تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت شامل 66 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل موثر در اصلاح و تربیت :

رُوِیَ عَن رَسولِ الله صلی الله علیه و آله و سلم: «إِنَّ الْغَیرَهَ مِنَ الْإِیمَانِ؛[۱]همانا غیرت از آثار ایمان است. بحث راجع به تربیت به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن به غیر بود. درباره­ روش دادن گفتیم محیط هایی که انسان در آنها ساخته می ­شود و روش می­ گیرد، ابتدا محیط خانوادگی است. لذا بحث را در این محیط مطرح کردیم و گفتیم فرزند از پدر و مادر- هم در بعد دیداری­، شنیداری­، گفتاری و کرداری – روش می ­گیرد. تربیت از ظاهر شروع می­ شود و بعد به باطن رخنه می­ کند.

عوامل موثر در تربیت به شرح ذیل است:

۱.رابطه تنگاتنگ بین اشخاص

۲.محبت و احسان

۳.پذیرش برتری مربی

اولین عامل موثر در تربیت، رابطه شخصی است

چند مطلب را می ­خواهم در باب تربیت و عواملی که در آن مدخلیت دارند عرض بکنم که قبلا هم به آنها اشاره شده بود، ولی الآن می­ خواهم یک مقدار بیشتر توضیح بدهم. اولین عامل که در تربیت مؤثر است، عامل رابطه شخص با شخص است. اینکه محیط خانوادگی را مطرح کردم، به دلیل این بود که در این محیط رابطه اشخاص تنگاتنگ است؛ محدود به گاهی اوقات نیست. شبانه­ روزی است و تقریباً در همه حالات است. این رابطه است که هم به انسان روش می ­دهد و هم باعث می­شود که طرف مقابل روش بگیرد. رابطه­ تنگاتنگ میان اشخاص این اقتضا را دارد. به خصوص که فرزند هم سریع می­ گیرد و هم عمیق.

رابطه تنگاتنگ مخصوص خانواده نیست

اگر بحث را دائر مدار رابطه تنگاتنگ خصوص رابطه پدر و مادر با فرزند قرار بدهیم و آن را فقط متمرکز در این کنیم، درست نیست. این رابطه تنگاتنگ، هرچند که معمولاً در روابط خانوادگی هست، اما گاهی اوقات دایره ­اش یک مقدار وسیع­ تر می شود. مسئله به طور غالب، خویشاوندی است – نزدیکان مثل خواهر، برادر و…- ولی ممکن است نسبت به کسانی که از نظر نَسَب با انسان رابطه ­ای ندارند نیز مطرح باشد. یعنی این نوع رابطه­ موثر در تربیت، درباره تمام کسانی است که انسان در زندگی با آنها آمیخته باشد و یک نوع آمیختگی داشته باشد. اینها هم از نظر تربیت، همین حکم را دارند. لذا گفتیم اصلا انبیاء بعثتشان برای روش دادن و آموختن روش اخلاقی به بشر بوده است؛ چه در بعد انسانی و چه در بُعد الهی­ شان. پیغمبر اکرم وقتی به رسالت مبعوث شد فرمود: « بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ؛[۲] من برای تمام کردن مکارم اخلاق مبعوث شدم.»

انسان اول نسبت به نزدیکان مسئولیت تربیتی دارد

خداوند خطاب به پیغمبر می­ گوید: «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَک الْأَقْرَبینَ؛[۳] و اقوام نزدیکت را انذار بده!»اول خویشاوندانت را انذار بده. البته خویشاوندان نزدیک، آنها مقدمند. ماده عشیره از نظر لغت «عشرت» است، معاشرت از عشرت است. یعنی معاشرت نوعی ارتباط زیاد و آمیختگی با یکدیگر است. لذا عشیره که گفته می­ شود، از همین باب است و مسئله خانواده را مطرح می­ فرماید. لغت عشیره را هم که به کار می­ گیرد، معنایش آن است که از نظر خانوادگی آنهایی را که با تو رابطه تنگاتنگ دارند را انذار بده! حتی قید أقربین را هم می­ گذارد، که اشاره به نزدیکان دارد.

دایره تربیتی مومن، خانواده، نزدیکان و همسایه­ ها

در باب تربیت آنچه را که می ­توان به عنوان عامل ابتدایی معرفی کرد، مسئله رابطه تنگاتنگ است که این عامل موجب می­ شود که شخص به دیگری روش بدهد و شخص دیگر از او روش بگیرد. در یک روایتی از امام صادق علیه السلام دارد که حضرت فرمودند: «لَا یزَالُ الْمُؤْمِنُ یورِثُ أَهْلَ بَیتِهِ الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ حَتَّی یدْخِلَهُمُ الْجَنَّهَ [جَمِیعاً]»[۴] مؤمن همیشه اینگونه است که برای خانواده­ و اهل بیتش، علم و ادب صالح و شایسته، به میراث می ­گذارد تا اینکه آنها را به بهشت می­ برد.[۵] «حَتَّی لَا یفْقِدَ فِیهَا مِنْهُمْ صَغِیراً وَ لَا کبِیراً وَ لَا خَادِماً وَ لَا جَاراً» به طوری که وقتی در بهشت رفت، هیچ کدام از اینها را مفقود نمی ­بیند. همه آنهایی که تربیتشان کرده است، هستند؛ کوچکشان هست، بزرگشان هست. بعد می­ گوید «وَ لا خادِماً» این را اضافه می ­گوید، حتی خدمت کاری را که رابطه تنگاتنگ و روزانه با او داشت و در متن زندگی او بود نیز همراه او هست. «وَ لا جاراً» حتی همسایه­ های او هم، به واسطه تربیت او و ارثی که برای آنها گذاشته است، در بهشت هستند.

همسایگی در گذشته با روابط نزدیک همراه بود

من حالا یک نکته­ را اینجا به آن اشاره کنم. سابق بر این، مسئله همسایگی، یک مسئله مهمی بوده است. چون رابطه­ ها خیلی تنگاتنگ بود. ما هم در اسلام بسیار نسبت به همسایه سفارش داریم. مثل الآن نبود که همسایه، همسایه­ اش را نمی­ شناسد که اصلاً کیست! ما عجب مسلمانی هستیم! در آن موقع این روایت ها صادر شده است. در آن موقع، همسایگی معنا داشته؛ از نظر بعد معنوی، اخلاقی، انسانی. فکر نکنید، این حرف ها تَعبُّد است. انسانیت اقتضا دارد که رابطه ها اینگونه باشد. یک رابطه تنگاتنگ میان همسایه ­ها بوده است. هر روز اینها با هم برخورد داشتند؛ برخورد روزانه. بعد رفت و آمد داشتند و… اینها همه گویای این مسئله است که این رابطه تنگاتنگ، نقش سازندگی دارد. قبلاً هم گفتم: غالباً این رابطه در خانواده هست! تعبیر به غالب می­ کردم که در رابطه میان پدر و مادر با فرزند، آنچه که در روش دادن و روش گرفتن، نقش دارد، مسئله رابطه تنگاتنگ است که هم نقش سازندگی دارد، هم تخریبی و غالباً در خانواده هست.

گناهکاران، خود، خانواده، دوستان و همسایگان خود را به جهنم می برند.

بقیه روایت را می­ خوانم «وَ لَا یزَالُ الْعَبْدُ الْعَاصِی یورِثُ أَهْلَ بَیتِهِ الْأَدَبَ السَّیئَ»[۶]بنده گناهکار همیشه روش زشت، به میراث می­ گذارد. در قسمت اول روایت «مؤمن» آمده بود، اینجا در مقابل می­ فرماید: «عاصی». یعنی آن کسی که مهار شرع سرش نمی ­شود و افسار گسیخته است. من همه اینها را قبلاً معنا کردم، دوباره توضیح نمی ­دهم. «حَتَّی یُدخِلَهُم النّارَ جَمیعاً» اینقدر این روش بد می ­دهد و آنها هم یاد می ­گیرند، که همه آنها را به جهنم م­برد. «حَتَّی لا یَفقِدَ فیها مِنهُم صَغیراً و لا کَبیراً و لا خادِماً و لا جاراً» تا آنجا که هیچ یک از خانواده و عیال و همسایگانش را مفقود نمی یابد. آنقدر روی خانواده ­اش، خدمتکارش و همسایه ­اش اثر سوء و زشت می­ گذارد که همه آنها وارد جهنم می­ شوند. در تربیت آنچه که هسته مرکزی است، رابطه تنگاتنگ است.

در تربیت نسبت خانوادگی موضوعیت ندارد

لذا ما آمدیم گفتیم اولین محیط، محیط خانوادگی است. اما چون آنکه نقش اساسی دارد مسئله رابطه است و نَسب مدخلیت ندارد، بایدد انست که این بحث در محیط های بعدی- آموزشی، شغلی، رفاقتی- هم همین­ عواملی را که می­ گویم محوریت پیدا می­ کند.

عامل دوم در تربیت: محبت

عامل دوم، عامل محبت است. اصلاً بحث ما پیرامون غیرت بود که از محبت ناشی می­ شود، و از اینجا شروع کردیم که رابطه پدر و مادر با فرزند، رابطه تنگاتنگ همراه با چاشنی محبت است؛ آن هم محبت قوی. کمی جلوتر برویم. سوال اساسی اینجاست که خودِ این محبت – که از شئون قلب و دل است- با چه چیزی حاصل می شود؟ با احسان. لذا ما در بحث تربیت یک عامل را به عنوان عامل احسان مطرح می­ کنیم که در باب روش گرفتن نقش اساسی دارد. در پذیرش روش ها نقش دارد. یعنی اگر مربی به مربایش احسان بکند، پذیرش­ او قوی می­ شود.

احسان جلب محبت می­ کند

لذا یکی از مسائلی که در باب تربیت مطرح است- حتی نسبت به رابطه پدر و مادر و فرزند هم همین است- آن چیزی که جلب محبت می ­کند و نقش سازنده دارد، احسان است. یعنی عامل احسان از عواملی است که در باب تربیت نقش اساسی دارد. چون قلوب را جذب می­ کند. ما روایات متعددی هم در این باب داریم که من به بعضی از آنها اشاره می­ کنم. این روایت از پیغمبر اکرم است که حضرت فرمودند: «جُبِلَتِ الْقُلُوبُ عَلَی حُبِّ مَنْ أَحْسَنَ إِلَیهَا؛[۷] دل­ها بر حب کسی که به او محبت بکند، آمیخته است.» علی علیه السلام که تعبیرات زیادی دارند «بِالإحسَانِ تُملَک القُلُوبُ؛[۸] با نیکی دل ها بدست می ­آیند.» «کم مِن إنسَانٍ اِستَعبَدَهُ إحسَانٌ؛[۹]چه بسیارند انسان هایی که بنده­ی نیکی شده­ اند.»«سَبَبُ المَحَبَّهِ أَلإِحسان؛[۱۰]سبب محبت نیکوکاری ا­ست.»اصلاً یک جایی دارد به اینکه می­ فرماید: «أَلإِحسانُ مَحَبَّهٌ؛[۱۱]احسان همان محبت است.» در اینجا حضرت هوهویت (این همانی) درست می­ کند. مسئله این است که عامل «رابطه تنگاتنگ» و «احسانی» هستند که در باب روش دادن و روش گرفتن- که اسم آن را ما تربیت گذاشتیم- نقش اساسی دارند.

عامل سوم: پذیرش برتری مربی

عواملی دیگری هم داریم که چون الآن بحث درباره آنها نیست، فقط یک اشاره­ ای می­ کنم و رد می­ شوم. این را باید در محیط دوم- یعنی محیط آموزشی- مطرح شود. و مسئله تربیت آنجا خیلی هم اساسی مطرح است. در محیط آموزشی آنچه لازمه تربیت است، پذیرش تفوُّقِ غیر از نظر درونی است. این یعنی اینکه مربا بپذیرد که مربی ­اش از او بهتر می ­فهمد. حالا در روابط گوناگون مطرح است؛ جنبه علمی- تجربی و…وقتی معلم به شاگرد مطلبی را می­ گوید، یا وقتی شاگرد هیکل معلمش می­ بیند که چطور حرف می ­زند و…وقتی از او تاثیر می­ پذیرد که تفوق و برتری او را پذیرفته باشد و قبول کند که او بالاتر و بهتر از خودش است.

تفاوت میان پذیرش و سلطه

البته پذیرش مطرح است نه سلطه. یک وقت اشتباه نکنید! این دو، دو مورد جدای از هم است. یک سلطه بر ابدان داریم و یک سلطه بر قلوب. من دومی را دارم می­ گویم که از عواملی است که در تربیت نقش اساسی پیدا می­ کند. این خودش یک بحثی است، من گفتم چون اینجا جای بحث نبود فقط اشاره کردم. در محیط آموزشی مربی ما فوق است و مربا هم این را پذیرفت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *