسب با کمک عثمانیان در سال ۹۵۵ هجری به تبریز حمله ور شد، «شروع به غارت شهر کرد. اهل تبریز چون کشتی شکستگان قلزم و عمان که از امواج توامان سفینه ایشان شکستن گیرد و دل از جان کنده باشند. فریاد و فغان به آسمان رسانیدند». (روملو، ۱۳۵۷: ۲۷-۴۲۶) هیچ نوع عکس العملی از سوی نیروهای صفوی از برای دفع چنین حملاتی گزارش نشده است.

نکته جالب توجه این جاست که تنها شماری از مردم تبریز به رهبری افرادی که در منابع به اوباش و اجامر تعبیر شده، به سپاه عثمانی می تاختند و عرصه را برای آن ها تنگ می کردند. به نوشته اسکندر بیک ترکمان، هنگامی که سلطان سلیم تصمیم گرفت از تبریز برود «اجامر و اوباش تبریز دست به قتل و غارت رومیان برآورده، جمعی کثیر از زخم خنجر تیز اجامر و اوباش خونریز تبریز راه عدم پیمودند». (ترکمان، ۱۳۵۰: ۴۲۷) حسن روملو این افراد را یتیمان و چپانان و اوباش تبریز می نامند.

هجوم عثمانیان به تبریز، علاوه بر قتل و غارت مردم، نتایج دیگری نیز در پی د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *