تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع)، محتوای خود را در قالب 79 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام حسن عسگری (ع) :

تاریخ اسلام از آغاز تا امروز، مسیر پرفراز و فرودی را پشت سر نهاده است. در مجموع آنها را در ادوار و اعصار زیر می توان نمودار ساخت: عصر رسالت، عصر خلافت، عصر امامت، عصر سلطنت و عصر سقوط و انحطاط.

عصر سلطنت موروثی، زمان معاویه از سال ۴۱ هجری تا سال ۶۵۶ سقوط عباسیان را شامل است. در این عصر که متأسّفانه به نام خلافت اسلامی مشهور است، حکومت بر پایه وراثت پایه ریزی و با «ملاک خلافت» فرزند خلیفه بودن، بدون هیچ گونه محوریّت علم و تقوا و لیاقت، از زمان معاویه آغاز، و با پیدایش عباسیان ادامه یافت و با سقوط بغداد و سقوط عثمان در سال ۱۹۱۸ میلادی پایان پذیرفت.

این عصر، عرص مبارزه منفی و مثبت و نظری و عملی با سیره و سنت نبوی و پیدایش بدعتهای تلخ و ناگوار دینی و عصر ضعف و هرج و مرج اجتماعی و سیاسی است.

موقعیت خاصّی که حکومت دینی چون کوه عظیم برف در برابر آفتاب، به نمایش درمی آمد و روز ب هروز به تحلیل می رفت در حدی که از سال ۲۳۲ هجری حکومت مرکزی، خلافت بغداد عملا متلاشی شده، خلیفه صرفا یک عنوان تشریفاتی به خود گرفت، بدون آنکه نقشی در سیاست ایفا کند. در چنین موقعیتی، امام حسن عسگری علیه السلام در مدینه منوره، تولد یافت.

امامان شیعه، قطب نمای رهبری، فعالیتهای فکری و تربیتی خود را به مقتضای زمان و متناسب با فضای سیاسی جامعه، تنظیم می کردند. از این رو برای دست یابی به سیر سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام باید جوّ سیاسی حاکم بر زمان آن حضرت را به دست آوریم: حاکمان اشغالگر بنی عباس، گرچه از بدو سلط اهریمنانه، شیعیان را به ویژه رهبران معصوم علیهم السلام را در اختناق شدید قرار می دادند و از اعمال هر گونه فشار و اختناق نسبت به ابناء الرضا علیهم السلام (امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع)) فروگذار نمی کردند.

ایشان در مدت امامت خود با سه تن از خلفای عبّاسی: معتز، مهتدی و معتمد معاصر بود. هر یک از آنها درجنایت از دیگری بدتر بود. به همین جهت، شرایط سیاسی، برای امام عسکری علیه السالم بدتر و تنگ تر می گشت، در حدی که خود آن حضرت می فرماید: هیج از پدرانم چون من گرفتار شک و تردید شیعیان در امامت نشدند.[۱]

فشارها و محدودیّتهای امام حسن عسکری(ع) به دو علّت بیشتر از دو پیشوای دیگر بود:

۱- در زمان امام عسکری علیه السلام، شیعه به صورت یک قدتر عظیم در عراق درآمده بود. هم مردم می دانستند که این گروه بخ خلفای وقت، معترض بوده و حکومت هیچ یک از عباسیان را مشروع و قانونی نمی داند؛ بلکه معتقد است که امامت در فرزندان علی علیه السلام باقی است. در آن زمان شخصیّت ممتاز این خانواده امام حسن عسکری (علیه السلام) بود.

گواه قدرت شیعیان، اعتراف «عبیداللّه»، وزیر «معتمد عباسی»، به این موضوع است. توضیح اینکه بعد از شهادت حضرت عسکری(ع)، برادرش جعفر «کذّاب» نزد عبیداللّه رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار. من در برابر آن سالیانه بیست هزار دینار به تو می دهم. وزیر به او پرخاش کرد و گفت: احمق!خلیفه آن قدر به روی کسانی که پدر و برادر تو را امام می دانند، شمشیر کشید تا بلکه بتواند آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست. و با تمام کوشش هایی که کرد توفیقی به دست نیاورد. اینک اگر تو در نظر شیعیان امام باشی نیازی به خلیفه و غیر خلیفه نداری. و اگر در نظر آنان چنین مقامی نداشته باشی کوشش ما در این راه کوچک ترین فایده ای نخواهد داشت.

۲- خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدی موعود که تار و مار کنند کلیه حکومتهای خودکامه است، از نسل حضرت عسکری-علیه السلام- خواهد بود. به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی او بودند تا بلکه بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود کنند(همچون تلاش بیهود فرعونیان برای نابودی موسی!)[۲]

پس به دلایل یاد شده، فشار و اختناق در مورد امام یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت کنترل و نظارت مستقیم داشتند. نمونه های زیر شاهد این مدعاست: الف. حکومت، امام عسکری(ع) را به جبر و اکراه واداشت تا هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود غیبت او به معنای داشتن فعالیت سیاسی تلقی می شد. «معتزّ» و سپس «مهتدی» عباسی به این مقدار بسنده نکرده بلکه او را زندانی کردند و دستور ترور و نابودی او را به «سعید حاجب » صادر نمودند.[۳]

ب. داشتن دیدار با امام (ع) یک حرکت سخت سیاسی و یک اقدام خطرآفرین شده بود تا حدی که یکی از یاران امام (ع) می گوید: ما گروهی بودیم که وارد سامرّا شدیم و مترصّد روزی بودیم که امام از منزل خارج شود تا بتوانیم او را در کوچه و خیابان ببینیم. در این هنگام، نامه ای بدین مضمون از طرف امام به ما رسید: هیچ کدام از شما بر من سلام نکند، و با دست خود به سوی من اشاره ننماید «فانکم لا تأمنون علی انفسکم» زیرا شما در امان نیستید.[۴]

شیوه های سیاسی امام علیه السلام سیر سیاسی امام حسن عسکری علیه السلام بر چهار روش استوار بود و در طول امامت شش سال خود، با این شیوه ها توانست موقعیّت خود را تثبیت و جامع تشیع را به چشمه سار سعادت رهبری نماید:

۱- روش ارتباطی

در زمان امام عسکری علیه السلام تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی گسترش و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. مناطقی مثل کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آوه، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرّا، جرجان، بصره و حلّه، از پایگاههای شیعیان به شمار می رفت.

این گستردگی و پراکندگی مرکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظّمی را ایجاب می کرد تا پیوند شیعیان را با حوز امامت از یک سو و ارتباط آنان را با یکدیگر از سوی دیگر برقرار سازد. و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری و سازماندهی کند و آن از راه های مختلف وکالت، پیک و پیام و شبکه مکاتبه صورت می گرفت.

الف. شبک وکالت:

بدین منظور، شبک ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون به مورد اجرا گذاشته شد و این روش در آن زمان بهترین سیستم ارتباطی بود. به گواهی اسناد و شواهد تاریخی، امام عسکری علیه السلام نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیتهای برجسته شیعیان برگزیده، در مناطق متعدد منصوب کرد و با آنان در ارتباط بود. از این طریق پیروان تشیّع را در هم مناطق زیر نظر داشت و نمایندگان نسبت به مناطق شیعه نشین زیاد بودند که ما به برخی از آنها اشاره می کنیم:

الف. ابراهیم بن عبده: او نمایند امام علیه السلام در، نیشابور بود که خود امام به صراحت طی حکمی او را به نیابت از جانب خود تعیین و به عبداللّه بن «حمدویه بیهقی» نوشت: من ابراهیم بن عبده را برای دریافت حقوق مالی آن سامان و ناحی شما منصوب کردم و او را وکیل امین و مورد اعتماد خویش نزد پیروان خود قرار دادم. تقوا در پیش گیرید و مراقب باشید و وجوه مالی واجب را بپردازید که هیچ کس در ترک یا تأخیر پرداخت آن معذور نیست.[۵]

ب. احمد بن اسحاق قمی اشعری، استاد شیخ صدوق، رابط رسمی بین امام و قمی ها بود و از اصحاب خاص و نمایند امام ابو محمد عسکری (ع) بود.[۶]

ج. «ابراهیم بن مهزیار» اهوازی و محمد بن عثمان عمری از دیگر وکلا و نمایندگان رسمی آن حضرت بودند.[۷]

ب. شبک پیک و پیام:

امام عسکری(ع) افزون بر شبکه ارتباطی وکالت و نصب نماینده، از راه اعزام پیک با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت. از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می ساخت و در این زمینه می توان از فعالیتهای دو تن از یاران امام(ع) یاد کرد: یکی، «ابوالادیان» از نزدیک ترین یاران امام(ع) که پیک ها و پیام امام(ع) را به پیروان آن حضرت می رساند و متقابلا مشکلات، خمس و دیگر وجوه ارسالی شیعیان را دریافت و در سامرا به محضر امام عسکری می رساند.

دوم، «داود بن اسود» خدمتگزار امام و مأمور هیزم کشی و گرم کردن حمّام خانه حضرت عسکری بود. او علاوه بر آن در مواردی هم پیک و پیام امام(ع) را می رساند. او یکی از مأموریت هایش را به امام گزارش می دهد: می گوید: روزی امام مرا خواست و چوب مدور و بلند و کلفتی مانند پای در به من داد و فرمود: این چوب را بگیر و نزد «عثمان بن سعید» ببر و به او بده. من چوب را گرفته، روانه شدم. در راه به یک نفر سقّا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقّا از من خواست حیوان را کنار بزنم. من چوب را بلند کردم و به قاطر زدم. چوب شکست و من وقتی محل شکستگی آن را نگاه کردم، چشمم به نامه هایی افتاد که در داخل چوب بوده است. به سرعت چوب را زیر بغل گرفته و برگشتم و سقّا مرا به باد فحش و ناسزا گرفت. وقتی به خانه امام رسیدم «عیسی» خدمتگزار امام کنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت می گوید: چرا قاطر را زدی و چوب را شکستی؟گفتم: نمی دانستم داخل چوب چیست؟امام فرمود: چرا کاری می کنی که مجبور به عذر خواهی شوی؟مبادا بعد از این چنین کاری کنی. اذا سمعت لنا شاتما فامض لسبیک الّتی بها و ایاک ان تجاوب من یشتمنا، او تعرّفه من انت.[۸]

اگر شنیدی کسی به ما ناسزار می گوید، راه خود را بگیر و برو و با او مشاجره نکن و خود را به وی معرفی مکن تا بداند که تو چه کسی هستی. امام در ادامه فرمود: ای داود!ما در شهر و دیار بدی زندگی می کنیم. تو فقط کار خود را بکن و یقین بدان که گزارش کارهایت به ما می رسد.[۹]

ج. شبک مکاتبه:

با نظر به شرایط سیاسی و اختناق شدید، آن حضرت از راه مکاتبه و ارسال نامه های فوری، پیوسته با دوستان و پیروانش در ارتباط بود و از این طریق، آنان را در زیر چتر هدایت خود قرار می داد.

این نامه ها، غالبا محرمانه ارسال می شد. زیرا به منزل اعلامیه هایی بود که دست به دست می گشت و موجب بیداری شیعیان در برابر طاغوتها و گروهکهای باطل و منحرف می شد.

بعضی از آنها نامه های طولانی بود که برای اشخاص می فرستاد. مجموع آنها، به صورت میراث مهم فرهنگی و به نام «مکاتبات الرجال» در ردیف تألیفات ارزشمند امام حسن عسکری (ع) به یادگار مانده است.[۱۰] که نامه های حضرت به مردم قم و آوه و نیز نام وی به شیخ ابن بابویه قمی پدر شیخ صدوق قدس سره معروف است.[۱۱]امام(ع) حتی ساعاتی پیش از شهادتش، نامه هایی به مردم مدینه نوشت و هدف از نگارش آنها، ارائ رهنمود در موضوعات مختلف به منظور آگاهی دادن آنها، در مقول غیبت صغرا و اماده سازی برای غیبت کبرا بود.

۲- روش سرّی و تقیّه محور

امام حسن عسگری(ع) به رغم محدودیّت شدید دوستان خود را رها نمی کرد. بلکه حتی از زندان حال آننان را تفقد می کرد و مشکلات آنها را حل و فصل می نمود. ابو یعقوب می گوید: ابو محمد از زندان به اصحاب و شیعیان خود پیام می داد که در تاریخ معیّن، در فلان نقطه یا در خانه فلانی اجتماع کنند و مرا در آنجا ببینند.

با اینکه مأموران زندان که مراقب او بودند یک لحظه از او جدا نمی شدند و پیوسته عوض می شدند و به شدّت او را کنترل می کردند و شب و روز نگهبانان حرکات او را زیر نظر داشتند با این همه، وقتی که اصحابش به آن وعده گاه می رسیدند، می دیدند که امام(ع) زودتر از همه در آنجا حضور یافته است.

اصحاب نیازهای فکری اجتماعی و اقتصادی خود را با آن حضرت در میان می گذاشتند و رهنمودهای لازم را به آنان ارائه می داد. سپس آنها با سلامتی به خانه های خود و امام به زندان برمی گشت.[۱۲]

«عبدالعزیز بلخی» -یکی از یاران امام(ع) -می گوید: روزی در خیابان منتهی به بازار نشسته بودم. ناگهان امام حسن عسکری(ع) را دیدم که به سوی درواز شهر حرکت می کرد. در دلم گفتم خوب است فریاد کنم که: مردم! این حجت خداست، او را بشناسید ولی با خود گفتم در این صورت مرا می کشند. امام(ع) وقتی به کنار من رسید و من به او نگریستم، انگشت سبّابه را بر دهان گذاشت و اشاره کرد که سکوت!من به سرعت پیش رفتم و بوسه به پاهای او زدم. فرمود: مواظب باش، اگر فاش کنی، هلاک می شوی. شب آن روز به حضور امام رسیدم. فرمود: باید رازداری کنید و گرنه کشته می شوید. خود را به خطر نیندازید.[۱۳]

در اثر محدودیتهای شدید دستگاه خلافت، نه تنها خود امام(ع) با تقیّه و به صورت سرّی فعالیت می کرد، بلکه حتّی وکلا و نمایندگان آن حضرت نیز، با شیوه های پنهانکاری و به دور از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، دست به فعالیّتهای سیاسی می زدند. برای نمونه؛ «عثمان بن سعید عمری» که از نزدیک ترنی یاران امام بود، با پوشش روغن فروشی فعّالیّت می کرد. شیعیان حضرت عسکری علیه السلام، اموال و وجوهی را که می خواستند به امام تحویل دهند، به او می ساندند و او آنها را در ظرفها و مشکهای روغن قرار داده و به حضور امام(ع) می رساند.[۱۴]

امام(ع) خود در حال تقیه بود و سرّی عمل می کرد و حتی شاگردان و شیعیان آن حضرت(ع) نیز بر محور تقیه اقدام می کردند و امام(ع) عملکرد آنان را تأیید می کرد. برای نمونه: «علی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *