تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 113 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عادی سازی دروغ برآیند دو انحراف(قسمت اول) :

چکیده:

واژه دروغ از مفاهیمی است که علی رغم کاربرد فراوانی که در تعاملات رفتاری دارد، تعریف صریحی از آن در دست نیست . این نقیصه مایه سردرگمی های متعدد و موجب پیدایش دروغ های مجاز شده است . دروغ از یک طرف عملی غیراخلاقی و از طرف دیگر مسبب اعمال غیر اخلاقی دیگر هم می شود، از همین جهت نسبت به گناهان دیگر حائز اهمیت است. در این نوشتار به مفهوم دروغ، ارتباط آن با انحرافات اجتماعی و بیان دیدگاههای سه گانه درباره آن پرداخته شده است و سپس به کارکرد اصلی دروغ ، علل و پیامدهای فردی و اجتماعی آن اشاره شده و آنگاه این خصلت غیر اخلاقی، به اختصار از منظر دین مورد بررسی قرار گرفته است.

واژگان کلیدی:

دروغ ، مصلحت ، انحراف اجتماعی ، اعتماد، فریب، ضعف، ترس.

«انحراف اجتماعی»[۱] رفتاری است که با هنجارهای حاکم جامعه سازگار نباشد و جامعه نتواند آن را تحمل کند. با توجه به این تعریف به نظر می رسد، به سادگی نتوان دروغ را یک انحراف اجتماعی نامید. چون شاهد عادی گشتن دروغ در سطح جامعه می باشیم. برای اثبات این مطلب کافی است، نگاهی به پیرامون خود داشته و نظری به برداشت خویش و اطرافیان درباره دروغ بیافکنیم . این مسئله با توجه به چند دلیل ذیل آشکارتر می شود.

عدم حساسیت اجتماعی نسبت به دروغ

در بسیاری از جوامع و از جمله جامعه ما حساسیت اجتماعی چندانی نسبت به دروغ و رواج آن وجود ندارد. زیرا اگر معیار انحراف اجتماعی ، تحمل ناپذیر بودن آن از سوی جامعه قلمداد شود ، در این صورت به نظر می رسد، جامعه به راحتی دروغ را می پذیرد و چندان در این مورد حساسیتی نشان نمی دهد، زیرا حساسیت های جامعه نسبت به کجروی های موجود، گویای اهمیت آنها است . برای مثال در جامعه دینی ما حساسیت بیشتری نسبت به بدحجابی تا دروغگویی وجود دارد، به طوری که بسیاری از افراد متدین علی رغم سختی های موجود، در برابر بدحجابی موجود در جامعه، عکس العمل نشان می دهند، اما چندان نسبت به رواج دروغ حساسیت به خرج نمی دهند یا اعتیاد و سرقت یکی از نزدیکان خود را تحمل نمی کنند ، در حالی که بر دروغ گویی آنان پرده پوشی کرده و چندان اهمیتی به این مسئله نمی دهند .

مصلحت و دروغ گویی

در جامعه ما استثناهای متعددی وجود دارد که بر اثر آنها عملا دروغ به عنوان یک هنجار پذیرفته می شود. به عنوان مثال اکثر انسان ها قبول دارند که هر چند دروغ عملی غیراخلاقی است ، با این حال دروغ گفتن به دشمن برای فریفتن او، به دوستان برای اصلاح روابط میان آنها، به فرزندان برای تربیت آنان و به همسران برای ایجاد فضای آرامش در خانه ، نه تنها غیر اخلاقی شمرده نمی شود، بلکه گاهی اوقات تکلیف و عملی اخلاقی محسوب می شود. متأسفانه عدم معیار کافی در تشخیص این استثناها، زمینه را آن چنان سیال و لغزنده کرده است که مرز میان دروغ نگفتن و دروغ گفتن به عنوان مصلحت بسیار مشکل می گردد و همین مسئله در عمل، به گسترش دروغ دامن زده است و موجب آسان گیری جامعه نسبت به دروغ شده است .

عدم تعریف روشن از دروغ

عدم تعریفی روشن از دروغ در منابع و در آمیختن آن با مفاهیم ارزشمند دیگری چون «تقیه» و «توریه»، نشان دهنده بی توجهی جامعه به این پدیده و عدم حساسیت نسبت به آن است . در نتیجه گاهی اوقات مشاهده می شود که افراد بسیار اخلاقی نیز دروغ می گویند و از این کار نه تنها ابراز نگرانی نمی کنند، بلکه آن را گونه ای تکلیف اخلاقی و عمل خیر می دانند و به این ترتیب بر دغدغه خاطر خود غلبه می کنند. در حقیقت ظاهراً تنها رذیلت اخلاقی که مرتکب آن احساس غرور می کند، همین دروغ گویی است .

بنابراین با توجه به ملاحظات فوق ، شاید نشود، دروغ را انحرافی اجتماعی قلمداد نمود، در حالی که اگر انسان به درون خود رجوع کند، به آسانی درمی یابد، دروغ علاوه بر اینکه رذیلتی اخلاقی است ، انحراف اجتماعی نیز به شمار می رود، لذا می توان ادعا نمود، دروغ راه حل کوتاه مدتی است که در درازمدت به معضلی لاینحل تبدیل می شود و مشکلات متعددی می آفریند. دروغ گونه ای ارزان فروشی اخلاقی است . کوششی برای انکار مشکل یا سرپوش گذاشتن بر آن است. دروغ بر پایه زرنگی و کاردانی استوار است ، اما از نوع حقیر آن و سرانجام به نظر «آلن» فیلسوف تربیتی فرانسه ، دروغ سقوط، درماندگی ، بی کفایتی و بی تدبیری است .[۲]

آسان گیری جامعه در برابر این پدیده بیش از آنکه گویای بی اهمیتی این مقوله باشد، چه بسا گویای انحراف دیگری در جامعه می باشد. زیرا جامعه زنده و پویا جامعه ای است که در برابر انحرافات حساس باشد و مانند یک ارگانیزم زنده، خود را در برابر عوامل بیرونی و مخرب محافظت نماید. اما همان طور که گاه ارگانیزم بر اثر اختلالاتی از انجام این وظیفه باز می ماند و به جای اینکه میکروب های مهاجم را از پای درآورد، به اندام های داخلی خود حمله می برد،

جامعه نیز گاه به جای حفظ خود در برابر انحرافات واقعی، به انحرافات توهمی یا دست چندم روی می آورد و می کوشد آنها را از میان بردارد. در این حال جامعه چیزهایی را هنجار می شمارد که عین انحراف است و چیزهایی انحراف عمده به شمار می رود که چندان اهمیتی ندارد و مسئله ای پیش پا افتاده است .

از نظر شهید مطهری باید میان حساسیت جامعه نسبت به امری و جایگاه واقعی آن تفاوت نهاد. چنین نیست که اگر جامعه ای- اگر چه دینی – در جایی حساسیت نشان داد، همین حساسیت معیاری کافی برای ارزیابی مسائل باشد.[۳]

اگر میزان انحرافی بودن رفتاری صرفاً بر اساس نگاه جامعه به آن مورد بررسی قرار گیرد ، به احتمال قوی دروغ یک انحراف به شمار نخواهد رفت . این مسئله هنگامی جدی تر می شود که تلاش می شود به حساسیت ها، رنگ و بوی دینی و عقیدتی داده شود. کافی است از باب نمونه احادیثی را که درباره دروغ وجود دارد با آنچه درباره بدحجابی موجود است، مقایسه شود. شاید یک هزارم آن چه درباره دروغ و دروغ گویی از معصومان صادر شده است ، درباره بدحجابی وجود نداشته باشد. با این همه عمده حساسیت دینی جامعه ما متوجه این پدیده است و دیگری مورد غفلت قرار می گیرد. سخن بر سر انحرافی به نام بدحجابی نیست ، بلکه سخن نسبت به بی توجهی به انحرافی اساسی تر به نام دروغ گویی است و میان این دو سخن تفاوت است .

البته باید توجه داشت، همان طور که در جامعه دینی، بی گمان دروغ، از انحرافات اساسی به شمار خواهد رفت . در جامعه غیردینی هم که مبتنی بر قرارداد اجتماعی است، اگر دروغ رواج یابد و از اندازه معینی بگذرد، اساس جامعه را به هم خواهد ریخت. لیکن دشواری مسئله، تعیین حدود می باشد، لذا ضروری است، معلوم شود که دروغ چیست و چه کارکردی دارد و استثناهای ادعایی درباره آن تا چه اندازه پذیرفتنی است .

مفهوم دروغ

دروغ هنگامی پدید می آید که انسان چیزی را بر خلاف باور خود ابراز نماید. به تعبیر دیگر دروغ اظهارات خلاف باور و بر ضد عقیده است . به این ترتیب ، دروغ با باور انسان گره می خورد، لذا از خطا و اشتباه متمایز می گردد. حال اگر ادعایی را که مطابق واقع است ، اما به آن باور ندارد، بر زبان آورد ، دروغ گفته است. برای مثال منافقان نزد رسول خدا (ص) می آمدند و می گفتند که به پیامبری رسول خدا شهادت می دهند. هرچند این سخن در واقع درست بود و حضرت واقعا پیامبر خدا بودند، اما چون گویندگان به این سخن باور نداشتند، از نظر خداوند آنان دروغ گو به شمار می رفتند.[۴]

لذا باید این پیوند معروف میان دروغ با واقعیت را گسست و آن را از خطا و اشتباه تفکیک نمود. دروغ هیچ تناظری با واقعیت ندارد، بلکه تنها ناظر به باور صاحب گفتار است ، به نظر «ایمانوئل کانت »، «دروغ وقتی رخ می دهد که دیگران نتوانند، تشخیص دهند که من احساسات خود را بروز می دهم »[۵] و در جای دیگر می نویسد: « دروغ هنگامی است که انسان به دیگری وانمود می کند که می خواهد، افکارش را برای او بازگو کند».[۶]

دستگاه دروغ سنج یا «پلی گراف»[۷] نیز بر همین مبنا عمل می کند. به این معنا که «این دستگاه با این فرض که اشخاص هنگام دروغ گویی پاسخ های فیزیولوژیکی شان (از قبیل اضطراب، افزایش ضربان قلب، تعریق دست و …) تشدید می شود، سخن راست و دروغ را متمایزمی کند».[۸] توجه به این معنا لازم است تا ما را از درافتادن به تعریف هایی که راه به جایی نمی برد، باز دارد. در مقابل این نظریه دو دیدگاه دیگر نیز وجود دارد.

الف)- دروغ سخن مخالف با واقع است و سازگاری و عدم سازگاری با واقع، تعیین کننده صدق و کذب خواهد بود. نیت و انگیزه گوینده در این مورد نقشی ندارد. ریشه این تعریف به افلاطون و ارسطو برمی گردد و در منابع فلسفی از آن به عنوان «نظریه مطابقت » بحث می شود. ارسطو در کتابش می نویسد: «کذب این است که درباره آن چه هست، بگوییم نیست یا درباره آن چه نیست، بگوییم هست . صدق این است که درباره آن چه هست بگوییم هست و درباره آن چه نیست، بگوییم نیست ».[۹]

«ویتگنشتاین» این رویکرد را چنین تبیین می کند: «یک تصویر، یک حالت ممکن را در فضای منطقی نشان می دهد… یک تصویر با واقعیت مطابقت دارد یا قاصر از مطابقت است ; آن صحیح یا ناصحیح است ; درست یا غلط… مطابقت یا عدم مطابقت معنایش با واقعیت ، صدق یا کذبش را تشکیل می دهد».[۱۰] گرچه این تعریف مشهور است ، اما دارای اشکال های جدی است . مهم ترین اشکال این تعریف آن است که اگر کسی سهواً سخنی خلاف واقع بر زبان آورد، اطلاق دروغ به آن می شود، درحالی که طبق تعریف اول صرفاً سخن او خطا یا اشتباه قلمداد می شود. به عبارت دیگر در تعریف دوم صدق و کذب فلسفی با صدق و کذب اخلاقی خلط شده است.

ب)- دروغ گزارش خلاف واقع، با آگاهی به خلاف واقع بودن است. [۱۱] به این معنا هنگامی دروغ پدیدار می شود که کسی سخنی را بر خلاف واقع بر زبان آورد و خود نیز به این خلاف واقع گویی آگاه باشد. این تعریف با اینکه جامع است، اما مانع سخنان اشتباه و خطا نیست؛ یعنی اگر کسی سخنی را که خلاف واقع است اما خود به آن باور دارد، به زبان آورد، طبق این تعریف در قلمرو دروغ شمرده می شود. از این رو بهتر است که دروغ را به معنای سخن یا اظهارات مخالف اعتقاد گوینده تعریف کرد و از تناظر آن با واقعیت دست کشید. بنابراین به نظر استاد ملکیان : «در دروغ ، من به چیزی اعتقاد دارم ، ولی چیز دیگری بر زبانم جاری است ».[۱۲]

دروغ می تواند علاوه بر گفتار و نوشتار در رفتار و کردار انسان نیز باشد. هرچند عالی ترین شکل دروغ گویی در گفتار انسان جلوه گر می شود اما چون نوشتار همسنگ گفتار است، راست و دروغ نیز شامل آن می گردد. لذا در این نوشته هر جا از دروغ سخن گفته شود، مقصود گفته یا نوشته دروغین است .

کارکرد دروغ

مهم ترین کارکرد دروغ گمراه ساختن مخاطب است . هر گاه انسانی بخواهد مخاطب خود را گمراه سازد ، از دروغ استفاده می نماید و به این ترتیب ، او را می فریبد. این خصلت در همه انواع دروغ ها یافت می شود، چه دروغ برای فریفتن دشمن، چه به قصد شوخی یا از سر مصلحت سنجی باشد. دروغی که نتواند بفریبد، دیگر دروغ نیست و ماهیت خود را از بین برده است . کسی که برای نجات جان خود به دیگری دروغ می گوید، با این کار او را فریفته است . تنها جایی دروغ فریب کارانه نخواهد بود که پیشاپیش توافقی بر سر آن صورت گرفته باشد، مانند آنکه چند تن جمع شوند و قرار بگذارند که هر کس بزرگترین دروغ را گفت ، برنده باشد.

خصلت فریب گری دروغ موجب شده است تا در برخی دائرهالمعارف های تخصصی فلسفه اخلاق ، مباحث دروغ تحت عنوان فریب آورده شود. برای مثال در دائرهالمعارف اخلاق «بِکِر»،[۱۳] بحث دروغ تحت عنوان «

Deceit

» آمده که آن را به نیرنگ ، خدعه ، فریب ، دغل و مانند آن می توان ترجمه کرد. در نتیجه هر گونه کوششی برای زدودن خصلت فریب کاری از دروغ، به نابودی دروغ می انجامد و دروغ غیر فریب کارانه نوعی تناقض گویی خواهد بود، مانند آن که گفته شود ، مثلث مربع . توجه به این نکته برای مباحث مربوط به دروغ های مجاز یا به اصطلاح مصلحت آمیز لازم است ، به این معنا که هرجا بنا شد از دروغ مجاز استفاده شود ، باید معلوم گردد که در کجا می شود، مخاطب خود را فریب داد. در نتیجه اگر کسی خود را مجاز به فریفتن مخاطب بداند ، دروغ گفتن به او نیز مجاز خواهد بود، لذا اگر فریفتن فرزند مجاز نباشد ، دروغ به او نیز مجاز نخواهد بود.

علل دروغگویی

عوامل و انگیزه های زیادی موجب دروغ گفتن می شود که به پاره ای از آنها اشاره می شود:

الف)- دفاع از خویش در برابر مهاجم نیرومند؛

ب)- سرپوش گذاشتن بر عدم اعتماد به نفس خود؛

ج)- راه حل کوتاه مدت؛

د)- همرنگی با جماعت؛

ه )- نرنجاندن دوستان بر اثر راست گویی ؛

و)- انتقام گرفتن؛

ز)- دلخوشی دادن به دیگران؛

ح)- رعایت حال و مصلحت زیردستان و نزدیکان؛

ط)- جهت دادن به روند دلخواه؛

ی)- منحرف ساختن دیگران.

این عوامل تحت مقسم های کلی قابل طبقه بندی است، مثلاً: بر اساس منافعی که عاید انسان می سازند یا زیانی که از انسان دور می کنند یا برحسب علل فردی و اجتماعی؛ اما مهم ترین علت اجتماعی دروغ گویی، «سنت ها و هنجارهای غلط اجتماعی» است که در دراز مدت به ترویج دروغ گویی می انجامد و انسان را ناگزیز از ارتکاب آن می سازد. از این منظر در جوامع بسته و سنتی دروغ گویی بیشتر از جوامع باز و پیشرفته رواج دارد، در جوامع استبدادی دروغ بیشتر از جوامع دموکرات و مبتنی بر حقوق انسانی برابر دیده می شود.

به طور کلی در انواع دروغ ها یک علت مشترک است و آن «ضعف » انسان ها می باشد . این ضعف در مراحل مختلف خود را نشان می دهد، پزشکی که به بیمار خود دروغ می گوید، احساس می کند که بیمارش ضعیف است و تاب شنیدن واقعیت تلخ را ندارد. گاه نیز انسان توان حقیقت گویی را ندارد و با دروغ بر ضعف های خود پرده می کشد.

البته درباره ضعف انسان نمی شود، داوری نمود. زیرا انسان هرچند نیرومند باشد، از این ضعف ها پیراسته نیست . ممکن است کسی خود را از درجاتی از این گونه ضعف ها بپیراید، لیکن در نهایت انسان تا زمانی که انسان است ، ضعیف است، لذا خداوند متعال می فرماید: «خلق الانسان ضعیفاً».[۱۴]

البته چه بسا بتوان علل دیگری برای دروغ گویی برشمرد، مانند دفاع از خود، فریفتن دیگری ، رعایت مصلحت دیگری، منفعت جویی و … که همه ناشی از ضعف انسان می باشد. بنابراین می توان ادعا نمود که ضعف نام دیگر ترس است و هرجا دروغی باشد، زاده ترس است . این ترس می تواند منطقی یا غیر منطقی ، معقول یا غیر معقول باشد. اما به هر صورت ریشه در ترس دارد. با این همه ارزیابی ترس ، از بحث حاضر بیرون است ، در این جا فقط سخن بر سر علت اصلی دروغ گویی است .

دروغ هنگامی پدیدار می شود که انسان نخواهد آن چه را در دل دارد، بیان نماید . این کار غیر از رازپوشی است . در رازپوشی و کتمان، هدف اصلی فقط حفظ حریم خود است، لذا از این طریق فرد به نامحرمان اجازه نمی دهد تا به خلوت فکری او وارد شوند؛ اما به هنگام دروغ گویی، فرد- به هر دلیلی- سعی می کند با اظهار چیزی که خود به آن باور نداشته ، مخاطب را گمراه نماید ; چه این گمراه گری از سر خیرخواهی و چه از سر بدخواهی باشد ، به هر حال عدم شجاعت در ابراز اندیشه موجب می شود، وی هراس از مواجهه با حریف داشته باشد، در نتیجه به دروغ متوسل می شود. رسول خدا (ص ) می فرماید: «لا یکذب الکاذب إلاّ من مهانه نفسه»[۱۵]، «دروغ گو دروغ نمی گوید، جز بر اثر حقارت نفسش ». حتی در همه دروغ های به ظاهر مجاز نیز، این ضعف و درماندگی دیده می شود. گاه انسان ناگزیر می شود که به دلائل نوع دوستانه دروغ بگوید ، اما در این موارد نیز همان علت اساسی موجود است و نباید پنداشت که انگیزه درست و انسانی، علت اصلی دروغ را از میان می برد.

ارسطو معتقد است: «دروغ فی نفسه بداست و شایان نکوهش خواه منظوری خاص در میان باشد و خواه نه ودرست کاری فی نفسه نیک است و شایان ستایش ».[۱۶] به همین جهت کسانی که به جای دروغ گفتن با بیان حقیقت به خود ضرر می رسانند، مورد تحسین قلبی قرار می گیرند، اگرچه ممکن است، مورد نکوهش کلامی بعضی ها هم واقع شوند.

امام خمینی در این باره می نویسد: «دروغ ، جدای از همه متعلقات و با توجه به ذاتش ، قبح عقلی دارد که به هیچ روی از آن جدا نمی شود و جهات خارجی نیز در برطرف ساختن آن اثری ندارد، از این رو خردمند آرزو می نماید، کاش راستی به جای دروغ نجات بخش پیامبر بود و این جز به سبب بر طرف نشدن قبح و پستی دروغ نیست ; هر چند از ارتکاب آن ناگزیر باشد».[۱۷]

طبق این نگرش ، دروغ ، نه صرفاً به دلیل پیامدهای منفی آن، بلکه چون زاده حقارت، درماندگی و ترس است و روح را می آلاید، غیر اخلاقی و پلید است . البته نباید نتیجه گرفت که هرگز نباید دروغ بر زبان راند، بلکه چون عملی غیراخلاقی است و خواه ناخواه بر روح و روان انسان اثر می گذارد، باید متوجه تأثیر کدر کننده آن بود. شهید مطهری پس از نقد دیدگاه کانت که هر نوع دروغی را غیر اخلاقی می داند و حکم راست گویی را مطلق می شمارد، هر چند به قیمت جان انسان بی گناهی تمام شود، در دفاع از دروغ برای نجات جان بی گناهان ، این گونه اشاره می نماید: «اسلام در این جا سخن دیگری نیز گفته است که نکته خیلی بزرگی است . می گوید برای این که روحت عادت نکند به دروغ گفتن ، در آن جا که اجبار پیدا می کنی (چیزی به ذهنت خطور بده و به زبانت چیز دیگری بیاور)… مستقیم ذهنت را با دروغ مواجه نکن که ذهنت عادت نکند به دروغ گفتن . اسم این «توریه » است … حالا بعضی ها هم دائماً دروغ می گویند و اسمش را می گذارند توریه . دیده ام این جور اشخاص را. من کار به آنها ندارم ، حقیقت را می گویم ».[۱۸]

بنابراین هر جا جسارت ، شجاعت ، قدرت و شهامت باشد، دروغ وجود نخواهد داشت . کافی است تصور کنیم که هر گاه خواستیم و در هر جایی که می خواهیم ، آن چه را در دل داریم، بی توجه به پیامدهایش برای خودمان یا دیگران بر زبان آوریم ، در این فرض دیگر هیچ دلیلی برای دروغ گفتن وجود نخواهد داشت ، به گفته سعدی : «هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید».[۱۹]

پیامدهای دروغگویی

فروپاشی اعتماد

دروغ تنها رذیلتی است که اگر گسترش یابد، امکان هم زیستی اجتماعی را از میان می برد. پارادوکس قضیه این است که دروغ زاده زندگی اجتماعی و در عین حال از بین برنده آن نیز می باشد. انسان دروغ گفتن را غالباً از طریق زبان که پدیده ای اجتماعی است و از طریق تقلید از بزرگترها می آموزد. بعدها نیز برای کسب و حفظ منزلت اجتماعی در شرایط مختلف، انواع پیچیده تری از دروغ گویی را می آموزد، با این همه اگر این پدیده از حد بگذرد، اساس زندگی اجتماعی مختل خواهد شد.

کافی است شبی در خواب ببینیم که فردا همه مردم به یکدیگر دروغ خواهند گفت و ما پس از بیدار شدن به این خواب ترتیب اثر بدهیم . از این لحظه به بعد دیگر آرامش و آسایش ما رخت بر خواهد بست . زیرا به هیچ کسی اعتماد نمی شود و هر چه به گوش برسد ، دروغ قلمداد خواهد شد.

هرجامعه ای چه دینی و چه غیر دینی ، چه ابتدایی و چه فراصنعتی نیازمند وجود عنصر اعتماد است . اگر اعتماد نباشد، دیگر امکان معاملات تجاری و مانند آن وجود نخواهد داشت . امنیت که گاه معیار جامعه آرمانی تلقی می شود، چیزی جز نتیجه اعتماد نیست . اعتماد سرمایه اجتماعی بشر است و هر کسی از این سرمایه بیشتر بهره مند باشد، زندگی اجتماعی موفق تری خواهد داشت . معلم به نام همین سرمایه می تواند، فرزندان دیگران را گرد خود جمع کند و نمایندگان مجلس با همین سرمایه وارد مجلس می شوند و برای دیگران تصمیم می گیرند. از این رو همگان می کوشند- حتی به دروغ – به گونه ای عمل کنند که اعتماد مردم به آنان افزایش یابد.

همه انسان ها در زندگی اجتماعی و ارتباطات خود بر یک اصل ناگفته و نانوشته تکیه می کنند و آن این است که دیگران به ما راست می گویند و در نتیجه به آنان اعتماد می کنیم .

حال اگر خدشه ای به این اصل بخورد و اعتماد موجود از میان برود، دیگر نمی توان شیرازه جامعه را حفظ نمود. «فرانسیس فوکویاما» در کتابی با عنوان اعتماد[۲۰] می نوی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *