تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه»؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه»، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه»، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شخصیه العدد / الشیخ البهائی العاملی بهاء الدین «۹۵۳ – ۱۰۳۱ ه» :

قیس آل قیس

استاذ مساعد معهد العلوم الانسانیه والدراسات الثقافیه

هو بهاءالدین، محمد بن حسین بن عبد الصمد الحارثی العاملی الجبعی المعروف بالشیخ البهائی .

عالم ادیب امامی، من الشعراء، فارسی الاصل، و لد ببعلبک «لبنان » سنه ۹۵۳ ه . و انتقل به ابوه الی ایران و اتجه العاملی منذ نعومه اظافره الی کسب العلوم و المعارف حیث درس علم التفسیر و الحدیث و الفقه و آداب اللغه العربیه علی والده، و درس علم الکلام و قسما من العلوم العقلیه علی عبدالله المدرس الیزدی، و تعلم العلوم الریاضیه علی الملا علی المذهب و المولی افضل قانلی المدرس، و قرا علم الطب و قانون ابن سینا علی الحکیم عماد الدین محمود . حتی صار علما من اعلام العلوم والادب یشار الیه بالبنان . فلما اشتد کاهله و صفت له من العلم مناهله، رحل رحله واسعه، و نزل باصفهان فولاه سلطانها «شاه عباس » مشیخه الاسلام (ریاسه العلماء) فاقام مده ثم رغب فی الفقر و السیاحه . فترک المناصب و مال لما هو لحاله مناسب، فحج بیت الله الحرام، و زار النبی ( صلی الله علیه و آله وسلم)، ثم استمر فی السیاحه فساح ثلاثین سنه و اجتمع فی اثناء ذلک بکثیر من اهل الفضل، ثم عاد و قطن ایران ، و هناک همی غیث فضله، فالف و صنف و قرظ المسامع و شنف، و قصدته علماء تلک الامصار واتفقت علی فضله الاسماع والابصار، و کانت له دار مشیده رحبه الفناء یلجاالیها الارامل و الایتام و یفد علیها الآمل و الراجی، و هو یقوم بنفقتهم، و لم یزل آنفا من الانحیاز الی السلطان راغبا فی الغربه عن الاوطان یؤمل العوده الی السیاحه فلم یقدر له حتی وافاه الاجل المحتوم فی اصفهان .

ذکره العلامه الخوانساری فی روضات الجنات و قال :

«شیخنا الامام العلامه، ومولانا الهمام الفهامه، افضل المحققین، واعلم المدققین ، خلاصه المجتهدین، شیخنا بهاء المله والحق و الدین، محمد بن الشیخ العلم العلامه عز المله و الحق و الدین حسین بن عبدالصمد الحارثی الجبعی قدس الله روحه و نور ضریحه .

اورده السید السند الجلیل، و تلمیذه الثقه النبیل، عزالدین حسین بن السید حیدر الکرکی العاملی فی بعض اجازاته المبسوطه، بعد ذکر احد عشر من مشایخه المضبوطه . . . و قال :

و شیخنا هذا طاب ثراه قد کان افضل اهل زمانه بل کان متفردا بمعرفه بعض العلوم التی لم یحم حولها احد من اهل زمانه، و لا قبله علی ما اظن من علماء العامه و الخاصه، یمیل الی التصوف کثیرا، و کان منصفا فی البحث، کنت فی خدمته منذ اربعین سنه فی الحضر و السفر، و کان له معی محبه و صداقه عظیمه، سافرت معه الی ائمه العراق علیهم الصلاه و السلام، فقرات علیه فی بغداد والکاظمین، و فی النجف الاشرف و حائر الحسین ( علیهم السلام) و العسکریین (ع)، کثیرا من الاحادیث، واجازنی فی کل هذه الاماکن جمیع کتب الحدیث و الفقه و التفسیر و غیرها، و کنت فی خدمته فی زیاره الرضا [علی بن موسی (] علیه السلام) فقرات علیه هناک تفسیر الفاتحه من تفسیره المسمی ب «العروه الوثقی »

و شرحیه علی «دعاء الصباح » و «الهلال » من الصحیفه السجادیه (۱) .

ثم توجهنا الی بلده هراه التی کان سابقا هو و والده فیها شیخ الاسلام، ثم رجعنا الی المشهد المقدس، و من هناک توجهنا الی اصفهان، و من جمله ما قرات علیه اولا فی عنفوان الشباب «الفیه ابن مالک » فی النحو، ثم قرات علیه رسائل متعدده من تصانیف والده، و سمعت علیه «مختصر النافع » و جمله من کتاب «قواعد الاحکام » بقراءه جماعه من المؤمنین و قرات علیه «الاثنی عشریات الثلاث » التی هی من تصانیفه، و «شرح الاربعین حدیثا» الذی هو من تصانیفه و هذا التصنیف کان بامداد الفقیر والتماسه – و هذا التصنیف کان فی غایه الجوده و نهایه الحسن، و قرات علیه المجلد الاول من کتاب «تهذیب الاخبار» و کذا المجلد الاول من کتاب «الکافی » لثقه الاسلام محمد بن یعقوب الکلینی، و کذا المجلد الاول من کتاب «من لا یحضره الفقیه » و اکثر کتاب «الاستبصار» الا قلیلا من آخره قراءه و سماعا، و قرات علیه «خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال » و قرات علیه درایه التی جعلها کالمقدمه من کتاب «حبل المتین » و قرات علیه کتاب حبل المتین الذی خرج منه، واربعین حدیثا التی الفها الشهید رحمه الله، و قرات علیه الحدیث المسلسل «القمنی الخبز و الجبن » و القمنی لقمه منها، و قرات علیه الرساله المسماه ب «تهذیب البیان » و «الفوائد الصمدیه » کلاهما من مصنفاته فی النحو .

و هو قدس الله روحه یروی عن والده المحقق قراءه و سماعا اجازه لجمیع ما للاجازه فیه مدخل من سائر العلوم النقلیه و العقلیه سیما کتب الحدیث و التفسیر و الفقه من طرقنا و طرق العامه، بحق روایته عن شیخنا الامام قدوه المحققین الشهید الثانی (۲) ، طاب ثراه » .

و مما یستحق الذکر هنا هو ان العلامه الخوانساری قد اطال ترجمته فی الروضات و ذکر اخبار و حوادث و تفاصیل متعدده واشعارا بالعربیه و الفارسیه نرجو من یرغب الاطلاع علیها مراجعه کتاب روضات الجنات طبعه دارالمعرفه ببیروت – لبنان، المجلد السابع، ص ۵۶- ۸۳ .

و ذکره الشیخ الحر العاملی فی امل الآمل و قال :

«الشیخ الجلیل بهاء الدین محمد بن الحسین بن عبد الصمد . . . حاله فی الفقه و العلم و الفضل و التحقیق و التدقیق وو جلاله القدر و عظم الشان و حسن التصنیف و رشاقه العباره و جمع المحاسن اظهر من ان یذکر، و فضائله اکثر من ان تحصر، و کان ماهرا متبحرا جامعا کاملا شاعرا ادیبا عدیم النظیر فی زمانه فی الفقه والحدیث و المعانی و البیان و الریاضیات و غیرها» .

کما ذکره السید علی بن میرزا احمد فی سلافه العصر، و قال :

«علم الائمه الاعلام، و سید علماء الاسلام، و بحر العلم المتلاطمه بالفضائل امواجه، و فحل الفضل النابحه لدیه افراده و ازواجه، وطود المعارف الراسخ، وفضاوها الذی لاتحد له فراسخ، و جوادها الذی لا یؤمل له لحاق، وبدرها الذی لا یعتریه محاق، الرحله التی ضربت الیه اکباد الابل، و القبله التی قطر کل قلب علی حبها، فهو علامه البشر و مجدددین الامه علی راس الحادی عشر [المقصود القرن الحادی عشر]، الیه انتهت ریاسه المذهب و المله، و به قامت قواطع البراهین والادله، جمع فنون العلم، و انعقد علیه علی الاجماع، و تفرد بصنوف الفضل فبهر النواظر و الاسماع، فما من فن الا و له فیه القدح المعلی، و المورد العذب المحلی، ان قال لم یدع قولا لقائل، اوطال لم یات غیره بطائل ، وما مثله و من تقدمه من الافاضل والاعیان ، الا کالمله المحمدیه المتاخره عن الملل والادیان، جاءت آخرا ففاقت مفاخرا و کل وصف قلت فی غیره فانه تجربه الخاطر .

مولده بعلبک سنه ثلاث و خمسین و تسعمائه، و انتقل به والده و هو صغیر الی الدیار العجمیه . فنشؤ فی حجره بتلک الدیار المحمیه . واخذ عن والده و غیره من الجهابذ، حتی اذعن له کل مناضل و منابذ، فلما اشتد کاهله . و صفت له من العلم ناهله . صار بها شیخ الاسلام . و فوضت الیه امور الشریعه علی صاحبها الصلاه و السلام .

ثم رغب فی الفقر و السیاحه . واستهب من مهاب التوفیق ریاحه، فترک تلک المناصب، و مال لما هو بحاله مناسب فقصد زیاره بیت الله الحرام . و زیاره النبی و اهل بیته الکرام، علیهم افضل التحیه و السلام، ثم اخذ فی السیاحه فساح ثلاثین سنه . و اوتی فی الدنیا و فی الآخره حسنه . و اجتمع فی اثناء ذلک بکثیر من ارباب الفضل و الحال، و نال من فیض صحبتهم ما تعذر علی غیره و استحال، ثم عاد و قطن بارض العجم، و هناک هما غیث فضله و انسجم، فالف و صنف و قرظ المسامع و شنف » .

و قد اطال فی وصفه بفقرات کثیره . و ذکر و فاته فی سنه احدی و ثلاثین بعد الالف و ذکر قسما من مؤلفاته .

«نموذج من اشعاره »

قال فی رثاء والده رحمه الله .

قف بالطلول و سلها این سلماها

ورو من جرع الاجفان جرعاها

و ردد الطوف فی اطراف ساحتها

و روح الروح من ارواح ارجاها

فان یفتک من الاطلال مخبرها

فلا یفوتک مرآها و ریاها

ربوع فضل تباهی التبر تربتها

و دار انس تخال الدر حصباها

عدا علی جیره حلوا بساحتها

صرف الزمان فابلاهم وابلاها

یدور تم غمام الموت جللها

شموس فضل سحاب الترب غشاها

فالمجد یبکی علیها جازعا اسفا

و الدین یندبها و الفضل ینعاها

یا حبذا ازمن فی ظلهم سلفت

ما کان اقصرها عمرا واحلاها

اوقات عمر قضیناها فماذکرت

الا و قطع قلب الصب ذکراها

یا جیره هجروا و استوطنوا هجرا

واها لقلبی المعنی بعدکم واها

رعیا للیلات بالحمی سلفت

سقیا لایامنا بالخیف سقیاها

لفقدکم شق جیب الصبر وانصدعت

ارکانه وبکم ما کان اقواها

و خر من شامخات العلم ارفعها

و انهد من باذخات الحلم ارساها

یا ثاویا بالمصلی من قری هجر

کسبت من حلل الرضوان اصفاها

اقمت یا بحر بالبحرین فاجتمعت

ثلاثه کن امثالا و اشباها

حویت من درر العلیاء ما حویا

لکن درک اعلاها و اغلاها

الی آخر القصیده ومن جمله اشعاره الفاخره قوله :

ان هذا الموت یکرهه

کل من یمشی علی الغبرا

و بعین العقل لو نظروا

لراوه الراحه الکبری

و قوله قدس سره :

و ثورین حاطا بهذا الوری

وثور الثریا و ثور الثری

و هم فوق هذا و من تحت ذاک

حمیر مسرجه فی قری

و قوله نور ضریحه :

و مائسه الاعطاف تسترکم وجهها

بمعصمها لله کم هتکت سترا

ارادت لتخفی فتنه من جمالها

بمعصمهافاستانفت فتنه اخری

و قوله طیب الله تعالی رمسه :

وثقت بعفو الله عنی فی غد

و ان کنت ادری اننی المذنب العاصی

و اخلصت حبی فی النبی و آله

کفی فی خلاصی یوم حشری اخلاصی

و کان یجتمع مده اقامته بمصر بالاستاذ محمد بن ابی الحسن الکبری و کان الاستاذ یبالغ فی تعظیمه . فقال له مره: یا مولانا ؤنا درویش فقیر کیف تعظمنی هذا التعظیم: قال شممت منک رائحه الفضل وامدح الاستاذ بقصیدته المشهوره التی مطلعها:

یا مصر سقیا لک من جنه

قطوفها یانعه دانیه

ترابها کالتبر فی لطفه

و ماؤها کالفضه الصافیه

قد اخجل المسک نسیم لها

و زهرها قد ارخص الغالیه

دقیقه اصناف اوصافها

و مالها فی حسنها ثانیه

منذ انخت الرکب فی ارضها

انسیت اصحابی واحبابیه

فیا حماها الله من روضه

بهجتها کافیه شافیه

فیها شفاء القلب اطیارها

بنغمه القانون کالدرایه

و منها ایضا: –

من شاء ان یحیا سعیدا بها

منعما فی عیشه راضیه

فلیدع العلم و اصحابه

و لیجعل الجهل له غاشیه

والطب و المنطق فی جانب

والنحو و التفسیر فی زاویه

و لیترک الدرس و تدریسه

و المتن و الشرح مع الحاشیه

الی م یا دهر و حتی متی

تشقی بایامک ایامیه

تحقق الآمال مستعطفا

و توقع النقص بآمالیه

و هکذا تفعل فی کل ذی

فضیله او همه عالیه

فان تکن تحسبنی منهم

فهی لعمری ظنه واهیه

دع عنک تعذیبی والا فاش

کوک الی ذی الحضره العالیه

و کتب الی والده وهو بهراه: –

یا ساکنی ارض الهراه اما کفی

هذا الفراق بلی و حق المصطفی

عودوا علی فربع صبری قد عفی

والجفن من بعد التباعد ما غفا

نرجو من یرغب التفصیل والاطلاع علی اشعاره مراجعه خلاصه الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر، للمحبی، طبعه مصر، سنه ۱۲۸۴ ه . ج ۳، ص ۴۴۰- و ما بعدها .

وفاته:

توفی رحمه الله و قدس روحه بمدینه اصفهان فی شهر شوال سنه ۱۰۳۰ه . و قیل سنه ۱۰۳۱ه . و قت رجوعه من زیاره بیت الله الحرام، ثم نقل الی مدینه مشهد (مشهد الامام الرضا – علی بن موسی – ( علیهما السلام) و دفن هناک فی بیته قرب الحضره المقدسه، و قبره ( رحمه الله) هناک مشهور یزوره الخاصه والعامه .

و قد رثاء احد تلامذته بقصیده قال فیها:

شیخ الانام بهاء الدین لا برحت

سحائب العفو ینشها له الباری

مولی به اتضحت سبل الهدی و غدا

لفقده الدین فی ثوب من الفار

والمجد اقسم لا تبدو نواجذه

حزنا و شق علیه فضل اطهاری

والعلم قد درست آیاته وعفت

عنه رسوم احادیث و اخبار

کم بکر فکر غدت للکون فاقده

مادنستها الوری یوما بانظار

کم خر لما قضی للعلم طود علا

ما کنت احسبه یوما بمنهار

و کم بکنه محاریب المساجد

اذ کانت تضی ء دمی منه بانوار

فاق الکرام ولم تبرح سجیته

اطعام ذی سغب مع کسوه العاری

جل الذی اختار فی طوس له جدثا

فی ظل حمامی حماها بخل اطهار

الثامن الضامن الجنات اجمعها

یوم القیامه من جود لزوار

مصنفاته:

صنف الشیخ البهائی رحمه الله واسکنه فسیح جناته کتبا فی ضروب علوم زمانه المختلفه ادت الی سطوع نجمه فی سماء الادب والعلوم، والیک اخی القارئ اسماء کتبه التی توصلنا الیها مرتبه حسب مواضیعها، عربیه کانت ام فارسیه .

اولا: الفقه و الحدیث:

۱ . کتاب الاثنی عشریات الخمس، و هو فی الطهاره و الصلاه والزکاه والصوم والحج، ذکر المصنف کلا منها منفردا .

و لهذا المصنف نسخ خطیه ذکرها صاحب الذریعه (ج ۱، ص ۱۱۳، الرقم ۵۴۷) و قال:

«النسخه المجموع فیها الکل بخط تلمیذ البهائی «الشیخ محمد هاشم بن احمد بن عصام الدین الاتکانی » و علیها اجازه البهائی له بخطه فی رجب سنه ۱۰۳۰ه . فی الخزانه الرضویه . و نسخه اخری ایضا بخط تلمیذه المجاز منه «الشیخ علی بن احمد النباطی العاملی » و علیها اجازه البهائی له فی جمادی الاولی سنه ۱۰۱۲ه . توجد فی المدرسه الفاضلیه بالمشهد الرضوی » .

۲ . کتاب «الاربعون حدیثا» شرح الشیخ البهائی فیه اربعین حدیثا شرحا وافیا، اوله: «ان احسن حدیث یحلی اللسان بجواهر حقایقه، و خیر خبر یجلی الانسان فی زواهر حدایقه . . . . . . . الخ » فرغ منه سنه ۹۹۵ .

طبع الکتاب المذکور طباعه حجریه فی طهران سنه ۱۲۷۴ه . فی ۳۶۲ صفحه . و سنه ۱۳۱۰ه . باهتمام المیرزا محمد بن ملا اسماعیل القراباغی فی ۱۹۲ صفحه .

و لهذا الکتاب نسخ خطیه ذکرها صاحب الذریعه (ج ۱، ص ۴۲۵ . الرقم ۲۱۸۰) و قال:

«اصح النسخ واقدمها عهدا ما رایته فی کتب شیخنا آیه الله المیرزا محمد تقی الشیرازی و هی بخط السید شاه میر الحسینی (مستنسخه من خط المصنف)، و علیها اجازه الشیخ البهائی بخطه الشریف للسید شاه میر الحسینی المذکور و شهاده انه قراها علیه بتمامها، و علیها آثار التصحیحات الکثیره . و نسخه اخری کتبت فی سنه تالیفه و هی ۹۹۵ ه . و کتب الشیخ البهائی بخطه الشریف فی سنه ۹۹۹ ه . انه وقفها للروضه الرضویه [بمشهد] و هی موجوده الآن فی الخزانه الرضویه » .

و ترجم کتاب الاربعین حدیثا تلمیذ المصنف الشیخ شمس الدین ابو المعالی محمد بن علی ابن احمد بن نعمه الله بن خاتون العاملی العینائی نزیل حیدر آباد الهند والمتوفی سنه ۱۰۵۵ ه . و تعرف هذه الترجمه ب «ترجمه قطب شاه » لان المترجم کتبها باسم محمد قطب شاه الذی توفی سنه ۱۰۳۵ ه . و کان التالیف فی حیاه الشیخ البهائی، فکتب البهائی بخطه تقریظا لطیفا علیه فی سنه ۱۰۲۸ ه .

و علی کتاب الاربعین حدیثا حواش کثیره منها:

ا . حاشیه اسماعیل بن محمد حسین بن محمد رضا بن علاء الدین محمد المازندرانی الخواجوئی الاصفهانی المتوفی فی ۱۱ شعبان سنه ۱۱۷۳ ه .

ب . حاشیه اخی المؤلف الشیخ عبد الصمد بن الحسین بن عبد الصمد الحارثی العاملی المتوفی سنه ۱۰۲۰ ه . و المدفون فی النجف الاشرف، و هی حاشیه مبسوطه .

ج . حاشیه السید عبدالله بن نور الدین بن المحدث الجزائری المتوفی سنه ۱۱۷۳ ه . فرغ منها فی سنه ۱۱۳۵ ه .

د . حاشیه لتلمیذ مصنف الاصل و هو الشیخ مظفر الدین علی، و هی تعلیقات کتبها فی حیاه الشیخ البهائی ، مخطوطه منها فی المکتبه الرضویه تاریخ و قفها سنه ۱۰۶۷ه .

۳ . کتاب الجامع العباسی ، و هو کتاب فی الفقه کتبه بالفارسیه باسم الشاه عباس ، و هو مرتب علی عشرین بابا ، خرج منه خمسه ابواب فی العبادات الی آخر الحج فادرکه الاجل، فتممه بعده تلمیذه نظام الدین الساوجی بالحاق خمسه عشر بابا الیه .

و قد طبع هذا الکتاب مرات عدیده منها:

ا . طبع فی طهران سنه ۱۲۳۰ ه . و تکرر طبعه سنه ۱۲۶۳ه .

ب . طبع فی طهران سنه ۱۳۱۲ ه . طباعه حجریه، من قبل الناشر سلیمان رکن الدین ، فی ۳۵۴ صفحه .

ج . طبع فی طهران سنه ۱۳۲۵ ه . طباعه حجریه، فی ۵۶۷ صفحه و علیه حواش للسید محمد کاظم الطباطبائی الیزدی .

د . طبع فی طهران سنه ۱۳۲۷ ه . طباعه حجریه، بخط جمال الدین بن ابی طالب الاصفهانی، فی ۳۰۳ صفحات .

ه . طبع فی طهران سنه ۱۳۲۹ ه . طباعه حجریه، فی ۲۰۴ صفحات .

و . طبع فی طهران سنه ۱۳۳۱ ه . طباعه حجریه، بخط جمال الدین بن ابی طالب الاصفهانی، فی ۳۴۵ صفحه .

ز . طبع فی ایران سنه ۱۲۸۵ ه . طباعه حجریه، فی ۳۴۳ صفحه .

ح . طبع فی ایران سنه ۱۳۰۴ ه . طباعه حجریه، فی ۱۵۶ ورقه .

ط . طبع فی تبریز سنه ۱۳۰۹ه . طباعه حجریه، فی ۳۸۶ صفحه .

ی . طبع فی تبریز سنه ۱۳۵۴ ه . طباعه حجریه، ۸۰ صفحه (خلاصه .)

ک . طبع فی تبریز سنه ۱۳۲۳ه . طباعه حجریه، فی ۴۴۸ صفحه .

ل . طبع فی تبریز سنه ۱۳۲۲ه . طباعه حجریه، فی ۳۰۳ صفحات .

م . طبع فی اصفهان سنه ۱۳۴۱ ه . طباعه حجریه، فی ۴۸۷ صفحات .

ن . طبع فی النجف الاشرف بالعراق، سنه ۱۳۴۶ ه . طباعه حجریه، بخط محمد علی التبریزی، مع حواشی الشیخ عبدالله المامقانی .

س . طبع فی بومبای بالهند، سنه ۱۳۱۹ه . طباعه حجریه، فی ۴۶۴ صفحه مع حواشی السید اسماعیل الصدر .

ع . طبع فی بومبای ایضا، سنه ۱۳۲۳ه . ، طباعه حجریه، مع حواشی السید محمد کاظم الطباطبائی ، فی ۴۶۴ صفحه .

ف . طبع فی بومبای ایضا ، سنه ۱۲۹۸ ه . طباعه حجریه، فی ۴۳۹ صفحه، و فی سنه ۱۳۰۱ه . طباعه حجریه، فی ۴۴۰ صفحه .

ص . طبع فی لکنو بالهند، طباعه حجریه، فی السنوات : ۱۳۱۸ه . فی ۳۰۰ صفحه، و ۱۲۹۸ ه . فی ۴۴۰ صفحه ، و ۱۸۹۸م – . فی ۴۴۶ صفحه ، و سنه ۱۲۶۲ ه – . و ۱۳۰۵ ه – . خلاصه فی ۹۴ صفحه .

۴ . جوابات الشاه عباس الصفوی المتوفی سنه ۱۰۳۸ه . و هی خمس عشره مساله فارسیه مع اجوبتها . قال صاحب الذریعه (ج ۵ ، ص ۲۰۷ ، الرقم ۹۶۳) :

«منها نسخه [خطیه] فی خزانه السید حسن الصدر فی الکاظمیه [بالعراق . ]

۵ . جوابات المسائل الجزائریه (جوابات الشیخ صالح الجزائری) : و هی اثنتان و عشرون مساله ساله عنها تلمیذه الشیخ صالح بن الحسن الجزائری، فاجابه الشیخ عن هذه المسائل ، فجمعت الاسئله و الاجوبه فی کتاب ، قال الشیخ آغا بزرگ الطهرانی فی الذریعه الی تصانیف الشیعه (ج ۵، ص ۲۱۸، الرقم ۱۲۰۹) :

«رایته فی خزانه کتب الشیخ المیرزا محمد تقی الشیرازی بسامراء [بالعراق]، و هی نسخه عصر المصنف . و تملکها الشیخ یحیی بن عیسی بن محمد الامینی النجفی فی سنه ۱۰۴۸ه . ثم تملکها السید علی خان المدنی، فی سنه ۱۰۸۸ ه .

۶ . حاشیه لکتاب الرجال للنجاشی، الاصل هو کتاب الرجال المعروف تالیف ابی العباس احمد بن علی بن احمد بن العباس بن محمد النجاشی «۳۷۲- ۴۵۰ه .» و الحاشیه للشیخ البهائی العاملی صاحب الترجمه، ذکرها له صاحب الذریعه الی تصانیف الشیعه (ج ۶، ص ۸۸، الرقم ۴۵۹) و قال :

«قال الشیخ عبد النبی الکاظمی تلمیذ السید علدالله شبر فی اوائل کتاب «تکمله نقد الرجال » : وجدت تلک الحواشی بخطه [ ای خط صاحب الترجمه ] الشریف معلقه علی هامش نسخه من کتاب النجاشی ، فجمعتها کلها و دونتها .

۷ . حاشیه شرح مختصر الاصول، الشرح للعضدی، والحاشیه لصاحب الترجمه .

۸ . حاشیه علی من لایحضره الفقیه ، الاصل (هو احد الاصول الاربعه للشیعه الامامیه) تالیف الشیخ الصدوق ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی المتوفی سنه ۳۸۱ ه . والحاشیه لصاحب الترجمه .

۹ . کتاب الحبل المتین، فی احکام الدین . جمع الشیخ البهائی العاملی فیه الاحادیث الصحاح، و الحسان، والموثقات، مع الشرح و البیان و التوفیق بین متنافیاتها باحسن وجه . اوله : «الحمد لله الذی دلنا علی الطریق القویم . . . الخ » .

و قد رتبه علی اربعه مناهج :

ا . فی العبادات، و یشمل علی خمسه کتب، اولها کتاب الصلاه .

ب . فی العقود .

ج . فی الایقاعات .

د . فی الاحکام .

و طبع هذا الکتاب فی طهران سنه ۱۳۱۹ه . طباعه حجریه، مع الفرائض البهائیه، و مشرق الشمسین، والعروه الوثقی، و تتکون هذه المجموعه من ۴۰۷ صفحات .

کما طبع مره اخری فی طهران ایضا سنه ۱۳۲۱ه .

و للکتاب المذکور نسخ خطیه ذکرها الشیخ آغا بزرک الطهرانی فی الذریعه الی تصانیف الشیعه (ج ۶، ص ۲۴۰، الرقم ۱۳۲۷) و قال :

«رایت منه نسخا نفیسه، منها فی النجف الاشرف فی مکتبه السید محمد علی بحر العلوم المتوفی سنه ۱۳۵۵ ه . و هی بخط جید کتبه العالم الفاضل المولی محمد حسین بن محمد هادی و فرغ من کتابتها فی ۲۳/ذی القعده/۱۱۱۴ ه . و کتب لها فهرسا لطیفا یظهر منه فضله .

و قال فی آخر الفهرس :

ان مجموع احادیث الکتاب بعد حذف المکررات الف و خمسه و ثمانون حدیثا من الصحاح و الحسان و الثقات . و رایت نسخه اخری فی مکتبه «سلطان المتکلمین » و هی بخط جید کتبها الفاضل العالم المولی رشیدالدین محمد بن صفی الدین محمد السپهری، و فرغ من کتابتها فی ۵/جمادی الاول/۱۰۲۳ ه» .

۱۰ . رساله فی احکام السجود .

۱۱ . رساله فی ذبائح اهل الکتاب .

۱۲ . کتاب الوجیزه، الفه لیکون کالمقدمه لکتاب الحبل المتین المذکور فی التسلسل ۹ فیما سبق، و له موجز فی منظومه للشیخ عبد الرحیم بن عبدالحسین مطبوعه سنه ۱۳۴۳ ه (۳) .

۱۳ . رساله فی الفقه و الصلاه .

۱۴ . رساله فی المیراث .

۱۵ . رساله فی طبقات الرجال .

۱۶ . رساله فی القصر بالصلاه و التخییر فی السفر .

۱۷ . رساله فی مباحث الکر .

۱۸ . رساله فی معرفه القبله .

۱۹ . کتاب الزبده فی اصول الفقه، و یشتمل علی جل اصول الفقه، اوله : «ابهی اصل یبنی علیه الخطاب، واولی قول فصل یمن الیه اولوا الالباب حمد من ینزه . . الخ » ، رتبه المصنف علی خمسه مناهج ذات مواضیع .

طبع هذا الکتاب فی طهران سنه ۱۳۰۹ه . فی ۱۲۸ صفحه .

۲۰ . الرساله الاثنی عشریه، طبعت فی طهران سنه ۱۳۰۷ه . و سنه ۱۳۰۹ه .

و لهذه الرساله شروح ذکرها صاحب الذریعه فی (ج ۱۳، ص ۶۲، و ص ۶۳، من الرقم ۱۹۵- ۲۰۰) و هی :

ا . شرح للشیخ زین العابدین بن الحسن العاملی اخ الشیخ المحدث العاملی ، سماه «المناسک المرویه » .

ب . شرح للشیخ سلیمان بن عبد الله الماحوزی البحرانی المتوفی سنه ۱۱۲۱ ه . صاحب کتاب «المعراج » .

ج . شرح للعلامه الشیخ عبد الحسین بن قاسم الحلی النجفی المتوفی سنه ۱۳۷۵ ه . نسخه الاصل بخطه فی مکتبه الامام امیرالمؤمنین ( علیه السلام) العامه فی النجف .

د . شرح للشیخ عبدالله السماهیجی، و هو شرح منظوم، (انظر الذریعه ج ۲۴، ص ۱۹۷، الرقم ۱۰۳۴ ب .)

ه . شرح للشیخ علی بن احمد بن موسی العاملی النباطی .

و . شرح للسید نورالدین علی ابن ابی الحسن علی بن الحسین الموسوی الجبعی العاملی المتوفی سنه ۱۰۶۸ ه . سماه «الانوار البهیه – انظر الذریعه ، ج ۲ ، ص ۴۲۱» .

ز . شرح للشیخ حسام الدین بن جمال الدین بن طریح النجفی .

ح . شر للمولی الحسین بن موسی الاردبیلی الاسترابادی ، و حین اشتغاله بالشرح اتاه نعی الشیخ البهائی ، کما قاله صاحب «امل الآمل » .

۲۱ . شرح رساله فی الصوم، و هی القسم الخامس من کتاب «الاثنی عشریات » المذکور فی التسلسل ۱ اعلاه .

۲۲ . کتاب مجمع النورین و مطلع النیرین، راجع التسلسل ۲۴فیما یلی .

۲۳ . شرح کتاب «من لایحضره الفقیه » انظر التسلسل ۸ فیما سبق، و الذریعه (ج ۲، ص ۱۰۹، بعد الرقم ۲۱۵۶) – مجموعه رسائل الشیخ البهائی .

۲۴ . کتاب مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، او «مجمع النورین و مطلع النیرین » ذکره له صاحب الذریعه (ج ۲۱، ص ۵۰ ، الرقم ۳۹۰۸) و قال :

«للشیخ البهائی محمد بن الحسین المتوفی سنه ۱۰۳۰ ه . ذکر فیه آیات الاحکام و تفسیرها ومایناسبها من الاحادیث الصحاح و الحسان مع التوضیح و البیان، خرج منه کتاب الطهاره فقط الی اواخر غسل الاموات، کتبه بعد کتاب الحبل المتین [انظر التسلسل ۹ فیما سبق ] و رتبه کترتیبه علی اربعه مناهج بعد مقدمات ، ما ذکر فیه من الاخبار الا ما هو الصحیح باصطلاح المتاخرین و قلیل من الحسان ، و فیه اربعمائه حدیث .

اوله : «الحمد لله الذی هدانا بانوار کتابه المبین ووفقنا لاقتفاء سنه نبینا» ( صلی الله علیه و آله وسلم) الخ » و فرغ منه بمدینه قم فی ۱۷/ذی الحجه/۱۰۱۵ ه . و طبع مع «الحبل المتین » [و الفرائض البهائیه، و العروه الوثقی طباعه حجریه فی مجموعه تتکون من ۴۰۷ صفحات بطهران سنه ۱۳۱۹ ه . و ۱۳۱۲ ه – . انظر التسلسل ۹ فیما سبق . ]

و نسخه [خطیه] منه بخط المولی محمد طاهر بن حسن علی الکوسازی، فرغ من الکتابه فی ۱۷ محرم الحرام سنه ۱۱۰۲ ه . و هی عند السید علی شبر .

و اخری بخط تلمیذ المؤلف السید بهاءالدین علی الحسینی الطوسی [کتبها سنه ] ۱۰۱۷ ه . ثم کتب الوقفیه علیها الشیخ البهائی بخطه للخزانه الرضویه [بمشهد] سنه ۱۰۲۱ ه . و علیها تقریظ السید محمد المدنی المعروف بابن جویبر، و تقریظ صدرالدین محمد بن محب علی التبریزی، و هما تلمیذا الشیخ البهائی .

و نسخه السید محمد التهجدی بقلم ابراهیم بن عبدالجلیل الشیروانی، کتبها فی اردبیل [ایران]، و فرغ منها فی رجب سنه ۱۰۳۱ ه . ووصف المؤلف [الشیخ البهائی ] فیها بقوله :

«العلامه الواصل الی اعلی فرادیس الجنان الخ » فهو صریح فی ان البهائی توفی قبل هذا التاریخ » .

۲۵ . کتاب مصباح العابدین، ذکره له صاحب الذریعه (ج ۲۱، ص ۱۱۳، الرقم ۴۱۸۴ .)

و قال :

«ینقل عنه الشیخ محمد باقر البروجردی فی کتاب «فاکهه الذاکرین » .

۲۶ . کتاب مفتاح الفلاح، و هو فی الاعمال والادعیه فی الیوم و اللیله، رتبه مصنفه علی سته ابواب بحسب تقسیم اعمال الیوم واللیله:

ا . ما یعمل بین الطلوعین .

ب . ما یعمل من طلوع الشمس الی الزوال .

ج . ما یعمل من الغروب الی و قت النوم .

ه . ما یعمل من وقت النوم الی انتصاف اللیل .

و . ما یعمل من انتصاف اللیل الی طلوع الفجر .

اوله :

«الحمد لله الذی دلنا علی جاده النجاه و هدانا الی ما یوجب الخ » . و فرغ من تالیفه فی شهر صفر سنه ۱۰۱۵ ه .

طبع هذا الکتاب فی طهران سنه ۱۳۱۷ه . طباعه حجریه بتصحیح الشیخ علی الیزدی، فی ۳۰۵ صفحات . کما طبع فی مصر سنه ۱۳۲۴ ه . فی ۳۱۵ صفحه، و فی بومبای بالهند، طباعه حجریه، سنه ۱۳۰۴ ه .

۲۷ . حواش علی القواعد الشهیدیه .

۲۸ . حاشیه علی کتاب «مختلف الشیعه – فی احکام الشریعه » ، الاصل للشیخ جمال الدین ابی منصور الحسن بن سدیدالدین یوسف بن علی المطهر العلامه الحلی المتوفی سنه ۷۲۶ ه . رحمه الله تعالی، و الحاشیه لصاحب الترجمه .

۲۹ . مقاله فی امتناع الزوجه عن مطلق الاستماع . «انظر الذریعه ، ج ۲۱، ص ۳۹۷، الرقم ۵۶۵۲» .

۳۰ . مقاله فی سجدات القرآن و احکامها وآدابها . «انظر الذریعه ، ج ۲۱ ، ص ۴۰۱، الرقم ۵۶۷۹» .

۳۱ . مقاله فیما لا تتم به الصلاه من الحریر . «انظر الذریعه ، ج ۲۱، ص ۴۰۴، الرقم ۵۶۹۸» .

۳۲ . مقاله فی وجه التغلب فی قوله سبحانه و تعالی : «ما کنا فی اصحاب السعیر – الآیه ۱۰، سوره الملک ۶۷» «انظر الذریعه ج ۲۱ ، ص ۴۰۷، الرقم ۵۷۱۴» .

۳۳ . رساله فی نجاسه ذبائح الکفار و صنائعهم . «انظر الذریعه ج ۲۴، ص ۶۵، الرقم ۳۲۴» .

۳۴ . رساله فی وحده الوجود، ذکرها له صاحب الذریعه (ج ۲۵، ص ۵۷، الرقم ۳۰۵)، منها مخطوطه بالمکتبه الخدیویه بمصر کما ذکر فی فهرستها .

۳۵ . الفوز والامان فی مدح صاحب الزمان (عج .) قال صاحب الذریعه (ج ۱۶، ص ۳۷۳، الرقم ۱۷۳۳) :

قصیده من البحر الطویل مطلعها:

سری البرق من نجد فجدد تذکاری

عهودا بجروی والعذیب وذی قار

و شرحها الشیخ احمد بن علی الشهیر بالمتنبی (۴) المتوفی سنه ۱۱۵۱ه ، اوله :

«الحمد لله الذی فتح خزائن المعانی بمفاتیح العنایه الخ » .

و عارضها جماعه، منهم الشیخ جعفر الخطی البحرانی بامر الشیخ البهائی، اوله :

هی الدار یستقیک مدمعک الجاری

فسقیا فخیر الدمع ما کان للدار .

و منهم الامیر محمد ابراهیم بن الامیر محمد معصوم الحسینی القزوینی المتوفی سنه ۱۱۴۵ ه .

و لها تشطیر للسید عبدالله سبط المحدث الجزائری ، اوله :

سری البرق من نجد فجددد تذکاری

سوالف انستها تصاریف اعصار

فالف من بعد انتباه مجددا

عهودا بجروی والعذیب وذی قار

و لها شرح طبع مع کتابه «الکشکول » الآتی فی سنه ۱۲۸۸ ه . کما و لها شرح ایضا اسمه «منن الرحمان » فی شرح قصیده الفوز والامان فی مدح صاحب الزمان (عج) للشیخ جعفر النقدی، طبع سنه ۱۳۳۴ ه .(انظر الذریعه ، ج ۲۳، ص ۱۵۲، الرقم ۸۴۶۲ .)

ثانیا: «التفسیر» و له فیه مصنفات منها:

۳۶ . حاشسیه علی تفسیر البیضاوی (۵) .

۳۷ . کتاب حل الحروف القرآنیه .

۳۸ . حواش علی تفسیر الکشاف .

۳۹ . شرح تفسیر البیضاوی (انظر التسلسل ۳۶ فیما سبق .)

۴۰ . تفسیر العروه الوثقی، و هو تفسیر لسوره الحمد، طبع فی طهران، طباعه حجریه سنه ۱۳۱۹ه . فی ۲۶۰ صفحه، و بذیله کتاب «الحبل المتین » فی ۱۰۷ صفحات، و بعده کتاب «مشرق الشمسین » فی ۴۰ صفحه . انظر التسلسلین ۹، ۲۴، فیما سبق .)

۴۱ . تفسیر «عین الحیاه » و هو تفسیر مزجی بدا فیه بسوره الفاتحه، ثم البقره، له نسخ خطیه فی مکتبه الشیخ الشیرازی بسامراء، و المکتبه الرضویه لمشهد . «انظر الذریعه، ج ۱۵، ص ۳۶۹، الرقم ۲۳۳۰» .

ثالثا: «الریاضیات، و النجوم و الطبیعیات، و علم الهیئه »

۴۲ . کتاب بحر الحساب، و هو کتاب کبیر فی الحساب الذی لخصه فی کتابه «خلاصه الحساب » التالی .

۴۳ . کتاب خلاصه الحساب، و هو خلاصه کتابه المذکور فی التسلسل ۴۲ اعلاه، ذکره له صاحب الذریعه الی تصانیف الشیعه (ج ۷، ص ۲۲۴، الرقم ۱۰۷۸) و قال :

«اجمع کتاب لفنون الحساب علی اختصاره، مرتب علی مقدمه و عشره ابواب فی عاشرها مسائل تمرینیه، و فی الخاتمه اورد سبع مسائل لا تنحل لغموضها، و فی آخره و صیه .

اوله: نحمدک یا من لا یحیط بجمیع نعمه عدد . . . . . . الخ، و قد اصبح هذا الکتاب من لدن تصنیفه الی هذه الاواخر مرجعا فی التدریس و البحث . . . . .

«اما نسخه المخطوطه فکثیره منها وشحت خطبتها اسم السلطان حمزه بهادر خان کما فی المطبوعه، و بعضها مصدره باسم السلطان حسن بهادر خان، وبعضها مطرزه باسم السلطان شاه عباس، و السلطان حمزه، و السلطان حسن، و کلاهما اخوان للشاه عباس، و فی بعض النسخ لم یصدر باسم احد و هذه النسخ الاربع موجوده فی مکتبه المحیط » .

طبعات الخلاصه: طبع هذا الکتاب مرات متعدده منها:

ا . فی طهران، سنه ۱۲۷۶ه . طباعه حجریه، بخط السید محمد بن محمد باقر الخوانساری .

ب .

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *