تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیری بر اندیشه های اجتماعی امام خمینی (ره) :

مقدمه

امام خمینی(ره) از معدود متفکران اسلامی معاصر است که با طرح نظریات خویش در زمینه های گوناگون علوم اجتماعی همچون دین، سیاست، فرهنگ و جامعه موجب تحولات فزاینده ای شده است. بررسی و مطالعه جداگانه هر کدام از حوزه های مذکور نیازمند تحقیقات درازمدت است. در این تحقیق بر آن هستیم که به بررسی تفکرات اجتماعی امام راحل بپردازیم تا شاید گامی، هرچند کوچک در راه معرفی تفکرات و شخصیت ایشان برداریم. این پژوهش بر اساس نظام ارزش گرایانه با تکیه بر بیان ویژگی های اجتماعی حاکمیت دینی چارچوب بندی شده است. اندیشه های اجتماعی امام خمینی متأثر از دین شناسی است که شامل مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی و ارزش شناسی ایشان است.

۱. هدف پژوهش

هدف پژوهش پیش رو پاسخگویی به این سؤال اصلی است که بر اساس تفکرات امام خمینی، اندیشه های اجتماعی ایشان در حاکمیت اسلام، عرصه های اجتماعی و اداره جامعه چگونه نمود داشته است. در پس این سؤال اصلی، دو سؤال فرعی نیز وجود دارد اینکه در تفکرات ایشان، چه ارزش های اجتماعی بارز است و ایشان به چه میزان، این ارزش ها را در جامعه و انقلاب اسلامی به ظهور رساندند؟

۲. پیشینه و ضرورت بحث

برخی از رهیافت های تربیتی، دینی و سیاسی حضرت امام در قالب مقالات و همایش ها و آثار علمی مطرح شده است. در این باب می توان به چند مقاله اشاره کرد از جمله مقاله محمدعلی زکی و محمد عباسی که به گونه ای به اندیشه های اجتماعی امام خمینی اشاره می کنند که بیشتر جنبه معرفت شناسی و جامعه شناسی دارد و جنبه ارزش های اجتماعی در بستر حکومتی و سیاسی را وا نهاده است. بر این اساس اندیشه های اجتماعی حضرت امام به صورت بحثی مستقل و ارزش گرایانه، کمتر مورد مداقه پژوهشگران قرار گرفته است و این واقعیت ضرورت و اهمیت موضوع مقاله تلقی می شود. علاوه بر آن چون مستندات حضرت امام در نظریه پردازی ها اسلام بود و خود ایشان یک اسلام شناس واقعی به شمار می رود، درواقع می شود گفت نظریات امام خمینی، نظریات اسلام است؛ بنابراین توجه به تفکر اجتماعی امام خمینی و مطالعه آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

۳. روش و وجه تمایز

با روش کتابخانه ای و با استناد به سخنان امام خمینی، ارزش ها، سمبل ها و نشانه های اجتماعی در ساختارها که مهم ترین آن ساختار نهاد حکومت است، بیان خواهد شد. وجه تمایز این تحقیق با موارد مشابه آن در این است که زاویه بحث به تمام جنبه های اجتماعی و با تکیه بر ارزش های اجتماعی نظر دارد، حال آنکه برخی از مقاله ها و نوشته ها در این باب یا از نگاه عرفانی و انسان شناسانه یا جامعه شناسان صرف به مسائل اجتماعی نگریسته اند.

در بین صاحب نظران در مسائل اجتماعی کمتر اتفاق می افتد که متفکر و صاحب نظر خودش فرصتی را به دست آورد تا آنچه را اندیشیده و در مرحله نظری بدان پرداخته و تئوری ای را که خود ارائه کرده است، در مقام عمل در جامعه اجرا کند؛ اما در مورد احیا گر بزرگ قرن یعنی امام خمینی(ره) این اتفاق افتاد و آنچه را که در مورد حکومت اسلامی در سال ۱۳۵۷ و بعد از آن، در نجف ارائه کرده بودند، در ایران اسلامی اجرا کردند و این توفیق خاصی است که ایشان را از دیگر اندیشمندان مسائل اجتماعی مسلمان و غیرمسلمان ممتاز می کند.

۴. خاستگاه اندیشه امام خمینی(ره)

با توجه به اینکه ایشان اسلام شناسی حقیقی بودند، اندیشه های ایشان نیز حکایت از دیدگاه های ناب اسلامی دارد. اندیشه امام خمینی به طورکلی از دو نگرش برخاسته است: یکی نگرش های کلی ایشان به اسلام و دیگری نگرش های ویژه ایشان به برخی تعالیم اصولی و محوری اسلامی.

۱-۴. نگرش های کلی

۱. باور به جامعیت اسلام: باور به اینکه اسلام مکتبی است که می تواند پاسخگوی همه نیازهای انسان باشد و قدرت اداره و رهبری انسان ها را در همه دوره ها به ویژه در دوره معاصر دارد و باور به اینکه فقه شیعه توان و کفایت این معنا را دارد.

۲. سیستمی و متلازم دیدن تعالیم و ابعاد اسلام: یعنی تعالیم فردی، اجتماعی، عبادی و سیاسی اسلام را در گرو یکدیگر دیدن و هویت واحد برای آنها قائل شدن از این دیدگاه است که سیاست عین عبادت تلقی می شود و عبادت در متن سیاست معنا پیدا می کند.

۳. رسالت اسلام را رسالتی دنیوی و اخروی دانستن: درنتیجه اقامه قسط و برقراری عدالت اجتماعی، رهایی مستضعفان از ظلم و ستم، تلاش برای رفاه و اعتلای زندگی محرومان و پابرهنگان و… در صدر برنامه های اجتماعی دین می نشیند و صددرصد دینی و الهی تلقی می شود.

۴. متلازم دیدن دین و دنیا: تلازم احکام دنیوی و اخروی، دین را در متن تکوین دیدن و درنتیجه علم و دین را ناظر به یکدیگر و متوافق با یکدیگر و ملازم هم دانستن و هر نوع نگرش سکولاری را در متن تدبیر جامعه و رتق و فتق امور دنیا طردکردن و دنیا را به تمام معنا دینی دیدن.

۵. نگاه عقل گرایانه به عالم و شریعت داشتن: برای تمامی احکام و تعالیم شرعی مصالح واقعی و نفس الامری قائل شدن و درنتیجه مبنای صدور حکم شرعی در حوزه امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی را بر درک واقعیت ها و مصالح امور گذاشتن و برای احکام حکومتی همان منزلتی را قائل شدن که برای احکام اولی وجود دارد.

۶. نگرش توحیدی به دین و نظام اجتماعی: بر پایه این نگرش است که نظام شرک، تمام مظاهر شرک آلود و شرک اندیشی به طورمطلق طرد می شود و هر محوری که غیر از خدا است، طاغوت نامیده می شود؛ پس خدامحوری اصل و اساس دیانت و حکومت در جامعه تلقی می شود. خدامحوری یکی از برجسته ترین محورهای اندیشه و عمل امام خمینی بود و حساسیت فوق العاده ایشان به طاغوت و طاغوتیان و مظاهر طاغوت در جامعه از همین باور و نگرش توحیدی نشئت می گرفت.

۲-۴. نگرش های خاص

تأکیدهای ویژه امام خمینی حکایت از محورها و دیدگاه های بینش خاص ایشان دارد.

در اینجا به مواردی از آنها اشاره می شود:

۱. حاکمیت منطق وظیفه شناسی و انجام تکلیف؛

۲. اولویت مبارزه با ائمه کفر؛

۳. عزت گرایی؛

۴. مردم گرایی و توجه به عامه مردم نه خواص؛

۵. توجه و تأکید به جوانا ن و ارزش دادن و اعتماد به قشر جوان جامعه؛

۶. تأکید و توجه ویژه به «وحدت کلمه»؛

۷. حساسیت ویژه و نگرش خاص در مورد مسئله «فقر و غنا» و تأکید جدی و مستمر و همه جانبه امام خمینی بر مسئله استضعاف، تحت عنوان پابرهنگان، مستضعفین، ستم دیدگان، زاغه نشینان، گرسنگان و مانند آن، توجه دادن مسئولان جامعه به رعایت این قشر و پرداختن به اصلاح وضع آنان در برابر «سرمایه داران» و «زمین خواران»، «صدرنشینان» و «مرفهان بی درد» حکایت از اهمیت مسئله فقر و غنا در نظر ایشان دارد.

این دیدگاه در واقع همان نظر اسلام است که امام راحل آن را برجسته می کرد و راه نجات ملت را در توجه به این مسائل می دانست؛ بر همین اساس با توجه به اهمیت فرهنگ در قوام یک ملت، ابتدا توجه ویژه به مسئله فرهنگ سازی کردند.

۵. امام خمینی و فرهنگ سازی

شاید یکی ازمهم ترین ویژگی های انقلاب اسلامی، بُعد فرهنگی آن باشد. درواقع وجه تمایز انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب های جهان در این بعد خلاصه می شود. این مطلب بدین معنا است که اگر فرهنگ را طبق تعاریف داده شده مجموعه ای از باورها، ارزش ها، مفروضات اساسی، اعتقادات و هنجارهای رفتاری و عملکردی در نظر بگیریم، انقلاب اسلامی به تغییر باورها منجر شد و اعتقادات اساسی اسلام را که در سالیان دراز در زندگی مردم ریشه دوانده بود و گرد و غبار سنت های حکومت شاهنشاهی بر آن نشسته بود و آن را بی رنگ و بی خاصیت کرده بود، زنده کرد.

۶. امام خمینی و احیای باورها و اعتقادات

۱. اسلام باوری (باور به اسلام): اسلام باوری یعنی باور به اینکه اسلام می تواند نسخه نجات بخش بشریت گرفتار در منجلاب ظلم و فساد باشد. در عصر حاکمیت استبداد داخلی و دوقطبی بودن جهان تصور و پندار بیشتر مردم ایران و جهان این بود که راه نجات و پیشرفت و ترقی هر ملت و قومی در سایه پذیرش تفکر شرق یا غرب میسر خواهد بود. در واقع راه سومی به فکر دانشمندان و صاحب نظران و اندیشمندان علوم سیاسی اجتماعی و اقتصادی خطور نمی کرد. در چنین اوضاعی، امام خمینی(ره) که از همان اوایل جوانی به این باور رسیده بود که اسلام ناب نسخه نجات بخش بشریت گرفتار قرن بیستم است، حاصل باورهای خود را در کتاب حکومت اسلامی (ر.ک: خمینی، ۱۳۹۲) نگارش درآورد. درواقع احیای این باور که اسلام می تواند سرنوشت ساز جوامع قرن بیست باشد، موجب موجی در داخل شد که با رهبری حضرت امام به ایجاد حکومت جمهوری اسلامی منجرگردید و نیز موج های متعددی در سرتاسر جهان برانگیخت که خواب راحت را از چشم مستکبران و مستبدان و استعمارگران ربود. ایشان دراین باره چنین می فرماید:

امروز اسلام به صورت یک مکتب مترقی که قادر است تمامی نیازهای بشریت را تأمین کند و مشکلات او را حل نماید، مورد توجه همه مسلمین جهان به خصوص ملت مسلمان ایران قرار گرفته است (خمینی، ۱۳۷۲: ص۳۴).

در سایه اسلام ما می توانیم مملکت خودمان را حفظ کنیم (همان: ص۳۵).

ملتی که خود و همه چیز خود را برای اسلا م می خواهد پیروز است (همان: ص۳۸).

اگر اسلام در این مملکت، احکام اسلام در این مملکت پیاده شود، همه جهات مادی و معنوی تأمین خواهد شد (همان: ص۴۰).

۲. خداباوری: در عصری که خداباوری خرافه، ارتجاع و برگشت به عقب تلقی می شد و هیچ کس را جرئت چنین حرف هایی را نبود، امام خمینی که با پوست و گوشت و استخوان حضور خدا را در همه شئون زندگی حس کرده بود، در فکر، بیان و عمل به تبلیغ خداباوری پرداخت. او یکی از بزرگ ترین معضلات بشریت قرن حاضر را در بی ایمانی، ناباوری و بی اعتقادی آنان به خدای متعال می دید؛ بنابراین از همان ابتدای حرکت خود، سعی برآن داشت که اصل خداباوری را در فکر و ذهن و عمل مردم ایران و جهان زنده کند:

همه عالم محضر خداست. هرچه واقع می شود در حضور خدا است (خمینی، ۱۳۷۲: ص۱۹).

همیشه توجه داشته باشید که کارهایتان در محضر خدا است. همه کارها، چشم هایی که به هم می خورد در محضر خدا است (همان).

عالم محضر خدا است، در محضر خدا گناه نکنید (همان: ص۲۱).

پس از اتکال به خداوند به قدرت خود که از او است، اعتماد و اتکال داشته باشید (همو، ۱۳۸۹، ج۱۶: ص۲۰۲).

توجه به غیرخدا انسان را به حجاب های ظلمانی و نورانی محجوب می نماید (همو، ۱۳۹۴: ص۳۲).

نمودهای این خداباوری علاوه بر انقلاب بزرگ اسلامی ایران و ثبات آن و استقامت ملت در ظهور نهضت های اسلامی در سراسر جهان خصوصاً مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین و… می توان مشاهده کرد که جملگی حاصل درس هایی است که آنان از خداباوری امام۱ آموختند.

۳. خودباوری: صاحب نظران علوم اجتماعی و مدیریت، در آسیب شناسی ای که درباره جوامع، گروه ها و سازمان ها انجام می دهند، یکی از آسیب های جدی را که زمینه های افول و اضمحلال جوامع و سازمان ها را پدید می آورد، از خودبیگانگی مردم آن جوامع و سازمان ها می دانندکه نقطه مقابل خودباوری است. خودباوری موجب پدیدآمدن پیامدهایی از قبیل اعتماد به نفس، عزت نفس، ایثار، فداکاری، ازخودگذشتگی و اینکه خواستن توانستن است، می شودکه خود زمینه های ظهور، رشد و شکوفایی تمدن ها، سازمان ها و جوامع می گردد. در واقع امام خمینی(ره) دریافت که خودباختگی در مشرق زمین، به خصوص بین مسلمانان معلول علل گوناگونی است که عبارت از:

الف) تصور پیشرفت غرب در همه علوم به سبب پیشرفت در علوم مادی: «اینها گمان کرده اند که اگر مملکتی در سیر طبیعی پیشرفت کرد، در سیر حکمت الهی نیز پیش قدم است و این از اشتباهات بزرگ ما است و [این را] یکی از تبهکاری های نویسندگان مشرق اسلامی باید دانست» (خمینی، ۱۳۹۲: ص۴۰).

ب) تصور مصونیت اجنبی از خطا و اشتباه: «همین که نام یک مستشار امریکایی روی کسی آمد، دیگر برای او، این زمامداران بیهوش و خودسر ما، خطا و اشتباه یا خیانت و دزدی قائل نمی شوند» (همو، ۱۳۸۸: ص۳).

ج) مرعوب شدن در مقابل پیشرفت های غرب: «وقتی کشورهای استعمارگر با پیشرفت علمی و صنعتی، یا به حساب استعمارگر و غارت ملل آسیا و افریقا، ثروت و تجملاتی فراهم آوردند، اینها خود را باختند، فکر کردند راه پیشرفت صنعتی این است که قوانین و عقاید خود را کنار بگذارند!» (همو، ۱۳۷۹: ص۱۳-۱۴).

د) تصور ترقی به سبب گرایش به غرب و شرق: «در سال های طولانی، تبلیغلات دامنه دار دولت های شرق و غرب موجب این شد که ملت های مسلمان از آنها یاری بخواهند و گمان کنند که ترقیات این کشورهای ضعیف، در گرایش به یکی از این دو ابر قدرت است؛ لکن به هر طرف که تمایل پیدا کردند، بعد از مدتی فهمیدندکه آنها جز اسیرکردن اینها و بردن خزائن و غارت کردن مخازن آنها کار دیگری نمی کنند» (همو، ۱۳۸۹، ج۵: ص۴۰۵).

ه) القائات غرب موجب غرب زدگی و خودباختگی: «وقتی از بچگی، وقتی هم وارد شدند در مدرسه، توی مدرسه این را به گوششان خوانده اند، وقتی هم وارد شدند در جامعه، هی این در گوششان خوانده شده است، در روزنامه ها تبلیغ شده است، در مجلات تبلیغ شده است، همه جا این مطلب پیش آمده است که شما خودتان نمی توانید خودتان را اداره کنید. اگر از دامن شرق فرار می کنید، به دامن غرب باید پناهنده بشوید!» (همان: ج۱۴: ص۴۳۶).

امام خمینی معتقد بودند: راه مقابله باخودباختگی و ایجاد خود باوری این است که به خود بیاییم و از غرب نهراسیم. ایشان می فرمودند: «نقطه اول این است که خود انسان متحول بشود، خود انسان از غرب زدگی بیرون بیاید» (همان، ج۶: ص۳۳۱).

ایشان راه دستیابی به هویت اصیل را در تحول فرهنگ می دانستند و اینکه باید فرهنگ از غرب زدگی بیرون بیاید. در این صورت است که می توان روی پای خود ایستاد و با زدودن مظاهر فرهنگی غرب، به خود باوری رسید؛ بنابراین حضرت امام که خود به این باور رسیده است که اصلاً چیزی به نام نتوانستن وجود ندارد، در پی این تلاش است که در باور مردم ایران این معنا را زنده کند که اگر بخواهند و از خدا استعانت بگیرند، می توانند بر هرکاری فایق آیند. ایشان بارها بر این مطلب تأکید فرمودند:

پس از اتکال به خداوند به قدرت خود که از اوست اعتماد و اتکال داشته باشید (همان، ۱۳۸۹: ج۱۶: ص۲۰۲).

ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم. از هیچ کس کم نداریم، که خودمان را گم کرده بودیم، باید این خودِ گم کرده را پیدا کنیم (همان).

اتکال به نفس، بعد از اعتماد به خداوند منشأ خیرات است (همان).

از هیچ قدرتی نترسید، وقتی خدا با شما است، همه چیز باشما است (فرهی، ۱۳۷۸: ص۱۱۵).

۴. مسئول بودن و تکلیف گرایی: یکی دیگر از آسیب هایی که گریبان گیر جامعه و سازمان های در حال اضمحلال است، مسئله اطاعت بیش از اندازه افراد و کارکنان آن است. درواقع افراد به مرحله ای می رسند که دیگر از خود اراده ای ندارند وخود را مأمور بی چون و چرای فرمان فرماندهان و مسئولان بالاتر می دانند. به عقیده مرتون پایبندی به مقررات که در اصل ابزار تلقی می شود، تبدیل به هدفی در خود می شود که حاصل آن بزدلی، محافظه کاری و اطاعت بیش از اندازه می شود (ر.ک: گروثرز، ۱۳۷۸).

امام خمینی این مشکل را نیز به خوبی در باورهای غلط مردم ایران که به تبع فرهنگ شاهنشاهی و چماقی پدید آمده بود، ملاحظه می کند؛ بنابراین در بیانات گهربار ایشان ملاحظه می کنیم که:

همه مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه (خمینی، ۱۳۷۲: ص۵۰).

مهم برای ما این است که به تکلیفمان عمل بکنیم (همان).

نباید نگران باشیم که مبادا شکست بخوریم، باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم (همان).

کشته بشویم، تکلیف را عمل کرده ایم، بکشیم هم تکلیف را عمل کرده ایم (همان).

۵. باور به انصاف و عدالت: زمانی که سازمان ها وجوامع رو به افول می روند، گروه های قدرتمندتر و باامتیازتر نسبت به گروه های با امتیاز کمتر، توانمندی بیشتری برای تعیین موقعیت ها و عناوین شغلی مفصل تر وتخصیص یافته تر دارند (فرهی، ۱۳۷۸: ص۱۱۵). «عدالت» یکی از مفاهیم مهمی است که امام خمینی(ره) همواره بر آن تأکید می کرد و محوری ترین جهت گیری سیاسی – اجتماعی نظام سیاسی از دیدگاه ایشان محسوب می شد. دلایل اهمیت جایگاه مفهوم «عدالت» در اندیشه امام خمینی عبارت اند:

الف) برقراری عدالت، هدف فرستادن پیامبران: «خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم، بینات به آنها دادیم، آیات به آنها دادیم، میزان برایشان دادیم و فرستادیم که مردم قیام به قسط بکنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد» (خمینی، ۱۳۸۹، ج۱۵: ص۲۱۳).

ب) عدالت از امور فطری و عقلانی: از دیدگاه امام خمینی عدالت و قسط ریشه در وجود و ذات انسان دارد، یعنی انسان طبعاً موجودی است که گرایش و تمایل فطری به حرکت به سوی عدالت و برقراری قسط در جامعه دارد و از بی عدالتی و تبعیض رویگردان است: «از فطرت های الهیه، که در ذات بشر مصرح است، حب عدل و خضوع در مقابل آن است، و بغض ظلم و عدم انقیاد در پیش آن است. ..» (همو، ۱۳۸۰: ص۱۱۳).

ج) عدالت، صفتی الهی است و ابتنای احکام اسلام بر آن: امام راحل عدالت را برجسته ترین صفت پروردگار و شامل جمیع کمالات معرفی و آن را ویژگی تمام افعال الهی ذکر می کند (همو، ۱۳۹۵: ص۱۴۷).

د) عدالت، ارزشی برتر و تغییرناپذیر و شاخص حکومت اسلامی: امام خمینی برقراری و تحقق عدالت در جامعه را در ردیف اصول و پایه هایی همچون «توحید » قرار داده اند: «ارزش ها در عالم دو قسم است: یک قسم ارزش های معنوی ، از قبیل ارزش توحید و جهاد مربوط به الوهیت و از قبیل عدالت اجتماعی، حکومت عدل و رفتار عادلانه حکومت ها با ملت ها و بسط عدالت اجتماعی در بین ملت ها و امثال اینها که قابل تغییر نیست. قسم دیگر اموری است مادی که به مقتضای زمان فرق می کند» (همو، ۱۳۸۹، ج۱: ص۱۱). از دیدگاه ایشان، مسئله عدالت موضوعی است که هیچ یک از ملاحظات نمی تواند آن را تحت الشعاع قرار دهد و باید در تمامی برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها و حتی نهاد سازی ها، چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت، مورد ملاحظه قرارگیرد. حضرت امام در موارد متعددی شاخص اصلی حکومت اسلامی را اجرای عدالت می دانند: «ما که می گوییم حکومت اسلامی می گوییم حکومت عدالت، ما می گوییم یک حاکمی باشد که به بیت المال مسلمین خیانت نکند» (همان، ج۳: ص۵۰۲-۵۱۰).

ه) اجرای عدالت، زمینه ساز توسعه و ایجاد محیطی امن: امام راحل مهم ترین کارکرد و اثر تحقق عدالت را ایجاد محیطی امن و آرام برای بروز استعداد ها و توانایی ها و خلاقیت های افراد در تمامی حوزه های فکری و عملی می دانند: «به تبع ایجاد عدالت، فرصت پیدا می شود برای اینکه هرکس هرچیزی دارد، بیاورد» (همان، ج۲۰: ص۱۱۶).

۷. امام خمینی و زنده کردن ارزش ها

احیاگری حضرت امام منحصر در باورها نبود، بلکه ارزش های دینی و اسلامی و انسانی که در طول حکومت پادشاهی و مستبدانه تغییر یافته بود یا به فراموشی سپرده شده بود، به دست توانای این احیاگر قرن، زنده شد. برخی از این ارزش ها را می توان به شرح زیر شمرد:

۱-۷. ارزش های انسانی

ارزش های انسانی را که این موجود اشرف مخلوقات را از دیگران متمایز می سازد، می توان در سخاوت، بخشش، ازخودگذشتگی، ایثار، شهادت، جوانمردی، مروت، عشق، دوست داشتن، صبر و شکیبایی، ایمان، ارزش های معنوی، اخلاص، تقوا، قناعت، ساده زیستی و اخلاق پسندیده خلاصه کرد. حضرت امام در باب انسان و ارزش های او چنین می فرماید:

انسان عصاره همه موجودات عالم است (خمینی، ۱۳۷۲: ص۷۳).

انسان یک اُعجوبه ای است که از هر دو طرف غیرمتناهی است. از طرف سعادت غیر متناهی است، و از طرف شقاوت غیرمتناهی است (همان: ص۱۷۳).

شکم و نان و آب میزان نیست، عمده شرافت انسانی است (همان: ص۱۷۴).

ایشان در باب ایمان و ارزش های معنوی چنین می فرماید:

آنچه میزان سعادت است این است که انسان مؤمن باشد و صبر داشته باشد و دیگران را به صبر وادار کند و حق بگوید و دیگران را به حق گفتن وادار بکند (همان: ۶۹).

مبدأ همه خیرات و مبدأ همه ترقیاتی که برای یک مملکت است چه در جهت معنوی و چه در جهت مادی این است که ایمان در کار باشد (همان).

امام خمینی در باب اخلاص و تقوا نیز می فرماید: «شما روی تدبیر و فکر عمل کنید، دیگر نه از کشتن بترسید و نه از کشته

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *