تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه شامل 60 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سنت قانون اساسی در ایران؛ گفت وگو با مقصود فراستخواه :

حیات نو، ۲۳/۱۰/۸۰

چکیده: به نظر آقای فراستخواه، سنت قانون اساسی در ایران سابقه ای ۱۵۰ ساله دارد و کسانی که آن را مطرح کرده اند، به مبانی نظری آن هم توجه کرده اند و در عین حال شریعت را نیز پاس داشته اند . نباید میان سنت و تجدد، دوگانگی و تضاد دید . مدرنیته، تجربه خلاقی است که در متن سنت صورت می گیرد و از سنت ها می توان برای قانون گذاری استفاده کرد .

در پایه های نظری قانون اساسی، دو ایده وجود دارد: اول، جنبه تحدید و مشروط کردن قدرت و قید و بند زدن بر آن و دوم، تاکید بر قوه جعل و تاسیس قانون از سوی انسان که این دو در ذیل واژه «کنستیتوسیون » نهفته است . آیا بدین معنا سنتی با نام قانون اساسی در ایران داشته ایم؟ اولین رویارویی ایرانیان با این پدیده با چه تفکراتی صورت گرفت؟

سنت قانون اساسی و قانون گذاری به آن معنایی که شما فرمودید، یعنی تاسیس و نهادینه کردن تشکیلاتی که بتواند عدالت و آزادی را در جامعه نهادینه و یا تضمین کند و ظلم، استبداد و خودکامگی را تحدید کند، در ایران با همین معنا و با همین لفظ «کنستیتوسیون » (۱) ، ۵/۱ قرن سابقه دارد .

در سال ۱۲۳۶ ش . یعنی حدود یک و نیم قرن پیش، در اصلاحات دوره ناصری، طرحی به عنوان قانون اساسی یا «دفتر قانون » توسط میرزا ملکم خان، از نیاکان روشنفکری ایران، به صورت مکتوب ارائه شد . وقتی ریاست کابینه در اختیار مشیرالدوله قرار گرفت، میرزا ملکم خان هم به عنوان مشاور مدیریت اجرایی کشور فعال تر شد و «دفتر قانون » را ارائه کرد . اولین انجمن سیاسی در کشور به صورت جمعیت فراموش خانه به عنوان یک تشکل سیاسی فعال شد و محتوای مطبوعات رسمی افزایش یافت .

در همین دوره ها آثار آخوندزاده را داریم . او مبانی نظری جدیدی مثل اومانیته را مطرح کرد . «راسیونالیسم » ، به عنوان این که انسان باید از عقلانیت انتقادی و خرد جمعی برای مدیریت و توسعه حیات خویش بهره بگیرد، مطرح شد . در همین دهه، آثار و مکتوبات آخوندزاده در جامعه دست به دست می گشت . کتاب یک کلمه اثر معروف مستشار الدوله بود و منظورش از یک کلمه، همان «قانون » است; یعنی تمام مشکلات جامعه ما یک کلمه است و آن کلمه هم نبود قانون است .

در حقیقت معتقد هستید که متفکرانی که به کارکرد قانون اساسی اعتقاد داشتند و برای تاسیس آن تلاش می کردند، به مبانی متافیزیکی و بنیادهای فکری قانون اساسی آشنایی داشتند؟

به صورت مطلق و کامل، نه; اما به صورت نسبی و کم و بیش، اندیشمندان ایرانی توجه و تفطن به این معانی داشتند . در واقع به تدریج آن را مشق می کردند و راهی جز این متصور نبود .

به هر حال، این فرایند آغاز شده بود . روزنامه اختر، قانون اساسی ۱۰۹ ماده ای دوره تنظیمات در ترکیه را در ایران برای خوانندگان فارسی زبان منتشر می کرد . میرزاملکم خان می گفت: دولت و قدرت یک شر اجتناب ناپذیر است و نمی توانیم از آن گریزی داشته باشیم . ملکم خان مطرح می کند که: «مشکل ما این است که حاکم تعیین می کنیم، بدون قانون; سرتیپ معزول می کنیم، بدون قانون; بندگان خدا را به حبس می کشیم، بدون قانون; شکم پاره می کنیم، بدون قانون; مالیات می گیریم، بدون قانون و …» .

به هر حال، مبانی قانون اساسی، مثل اومانیسم و عقلانیت یا عقل عملی بشر، که ریشه همه آنها در انسان گرایی است، در آثار اندیشمندان ما کم و بیش وجود داشته است . یکی از علل تبعید سید جمال الدین در دوره ناصری این بود که بنا به روایت محمد مخزومی در خاطرات جمال الدین … او مساله قانون اساسی و کنستیتوسیون را مطرح کرد .

به گمان این جانب، تجددخواهی و مطالبه تغییرات نهادهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در ایران نیز به صورت یک فرایند غیر خطی و بطئی، طی دو قرن پیش، جریان داشته است و نه تنها تلاش نافرجامی نبوده، بلکه دستاوردهایی نسبی نیز بر جای گذاشته است و طبعا این تحولات نمی توانسته بدون هزینه پیش برود . بنده تصور نمی کنم فرایندهای مدرنیته و تغییرهای اجتماعی در کشورهای غربی، خطی و کم هزینه و سریع و آسان بوده است . به زعم من، کسانی به همان اندازه که مدرنیته غرب را به صورت یک اسطوره جادویی می انگارند، جامعه و تاریخ ایران را نیز خیلی دست کم می گیرند و این نوعی از دست دادن اعتماد به نفس ملی است .

بدیهی است که ساخت جامعه ایران و تاریخ آن، غیر از تاریخ غرب است; اما اولا مدرنیته غربی الگوی منحصر به فرد تحول و تجدد در تاریخ و جهان نیست . البته مدرنیسم غرب انصافا یک تجربه موفق و ماندگار در تاریخ معاصر است که می توان از آن برای پیشرفت جوامع غیر غربی، اقتباس آگاهانه و خلاق به عمل آورد . ثانیا جامعه ایرانی با همه موانع مزمن تاریخی و ساختاری، به هر صورت، قابل تجدد و تحول است . ثالثا جوامع غربی نیز به سهولت و سرعت مدرن نشدند . مگر اروپا در جریان اصلاحات دینی دچار جنگ های مذهبی نشد؟ در سده شانزده میلادی، طبق قانونی در انگلستان، هر کس منحرفان را می شناخت و به مقامات معرفی نمی نمود، اموالش مصادره و خودش اعدام می شد . خود لوتر، رهبر رفورم و پروتستانتیسم مذهبی، دست به تکفیر زد . کالون از دیگر رهبران اصلاحات دینی، با کاتولیک ها بی رحمی هایی تا مرز شکنجه و قتل نشان داد .

به نظر می رسد سنت های بومی و دینی در کشورهایی که پذیرای قانون اساسی بوده اند، خود راه گشای تحولات بوده است . برعکس، کشورهای دیگری که با این مساله دچار چالش شدند، سنت های فرهنگی و دینی مقاومی در برابر آن داشته اند . در سنت های مسیحی آموزه هایی را می بینیم که نظریه جدایی دین و دولت را مطرح کرده است . مسیح می گوید: «کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر بسپارید» . گرچه در قرون وسطا رگه های ترکیب دین و دولت و تلاش کشیشان برای دست یابی به قدرت مطلق را می بینیم; اما در نهایت سنت جدایی میان این دو قوی تر است .

بله، ما در ایران و در میان متفکران خودمان در همان دوره مشروطه می بینیم که همین مساله منعکس شده است . من هم با نظر شما موافقم . اما در اسلام، شریعت و آن ویژگی هایی که خصوصا در مذهب و روحانیت شیعی وجود دارد، تفاوت هایی با مسیحیت دارد که منشا دشواری ها و پیچیدگی هایی در چالش های فکر سیاسی و تغییرات اجتماعی ایران بوده است . متفکران ما هم به نوعی روی این مساله کار می کردند . در دوره مشروطه کسانی بودند که سعی می کردند مساله قانون اساسی را به طور موجهی در فرهنگ سیاسی جامعه طرح و درونی کنند و توضیح دهند که با سنت های اسلامی هم می توان قانون گذاری داشت .

در همین دوره، کسانی مثل علامه نایینی و طباطبایی، روحانیون متعلق به سنت های شیعی و در حد مرجعیت و اجتهاد هستند . طباطبایی به عنوان یک مجتهد تهرانی و علامه نایینی به عنوان فردی که در مدار مرجعیت دینی قرار داشت، مساله را برای جامعه توضیح می دهند . نایینی به صورت کامل تری توضیح می دهد که ما حتی در فقه سنتی خودمان، اجماع را به عنوان یک منبع داریم . همچنین وی بر اعتبار عرف در آموزه های اسلامی تاکید می کند .

ایشان در کتاب خود بارها کلمه «تاسیس » (۲) را می آورد . او اشاره می کند که عقل ودیعه ای خدادادی نزد متفکران اروپایی است و به فکرشان رسیده است که شیوه و ساز و کاری برای تاسیس عدل داشته باشند . اگر خداوند از طریق عقل متفکران آنها را هدایت کرده که متوجه شوند برای تاسیس عدالت به قانون اساسی نیاز دارند، پس «هذه بضاعتنا ردت الینا» .

من یادآوری می کنم که متفکران ما، حتی روشنفکران سکولار و غیر دینی، از ابتدا هرگز نگفته اند که قانون در جامعه مغایر با سنت های دینی و ارزش ها و احکام شرعی است . روشنفکران ما همیشه قید عدم مغایرت با سنت های دینی را اضافه می کردند . در واقع قضاوت غیر منصفانه و نادرستی است که بر خلاف این فکر کنیم .

اما من گمان می کنم علما و روحانیونی که مشروطه را به صورت دینی تئوریزه و از آن حمایت کردند، در حقیقت به زمینه های متافیزیکی و بنیان های فکری مشروطه کاملا دست نیافته بودند . قرائت ها و سنت های دینی امروز ما در آن زمان نبود . سنت دینی غالب، ریشه در تفکر متکلمی مثل ابن قبه در قرن سوم هجری دارد; تفکری که دین را حداکثری و تمام مسائل زندگی را برخاسته از دل شریعت می دانست . فکر می کنم علامه شیخ فضل الله نوری بهتر توانسته است به متافیزیک قانون اساسی پی ببرد و بر همین اساس هم می گوید: دامنه حدود در شرع مشخص و معین است . شما نمی توانید مجازاتی علاوه بر این حدود تعیین کنید . فکر می کنم او عمیق تر پی برده بود که در ذات قانون اساسی چه مفهومی نهفته است .

تفاوت برداشت من با برداشت شما این است که ما چه روایتی از مدرنیته و حتی سکولاریسم داریم . روایتی «آیینی » از مدرنیته و سکولاریسم وجود دارد که به تصور ناقص این جانب در نظر شما نهفته است . اساسا یک نوع دوالیزم (دوگانه انگاری) وجود دارد که دامن گیر بعضی از متفکران ما هم شده است; دوگانه انگاری میان زمین و آسمان، میان سنت و تجدد، میان انسان و خدا، میان مادیت و معنویت، فرد و جمع و چیزهای دیگر . این سبب می شود ما فکر کنیم مدرنیته اساسا با سنت تنافی دارد; سنت را نفی کرده و خود جای آن نشسته و در واقع یک آلترناتیو بیرونی در مقابل سنت است; در حالی که به گمان من مدرنیته با سنت، رابطه تقابلی و عرضی ندارد; بلکه یک رابطه طولی و وجودی دارد . مدرنیته، نه لزوما از نفی مکانیکی سنت، بلکه از نفی دیالکتیکی نت بلکه برآمده است . در واقع از جدال عناصری از سنت با عناصری دیگر از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *