تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غرب و پدیده خانواده های تک والدی :

چکیده:

یکی از مهمترین تغییرات در دو نسل گذشته جوامع غربی، پیرامون ازدواج و نهاد خانواده رخ داده است، به گونه ای که رشد فزاینده رخدادهایی نظیر افزایش طلاق، زندگی مشترک بدون ازدواج، تولد فرزندان نامشروع، روابط آزاد جنسی،…. تعداد و انواع خانواده های تک والدی را درپی بازتعریف خانواده افزایش داده است. روانشناسان و جامعه شناسان با گسترش چنین پدیده ای در غرب، اثرات زندگی در انواع خانواده های تک والد و خانواده های دو والد واقعی (مزدوج رسمی) را بر رفتار و وضعیت کودکان بررسی کرده اند. نتایج این تحقیقات تطبیقی حاکی از وجود اختلاف معنی دار در زمینه رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی، تحصیلی، بهداشتی، جسمی و جنسی کودکان خانواده های تک والد با کودکان خانواده های دو والد واقعی است. در این نوشتار برخی از انواع خانواده های تک والد و نیز نتایج پاره ای از چنین تحقیقات تطبیقی ارائه شده است.

واژگان کلیدی:

خانواده واقعی، خانواده طبیعی، خانواده های تک والد، خانواده های دو والد، مادران مجرد، زندگی مشترک بدون ازدواج، طلاق، خانواده مادر سرپرست، والدین، پدران مجرد، غیبت پدر، خانواده سنتی.

در طی دو نسل گذشته بر تعداد بچه هایی که با هر دو والدین خود زندگی نمی کنند و همچنین تعداد بچه هایی که حاصل زندگی های بدون ازدواج هستند، افزوده شده است. درپی این تغییرات ساختاری در نهاد خانواده، تغییراتی نیز در سایر بخش های جامعه ایجاد شده است که حاصل تکه تکه شدن و از هم پاشیدگی خانواده در غرب است. ازدواج و خانواده در ایالات متحده آمریکا در دو نسل گذشته تغییراتی اساسی شامل کاهش ازدواج های رسمی، افزایش طلاق، زندگی مشترک بدون ازدواج و تولد فرزندان نامشروع و … داشته است.

www.americanalues.org

)

در پی این تغییرات در ساختار و نظام خانواده، نوع جدیدی از خانواده، تحت عنوان خانواده تک والدی در بسیاری از جوامع به ویژه جوامع صنعتی پدیدار شده است که فرزند یا فرزندان در این خانواده ها با یکی از والدین خود زندگی می کنند. این نوع خانواده همچنین نتیجه روابط جنسی آزاد و بارداری خارج از قالب ازدواج می باشد. فرزندانی که بدین گونه متولد می شوند، نسبت بالایی را به خود اختصاص داده اند. محققان بیان می کنند جوامع صنعتی به لحاظ ساختار خاص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بیش از جوامع غیر صنعتی با این مشکل مواجه هستند. بر اساس تحقیقات، در سال ۱۹۹۵-۱۹۹۴، حدود ۲۲ درصد از کودکان انگلیسی، در خانواده های تک والدی به سر می بردند. این درحالی است که در سال ۱۹۷۲ این شاخص حدود ۷ درصد بوده است. در سال ۱۹۷۰ تعداد خانواده های تک والد دارای فرزندان زیر ۱۸ سال، بالغ بر ۸/۳میلیون خانواده بود که تا سال ۱۹۹۰ این تعداد به بیش از دو برابر یعنی ۷/۹ میلیون خانواده رسید. در واقع برای نخستین بار در طول تاریخ، تعداد خانواده های تک والدی ناشی از فوت یکی از والدین، از سایر انواع خانواده های تک والدی کمتر شد و تعداد کودکان خانواده های تک والدی ناشی از طلاق والدین و مادران مجرد بیشتر گردید؛ به طوری که ۴/۱ کودکان خانواده های تک والد، از میان مادران ازدواج نکرده و دختران نوجوان بودند و ۴۰ درصد دیگر از بچه های زیر هجده سال، تجربه اضمحلال خانواده را داشتند. (

www.hec.ohio-state.edu

)

تعریف و انواع خانواده های تک والدی

از دیرباز مفهوم خانواده متشکل از زن و مردی بوده که با ازدواج رسمی دارای فرزند یا فرزندانی بوده اند. در برابر این نوع از خانواده، گاه خانواده ای نیز ایجاد می شود که یکی از والدین، فوت شده یا طلاق رخ داده و فرزند یا فرزندان، در خانواده های ناقص یا تک والدی زندگی می کنند.

امروزه انواع مختلفی از خانواده های تک والدی در غرب ایجاد شده است اما در این نوشتار خانواده تک والدی ناشی از طلاق، فوت و بارداری خارج از چارچوب خانواده (والدین مجرد) بحث شده است.

خانواده های تک والد و اثرات آن بر کودکان

– اثرات اقتصادی

اکثر تحقیقاتی که در موضوع خانواده های تک والدی است، بر تأثیرات منفی عدم حضور پدر تأکید می کند و بیشتر در مورد پیامدهای منفی وضعیت نامطلوب اقتصادی بر روی کودکانی است که دور از پدرشان زندگی می کنند. این تحقیقات تأکید می کند که باید مطالعات تطبیقی در مورد تأثیر زندگی فقیرانه بر روی خانواده های تک والد و خانواده های دو والد انجام شود. پژوهشگران معتقدند که زیان فقدان پدر درخانواده های تک والدی که زن سرپرست آن است، تنها از دست دادن درآمد مرد نیست. پدرانی که همسرشان را طلاق داده اند، از تأمین معاش فرزندان خود دست می کشند و مادران را وامی دارند تا تمام بار مالی خانواده، اعم از خود و فرزندان را برعهده بگیرند، در نتیجه فشار اقتصادی باعث می شود که این مادران فرصت کمتری برای مراقبت از کودکان خود داشته باشند. (

Sylia Ann Hewltt, 1986

)

اغلب کودکانی که در خانواده های مادر سرپرست زندگی می کنند، ناگزیرند که به لحاظ عدم حضور پدر، با چالش های مالی و درگیری های آن مواجه شوند. این گونه کودکان (به ویژه کودکان طلاق)، غالباً اُفت از زندگی نرمال و استاندارد یا درگیری با فقر شدید را (خصوصاً کودکان غیر سفید پوست) تجربه می کنند. آنها اغلب از قدرت بیان ضعیف، دسترسی محدود به تحصیلات و بارداری زودرس رنج می برند، این شرایط نتیجه فقدان درآمد کافی و همچنین عدم حضور پدر در خانواده است. (

www.ncoff.gse.upen.edu

)

مک لوید[۱] (۱۹۹۰) علت وجود شرایط نامناسب زندگی را در بین خانواده های تک والدی (مادر سرپرست) بدان جهت می داند که نان آور جدید خانواده، با تبعیض نژادی و یا تبعیض جنسیتی روبرو است که موجب عدم اشتغال تمام وقت یا بیکاری وی می شود. مادران خانواده های تک والد در آمریکا، از بالاترین درجه تنگدستی رنج می برند و مادران مجرد آفریقایی- آمریکایی دو برابر مادران مجرد سفیدپوست، فقیر هستند. (

Ibid

)

مطابق آمار، تقریباً ۶۰ درصد از کودکان آمریکایی در خانواده هایی زندگی می کنند که فقط مادران در آن حضور دارند؛ همین موضوع سبب درگیری آنها با فقر است، در حالی که فقط ۱۱ درصد از خانواده های دو والد واقعی در فقر بسر می برند، جالب آن که میزان فقر در خانواده های تک والدی آفریقایی- آمریکایی بالاتر است، به حدی که از هر ۳ کودک خانواده های تک والد، ۲ کودک در فقر مطلق بسر می برد و معضلات اقتصادی یکی از مهمترین مشکلات و پریشانی های یک والد تنهاست. فشارهای دیرینه ناشی از فقر، به همراه حجم بالای وظایفی که مدام اضافه می شود، موجب آسیب پذیری و استرس در زندگی جدید می گردد. مادران مجرد، غالباً سیکلی از ناامیدی و یأس را برای خود و فرزندانشان تجربه می کنند.(

www.hec.ohio-state.edu

) آنها غالباً بسیار جوان و بی تجربه هستند و معمولاً فرصت و شانس کافی نداشته اند تا تحصیلات معمولی و رسمی خود را کامل کنند. این مادران به جهت نداشتن مهارت های شغلی کافی، بیشتر احتمال دارد که در فقر بسر برند و در مشاغل کم درآمد مشغول به کار شوند. (

www.watchtower.org/library

)

اشتغال به کار در خارج از خانه به جهت غیبت پدر، مشکلات بیشتری را به لحاظ امنیت و مراقبت از کودک به دنبال دارد. افزایش سه برابری چنین خانواده هایی در انگلستان در طی ۲۰ سال اخیر، حاکی از بحران خانواده، مشکلات نسل جدید، بدتر شدن وضعیت کودکان و نظایر آنها می باشد. این بحران در قرن ۲۱ در حال نفوذ و رسوخ به سایر جوامع می باشد. (

Ibid

)

– اثرات تربیتی

زمانی که سرپرست خانواده، مجرد، فقیر و شاغل است، غالباً برای انتخاب میان کیفیت تربیت کودکان دچار مشکل می شود. اغلب مشاغلی که درآمد کافی دارند، مستلزم صرف وقت به مدت طولانی و یا صرف ساعات غیر معمول برای کار هستند و این شرایط، برای اکثر والدین تنها، بدین معناست که آنها به عنوان سرپرست خانواده، کمتر می توانند از تجربیات و آموزش های تربیتی بهره گیرند، زیرا به میزان طولانی کار می کنند و یا از بچه های زیادی مراقبت می نمایند. (

Ibid

)

مادرانی که به تازگی بیوه شده اند، ضمن اینکه برای فقدان شریک و یار زندگی خود بسیار غمگین هستند، مجبورند وظائف و مسئولیت های خانه داری را نیز انجام دهند. این تعدیل و تنظیم وظائف ممکن است ماهها و یا سال ها طول بکشد تا اینکه آنان بتوانند از عهده مشکلات اقتصادی خویش برآیند و همچنین همزمان نقش دلداری و تسلی بخشیدن به فرزندان را ایفا کنند.

مادران مجرد نیز، بدون حمایت بستگان مخصوصاً والدین خود، مسئولیت بیشتری در تهیه مهدکودک مناسب برای کودکان خود دارند. آنها همچنین مشکلاتی را در تحمل فشارهای احساساتی از قبیل شرمندگی و تنهایی دارند. بعضی از آنان حضور فرزند را مانع یافتن همسر مناسب می دانند. البته کودکان نیز هر چقدر که بزرگتر می شوند، با سؤالاتی در مورد سرگذشت خود و نیازشان به حضور پدر، مادران را به ستوه می آورند. (

www.watchtower.org/library

)

پروفسور دیوید پاپ نو[۲] از دانشگاه رات گرز[۳](امریکا) در طی سه دهه کار به عنوان متخصص علوم اجتماعی، بیان می کند که اکنون عوامل کمّی را به عنوان سایر مدارک در کنار این امر مسلم و بدیهی می داند که داشتن خانواده ای با پدر و مادر اصلی، بهترین حالت زندگی برای کودکان است و خانواده تک والدی و خانواده هایی که پدر یا مادرخوانده دارند، حالت مناسبی نیست. اگر دیدگاههای کنونی درباره ساختار خانواده، فقط منوط بر دلائل و مدارک علمی باشد، آنگاه منازعه دیدگاههای رایج در جامعه، درباره خانواده، نمی تواند در مرحله نخست قرار گیرد. در حقیقت مدارک به طور صریح بیان می کند که «خانواده سنتی (دو والد مزدوج رسمی)» نه فقط «تنها واحد با دوام جامعه» می باشد، بلکه بادوام ترین واحد است. مهمترین شواهد، تحقیقاتی است که در کشور سوئد انجام شده است. یک گروه به عنوان نمونه، شامل بیش از ۶۵ هزار کودک با خانواده تک والد و یک گروه حدود یک میلیون کودک با خانواده دو والد واقعی، در طول یک دهه مورد مطالعه قرار گرفتند، این تحقیقات نشان داد علیرغم آنکه تعداد این دو گروه نامساوی بود، لیکن میزان انجام رفتارهای بسیار بد، در بین فرزندان خانواده های تک والدی، از فرزندان گروه دوم بیشتر است. همچنین افزایش میزان بروز بیماری های روانی، خودکشی یا اقدام به خودکشی، آسیب رسانی و اعتیاد در بین کودکان خانواده های تک والدی بیشتر است. (

www.family.org

)

مک لاناهان و سندفور[۴] (۱۹۹۴) دریافتند که میزان بیکاری جوانی که در خانواده تک والدی رشد کرده، بیشتر از جوانی است که در خانواده دو والدینی بزرگ شده است.

همچنین فرزندانی که از میان خانواده های تک والدی هستند، بیشتر از دیگران تمایل دارند که در سنین بین ۱۳ تا ۱۹ سالگی (با ازدواج و یا بدون ازدواج) در موقعیت پدر یا مادری باشند و این میزان تقریباً برای دخترانی که پس از سال ۱۹۳۵ در خانواده تک والدی به دنیا آمده اند، دو برابر است.

مک لاناهان و بیومپس[۵](۱۹۸۸) بیان داشتند که اغلب دختران خانواده های تک والدی (به ویژه خانواده های مادر سرپرست) تمایل دارند که زودتر ازدواج کنند و هر چه زودتر بچه دار شوند، همچنین احتمال طلاق، ازدواج مجدد و زایمان خارج از چارچوب ازدواج در بین آنها بیشتر است. این تأثیرات بر روی دختران سفید پوست بیشتر می باشد.

مک لاناهان و سندفور (۱۹۹۴) در یک پژوهش علمی دو گروه از دانش آموزان سال دوم تحصیلی را از بین خانواده های از هم پاشیده و خانواده های دارای دو والد مقایسه کردند. آنها دریافتند دانش آموزانی که در خانواده های ناپایدار زندگی می کنند، نسبت به دانش آموزانی که با پدر و مادر خود زندگی می کنند، از سطح بسیار زیاد مشارکت والدین در صحبت کردن و نظارت بر امور برخوردارند. گرچه نتایج مقایسه، در مدت زمان کوتاه (سال دوم دبیرستان) ممکن است گمراه کننده به نظر برسد، اما طلاق در این سن بحرانی، می تواند اثرات مادام العمری داشته باشد.

محققان در این تحقیق دریافتند که قصور در انجام وظایف والدینی نظیر مشارکت و رسیدگی ضعیف به امور کودکان در خانواده های تک والدی، این نتایج را دربردارد:

۵۰ درصد احتمال مردودی در مدرسه (که این میزان با کنترل والدین بر امور تحصیلی فرزندان بین ۶-۳ درصد است)

۲۰ درصد احتمال بارداری و داشتن فرزند در سنین ۱۳ تا ۱۸ سالگی (که این میزان با کنترل والدین بین ۵-۴ درصد است)

۱۰۰ درصد احتمال اخراج از مدرسه یا محل کار (که این میزان با کنترل بین ۳-۰ درصد است) (

www.poerty.smartlibrary.org

)

تحقیقات بسیار زیاد سال های اخیر در مورد خانواده های تک والدی (به ویژه مادران مجرد و خانواده های طلاق) نشان می دهد که اثرات این پدیده می تواند بسیار پایدار و مدت دار باشد. پس از تعدیل سایر عوامل و متغیرها مشخص گردید بچه هایی که تنها با یک والد زندگی می کنند، نسبت به بچه هایی که با دو والد زندگی می کنند، دو برابر بیشتر مبتلا به بیماری های روحی و روانی هستند. آنها همچنین در مورد احتمال خودکشی و بیماری های مربوط به مشروبات الکلی دو برابر بیشتر در معرض خطر هستند. خطر ابتلا به استفاده از مواد مخدر در بین دختران خانواده های تک والد، سه برابر پسران در این خانواده ها است. پسران در خانواده های تک والدی نسبت به دختران بیشتر در معرض مشکلات روحی- روانی و مسائل مربوط به مواد مخدر هستند، همچنین به دلایل مختلف، مرگ و میر در ایشان بیشتر است. دکتر بروس کوپلاند[۶]، یک روانشناس کودک در «بتسدا»[۷] می گوید: «بسیاری از مسائل مربوط به مشروبات الکلی و مواد مخدر در میان خانواده های تک والدی، بدین سبب است که سطح نظارت و رسیدگی به این کودکان نسبت به دیگران بسیار کمتر است. معمولاً والدین مجرد به جهت فقدان پشتیبان و حامی برای ادامه حیات خود و خانواده خود، غرق در کار و تلاش هستند. این وضعیت موجب می شود که مراقبت و نظارت کمتری بر کودکان خود داشته باشند.» (

Discoer health: Health Scout

News

)

والدین مجرد نسبت به والدینی که هر دو با هم مسئولیت خانواده را بر عهده دارند معمولاً فرصت کمتری را برای پرداختن به هرکدام از بچه های خود دارند. گاهی اوقات یک والد مجرد، با یک شریک جنسی زندگی می کند که همسر او نیست. این نوع زندگی از پایداری و ثبات کمتری برخوردار است. بچه هایی که در چنین خانواده هایی رشد می کنند، در زندگیشان بیشتر از دیگران در حالت چرخشی نسبت به سرپرستی توسط بزرگسالان هستند. (

www.family.org

)

– اثرات رفتاری

محققان معتقدند عدم حضور پدر، اثرات متفاوتی را بر روی دختران و پسران دارد. هنگامی که پدر خانواده حضور ندارد، پسران تمایل بیشتری دارند که قواعد و قالب های اجتماعی را نقض کنند. عدم حضور پدر، پایداری احساسی دختران را به مبارزه می طلبد، اما به نظر می رسد که ظاهر رفتار دختران را در مدرسه تحت تأثیر قرار نمی دهد.

اکثر تحقیقات، در مورد اثرات عدم حضور پدر در انجام کارهای خردمندانه و عاقلانه کودکان است. تعدادی از مطالعات نشان می دهد که کودکان در خانواده هایی که پدر در آن حضور ندارد، از هوش(

IQ

) پایین تری برخوردارند، همچنین بیان و گفتار آنها در سطح پائینی می باشد. مطابق نظر مات[۸](۱۹۹۴) تأثیر عدم حضور پدر بر تکلم و نوع بیان دختران نسبت به پسران بیشتر است. بیان عاقلانه اغلب پسران با عدم حضور پدر صدمه می بیند. متغیرهای واسطه ای دیگر، نظیر استراتژی و نحوه برخورد والدین و فرزندان می تواند این تفاوت ها را بیشتر و بهتر تبیین کند. مطالعات آسیب شناسی روانی بر روی کودکانی که با غیبت پدر مواجهند، نشان می دهد که این کودکان نسبت به کودکانی که پدر در خانه آنها حضور دارد، بیشتر در معرض ناهنجاری های احساسی و افسردگی هستند.

اکثریت تحقیقات، اثرات عدم حضور پدر را بر رشد هویت مردانگی، موفقیت در مدرسه و شجاعت اجتماعی تأیید می کند، زیرا این ویژگی ها در موفقیت فرد در زندگی بزرگسالی و اجرای کامل نقش یک مرد به عنوان تأمین کننده اقتصاد خانواده مؤثر است. محققان در دهه ۷۰-۱۹۶۰ دریافتند پسرانی که در خانواده های بدون حضور پدر زندگی می کنند، کمتر حالت مردانه دارند و بیشتر حالت زنانه به خود می گیرند. همچنین این پسران نسبت به پسرانی که پدرشان در خانواده حضور دارد، بیشتر مستعد همجنس گرایی هستند. تحقیقات بعدی به طور دائم این نتایج را تأیید نمود.

بیلر[۹] (۱۹۷۴)بیان می کند که پرخاشگری پسران در خانواده های بدون پدر بیشتر است و علت آن ناتوانی مادر به عنوان سرپرست خانواده در پرورش حالات مردانه در پسران است. براد[۱۰] (۱۹۹۰) امر کردن بیش از حد پسران را موجب ایجاد حالت پرخاشگری در آنها می داند. به اعتقاد وی حضور پدران موجب کاهش تمایلات پرخاشگری در پسران می شود و لذا به نظر می رسد پرخاشگری نتیجه غیرمستقیم ارتباط ناهمگون و ناسازگار پسر با پدر می باشد. (

www.ncoff.gse.upenn.edu

)

مطالعات جدید در دانشگاه کورنل[۱۱]بر روی کودکان نژادهای مختلف نشان داده است که در یک خانواده تک والدی که مادر در آن حضور دارد، در مقایسه با خانواده تک والدی با حضور پدر، اثرات منفی بر روی رفتار، بیان و گفتار کودک، کمتر است. هنری، ریس کیوتی[۱۲] محقق این دانشگاه معتقد است که آنچه در این مطالعات بیشتر مورد نظر قرار گرفته است، سطح معلومات و توانایی مادر و در مرحله پایین تر، کیفیت درآمد خانواده می باشد. به اعتقاد وی بین وجود نشانه های مادری و رفتار و بیان و عملکرد کودکان (سفید یا سیاه) در مدرسه، ارتباط قوی وجود دارد. (

Cornel News, May 6,2004

)

تحقیقات نشان می دهد که کودکان خانواده های تک والدی در مقایسه با کودکان دارای دو والد، سازگاری کمتری دارند. کودکانی که به وسیله یک والد بزرگ شده اند، با اشکالاتی نظیر پایین بودن طبقه اجتماعی، مسکن نامناسب و شرایط سخت اقتصادی مواجه هستند.[۱۳]

مشکلات رفتاری در بین کودکانی که والدینشان طلاق گرفته یا جدا شده اند، نسبت به کودکانی که والد آنها فوت شده است، به میزان بیشتری مشاهده می شود. تحقیقات استرالیا با ارائه نمونه های کافی نشان داده است که طلاق، خطری بزرگ برای گستره وسیعی از اجتماع است، همچنین طلاق والدین، عامل ایجاد مشکلات روحی در بین جوانان و بروز مشکلاتی نظیر عدم دستیابی کافی به تحصیلات، اعتماد به نفس ضعیف، اضطراب های روحی، ارتکاب به جرم و یا تکرار جرم، استعمال مواد مخدر و ارتکاب به تجاوز، زودرسی در حالات جنسی، ارتکاب جرائم بزرگسالانه، افسردگی و اقدام به خودکشی است.

مک لاناهان و سندفور (۱۹۹۳) معتقدند که کودکان خانواده های تک والد، نمی توانند کارهای خود را به همان خوبی بچه های دو والد انجام دهند. این مطلب، نتیجه ۱۰ سال مطالعه آنان می باشد. به اعتقاد آنها کودکانی که در خانه ای با حضور یک والد بزرگ می شوند، نسبت به کودکان خانواده هر دو والد واقعی، در شرایط نامساعد و نامطلوب تری قرار دارند، البته این امر، بدون درنظرگرفتن زمینه تحصیلات و آگاهی والدین و نژاد آنها و زمان تولد کودک و زوج هم بودن والدین در زمان تولد کودک می باشد. آنان استدلال می کنند که خانواده های تک والد، علاوه بر کمی درآمد و زندگی در یک جامعه و محیط ناخوشایند، زمان کمتری را برای شنیدن، خواندن و کمک به کودک در امور تحصیلی صرف می کنند. همچنین نظارت آنها بر فعالیت های اجتماعی کودکان در خارج از مدرسه بسیار کم است. (

www.family.org

)

این محققان دریافته اند که بچه ها در خانواده های تک والدی نسبت به خانواده های دو والدی زمان کمتری را با مادر خود می گذارنند. البته اختلاف میان میزان ساعاتی که خانواده های مادرسرپرست و خانواده های دو والد برای کارهایی مانند مطالعه و غذا خوردن صرف می کنند، ناچیز و لیکن بسیار پراهمیت است.

مادرانی که ازدواج مجدد نموده اند و مادرانی که با دوست پسر خود زندگی می کنند، کمترین وقت را صرف کودکان خود می نمایند و بدیهی است که ناپدری ها نیز برای گرفتن وقت مادر با کودکان رقابت می کنند. مادران مجرد نسبت به مادران خانواده دو والدی، کنترل کمتری روی فرزندان خود دارند.(

www.poerty.smartlibrary.org

)

– اثرات آموزشی

جیمز و ویلسون (۲۰۰۲) معتقدند کودکانی که با یکی از والدین خود زندگی می کنند، دو برابر بچه هایی که با هر دو زندگی می کنند، از مدرسه اخراج می شوند. پسرهایی که با یکی از والدین زندگی می کنند، بیشتر از آنهایی که با هر دو زندگی می کنند، هم از مدرسه و هم از محل کار اخراج می شوند. دخترهایی که با یکی از والدین زندگی می کنند، دو برابر آنهایی که با هر دو زندگی می کنند، به طور نامشروع باردار می شوند. (

James, Q. Wilson, 2002

)

کودکانی که فقط با مادرشان زندگی می کنند و با فقر و غیبت پدر مواجهند، بیش از بچه هایی که پدر و مادر در کنارشان هستند، مورد تجاوز قرار می گیرند، افت تحصیلی دارند، از مدرسه اخراج می شوند، دست به بزهکاری کودکانه می زنند، مواد مخدر مصرف می کنند و مرتکب جرائم بزرگسالان می شوند. لذا سلامت جسمی و روانی کودک در معرض خطر است و رفتن کودک به مدرسه و بازگشت وی از آن، به یک ماجرای پردردسر تبدیل شده است. فقر و غیبت پدر، چنین تأثیراتی را بر زندگی کودک می گذارد. (

Ibid

)

مک لاناهان و سندفور در کتاب «بزرگ شدن با یک والد مجرد»[۱۴] تلاش نمودند تا اثرات بزرگ شدن در خانواده تک والدی را در مقولاتی مانند موفقیت در مدرسه، سطح فعالیت شغلی و اجتناب از قرارگیری در موقعیت والدینی (بارداری و زایمان در سنین ۱۳ تا ۱۸ سال) بررسی کنند.

طبق تحقیق مک لاناهان و سندفور، کودکان تک والد، دو برابر بیشتر از بچه هایی که در خانواده های دو والدینی زندگی می کنند، در دبیرستان مردود می شوند. ۳/۱ درصد از کل دانش آموزانی که در آمریکا در دوره دبیرستان مردود می شوند، به دلیل از هم پاشیدگی خانواده می باشد. (حدود ۶ درصد از ۱۹ درصد کسانی که از درس افتاده اند خانواده از هم پاشیده دارند) (

www.poerty.smartlibrary.org

)

دانش آموزان دوره دبیرستانی که خانواده تک والدی دارند، نسبت به دانش آموزانی که در یک خانواده هسته ای زندگی می کنند، در امتحانات، نمراتی پایین تر از حد متعارف کسب می کنند، معدل پایین تری دارند و میزان شرکت آنها در کارهای مدرسه نیز در این گروه از دانش آموزان کمتر است. این دو جامعه شناس پس از بررسی موارد اختلاف در نمرات آزمون ها دریافتند که فرزندان خانواده های تک والد هنوز به گرفتن بدترین نمرات در معدل نهایی ادامه می دهند و همچنین در مورد شرکت در امور گروهی نیز در سطح پایین تری قرار دارند.

به اعتقاد مک لاناهان و سندفور، خانواده های تک والدی با پایین نگاهداشتن استعداد و انگیزه تحصیل در فرزندان، آسیب های زیادی را بر آنان وارد می کنند. آنان دریافته اند که رشد کودک در یک خانواده تک والدی، شانس ورود به دانشگاه را تا حدود ۶ درصد کاهش می دهد. همچنین فرزندانی که در خانواده تک والدی بزرگ می شوند، احتمال فارغ التحصیلی آنها بسیار کمتر از فرزندانی است که در خانواده دو والدینی بزرگ می شوند. (

Ibid

)

– اثرات بهداشتی (جسمی و جنسی)

نتایج تحقیقات نشان می دهد که فرزندان خانواده های تک والد و دو والد در رشد روانی، رفتارهای اجتماعی و هویت جنسی متفاوت هستند. البته متغیرهایی نظیر سطح درآمد و طبقه اقتصادی- اجتماعی در نتایج مؤثر است. به طور نمونه در شرایط برابری این متغیرها، بین رشد ذهنی، موفقیت علمی و رفتاری و هویت جنسی کودکان خانواده تک والدی و خانواده دو والدی تفاوت کمتری مشاهده می شود. (

Casion

, &

et al, 1982

)

مطابق نظر محققان دانشگاه واندربیلت[۱۵] رابطه اعضای خانواده به ویژه پدر با دختر بر روی سنی که دختر به بلوغ می رسد، بسیار مؤثر است. دخترانی که رابطه تنگاتنگی با والدین خود دارند و به شدت از سوی آنان حمایت می شوند، دیرتر به بلوغ و رشد می رسند و دخترانی که در محیط ارتباطی سرد و دارای فاصله ارتباطی با والدین خود هستند، در سن پایین تری به بلوغ می رسند. در واقع دخترانی که در طی ۵ سال اول زندگی خود، رابطه تنگاتنگ و مثبتی را با والدین خود داشتند، نسبت به دخترانی که روابط سرد با والدین خود داشتند، دیرتر به بلوغ می رسند. محققان دریافتند که کیفیت برخورد و رفتار پدران با دختران، مهمترین نشانه زمان بندی بلوغ دختران است. پدر دخترانی که دیرتر به بلوغ می رسند؛ معمولاً در رشد و تربیت دختران، همکاری و مشارکت بسیار دارند و پشتیبان و حامی همسر خود (مادر دختر) بوده اند، اما در سنین رشد دختران، ارتباط پدر با دختر بیش از ارتباط دختر با مادر می تواند مؤثر باشد. محققان معتقدند که دختران، ناآگاهانه زمان بلوغ خود را بر اساس رفتار پدرشان تنظیم می کنند. دخترانی که در خانه های بدون حضور پدر و یا با ناپدری زندگی می کنند، زودتر از دیگران به بلوغ می رسند. محققان بر اساس تئوری های مخ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *