توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید سید قطب «شاهد بیدار» / (۱۹۰۶- ۱۹۶۶م) :
در دنیای اسلام، شخصیت های بزرگی ندای آزادی و عدالت خواهی سر داده و مردم را به بازگشت به اسلام راستین و مبارزه با ستم دعوت کرده اند. یکی از این شخصیت های بزرگ، «سید قطب» است که فریاد اسلام خواهی و مبارزات او با استعمار کهنه انگلیس، شایسته مطالعه و درخور تأمل است. وی در طول نیم قرن زندگی و جهاد، خدمات فراوانی در راه اعتلای اسلام و تحقق حکومت اسلامی انجام داد. دشمنان اسلام که تا امروز زیرکانه تر از مسلمانان عمل کرده اند، رفتار سیدقطب و دوستانش را به طور کامل زیر نظر گرفته و سرانجام پس از مدت ها حبس و زندان، وی را شهید کرده اند. گرچه بدخواهان نگذاشتند او به هدف مهمش که ایجاد حکومت واحد اسلامی در سراسر جهان است برسد، فریاد رسای او اکنون پرده گوش ها را در کشورهای اسلامی به لرزه در آورده و چراغ فروزانی که او برافروخته، مشعل هدایت جوانان مؤمن و انقلابی سراسر عالم اسلام شده است.
کتاب ها و مقالات نافذ او که بارها به زبان های گوناگون دنیا چاپ، و در سراسر جهان منتشر شده، همچون خورشید، روشنگر دل های مسلمانان وحدت گرا و جوانان انقلابی است. اکنون مرکز تحقیقات مجمع جهانی تقریب مذاهب که اصلی ترین وظیفه خود را گسترش ادبیات تحقیقی تقریب و شکل دادن به پژوهش های کاربردی و علمی پیرامون این مقوله می داند، معرفی طلایه داران تقریب و شناساندن اندیشه های پیشتاز و تجربه های به جای مانده از آنان را یکی از نخستین گام ها و پیش نیازها قرار داده است. در این مقاله، شرح حال «شهید سید قطب» یکی از اندیشه وران اصلاح گرا، از نظر می گذرد. امید است آشنایی با شرح حال این مرد بزرگ، راه را برای مبارزان و مصلحان مسلمان هموارتر سازد.
تولد و زادگاه
سید قطب در سال۱۹۰۶ میلادی در روستای «موشه» از توابع استان اسیوط مصر که به روستای عبدالفتاح نیز معروف است، دیده به جهان گشود. روستای موشه یا موشا از نظر جغرافیایی در یکی از سرزمین های مرتفع مصر و کنار رود خروشان نیل واقع است. اکثر اهالی روستای موشه مسلمانند و اقلیتی پیرو دین مسیحیت در روستا زندگی می کنند.
محیط خانواده
پدرش حاج قطب ابراهیم سر سلسله خاندان قطب بود که پس از وفات پدر ریاست این خاندان را برعهده گرفت. از خصوصیات بارز وی این بود که بسیار انفاق می کرد. بخشش وی به قدری بود که وقتی دارایی اش تمام شد، زمین های کشاورزی را یکی پس از دیگری فروخت تا این که مجبور شد منزل بزرگ و زیبایش را نیز بفروشد. از عادات هر ساله او این بود که روزهای عید سعید فطر، قربان، عاشورا، نیمه شعبان، سالروز معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ماه مبارک رمضان، همه اهالی روستا را برای تلاوت قرآن به مناسبت روزهای یادشده در منزل خود جمع می کرد و پس از مراسم دوره خوانی قرآن، بهترین طعام ها را به مهمانان می داد. از ویژگی های دیگر پدرش که سید قطب از آن یاد می کرد، تواضع او است.
سید قطب در این باره می نویسد:
کارگرانی برای پدرم کار می کردند. طبق رسم همیشگی او را «سیدی» خطاب می کردند؛ اما او بسیار ناراحت می شد و می گفت: کوچک ترها بگویند عمی الحاج و بزرگ ترها بگویند حاجی.(۱)
حاج ابراهیم از نظر سیاسی عضو حزب اللوای مصر و منزلش مرکز امور سیاسی روستا بود. در جریان انقلاب ۱۹۱۹ میلادی در مصر، اجتماعات علنی و سری تشکیل داد و راه انقلاب را به مردم می آموخت. حاجی قطب ابراهیم دوبار ازدواج کرد که حاصل ازدواج اول یک دختر و حاصل ازدواج دوم سه دختر و دو پسر بود که همگی وقتی به سن رشد رسیدند، با دولت وقت درگیر شدند و همه آن ها طعم تلخ زندان را چشیدند. هنگامی که سید قطب به جرم اسلام خواهی، به زندان افتاد، خواهرش نفیسه و خواهرزاده هایش رفعت و عزمی نیز دستگیر و روانه زندان شده، مورد اذیت و آزار قرار گرفتند. پس از مدتی نفیسه آزاد شد؛ ولی فرزندان نفیسه یعنی رفعت و عزمی در زندان ماندند. دولت از رفعت خواست ضد دایی اش سید قطب شهادت بدهد تا آزاد شود؛ ولی او نپذیرفت و زیر شکنجه های شدید مأموران زندان شهید شد؛ ولی عزمی پس از مدتی رهایی یافت (خالدی، ص۴۲).
خواهران دیگر سید به نام های أمینه و حمیده و همچنین برادرش محمد قطب سرنوشتی شبیه آن ها داشتند. محمد قطب که در سال ۱۹۱۹ میلادی چشم به جهان گشود و به دلیل مبارزات سیاسی و دوران حبس، در پنجاه سالگی ازدواج کرد، هم اکنون در عربستان به سر می برد و به کار تحقیق و تألیف اشتغال دارد.(۲)
مادر سید قطب، زنی پاکدامن و از خاندانی بلند مرتبه بود و قبل از ازدواج با حاج ابراهیم در قاهره زندگی می کرد. دو تن از برادرانش در دانشگاه الازهر مصر تدریس می کردند. از خصوصیات مادرش این بود که استماع قرآن را بسیار دوست می داشت و پسرش سیدقطب را به این نیت به مدرسه فرستاد تا قرآن بیاموزد و برای مادر تلاوت کند. مادر سید قطب در سال ۱۹۴۰ میلادی در روستای موشه درگذشت.
دوران تحصیل
پس از گذراندن دوران کودکی، پدر و مادر سید قطب تصمیم گرفتند او را به مدرسه بفرستند؛ ولی او تمایلی به مدرسه رفتن نداشت؛ اما با تشویق پدر و مادر در سال ۱۹۱۲ میلادی به مدرسه رفت. بعضی اهالی روستا درباره مدارس دولتی حس بدی داشتند و آن را مخالف قرآن آموزی می دانستند.
وقتی سید در سال دوم ابتدایی مشغول تحصیل بود، صاحب مکتبخانه که با حاجی ابراهیم رابطه دوستی داشت، از او خواهش کرد فرزندش را از مدرسه به مکتبخانه انتقال دهد تا قرآن حفظ کند و مسائل اسلامی را فرا گیرد. صبح روز بعد سید به توصیه پدر به مکتب رفت. سید تصمیم گرفت هم درس بخواند و هم قرآن حفظ کند و بنابراین تصمیم، در سال دوم ابتدایی حفظ قرآن را آغاز کرد و در سال چهارم ابتدایی یعنی در ده سالگی حافظ کل قرآن کریم شد. سید از همان کودکی اهل دقت بود و هر حرفی را بدون دلیل نمی پذیرفت. خود وی می گوید: روزی عالمی از دانشگاه الازهر قاهره برای تبلیغ به روستای ما آمد. شبی از شب ها که بر روی منبر سوره کهف را تفسیر می کرد، این آیه را خواند: ذلک ما کنا نبغ(کهف (۱۸)، ۶۴). من از پایین منبر پرسیدم: «یا شیخ! چرا حرف یاء در کلمه نبغ بدون جازم حذف شده است؟»(۳)
وی به کتاب و کتابخوانی بسیار علاقه داشت؛ به طوری که بین مردم روستا به این صفت معروف شده بود. پس از مدتی با خرید کتاب هایی که هر هفته کتابفروش محله به نام عمو صالح، به روستا می آورد، کتابخانه شخصی کوچکی که دارای ۲۵ جلد بود، فراهم کرد و این کتابخانه کوچک، یگانه کتابخانه روستای موشه بود. وی کنار آموزش های قرآنی توانست پس از ۶سال در سال ۱۹۱۸ میلادی دوره ابتدایی کلاسیک را نیز با کامیابی به انجام برساند. پس از این دوره، وی در جلسات هفتگی پدرش پیرامون اوضاع اجتماعی و سیاسی مصر حضوری مستمر یافت و این در حالی بود که سیزده سال داشت (همان).
سفر به قاهره و ادامه تحصیل
سید قطب به مدت دو سال به سبب اوضاع آشفته داخلی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد؛ اما در سال ۱۹۲۰میلادی برای ادامه تحصیل به قاهره سفر کرد و در منزل دایی اش، احمد حسین عثمان سکونت گزید. حدود ۱۶سالگی وارد دانش سرای عبدالعزیز قاهره شد. او بعد از اتمام دوره دانش سرا و دریافت گواهینامه تدریس در مدارس ابتدایی به استخدام وزارت تعلیم و تربیت درآمد. زمانی که دانشجوی دانشگاه دارالعلوم بود، ریاست دانشگاه را دکتر طه حسین به عهده داشت. در سال سوم دوره دانشجویی، کنفرانسی به وسیله ریاست دانشگاه ترتیب داده شد تا سید در آن سخنرانی کند. او با مقاله ای تحت عنوان «مهمه الشاعر فی الحیاه، شعر الجیل الحاضر» همگان را به شگفتی واداشت.
وی در زمان دانشجویی بسیار با نشاط و آگاه بود و با شجاعت از اوضاع علمی و فرهنگی دانشگاه انتقاد می کرد. با وجود این که هنوز جوان بود، از بحث با استادان در زمینه های علمی، اقتصادی، و اجتماعی هراسی نداشت. استادان دانشگاه نیز از تلاش و پشتکار سید، متعجب و در عین حال خوشحال بودند. به گفته استادش، محمدمهدی علام، جرأت و استقلال سید باعث شده تا محبوب دل ها و از مفاخر دارالعلوم باشد. سید در ۱۹۳۲ میلادی با مدرک لیسانس در رشته ادبیات عرب، از دانشکده دارالعلوم فارغ التحصیل شد و همان سال در تشکیل جماعتی به نام جماعت دارالعلوم مشارکت کرد. هدف این جمعیت که از بین فارغ التحصیلان دارالعلوم انتخاب می شدند، دفاع از ادب و لغت عربی بود. این جماعت پس از مدتی مجله ای به نام «دارالعلوم» منتشر می کرد. سیدقطب در سال ۱۹۳۳ میلادی به استخدام وزارت تعلیم و تربیت مصر درآمد و همان سال در مدرسه داوودیه مصر در جایگاه معلم ابتدایی به امر مقدس تدریس پرداخت. او سپس در مدارس دمیاط، بنی سویف و مدرسه ابتدایی حلوان به تدریس مشغول بود تا این که پس از شش سال تدریس در مدارس گوناگون، در تاریخ ۱۹۴۰ در جایگاه کارمند، به اداره مرکزی وزارت تعلیم و تربیت مصر انتقال یافت و به ترتیب در بخش های روابط عمومی، آمار، بازرس مدارس ابتدایی مشغول فعالیت شد. در سال ۱۹۴۵ میلادی دوباره به بخش روابط عمومی برگشت و تا سال ۱۹۴۸ میلادی در این قسمت مشغول به کار بود.
اعزام به امریکا
سیدقطب به همراه دوستانش(۴) در دانشگاه با فعالیت های سیاسی و اجتماعی بیشتر آشنا شد و با آشنایی پیشین که به وسیله دایی خود از حزب «وفد» داشت، به عضویت این حزب درآمد و مقالات خود را در نشریه این حزب منتشر کرد.
بعد از انتشار مقالاتی در باره مشکلات مصر، دولتمردان مصر تصمیم گرفتند سید قطب را برای مأموریتی کاری به امریکا اعزام کنند. وزارت تعلیم و تربیت مصر سید را به بهانه تحقیق در شیوه تربیت در مدارس امریکا اعزام کرد؛ اما آن ها از این تصمیم گیری دو هدف را پی می گرفتند: ۱. سید قطب از جامعه علمی فرهنگی مصر دور شود تا دیگر نتواند اذهان عمومی را متوجه حرکت اسلامی کند؛ ۲. در مدت اقامت خود در امریکا تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار گیرد و به اصطلاح نظرش از غرب ستیزی، به غرب زدگی برگردد. وی در سال ۱۹۴۸میلادی سفرش را با کشتی از بندر اسکندریه به نیویورک آغاز کرد. پس از ورود به نیویورک به انجام مأموریت محوله پرداخت و هر روز به مدارس امریکا می رفت و از نحوه آموزش در آن جا اطلاعاتی کسب می کرد. او حدود دو سال در امریکا اقامت داشت و در این مدت از طریق جراید، رادیو و تلویزیون و با شمّ سیاسی بالایی که داشت، فهمید امریکا می خواهد از سلطه انگلیس بر دنیا بکاهد و خود، استعمار کشورهای عربی و اسلامی را ادامه دهد؛ بدین سبب تصمیم گرفت هنگام بازگشت به مصر با نوشتن مقاله، به مردم به ویژه نسل جوان آگاهی بخشد و طرح امریکا را آشکار سازد.
بازگشت به مصر
سید قطب در سال ۱۹۵۰ میلادی به مصر بازگشت و در جایگاه دستیار دفتر وزیر تعلیم و معارف مصر، مشغول کار شد. سفر به امریکا نه تنها او را از اهداف و آرمان هایش دور نکرد، بلکه مصمم شد با استعمار بجنگد؛ اما چون نبرد فرهنگی را از درون حکومت مقدور ندید، در ۱۹۵۲ میلادی استعفانامه خود را تقدیم وزارت کرد و اعلام داشت دیگر حاضر به همکاری با آن ها نیست. تا دو سال استعفای او مورد قبول واقع نشد؛ ولی سرانجام در اوایل سال ۱۹۵۴ با استعفای وی موافقت شد (خالدی، ص۸۸).
در سنگر مطبوعات
سید قطب از سنین جوانی در مطبوعات مصر مقاله می نوشت و به روزنامه نگاری علاقه وافری داشت. نخستین مقاله وی در ۱۶سالگی در مجله «صحیفه بلاغ» در سال ۱۹۲۲ میلادی چاپ شد. وی ابتدا با نشریات معروفی چون البلاغ، البلاغ الاسبوعی، الجهاد، الاهرام، و غیره همکاری می کرد و مرتب برای این نشریات مقاله می نوشت (همان، ص۹۸).
سید قطب در چهل سالگی همزمان با آغاز تفکر در باره حرکت اسلامی و انقلابی با نشریاتی چون الکتاب المصری، الکتاب السوادی، الشؤون الاجتماعیه و غیره همکاری داشت. پس از چند سال در مجله «اللواء الجدید» نیز که شاخه جوانان حزب وطنی مصر آن را چاپ می کرد، مقاله نوشت؛ اما پس از اندک زمانی به علت انتقاد شدید سید از استعمار و اتهام همکاری دولت با آنان، تعطیل شد. وی پس از تعطیلی مجله اللواء الجدید، دست از مبارزه نکشید و در جایگاه سردبیر و نویسنده مجله «الدعوه» کار خود را ادامه داد. مقالات وی در این نشریه، دعوت از مردم برای انقلاب، تشکیل حکومت اسلامی و تغییر حاکمیت بود؛ اما این مجله را نیز پس از مدتی رژیم مصر تعطیل کرد. سید باز هم ناامید نشد و با همکاری یوسف شماته، نشریه ای به نام «العالم العربی» را منتشر ساخت. یوسف شماته در جایگاه مدیر مسؤول و سید قطب در مقام سردبیر مشغول فعالیت شدند (همان، ص۱۰۳).
سید در نشریه العالم العربی بر خلاف همه نشریات مصری که تاریخ روز را به میلادی درج می کردند، بر اساس تاریخ هجری قمری می نوشت. وی همچنین در سال ۱۹۴۸میلادی با همکاری جمعیت اخوان المسلمین، مجله «الفکر الجدید» را تأسیس کرد و در این مجله نیز طرفداری از اصلاحات و تغییر حاکمیت موجود را جزو اهداف خود قرار داد. مقالات سید در این مجله از تندترین و در عین حال قوی ترین مقالات به شمار می رود.(۵) با ادامه موضع انقلابی در مقالات سید، این نشریه هم تعطیل شد.
در سال ۱۹۵۴ جمعیت اخوان المسلمین مجله ای به نام «اخوان المسلمین» چاپ کرد و سید قطب را در جایگاه رئیس هیأت تحریریه آن برگزید. این هفته نامه روزهای پنجشنبه منتشر می شد و نخستین شماره آن در ۱۷ رمضان ۱۳۷۳ قمری به چاپ رسید. سید در این هفته نامه افکار اسلامی و انقلابی خود را بیش از گذشته منتشر کرد؛ از این رو پس از چاپ دوازده شماره در تاریخ ۶ ذی الحجه ۱۳۷۳ از انتشار آن جلوگیری شد و این واپسین فعالیت مطبوعاتی سید قطب به شمار می رفت؛ زیرا در همین سال دستگیر و روانه زندان شد.
سید قطب در طول حیات ۲۵ساله مطبوعاتی خود، ۴۵۵ مقاله و قصیده در مجلات و روزنامه های گوناگون مصر چاپ کرد (خالدی، ص۱۰۹). وی که نیمی از زندگی خود را با نشریات مختلف سپری کرد، در این مدت پی برد که رفتار و عملکرد بعضی از این مطبوعات مشکوک است و از چاپ مقالات وی خودداری می کنند و دریافت که بعضی از آن ها با بیگانگان در ارتباطند؛ به همین سبب مقاله ای تحت عنوان «الدوله تخفق الأدب» ضد این دسته از نشریات نگاشت و آن ها را رسوا کرد (همان، ص۱۱۱).
استادان و افراد تأثیرگذار بر سید قطب
افراد متعددی بر سیدقطب تأثیر عقیدتی داشتند که این جا به اسامی دو تن از آن ها اشاره می کنیم:
۱. ابوالاعلی مودودی (م۱۹۷۹م): مودودی، یکی از متفکران بزرگ پاکستانی معتقد به ضرورت تشکیل جامعه اسلامی و مبارزه با استعمار بود. وی در سال ۱۹۴۱ میلادی در هندوستان، حزب «جماعت اسلامی» را تأسیس کرد که شباهت بسیاری به تشکیلات اخوان المسلمین مصر داشت (پیامبر و فرعون، ص۴۸). وی نویسنده کتاب های الاسلام الیوم، منهاج الانقلاب الاسلامی، الحکومه الاسلامیه، الاسلام و المدینه، تدوین الدستور الاسلامی و المصطلحات الاربعه فی القرآن است و سید قطب در زندان با افکار و آثار او آشنا شد (سیری در اندیشه های سیدقطب، ص۹).
از نظر ابوالاعلی مودودی، اسلام دین کاملی است و اگر کسی به بخشی از اسلام عمل کند و بخش دیگری را رها سازد، مرتکب ارتداد جزئی می شود. وی اسلام بدون حاکمیت را اسلام نمی داند. آثار ابوالاعلی تأثیر شگرفی بر فکر و ذهن سید قطب داشته است. هنگامی که سید دستگیر شد، در پاسخ این پرسش که آیا افکارت را از مودودی گرفته ای، پاسخ داد: فکر و نظر من همان اندیشه های ابوالاعلی مودودی است.
۲. عباس محمود عقاد: سید قطب پس از ورود به قاهره به واسطه دایی اش، احمد حسین عثمان با او آشنا شد و به دلیل مشترکاتی که سید با او داشت،(۶) تحت تأثیر افکار او قرار گرفت. سید مدتی در مدرسه عقادیه که زیر نظر عقاد اداره می شد، درس خواند و در این مدت با افکار و عقاید او آشنا شد؛ اما پس از مدتی آثار ادبی او را نقد کرد. زمانی که سید در سال ۱۹۵۱ میلادی به طور رسمی به اخوان المسلمین پیوست، عقاد که با اخوان المسلمین به شدت مخالف بود، از سید قطب انتقاد کرد و تحت مقاله ای با عنوان «اراده الغفله» به سید بی حرمتی کرد (خالدی، ص۱۴۶).
اندیشه ها و اعتقادات سید قطب
سید قطب در جایگاه مغز متفکر جمعیت اخوان المسلمین بین سال های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۴ میلادی مطرح بود و همواره مقابل کسانی که از این جنبش ضد استعماری انتقاد می کردند، می ایستاد. وی در باره «اخوان المسلمین» می گوید: خداوند اخوان المسلمین را زنده بدارد که مصر را زنده نمود و مفهوم جهاد را که از نظر مردم فقط شعار دادن و کف زدن بود، تغییر داد و مفهوم اصلی آن را که کار و فداکاری است، به آن بازگردانید و چگونگی نبرد را که منحصر به تبلیغات بود، به قربانی شدن و شهادت در راه خدا تبدیل کرد (سید قطب، ۱۳۷۰، ص۱۰۷).
سیدقطب معتقد است هر گروه و دولتی که به یکی از کشورهای اسلامی حمله نظامی می کند، باید تحریم سیاسی و اقتصادی شود. وی می گوید: انگلستان و امریکا با همکاری روسیه در بیرون راندن ما مسلمانان از فلسطین شرکت نمودند. فرانسه در شمال افریقا بر ضد ما جنگید و در آزار و شکنجه ما شرکت کرد و هنوز هم دسته جمعی بر ضد ما و دین ما کوشش می کنند؛ به همین دلیل، هر گونه معاهده و هر گونه همکاری با این کشورها از نظر اسلام نامشروع است و البته مردم مسلمان حق ندارند که در عمل نامشروعی با دولت همکاری کنند؛ بلکه باید به هر وسیله ای که مقدور باشد دولت را از ارتکاب هر عمل حرامی بازدارند (همان، ص۱۰۰).
سید قطب از تمام شرکت های اسلامی می خواهد روابط اقتصادی خود را با دشمنان اسلام قطع کنند و معتقد است که همکاری شرکت ها و مؤسسات تجاری با دشمنان اسلام نامشروع است (همان، ص۱۰۱). وی همانند دیگر متفکران متعهد جهان اسلام به شدت با فرهنگ غرب مخالفت، و از اندیشه و اخلاق غربی انتقاد می کرد و مقاله ای به نام «عود الی المشرق» از مجله العالم العربی در این زمینه چاپ کرد.
سید قطب جامعه را به دو نوع جاهلی و اسلامی تقسیم می کند. او در این زمینه می گوید: امروز در جاهلیتی به سر می بریم که هنگام ظهور اسلام وجود داشت و بلکه تاریک تر از آن. تمامی آنچه در اطراف ما است، جاهلی است. وظیفه ما این است که اولاً تحولی در درون خود به وجود آوریم تا بر اساس آن بتوانیم جامعه را دگرگون کنیم. اسلام بیش از دو جامعه نمی شناسد. جامعه جاهلی و جامعه اسلامی. جامعه اسلامی جامعه ای است که در تمامی ابعاد عقیده و عبادت، شریعت و احکام، سلوک و اخلاق اسلامی در آن تحقق یافته است و جامعه جاهلی جامعه ای است که به اسلام عمل نمی کند.
این اندیشه سیاسی سید قطب ما را به یاد حضرت امام خمینی قدس سره می اندازد که فرمود: حکومت یا طاغوت است یا اسلام. در واقع سید قطب معتقد است: اسلامی که دشمنان معرفی می کنند با اسلامی که رسول گرامی صلی الله علیه و آله آورد، تفاوت عمیق دارد. سیدقطب نخستین اندیشه ور جهان اسلام است که کلمه «اسلام امریکایی» را مطرح کرده بود. به اعتقاد او، این روزها امریکایی ها نیازمند اسلام هستند تا در خاورمیانه و کشورهای اسلامی با کمونیسم بجنگد(ما چه می گوییم، ص۹۱). وی معتقد است جامعه ای که مردمش مسلمانند اما احکام آن را رعایت نمی کنند، هرچند نماز بخوانند، روزه بگیرند و به حج بروند، به هیچ وجه جامعه اسلامی نبوده، در ردیف جامعه جاهلی قرار دارد؛ چنان که به اعتقاد او جامعه ای که خدا را قبول دارد، ولی به مردم اجازه نمی د
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.