توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غنا و موسیقی و نقد و بررسی دلایل حرمت آنها :
*-عضو هیئت علمی گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه قم
چکیده
بهره گیری از زیبائیهای جهان آفرینش به منزله مظاهر جمال و کمال الهی و پرورش و تقویت حس فطری زیبایی شناسی و زیبادوستی، از نیازهای آدمی است. غنا و موسیقی نیز از مظاهر زیبایی به شمار می آید. غنا در لغت به معنای خوانندگی و موسیقی به معنای نوازندگی است. عده ای پیدایش غنا و موسیقی را همزمان با پیدایش انسان دانسته و بهره مندی انسانهای وحشی و بی تمدن همچون بومیان آفریقا و استرالیا را از سرود و ساز، گواه بر این مدعا می گیرند.(۱)
در مفهوم لغوی و فقهی و عرفی غنا، اختلاف نظر وجود دارد. غنا در معنای لغوی، از غنای حرام [= مورد نظر شارع [عام تر است و شامل تمامی اصوات خوش می شود؛ به همین جهت، در برخی از احادیث به تَغَنّی در قرآن، امر شده است.(۲) نوشتار حاضر ضمن اشاره به دیدگاه های فقهی درباره غنا و موسیقی، به نقد و بررسی دیدگاه «حرمت مطلق غنا و موسیقی» پرداخته است.
کلید واژه ها:
غنا، موسیقی، تَغَنّی، حقیقت عرفی، عرف، قول زور، صوت مطرب، لهو الحدیث، زور، لغو، غناگران.
مقدمه
برخی از فقیهان، حقیقت عرفی غنا را از نظر تاریخی تحلیل نموده و گفته اند که در زمان نزول آیات و ورود روایات باب غنا، این واژه در مورد آوازهای لهوی و آلوده به گناه به کار می رفته و در اصطلاح دارای حقیقت عرفیه در این معنا بوده است. مشهور فقیهان امامیه بر این عقیده اند که «انّه الصوت المشتمل علی الترجیع المطرب» غنا صوتی است که دارای ترجیع و چهچهه طرب آور باشد. محقق ثانی در «جامع المقاصد» می گوید: مجرّد کشیدن صدا حرام نیست؛ اگرچه، دلها به سوی آن جذب شود و عدم حرمت تا جایی است که به صدای ترجیع دار مُطرب نرسد.(۳)
سه دیدگاه عمده درباره حکم غنا و موسیقی وجود دارد: ۱ حرمت، ۲ حلیت، ۳ تفصیل میان غنای لهوی و غیر لهوی؛ اما در این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه اول پرداخته ایم.
دیدگاه های فقهی و نقد و بررسی دلالت حرمت
اعتقاد به حرمت در باب غنا و موسیقی، مشهورترین نظر در میان فقهاست. این نظر غنا را مطلقا حرام می داند؛ اما، معنا و مفهوم یکسانی را از غنا ارائه نمی دهد. به نظر می رسد که بیشتر فقهای پیشین به این نظر معتقد بوده اند؛ چرا که، اغلب به حرمتِ خرید و فروش مغنّیه، فتوا داده اند، که نشانه اعتقاد آنها مبنی بر حرمت غنا می باشد و دلیل خاصی نیز از سوی آنان ارائه نگشته است.
۱. فقیه فرزانه مرحوم سید محمد جواد عاملی، در «مفتاح الکرامه» می نویسد:
«در این که غنا و مزد بر آن و شنیدن و آموزش دادن آن حرام است، اختلافی نیست؛ خواه در قرآن و شعر و دعا باشد و یا در غیر آنها، همگی حرام است. درست مانند آنچه که نویسنده «مجمع الفائده والبرهان» هم آورده است… تا این که محدث کاشانی و فاضل خراسانی، مثل غزالی از عامه، رشته جداگانه ای بافته و حرام بودن را به غنای همراه با محرمات دیگر نسبت داده اند.»(۴)
۲.۱. عبارت «کسب المغنیه حرام» در «فقه رضوی»،(۵) «مقنع» و «هدایه» شیخ صدوق آمده است. ایشان در این مورد می فرمایند:
«کسب مغنیه حرام و اجر فرد زانیه و بهای سگ، حرام است.»(۶)
۳.۱. شیخ مفید قدس سره در «مغنیه»، به کار بردن و خرید و فروش «سازها» و نیز درآمدِ آوازه خوانان و تعلیم و تعلّم آواز و نوحه های باطل را مشمولِ حکم حرمت می داند.(۷)
۴.۱. سلاّر(۸) نیز در کتاب «مراسم» می نویسد:
«کسب زنان خواننده و نوحه سرایی با کلمات باطل حرام است.»(۹)
۵.۱. ابن ادریس قدس سره گفته است:
«هر چیزی که باعث شادی مبتذل و سبکی شود مثل آهنگها و صداهای مختلف، حرام است.»(۱۰)
۶.۱. شیخ طوسی قدس سره در «نهایه»، انواع ملاهی و کسب و درآمد زنان نغمه گر و یادگیری آوازخوانی را حرام می داند.(۱۱) ایشان در کتاب «خلاف» می گوید: «الغناء محرم سواء کان صوت المغنی او بالقصب أو بالاوتار مثل العیدان و الطنابیر والنایات والمعازف و غیر ذلک واما الخرب بالدّف فیالاعراس والختان فانّه مکروه و قال الشافعی صوت المغنی والقصب مکروه و لیس بمحظور و ضرب الاوتار محرم کله و ضرب الدف فیالختان والاعراس مباح… .»(۱۲)
«غنا حرام است؛ خواه صدای مغنّی و آوازخوان باشد، خواه به وسیله نی یا سازهای زهی مانند عودها و طنبور و رودها و غیر آنها باشد؛ اما، دایره (دف) زدن در عروسیها و مراسم ختنه مکروه می باشد و شافعی گفته است: صوت مغنی و نی مکروه است و منعی ندارد و زدن سازهای زهی کلاً حرام است؛ اما، دف زدن در مراسم ختنه و عروسی مباح است… .»
۷.۱. محقق اردبیلی قدس سره در مورد آلات موسیقی چنین می گوید:
«…فیحرم فعلها و سماعها بالکتاب والسنه ولا یبعد الاجماع ایضا.»(۱۳)
«…پس استعمال آلات موسیقی و گوش دادن به آن، از نظر کتاب و سنّت، حرام است و ادعای اجماع در این مسأله بعید نیست.»
۸.۱. مرحوم نراقی نیز در مورد حکم آلات موسیقی می نویسد:
«یحرم الاشتغال بالملاهی و استعمال آلات اللهو و حرمته مصرح به فی اکثر کتب الاصحاب.»(۱۴)
«اشتغال به آلات لهو و موسیقی و به کار بردن آن، حرام است و در کتابهای اکثر فقها بدان تصریح گشته است.»
۹.۱. علاّمه مجلسی قدس سره در این باره می گوید:
«میان علمای شیعه، در حرمت استعمال آلات موسیقی همچون طنبور و عود و نای و دف و امثال اینها، خلافی نیست.»(۱۵)
۱۰.۱. صاحب جواهر در مورد «غنا» و آلات موسیقی چنین می گوید:
«بدون هیچ اختلافی، غنا از کسبهای حرام است و اجماع نیز به دو صورتش (محصل و منقول) و همچنین سنّت متواتر بر آن دلالت می کند. روایاتی در سنّت وجود دارد که غنا، را لغو و لهو و باطل می داند و در قرآن نیز از اینها نهی گشته است. بنابراین می توانیم بگوییم: دلایل سه گانه [کتاب، سنت و اجماع] بر حرام بودن، دلالت می کند؛ بلکه، باید گفت، حرمت غنا از ضروریات مذهب است.»(۱۶)
«در این که عود و صنج و دیگر آلات موسیقی و لهوی حرام است هیچ اختلافی نیست؛ یعنی، نوازنده و شنونده اش را فاسق می کند؛ بلکه، اجماع با دو قسمش (محصل و منقول) بر آن دلالت می کند.»(۱۷)
۱۱.۱. شیخ انصاری قدس سره نیز، غنا را مطلقا حرام می داند؛ ولی، از سخن ایشان چنین استنباط می شود که صدای لهوی باطل حرام است، ایشان آشکارا می گوید:
«در صورتی که حیطه صوت لهوی باطل، نسبت به غنا اعم یا اخصّ باشد، فقط همان محدوده صوت لهوی باطل حرام است نه غیر آن.» البته در نظر شیخ انصاری، غنا یعنی «صوت لهوی باطل» لذا ایشان در همه نمونه های غنا، صدای لهوی باطل را موجود می داند.(۱۸)
۱۲.۱. محقق خوئی درباره حکم غنا می گوید:
«به طور اجمالی بین شیعه هیچ اختلافی در حرمت غنا، نیست، اما عامه، به جهات خارجی، به حرمت غنا ملتزم شده اند و در نزد آنان غنا ذاتا امری مباح است.»
«هر صدای لهوی که از الحان اهل فسوق و معاصی به شمار می رود، غنای حرام است و از آشکارترین مصادیق آن، ترانه های شایع و رایج میان مردم است.»(۱۹)
۱۳.۱. استاد شهید مطهری در این مورد می گوید:
«غنا حرام است به خاطر حفاظت از عقل انسان و حفظ عفت.»(۲۰)
۲. دلایل نظرگاه حرمت و نقد آن
قائلان به حرمت، از سه دلیل کتاب، سنّت و اجماع در اثبات مدّعای خویش بهره می جویند. از آن رو که موضوع این بحث دلیل خاص عقلی را اقتضا نمی کند، کسی از حکم عقل در این مورد استفاده نکرده است.
۱.۲. کتاب
باید دانست که در آیات قرآن از لفظ «غنا» استفاده نشده، و امر و نهی خاصی صریحا بدان تعلق نگرفته است؛ بلکه، تمسّک کنندگان به این آیات، آنها را به واسطه دلایل خارجی همچون احادیث وارده در این باب، دلیل بر حرمت گرفته اند. در این آیات الفاظی نظیر «قول زور»، «باطل»، «لهو الحدیث» آمده که پاره ای آنها را به «غنا» معنا کرده اند. برای روشن شدن صحت و سقم این ادّعا، به بررسی تفصیلی این آیات می پردازیم:
۱.۱.۲. قول زور
«فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور.»(۲۱)
«از بتهای پلید و «سخن زور» اجتناب کنید.»
دلالت این آیه بر حرام بودن «قول زور» کاملاً آشکار است. «زور» به معنای باطل و دروغ آمده است. علاّمه طباطبایی در «المیزان» می نویسد: «کلمه (زور) به معنای انحراف از حق می باشد و به همین دلیل به دروغ نیز «زور» می گویند و نیز هر سخن باطل دیگری را زور نامند.»(۲۲)
گرچه با توجه به اضافه شدن «زور» به «قول» آیه ظاهرا از چیزی از جنسِ «گفتار و محتوا» نهی نموده است و نسبت به چیزهایی نظیر «صوت» که از مقوله کیفیت است ساکت است؛ ولی، منشأ اصلی حمل این آیه بر مورد غنا، احادیث وارده در تفسیر آیه مزبور است که بزودی به آنها خواهیم پرداخت. و اگر با استفاده از روایات بپذیریم که قول زور به معنای غنا است دیگر نسبت به صوت که از مقوله کیفیت است ساکت نخواهد بود؛ بلکه، نفس غنا، حرام خواهد بود، قدر متیقن از معنای غنا همان است که اشاره شد.
۲.۱.۲. لهو الحدیث
«و من النّاس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل اللّه بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذابٌ مُهین.»(۲۳)
«گروهی از مردم، خریدار سخنان بیهوده اند؛ تا، به نادانی مردم را از راه خدا گمراه و راه خدا را لوث کنند. آنان عذابی خوارکننده دارند.»
از این آیه، حرمت خرید «لهوالحدیث» استفاده می شود. در تفسیر «المیزان» درباره معنای این آیه آمده است:
«کلمه لهو به معنی هر چیزی است که انسان را از مهمّش باز دارد و «لهوالحدیث» سخنی است که انسان را از راه حق منحرف نموده و به خود مشغول کند؛ همچون، داستانهای خرافی و هدایت کننده به سوی فساد و فجور و یا سرگرمی به شعر و موسیقی و مزمار و سایر آلات لهو که همه از مصادیق «لهوالحدیث»اند.»(۲۴)
منشأ این که بسیاری از مفسران همچون علاّمه طباطبایی و طبرسی(۲۵) و بسیاری از فقها، غنا را از مصادیق «لهوالحدیث» دانسته اند آن است که تعدادی از روایات وارده از سوی معصومان علیهم السلام «لهوالحدیث» را به «غنا» تفسیر نموده اند.
۳.۱.۲. زور
«والذین لا یشهدون الزور و واذا مروا باللغو مروا کراما».(۲۶)
«آنان که به دروغ شهادت نمی دهند و چون بر ناپسندی بگذرند، با بزرگواری درگذرند.»
در تفسیر «مجمع البیان» چنین آمده است:
«بعضی گفته اند: «زور» به معنی شرک است. پاره ای دیگر گفته اند به معنی دروغ است و دروغی بالاتر از شرک وجود ندارد. برخی نیز گفته اند، به معنی اعیاد یهودیان و مسیحیان است.
مجاهد گفته است: «زور» غنا است و از امام باقر و امام صادق نیز چنین نقل شده است.
ریشه و اصل زور، به معنی «تزویر» و «باطل را به صورت حق نشان دادن» است.»(۲۷) این و آیه سوره حج، تقریبا دارای یک معنی اند و در تفسیر این آیه نیز روایاتی از ائمه اطهار نقل شده است که «زور» را غنا معرفی می نماید.
۴.۱.۲. لغو
«والذین هم عن اللغو معرضون.»(۲۸)
«و آنان از «لغو» اعراض می نمایند.» این آیه در مقام بیان وصف مؤمنان است و «لغو» به معنی کاری است که غرض عقلایی بر آن مترتب نباشد.
۲.۲. نقد و دلالت آیات باب غنا
گرچه برخی گفته اند هیچ یک از آیات فوق دلالت صریحی بر حرمت مطلق غنا ندارد، چرا که این دلالت، موانع متعددی بر سر راه دارد؛ ولی، به نظر ما دلالت برخی از آیات تمام است.
۱.۲.۲. عده ای معتقدند دلالت آیه اول، تنها چیزهایی را شامل می شود که از مقوله کلام باشد. به بیان دیگر هرچند تفسیر «قول زور» به غنا، مستند و قطعی باشد، اما ناظر به محتوای غنا خواهد بود و هنگامی غنا از مصادیق «قول زور» محسوب می شود که دارای محتوایی زشت و ضد ارزش (باطل) باشد. لذا اگر احادیث و قرائن ناظر به تفسیر آیه به مورد غنا، مقبول و مورد پذیرش باشد، تنها حرمت غناهای دارای محتوای زشت را ثابت می کند؛ اما، به نظر ما دلالت آیه، ظاهرا مطلق است و اختصاص به محتوا ندارد. بنابراین یا باید دلالت آیه بر حرمت غنا را انکار کنیم و یا اگر پذیرفتیم دیگر اختصاص به محتوا نخواهد داشت.
به علاوه گرچه روایات متعددی در تفسیر «قول زور» به غنا وارد شده است؛ اما، باید دانست که هیچ یک از این روایات از سند معتبری برخوردار نیستند؛ چنان که، به زودی بدان اشاره خواهد شد. البته با توجه به کثرت روایات و عمل مشهور، نظریه مذکور نیازی به اعتبار سندی و رجالی ندارد؛ زیرا، وثوق به صدور کفایت می کند.
۲.۲.۲. آیه دوم نیز تنها در مقوله کلام جریان دارد و همچون آیه اول، دلالت واضح بر حرمت نفس غنا ندارد.
این آیه دارای قید «یضلّ عن سبیل اللّه » است. به عبارت دیگر خود آیه، منظور خویش را بیان کرده و گفته است «لهوالحدیث»، چیزی است که انسان را از راه راست گمراه می کند. با این قید، آیه تنها ناظر به چیزهایی است که مشمول قید مذکور باشد. از طرفی غنا به صرف آن که سببِ یادآوری قیامت و معنویت نیست؛ نمی تواند در زمره گمراه کننده ها محسوب گردد؛ چه آن که بسیاری از افعال مؤمنان دارای چنین خصیصه ای نیست و تنها عنوان غفلت بر آن صدق می کند نه ضلالت. با این مقدمه می توان دریافت که تنها «غنای لهوی» در ناحیه دلالت آیه مزبور قرار می گیرد و شاید اطلاق احادیث مفسّر این آیه به سبب رواج «غنای لهوی» در آن دوران بوده است. البته بعید نیست که گفته شود مصداق لهوالحدیث، غناست.
۳.۲.۲. آیه سوم در مورد بیان یکی از صفات برجسته مؤمنان واقعی و «عبادالرحمن» است و هیچ دلالتی بر حرمت غنا ندارد؛ چه این که، «عبادالرحمان» دارای مقام والایی بوده و ذکر خصوصیات آنان به معنی لزوم داشتن آن خصوصیات برای همه مؤمنان نیست. نکته اصلی این آیه آن است که این «خصیصه نیک» یکی از شروط رسیدن به کمال حقیقی است. آیه، عدم حضور در چنین مجالسی را از صفات «عبادالرحمان» می داند ولی هیچ دلالتی بر حرمت حضور در آن مجالس ندارد؛ چرا که، اگر برپایی آن مجالس و شرکت در آن حرام می بود شایسته نبود مؤمن کامل، از کنار آن گذشته و توجهی به اصل امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشد. از طرفی اگر بپذیریم آیه، شرکت در مجالس زور را حرام نمی داند، این به معنی حرمت غنا نخواهد بود. چه آن که ممکن است حرمت حضور و شاهد بودن در چنان مجالسی از ناحیه چیز دیگری بوده باشد. از آنجا که آیه سوم با آیه اول مشابهت زیادی دارد، اشکالاتی که بر استدلال آیه اول وارد است، بر این آیه نیز وارد می شود.
۴.۲.۲. آیه چهارم نیز از آنجا که در مقام وصف مؤمنان است، حرکتی را ثابت نمی کند چه این آن که احتمال نمی رود وصف کمال واقعی مورد نظر بوده است. از طرفی «لغو» از آنجا که به معنی «کار بدون غرض عقلایی» است نمی تواند به طور مطلق حرام باشد؛ زیرا، با وجود آن که بسیاری از کارها دارای غرض عقلایی نیست، حکم حرمت شامل آنها نمی شود.
۵.۲.۲. حرمت هیچ یک از مفاهیم موجود در آیات همچون لغو، لهو و زور با معنای لُغَوِیشان، یقینی و قطعی نیست؛ چه آن که، بسیاری می دانند که حرکات و سکنات مردم، مملو از کارهایی است که شامل معانی لغوی واژگان مزبور می گردد، در حالی که احدی به حرمت آنها فتوا نداده است. از طرفی استفاده حرمت لغو، لهو، زور، باطل و… از آیات، دچار اشکالات فنی است که برای آشنایی با این اشکالات شما را به کتب این باب ارجاع می دهیم.(۲۹) با خدشه در حرمت موارد فوق، استفاده از آیات مذکور به منظور اثبات حرمت غنا نیز مشکل می گردد. گرچه همان طوری که گذشت با دو آیه قول زور و لهوالحدیث می توان بر حرمت غنا استدلال کرد.
۶.۲.۲. احادیثی هم که ناظر به تفسیر آیات فوق به مورد غنا، به معنای مطلق صدای شادی آفرین است، دارای اشکالات سندی و دلالی است که بدان خواهیم پرداخت.
۳.۲. سنّت
روایاتی که برای حرام بودن غنا به آنها استدلال شده، به چند دسته کلی تقسیم می شود:
۱.۳.۲. روایات تفسیری
دسته اول از روایات، روایاتی است که آیات یادشده را تفسیر می نماید؛ این روایات به ترتیب آیات مورد نظر عبارتند از:
الف. تفسیر آیه سی ام سوره حج
کلینی به سند خود از حسین بن سعید و محمد بن خالد و آنها از نصربن سوید، از درست، از زیدالشحام نقل می کنند که گفت: از امام صادق علیه السلام درباره قول خدای عزّوجل «واجتنبوا قول الزور» که از قول زور اجتناب کنید پرسیدم، حضرت فرمود: «قول الزور الغناء.»(۳۰) «قول زور یعنی غنا.»
روایاتی دیگر به همین مضمون از امام صادق علیه السلام با طرق مختلف نقل شده است که در کتاب وسائل الشیعه، ج ۱۲، باب ۹۹ از ابواب «ما یکتسب به» احادیث ۸ و ۹ آمده است. شیخ صدوق نیز در معانی الاخبار، ص۳۴۹ روایتی نزدیک به این معنا آورده است.
در روایتی صحیح از امام صادق علیه السلام نقل شده است که در تفسیر این آیه فرمود: «منه قول الرجل للذی یغنّی اَحْسَنْتَ.»(۳۱) «از جمله [مصادیق] قول زور، سخن کسی است که به غناکننده می گوید: احسنت.»
ب. تفسیر آیه پنجم سوره لقمان
کلینی به سند خود از علی بن ابراهیم، از پدرش، از ابن ابی عمیر، از علی بن ابراهیم، از ابن مسکان از محمدبن مسلم نقل می کند که از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: «الغناء ممّا و عداللّه علیه النار، و تلا هذه الایه: و من النّاس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل اللّه … .»(۳۲) «غنا از آن گناهانی است که خدا بر آن وعده آتش داده است و در این آیه آمده است که: واز مردم کسانی هستند که سخن لهو را می خرند تا از راه خدا گمراه کنند.»
روایاتی به همین مضمون در کتب وسائل، ج ۱۲، ص ۲۲۶، باب ۹۹ از ابواب ما یکتسب به، احادیث ۶، ۷ و ۱۶، معانی الاخبار، ص ۳۴۹ و مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۱۳ آمده است.
ج. تفسیر آیه ۷۲ از سوره فرقان
در دو روایت صحیح محمد بن مسلم و ابی الصباح آمده است که امام صادق علیه السلام درباره قول خداوند در آیه «والذین لا یشهدون الزور» فرمودند: «مراد غنا است.»(۳۳) و (۳۴)
د. تفسیر آیه سوم سوره مؤمنون
در ذیل این آیه، روایتی آمده است که امام فرمودند:
«انه الغناء والملاهی.»(۳۵) «آن لغو، لهو و لعب است.»
۲.۳.۲. نهی از استماع غنا و شرکت در مجالس غنا
از حضرت امام موسی کاظم علیه السلام پرسیده شد:
«عن الرجل یتعمد الغناء یجلس الیه؟ قال علیه السلام لا.»(۳۶) «آیا می توان نزد کسی که قصد آوازخوانی دارد نشست امام فرمود: نه.»
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«استماع اللهو والغناء ینبت النفاق کما ینبت الماء الزرع.»(۳۷)
«شنیدن لهو و غنا موجب رویش نفاق [در دل و جان] می گردد: همچون آب که گیاه را می رویاند.»
در روایتی از امام صادق علیه السلام در جواب پرسش از غنا آمده است: «لا تدخلوا بیوتا اللّه معرض عن اهلها.»(۳۸) «به خانه هایی که خداوند از اهل آنها اعراض نموده، وارد نشوید.»
۳.۳.۲. مرجوح بودن غنا
پاره ای از روایات تنها بر مرجوح بودن غنا و نیکو بودن ترک آن دلالت می کنند:
مرحوم صدوق قدس سره از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: «الغناء یورث النفاق و یعقب الفقر.»(۳۹) «غنا زمینه ساز نفاق و فقر است.»
در «المقنع» از قول امام صادق علیه السلام آمده است: «شرالاصوات الغناء.»(۴۰) «بدترین اصوات، غنا است.»
در «دعائم الاسلام» ج ۲، ص ۲۰۸، سنن بیهقی، ج ۱۰، ص ۲۲۳، وسائل، ج ۱۲، ص ۲۳۹، حدیث ۱۰ و سنن ابی داود، ج ۵، ص ۲۲۲ احادیثی ذکر شده است که تنها توانایی اثبات مرجوحیّت غنا را دارند. بلی اگر مفهوم غنا را به معنای صوت مطرب لهوی بگیریم می توان از این آیات و روایات بر حرمت مطلق غنا استدلال کرد.
۴.۳.۲. حرمت مزد غناگران
بسیاری از روایات وارد در این باب، مزد و قیمت غناگران را حرام معرفی کرده اند که بالملازمه حرمت غنا از آن برداشت می شود.
عبداللّه بن جعفر از محمد بن الحسین، از ابراهیم بن ابی البلاد نقل می کند که گفت به امام کاظم علیه السلام گفتم: فدایت شوم یکی از شیعیان شما، کنیزان غناگری دارد که قیمتشان چهارده هزار دینار است و او ثلث قیمت آنها را برای شما قرار داده است. حضرت فرمودند:
«لا حاجه فیها، ان ثمن الکلب و المغنیه سحت.»(۴۱)
«من به این پولها حاجتی ندارم، همانا پول سگ و غناگر شدیدا حرام است.»
قریب به همین معنا، احادیثی دیگر در کتب روایی آمده است.(۴۲)
۵.۳.۲. حرمت خواندن قرآن با آهنگهای لهوی
مرحوم شیخ صدوق به سند خویش از امام رضا علیه السلام ، از پدرانش از علی بن ابی طالب علیه السلام نقل می کند که فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:
«اخاف علیکم استخفافا بالدین و بیع الحکم وقطیعه الرحم و ان تتخذوا القرآن مزامیر، تقدمون احدکم و لیس بافضلکم فیالدین.»(۴۳)
«من می ترسم بر شما در چند چیز: کوچک شمردن دین و فروختن حکم و قضاوت و قطع نمودن رحم و این که قرآن را با مزمارها و آهنگهای لهوی (یا همچون آنها) اخذ کنید، و تقدیم بجویید در حالی که از نظر دینی، افضل و شایسته تر از سایرین نباشید.»
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مقالات
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.