توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه شامل 47 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عدالت علی علیه السلام در نهج البلاغه :
دوران امروز، ۲۳/۱۲/۱۳۷۹
چکیده:
نویسنده در این گفتار بر این نکته تاکید می ورزد که به دلیل تاثیر و نقش بیشتر دولت و سایر نهادهای جدید، نقش فرد کمتر از جامعه قدیم است و بر این اساس، اخلاق کارکرد جدیدی در حوزه اجتماعیات پیدا می کند و عدالت نیز از همین قبیل است.
نهج البلاغه آیینه تمام نمای شخصیت علی علیه السلام است. همان طور که در روایات می خوانیم، خداوند در کلام خود تجلی کرده است. می دانیم که نهج البلاغه در پنج سال آخر عمر مولا پدید آمده است، یعنی از عمر ۶۳ ساله ایشان نزدیک به ۵۸ سال در سکوت و خویشتن داری گذشته است. کسی که در چند سال آخر عمر، آن هم با تمام مشاغل حکومتی، سیاسی و اجتماعی توانسته است چنین گنجینه عظیمی از معارف فراهم آورد، اگر مجالی برای او بود و مخاطب خود را تشنه و خویشتن را مجاز می دید، بی گمان ده ها برابر این معارف را با ما در میان نهاده بود.
علی علیه السلام را در نهج البلاغه علاوه بر جنبه های مختلف، شخص سخت گیری می بینیم: فوق العاده عادل، عدالت سنج و عدالت آموز. می فرمایند: «اگر شب ها بر روی خار بخوابم و مرا در زنجیر کنند و برهنه بر زمین بکشند، نزد من خوش تر است از آنکه روز قیامت خدا را ملاقات کنم در حالی که اندک مالی را از کسی ربوده و یا ستم اندکی کرده باشم ». در مورد عقیل که مکررا تقاضای کمک داشت می فرمایند: «پاره آهنی داغ کردم و به بدنش نزدیک کردم; بدون اینکه دست او را بسوزانم، نزدیک کردم تا عبرت بگیرد. ناگهان فریاد بلندی برداشت و ضجه زد و… ». می فرمایند: «اگر همه اقالیم سبعه را در کف دست علی بگذارند برای اینکه او یک پوست جوی را از دهان مورچه ای برباید، این کار را نخواهد کرد».
اینها، همه نمونه زهد و سخت گیری علی علیه السلام در اجرای عدالت است در اینجا من فقط از یک جنبه در این مساله نظر می افکنم: ما در زمانه ای زندگی می کنیم که عدالت معانی و مصادیق مختلفی پیدا کرده است. شما جوامع گذشته را در نظر بگیرید. در آنجا جامعه مثل یک درخت یا رودخانه، امری است طبیعی; خودش جاری است; خودش تعدیل کننده نظامات درون خویشتن است و تصرف از بیرون موجب اختلال امور خواهد شد. در پاره ای از نظریه های سیاسی جدید هم این معنا دیده می شود. ولی مزاج زمانه ما فعلا مزاج دیگری است. مزاج خواستار دولت های حداکثری است; دولت هایی که بیشترین دخالت را در امور مردم داشته باشد. حتی در کشورهای به اصطلاح دموکراتیک باز هم بار دولت خیلی سنگین است; در حالی که در گذشته، منزلت انسان در اجتماع امری طبیعی بود و به طور طبیعی هم مسائل سامان می پذیرفت. نرخ ها تعدیل می یافت. بیماران شفا پیدا می کردند. شاگردان معلمی را پیدا می کردند. بهداشت عمومی اصلا مطرح نبود. تعلیمات اجباری مطرح نبود. کثیری از مردم بی سواد می ماندند و کثیری از آنها به طبیب نمی رسیدند و در مواردی هم قحطی هایی پیش می آمد و چنین تلقی نمی شد که دولت در وظایفش کوتاهی کرده است.
با همه این احوال همه اخلاقیون و همه متفکران از حاکم و سلطان می خواستند که سلطان عادلی باشد ولی این وظایف را طلب نمی کردند. معلوم می شود از عدل تصویر دیگری داشتند.
جوامع گذشته، جوامع بسته و کوتاه دامنی بودند. روابط، تعریف شده، معین و چهره به چهره بود. آدمیان با یکدیگر تماس می گرفتند، ملاقات می کردند و گره های کار یکدیگر را می گشودند. نهادی مثل آموزش و پرورش یا چیزی مثل بانک وجود نداشت. امروز وقتی شما به بانک می روید، با یک موجود موهوم یا منتزع یا فراتر از دسترس به نام «بانک » تماس می گیرید. در این بانک، شما پول را به آن کسی که پشت باجه نشسته نمی دهید و یا پول را از او نمی ستانید بلکه از موجودی به نام «بانک » پول را می گیرید.
در جهان جدید، قانون آمده و جای اخلاق را گرفته و به تعبیری نهاد جای افراد نشسته است. وقتی نهاد جای فرد می نشیند، ما انتظار قانون مند بودن و مضبوط بودن آن را داریم. ما به عدالت شخصی افراد داخل آن نهاد چندان کاری نداریم. ما عدالت آن نهاد را خواستاریم. درست کار کردن هر نهادی معلول کثیری از امور است; من جمله پاکی و پاکیزگی افراد داخل آن; ولی آنقدر که بر مضبوط بودن آن نهاد تاکید می ورزیم، بر عدالت فردی کارکنان تاکید نداریم.
به عبارت دقیق تر، قانون یا حقوق، برای اخلاق تعریف و جایگاه دیگری پیدا آورده است. اخلاق برای حسن جریان امور در جامعه است. حداقل کارکرد اخلاق این است که روابط اجتماعی به نیکی و روانی و با امنیت و آرامش بگذرد. اگر جامعه ای این خواص را نداشته باشد، در آن بی اخلاقی حکمفرماست. اخلاق در جامعه ای که آدمیان تماس فردی با یکدیگر دارند، با اخلاق در جامعه ای که تماس ها نهادی شده است تفاوت و تعریف دیگری پیدا می کند.
البته معنای این موضوع، بی اخلاق شدن و فاسد شدن آدمیان نیست. همیشه غرض این بوده است که قواعد اخلاقی قواعد فردی نباشند. اما روابط اجتماعی به گونه ای بوده است که این قواعد را فردی می کرده است. امروز کوشش بر اجتماعی شدن آنهاست. اینکه در جهان جدید حقوق جای اخلاق را گرفته و یا جا را بر او تنگ کرده معنایش این است که اخلاق جنبه های اجتماعی تر، تضمین شده تر و مؤاخذه پذیرتری پیدا کرده است. این یک امر میمون است. در عین حال ما از اخلاق بی نیاز نشده ایم.
اساسا خود نظام حقوقی محتاج یک پشتوانه اخلاقی است; یعنی شما نمی توانید یک نظام حقوقی داشته باشید که به خودش تکیه زده باشد. مثال خیلی ساده: شما یک نظام قضایی بسیار مضبوط تعریف کنید. اگر این نظام قضایی همه چیزش به خوبی تعریف شده باشد، ولی مجریان او و قاضیان او اخلاقی عمل نکنند، تمام آن نظام فاسد خواهد بود; یعنی آنها باید اخلاقا متعهد به اجرای قانون باشند.
آنچه امروزه می توانیم بیاموزیم این است که علاوه بر پذیرش این سخت گیری ها نسبت به خودمان، آنها را به نظامات حقوقی منتقل کنیم. نظامات حقوقی باید سخت گیر باشند. نظامات قضایی باید سخت گیر باشند. در روزگار قدیم دولت به معنای امروزین نداشتیم; لذا تمام تاکید بر فرد حاکم می رفته است. همه سخت گیری ها متوجه او می شده است; برای اینکه واقعا یک سلطان، جامعه ای را طبق الگوی خودش می ساخت. تمام خصوصیات خلقی او در جامعه سرایت می کرد. اما امروز یک مفهوم دیگری داریم. سلطان عادل یا حاکم عادل; نه اینکه برای ما بد باشد،ااما مفهوم نظام عادل و نهادهای عادل در جهان جدید اهمیت بیشتری پیدا کرده است. نظامات سیاسی جدید دقیقا برای این بوده است که نقش فرد را کم کند. هر نظامی که نقش فرد در آن زیاد باشد احتمال خطا و بی عدالتی در آن بیشتر است.
جهان جدید جهان متوسطان است. متوسطانی که دنیا را پر کرده اند، دنیا را هم باید اداره کنند. این فلسفه روزگار ماست; در حالی که فلسفه روزگار قدیم می گفت نوادر و استثنائاتی که در عالمند و کمتر هم پیدا می شوند، آنها باید دنیا را اداره کنند. عملا هم این گونه بود; یعنی حکیمی یا متفکری از آن طبقه که افلاطون می گفت باید سر کار بیاید و یا سلطانی به دلیل قلدر بودن می توانست بر قدرت تکیه زند.
در جهان جدید، سخت گیری های استثنایی را از آدم های غیراستثنایی نمی توان خواست. معنای این سخن آن نیست که ما ایده آل های اخلاقی را رها کنیم; بلکه باید انتظاراتمان را تصحیح کنیم. امام علی علیه السلام ن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.