تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات شامل 97 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات :

شرح الإلهیات (الشفاء) / از حکیم ملا محمد مهدی نراقی ره به تصحیح حامد ناجی اصفهانی . قم: کنگره بزرگداشت ملا مهدی نراقی و ملا احمد نراقی، ۱۳۸۰.

چکیده

شفا از آثار مهمّ ابن سیناست و یکی از مباحث مهم آن، مبحث الهیّات می باشد که در ده مقاله تألیف شده است. ملاّ محمد مهدی نراقی، دانشور نامی دوره قاجار، بر دو مقاله الهیات شفا شرحی نوشته، که به تصحیح آقای حامد ناجی اصفهانی چاپ گردیده است و در گفتار حاضر، به نحوه شرح شارح، و نقد و بررسی تصحیح آن پرداخته شده است.

بیان اجمالی مقالات و فصول الهیّات شفاء

الهیات شفاء، اثر فیلسوف بزرگ ایرانی، حکیم بوعلی سیناست، و مبتنی بر تفکّر مشائی است البته در برخی از آثارش مثل تعلیقات ، حکمت مشرقیین، نمط های آخر اشارات و… جنبه اشراقی غلبه دارد که در ده مقاله تألیف شده است. مقاله اوّل آن درباره موضوع فلسفه، منفعت و مرتبت آن با دلالت بر موجود و شئ و اقسام اولیه آن دو، گفتاری در باب واجب الوجود و ممکن الوجود، وحدانیت واجب الوجود و بیان حق و صدق است. و در مقاله دوم به تعریف جوهر و اقسام آن، تحقیق جوهر جسمانی و اجزاء تشکیل دهنده آن و هیولی و صورت، و بیان مفارق یا عدم مفارق بودن جوهر صوری و مادی می پردازد و مقاله سوم…

حکیم نراقی در شرح آن، به سبب بسط زیاد مطالب و شرح بسیار طولانی و یا به علّت آن که امّهات الهیات شفاء را در شرح مفصّل خویش بیان نمود و یا به هر دلیل دیگر، تنها دو مقاله آن را شرح کرده است.

نوع شرح به لحاظ ساختار صوری و تصحیح متن

شارح به حسب نیاز و نظر خویش، گاهی پس از هر کلمه یا یک جمله یا چند سطر به فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات شفاء می پردازد. عبارات شرح غالبا پس از متن می باشد؛ امّا در مواردی نیز قبل از متن به شرح آن پرداخته است. شرح و توضیحات وی درباره عبارات متن همه جا یکسان نیست، چنان که گاهی عبارات بلند و طولانی از متن را با اشاراتی کوتاه و مختصر توضیح می دهد و زمانی صفحات بسیاری را به شرح و توضیح یک عبارت دو سطری اختصاص می دهد (مقایسه کنید ص ۳۲۱ را با ص ۳۵۳).

شارح به نسخه های دیگر از متن، توجه کامل داشته، و واقف به این امر بوده که گاهی تغییر در یک متن ممکن است، تغییرات فراوانی در معنی پدید آورد. بر این اساس وی در شرح خود، در بسیاری از موارد به اختلاف نسخه ها نیز اشاره کرده است؛ و گاهی متن موجود در یکی از نسخ را بردیگری ترجیح داده است (ر ک ص ۶۲۹ س ۱۱).

شرح محقق نراقی امری فراتر از تقریر است

شارح بزرگوار، در این کتاب، گاهی به فروعات یک مسأله می پردازد، به طور مثال پس از شرح مبحث ادلّه توحید به فروعاتی از این مسأله می پردازد که در ضمن فرع بودن، متمّم ادلّه توحید است. (ر ک ص ۶۳۴ ۶۰۰). حکیم نراقی، در فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات شفاء، تنها به تقریر و توضیح متن نمی پردازند؛ بلکه از آن فراتر رفته و به دغدغه های فکری خود درباره متن توجّه می نماید و با زبانی گویا آنها را بیان کرده و به بررسی آن همّت می گمارد.

برای مثال در شرح عبارت «و اذ قد تقرّر هذا فقد علمت انّ العلوم کلها تشترک فی منفعهٍ واحدهٍ و هی تحصیل کمال النفس الانسانیه بالفعل تهیئهً إیّاها للسعاده الاخرویّه» (ر ک ص ۲۰۶)، ابتدا نقش ادبی کلمات را در متن بیان نموده و به ارجاع ضمایر و مراد شیخ در این متن به نحو اجمالی می پردازد سپس به طور تفصیلی، در صدد بررّسی متن برمی آید تا به دغدغدهای ذهنی خویش و یا شبهاتی که در این باب رخ می نمایند، پاسخ دهد. بدین ترتیب که نخست مشکلات و شبهات را مطرح می کند و سپس به پاسخ آن می پردازد.

۱ علوم در آخرت به تنهایی کمال محسوب می شوند و این گونه نیست که در آخرت به واسطه علوم کمال حاصل گردد. اما عدم التذاذ از کمالات و منفعت علوم به دلیل اشتغال نفس در دنیا به محسوسات و تدبیر بدن می باشد والا دوگانگی وجدایی بین کمال و علم نیست.

۲ اگر همه علوم، کمال و منفعت زا هستند، چرا شیخ الرئیس برخی از رشته های ریاضی مثل موسیقی و مانند آن را غیر نافع معرفی می کنند؟

۳ آیا همه علوم حتّی علوم آلی (مثل منطق، ادبیّات عرب و…) و یا علوم سحر و نجوم در زمره علوم نافع و تأمین کننده سعادت انسانی می باشند؟

۴ نفس پس از ترک بدن، از وهم و خیال که جسمانی اند، مفارق می گردد. بنابراین علومی که مبتنی بر وهم و خیال اند، سعادت نفس را تضمین نمی کنند. و تنها اخلاق و علوم کلّی که ادراکشان نیازمند به وهم و خیال نیست، برای نفس منفعت دارد.

شارح پس از طرح مطالب مذکور در صدد پاسخ برآمده و می گویند:

پاسخ ۱ باید دانست که بین معارف حقّه و لوازم اش، تغایر اعتباری مطرح است. یعنی حب به خداوند و انس با او و شادمانگی معنوی حاصل از آن که سعادت محسوب می گردد با معارف حقه که کمال است. به جهت اعتبار، متفاوت می باشد نه در واقع. به دیگر سخن، علوم چون مطلوب بالذات اند، در خیرو سعادت بودن سزاوارترند. پس علوم، خود تأمین کننده سعادت می باشند. اگر چه به لحاظ دیگر، مغایرتی با سعادت پیدا می کنند.

پاسخ ۲ مراد بوعلی از طرح عدم نافعیّت برخی علوم، این است که آن علوم در حوزه های علم الهی، غیر نافع اند، نه اینکه به طور مطلق غیر مفید باشند.

پاسخ ۳ با توجه به سیاق متنِ شیخ، که افاده اطلاق می کند، همه علوم حتی علم آلی، سعادت انسانی را تضمین می کند. زیرا به واسطه آن، می توان به گونه ای از فعلیت که کمال آفرین است، دست یافت و کمال حاصله مقتضی نوعی از سعادت می باشد. و همچنین باید گفت همه علوم در حدّ ذات خویش مفیدند امّا اگر علومی مانند سحر و نجوم مورد نکوهش واقع شده اند، این نکوهش به امری خارج از حوزه ذات علم بر می گردد. نه به دلیل این که چون علم اند، مضر می باشند.

پاسخ ۴ شارح در این بخش از دغدغه های فکری خود در حوزه دین خبر می دهد. زیرا منطق وحی، بیان می کند که انسان حتّی پس از مرگ نیز می تواند درجات کمال را طی کند. چنان که حضرت وصی (علیه السلام) می فرماید: «افرادی که در عالم آخرت آشنا به قرآن نباشند [و یا از فهم عمیق آن محروم باشند] به آنها آموزش قرآن می دهند و می گویند بخوان و بالابیا». (ر. ک رساله ولایت تکوینی علاّمه حسن زاده آملی) امّا بر اساس دیدگاه فلاسفه، حرکت و استکمال در آنجایی مطرح است که قوّه و ماده در کار باشد و در مفارقات که مقارنت با ماده برقرار نیست، لزوما تکاملی هم وجود نخواهد داشت و نفوس انسانی پس از مرگ، استکمال نخواهند یافت و این عدم استکمال، به دلیل عدم حضور ماده در سرای آخرت و برزخ می باشد. بنابراین شارح مانند بوعلی و فارابی در باب تکامل برزخی و نزدیک کردن فلسفه به دین و کنار نهادن اختلاف بین آن دو می گوید: «نفوس غیر کامل پس از مرگ، به اجرام سماوی تعلّق و ارتباط می یابند. بدان نحو که بدن نفس فلکی به منزله بدن نفوس انسانی گشته و مصحّح تکامل نفس می گردد. و آنچه را از احوال قبر و قیامت که در دنیا شنیده و اعتقاد عامیانه بدان داشته، مشاهده می کند. اگرنیک سرشت باشد، صورت های حسنه می بیند و اگر اعمال زشت به همراه برده باشد، صور مدهشه و قبیح عایدش می گردد.»

علاوه بر آن، چون به بدن نفوس فلکی تعلّق می گیرد، می تواند علوم جزئیه یقینی و ظنی را همانطوری که در دنیا ادراک می کرد، ادراک کند و به واسطه آن به نوعی از کمال برسد.

بنابراین باید این نکته را بدانیم که وقتی یک فیلسوف مسلمان به دو امر متفاوت در فلسفه و دین بر می خورد، باید در یافته های فلسفی خویش، نیک تأمّل کند و لوازم مترتبّه بر نظرات فلسفی اش را بررسی نماید. حال اگر حکم فلسفی اش را ضروری و یقینی یافت، باید داده های شریعت و دین را مطابق آن اصل محکم حکمی، تأویل کند. و اگر رأی فیلسوفانه اش را متزلزل یافت، باید نظر خویش را بر طبق دین تعدیل کند و به دنبال راه حلّ اساسی برای مسأله مورد نظر باشد.

مسأله تکامل برزخی و معاد جسمانی نیز یکی از موارد اختلاف فلسفه و دین می باشد که در حکمت متعالیه صدرایی به درستی این اختلاف کنار گذاشته شد. امّا در فلسفه مشاء از این اختلاف به نفع دین، چشم پوشی شد. بدین نحو که مشائین به ویژه بوعلی، با این که نتوانستند دلیلی بر معاد جسمانی و تکامل برزخی اقامه کنند، اما با توجه به این موضوع که وی به دین معتقد است و آن را صدق محض می داند و مشاهده کند که دین از معاد جسمانی و تکامل برزخی خبر می دهد، سر تسلیم به آستان دین می ساید و به طریقی، آن را می پذیرد. بدون این که این پذیرش از ناحیه نظر فلسفی اش باشد.

تحقیق موضوع مورد بحث

شارح گاهی پس از شرح متن به تحقیق موضوع مورد بحث می پردازد که طی آن، سخنان بزرگان به ویژه گفتار بوعلی را در این باره مورد نقد و بررسی قرار می دهد. برای نمونه پس از پایان یافتن مبحث عدد، به تحقیق آن می پردازد و مقدّمات مورد نیاز بحث مطرح می گردد. و در ضمن آن به طرح اشکال وجواب می پردازد (ر ک ص ۲۹ ۲۸۴).

ملاّ مهدی نراقی در مواضعی، تقریرات شارحان کتب شیخ و بزرگان فلسفه را مطرح می کند و در پایان، یکی از آنها را به عنوان قولی درست برمی گزیند. به عنوان نمونه، در باب وجوب وجود (فصل فی انّ واجب الوجود واحدٌ)، ده قول از شارحان نقل می کند و گفتار دهم را می پذیرد (ر ک ص ۵۹۳ ۵۸۵).

مثال (ا): شیخ در الهیات شفاء، وجود علّت و نیاز حادث بدان را مساله ای نظری می داند امّا در اشارات حکم به بداهت آن می کند. شارح در ابتدا، این دو کلام را متناقض می یابد. ولی در پایان به دفاع از شیخ می پردازد و بیان می کند که افتقار ممکن به علّت پس از ثبوت امکانش و با قطع نظر از دو احتمال تحقق وجود و عدم، امر بدیهی است امّا قبل از ثبوت امکانش و با نظر به یکی از آن دو احتمال، از حوزه مسایل نظری به شمار می آید (ر ک ص ۶۲ ۶۱).

مثال (۲): شیخ در الهیات شفاء موجود را موضوع فلسفه می داند و در برهان شفاء، موضوع فلسفه را موجود و واحد می داند. این امر در ظاهر حاکی از اختلاف در اندیشه شیخ است. امّا حکیم نراقی در پندار اختلاف مذکور توضیح می دهد که این حصر مبنی بر اولویت واستحسان است یعنی اگر چه واحد و امثال آن به دلیل عمومیت شان این توان را دارند که موضوع فلسفه قرار گیرند، امّا موجود برای موضوع شدن از اولویت برخوردار است. بنابراین آنچه در الهیات شفاء مطرح شد، به اعتبار اولویت و استحسان است و آنچه در برهان شفاء ذکر شد، به اعتبار جواز و امکان است (ر ک ص ۱۱۲ و ۱۱۱).

شرح به زبان شیخ

شارح برای فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات شفاء، از کتب دیگر شیخ چون شرح اشارات، مبدء و معاد، التعلیقات، رساله حدود، شفاء در بخش منطق و طبیعیات، نجات، حکمت مشرقیین و… بهره جسته و با سعه علمی و تعمّقی که در فلسفه دارد از تعلیقات بر شفاء که تا آن عصر موجود بوده استفاده کرده است. به دیگر سخن، وی قصد داشت با زبان شیخ، گفتار بوعلی را در این باب، شرح نماید.

دفاع شارح از شیخ الرئیس

محقّق نراقی با توجه به اشراف عمیق بر مسایل فلسفی به درستی به حیثیات و قیودی که در متن می آید، واقف بوده و آن را به زیبایی تشریح می کند و در خلال این امر، به ردّ سخنان کسانی می پردازد که با عدم توجه به این قیود و حیثیات، دچار مغالطه شده و در مقام انتقاد سخن شیخ برآمدند، به طور مثال شیخ اشراق، عدد را از اقسام موجود بما هو موجود می داند و می گوید وجود یا واحد است و یا کثیر و کثرت همان عدد است بنابراین عدد در ذات و وجودش نیازی به ماده ندارد؛ به همین جهت عدد بر مفارقات عارض می گردد، پس اگر امکان تجرّد در علم الهی کافی باشد، عدد در حوزه علم الهی در می آید و اگر مفارقت مطرح باشد، بسیاری از مسایل حکمی از مدار فلسفه به در می روند. و شارح در ردّ این گفتار و دفاع از شیخ چنین بیان می کند: موضوع حساب عدد عارض بر ماده است نه مطلق عدد، اگر چه در حین بحث، از عروض عددِ بر ماده چشم پوشی می کنیم و توجّهی بدان نداریم، (ر ک ص ۱۸).

رویکرد مشائی در شرح

حکیم نراقی با رویکرد مشائی و غالبا از منظر آراء بوعلی، به فایل پاورپوینت کامل شرح الهیات شفاء پرداخته است و شرح او چنان که قبلاً نیز اشاره شد ناظر به آثار ابن سیناست؛ در حالی که دأب متألهین پس از صدرا(ره) در آثار فلسفی، یک رویکرد متعالیه است به نحوی که فلسفه و عرفان را به مانند شیر و شکر در هم می آمیزند آن هم به نحو دینامیکی نه مکانیکی؛ به طوری که یک پدیده ثالثی نمودار می گردد به نام حکمت متعالیه.

در حکمت متعالیه از دیدگاه عرشی و بلند مرتبه عرفان، به مباحث فلسفی نگریسته می شود. امّا در مقام بیان، با زبان فلسفی سخن گفته می شود. به طور نمونه ابن ترکه زمانی که می خواهد از کشف و شهود برای حکیم فلسفی سخن بگوید، به یک تعبیر فلسفی یعنی حدس متوسل می شود (ر ک: تمهید القواعد ص ۵۳).

تأثیرات حکمت متعالیه صدرایی بر شرح

همان طور که بیان شد حکیم نراقی در این شرح در مقام یک حکیم مشائی ظاهر می شود. در سراسر شرح خویش تنها در دو بخش، به اصول صدرایی اشاره می کند: ۱) اصالت وجود ۲) مجعولیت بالذات وجود. برای مثال؛ درباب اصالت وجود می گوید: انّ التحقق بالاصاله للوجود و الماهیه متحققه بتبعیته (ر ک ص ۳۶۲) و علاوه بر آن اظهار می کند که نظر شیخ الرئیس نیز همین است. چنان که در این باره بیان می کند: و محصّل کلام هذا المورد و ملخّص مذهبه علی مایعلم من سائر کتبه ایضا: انّ الوجودات الخاصه امورٌ محققه حاصله و الماهیات امورٌ اعتباریه تنتزع منها (ر ک ص ۳۵۵).

و در باب محجولیت وجود می گوید: انّ المحجول بالذات لیس هوالماهیه، بل الوجود الخاص بالجعل البسیط و بعد الجعل ینتزع منه الماهیه و الوجود العام (ر ک ص ۳۶۴).

امّا شارح در باب تشکیک وجود صدرایی که تشکیک خاصی است، سخن به میان نیاورده ولکن عقیده مصحّح بر آن است که حکیم نراقی در این کتاب قائل به تشکیک وجود بوده؛ بدان نحو که این امر را در زمره اذعان شارح به اصول صدرایی به شمار آورد (ر ک ص سیزده و چهارده)؛ اگر چه شارح در ردّ تشکیک ماهیت سخن گفته (ر ک ص ۴۲۹) امّا باید دانست که تشکیک در وجود، آغازش از نفی تشکیک در ماهیت می باشد. مشائین نیز بر این باور بودند که چون در ذاتیات، تشکیک نیست، پس ماهیت نمی تواند مشکک باشد و اساسا تشکیک نزد آنها بدین گونه است که وجودات، حقایق متباین اند که مفهوم وجود بر همه آنها صادق است. امّا نه به نحو متواطی و یکسان، بلکه به نحو متفاوت در تقدّم وتأخّر، شدّت و ضعف (ر ک اشارات ج ۳ نمط ۴ ص ۱ و ۲).

بنابراین در واقع مفهوم وجود مشکک است نه حقیقت وجود واین قسم از تشکیک را در اصطلاح منطق و فلسفه، تشکیک عامی نامیده اند. دراین قسم تشکیک ما به الاختلاف به ما به الاتفاق بر نمی گردد، چون ما به الاتفاق، مفهوم وجود است که امر عرضی خارج از ذات است. و ما به الاختلاف، حقیقت وجود خارجی است. امّا در نحوه دیگری از تشکیک که موسوم به تشکیک خاصّی است، تشکیک در اصل و حقیقت وجود راه می یابد.

بدین نحو که همه حقایق وجودی در اولویت و عدم آن، شدت و ضعف اختلاف دارند. امّا این تفاوت به حوزه اشتراک آنها برمی گردد یعنی این گونه نیست که شدّت و ضعف امری خارج از وجود باشد؛

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *