تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ، محتوای خود را در قالب 80 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عینیت و ارزش داوری در تاریخ :

چکیده : یکی از مسائل مورد اهتمام فلسفه نقدی تاریخ این است که آیا آن نوع نتایجی که مورخان مدعی اثبات آنند از همان عینیتی برخوردار است که عالمان علوم تجربی عموماً ادعای رسیدن به آن را دارند یا نه ؟ دلیل عمده نسبیت گروان در انکار عینیت نتایج مورخان ، استدلال از راه گزینش است . عینیت گروان در مقابل مدعی اند «اینکه مورخان در انجام پژوهشهای خود گزینشگرند نه خصلت پژوهش تاریخی ، بلکه خصیصه هر نوع پژوهشی است » و از این نظر تفاوت بین پژوهش تاریخی و دیگر انواع پژوهش وجود ندارد.

واژه های کلیدی : فلسفه نقدی تاریخی ، عینیت گروی ، نسبیت گروی ، تاریخ تبیینی ، تاریخ توصیفی ، گزینش تاریخی .

عینیت گروان و نسبیت گروان

در فصل پیشین ] پژوهشنامه متین ش ۵ / ۶: ۱۹۴ ۲۳۱ [ ، مسأله مورد بحث ، آن نوع فهم یا فهم پذیری بود که مورخان در موضوع مورد بررسی شان در پی آنند یا باید در پی آن باشند. هر چند آنچه که گفته شد نظریه کاملی در خصوص تبیین در تاریخ به حساب نمی آید؛ اما ملاحظاتی پدید آمد که این اعتقاد را مورد تردید قرار داد که شیوه های تبیینی مورخان از آنچه عموماً الگوی تبیین علمی خوانده می شود، کاملاً تبعیت می کند یا باید تبعیت کند. در فصل حاضر، به مسأله ای بازمی گردیم که ما را به بررسی جنبه های دیگری از وظیفه مورخ ، غیر از وظیفه صرفاً تبیینی هدایت می کند و آن این مسأله است که مورخان تا چه اندازه می توانند بحق مدعی اعتبار صدق عینی نتایجی گردند که معمولاً به آن می رسند آیا آنها، طبق سخن مکرر فون رانکه ، می توانند مدعی کشف گذشته ، آنگونه که واقعاً بوده است ، شوند یا نه . کسانی را که مدعی اند می توانند، غالباً «عینیت گروان » می نامند و کسانی را که منکر این امکان هستند غالباً به نام «نسبت گروان » می خوانند. به چند دلیل این اصطلاحات هیچ رضایت بخش تر از «پوزیتیویست » و «ایده آلیست » نیستند. اما آنها عموماً استعمال می شوند و به اندازه کافی برای اشاره به تفاوتهای مهمی که از این پس بیشتر روشن می شوند، مناسبند.

به قول دابلیو. اچ والش ، مسأله عینیّت تاریخی ، «مهمترین و نیز دشوارترین مبحث در فلسفه انتقادی تاریخ است ». یقیناً دلایل این قول که پژوهش تاریخی ، عینی نیست به نحو گیج کننده ای متعدد و مختلف است . برای مثال به قول مورخ آمریکایی ، چارلز بیرد، تاریخ عینی نیست ؛ زیرا مورخان ، برخلاف شیمیدانان یا فیزیکدانان واقعاً نمی توانند موضوع مورد بررسی شان را مشاهده کنند؛ زیرا اسناد و مدارکشان راجع به گذشته جَسته گریخته و ناقص است ؛ زیرا آنها حتی از مستندات ناقص و محدودی که در اختیار دارند باید گزینشهایی بکنند؛ زیرا آنها باید موادشان را در گزارش نتایجشان مرتب سازند؛ زیرا در به کارگیری مفاهیم سامان دهنده ، آنها ساختاری را بر گذشته تحمیل می کنند که هیچ گاه واقعاً نداشته است ؛ و زیرا آنچه آنها مطالعه می کنند متضمّن ملاحظات اخلاقی و زیبایی شناختی است . این مجموعه ای بسیار ناهمگن از نگرانیهاست ، و ابداً معلوم نیست که آنها همراه با هر معنای روشن و شفّافی از واژه «عینی » به ذهن آیند. در این فصل ، به منظور اینکه بحث سامان پذیرد، کانون بررسی ما این پرسش خواهد بود که چون تاریخ مستلزم ملاحظات اخلاقی و زیبایی شناختی است آیا باید آن را غیر عینی دانست روایتی از مسأله عینیت که هر چند تنها روایت مهم نیست ، در واقع چهارچوبی برای بسیاری از مباحث فیلسوفان و مورخان از عینیت فراهم آورده است . در بخشهای پایانی این فصل ، به اختصار هر چه تمامتر به بررسی برخی از شیوه های دیگر خواهیم پرداخت که در آنها امکان عینیت در اثر تاریخی گاهی مورد تردید واقع شده است .

طرح این پرسش از سوی مورخان که آیا تاریخ ، آنگونه که آنها بدان اشتغال دارند، می تواند به معنای فارغ از ارزش ، عینی باشد یا نه ، نشان از بدبینی آشکار آنهاست . کارل بکر وقتی اظهار می دارد که «مورخ نمی تواند داوری شخصی را کنار بگذارد »، احتمالاً از جانب عده زیادی سخن می گوید و بیرد وقتی اعلام می کند که «هر قدر که مورخ به تهذیب و تزکیه بپردازد باز همچنان انسان مخلوق زمان ، مکان ، اوضاع و احوال ، علایق ، شیفتگی ها و فرهنگ »، باقی می ماند و امید آن نمی رود که مانند «آیینه ای بی طرف » عمل کند، دیدگاهی را بیان می دارد که مورد اعتقاد عموم است . اما همان طور که چنین اظهارنظرهایی حکایت دارند معمولاً مورخان این سؤال را به شیوه ای شبه روان شناختی تفسیر می کنند. آنچه آنها بر آن تأکید دارند، مشکل عملی کنار گذاشتن پیشداوریها و کلیّت تعصّب به عنوان واقعیت طبیعت انسانی است . در مقابل ، علاقه فیلسوفان نقدی تاریخ صرفاً این نیست که مشخص کنند آیا تاریخ ، آنگونه که معمولاً تعقیب می شود، در واقع ، پژوهشی به لحاظ ارزشی بی طرف است یا نه ؛ دلبستگی آنها این است که مشخص کنند آیا تاریخ بدین نحو مفهوم و متصور است یا نه . به بیان ارنست نیگل ، سؤال این است که آیا چهارچوب ارزشی مورخ «علاوه بر آنکه به لحاظ علّی بر پژوهش وی تأثیرگذار است منطقاً نیز، در معیارهای اعتبار و به همان اندازه در معنای گزاره هایش نهفته است یا نه ؟ اگر اینطور باشد، اظهار تأسفهایی مانند اظهار تأسف بکر و بیرد، دیگر چندان اهمیتی نخواهد داشت ؛ زیرا اگر ارزش داوری منطقاً جزء مقوّم خود ایده پژوهش تاریخی است ، برای مورخان معنا ندارد که حتی سودای عینی بودن در سر داشته باشند.

همان طور که هانس میروف اظهار می دارد، معمولاً این فیلسوفان و نه مورخان بوده اند که در دفاع از حیثیت علمی رشته تاریخ ، قویاً به نفع امکان تاریخ عینی استدلال کرده اند. و فیلسوفانی که این چنین استدلال کرده اند معمولاً همانهایی بوده اند که از نظریه پوزیتیویستی تبیین تاریخی حمایت کرده اند. این ارتباط اتفاقی نیست . زیرا موضع این فیلسوفان کمابیش از این قرار است : آنها خواهند گفت ، وظیفه مورخ این است که واقعیتهای گذشته را احراز کند و به تبیین آنها بپردازد. اما اگر بیان همپل از تبیین صحیح باشد، دیگر درباره اینکه آیا مورخان می توانند مدعی عینیت بشوند به این معنا که نتایجی فارغ از ارزش استنتاج کنند، مسأله ای باقی نمی ماند. زیرا براساس آن بیان ، هدف تبیین این است که به شرایط کافی (یا تقریباً کافی ) آنچه در حال تبیینش هستیم اشاره کند و کفایت (یا کفایت تقریبی ) این شرایط از این طریق احراز می گردد که نشان داده شود آنچه در حال تبیینش هستیم طبق قوانینی که اعتبار تجربی دارند از آن شرایط قابل استنتاج است (یا به وسیله آنها محتمل شده است ). در تحقیقی از این نوع ، منطقاً، مجالی برای ارزش داوریهای مورخ نیست . اگر اصلاً اختلاف نظری هست ، قانوناً هیچ ارتباطی با ارزشهای محققان نمی تواند داشته باشد؛ آن اختلاف تنها می تواند ناشی از نقصان دانش آنها از قوانین مربوطه باشد. اگر قوانین دقیق یا مطلقاً کلی در دسترس نباشد، همان طور که در تاریخ عموماً اینگونه است ، ردِّ اختلاف نظرها درباره آنچه شرایط کافی (یا تقریباً کافی ) به حساب می آید را شاید بتوان به خوبی تا تفاوتهایی در داوری دنبال کرد. اما داوریهای مربوطه ، داوریهای ارزشی نیستند، آنها داوریهای استقرایی ؛ یعنی برآوردهای محتمل هستند.

همین نوع استدلال را در خصوص اثبات واقعیات مورد تبیین نیز به کار می برند. ادعا می شود تنها راه اثبات نتیجه ای درباره گذشته این است که بر اساس قوانین تجربی استدلال شود که رویدادهای مورد بحث ، باید رخ داده باشند. بنابراین ، تصور می شود طرح الگوی علمی از جانب همپل و دیگران علاوه بر ساختار استدلال مستند ساختار تبیین را نیز روشن می گرداند و همچنین این مفهوم از پژوهش ، مفهوم ارزش داوری مؤثر را طرد می کند. با این حال اگر ارزشهای مورخ بر نتایج به دست آمده تأثیر گذاشته باشد، می باید وقوع خطایی را در شیوه های مورد استفاده وی حدس زد.

مخالفت با این ادعای عینیت گروانه همانند اختلاف نظر بر سر ماهیت تبیین هم ناشی از اتخاذ دیدگاهی خاص است در باب رهیافتی که مورخان ضرورتاً به موضوع مورد بررسی شان دارند و هم ناشی از اتخاذ دیدگاهی در باب ماهیت خود موضوع . نخست این استدلال را بررسی می کنیم ، گزینشی که مورخان هنگام ارائه شرحهای تاریخی ضرورتاً به آن مشغولند، متأثر از ارزشهاست استدلالی که مندلبوم آن را «خاستگاه اصلی نسبیت گروی » نامیده است . آنگاه استدلال فیلسوفانی مانند آیزیا برلین و لئواستروس را مبنی بر اینکه خود موضوع تاریخ سرشار از ارزش است و این امر بیرون راندن ارزش داوری را از حوزه مطالعه مورخ غیر ممکن می سازد، مورد توجه قرار می دهیم . در ملاحظاتی که بیرد مطرح کرده ، این دو موضع نهفته است . هر چند این دو غالباً به عنوان مواضعی مغشوش و اشتباه رد شده اند، با این حال نشان خواهیم داد آنها توجه را به حقایقی مهم درباره ماهیت و منزلت پژوهش تاریخی معطوف می سازند.

مسأله گزینش

استدلال از راه گزینش بر آن است که مورخان هنگامی که افعال انسانی و دیگر امور مورد مطالعه شان را برمی گزینند تا آنها را در گزارشی تاریخی جای دهند، ضرورتاً به ارزشیابی آنها می پردازند. بار دیگر از بیرد نقل قول کنیم : «هر تاریخ مکتوبی … گزینش و تنظیم واقعیتهاست … عمل انتخاب ، اعتقاد و تفسیر با توجه به ارزشهاست ». توجه به دو نکته کمک می کند تا این استدلال را در جایگاه واقعی اش قرار دهیم .

نخست اینکه مسلماً درست به نظر می رسد که مورخان هرگز نمی توانند همه آنچه درباره موضوعات مورد پژوهش شان می دانند در گزارشهایشان بگنجانند. مثال مناسب آن این مسأله است که آیا آنچه مورخان به آن مبادرت می ورزند، مروری است بر تاریخ اروپای غربی از زمان سقوط رُم یا گزارشی است ساده از کاری غیر قابل برگشت . همچنین درست به نظر می رسد که مورخان هنگامی که با ضرورت گزینش مواجه می شوند معمولاً آنچه درباره موضوع مورد مطالعه شان چشمگیر یا حائز اهمیت می دانند به ما می گویند و از این رو آنچه آنها به ما می گویند بیان کننده مجموعه ای خاص از ارزشهاست . اما هرچند به سبب ملاحظه نخست ممکن است گفته شود گزینشی بودن گزارشهای تاریخی مشکل گریزناپذیر پژوهش تاریخی است ، چندان بدیهی به نظر نمی رسد که بتوانیم از ملاحظه دوم این نتیجه را اخذ کنیم که ارزیابی دانسته های امری ضرورت دارد. زیرا حداقل امکان منطقی آن وجود دارد که مورخ کاملاً به طور دلخواهانه دست به گزینش زند. گزارش حاصله ممکن است چندان جالب نباشد، اما مشروط بر اینکه آنچه به ما گفته می شود واقعاً نیز روی داده باشد، آیا نمی توان آن را همچنان به عنوان تاریخ نگریست ؟

نسبیت گروان به منظور رد این نظر ممکن است وضوح بیشتر ایده تاریخ را لازم بدانند. آنها مطمئناً به طور موجهی تأکید دارند بر اینکه مورخی که صرفاً گزاره هایی صادق در باب گذشته یا موضوعات مورد مطالعه خود را کنار هم می چیند هرگز به تاریخ آنگونه که ما از این واژه می فهمیم ، نمی پردازد. در این رابطه جالب است به ابهامی که در واژه «تاریخ » وجود دارد، اشاره کنیم که با تمایز مذکور در فصل اول بین تاریخ به عنوان جریان و تاریخ به عنوان پژوهش تصادم دارد. می توان گفت هر آنچه ما انجام می دهیم ، چه حائز اهمیت باشد چه نباشد، «در تاریخ می گذرد». در اینجا تاریخ به معنای هر چیزی است که در کل گذشته انسان اتفاق می افتد. اما به معنایی تا اندازه ای متفاوت از این واژه ، نمی توان در مورد شخصی که به نحوی عادی و پیش پا افتاده به کاری پرداخته ، گفت که او «سازنده تاریخ » است . به همین معنا گفته شده است که حکومتها از اینکه «هیچ تاریخی » نداشته اند، شادمان بوده اند. در اینجا این واژه به وضوح به رویدادها و افعال گذشته ای اختصاص می یابد که از اهمیتی برخوردار باشند. نسبیت گروان بر این باورند که وقتی از «ساختن تاریخ » توسط مورخ سخن می گوییم تاریخ به معنای دوم را در ذهن داریم و بی شک این سخن یا کوب بورکهارت که تاریخ عبارت است از «ثبت واقعیتهایی که یک عصر در عصر دیگر قابل توجه می یابد» را به ذهن بیاوریم بسیار از بیان کامل نقش واقعی مورخ فاصله دارد. شاید اظهار نظر جک بادزون تا حدّی رساتر باشد که این سخن که چیزی «در تاریخ وجود دارد» دلالت دارد بر اینکه ، آن چیز «به یاد ماندنی است ». آنچه انکار خواهند کرد، نسبیت گروانی که استدلال از راه گزینش را دنبال می کنند، این است که بتوان بیان رضایت بخش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *