تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل احیای تمدن اسلامی از دیدگاه مرحوم طالقانی :

مقدمه

یکی از رهاوردهادی مهم اسلام در حیات بشری، پایه گذاری تمدنی باشکوه بود که از برهه ای از تاریخ بسیاری از سرزمین ها را زیر نفوذ داشت و از حلقه های درخشان تمدن بشری به شمار می رفت و از آن به عنوان “تمدن اسلامی” یاد می شود. تمدن اسلامی با معارف عظیم قرآن و سنت و تلاش های مسلمانان در جنبه های مختلف علمی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و… توانست رشد یابد و میراث مشترک مردم و ملت هایی است که روزگاری اسلام در سرزمین آن ها نفوذ کرد و در ساخت و شکوفایی تمدن اسلامی ایفای نقش نمود. از این جهت تمدن اسلامی متعلق به نژاد و ملیت خاص نیست و همه گروه های نژادی و قومی در پیدایش و رونق آن سهیم هستند. به این ترتیب امروزه شاهد هستیم مسلمانان در کشورهای مختلف چون مصر و تونس با شعارهایی که بیانگر اسلام خواهی و استقرار حکومت اسلامی، که طبق بیان مقام معظم رهبری از آن به “بیداری اسلامی” تعبیر می شود، سعی دارند با بازگشت به اسلام راستین، فرهنگ و تمدن اسلامی را در جوامع بشری، نوسازی و علمی نمایند. ساموئل هانتینگتون، رییس انجمن علوم سیاسی آمریکا، معتقد است: «مسلمانان به گونه ای چشمگیر به سوی هویت اسلامی می روند و تأکید دارند که اسلام تنها راه حل است. احیای تمدن اسلامی، تلاشی برای یافتن راه حل، نه در ایدئولوژی غربی، بلکه در اسلام مدرن است که فرهنگ غربی را رد می کند و تعهد به اسلام را راهنمای زندگی در جهان مدرن می داند.» (هانتینگتون، ۱۳۸۰: ۹۸ – ۹۹) با توجه به مطالب فوق، لازم است که مسلمانان، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی را مطالعه نمایند و از ناکامی های گذشته عبرت گیرند و در این مسیر با هوشیاری قدم بردارند. اقبال لاهوری نویسنده، شاعر و فیلسوف پاکستانی، از جمله کسانی است که به نوزایی اسلامی عقیده دارد. او می نویسد: «ما اکنون مرحله ای را می گذرانیم که شبیه به مرحله انقلاب پروتستانی گری اروپاست… باید از آن عبرت بگیریم و با احتیاط تمام و آشنایی کامل گام برداریم.» (اقبال لاهوری، بی تا: ۱۷۵) اینکه مسلمانان با وجود هجمه های فرهنگی و سیاسی چگونه می توانند در مسیر تمدن اسلامی گام بردارند و لزوماً با چه راهکارهایی می توان تمدن اسلامی را از تمدن غربی شناسایی نمود و عوامل و مؤلفه های احیای تمدن اسلامی بر چه مباحثی اطلاق می شود، از جمله مواردی است که مسلمانان معاصر با آن روبه رو هستند و بایستی پاسخی روشن به این سؤالات دریافت دارند.

آیهالله طالقانی یکی از عالمان مبارزی است که در روزگار خویش بر لزوم تربیت اسلامی و بازگشت به اسلام اصیل پای فشرده و احیای تمدن اسلامی را از مهم ترین اهداف خویش قرار داده است. نظر بر این که سخنان ایشان بر قشر جوان زمان خویش تأثیرگذار بوده و ایشان توانسته اند با آثار خویش در این زمینه مفید واقع شوند و همچنین تاکنون در این مورد، هیچ اثر علمی از ایشان نوشته نشده است، در این مقاله سعی شده است با تکیه بر آثار ایشان، عوامل احیای تمدن اسلامی مورد بررسی قرار گیرد. گفتنی است با توجه به اینکه بسیاری از تحلیل های ایشان در این زمینه به صورت پراکنده، در کتاب مالکیت در اسلام و جلدهای مختلف پرتوی از قرآن وجود دارد؛ لذا از این آثار برای بررسی نظرات ایشان در این نوشتار استفاده شده است.

همان طور که بیان شد، علی رغم توجه ایشان به احیای تمدن اسلامی، تاکنون درباره عوامل احیای تمدن از دیدگاه مرحوم طالقانی کتاب یا حتی مقاله ای نوشته نشده است، ولی به صورت کلی درباره فرهنگ و تمدن اسلامی، کتاب ها و مقالات زیادی نوشته شده است که از مهم ترین آن کتاب ها می توان به موارد زیر اشاره نمود: ۱ فرهنگ و تمدن اسلامی نوشته علی اکبر ولایتی، این کتاب به صورت کلی به تعریف فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته و با بیان تاریخچه تمدن اسلامی، در یک فصل مجزا عوامل رشد و انحطاط تمدن را به صورت کلی بیان نموده است. ۲ تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی نوشته محمدرضا کاشفی، این کتاب نیز رویه کتاب پیشین را در بررسی مؤلفه های فرهنگ و تمدن اسلامی پیش گرفته و در یک فصل مجزا به عوامل انحطاط و احیای تمدن اسلامی پرداخته است. از مقالاتی هم که در این زمینه نوشته شده است، می توان به مقاله «تمدن اسلامی از دیدگاه امام خمینی » نوشته محمدرضا ضمیری که در شماره ۱۳۸ مجله معرفت چاپ شده است، اشاره نمود.

بحث و بررسی

مفهوم فرهنگ و تمدن اسلامی و رابطه آن ها

تمدن، مصدری عربی از باب تفعّل (مدن) و اسم مصدر فارسی است و لغت شناسان آن را به صورت های مختلفی معنی نموده اند. علامه دهخدا تمدن را تخلّق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و هجمیه و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت دانسته و همچنین در ادامه، تمدن را به ترتیب به “انتظام شهر نمودن و اجتماع اهل حرفه”، “اقامت کردن در شهر”، “شهرنشینی” و مجازاً “تربیت و ادب” معنی کرده است. (دهخدا، ۱۳۷۳: ۴، ۶۱۱۰۹) این کلمه در فرهنگ های انگلیسی مترادف با کلمات مؤدب، بانزاکت، نجیب، مبادی آداب، قابل احترام و شهرنشین آمده است.[۱]

در اصطلاح، معانی متعددی را برای آن بیان نموده اند. ویل دورانت دراین باره می نویسد: «تمدن، نظامی است اجتماعی که موجب تسریع دستاوردهای فرهنگی می شود و به منظور بهره گیری از اندیشه ها، آداب، رسوم و هنر دست به ابداع و خلاقیت می زند. نظامی است سیاسی که اخلاق و قانون، نگهدارنده آن می باشد و نظامی است اقتصادی که با تداوم تولید، پایدار خواهد ماند.» (دورانت، ۱۳۷۹: ۱، ۲۵۶) و در جای دیگر می نویسد: «تمدن مجموعه ساخته ها و اندوخته های معنوی و مادی جامعه ی انسانی است.» (دورانت، ۱۳۷۹: ۱، ۲۵۶) همچنین گفته شده است: «تمدن به معنای محدود آن، یعنی فقط افزایش دادن آنچه که انسان مصرف می کند و تجملات ظاهری که به ضرورت های روزانه زندگی اضافه می شوند. تمدن به معنای گسترده آن، یعنی نه فقط رفاه در زمینه ضرورت های روزانه، بلکه همچنین پالایش معرفت و پرورش فضیلت به نحوی که زندگی بشری را به مرتبه ای بالاتر بکشد.» (فوکوتسا، ۱۳۷۹: ۲، ۱۱۹) با توجه به تعاریف مذکور می توان گفت که تمدن به مجموعه فعالیت ها و ذخایر مادی و معنوی بشر تعلق دارد که هر کدام از این عوامل در جای خویش باعث پیشرفت نفوس و جوامع انسانی می شوند.

فرهنگ نیز در لغت به معنای علم، دانش، ادب، شعر، تربیت اجتماعی، مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم، عقل و خرد، تعلیم و تربیت آمده است. (عمید، ۱۳۷۷: ۹۵۳) این واژه نخستین بار در قرن یازدهم میلادی در اروپا ابداع شد و در دو معنی مراسم دینی و کشت و زرع به کار رفت که در حال حاضر در معنی دوم کاربرد دارد و از قرن شانزدهم میلادی دانشوران و هنرمندان واژه «culture» را برای نخستین بار در بعد معنوی اش به کار گرفته اند؛ به عبارت دیگر بعد از عصر رنسانس، معنای لغوی این واژه که به رشد طبیعی یعنی کشت و زرع گرایش داشت، گسترش یافت و درباره توسعه انسانی نیز به کار رفت.[۲] با توجه به تعاریف فوق، فرهنگ نیز در ابعاد مادی و معنوی جامعه تأثیر می گذارد.

بررسی واژه های فرهنگ و تمدن نشان می دهد که این دو کلمه از نظر معنای اصطلاحی می توانند در کنار یکدیگر به کار روند، ولی با این وجود، در این باره نیز نظریات متعددی ذکر شده است. هانتینگتون معتقد است که تمدن، بالاترین گروه بندی فرهنگی و گسترده ترین سطح هویت فرهنگی به شمار می آید. (هانتینگتون،۱۳۸۰: ۵۹) برخی نیز معتقدند تمدن، نمود فرهنگ به منزله روح تمدن است؛ به عبارت دیگر فرهنگ، تمدن زا و تمدن، فرهنگ افزاست و تأثیر فرهنگ بر تمدن، اثر زایشی است؛ یعنی از فرهنگ، تمدن زاده می شود و در پرتو آن رشد می کند و تأثیر تمدن بر فرهنگ، اثر افزایشی است و تمدن، در توسعه و نفوذ فرهنگ در جامعه، مؤثر است. تمدن می تواند با اندوخته های مادی و معنوی خود، انسان ها را به جوهره فرهنگ، رهنمون شود و در معرفی نقاط مثبت اجزای تشکیل دهنده فرهنگ و گسترش آن به جوامع دیگر و نفوذ آن در اندیشه ها نقش ایفا نماید. (کاشفی، ۱۳۸۹: ۴۳) پس میان فرهنگ و تمدن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و تمدن بدون فرهنگ تحقق نمی یابد؛ زیرا زیربنای همه تمدن ها، ساختارهای فرهنگی است و فرهنگ، زمینه لازم برای رشد تمدن به شمار می رود.

عوامل سازنده تمدن

غیر از فرهنگ، عوامل دیگری نیز در اعتلای تمدن نقش دارند. ویل دورانت چهار عنصر را سازنده تمدن می داند که عبارت اند از: پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی، سازمان سیاسی، سنن اخلاقی و کوشش در راه معرفت و بسط هنر. (دورانت، ۱۳۷۹: ۱، ۳ – ۷) از نظر ویل دورانت، ظهور تمدن هنگامی امکان پذیر است که هرج و مرج و ناامنی پایان پذیرفته باشد؛ زیرا فقط هنگام از بین رفتن ترس است که کنجکاوی و ابداع و اختراع به کار می افتد و انسان خود را تسلیم غریزه ای می کند که او را به شکل طبیعی، به راه کسب علم، معرفت و تهیه وسایل بهبود زندگی سوق می دهد. (دورانت، ۱۳۷۹: ۱، ۳ – ۷) اولیویا و لاهوس، مؤلفه های تمدن را چنین شرح می دهند:

الف) همه تمدن ها دارای مقررات و قوانینی هستند که معمولاً به صورت مجموعه ای مکتوب اند.

ب) همه تمدن ها دارای نوعی دولت هستند، دولتی با زمامداری پادشاهان یا روحانیان و در نهایت، نمایندگان منتخب مردم.

ج) همه تمدن ها خط و الفبایی برای ثبت و ضبط وقایع و امور دارند.

د) در همه تمدن ها، اشکال و انواعی از هنر و فعالیت های هنری پیدا می شود.

ه) همه تمدن ها زبانی برای انتقال و آموزش دستاوردهای خود به نسل بعد دارند.

و) همه تمدن ها علوم را تکامل می بخشند، خواه به خاطر قواعد علمی و خواه برای خدمت به اهداف دینی. (روح الامینی ۱۳۷۹: ۵۲)

با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد عوامل سازنده تمدن ریشه در عواملی چون دین به عنوان منبع معرفتی جوامع انسانی، داشتن نیروی انسانی متعهد با ویژگی هایی چون داشتن وحدت و پای بندی به اخلاق حسنه داشتن و عوامل محیطی مناسب با رفاه اقتصادی و نظام مدیریتی نسبتاً جامع دارد که تقویت هر کدام از این عوامل در احیا و تقویت تمدن ها می تواند نقش بارزی را ایفا نماید.

تمدن اسلامی از دیدگاه آیه الله طالقانی

آیهالله طالقانی از مهم ترین شخصیت های ایرانی و مصلحان اجتماعی است که با زبان تفسیر قرآن، مردم را به مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی دعوت کرد و حدود چهل سال برای احیای فرهنگ قرآنی – اسلامی تلاش نمود و از جمله کسانی است که با شعار “بازگشت به قرآن” توانست مفاهیم اسلامی و قرآنی را با بیان شیوا و رسا به مخاطبان خویش انتقال دهد. هرچند به صورت مستقل درباره عوامل احیای تمدن اسلامی کتاب یا نوشته ای از ایشان منتشر نشده است، ولی بررسی آثار ایشان نشان می دهد که مباحث گران بهایی در این زمینه مطرح نموده اند که مطالعه آن ها می تواند راهنمایی برای پویندگان فرهنگ و تمدن اسلامی قرار گیرد. در این تحقیق سعی شده است مباحث ایشان در زمینه تمدن اسلامی، در سه محور خلاصه شود که به قرار زیر است:

الف) رسالت جهانی اسلام

آیه الله طالقانی، رسالت اسلام را شکوفایی عقل بشری و تبیین درست روابط انسانی می داند. (طالقانی، ۱۳۴۴: ۱۲۸؛ همو: ۱۳۴۵: ۳، ۴۶۴) او می نویسد: «رسالت اسلام و هدایت قرآن برای برانگیختن عقول و فطرت و مبین روابط انسان و جهان و حقایق مطلق است تا به عظمت آفریننده و آفرینش چشم بگشایند و درهای بسته و کلیدها و راه گشودن آن ها را بشناسند و پله به پله و قدم به قدم به نهانخانه اسرار علمی وارد شوند؛ چنان که متفکران اسلام این راه را با شتاب پیمودند و درهایی را گشودند.» (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۷۸) از سوی دیگر او معتقد است که اسلام تنها دینی است که می تواند همه جوامع انسانی را رهبری نماید: «چون مسیر حرکت بشری و تحولات اجتماعی، گسترش روابط و تفاهم ملل و اقوام است، اسلام با پدید آمدن امتی که رسالت جهانی دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را دارد، موجب سرعت و جهش در این جهت گردد… همین رسالت بارز جهانی و اصول متحول و نافی امتیازات نژادی و بهره کشی بدنی انسان از انسان بود که امت اسلام جوامع مختلف را رهبری کرد و به هم پیوست و تفاهم و تحرک بخشید. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۳، ۲۹۲)

ب) نقد تمدن غربی

آیه الله طالقانی معتقد است که تمدن غربی به خاطر توجه ننمودن به ارزش های انسانی نمی تواند اجتماع بشری را به صراط مستقیم راهنمایی نماید: «این هم تمدن صنعتی مادی است که دید علمی اش تا اعماق اشیاء و فضا پیشرفته، ولی از ارزش ها و مواهب انسانی چشم پوشیده و به خوی ها و عادات جاهلیت برگشته و چشم به ثروت محرومان و تأمین انگیزه های حیوانی دوخته و برای سلامت و امنیت و رشد و آزادی انسان ها، چنان که باید، نمی اندیشد و اگر هم بیاندیشد، راه و طریق مستقیمی نمی یابد.» (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۱۲۶ و ۷۸) از نظر ایشان اساس و ریشه تمدن غربی، توجه افراطی به ثروت و مادیات است که نتیجه آن اضطراب مردم و از بین رفتن آرامش روانی است و نمود آن در جامعه، افزایش رهبانیت و تفریط در جامعه بشری است. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۱، ۴۳)

ج) بازشناسی عوامل انحطاط و عقب ماندگی مسلمانان

مرحوم طالقانی عامل اصلی سقوط انسان و اجتماع را «تبعیت از شهوت ها» معرفی نموده اند. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۱، ۱۳۴) که از پیامدهای آن تشکیل نظام استبدادی، تن پروری، خوش گذرانی و روی آوردن به نظام طبقاتی است: «(اگر) مردم متدین اصول آئین (اسلام) را نفهمند و یا منحرف گردانند و در اثر آن، طبقات ممتاز و فواصل اجتماعی و پیش آید و نیروها ناتوان و پراکنده شوند و ناامیدی و سستی پیش آید، قوای دشمن خارجی برتری یابد.» (طالقانی، ۱۳۴۵: ۱، ۱۹۳) او می نویسد: «مردمی که گرفتار اوهام و غرور و بالیدن به نیاکان خود و زبونِ تن پروری و علاقه های زندگی و قدرت ها شدند، هر چه هم خطر سقوط را از نزدیک احساس کنند و خود را آماده دفاع بنمایانند، همین که فرمان جنگ داده شد و درگیری جدی پیش آمد، جز اندکی از آن ها پایدار نمی مانند». (طالقانی، ۱۳۴۵: ۱، ۱۹۳) یکی دیگر از عوامل عقب ماندگی مسلمانان «تقلیدهای بی اساس و پایه» است که راه پیشرفت مسلمانان را مسدود می نماید. آیه الله طالقانی دراین باره می نویسد: «این گونه گرفتاری های عامه به آرزوها و امیدها و افتخار به گذشتگان و آثار برازنده آنان از آثار انحطاط و زبونی و ضعف قوای جسمی ملت هاست که این گونه «امنیه ها» را یگانه وسیله سعادت دنیا و آخرت خود می پندارند و به همان دلخوش و از قوانین عمومی زندگی غافل می گردند تا آنجا که مسلمانان این آیات و تاریخ گذشتگان را می شنوند و از انطباق به خود غافل و تنها چشم به گذشتگان دارند.» (طالقانی، ۱۳۴۵: ۱، ۲۰۷)

احیای تمدن اسلامی

احیا از کلمه “حی” در لغت به معنای زنده کردن، زنده ساختن، آباد کردن زمین، شب زنده داری کردن، زندگی و… آمده است. (عمید، ۱۳۷۷: ۱۲۵؛ معین، ۱۳۶۰: ۱، ۱۶۲) و منظور از احیای تمدن اسلامی، سخن از مباحثی است که موجب حیات و ماندگاری تمدن اسلامی می شود. در حقیقت، حیات واقعی زمانی است که در آن مرگ و توقف وجود نداشته باشد و همواره و از هر جهت سازنده و چهره گشا و تحول دهنده و پیش رونده و رو به تکامل باشد. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۲۲۵) احیای تمدن اسلامی امری تقدیری و تابع از مشیت الهی نیست که با انسان ها محقق نگردد، بلکه سنت های الهی تابع نفوس بشری است و به تعبیر قرآن مجید، خداوند قومی را تغییر نمی دهد؛ جز آنکه خود به تغییر خویش اقدام نمایند و از بزرگ ترین موهبت الهی، یعنی خرد و تعقل بهره گیرند.

إِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد/۱۱)

بررسی و بازخوانی آثار مرحوم طالقانی نشان می دهد که ایشان در لابه لای تفسیر خویش، به عواملی که باعث حیات و تکامل تمدن بشری و داشتن حکومت جهانی می انجامد، اشاره نموده اند که می توان مجموع بیانات ایشان را در سه مقوله فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تقسیم بندی نمود. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۲۱۱)

۱- عوامل فرهنگی

از نظر مرحوم طالقانی عوامل زیر می توانند از بعد فرهنگی در احیای تمدن اسلامی نقش ایفا نمایند:

الف) ایمان به خدا و قرار گرفتن در ولایت الهی

مرحوم طالقانی نیروی محرکه حیات بشری را در ایمان، انس انسان به خداوند (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۲۲۴) و قرار گرفتن در ولایت الهی می دانند. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۲۰۱) ایشان معتقدند که اسلام پیش از ارائه نقشه خود و پی ریزی آن، زمینه فکری را مورد نظر قرار داده و با تزکیه فکر از شرک؛ و تزکیه نفس از رذایل، نفوس بشر را با ایمان و تقوا می آراید. (طالقانی، ۱۳۴۴: ۱۲۹) انسان رشدیافته باید خود را متعهد و مسئول بشناسد و از انزوا بیرون آید و جنگ را در راه ولایت خدا و در برابر طاغوت را که سرنوشت انسان ها را به انحصار خود گرفته اند، در پیش گیرند و این را بدانند که اگر جنگ در راه خدا نباشد، در راه طاغوت است یعنی در راه بندگی و اسارت. (طالقانی، ۱۳۴۴: ۲۱۱) مرحوم طالقانی اعتصام به حبل الله را یگانه دستاویزی می داند که انسان را از سقوط در جاهلیت و ارتجاع بازمی دارد و انسان را به وحدت رویه و تعقل و تعالی و تحرک دعوت می نماید (طالقانی، ۱۳۴۵: ۳، ۲۵۶) از سوی دیگر ایمان باعث افزایش مسئولیت پذیری به جامعه می شود و پایه های بقاء و اجتماع بشری محکم تر می شوند (رک: طالقانی، ۱۳۴۴: ۱۳۹)

ب) عدالت خواهی و جلوگیری از ایجاد فاصله میان طبقات اجتماعی

از نظر مرحوم طالقانی واژه قسط و مشتقات آن در قرآن در موارد تأدیه حقوق افراد و اجتماع و اموال و پاداش ها و کیل و وزن آمده و قرآن اقامه قسط را اولین منظور و هدف اجتماعی رسالت همه رسل بیان نموده است.

لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (حدید/۲۵)

ایشان در تبیین «قسط» می نویسند: «قسط، رساندن و رسیدن همه مردم به آنچه در زندگی و اجتماع سهیم هستند، به فراخور استعدادها و مواهب طبیعی و روحی و اکتسابی تا جلوی استعدادها باز شود و موانع در میان نباشد و هر که خود را دریابد و فرد و گروهی بیش از استعداد باز شود و موانع در میان نباشد و هر که خود را دریابد و فرد و گروهی بیش از استعداد و عمل، از بهره های خلقت و فرآورده ها نبرند و از دیگران بهره گیری نکنند و هر کس به مقیاس استعداد و ذوق های ذاتی و اکتسابی در جای خود قرار گیرد و از حقی که دارد، بهره مند شود. این اساس مجتمع سالم و طبیعی است و هماهنگی با نظام جهان و زندگی که با اختیار و عقل و بیش و مکتبی شدن باید صورت گیرد». (طالقانی، ۱۳۴۵: ۳، ۵۳)

با توجه به مطلب فوق، نباید طبقه سودجوی جامعه اسلامی با خوردن اموال عمومی به باطل و به ناحق، ریشه بگیرد و در نظام اجتماعی اسلام طبقه ای به عنوان قشر حاکم، آن هم وابسته و همدست باطل خوران و سودپرستان، وجود ندارد؛ چون در این صورت ریشه و فروع طبقه حاکم محکم تر و وسیع تر می شود. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۷۶) از نظر ایشان اقتصاد اسلام مبتنی بر اصول حق و عدالت است، نه متکی بر گروه و طبقه ای خاص، و پیدایش طبقات اجتماعی نتیجه انحراف افراد و اجتماع از اصول حق و عدالت و ریشه گرفتن اندیشه تجاوز و استثمار و استعار است. (طالقانی، ۱۳۴۴: ۲۶۱) مرحوم طالقانی آثار بی عدالتی در جامعه را، از میان برداشتن حقوق و حدود افراد، بستن راه های رشد و کمال و باز نمودن راه های تباهی و رشد استعدادها، برتری یافتن فرومایگان و برکناری فرزانگان و ایجاد گروه ها و طبقات معرفی نموده اند که همه آن ها مراتب و مظاهری از فساد است که به از میان رفتن و تباهی محصول کشت و کار و نسل و استعدادها خلاصه می شود. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۲، ۹۸) پاک داشتن اجتماع از اختلاف طبقاتی و بهره کشی از یکدیگر و بستن راه نفوذ دشمنان به داخل مسلمانان و پاک کردن نفوس از خصلت های مادی و جوانب آن، پایه و مایه و علت العلل پیروزی های اجتماعی و نظامی است. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۳، ۳۲۹)

ج) لزوم مشورت در کارها

اصل شورا و مشورت در اسلام، برای همیشه یکی از پایه های اجتماعی اسلام است. حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:

من استبد برأیه هلک و من شار الرجال، شارکهم فی عقولهم. (شریف رضی، ۱۳۷۷: حکمت ۱۶۱)؛ هر کس استبداد رأی داشته باشد، هلاک و نابود می شود و هرکس با مردان به تبادل نظر بنشیند، در عقل هایشان شریک شده است.

مشورت موجب می شود که اندیشه ها و استعدادها رشد یابند و هر صاحب رأیی خود را در سرنوشت، شریک بداند و مسلمانان برای آینده و همیشه تربیت شوند و بتوانند در هر زمان و هر جا بعد از غروب نبوت، خود را رهبری کنند. اگر در این راه و برای تحکیم شورا هرچه زیان دهند، ارزش دارد تا با هر شکستی آراء محکم تر و قدم ها ثابت تر شود، شکست ها می گذرد، امت اسلامی باید به عالی ترین صورت اجتماعی باقی بماند. (طالقانی، ۱۳۴۵: ۳، ۳۹۵) از نظر مرحوم طالقانی مشورت موجب می شود که مسلمانان از بند تقلید و ترس فکری بیرون روند و صاحب شج

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *