تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 40 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرط اساسی سِیر و سلوک در عرفان مثبت :

اساسی ترین شرط وصول به مقصد اعلا در سِیر و سلوک عرفانی، این است که سالک در هیچ لحظه ای از لحظاتِ این حرکت بزرگ- که به یقین عالی ترین و پر معنی ترین حرکت انسانی در عالم هستی است- احساس هیچ گونه امتیاز و وصول و برتری ننماید.

آفتِ مهلک حرکتِ عرفانی همین است و بس، که در هر موقعیتی گریبان سالک را بگیرد، و نه تنها از حرکتِ او به مراحل بعدی جلوگیری می کند، بلکه نفْسِ کمال جو را به عقب برمی گردانَد و چه بسا این انسان منحرف، به خاطر تلقین سختی که درباره «گردیدن عرفانی» به خود می دهد، نفْس خود را برای همیشه از حرکت تکاملی بازمی دارد و خیال می کند که پیش می رود! خداوند در حقِّ این مردمان بی بهره از توفیق عرفان است که می گوید:

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً.[۱]

ای پیامبر! به آنان بگو: آیا درباره کسانی که اعمالشان به خسارت افتاد، برای شما خبر بدهیم؟ آنان کسانی هستند که کوشش شان در زندگی دنیوی گم شده است، در حالی که می پندارند کار نیکو انجام می دهند.

در مسیر این حرکت الهی، چند مانع بسیار خطرناک وجود دارد که اگر کسی آن ها را نشناسد، یا درباره آن ها سهل انگاری نماید، خود را از کمال و آن عرفانی که در انتظار اوست، محروم می کند. شرح این موضوع را در مانع دوم متذکر خواهیم شد.

مانع یکم- عبارت است از: اشتغالات و علایق دنیوی، مانند ثروت و مقام و شهرت پرستی و طلبِ محبوبیت میان مردم و امثال این امورِ تباه کننده. البته ثروت و مقام اگر وسیله تنظیمِ حیاتِ انسان و دیگر مردم جامعه تلقی شود، نه تنها مانعیت آن ها مرتفع می گردد، بلکه تحمل مشقّت های آن ها در این مسیر، نوعی عبادت و سلوک محسوب می شود.

مانع دوم- اشباع حسّ خودخواهی در هر شکل و هر وسیله ای، مانعی بسیار نیرومند است که سالک راه عرفان را به طور قطع از پای درمی آوَرَد. عُرفا و علمای اخلاق در توصیف و شرح این مانع، با انواع طرق اخلاقی، عرفانی، ادبی- به نظم و نثر- و نیز منابع معتبر اسلامی (قرآن، سنّت، اجماع، عقل سلیم و وجدان پاک)، به حدّی دادِ سخن داده اند که نمی توان فراتر از آن را تصور نمود. قرآن مجید در ۵۳ مورد، وقاحت و قباحت و پلیدی تکبّر را گوشزد فرموده است. آیاتی که با کلمات گوناگون، این صفت خبیثه را مردود ساخته است، متعدّد و متنوّع می باشد، از آن جمله:

إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ کلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ.[۲]

خداوند هر کس را که خودپسند و فخرکننده به خویشتن باشد، دوست نمی دارد.

در چهار مورد از آیات شریفه، قُبح ادعای تزکیه نفس گوشزد شده است. البته ادعای تزکیه نفس بر دو قسم است:

قسم یکم- هدف از ادّعا، بیان واقعیت است، نه این که ناشی از خودخواهی باشد. مثلًا می گوید: من فلان علم را فراگرفته ام، ذوق عرفانی من خوب است، من نبوغ هنری دارم. در ابتدا به نظر می رسد این گونه ادّعاها اشکالی نداشته باشد، زیرا بیان واقعیات است؛ با این حال، عده ای از صاحب نظرانِ بهره مند از عرفان نظری و عرفان عملی، مانند علامه سید محمد حسین طباطبایی قدس سره، این نوع بیانِ تزکیه را نیز مردود شمرده اند.

استدلال این صاحب نظران چنین است: چون که انسان مالک حقیقی این امتیازات نیست و با توجه به شرایط و مقدمات و وسایلِ غیر اختیاری آن ها که همه در اختیار خداوند سبحان است، بنابراین، تزکیه به معنای اظهار امتیازات حاصله برای انسان، تنها منحصر به خداوند ذوالجلال است که حول و قوّه همه چیز از اوست: «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ الا بِاللَّه».

در ادعای تزکیه، گاهی رشدِ اظهارکننده، در حدّی است که به وجود آمدن آن امتیازات را منتسب به مبدأ خیر و کمال بداند و حتی اختیارِ خود را در به دست آوردن آن ها نیز از الطاف ربّانی تلقی نماید. در حقیقت، وقتی می گوید: «من در مسیر حقّ و حقیقت گام برمی دارم»، یا: «من از بارقه ها و فروغ الهی که بر درونم می تابد، برخوردارم»، مانند این است که می گوید: «من تشنه بودم، آب خوردم، سیراب شدم». «من مناظر زیبا را دوست دارم؛ امروز فرصتی به دست آوردم و رفتم یک منظره زیبا را تماشا کردم»؛ «من نیازمند تحصیل علم بودم، مدتی به تحصیل اشتغال داشتم و علمِ مطلوبِ خود را فرا گرفتم». در بیان به دست آوردن این امتیازات، هرگز پای «منِ مجازی» یا «خودِ طبیعی» را که همواره خواهان تورّم و اسناد همه مزایا و خوبی ها به خویشتن است، به میان نمی آورد، زیرا به خوبی می داند که اسناد عظمت ها و امتیازات تکاملی به خود- که قطعاً مستند به الطاف ربّانی است- نوعی شرک است. البته این نظریه مستلزم جبر نیست، بلکه بیانِ جریانِ فیضِ فیاضِ مطلق است که هر کس بخواهد خود را در مجرای آن قرار بدهد، آن فیض الهی سراغ او را خواهد گرفت.

البته بدیهی است که اسناد امتیازات تکاملی به خویشتن، مانند اسناد پدیده ها و فعالیت های طبیعی جبری به خویشتن است، مانند تنفّس، خوردن، آشامیدن و غیر آن، که نسبت دادن آن ها به خویشتن، ناشی از هیچ گونه خودخواهی و کبر و عُجب نمی باشد. ولی باید در نظر گرفت که رسیدن به چنین مقام والایی از عرفان، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار دشوار است که وصول به مقامِ عالی سلوک را با توجه به اقتضای استعدادها و وسایل و شرایط و منتفی شدن موانع، همان گونه به خود نسبت بدهد که نفس کشیدن را. چنان که کم ترین فخر و نخوت و اشباع خودخواهی در نَفَس کشیدن و ابراز آن، تأثیر نمی کند، هم چنین مباهات و به خود بالیدن و خود بزرگ بینی و طواف به دور خویشتن نیز برای سالکان رشدیافته و رهروانِ کوی ربوبی، به سبب امتیازاتی که به دست آورده اند، معنایی ندارد.

اما کو علی بن ابی طالب علیه السلام؟! آیا می توان در هر قرنی، میان این همه جوامع بشری، به تعداد انگشتان، [آری، فقط به تعداد انگشتان ]، رشدیافتگان و رهروان کوی جاذبیتِ الهی را پیدا کرد که وقتی می گوید: «من در مسیر کمال حرکت می کنم»، مانند این باشد که بگوید: «من برای سیراب شدن، آب می خورم»؟! و همان گونه که در ادعای دوم، «منِ مجازی (خودِ طبیعی حیوانی)» میدانی برای جولان و خودآرایی ندارد، هم چنان در بیان جمله اول چنین باشد؟ این علی بن ابی طالب علیه السلام ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *