تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها شامل 83 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سطحی نگری در رسانه ها :

۲ – سینما

وجوه صنعتی و تجاری سینما همواره بستر مناسبی برای تحقق اهداف و آرمان سوداگرانه صاحبان ثروت بوده است. بسیاری از دستاوردهای تفکیکی و تکنولوژیکی هنر، صنعت و سینما نیز زائیده خوی و خصلت کلان سرمایه داران برای جلب و کشاندن هر چه بیشتر توده های مردم به سالن های سینما بوده است. فراهم آوردن زمینه ابداع و انجام آزمایش های متعدد و پرهزینه از سوی استودیوهای بزرگ فیلمسازی در غرب برای خلق صحنه های مهیج و خیره کننده، اگر چه هدف ضمنی تکامل زبان سینما را به همراه داشته است، اما بیشتر به قصد تسخیر شبکه های توزیع و نمایش فیلم در سراسر جهان و کسب سودهای سرشار صورت گرفته است.

اما روی دیگر سکه سینما انبوه آثار سطحی و کم مایه ای را نمودار می سازد که باید در چگونگی و چرایی استقبال تماشاچیان از آنها تأمل نمود. جای تردید نیست اگر جادوگران عرصه سینما، با شناخت آمال و عقده های سرکوب شده تماشاچی، تمنیات نفسانی و شهوانی بشر و نیز وقوف به آستانه تحریک حسی و عصبی تماشاگران، پرده عریض سینما را عرصه و جولانگاه ارضاء و تشفی خاطر آنان قرار دهند. این واقعیت زمانی نگران کننده می گردد که تهیه کنندگان و کمپانی های فیلمسازی همسو با سیاست های دولتهای استکباری، سیل فیلمهای سطحی را به قصد انحراف افکار عمومی جهانیان و سرگرم ساختن ملتها به اموری بی ارزش، روانه کشورهای مختلف جهان می کنند.

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تحولات عمیق فرهنگی و اجتماعی، سینما به مثابه رسانه ای برای ارتقاء و رشد منزلت آدمی مورد توجه قرار گرفت. ساخت آثار ارزشمند و تأثیر گذار، آرام آرام نشانه های دستیابی به سینمایی هم شأن با فرهنگ بومی و اسلامی را هویدا ساخت. اما در اثر اجرای برنامه های موسوم به توسعه اقتصادی- اجتماعی از اواخر دهه ۶۰ و تغییر تدریجی ارزشهای منبعث از انقلاب اسلامی و حاکمیت یافتن ارزشهای مادی و تشدید شکاف طبقاتی، سینما نیز از این عارضه مصون نماند. البته حضور و نظارت مؤثر دولت (که در سالیان اخیر به نظارت مزاحم تعبیر میشود!) مانع از آن گردید که سینما یکباره در ورطه مناسبات سرمایه داری و اقتصاد آزاد گرفتار شود. اما با وقوع تغییرات در عرصه مدیریت فرهنگی و هنری کشور، آخرین مقاومتها نیز از بین رفت و سینما با سایر پدیده ها و مناسبات اجتماعی و فرهنگی همرنگ گردید. اکنون ساخت و عرضه آثار سطحی، از جمله فیلمهای عاشقانه، مظاهر کنونی سیاست های جدید اعمال شده در سینمای کشور است.

در این مقاله به اجمال، جنبه های جامعه شناختی نضج و اشاعه این گونه فیلمهای سینمایی مورد بررسی قرار می گیرد. در آغاز برای روشن شدن موضوع، ارائه تعریف و ابعاد سطحی نگری در عرصه ادبیات و نقد سینمایی ضروری به نظر می رسد.

در امر نمایش رو به تزاید انواع فیلم های عشقی و یا جوان پسند که طی ماههای اخیر نگرانی های زیادی را به همراه داشته است، عوامل متعددی دخالت دارند؛ شاید انگیزه اقتصادی نزد صاحبان سرمایه و بی برنامگی مسئولان سینمایی کشور در قبال هدایت و بهبود فرهنگ عمومی جامعه از طریق سیاست گذاری بخردانه، تنها ناظر به جنبه های محدودی از این اپیدمی باشد.

انواع سطحی نگری

۱ )– از بعد فنی

۱-۱ ) سطحی نگری در طرح و پیرنگ داستان (

PLOT

)

عدم بداعت و نوآوری در مرحله طراحی داستان (توالی منطقی رویدادهای داستان بر اساس رابطه علت و معلولی) به یکنواختی و سطحی بودن روایت داستان می انجامد. درگیر نشدن حسی و فکری مخاطب با اثر، ناشی از بی تدبیری فیلمساز در مرحله آفرینش «طرح و توطئه» داستان می باشد. اهمال فیلمساز در این مرحله، به جلب تماشاچیان عامی و آسان پسند و گریز مخاطبان فهیم و با ذوق منجر خواهد شد.

۲-۱ ) سطحی نگری در خلق و پرورش داستان

فیلم های داستانی خوب و تأثیر گذار، با شخصیت های قوی و جاندارشان در ذهن تماشاچی ماندگار می شوند. هر قدر به ابعاد وجودی اشخاص اصلی داستان در درگیری با موانع موجود اهمیت داده شود، ویژگیهای بیشتری از ضمیر آنها آشکار شده و درام جذابیت و کشش بیشتری پیدا خواهد کرد. در اعمال و رفتار شخصیت های فاقد عمق و قوت، که اصطلاحاً تیپ نامیده می شوند، کمتر می توان رد پای انگیزه و مقاصد باطنی را جستجو کرد. تیپ ها با کلیدهای رفتاری و گفتاری مشخص، براحتی قابل شناسایی اند، فیلمسازان کم سواد و بی بهره از جوهره خلاقیت و تفکر، معمولاً در دایره بسته ای از تیپ های محدود اجتماعی سیر می کنند. گرایش به جنبه های ظاهری بازیگر و تأکید بر رفتار کلیشه ای وار شخصیت فیلم، نهایت کوشش و تلاش این فیلمسازان برای معرفی شخصیت های داستان فیلم می باشد. بطور طبیعی سخن گفتن از تحلیل روانشناختی اعمال شخصیت در اینگونه آثار و نقب زدن نویسنده به هزار توی وجود اشخاص داستان، امر بیهوده ای به نظر می رسد.

۳ – ۱ ) سطحی نگری در اجرا و به کارگیری تکنیک

شتابزدگی و استفاده از ساده ترین تمهیدات و تکنیک های سینمایی، وجه بارز آثار سطحی در سینما به شمار می روند. البته تولید آگاهانه و هوشمندانه فیلم هایی با ساده ترین شیوه های روایی و پرهیز از هرگونه تروکاژ سینمایی، به قصد تقویت بیان واقع گرایانه اثر و ارتباط صمیمانه مخاطب با فیلم، در جای خود بسیار ارزشمند و قابل تحسین است. اما بی ذوقی در فراهم کردن و آرایش صحنه، بی دقتی در بازی گرفتن از هنرپیشگان، تقطیع و تدوین غیرخلاق نماهای فیلمبرداری شده و در یک کلام سرهم بندی کردن فیلم، به معنای سطحی نگری فیلمساز در مقام اجرا و تولید تعبیر می شود.

۲ )– از بعد محتوایی

۱ – ۲ ) سطحی نگری در ارائه پیام

بسیاری از فیلمسازان بی آنکه درد و دغدغه ای جدی و حرفی شنیدنی و تأمل برانگیز داشته باشند، به ساخت فیلم روی می آورند. از آنجایی که این عده از قواعد و تکنیکهای تولید فیلم آگاهی دارند، مصداق آن گروهی هستند که : «بلدند خوب حرف بزنند، اما حرف خوب بلد نیستند.»

شاید این جماعت را بتوان در صف اول آدمهای نان به نرخ روز خور قرار داد. برای آنها کافی است تا شور و استقبال مردم در مقابل بعضی از فیلمها را مشاهده کنند و سپس به تولید نسخه های مشابه از نوع جنریک آن اقدام نمایند. لوث کردن حرف و حدیث شنیدنی فیلم های اولیه (مورد تقلید قرار گرفته)، تنها هنر جماعت بساز و بفروش در عرصه سینما می باشد. تنزل و تخفیف عشق که در متون عرفانی از آن به یک عطیه و موهبت الهی و آسمانی یاد شده، تا این حد که:

«عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود»

حاصل حضور نامیمون فیلمسازان سطحی نگر در قلمرو سینمای کنونی ایران است.

۲ – ۲ ) سطحی نگری در انتقال پیام

تحریک احساسات و هیجانات آنی تماشاچیان نتیجه عملکرد گروهی از فیلمسازان است که به تعبیری «رگ خواب تماشاچیان را در دست دارند» و قادرند به میزان دلخواه عنان احساس مخاطب را در چنگ خود نگه دارند.

«رشته ای بر گردنم افکنده دوست می کشد هر جا که خاطر خواه اوست»

موضوعات و سوژه هایی که بالقوه از ظرفیت احساسی بالایی برخوردار هستند وبه راحتی آستانه تحریک تماشاچیان را نشانه می روند، همواره دستمایه های مناسبی برای فیلمسازان بوده اند. گم شدن فرزند، فراق و وصال دو دلداده، خلق موقعیت های خنده آور، جدال و درگیری فیزیکی اشخاص، خلق حوادث دلهره آور، تعقیب و گریزهای تمام ناشدنی، شیرازه و محور اصلی چنین داستانهایی را شامل می شود. اصطلاح «میخکوب شدن تماشاچی بر روی صندلی» صفت واقعی اینگونه آثار است.

اگر فیلم هایی از این دست، عاری از جنبه های تخریبی و بدآموزی باشند، عموماً در زمره آثار سرگرمی آور، سالم و سودمند ارزیابی می گردند.

در هر صورت سطحی نگری در بعد محتوایی، حتی بیننده متفکر و شعورمند را به چالش با درونمایه اثر فرا نمی خواند و بذر آگاهی و اطلاعات تازه را در ذهن او بارور نمی سازد.

در یک نگاه اجمالی شاید بتوان عوامل زیر را در پیدایش و شیوع این گونه آثار سطحی مؤثر دانست:

۱ – تجربه تاریخی در سینمای ایران مؤید این واقعیت است که گروهی از فیلمسازان همانند عامه مردم متأثر از مد هستند! همانگونه که در سطح جامعه به تناوب، نوع خاصی از پوشش، آرایش، لوازم شخصی، موسیقی و …. رایج می شود و در اثر یک فشار هنجاری (جوّ سازی) همگان خود را به همرنگی و همشکلی با موج جدید موظف می دانند، در سینما نیز پس از موفقیت یک الگو یا کلیشه داستانی در جلب توجه مخاطبین و تحریک احساسات سطحی آنها، بلافاصله فیلمسازان با تجربه، در صدد تولید فیلمهای مشابه برآمده و امیدوارانه چشم به گیشه سینماها می دوزند، البته به همان مقدار که در یک دوره زمانی، چنین آثاری با اقبال عمومی مواجه می شوند، در صورت تکرار و عدم نوآوری در طرح داستانها، به فوریت پاسخ سردی از تماشاچیان دریافت خواهند کرد.

استفاده مفرط از موسیقی پاپ و حتی وارد کردن شخصیت های خواننده یا نوازنده در داستان فیلم، عقب تر بردن روسری بازیگران زن، سودجستن از متلک و شوخی های ناپسند، استفاده از بازیگران صرفاً خوش چهره، طرح قصه های سانتی مانتالیستی، انجام حرکات موزون (بخوانید رقص) و شگردهایی نظیر آن، که دقیقاً در متن و لایه های زیرین فرهنگ جامعه جایی ندارند، از جمله اقداماتی است که برای پایداری و استمرار نمایش چنین آثاری به کار گرفته شده اند.

۲ – در ترویج چنین آثاری نقش بی بدیل تلویزیون را با توجه به گستره وسیع آن نمی توان انکار نمود، به قول یک فیلمساز: «سنگ بنای چنین فیلمهایی را نخستین بار تلویزیون در سریال «درپناه تو» گذارد.» البته هر چقدر تلویزیون به دلیل حدود و ضوابط شرعی و عرفی ملاحظاتی را در نمایش چنین قصه هایی اعمال می کند، استقبال وسیع مردم و جوانان کافی است تا سینماگران فارغ از محدودیتهای ممیزی رسانه ملی، با دستی بازتر! به نگارش قصه هایی بر اساس الگوهای موفق قبلی تشویق شوند. اگر چه سینماگر وطنی اجازه ارتکاب اعمال مغایر شرع را در پرده سینما به خود نخواهد داد، اما ترویج هنجارها و آدابی که با روابط و مناسبات فطری انسانی همخوانی ندارد و بیشتر برخاسته از جوامع غربی و سرمایه داری است، کمترین پیامد منفی چنین آثاری می باشد.

۳ – نهادینه نشدن بخش خصوصی در ساختار اقتصاد کشور باعث گردیده تا سرمایه گذاران و تهیه کنندگان فیلمهای سینمایی برای بازگشت سرمایه و نیز کسب سود و منفعت، به دنبال یافتن راههایی برای تضمین سود حاصل از سرمایه گذاری برآیند. اعتنا به الگوهایی که پیشتر شرح آن رفت، یکی از چنین راهکارهایی می باشد. به این ترتیب تا زمانی که سرمایه گذاری در سینمای ایران با ریسک بالا و آسیب پذیری زیاد همراه باشد، ساخت و عرضه آثار عامه پسند به اشکال مختلف ادامه خواهد داشت.

۴ – سینما همانند انواع گونه های ادبی در هر عصری، آئینه ای از افکار، تمایلات و هنجارهای جامعه می باشد. بر همین اساس متفکران قادرند از طریق مطالعه و مشاهده آثار ادبی و سینمایی، مختصات فرهنگی یک جامعه را ترسیم کنند. در سالهای اخیر انتشار گسترده رمانها و پاورقی های عاشقانه گویای این حقیقت است که شرایط اجتماعی، پتانسیل احساسی جوانان را به مصرف چنین فرآورده هایی نازل و سرگرم کننده سوق داده است. عمیق تر شدن فاصله طبقاتی، ترویج متظاهرانه ادا و اطوار سرمایه داری به تقلید از فرهنگ غرب، میل به خود نمایی و خود آرایی، تغییر الگوی مصرف و پوشش، گسترش بی ضابطه روابط دختران و پسران جوان در معابر عمومی و …. و در نتیجه کمرنگ شدن ارزشهای معنوی در مقایسه با سالهای گذشته، در مجموع فضا و موقعیتی را پدید آورده است که پاره ای از رفتارها در اثر تکرار به تدریج شکلی از رفتار قاعده مند را به خود بگیرد. در چنین شرایطی آن دسته از نویسندگان و هنرمندانی که دل در گروی آرمانهای متعالی نداشته و افق فکری خود را با شرایط متغیر روز تنظیم می کنند، به صورتی کاملاً منفعلانه تحت تأثیر تغییرات اجتماعی با ادعای واقعگرا بودن، قصه های کم مایه و بی خاصیت را دستمایه ای برای فروش فیلمهای خود قرار می دهند. اما تأثیر نمایش م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *