تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی شامل 44 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صحیفه سجادیه و رساله های حقوقی :

وجود مبارک امام سجاد گذشته از آن بیانات نورانی که در صحیفه سجادیه یا نامه های خصوصی و کلمات قصار دارد، یک رساله پنجاه اصلی درباره حقوق دارد، طرزی این رساله پنجاه اصلی را تنظیم کرده است که بین تشریع و تکوین تطابق باشد؛ یعنی صِرف حق را بیان نکرده است، بلکه منشأ حق، کیفیت انتشار فروع از آن اصول و کیفیت ظهور آن اصول در این فروع را در این پنجاه اصل مشخص کرد، بعد فرمود: «فَهَذِهِ خَمْسُونَ حَقَّا» فرمود همان طوری که در جهان خداست و لاغیر! حاکمیت جهان به عنایت الهی است و لاغیر و همه امور در تحت تدبیر اراده الهی اند و لاغیر که لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ،[۱] وَ ما یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّک إِلاَّ هُوَ[۲]در مسئله حقوق هم اوّلین حق، حقّ توحید است و لاغیر! سایر حقوقی که به معرفت نفس، معرفت افعال، معرفت اسما، معرفت اجزا، شئون مربوط به اجزا برمی گردد زیر مجموعه توحید است؛ یعنی اصل عالَم خداست و همه امور مظاهر فیض او هستند در جریان حقوق، اصلِ حق توحید است و همه حقوق از توحید نشأت می گیرد، این عصاره تحلیل آن حضرت است در این رساله پنجاه حقّی.[۳]

مطلب دیگر آن است که آن حکمت نظری که جریان توحید است به بحث درباره بود و نبودِ عالم برمی گردد و رساله حقوق که حکمت است به باید و نباید برمی گردد، آیا بین این باید و نباید و آن بود و نبود ارتباط هست یا نه؟ مستحضرید که در حکمت نظری اگر ما یک قیاس و برهانی داشتیم که هر دو مقدمه اش سخن از «بود و نبود» بود، هرگز ممکن نیست یک باید و نبایدی از «بود و نبود» استنباط شود، «بود و نبود» نتیجه اش «بود و نبود» است، اگر گفتیم «الف»، «باء» است و «باء»، «جیم» است نتیجه اش این است که «الف»، «جیم» است نه اینکه باید فلان کار را انجام داد. چه اینکه اگر ما قیاسی داشتیم هر دو مقدمه اش باید از باید و نباید، بود و نبود استنباط نمی شود؛ یعنی دانش از ارزش، ارزش از دانش استفاده نمی شود، چون جهان این چنین است ما باید این چنین بکنیم این طور نیست؛ لکن قیاسی می شود ترتیب داد که یکی از دو مقدمه از سنخ «بود و نبود» باشد، مقدمه دیگر از سنخ باید و نباید، چون نتیجه، تابع اخصّ مقدّمتین است، نتیجه هم از سنخ باید و نباید خواهد بود؛ مثلاً می توان گفت خدا ولی نعمت است این از سنخ «بود و نبود» است و حکمت نظری است و دانش و از ولی نعمت باید پیروی کرد این سخن از ارزش است و حکمت عملی است و از سنخ باید و نباید. این قیاسی که یک مقدمه اش از سنخ «بود و نبود» است و یک مقدمه اش از سنخ باید و نباید؛ نتیجه «باید» می دهد، خدا منشأ خیر و رحمت است، یک؛ از منشأ خیر و رحمت باید پیروی کرد، دو؛ پس از خدا که ولی نعمت است باید پیروی کرد، سه. این سبک استدلال قیاس مؤلّف از «بود و نبود»، یک؛ باید و نباید، دو؛ استنتاجِ باید و نباید از این مجموع، سه؛ در این رساله نورانی امام سجاد هست.

فرمود آنچه در جهان حاکم است فیض خدا، فعل خداست، خداست و لاغیر! آنچه در جهان هست فیض اوست و لاغیر! چون تنها منشأ هستی بخش اوست تنها منشأ لطف و کرم و علم اوست، باید از منشأ علم و کرم پیروی کرد؛ پس باید خدا را شناخت، باید او را پرستید، باید حرف او را اطاعت کرد؛ لذا اوّلین حق، حقّ توحید است، بعد حقوق دیگر. وقتی این را در مقدمه به عنوان طلیعه ورود در «رساله الحقوق» ذکر فرمود، آن گاه می فرماید: «أما الأوّل»؛ اوّلین حق این است که او را بشناسی و او را عبادت کنی و لاغیر! مشکل ما این است که ما در توحید، خالص نیستیم، هر کس در توحید خالص بود این هم خیر دنیا دارد هم خیر آخرت. این بیان نورانی قرآن کریم با بعضی از روایات اهل بیت (علیهم السلام) خوب تبیین شد، در قرآن فرمود: وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکونَ؛[۴] یعنی اکثر مردم گرفتار یک شرک رقیقی اند. از امام(علیه السلام) سؤال کردند چگونه اکثر مؤمنین، مشرک هستند، فرمود: وَ ما یؤْمِنُ أَکثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکونَ؛ یعنی اکثر مؤمنین مشرک اند. فرمود سرّش این است اینکه می گویید: «لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَکت » اگر فلان کس نبود مشکل ما حلّ نمی شد؛ فلان کس را چه کسی آفرید، فکر او را چه کسی آفرید، قلب او را چه کسی به شما متوجه کرد، آن رابطه بین شما و او را چه کسی برقرار کرد، چرا آن «فیاض علی الاطلاق» را نمی بینید؟ فرمود همین که می گویید: «لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَکت» این یک نحوه شرک است،[۵]در بخشی از تعبیرات می گویند اوّل خدا دوم فلان کس، خدا اوّلی نیست که دومی داشته باشد: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ[۶] اگر آیه دارد: لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اگر آیه دارد: وَ ما یعْلَمُ جُنُودَ رَبِّک إِلاَّ هُوَ باید گفت خدا را شکر می کنیم که از این راه مشکل ما را حلّ کرده. این دعاهای روز چهارشنبه و ایام دیگر را می بینید که می گوییم: «هُوَ الَّذِی أَمْرَضْتُ وَ شَفَیتُ»؛[۷]خدایا اگر بیماری هست در اثر یک سلسله عواملی است که مخلوق تو هستند، درمان هست از ناحیه لطف توست. بنابراین توحید محض؛ یعنی خدا هست و لا شریک له، باور ما هم این باشد که او ما را آفرید و او ما را اداره می کند و او ما را تأمین می کند «و لا شریک له»؛ آن وقت این حقوق پنجاه گانه که اصلش توحید است نسبت به سایر اعضا و جوارح ما هم معنا پیدا می کند، این هم یک مطلب.

مطلب دیگر اینکه حضرت در تبیین رساله حقوق که پنجاه حق ذکر می کنند به ما می گوید چشم شما غیر از شماست، دست شما غیر از شماست، گوش شما غیر از شماست، همه این ها حقوقی دارند که باید حقوق این ها را رعایت کنید. چگونه دست ما و چشم ما و اعضا و جوارح ما غیر از ماست؟ در قیامت وقتی سخن از محکمه الهی شد، اعضا و جوارح علیه انسان شهادت می دهند: تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ[۸]قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا[۹]این مضمون برخی از آیات قرآن کریم است. دست شهادت می دهد؛ یعنی چه؟ یعنی غیر از ماست. در محکمه اگر خود متّهم سخن بگوید می گویند اغراق کرده است و اگر بیگانه علیه او حرف بزند می گویند شهادت داد. فرق جوهری شهادت و اقرار این است، اگر خود متّهم بپذیرد می گویند اقرار کرد، اگر دیگری علیه او سخن بگوید می گویند شهادت داد؛ معلوم می شود دستِ ما غیر از ماست، زبان ما غیر از ماست، اعضا و پوست بدن ما غیر از ماست، این ها اقرار نمی کنند، آن دستی که رشوه گرفته است این دست شهادت می دهد نه اقرار، چون شخص گناه می کند نه دست، زبانی که دروغ گفت و خلاف کرد تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ خود شخص گناه کرد نه زبان، این زبان غیر از ماست و در اختیار ماست و حقّی دارد باید آن حقوق را ما رعایت کنیم. رساله امام سجاد (سلام الله علیه) برای تبیین این مطلب است که زبان ما برای ما نیست و زبان ما غیر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *