تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها شامل 97 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علی بن ابیطالب(ع) جامع همه ارزشها :

خیر مقدم و خوش آمدگویی

بسم الله الرّحمن الرّحیم؛و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیهالله فی الارضین.

عید شما مبارک؛ ان شاءالله که خداوند متعال به برکت این عید بزرگ و به برکت یاد مولا، دلهای شما را همواره با الطاف خود و سکینه و آرامش و لطف خود نورانی کند و توفیق بدهد که از این مناسبت و امثال این مناسبت ان شاءالله به نحو مناسبی و به نحو مطلوبی حقیقتاً استفاده کنیم. خب، بحمدالله مجلس امروز ما خیلی خوب شروع شد؛ تلاوت قرآن بسیار خوب، اشعاری که اینجا خواندند، هم از لحاظ قالب، هم از لحاظ محتوا خیلی خوب؛ شماها هم دلهایتان پُر است از عشق و محبّت به مولی الموحّدین -سلام و درود خدا بر او- و همین شوق و همین عشق و همین تولّی و توجّه، ان شاءالله باید وسیله ای بشود که ما را بکشاند به آن سمتی که مطلوب مولا است.

چرا عید غدیر عید الله الاکبر است؟

یک مطلب درباره ی خود غدیر است؛ اینکه در بعضی از تعبیرات گفته شده است که عید غدیر عیدالله الاکبر و از همه ی اعیاد بالاتر است، علّت این و وجه این چیست؟ خب، در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله ی غدیر به مسئله ی دیگری قابل تطبیق نیست. همین آیه ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً»[۱] که در اوایل سوره ی مائده است، با غیر مسئله ای در وزن و اهمّیّت و اندازه ی مسئله ی غدیر، قابل تطبیق نیست؛ فقط یک چنین مسئله ای است که میتواند تعبیر «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» درباره اش بیاید. آن کسانی که در مضمون این آیات خدشه کرده اند، حرفهایی میزنند، مطالبی گفته اند، مخالفین و کسانی که قضیّه ی غدیر را قبول ندارند این آیه را به نحوی تأویل کرده اند لکن این بخش از آیه قابل تأویل نیست. امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ آن احکامی که در این آیه، در اوّل سوره ی مائده، قبل و بعد از این فِقره آمده است، مگر چقدر اهمّیّت دارد؟ این تعبیر درباره ی نماز نیامده است، درباره ی زکات نیامده است، درباره ی جهاد نیامده است؛ درباره ی هیچ یک از احکام فرعی الهی نیامده است که «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ پس این یک قضیّه ی دیگری است؛ غیر از این احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ قضیّه ی رهبری جامعه ی اسلامی؛ قضیّه ی نظام حکومت و امامت در جامعه ی اسلامی. بله، ممکن است تخلّف کنند -کما اینکه کردند؛ چند قرن بنی امیّه و بنی عبّاس و امثال اینها با نام امامت و خلافت و مانند اینها، پادشاهی کردند؛ سلطنت کردند- [امّا] این لطمه ای نمیزند به فلسفه ی غدیر. ماجرای تعیین غدیر، ماجرای تعیین ضابطه است، تعیین قاعده است. یک قاعده ای در اسلام درست شد؛ پیغمبر اکرم در ماه های آخر عمر، این قاعده را وضع کرد؛ آن قاعده چیست؟ قاعده ی امامت؛ قاعده ی ولایت. جوامع بشری از دیرباز حکومت داشتند؛ بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها را، این نوع قدرتمندی ها و قدرت مداری ها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد. این قاعده ی اسلام است؛ غدیر این را بیان میکند. مصداقش هم مشخّص است؛ امیرالمؤمنین کسی است که هیچ کس نه در آن زمان و نه در زمانهای بعد نتوانسته است کمترین خدشه ای به شخصیّت والای او و به نمایندگی او از مفاهیم و معارف قرآن خدشه کند. خب، بله، دشنام دادند، به خدا هم دشنام میدهند، به پیغمبر هم -العیاذ بالله- دشنام میدهند، دشنام، دلیل نیست. هیچ انسانی وقتی که فکر میکند، وقتی از احساسات و تعصّباتْ خود را رها میکند، هرگز -ولو تا حدودی- نمیتواند در این پیکره ی نورانی، در این هیکل قدسی، کمترین خدشه ای بکند. پیغمبر این [شخص ] را به عنوان مصداق امامت، معیّن کرد. این شد قاعده؛ تا آخر دنیا هرجا مسلمانها بخواهند و همّت کنند و هدایت شوند از سوی خدا به اینکه اسلام را تحقّق ببخشند و جامعه ی اسلامی را تحقّق ببخشند، ضابطه و قاعده اش این است: باید امامت را احیا کنند. البتّه هرگز هیچ مصداقی به آن مصادیقی که پیغمبر معیّن کردند نمیرسد؛ به کمتر از آنها هم نمیرسد؛ بزرگ ترین شخصیّت های علمی و معنوی و عرفانی و بزرگان سلوکی و معرفتی ما نسبت به امیرالمؤمنین، مثل آن پرتو ضعیفی هستند که ته چاه، انسان یک مختصر روشنایی میبیند؛ آن را مقایسه کنید با خورشید؛ بله، همان است، همان شعاع است امّا فاصله چقدر است؟ تفاوت چقدر است؟ برترین شخصیّت های ما، مثلاً یک شخصی مثل امام بزرگوار ما را که خب یک شخصیّت انصافاً کامل، بزرگ، باعظمت، جامع الاطراف و از همه جهت یک شخصیّت برجسته و ممتاز بود، اگر بخواهیم با امیرالمؤمنین قیاس کنیم، قیاسش همین است که عرض کردم: [یعنی ] نور خورشید را مقایسه کنید با آن پرتویی که ته چاه مثلاً یا در گوشه ی فلان پستو مثلاً از خورشید یا از نور دیده میشود؛ فاصله ها این جوری است.

تعیین امامت به عنوان ضابطه و قاعده حکومت در اسلام

بله، این فاصله ها هست لکن ضابطه این است؛ ضابطه امامت است. قاعده ی حکومت و اقتدار و قدرت مداری در جامعه ی اسلامی، با غدیر معیّن شد و پایه گذاری شد؛ اهمّیّت غدیر این است. اهمّیّت غدیر فقط این نیست که امیرالمؤمنین را معیّن کردند؛ این هم مهم است امّا از این مهم تر این است که ضابطه را معیّن کردند، قاعده را معیّن کردند؛ معلوم شد که در جامعه ی اسلامی، حکومت سلطنتی معنا ندارد، حکومت شخصی معنا ندارد، حکومت زَر و زور معنا ندارد، حکومت اشرافی معنا ندارد، حکومت تکبّر بر مردم معنا ندارد، حکومت امتیازخواهی و زیاده خواهی و برای خود جمع کردن و افزودن معنا ندارد، حکومت شهوت رانی معنا ندارد؛ معلوم شد که در اسلام این جوری است. این قاعده در غدیر وضع شد. وقتی این قاعده وضع شد، آن وقت «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ دیگر دشمنها از اینکه بتوانند مسیر این دین را تغییر بدهند مأیوس میشوند؛ چون مسیر دین آن وقتی تغییر پیدا میکند که آن نقطه ی اصلی، آن هسته ی اصلی تغییر پیدا کند؛ یعنی هسته ی قدرت، هسته ی مدیریّت، هسته ی ریاست؛ اگر تغییر پیدا کند، همه چیز تغییر میکند؛ بله، در واقعیّت عملی، تغییراتی به وجود می آید و افرادی از قبیل خلفای بنی امیّه و بنی عباس سرِ کار می آیند به عنوان اسلام، حجّاج بن یوسف هم [سرِ کار] می آید، امّا اینها دیگر ضابطه را نمیتوانند به هم بزنند. امروز اگر کسانی در دنیای اسلام؛ آنهایی که با معارف اسلامی آشنا هستند مراجعه کنند به قرآن، مراجعه کنند به ضوابطی که در قرآن برای بندگی حق و زندگی و جهت گیری بندگان حق -یعنی ملّتها- در قرآن معیّن شده است، امکان ندارد به نتیجه ای برسند جز نتیجه ی امامت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و آنچه دنباله ی او است. این ادّعای ما است و میتوانیم این ادّعا را کاملاً ثابت کنیم. هرکسی در دنیای اسلام، روشنفکران، متفکّرین، صاحبان عقیده، کسانی که از اوّل با یک عقیده ی دیگری بار آمده اند، اگر قرآن را و ارزشهای قرآنی و ضوابط قرآنی را برای زندگی جوامع بشری ملاک قرار بدهند، به هیچ نتیجه ای نمیرسند جز اینکه کسی مثل علیّ بن ابی طالب (علیه السّلام) بایستی بر جوامع اسلامی حکومت بکند؛ یعنی راه، این است؛ راه، امامت است. این مربوط به غدیر.

اعتقادی مبتنی بر مبانی مستحکم و استدلال های غیر قابل خدشه

خب، وقتی غدیر این قدر اهمّیّت دارد، آن وقت آن آیه ی شریفه ی دیگر که «یاَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ مآ اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه»[۲] معنایش روشن میشود. [میفرماید] اگر این حکم را ابلاغ نکنی، اصلاً رسالتت را انجام نداده ای. پیغمبر سال است دارد مجاهدت میکند -آن مجاهدات مکّه، آن مجاهدات مدینه، آن جنگها، آن فداکاری ها، آن گذشتها، آن سختگیری های بر خود، آن هدایت عظیم بشری که آن بزرگوار انجام داده است، اینها همه در این مدّت انجام گرفته- این چه حادثه ای و چه عارضه ای است که اگر نباشد، همه ی اینها [گویی ] نیست «وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه»، این نمیتواند چند حکم فرعی باشد؛ این یک چیزی فراتر از اینها است؛ آن چیست؟ امامت است. اوّل امام کیست؟ خود پیغمبر. امام صادق (علیه السّلام) در منا فرمود: اِنَّ رَسولَ اللهِ کانَ هُوَ الاِمام؛ پیغمبر، امام اوّل است؛ «ثُمَّ مِن بَعدِهِ عَلیِّ بنِ اَبی طالِب» و بعد بقیّه ی ائمّه.[۳] خدای متعال بعد از آنکه ابراهیم پیغمبر را آن همه امتحان کرد، آن همه مراحل سخت را ابراهیم گذراند -در نوجوانی در آتش افتاد؛ بعد آمد در بابل و در آن مناطقی که بود این همه تلاش کرد و زحمت کشید- به سنّ پیری که رسید، آن وقت خدا میفرماید: اِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِمامًا؛[۴] حالا میخواهم تو را امام قرار بدهم. امامت یعنی این. این، اعتقاد است؛ اعتقاد اسلامیِ مبتنی بر مبانی مستحکم و استدلالات غیرقابل خدشه است. ما دعوت میکنیم از همه ی دنیای اسلام و از همه ی متفکّرین، این وحدتی که امروز دنیای اسلام نیاز دارد، با تدبّر در آیات قرآن و با تأمّل در همین حقایق براحتی به دست می آید اگر اهل فکر و اهل مبنا، این مسائل را دنبال کنند.

پیامد اهانت به بزرگان اهل سنت

البتّه، از این طرف هم بایستی احساسات آنها را تحریک نکنند. یک عدّه ای خیال میکنند اثبات تشیّع به این است که انسان به بزرگان مورد اعتقاد اهل سنّت و دیگران بنا کند مدام بدوبیراه گفتن؛ نه، این خلاف سیره ی ائمّه است. اینکه شما می بینید رادیوها یا تلویزیون هایی در دنیای اسلام به وجود می آید که کار آنها این است که به عنوان شیعه و به نام شیعه، به بزرگان مورد اعتقاد بقیّه ی فِرق اسلامی بدگویی کنند، این معلوم است که بودجه اش بودجه ی خزانه داری انگلیس است؛ این بودجه اش بودجه ی انگلیس [است ]، این شیعه ی انگلیسی است. هیچ کس خیال نکند که گسترش شیعه و اعتقاد تشیّع و استحکام ایمان شیعی به این بدوبیراه گفتن و به این [طرز] حرف زدن است؛ نخیر؛ اینها عکس عمل میکند. وقتی شما بدوبیراه گفتید، دُور او یک حصاری کشیده میشود از عصبانیّت، از احساسات، و دیگر حرف حق هم برایش قابل تحمّل نیست. ما حرف حسابی خیلی داریم، حرف منطقی خیلی داریم، حرفهایی که هرکسی که صاحب فکر است اگر بشنود، آنها را قبول میکند، خیلی [از این حرفها] داریم؛ بگذارید این حرفها شنیده بشود، بگذارید این حرفها امکان نفوذ در دلهای طرف مقابل را پیدا کند. وقتی شما فحش دادی، وقتی بدوبیراه گفتی، یک سدّی کشیده میشود و این حرف اصلاً شنیده نمیشود، گوش نمیکنند؛ آن وقت گروه های خبیث و وابسته و مزدور و پول بگیر از آمریکا و سیا و اینتلیجنس سرویس -مثل داعش و جبههالنّصره و امثال اینها- با استفاده ی از یک مشت آدمهای عامیِ نادانِ غافل، این اوضاع را به راه می اندازند که ملاحظه کردید در عراق و در سوریه و در جاهای دیگر به راه انداختند؛ این کارِ دشمن است. دشمن، منتظر فرصت است؛ دشمن از هر فرصتی استفاده میکند. ما حرف حق داریم، حرف منطقی داریم، حرف محکم داریم؛ یک نمونه ی کوچکش این بود که من امروز به شما عرض کردم. این راجع به غدیر.

برخی خصوصیات امام علی(ع) در عرصه حکومتداری

[بعد] راجع به امیرالمؤمنین (علیه السّلام). تمام ارزشها و صفاتی که انسان -چه به عنوان انسان مؤمن به اسلام، چه به عنوان انسان مؤمن به هر دینی، و چه به عنوان انسان بی اعتقاد به هر دینی؛ هرجور انسانی- به آنها احترام میگذارد و تکریم میکند، در علیّ بن ابی طالب جمع است؛ یعنی علیّ بن ابی طالب (سلام الله علیه) شخصیّتی است که اگر شما شیعه باشید احترامش میکنید، اگر سنّی باشید احترامش میکنید، اگر اصلاً مسلمان نباشید و او را بشناسید و بروید دنبال احوالش احترام میکنید. افرادی از اهل سنّت که درباره ی فضائل امیرالمؤمنین در طول سالهای متمادی نوشته اند بسیارند؛ جورج جرداق مسیحی،[۵]آن کتاب پنج جلدی را نوشته؛ یک مسیحی درباره ی امیرالمؤمنین سالها قبل عاشقانه کتاب مینویسد. همین شخصیّت آمد اینجا پیش من و راجع به کتابش صحبت شد،[۶]گفت من از دوران نوجوانی با نهج البلاغه آشنا شدم، نهج البلاغه مرا به شخصیّت علیّ بن ابی طالب هدایت کرد؛ این کتاب را نوشت: [الامام ] علی صوت العداله الانسانیّه. کسی که اصلاً دین هم نداشته باشد -یعنی به هیچ دینی معتقد نباشد- وقتی شخصیّت امیرالمؤمنین را بشناسد، در مقابل او خضوع میکند، تعظیم میکند.

در امیرالمؤمنین سه جور صفات هست: یکی آن صفات معنویِ الهی است که با هیچ میزانی برای ماها اصلاً قابل سنجش نیست؛ ایمان، آن ایمانِ متعالیِ عمیق؛ سبقت در اسلام، فداکاری در راه اسلام. اخلاص؛ یک سرِ سوزن عاملی غیر از نیّت خدایی در عمل او وجود ندارد؛ ما [این را] اصلاً میفهمیم؟ برای امثال بنده اصلاً این حالت قابل درک است؟ همه ی کارها برای خدا، برای رضای الهی، برای اجرای امر الهی؛ [یعنی ] اخلاص. اینها اصلاً چیزهایی است که برای ما قابل توزین نیست؛ قابل توضیح هم درست نیست. علم و معرفت بِالله؛ معرفت بِالله. ما از خدا چه میفهمیم؟ ما وقتی میگوییم «سُبحانَ رَبِّی العَظیمِ وَ بِحَمدِه»، از این عظمت چه میفهمیم، امیرالمؤمنین چه میفهمد؟ معرفت بِالله. اینها یک سلسله از صفات امیرالمؤمنین است که اصلاً برای ما واقعاً قابل توصیف نیست، قابل فهم نیست؛ [اگر] بیایند بنشینند برای ما توضیح هم بدهند، ما درست به عمقش پی نمیبریم، از بس عظیم است، از بس عمیق است؛ این یک دسته از صفات امیرالمؤمنین است.

یک دسته دیگر، صفات برجسته ی انسانی او است؛ اینها همان چیزهایی است که انسان مسلمان و غیر مسلمان و مسیحی و غیر مسیحی و بی دین و با دین و همه را مجذوب میکند: «شجاعت»، «رحم»؛ آن انسانی که در میدان جنگ آن جور میجنگد، وقتی سروکارش با یک خانواده ی یتیم دار می افتد، آن جور با یتیمان همراهی میکند، خم میشود، بچّه یتیم ها را بازی میدهد، روی دوش خودش سوار میکند؛ اینها اصلاً همان چیزهایی است که ربطی به این ندارد که ما متدیّن باشیم و به چه دینی متدیّن باشیم تا اینها را احترام کنیم؛ هر انسانی در مقابل این عظمت وقتی قرار میگیرد احساس خضوع و تعظیم میکند. «ایثار»؛ ایثار یعنی دیگری را بر خودت ترجیح بدهی؛ یعنی گذشت؛ یعنی آنجایی که حق با شما است به خاطر خدا، به خاطر یک مصلحتی از این حق -البتّه حقّ شخصی- صرف نظر کنی؛ چه حقّ مالی، چه حقّ آبرویی، چه هر حقّ دیگری از حقوق خود؛ معنای ایثار این است. اینها هم یک دسته از صفات امیرالمؤمنین است که اگر انسان بخواهد بشمرد این خصوصیّات را یک کتاب میشود، یک طومار طولانی ای خواهد شد.

دسته ی سوّم از خصوصیّات امیرالمؤمنین، خصوصیّات حکومتی است که نتیجه ی همان مسئله ی امامت است؛ امامت یعنی این جور حکومت کردن. البتّه شدّت و ضعف دارد که آن حدّ اعلایش در شخص

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *