تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عملکرد زنان در نهضت عاشورا :

مقدمه

نهضت عاشورا به یقین، تجلی گاه نبرد حق و باطل در تاریخ بشریت است. هرچند این نهضت در کمتر از یک روز اتفاق افتاد، اما تأثیرات شگرف آن، چنان در عمق دلها اثر گذاشته است که با گذر سالها از آن واقعه همچنان ندای «هل من ناصر ینصرنی» اباعبدالله(ع) در گوش و دل آزادگان جهان از هرکیش و مذهبی طنین انداز است و تعداد لبیک گویان به این ندای آزادگی و جوانمردی روز به روز در حال افزایش است.

حماس خونین عاشورا، مملو از نقش آفرینی زنان و مردان پاکی بود که یا در رکاب حضرت به فیض شهادت نایل شدند و یا مقام رسالت پیام کربلا را به دوش کشیدند. در این میان، به دلاوری و از جان گذشتگیهای زنان کمتر توجه شده و چه بسا فقط به حماسه های اسو مقاومت زینب کبری(ع) و نقش وی در پیام رسانی بسنده شده است.

بدیهی است این مقاله گنجایش بررسی همه جانبه تلاش زنان را ندارد. از این رو، به معرفی اجمالی زنانی می پردازیم که در نهضت عاشورا تلاش کرده اند.

نقش زنان در واقع عاشورا

درخشش حضور زنان در مقطع پیش از قیام، به خصوص در روزهای پیش از واقع عاشورا، نمادی از حضور مسئولانه در جهت حمایت از ولایت و سرمشقی برای زنان مسلمان تا قرن حاضر است. در این میان، به زنانی که نقش اثرگذاری در حمایت از قیام داشته اند می پردازیم.

زنان حمایت گر

ماریه بنت منقذ عبدیوی

ماریه از شیعیان بصره بود که خان خود را محلی برای تجمع شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) قرار داده بود و بیشترین فعالیتهای شیعی در منزل ایشان اتفاق می افتاد (طبری، ابن جریر، تاریخ الطبری ۱۳۷۵: ۴/ ۲۶۳).

او در امتداد همان رسالتی که خدیجه(ع) در بذل ثروت خود در راه نشر اسلام کوشید، قدم برداشت و ثروت خود را در خدمت نهضت عاشورا قرار داد.

چون اخبار تحولات کوفه و درخواست بزرگان آن شهر در دعوت از امام، به بصره رسید، شیعیان بصره در خان ماریه اجتماع کردند و دربار رهبر امت اسلامی و نابسامانیهای جامعه به بحث پرداختند؛ بدان حد که گروهی تصمیم به همراهی با نهضت امام حسین(ع) گرفتند و برخی نیز با نوشتن نامه، از امام درخواست حضور در بصره را کردند که امام، سفیر خود، سلیمان را روان بصره کرد (سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین ۱۴۱۹: ۲۵).

ثمر اجتماعات موجود در خان ماریه آن بود که تعدادی از شیعیان بصره همچون یزید بن ثبیط، ادهم (سماوی، ۱۴۱۹: ۱۵۷). و سیف، راهی کربلا شدند و در کنار امام حسین(ع) به شهادت رسیدند (ابی مخنف، وقعه الطف ۱۳۶۷: ۱۰۳).

دلهم دختر عمرو

بصیرت دلهم، همسر زهیر بن قین نسبت به امام زمان خود باعث شد تا در دوران بحرانی زندگی زهیر که در دو راهی جهنم و بهشت قرار گرفته بود، شوهرش را به حمایت از خاندان پیامبر اسلام فرا بخواند.

دلهم همسر زهیر که از دعوت امام حسین(ع) برای یاری خاندان پیامبر باخبر شده بود به شوهرش گفت: سبحان الله! فرزند رسول خدا دنبالت می فرستد؛ تو سرباز می زنی و نمی روی! برو و صحبتش را بشنو و بعد برگرد.

زهیر با سخن همسر خود دگرگون شد و نزد امام حسین(ع) رفت و با چهره ای شاداب برگشت و دستور داد که خیمه اش را در کنار خیم امام بر پا کنند (همان: ۱۶۲). او همسرش را به خویشاوندان خود سپرد تا مراقب او باشند. دلهم به زهیر گفت: حرکت کن! خدا به تو خیر دهد. خواهش من این است که روز قیامت در پیشگاه جد بزرگوار امام، به یاد من باشی (ابن جوزی، تذکره الخواص ۱۴۰۳: ۲۲۶؛ امین، اعیان الشعیه ۱۴۰۳: ۳/ ۳۸۱).

طوعه

او که کنیز اشعث بن قیس بود، پس از آزادی، به ازدواج اسید حضرمی درآمد (ابی مخنف، همان: ۱۲۶ – ۱۲۷). چون مسلم بی وفایی کوفیان را دید، در کوچه های کوفه آواره گردید، تا به خان طوعه رسید که منتظر فرزند خویش بود. مسلم شربت آبی را از او طلب کرد. طوعه نیز کوز آبی را مهیا کرد و چون آگاه شد که آن غریب، مسلم بن عقیل است، او را در سرای خویش جای داد. چون پسر طوعه آمد، مادر به فرزندش گفت: مسلم بن عقیل نزد ما آمده و به ما پناه آورده و اینک در خانه است؛ من او را خدمت می کنم و از خدای تعالی طمع ثواب دارم. پسر طوعه، به طمع پاداش ابن زیاد، محل اسکان مسلم را به ابن زیاد خبر داد (همان: ۱۲۷ – ۱۲۸).

زنان حماسه ساز

در مورد زنان حماسه ساز در واقع کربلا در دو محور می توان سخن گفت: یکی آنکه آنان چه کسانی بودند، دیگر آنکه چه نقشی داشتند. ابتدا به مادران دلاوری می پردازیم که چون صدای غربت اباعبدالله(ع) را شنیدند، فرزندان خود را امر به یاری ایشان کردند و رضایت خود را از فرزندان، منوط به حمایت از اباعبدالله(ع) دانستند.

۱. زینب کبری مادر عون (أبوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ۱۳۷۲: ۹۱).

عون در روز عاشورا به میدان جنگ آمد و این رجز را می خواند:

اگر مرا نمی شناسید بدانید که من فرزند جعفر هستم، شهید راستینی که در بهشت از همه تابان تر است.

او در بهشت با بالی سبز در پرواز است و در روز محشر همین شرافت، او را بس است. او پس از کشتن سه سوار و هجده پیاده، به دست عبدالله بن قطنه طائی کشته شد (بلاذری، انساب الاشراف ۱۴۱۷: ۳/ ۴۰۶). آنچه در عملکرد حضرت زینب(ع) گفتنی است، برخورد ایشان در مواجهه با کشته شدن فرزند است که جهت دوری از شرمندگی ابی عبدالله(ع) از خیمه ها بیرون نرفت.

۲. رباب مادر عبدالله بن الحسین(ع) (قمی، نفس المهموم ۱۴۰۵: ۲۶۴ و ۲۷۵) (علی اصغر)

او دختر امرء القیس است. پدرش در روزگار خلیف دوم از مسیحیت به دین اسلام گروید و در آن هنگام، رباب به همسری امام حسین(ع) درآمد. او مادر عبدالله (امین، سید محسن، اعیان الشعیه ۱۴۰۳: ۶/ ۴۴۹). و سکینه است.

او در کربلا کشته شدن فرزندش عبدالله را به چشم دید. رباب پس از عاشورا، همراه کاروان اسرا به دمشق رفت (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق ۱۴۱۵: ۶۹/ ۱۲۰). در حالات زندگی وی گفته اند: فقط یک سال پس از واقع کربلا زنده بود (همان: ۶۹/ ۱۲۰).

۳. رمله (أبوالفرج اصفهانی، همان). مادر قاسم بن الحسن(ع) (همان: ۸۷؛ سماوی، همان: ۷۲). که نظاره گر جنگیدن و شهادت فرزندش بود.

قاسم هنوز به حد بلوغ نرسیده بود (مجلسی، بحارالانوار ۱۴۰۳: ۳۴/ ۴۵). ابی مخنف در مقتل خود می نویسد: او چهارده سال داشت (ابی مخنف، همان: ۱۲۵).

۴. مادر عبدالله بن الحسن(ع).

عالمان رجال و تاریخ و نسب دربار مادر عبداللّه بن حسن به اختلاف سخن گفته اند: گروهی او را ام ولدی (شیخ مفید، الارشاد فی ;معرفه حجج اللّه علی العباد ۱۴۱۳: ۲/ ۲۰؛ طبری، همان: ۵/ ۴۶۸؛ اصفهانی، همان: ۸۹). به نام نفیله (ابن جوزی، همان: ۱۹۵). یا حبیبه دانسته اند. گروهی دیگر او را دختر سلیل (اصفهانی، همان: ۸۹؛ سماوی، همان: ۱۳۲). یا شلیل (سماوی، همان: ۷۳). بن عبداللّه بجلی و نامش را رَمْله (حسینی حائری شیرازی، الذخیره الدّارین فیما یتعلّق بسیدنا الحسین(ع) ۱۳۴۵: ۱۴۹؛ مامقانی، تنقیح المقال ۱۳۵۲: ۲/ ۱۷۸). نوشته اند.

۵. رقیه مادر عبدالله بن مسلم (أبوالفرج اصفهانی همان: ۶۲.). پدرش امیرمؤمنان علی(ع) و مادرش صهباء، ام حبیب، دختر عباد بن ربعیه است (أبوالفرج اصفهانی همان: ۹۸؛ ابن جوزی، همان: ۲۲۹؛ سماوی، همان: ۸۹ – ۹۰). رقیه با عموزاد خود مسلم بن عقیل ازدواج کرد (مجلسی، همان: ۴۲/ ۷۴). حاصل این ازدواج عبدالله و علی بودند. او در کربلا حضور داشت و شاهد شهادت فرزندش عبدالله بن مسلم بود (سماوی همان: ۲۲۴).

۷. مادر عمرو بن جناده که فرزند خود را که هنگام شهادت به نقلی ۲۱ سال (مقرم، مقتل الحسین ۱۳۹۴: ۲۵۳). و بنا به نقلی دیگر یازده، یا نه سال بیشتر نداشت (مامقانی، همان: ۲/ ۳۲۷). امر به جنگ با دشمنان و دفاع از امام حسین(ع) کرد.

این زن که به همراه شوهر خود (جناده بن کعب) و فرزندش عمرو، از مکه به کاروان امام پیوسته بود، هنگامی که در کربلا همسر وی به شهادت رسید، او فرزندش را به خیم امام فرستاد تا با اجاز آن حضرت به میدان رزم رود. امام حسین(ع) نخست از اجازه دادن خودداری کرد و چون عمرو از رضایت مادر خبر داد، امام نیز به او اجازه داد (خوارزمی، مقتل الحسین ۱۴۱۸: ۲/ ۲۵).

۸. مادر عبدالله کلبی که او نیز بر اساس آنچه سیدبن طاووس ذکر کرده است مادرش او را به جهاد ترغیب می کرد.

۹. حسنیه، از جزئیات زندگی او اطلاع کاملی در دست نیست. امام حسین(ع)، وی را از نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خرید و به عقد ازدواج مردی به نام سهم در آورد. حسنیه، کنیز امام حسین(ع)، که در منزل امام سجاد(ع) خدمت می کرده همراه سیدالشهدا(ع) با پسرش منجح بن سهم به کربلا آمد (مامقانی، همان: ۳/ ۲۴۷؛ کحاله، اعلام النساء، ۱۴۰۲: ۲۹۹). در تنقیح المقال آمده است که منجح به همراه مادرش حسنیه نیز در کربلا حضور داشته است (مامقانی، همان: ۳/ ۲۴۷). منجح در رکاب اباعبداللّه الحسین(ع) به شهادت رسید (طوسی، رجال الطوسی ۱۴۱۵: ۸۰.).

۱۰. خوصاء، (سماوی همان: ۹۲). دختر عمروبن عامربن هصان و کنیه اش ام الثغر است (أبوالفرج اصفهانی، همان: ۹۳). وی که با فرزند دلاور خود، جعفربن عقیل(ع) به کربلا آمده و ناظر مبارزه و شهادتش در سرزمین نینوا بود به دست دشمن به اسارت درآمد (کحاله، همان: ۲۹۹).

۱۱. شهربانو مادر محمد بن ابی سعید بن عقیل، شهربانو از جمله زنانی بود که در کربلا حضور داشت. وی ام ولد و نام فرزندش محمد بن ابی سعید بن عقیل بود (طبری، همان: ۵/ ۴۶۹). شهربانو روز عاشورا صحن شهادت فرزندش توسط هانی بن ثبیت حضرمی را با حالت وحشت و بهت زدگی و بدون سخن گفتن مشاهده می کرد (امین، سید محسن، اعیان الشعیه ۱۴۰۳: ۱/ ۶۰۹؛ عمادزاده، تاریخ زندگانی امام حسین(ع) ۱۳۵۴: ۲/ ۳۴۰).

زنان جنگ کننده

در مرحل دوم از زنان جنگ کننده در واقع عاشورا یاد می کنیم که چون مظلومیت حسین بن علی(ع) را دیدند، چه بسا بعد از شهادت شوهر و یا فرزندان، برای دفاع از امام خود به سوی دشمن حمله کرده و با دستور امام به خیمه ها برگشتند.

بحریه دختر مسعود خزرجی

یکی از زنانی که در کربلا به میدان رزم قدم نهاد و به کارزار پرداخت، بحریه دختر مسعود خزرجی است. وی همسر جناده و مادر عمرو بن جناده است (عمادزاده همان: ۲/ ۲۳۶). هنگامی که همسر وی در کربلا به شهادت رسید، او فرزندش را به خیم امام فرستاد تا با اجاز آن حضرت به میدان رزم رود (حسینی حائری شیرازی، همان: ۲۴۴).

عمرو بن جناده با اجاز امام به کارزار پرداخت. دشمن پس از شهادت عمرو، سر او را از تن جدا کرد و به سوی خیم امام پرتاب کرد. مادر عمرو، سر فرزند خود را گرفت و پس از پاک کردن خاک و خون از چهره اش، آن را به صورت مردی از سپاه دشمن کوبید و او را به هلاکت رساند (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب ۱۴۱۲: ۳/ ۲۱۹). به گفت مورخان، مادر عمرو سپس به خیمه بازگشت و عمود خیمه را برگرفت به سمت دشمن حمله برد (خوارزمی، همان: ۲/ ۲۵). و این اشعار را خواند:

انا عجوز فی النساء ضعیفه

أضربکم بضربه عنفیه

بالیه خالیه نحیفه

دون بنی فاطمه الشریفه (همان: ۲/ ۲۱).

من پیرزنی ضعیف و ناتوانم؛ نحیف و سالخورده. شما را با ضربتی شدید می زنم تا از فرزندان فاطم شریف دفاع نمایم.

او دو نفر را به درک و اصل کرد (مجلسی، همان: ۴۵/ ۲۷؛ ابن شهرآشوب همان: ۳/ ۲۱۹). سپس امام وی را به خیمه بازگرداند (مقرم، همان: ۲۵۳). حسین(ع) به او فرمود: «ارجعی رحمک الله فقد وضع الله عنک الجهاد؛ خدا تو را بیامرزد: برگرد که خدا جهاد را از تو برداشته» (شوشتری، قاموس الرجال ۱۴۱۵: ۷/ ۱۲۹).

ام وهب

شیخ صدوق از زنی به نام ام وهب یاد می کند که مسیحی بود و همراه فرزندش وهب نزد امام حسین(ع) آمده، مسلمان شدند (صدوق، الأمالی ۱۴۰۴: ۱۳۷). البته او غیر از ام وهبی است که در کربلا شهید شده است. چون فرزندش در روز عاشورا به شهادت رسید، سرش را بریدند و به سمت خیم یاران امام حسین(ع) پرتاب کردند. ام وهب، سر فرزند را برداشت و آن را به سمت دشمن انداخت. سر وهب به مردی از سپاه دشمن اصابت کرد و او را کشت (بلاذری، همان: ۱۹۴). سپس عمود خیمه را گرفت و حمله کرد و دو تن از سربازان را کشت (امین، همان: ۱/ ۶۰۴). در این لحظ حساس امام دخالت کرد و اظهار داشت:

اِرْجعی یا ام وَهبٍ، اَنْتِ وَابْنُکِ مَعَ رَسُولِ اللهِ(ص)، فَاِنَّ الْجِهادَ مَرْفُوعٌ عَنِ النِّساء لا یقْطَعُ الله رَجاکِ یا ام وَهَبٍ (بحرانی، عوالم العلوم و المعارف و الاحوال الامام الحسین ۱۴۰۷: ۲۶۱)؛ برگرد که جهاد بر زنان نیست، تو و فرزندت «وهب» با جد من محمد(ص) در بهشت جای دارید، ای مادر وهب خداوند امید تو را قطع نکند.

ام خلف

وی همسر مسلم بن عوسجه و از زنان برجسته شیعه بود. پس از شهادت مسلم بن عوسجه، پسرش خلف را آماده جنگ کرد. امام حسین از خلف خواست که با کشته شدن پدرش، به سرپرستی مادر بپردازد، ولی مادرش او را تشویق به جنگ کرد و گفت: جز با یاری پسر پیغمبر، از تو راضی نخواهم شد. خلف پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید. پس از شهادتش، سر او را به طرف مادرش پرتاب کردند. او هم سر را برداشته، بوسید و گریست (محلاتی، ریاحین الشریعه فی ترجمه عالمات نساء الشیعه: ۳/ ۳۰۵).

زن شهیده

ام وهب

او همسر عبدالله بن عمیر کلبی است که به همراه همسرش به کربلا آمد. چون عبدالله به میدان رفت و دست چپش زخمی شد، ام وهب ستون خیمه را برداشت و به شوهرش ملحق شد و به او چنین گفت: پدرم و مادرم فدایت. عبدالله بازگشت تا همسر خویش را به جمع زنان برگرداند، اما ام وهب نمی پذیرفت و می گفت: تو را رها نمی کنم تا همراه تو بمیرم. در آن حال امام حسین(ع) به سوی ام وهب رفت و او را دعا کرد و از وی خواست تا به نزد زنان بازگردد؛ زیرا بر زنان جنگ واجب نیست (طبری، تاریخ الطبری ۱۳۷۵: ۵/ ۴۳۰).

ام وهب پذیرفت و به خمیه برگشت. چون عبدالله بن عمیر به شهادت رسید، ام وهب به طرف همسرش رفت و بالای سرش نشست، خاک از صورتش پاک کرد و با او چنین گفت: بهشت بر تو مبارک باد! (بلاذری، همان: ۳/ ۴۰۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ۱۳۸۵: ۳/ ۲۹۱). از خدا می خواهم که مرا همراه تو قرار دهد (مطهری، حماسه حسینی ۱۳۶۵: ۲/ ۳۴). شمر به غلام خود، رستم، دستور داد که با ستون خیمه بر سر ام وهب بکوبد. او نیز چنین کرد و سرش را شکافت و آن زن را به شهادت رسانید (ابن اثیر، همان: ۴/ ۶۹؛ کحاله، اعلام النساء ۱۴۰۲: ۵۹۹؛ امین، همان: ۱/ ۶۰۳). او تنها بانویی بود که در کربلا به شهادت رسید (خوارزمی، همان: ۲/ ۱۶).

زنان معترض

اعتراض زنان به قاتلان اباعبدالله(ع)، بیانگر نوعی بیداری همگانی در آن روزگار است. لشکریان عمر سعد چنان بی حرمتی به خاندان نبوت را از حد گذراندند که زنانی از دل سپاه عمرسعد که گویی گمراه شده بودند پس از رذالت و پستی لشکریان، آزادگی را سرلوحه خود قرار دادند و از اهل بیت(ع) دفاع کردند.

در حادثه حمله دشمن به خیمه ها، زنی از بنی بکر که از لشکر عمر سعد بود به سمت خیمه ها حمله کرد و از بانوان حرم دفاع کرد.

حمید بن مسلم نقل می کند: زنی از بکر بن وائل با شوهرش در لشکر عمر سعد حضور داشت. زن وقتی دید لشکر عمر سعد پس از کشتن امام(ع) به سوی خیمه ها در حرکت هستند، شمشیری به دست گرفت و به سوی خیمه ها روی آورد و گفت:

یا آل بکر اتسلب بنات رسول الله لا حکم الا لله یا لثارات رسول الله؛ ای قبیله بکر، دختران رسول خدا غارت می شوند و شما نگاه می کنید؟ (ابن طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف ۱۳۷۸: ۱۸۱). حکم و فرمانی جز برای خدا نیست (یعنی از دستور آل امیه نباید اطاعت کرد) ای خونخواهان ذریه رسول خدا حمایت کنید. شوهرش آمد و او را به جایگاهش برگردانید (همان: ۱۱۳).

حضور معترضان در میان خاندان یزید نیز نشان دهند وحشی گری بنی امیه و بی تأثیربودن تبلیغات سوء آنها در خارجی بودن خاندان پیامبر اسلام بود. هرچند در تاریخ بیش از چند مورد ذکر نگردیده است.

«هند » دختر عبدالله بن عامر و همسر یزید (طبری، همان: ۵/ ۲۱۴ و ۵۰۰).

وقتی سخنان اعتراض آمیز ابوبرزه اسلمی را با یزید شنید، اعتراض خود را در کشته شدن پسر پیامبر علنی کرد و گفت: «أرأس الحسین ابن بنت رسول الله؛ آیا این سر حسین فرزند فاطمه دختر پیامبر خداست»؟

یزید که از بیداری مردم به وسیل سخنان اهل بیت(ع) مبهوت مانده بود از روی ناچاری گفت:

نعم! فأعولی علیه وحدی علی ابن بنت رسول الله و صریخه قریش! عجل علیه ابن زیاد فقتله! قتله الله (همان: ۴/ ۳۵۲)؛ آری، بر او سوگواری کنید! خدا پسر زیاد را مرگ دهد! در مورد آن حضرت شتاب کرد و او را به شهادت رسانید.

چون زنان حسین(ع)، سر حسین(ع) را دیدند فریاد برآوردند (همان: ۷/ ۳۰۷۷). ابن اثیر نیز می نویسد: زنان خاندان یزید و دختران و کسان معاویه فغان برآوردند و ولوله کردند (ابن اثیر، همان: ۵/ ۲۲۶۴ – ۲۲۶۵). این موضوع، عمق فاجع کربلا را بیان می کند که حتی دستور دهندگان به این جنایت نیز می خواستند، تظاهر به مخالفت با چنین شیو برخورد با امام حسین(ع) و یارانش کنند و سعی در دلجویی از مصیبت دیدگان و اهل بیت نمایند (بلاذری، همان: ۳/ ۲۱۷).

یزید دستور داد زنان اهل بیت امام حسین(ع) را در خانه ای جداگانه جای دهند. پس از آن، آنان را به خانه یزید بردند و زنان خاندان معاویه، گریه کنان و نوحه گویان به استقبال آنها رفتند و سه روز عزای امام حسین(ع) را گرفتند (طبری، همان: ۷/ ۳۰۷۴).

کعب بن جابر که قاتل بریر بود، وقتی وارد خانه شد همسرش نسبت به او تندی کرد و به شدت او را توبیخ و ملامت نمود و گفت: ای فاسق! به قاتلان پسر فاطمه(ع) کمک کردی و بریر را که سید قاریان قرآن بود، کشتی! من هرگز با تو سخن نخواهم گفت (ابن جوزی، همان: ۲۷۸. ابن اثیر، همان: ۳/ ۲۹۰).

علامه خوارزمی در جای دیگری می نویسد: مردی از طایف کندی، لباد حسین(ع) را که از خز بود به یغما برد. وقتی که به منزلش وارد شد به همسرش ام عبدالله داد تا آن را بشوید و از خون پاک کند. زن که قضیه را فهمید او را به شدت توبیخ نمود و گفت: خبیث! لباس پسر پیغمبر(ص) را از جسدش جدا کرده ای و به من می دهی تا او را بشویم؟ از خانه برو بیرون که تو را نبینم، خداوند قبر تو را با آتش پر کند. از دوستانش نقل کردند که: ما دیدیم دستهای او خشک شده بود و فقر ذلت بار او را فرا گرفته بود و با این حالت مرد (خوارزمی، همان: ۲/ ۳۴).

مرجانه مادر عبید الله بن زیاد، حاکم خونخوار، پسر خود را به خاطر حادث قتل حسین(ع)، به شدت ملامت کرد و گفت: «یا خبیث قتلت ابن رسول الله لا تری الجنه ابداً (ابن جوزی، همان: ۲۵۹؛ مرآه الزمان فی تواریخ الاعیان: ۹۸؛ تذهیب التهذیب: ۱/ ۱۵۶ و ۲/ ۳۵۷).؛ تو ای عنصر ناپاک! فرزند پیغمبر را کشتی به خدا قسم هرگز بهشت را نخواهی دید. هرچند این زن از محبان اهل بیت(ع) نبود، ولی عمق فاجعه باعث شده بود تا او نیز از کردار فرزندش تبری جوید.

همسر مالک بن نصر کندی

نوار دختر مالک، همسر خولی، به گفت طبری از دوستداران اهل بیت بود. وقتی که خولی سر اباعبدالله(ع) را به خانه آورد، نوار به او گفت: چه خبر آوردی؟ گفت: ثروت روزگار را برای تو آوردم، این سر حسین است که در خان ماست.

نوار گفت: وای بر تو! مردم طلا و نقره می آورند، تو سر پسر پیغمبر(ص) را آوردی؟ به خدا سوگند! سر من با سر تو در یک جا جمع نخواهد شد (طبری، تاریخ طبری: ۵/ ۴۵۵).

با قیام مختار ثقفی، چون مأموران مختار به خان خولی آمدند، خولی در مستراح خانه مخفی شد و همسر خولی با اشار دست، مأموران را به سمت مخفیگاه خولی راهنمایی کرد. آنان پس از دستگیری خولی، وی را کشتند و بدنش را سوزاندند (ابن نما حلّی، ذوب النضار فی شرح الثار ۱۴۱۶: ۱۱۸ – ۱۱۹).

روز عاشورا، هنگامی که امام حسین(ع) به میدان آمد، پس از نبرد بسیار، خستگی بر امام غلبه کرد و حضرت در مکان خود ایستاد. هر کس از سپاه دشمن به او می رسید، برمی گشت تا آنکه مالک بن نصر مقابل امام آمد و با شمشیر بر سر حضرت زد؛ به طوری که عمام خزی که امام بر سر نهاده بود، قطع شد و شمشیر بر سر حضرت اصابت کرد و خون جاری شد و پر از خون گردید. امام حسین(ع) به او فرمود: امیدوارم با این دست، هرگز نخوری و نیاشامی و خدا تو را با ظالمان محشور کند (ابی محنف، همان: ۲۵۰؛ شیخ مفید، همان: ۲/ ۱۸۵).

مالک چون به کوفه رفت، عمام خونین امام را با خود به منزل برد و خواست خون آن را پاک کند که زنش آن را دید و از ماجرا مطلع شد. او مالک را عتاب کرد و از خانه بیرون انداخت (خوارزمی، همان: ۲/ ۳۵؛ مجلسی، همان: ۴۵/ ۵۳). مرد کندی خواست او را بزند، میخی به دست او فرو رفت و دست او از آرنج قطع گردید و به یک فقر کمرشکن مبتلا گردید (قندوزی حنفی، ینابیع الموده لذوی القربی ۱۳۸۵: ۳۴۸).

در اینجا جا دارد از زنی نام ببریم که وقتی مرگ را جلوی چشمان خود می دید، با کمال دین داری از شوهر خود دفاع کرد و کار پسندید وی را ستود. عمره دختر نعمان بن بشیر انصاری، همسر مختار ثقفی، کسی است که سالها پس از واقع عاشورا، در هنگام اسارت از مختار و کار وی تقدیر کرد و جان خود را از دست داد.

مصعب هنگامی که قیام مختار را سرنگون نمود، زنان مختار را احضار کرد و به عمره که یکی از همسران مختار بود گفت: عقیده ات دربار مختار چیست؟ عمره گفت: خدا او را رحمت کند، او بند صالح خدا بود.

مصعب او را زندانی کرد و به برادرش عبدالله بن زبیر نامه نوشت: این زن را عقیده بر آن است که مختار پیامبر بوده است. عبدالله در پاسخ او نوشت: او را بکش. پس یکی از مأموران مصعب عمره را با سه ضربه به قتل رساند، در حالی که او فریاد می زد و می گفت: یا ابتاه. در آن هنگام برادر او ابان بن نعمان بن بشیر به قاتل سیلی زد و به او گفت: ای ناکس! او را عذاب کردی تا در خون خود غلتید و جان داد. آن مأمور، ابان را نزد مصعب آورد و ماجرا را برای او بازگو کرد. مصعب گفت: او را رها کنید، زیرا منظر فجیعی را مشاهده کرده است! (ابن اثیر، همان: ۴/ ۲۷۵ طبری، همان: ۸/ ۷۴۳).

نقش زنان در زنده نگه داشتن نهضت عاشورا

از محورهای اصلی حضور زنان در نهضت عاشورا، رسالت مهم پیام رسانی همراه با حفظ ارزشهای اسلامی است. چارلز دیکنز در کتابش می نویسد: اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته های دنیایی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ (هاشمی نژاد، درسی که حسین(ع) به انسانها آموخت ۱۳۸۳: ۴۴۱).

بنی امیه سعی داشتند اهل بیت(ع) را خارجی معرفی کنند و عمل خود را در کشتن و اسارت زن و فرزند، بر مردم شام و کوفه زیبا جلوه دهند. روشنگریهای زنان در مسیر اسارت همراه با رعایت حجاب و عفاف این سؤال را در اذهان ایجاد می کرد که اگر این اسرا خارجی هستند، چگونه به حفظ ارزشهای اسلامی و عفاف خود تأکید دارند و اعتراض ایشان برای حفظ حجاب، چه دلیلی می تواند داشته باشد.

امام حسین(ع) نیز در شب عاشورا در گفت وگو با خانواده اش، آنان را به حجاب و عفاف توصیه نموده که بیانگر مهم بودن این ارزش اسلامی در رساندن پیام عاشورا به مردم بود (ابن طاووس، همان: ۱۴۲).

بعد از ایشان در مسیر اسارت نیز امام سجاد(ع) تا می توانست مراقب حفظ شئون بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد فرمود: مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی! (طبری، همان: ۴/ ۳۵۰).

اکنون به زنان عاشورایی می پردازیم که در قالب زنان پیام رسان، روایتگر، عزادار و شاعر در حفظ و زنده نگه داشتن یاد عاشورا تلاش کردند.

الف. پیام رسانی همراه با حفظ ارزش ها

به نقل شیخ مفید، پس از کشته شدن امام حسین(ع) و غارت خیمه های حرم رسول خدا(ص)، چشم زنان و دختران به عمر سعد افتاد. ایشان گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان بازگردانند، تا به وسیل آن خود را بپوشانند (شیخ مفید، همان: ۲/ ۱۱۳). ام کلثوم در کوفه با عصبانیت فرمود:

یا اَهلَ الْکُوفَه! اَما تَسْتَحْیونَ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه اَن تنظرُوا اِلی حرمِ النَّبی (مقرّم، همان: ۴۰۰)؛ ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *