تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی شامل 51 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقلانیت دینی و عقلانیت یونانی :

گفت وگو با محمد مددپور

انتخاب، ۲۰ و ۲۱/۸/۸۱

چکیده: به نظر آقای مددپور، عقلانیت دینی در وحی ریشه دارد و عقلانیت یونانی با عقلانیت دینی یک گام فاصله دارد; درحالی که عقلانیت مدرن به کلی از عقلانیت دینی جدا افتاده و در ستیز با آن است . از دید ایشان استبداد از هر نوع تفکری می تواند برخیزد

;

زیرا آنچه اصل است، تفکر نیست، بلکه امری ورای عقلی است که در فعل انسانی تاثیرگذار است و اندیشه را نیز درپی خود می کشد

.

بنابراین استبداد، هم از تفکر اشعری، هم از تفکر معتزلی و هم از تفکر لیبرالی مدرن برمی آید

.

شما به عنوان یکی از چهره های مدافع عقلانیت دینی در جامعه ما شناخته شده اید . برداشت خودتان را از عقلانیت دینی بیان کنید

.

مفهوم عقلانیت، در حقیقت، واژه ای قرآنی است . عقل، در ریشه، پای بند شتر است، یا همان چیزی که مهار می کند و نمی گذارد غریزه ها و هواهای نفسانی جولان کنند . ساحت انسانی انسان، با نطق و عقل، یعنی سخن و سخن عقلانی، بروز می یابد . در تعبیر قرآنی، عقل روشن است و مردم هم به تعقل مکلف اند . اما آیا اینکه این عقل، جدای از دین است یا عین دیانت است، بحثی است که نزدیک به چهارده، پانزده قرن در میان مسلمانان مطرح بوده است . می شود گفت این بحث، دو بار در میان مسلمانان شدت گرفت

:

نخستین بار، زمانی بود که فلسفه یونانی به صورت کتبی و شفاهی ترجمه شد و به جامعه اسلامی آمد و عقل گرایی یونانی میان امت اسلامی رواج یافت . در مقابل آنها، شریعت گرایان اسلامی یا عقل گرایان اسلامی چالشی را شروع کردند . آنان می گفتند تفکر ما مبتنی بر رای و عقل نیست، بلکه بر نظر معطوف به کتاب و سنت مبتنی است . در این میان، شیعه قائل بود که اساسا عقل جدای از کتاب و سنت وجود ندارد; اگر هم وجود داشته باشد، حجیت ندارد; چون مسئله حجیت، مشروعیت و اقتدار است . این عقل اتوریته ندارد; عقلی که از امام جدا باشد، عقل خارجی یا عقل خوارج یا عقل فلاسفه یا عقل بعضی از متکلمان مانند معتزله، یا به اعتقاد برخی متفکران شیعه عقل اشعری می شود . چون اشاعره اهل ولایت نبودند (به آن معنای واقعی بحث) و به ولایت امامان معصوم علیهم السلام ملتزم نبودند، از یک نظر به بیراهه رفتند . در مورد معتزله – هرچند بعضی ها معتقدند معتزله به شیعه نزدیک تر است – من معتقدم اشاعره به شیعه از لحاظ نوع تعقل و تعهد به دین نزدیک ترند . معتزله از لحاظ صورت و بعضی از احکام به شیعه نزدیک است; اما در فضای کلی، معتزله هم دور است . مگر همین معتزله نبودند که حکم قتل امام رضا علیه السلام را از مامون گرفتند و اجرا کردند . گرچه از نظر غربی ها و مستشرقان، معتزله مظهر آزادی در اسلام است، باید گفت برعکس، مظهر استبداد هستند . البته استبداد معتزلی یک جور است و استبداد اشعری جور دیگری است . اینان بحث حدوث و قدم قرآن را نزد عالمان پیش می کشیدند و اگر نظرشان را نمی پذیرفتند، آنها را شکنجه می کردند

.

آقای دکتر اینکه می تواند مصداق استبداد به نفس باشد; نه استبداد متکی به رای که به طور منطقی از این رای ناشی شده باشد

.

نه، استبدادی است که به یک فلسفه مبتنی است; یعنی فلسفه آن را توجیه می کند . مثل اینکه بنده به دموکراسی معتقدم، اما این دموکراسی را با استبداد ایجاد می کنم . آمریکا – به گفته خانم «رایس » – می خواهد در دنیا با امپریالیسم، با دیکتاتوری، جهان را دموکراتیزه بکند و اسلام را آزاد کند; فلسفه لیبرال به اینجا رسیده است . فلسفه عقلانی معتزلی هم به آنجا رسید که باید دیگران را مانند خودمان بکنیم . با سلاح عقل جلو آمدند . می گفتند ما عقلانی هستیم; شما ابلهید و نمی فهمید; شما محافظه کارید; شما عقب افتاده اید و ما مثلا اصلاحگریم . شما محافظه گرا، سنت گرا، عقب افتاده و به هر حال خفیف العقل هستید و ما شدیدالعقل هستیم . این برایشان حجیت داشت و حاضر بودند آنهایی را که متهم به خفیف العقل می کنند، بکشند

.

تنها معتزله نبودند که به چنین استبدادی رسیدند، اشاعره هم این گونه بودند; حتی شیعیان هم از خطر آن در امان نیستند . در واقع، بحث بر سر امکان رفتار متناقض در فرد بشری است

.

بله، یک مسئله فکری وجود دارد; اما می شود گفت یک فرآیند ماورای عقلی در آن حاکم است که خود هویت عقلی ندارد، و آن اصالت و حجیت گفته های رجال هرکدام از این گروه هاست; یعنی فیلسوف به نتایجی می رسد، فقیه هم به نتایجی; یکی از ریعت به این نتیجه می رسد، دیگری از عقلانیت طبیعی

.

این کاری بود که علی علیه السلام و دیگر امامان معصوم علیهم السلام نمی کردند . آنان با روش های دیگری مردم را به دین داری دعوت می کردند . علی علیه السلام مردم را وادار نمی کرد که بجنگند . پیامبر هم آن کار را نمی کرد . پیامبر می دانست که استقبال مردم، گرایش باطنی و داوطلبی مردم، نیروی محرکه دین است . شما حتی حق را با استبداد نمی توانید عملی کنید . اشاعره و معتزله هر دو از این نظر دچار گرفتاری شدند و به بیراهه رفتند و شکست خوردند

.

روشنگرانی مانند دیدرو، ولتر و روسو که نوعی معتزلی مدرن بودند، به استبداد منور قائل بودند . آقای دکتر شایگان، کتابی دارد به نام زیر آسمان های جهان که به شکل مصاحبه است . ایشان در این کتاب پیشنهاد می کند که کشورهای غیردموکرات و غیرلیبرال را به زور و با توپ (یعنی پیشنهادی که ارنست رنان به امپراطور انگلیس و فرانسه کرده بود) وادار کنند که نظام غربی و دموکراسی لیبرال را بپذیرند

.

پس به طور منطقی استبداد از تفکر خاصی در نمی آید

.

از تفکر در می آید; ولی، در واقع، به ماورای تفکر انتقال می یابد; یعنی انسان در هر فعل و انفعالی قرار بگیرد، در نهایت توجیه عقلی می کند; ولی در اجرای مسائل عقلی به یک فتوای باطنی نیازمند است . یک امر ماورای عقلی در فعل انسان مؤثر است; یعنی فلسفه های عقلی، عرفان های عقلی، کلام های عقلی و به طور کلی، مباحث عقلی، خودشان متضمن اجرای خودشان نیستند . برای همین، ارسطو مطرح کرد که وقتی فلسفه می آید، نظر و عمل از هم جدا می گردند . افلاطون می گوید: اگر شما صاحب نظر شدید مثل عمل کردن است; اما او خیال می کرد چنین است; چون نیرویی دیگر یا نیروی سومی باید باشد تا این نظر را به عمل تبدیل کند و آن اراده است; باور یا اعتقاد است . من می گویم دموکراسی، از نظر عقلانی، بهترین نظام عالم است، یا نظام ولایی بهترین نظام عالم است; ولی این معطوف به «عمل » می شود . آنهایی که با امام حسین علیه السلام در روز عاشورا جنگیدند، از هر طرف که استدلال می کردند متوجه می شدند که حقیقت کجاست; اما نفس و دلشان به همان تفکر یزیدی بسته بود

.

آنکه بر طرح حرم بت خانه ساخت

قلب او مؤمن، دماغش کافر است

یعنی می شود قلب انسان مؤمن باشد، ولی عقلش کافر باشد; یا قلب انسان کافر باشد، اما عقلش مؤمن باشد . الان ما بیشترمان، قلبمان کافر و عقلمان مؤمن است . به لحاظ عقلی، خداپرستیم; اما در قلب خداپرست نیستیم . برعکس، نیچه عقلش کافر بود، ولی قلبش مؤمن بود . البته دین دار حقیقی باید قلب و عقلش مؤمن باشد

.

حضرت امام در تفسیر سوره حمد به این نکته اشاره کردند که اگر ما تنها به یک نظری برسیم کفایت نمی کند; باید به قلبمان هم برسانیم تا باور کنیم . در ساحت قلب دیگر نظر و عمل تفکیک پذیر نیست . در ساحت قلب و حضور، نماز هم نظر است و هم عمل

;

ایمان و عمل یکی است

.

آقای دکتر پرسش این است که مؤلفه های عقلانیت، عقلانیتی که مبدا تمدن نبوی بوده است، در چه جاهایی با این عقلانیت مدرن چالش پیدا می کند

.

ببینید، در واقع مؤلفه اساسی عقلانیت شرعی و شریعت عقلانی یکی است . هرآنچه عقل حکم می کند شریعت حکم می کند و هرآنچه شرع حکم می کند، عقل هم بدان حکم می کند . اینجا هرگز تناقض نیست . این عقل عین شریعت است; اما این عقلی که معتزله و فلاسفه مطرح کردند، تحت تاثیر ارسطو و افلاطون، از منبع یونانی و یک منبع فرهنگی دیگری می آید . آن خدایش الله بود; ولی این خدایش زئوس بود . آن انسان کاملش امام و پیغمبر بود; ولی این، انسان کاملش فیلسوفانی مانند ارسطو و افلاطون هستند . نظام اخلاقی یون

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *