تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص :

چکیده
سعدبن ابی وقاص(از تیره قرشی بنی زهره)، از سابقین در اسلام در مکه و از اصحاب پیامبر نامدار اسلام صلی الله علیه وآله به شمار می رود. او در عصر حکومت خلفاء از سرداران قادسیه و نهاوند و یکی از اعضای شورای شش نفره خلافت بود. سعد در زمان خلفای سه گانه از ملازمان و همراهان آنان بود. هر چند راضی به خلافت ایشان نبود اما به طور آشکار با آنان مخالفت نکرد، مخالفت علنی او از زمان امیرالمؤمنین علیه السلام و با عدم بیعت و همکاری با حضرت در جنگ های سه گانه جلوه نمود. او جز علی علیه السلام را لایق خلافت نمی دانست و به حقانیت حضرت امیر علیه السلام یقین داشت اما حب ثروت و قدرت و حسادت او نسبت به حضرت سبب شد تا به رقابت شدید برای به دست گرفتن خلافت با حضرت علی علیه السلام بپردازد.
کلید واژه: فایل پاورپوینت کامل سعد بن ابی وقاص، سقیفه، شورا، قادسیه

مقدمه

یکی از ادله اربعه جهت یافتن احکام سنت است که در لغت به معنای سیره و روش و در اصطلاح فقها عبارت از قول، فعل یا تقریر معصوم علیه السلام است. سنت از آغاز اسلام تاکنون مورد توجه مسلمانان و مدار مراجعه آنان بوده است. صحابه از آغازین روز، با شنیدن فرمان پیامبر صلی الله علیه وآله که فرمودند: «صلّوا کما رأیتمونی اصلّی»، همان گونه که می بینید نماز می گذارم، نماز بخوانید؛ و شیوه نماز خواندن و حج گذاردن و سایر اعمال را از سنت عملی پیامبر صلی الله علیه وآله آموختند. چنان که در برخورد با هر معضلی در حوز عقاید، اخلاق یا احکام به آن حضرت مراجعه کرده و گفتار پیامبر صلی الله علیه وآله از نگاه ایشان حجت مطلق و قول فصل بوده است. پس از رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله بین مسلمانان در مورد مرجع دینی اختلاف شد. برخی به پیروی از آیات و روایات نبوی، اهل بیت حضرت را الگوی خود قرار دادند. ولی جماعتی نیز اهل بیت علیهم السلام را رها کرده و خود را از فیض علومشان محروم نمودند و چون به مرجعی دینی برای فهم سنت پیامبر صلی الله علیه وآله محتاج بودند معتقد به عدالت صحابه شده و از آن بالاتر معتقد به مرجعیت دینی و حجّتیت سنت صحابه شدند. البته لازم به ذکر است که همه صحابه عدالت نداشتند. و اگر کسی که بحث از عدالت صحابه می کند به خاطر ابطال کتاب خدا و سنت رسول صلی الله علیه وآله و واسطه های فیض سنت نبوی نیست بلکه هدف اساسی شناخت صالحان آنان است. علامه طباطبایی (ره) قائلند که اگر خداوند متعال صحابه را در آیه های قرآن مدح کرده و از آنان اظهار رضایت نموده است به جهت اطاعت آنها از خدا در احکام و تعالیم شریعت و کارهای نیکی است که در گذشته انجام داده اند. امّا این رضایت را نمی توان به آینده زندگانی و اعمال آنان نیز سرایت داد به این معنا که صحابه هر عملی انجام دهند خواه درست و خواه به اشتباه از سنت رسول الله، خدا از آنان راضی است. اهل سنت روایاتی بر عدالت کل صحابه به نقل از پیامبر صلی الله علیه وآله آورده اند که فرمودند:«لا تسبوا اصحابی فلو ان احدکم انفق مثل احد ذهبا ما بلغ مثل مرّ احدهم و لا نصفیه».
(اصحاب مرا سب نکنید زیرا اگر یکی از شما به مقدار کوه احد طلا انفاق کند هرگز به انداز مقام یکی از صحابه یا نصف مقام او نمی رسد.) در این روایات درست است که پیامبر صلی الله علیه وآله نهی از دشنام صحابه کرده اند، هر چند عادل نباشد چون سب امر مطلوبی در شریعت اسلامی نیست ولی این به معنای ثبوت عدالت برای جمیع صحابه نیست. موضع گیری منفی سعدبن ابی وقاص در برابر امیرالمؤمنین علیه السلام به ویژه این امر را ثابت می کند که برخلاف ادعای طرفداران نظریه «عدالت صحابه» که پژوهشگران این عرصه را متهم به سیاه نمایی و تصویر تیره روابط بین خلفاء می کنند. روابط صحابه با هم، عموماً صمیمی نبوده و در میان آن ها کدورت ها و تیره گی هایی وجود داشته است و این، حداقل و در خوش بینانه ترین گزینه ناشی از ناخالصی های برخی از آنان مانند سعدبن ابی وقاص بوده است.
بیوگرافی :
نسب سعدبن ابی وقاص
نسب شناسان، نسب سعدبن ابی وقاص را این گونه بیان کرده اند:
سعد بن مالک[۲] بن اهیب بن عبد مناف بن زهره بن کلاب بن مره ابن کعب بن لوی بن غالب به فهر بن مالک بن النضر بن کنانه. نام مادرش، حمنه بنت سفیان بن امیه بن عبد شمس بند عبد مناف بن قصی و دارای دو برادر به نام های: عتبه و عمیر بود.[۳] عتبه کسی است که در جنگ احد پیامبر صلی الله علیه وآله را ضربت زد. امّا عمیر در جنگ بدر به شهادت رسید.[۴] خاندان سعد از طرف پدر به کلاب بن مره، جد پیامبر صلی الله علیه وآله می رسد و از طرف مادر به بنی امیه منتهی می شود. سعدبن ابی وقاص و پیامبر صلی الله علیه وآله در کلاب بن مره به یکدیگر می رسند و سعدبن ابی وقاص پسر عموزاد آمنه بنت وهب مادر بزرگوار پیامبر صلی الله علیه وآله می باشد[۵] و چون مادر پیامبر صلی الله علیه وآله از قبیله بنی زهره است پیامبر صلی الله علیه وآله ایشان را دایی خطاب می کردند.[۶] البته این تعبیر پیامبر صلی الله علیه وآله از راه لطف و محبت است و این تعابیر میان قبایل عرب متداول و مرسوم بوده است. کنیه سعدبن ابی وقاص، ابواسحاق و شغل سعد در دوران پیامبر صلی الله علیه وآله تیز کردن نیزه بوده است.[۷]

خانواده سعدبن ابی وقاص
الف ) همسران[۸]
در منابع تاریخی زنانی که به سعدبن ابی وقاص نسبت داده شده اند عبارتند از:
۱. دختر شهاب بن عبدالله بن حارث بن زهره
۲. ماویه: دختر قیس بن معدی کرب
۳. زبد: دختر حارث بن بعیر بن شراحیل
۴. ام عامر دختر عمر بن کعب
۵. سلمی دختر خضّه بن ثقف بن ربیعه[۹]
۶. خوله دختر عمرو بن اوس
۷. ام هلال دختر ربیع بن مری بن اوس بن حارثه
۸. ام حکیم دختر قارظ از قبیله کنانه
۹. سلمی از خاندان بنی تغلب بن وائل
۱۰. طیبه دختر عامر بن عتبه از خاندان نمر بن قاسط
۱۱. ام جحیر
۱۲. امر عمره

ب) فرزندان[۱۰]
۱) پسران:
۱- اسحاق اکبر که کنیه سعد به نام اوست و در کودکی درگذشت.
۲- عمر بن سعد که مختار او را کشت.
۳- محمد بن سعد که حجاج یوسف ثقفی در جنگ دیر جمام او را کشت[۱۱]
۴- عامر بن سعد ۵- اسحاق اصغر ۶- اسماعیل ۷- ابراهیم ۸-موسی
۹-مصعب ۱۰- صالح ۱۱-عمیر اصغر ۱۲-عمرو ۱۳-عبدالله بن سعد ۱۴-مصعب بن سعد ۱۵-عبدالله اصغر ۱۶-عبدالرحمن ملقب به بحیر
۱۷-عمیر که پیش از مرگ پدرش درگذشت ۱۸-عمران ۱۹- صالح بن سعد ۲۰-عثمان

2) دختران :
۱- ام الحکم ۲- ام قاسم ۳- حفصه ۴- ام کلثوم
۵- ام عمران ۶- ام حکیم صغری ۷- ام عمرو ۸- هند
۹- ام زبیر ۱۰- ام موسی ۱۱- حمیده ۱۲- ام ایوب
۱۳- ام اسحاق ۱۴- رمله ۱۵- عمره ۱۶- عایشه
۱۷- حمنه

اسلام سعدبن ابی وقاص
در مورد اسلام آوردن سعد بن وقاص اقوال متفاوت است. سه نقل از زبان خود او که در تاریخ آمده است در ذیل می آید:
۱. “هیچ کس مسلمان نشده بود تا روزی که من اسلام آوردم. پس از بعثت فقط هفت روز توقف کردم”[۱۲]
۲. “سبب اسلام آوردن من این بود که در خواب دیدم که گویی در تیرگی هستم و ماهتابی برون آمد و من آن را دنبال کردم و دیدم که زید بن حارثه و علی بن ابی طالب علیه السلام از من در این کار پیشی گرفته اند.”[۱۳]
۳. “روزی بر من گذشت که من سوم کسی بودم که اسلام آورده بودم.”[۱۴]
طبق اکثر نقل ها سعد در هفده سالگی و توسط ابوبکر اسلام آورده است.[۱۵]
با توجه به منابع مهم تاریخی پس از خدیجه &بنت خویلد و علی بن ابی طالب علیه السلام به ترتیب زید بن حارثه، ابوذر، ابوبکر، عمر بن عسبه سلمی، خالد بن سعید بن عاص، سعدبن ابی وقاص عقبه بن غروان اسلام آوردند.[۱۶]
امّا طبق شواهد تاریخی وی به واسطه ابوبکر مسلمان شد و نه توسط پیغمبر صلی الله علیه وآله و همچنین سومین نفری نیز نبوده است که اسلام آور ده است.[۱۷]

سعدبن ابی وقاص در دوران پیامبر صلی الله علیه وآله
مهاجرت به حبشه:
نقل است که هفتاد و دو تن بودند که به حبشه هجرت کردند، و در میان مهاجران گروهی همسران خود را نیز با خود به همراه بردندکه عثمان بن عفان، جعفر بن ابی طالب، سعدبن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام و عمار یاسر از جمله این افراد بودند.[۱۸]

هجرت به مدینه:
واقدی در این مورد نقل می کند:«چون سعد و عمیر پسران ابی وقاص از مکه به مدینه هجرت کردند، در منزلی که از برادرشان عتبه بن ابی وقاص بود وارد شدند».[۱۹]
در مورد سعد بن وقاص گروهی معتقدند، که سعد بعد از هجرت رسول الله صلی الله علیه وآله روانه مدینه شد، و گروهی هم معتقدندکه وی قبل از ورود پیامبر صلی الله علیه وآله به مدینه، در آن شهر حضور داشته است.[۲۰]
پیمان برادری:
هنگامی که مهاجران به مدینه هجرت کردند، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله میان انصار و مهاجرین عقد اخوت جاری نمودند که ابن اثیر از قول ابونعیم نقل می کند:«وقتی در بصره ساکن بودیم، پیامبر صلی الله علیه وآله میان سعدبن ابی وقاص و عمار یاسر، عثمان و عبدالرحمن بن عوف و ابوبکر و عمر عقد اخوت را جاری کردند.»[۲۱] البته در منابع دیگر برادر دینی وی را طلحه بن عبیدالله[۲۲]، مصعب بن عمیر و سعد بن معاذ و عبدالرحمن بن عوف نام برده اند.[۲۳]

نخستین تیرانداز در برابر کفار
از سعدبن ابی وقاص نقل است:«من نخسیتن کسی هستم که در اسلام به دشمن تیر انداختم و آن در سریه ای* بود که با شصت سوار همراه عبیده بن حارث رفته بودیم»[۲۴] این سریه اولین رویایی مسلمین و مشرکین بوده است.[۲۵]
همچنین نقل قول از سعدبن ابی وقاص شده است که در جنگ احد مقابل پیامبر صلی الله علیه وآله تیر به سوی دشمن می انداختم و پیامبر صلی الله علیه وآله تیر به دست من می داد و می فرمود:«بینداز پدر و مادرم به فدایت»![۲۶]
و نیز از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام نیز نقل است که، «هیچ گاه نشنیدم که رسول خدا صلی الله علیه وآله پدر و مادر خود را فدای کسی قرار دهد، به جز در مورد سعدبن ابی وقاص»[۲۷]
ولی از آنجایی که در بسیاری از مستندات تاریخی به این مطلب تصریح شده که پیامبر صلی الله علیه وآله این تعبیر (پدر و مادرم به فدایت) را فقط در خصوص صدیقه کبری& به کار می برده اند و بسیار بعید به نظر می رسد که در مورد سعدبن ابی وقاص آن هم از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده باشد.

اولین خون ریخته شده برای اسلام
نقل است، یک روز که سعدبن ابی وقاص با جمعی از مسلمانان در یکی از دره های مکه مشغول خواندن نماز بودند جماعتی از مشرکان آنها را دیده و مسخره کردند. کار به نزاع کشیده شد، سعدبن ابی وقاص یکی از مشرکان را با استخوان فک شتری زد و سر او را شکست، این نخستین خونی بود که برای اسلام ریخته شد.[۲۸]
فعالیت های جنگی سعد
سعدبن ابی وقاص در کنار حضرت علی علیه السلام و چند تن دیگر در جنگ احد فداکاری بی سابقه ای از خود نشان دادند و مانع از آزار و حمل دشمن به پیامبر صلی الله علیه وآله شدند.[۲۹]
همچنین او از شرکت کنندگان در جنگ خیبر و خندق می باشد.[۳۰]
و از شرکت کنندگان در سریه های خرار، نخله، سقیا، و سریه سعد که به فرماندهی خود او می باشد نیز بوده است.[۳۱]
شاهد حدیث غدیر
سعدبن ابی وقاص از شاهدان حدیث غدیر[۳۲] و ناقل روایت[۳۳] مباهله و غدیر[۳۴] نیز می باشد. مصعب بن سعد از پدرش نقل می کند که:«روزی با دو نفر از مهاجران در مسجدالنبی صلی الله علیه وآله نشسته بودیم که صحبت از علی بن ابی طالب علیه السلام شد و از آن بدگویی می کردیم. در همین حال، پیامبر صلی الله علیه وآله با حالت خشم به طرف ما آمد، با خود گفتم: ازخشم پیامبر صلی الله علیه وآله به خدا پناه می برم. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:« شما را با من چه؟ هرکسی علی را بیازارد مرا آزرده است» و این جمله را سه بار تکرار فرمود.[۳۵]
از این نقل چنین برمی آید که در میان صحابه کسانی مثل سعد بودند که همواره درصدد ترور شخصیت آن امّام همام بوده اند. آیا این با عدالت صحابه مطابقت دارد؟ آیا صحابه عادل چنین برخوردی از خود نشان می دادند؟ این جای تأمل و بررسی دارد.

سعدبن ابی وقاص درعرصه جهاد و سیاست
سعد از جمله کسانی است که در سقیفه بنی ساعده با ابوبکر بیعت کرد.
نقل شده:«بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مردم دور ابوبکر جمع شدند و بیشتر مسلمانان در آن روز با ابوبکر بیعت کردند، شخصیت های بنی هاشم در خان علی علیه السلام جمع شده بودند، بنی امیه دور عثمان را گرفتند و بنی زهره دور سعدبن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف جمع شده و همگی در مسجد گرد آمده بودند. عمر به سراغ آنان رفت و پرسید: چه شده است که شما دور هم جمع شده اید؟! برخیزید و با ابوبکر بیعت کنید، زیرا مردم و انصار با او بیعت کردند، عثمان و کسانی از بنی امیه و سعد و عبدالرحمن بن عوف و کسانی از بنی زهره که با آنان بودند برخاستند و با ابوبکر بیعت کردند.[۳۶]
آیا کسی که ناقل و شاهد حدیث غدیر بوده است. شایسته است که در روز وفات پیامبر صلی الله علیه وآله دست به بیعت با ابوبکر بزند. و در حالی که پیامبر صلی الله علیه وآله در زمان حیات، خلیفه بعد از خود را انتخاب کرده بود و سعد بدین موضوع کاملاً واقف بوده است. شیخ مفید می نویسد: سعدبن ابی وقاص و طلحه و زبیر از جمله معترضین به جانشینی عمر توسط ابوبکر بوده اند. آنان به ابوبکر گفتند: مواظب اسلام و مسلمانان باش. روز قیامت چه جوابی داری که می خواهی این شخص خشن و تندخو را بر ما مسلط کنی. ابوبکر در پاسخ آنان چنین گفت: مرا از خداوند می ترسانید (نه، سوگند به خدا) هرکدام از شما طمع به خلافت دوخته اید.[۳۷] از این سخن ابوبکر چنین بر می آید که سعدبن ابی وقاص برای رسیدن به اهداف خود از کلمات حق استفاده می کرده است در حالی که هدف آنان چیزی جز رسیدن به مقام خلافت نبوده است.

الف) امیر سپاه قادسیه *
در آن روزگار مردم، فرماندهان سپاه را به نام امیر می خواندند و امیر صفت است، مشتق از امّارت؛ و مردم جاهلیت نیز، پیامبر صلی الله علیه وآله را امیر مکه و امیر حجاز خطاب می کردند و صحابه نیز سعدبن ابی وقاص را به لقب”امیرالمسملین” می خواندند، زیرا وی امیر لشگریان قادسیه بود که قسمت اعظم مسلمانان را در آن روزگار تشکیل می دادند.۱
مسلمانی نقل کرده:«نبرد می کردم تا این که خدا نصرت خویش را نازل کرد، در حالی که سعد به درواز قادسیه پناه برده بود. زنان بسیاری بیوه شده بودند؛ جز زنان سعد»[۳۸]
پر واضح است امیر سپاه وقتی اوضاع جنگ وخیم شد از ترس جانش، به دنبال جان پناهی بوده پس چگونه، لایق لقب امیرالمسلمین می باشد؟
ب) بنیان گذار کوفه*
شهر کوفه توسط سعدبن ابی وقاص بعد از جنگ قادسیه و به فرمان عمر که دستور داده بود برای اعراب شهری بسازند بنا نهاده شد.[۳۹] سعدبن ابی وقاص در کوفه اقامت نمود و نقشه ها را طرح نمود و خانه ها و محله ها را ساخت.[۴۰] وی در کوفه قصری نیز برای حکومت بنا نهاد که شبیه قصر کسری در مداین بود و در آن قصر را نیز از مداین به کوفه آورد و در قسمت ورودی قصر نصب نمود.[۴۱] خبر انتقال و نصب این در به عمر رسید و او نیز برای حفظ ظاهری حکومت خود که مدعی ادامه سنت پیامبر صلی الله علیه وآلهبود به محمد بن* مسلمه دستور به رفتن به کوفه و بسوزانند آن درب را داد. چون خبر سوزاندن در به سعد رسید پاسخی نداد زیرا می دانست به فرمان عمر بوده است.[۴۲]

ج) فرماندار کوفه
بعد از تأسیس شهر کوفه توسط سعدبن ابی وقاص عمر او را به عنوان فرماندار آن جا منصوب کرد.
پس از چندی اهل کوفه از سعد به خلیفه شکایت کردند و گفتند که نماز را درست بلد نیست. سعد گفت: من نماز رسول الله صلی الله علیه وآله را با آنان می خوانم و از آن منحرف نمی شوم. پس عمر او را از ولایت کوفه برکنار و به جای او عمار بن یاسر را به عنوان فرماندار گماشت. سعد در قبال این حرکت بر مردم کوفه نفرین نمود که خدای عز و جل ایشان را از امیری خوشنود و امیری را از ایشان خوشنود نگرداند.[۴۳] البته در کتب تاریخی دیگر علت بر کناری سعد را شکایت مردم کوفه از بی عدالتی سعدبن ابی وقاص عنوان شده است.[۴۴]
هنگامی که عزل سعد به علت بی عدالتی اوست جای شگفتی است، کسانی که معتقد به عدالت محض صحابه می باشند چگونه بر این عقید باطل خود اصرار می ورزند. البته شاید تعریف آنان از عدالت متفاوت باشد.

دیدگاه خلیفه دوم نسبت به خلافت سعدبن ابی وقاص
خلیف دوم زمانی که برای خلافت بعد از خویش نظر ابن عباس را می پرسد، ابن عباس بعد از این که چند نفری را نام می برد و خلیفه بر هر کدام عیبی می گیرد، سعد را پیشنهاد می دهد. خلیف دوم چنین پاسخ می دهد که او «مؤمنی است ضعیف»[۴۵]
در جای دیگر می گوید:«وی مردی جنگ جو و غارتگر است در میان غارتگران شما»[۴۶]
هم چنین نقل شده که می گوید:«سعدبن ابی وقاص مردی مردانه و لشگرکشی، نیک است و در سپهداری و سروری، دستی تمام دارد لیکن این کار را نشاید»[۴۷]
این جملات حاکی از آن است که سعد از نظر خلیف دوم لیاقت خلافت نداشت لکن چنانچه خواهد آمد به عنوان پلی برای خلافت عثمان می باشد. سعد نیز از خلیف دوم دلگیر بود چرا که او را از ولایت کوفه عزل و نیمی از اموالش را مصادره کرده،[۴۸] و او را در میان مردم تازیانه زده بود.[۴۹] امّا خلیف دوم چون چهره مقبول سعد را لازم داشت او را وارد در شوری شورا کرد و به سعد قول داد که به خلیف بعدی سفارش می کند که امّارت کوفه را به او بازگرداند.[۵۰]
پس از این که عمر درگذشت و او را دفن کردند بلافاصله شوری شش نفره تشکیل جلسه داد. نخست طلحه گفت: من حق خود را به عثمان دادم، زبیر هم گفت: من حق خود را به علی علیه السلام دادم. سعدبن ابی وقاص هم اظهار داشت که من حق خود را به عبدالرحمن عوف دادم.[۵۱]
رأی سعد در این شوری بسیار سرنوشت ساز بود زیرا عبدالرحمن به دلیل این که دامّاد عثمان است به عثمان رأی می داد در این میان سعد باقی ماند که او هم به دلیل کینه ای که از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام داشت و با عبدالرحمن بن عوف از یک تیره بود، رأی مثبت خود را به آن حضرت علیه السلام نداد. حرف های سعد در شوری بسیار شنیدنی است.![۵۲]

تعامل سعد با خلیف سوم
سعدبن ابی وقاص از جمل کسانی به شمار می رود، که تمایلات عثمانی داشته و از بیعت با حضرت علی علیه السلام امتناع ورزید. او در شورای شش نفره به عبدالرحمن بن عوف که پسر عموی او و دامّاد عثمان بود رأی مثبت داد و بدین گونه غیر مستقیم به عثمان رأی می دهد. سه و نیم سال پس از عزل سعد از فرمانداری کوفه توسط عمر[۵۳]، بار دیگر سعد به وصیت عمر[۵۴] و توسط خلیف سوم، به فرمانداری کوفه منصوب گردید.[۵۵]
و پس از این انتصاب وی به ری آمده و آن دیار آشوب زده را اصلاح کرد و به کوفه بازگشت.[۵۶] امّا پس از یک سال و نیم عثمان او را عزل و ولید بن عقبه را به فرمانداری کوفه نهاد.[۵۷]

علت عزل سعد از ولایت کوفه
سعدبن ابی وقاص مالی را از بیت المال از عبدالله بن مسعود به عنوان قرض گرفت. هنگامی که عبدالله بن مسعود آن مال را مطالبه کرد سعد گفت: توان پرداخت آن مال را ندارد گفتگو میان ایشان بالا گرفت. هنگامی که این خبر به عثمان رسید خشمگین شد و سعد را از فرمانداری کوفه عزل نمود. البته این نخستین فتنه در میان کوفیان بوده است.[۵۸]
چگونه کسی که با وجود توانایی برگرداندن بیت المال از این کار امتناع می ورزد می تواند صلاحیت جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله را داشته باشد.
به تدریج عثمان با اختصاص دادن بخش عظیمی از بیت المال به نزدیکان و خویشان خود سبب اعتراض مردم گردید. جماعتی از مردم مدینه به همراه سعدبن ابی وقاص خود را امّاده مرگ کرده و به حمایت از عثمان کمر بسته بودند. امّا عثمان به آنها پیغام داد که برگردند و آنها هم پذیرفتند.[۵۹]
نقل است پس از قتل عثمان، کسی را پیش سعدبن ابی وقاص فرستادند که تو از اهل شوری بوده ای بیا تا با تو بیعت کنیم. سعد به آنان پاسخ داد که من و ابن عمر از خلافت بدوریم و به هیچ و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *