تعداد بازدید
2 بازدید
ریال91.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق شامل 92 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرزند آوری در میزان عقلانیت اجتماعی و اخلاق :

«فرزندآوری» موضوعی اختلافی در دوران معاصر

«فرزندآوری» مدّتهاست که موضوع بحثهای نظری اختلافی در میان مکاتب مختلف علوم اجتماعی قرار گرفته است. البتّه گرایشات سیاسی و عمل گرایی سیاسیّون نیز در این پدید آمدن این بحث بی اثر نبوده است؛ چرا که بسیاری از دولتها راحتی خویش را در مدیریت و مواجهه با مشکلات، اموری سلبی مانند کنترل جمعیّت می دانند. در این میان نوچه ها و دلبستگان رسانه ای احزاب حاضر در قدرت نیز فعّالیّت شدیدی در ترویج این نظریات راحت و سلبی دارند.

به هر حال هنگامی که سخن از موضوع «فرزندآوری» به میان می آید، یک رویکرد این است که موافقان و مخالفان مسأله «فرزندآوری»، ایده خود را به محک براهین عقلی و استدلال های اجتماعی و محک های اخلاقی بگذارند تا ببینند که بر اساس این ملاک ها، باز هم می توانند نظر خود را ثابت کنند یا نه.

بر همین اساس نظر مخالفان «فرزندآوری» تقریر و سپس ذیل هر نظر، استدلال های مخالف آن را بیان می نماییم.

اخلاقی بودن یا نبودن فرزندآوری؟

ممکن است عده ای، اخلاق را بهانه ای برای فرزندگریزی خود عنوان کنند و با این استدلال که فرزند آوری در زمانه ما امری «غیراخلاقی» است، نخواهند فرزندی داشته باشند.

آنها در مقام استدلال ممکن است بگویند که:

اولا: جهان ما مملوء از بلاها و رنج ها و دردهای فراوان است و اینکه ما بخواهیم برای تجربه لذت فرزند داشتن، کودکی را وارد چنین محیط ناامنی بکنیم، امری غیرمنصفانه است.

ثانیا: به فرض اینکه بتوانیم بر دغدغه پیشین غلبه کنیم و فرزندی را به دنیا بیاوریم، نمی دانیم که باید او را بر طبق کدام مکتب روان شناسی یا تربیتی یا ارزشی بزرگ کنیم و همین سردرگمی اجحاف در حق فرزند است.

ثالثا: از آنجایی که تعهد به انجام وظایف مان به عنوان والدین تعارض با تعهدمان به خودمان برای پیشرفت و رشد و رسیدن به امور دل خواه مان می یابد، بنابراین فرزندآوری موجب تعارض ها و تناقض های اخلاقی می شود که بیرون آمدن از آن حتی اگر غیرممکن نباشد اما بسیار سخت و پیچیده است.

نقد:

یکی از مهم ترین پاسخ هایی که به این استدلال می توان داد این است که مدعی وقتی می گوید که «فرزندآوری امری خلاف اخلاق است» دقیقا منظورش کدام اخلاق است؟ اخلاق دینی؟ اخلاق وظیفه گرایی؟ اخلاق نتیجه گرایی؟ اخلاق قاعده محور یا عمل محور؟ اخلاق فضیلت گرایی؟ اخلاق قراردادگرایی؟ اخلاق ابرازگرایی یا دیگر تئوری های اخلاقی؟ دقیقا کدام نظام اخلاقی مدنظر است؟

از این عدم تعین نظری که بگذریم باید بگوییم اینکه امری بالقوه تعارض برانگیز باشد نمی تواند دلیلی برای فرونهادن آن باشد. موارد زیادی در حیات هر انسانی وجود دارد که وارد شدن به آن تعارض برانگیز است اما ادله کافی برای ترک آن فعل وجود ندارد. برای مثال می توان این سوال را به «اصل زندگی» بازگرداند و مدعی شد چون زندگی اصالتاً تعارض ایجاد می کند باید آن را فرونهاد و احیانا خودکشی کرد! آیا مدعی غیر اخلاقی بودن فرزندآوری حاضر است لوازم نظرش را بپذیرد؟

بله هیچ کس نمی تواند منکر این باشد که عالم پیرامون ما آکنده از بلیه های طبیعی و انسانی است. این رنج ها آن قدر زیادند که تبدیل به بخشی از زندگی روزمره آدمی شده اند اما در مقابل، در اینکه لذت و سرخوشی هایی هم در این عالم یافت می شود شکی نیست. سؤال اینجاست که کدام یک بر دیگری برتری و فراوانی دارد؟ مدعیان غیراخلاقی بودن فرزندآوری می توانند به نحو عینی و با اعداد و ارقام ثابت کنند که رنج ها و دردهای گرفتاری در حیات انسانی بیشتر از لذات و کامیابی های آن است؟ آیا آنها قادرند کوشش و تلاش نوع بشر را برای طولانی کردن حیاتش را با وجود همه رنج های دنیای پیرامون منکر شوند؟ آیا همین که یک زن و مرد با فرزنددار شدن، انسان دیگری را به حیات دعوت می کنند به این معنا نیست که در نظر آنها حجم خوشی ها و تجارب لذت برانگیز در عالم پیرامون شان بالاتر از میزان درد و رنج است؟ آیا نمی توان گفت که فردی که دیگران را به این جهان دعوت می کند بنا به لطف و نیت خدمت کردن به دعوت شدگان چنین می کند؟ مسلما چنین است.

علاوه بر آن، اینکه کسی بخواهد غیراخلاقی بودن فرزندآوری را با تمسک به بلاتکلیفی در انتخاب تئوری برتر تربیتی و اخلاقی اثبات کند نیز پذیرفتنی نیست؛ چرا که چنین امری به معنای نسبیت گرایی و درست پنداشتن همه تئوری های موجود برای عمل خواهد بود. امری که در هیچ پارادایم علمی ای تلقی به قبول نمی گردد. برای مثال اینکه ما تئوری های گوناگون فیزیکی یا هندسی داشته باشیم دلیل می شود که ما فیزیک را رها کنیم و قاعده مندی آن و عمل بر اساس آن را امری محال بدانیم؟! به همین سبب می گوییم که تعدد تئوری های روانشناختی و تربیتی برای تربیت فرزندان دلیل متقنی را برای این ادعا فراهم نمی کند که فرزندآوری از لحاظ اخلاقی غیر موجه باشد.

این استدلال نیز که فرزندآوری موجب تعارض والدین و فرزندان در برآورده کردن خواسته های شان می گردد نیز ناتمام است. علاوه بر آن چه چند سطر پیش درباره غیرقابل ترک بودن پدیده های انسانی صرفا به خاطر پدید آمدن یک تعارض گفتیم، می گوییم که اتفاقا بسیاری از تعارضات سبب رشد و تعالی آدمی می گردد و تئوری های دینی و عرفانی و اخلاقی آکنده از مثال های مؤید این معناست که گذشتن از خود و ایثار به نفع دیگری، نقطه عزیمت رشد ابعاد مختلف اخلاقی و انسانی هر شخص است.

فرزندآوری مستلزم فقر و عدم رفاه؟

ناتوانی اقتصادی در اداره زندگی فرزندان، همیشه یکی از مهم ترین دلایل مخالفین فرزندآوری و موافقین کنترل جمعیت بوده است. زمینه های تاریخی ظهور این اندیشه به زمان توماس رابرت مالتوس، کشیش و اقتصاددان انگلیسی قرن هیجدهم میلادی برمی گردد. او در کتاب «تحقیقی درباره جمعیت» تبیین نظریه خود را با این سؤال آغاز می کند که چه عواملی موجب پیشرفت و ترقی یک جامعه انسانی است و چگونه و به چه ترتیب می توان این علل را پیش بینی کرد؟

مالتوس در فصل اول این کتاب، در پاسخ گویی به سؤال یادشده می نویسد: «تمایل دایم موجودات زنده به افزایش نوعِ خود، بدون توجه به مقدار غذایی است که در دسترس آنها قرار دارد». یعنی گرایش مردم به داشتن فرزند، ناگزیر موجب محدودیت مواد غذایی، کاهش دسترسی به منابع طبیعی و در نهایت کاهش سطح رفاه قابل دسترس برای مردم است. بدین روی، کنترل جمعیت موجب می شود تعداد مصرف کنندگان از حد مشخصی تجاوز نکند و منابع غذایی جهان نیز به اندازه افراد وجود داشته باشد.

بنابراین، در نگاه مالتوس علت اساسی تیره بختی و سیاه روزی ملّتها، «افزایش جمعیت» و «فرزندآوری» است. او اعتقاد داشت اگر رشد جمعیت را کنترل نکنیم، نسبت سرعت رشد جمعیت با نسبت توان تولید نیازمندی های اقتصادی جمعیت، هم خوانی نخواهد داشت. سرعت افزایش جمعیت بر پایه تصاعد هندسی خواهد بود و سرعت تأمین نیازمندی های اقتصادی جمعیت در حالتی خوش بینانه بر پایه تصاعد حسابی خواهد بود زیرا طبیعت دچار خسّت است و هرچه بیشتر از زمین های حاصل خیز استفاده شود، بازدهی آن میل به کاهش دارد و نیز مجبور می شویم پس از استفاده از زمین های مرغوب، به سمت زمین های کم بازده برویم.

وی پس از این استدلال و صورت بندی راه حل های مختلف، تنها راهی را که برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت، توجیه و توصیه می کند: جهاد نفسانی ترک آمیزش جنسی است. مالتوس از این عمل به عنوان «ممانعت اخلاقی» تعبیر می کند. البته ناگفته نماند که مالتوس به این توصیه خود پایبند نماند بلکه مجبور شد در سن ۳۹ سالگی به ازدواج تن دهد و ثمره این ازدواج، سه پسر و یک دختر بود.[۱]

نقد:

اندیشه مالتوسی و به طور کلی محدودسازی فرزندآوری به خاطر دغدغه های اقتصادی اما به دلایل فراوانی قابل نقد است.

ایستادن در کنار سرمایه داران علیه فقرا:

گرچه برخی بر این باورند که مالتوس نظریه خود را با هدف فراهم ساختن سعادت بیشتر برای بیشتر انسان ها ارائه داده، لیکن آنچه در نوشته های او آمده است، انگیزه وی را جانبدارانه و بر ضدّ انسان های فقیر و بر سود مالکان زمین و سرمایه داران نشان می دهد.

مالتوس می گوید: رشد جمعیت در همه کشورها در مقایسه با رشد غلات کشاورزی در دسترس، از رشد بیشتری برخوردار است. بنابراین، رقابت سختی بین مردم در دستیابی به منابع محدود وجود دارد. در نتیجه، چرا باید به جمعیتِ اضافی فقیران، اجازه داد تا مواد غذایی را که افراد طبقه مالک می توانند از آن منتفع شده و از زندگی بهتری برخوردار شوند، ببلعند؟

او در جای دیگری از هم وطنانش می خواهد که: جنگ، قحطی، گرسنگی، طاعون، قتل عام و مانند آن را به عنوان وسایل منصفانه الهی برای کنترل رشد لجام گسیخته جمعیت و تنبیهی برای فقرا، به خاطر خودداری نکردن از تولیدمثل تلقی کنند. با این دید، او با هر نوع اصلاحات اجتماعی همانند «قانون حمایت از فقیران» در انگلستان مخالفت می کرد.[۲]

نبود ارتباط میان کمبود مواد غذایی با افزایش جمعیت:

فرضیه مالتوس می گفت که طبیعت در تأمین مایحتاج انسان، خسیس است و افزایش جمعیت می تواند خطراتی همچون قحطی در پی داشته باشد.

اما دانشمندان و اقتصاددانان دیگری همچون اقتصاددان شهیر هندی آمارتیاسن، با بررسی نمونه هایی از قحطی، نشان دادند که مثلا در قحطی های هندوستان، از جمله قحطی بنگلادش، با کمبود و نبود مواد غذایی مواجه نبودیم، بلکه انبارها و مغازه ها از مواد غذایی انباشته و پُر بود و در عین حال، مردم از گرسنگی می مردند. آمارتیاسن این سؤال را مطرح می کند که چرا در جوامع پیشرفته ای که مدیریت توزیع صحیحی حاکم است قحطی در کار نیست؟ وی معتقد است که قحطی ربطی به خسّت طبیعت و افزایش جمعیت ندارد بلکه به نهادها و سازمان های مؤثر در امر توزیع مربوط است. بر اساس تحیقیقات وی، قحطی بنگلادش از طوفان شروع شد. طوفان وضعیت ساحل را به هم ریخت و وضع ماهی گیران را خراب کرد. در نتیجه، ماهی گیران شغل و درآمد خود را از دست دادند و همین مسئله اثرات روانی خود را ایجاد کرد. افزون بر آن، نبود مدیریت صحیح دولت مردان محلی و سیاست های غلط آنها، ممنوعیت تبادل غلات بین استان ها و دیگر بی کفایتی ها و توطئه های کشورهای خارجی موجب شد بنگلادش به قحطی بی سابقه ای دچار گردد.

علاوه بر این اقتصاددان هندی، وقتی دیگر دانشمندان، فرضیه مالتوس را با واقعیت های اقتصادی جوامع صنعتی تطبیق دادند، معلوم شد که این فرضیه درست نیست. شارل ژید و شارل ریست فرانسوی، کتابی درباره تاریخ عقاید اقتصاد نوشته اند و این نکته را ذکر کرده اند که در نیمه دوم قرن نوزدهم، ثروت آمریکا بیش از چهار برابر شد. در همین مقطع، رشد جمعیت نیز به همین میزان بوده است. در انگلستان و اسکاتلند هم در همان زمان، جمعیت از ده و نیم میلیون به چهل میلیون رسید، درحالی که ثروت بیش از این رشد کرده بود.[۳]

بی توجهی به تأثیر فناوری و صنعت در تولید و بهره وری:

همه صاحب نظرانی که درباره نظریه مالتوس بحث کرده اند، در این نقد با هم مشترکند که مالتوس تأثیر فناوری و صنعت را در تولید و بهره وری لحاظ نکرده است. طبیعی است که وقتی فناوری و علم در خدمت طبیعت قرار گیرد و بهره وری افزایش یابد، در این صورت، بازدهی طبیعت به مراتب قابل افزایش خواهد بود.[۴]

نبود ارتباط میان افزایش جمعیت با کاهش امکانات:

تصور اینکه با افزایش جمعیت، امکانات کاهش می یابد و نسل های آینده با مشکلات فراوانی مواجه می شوند نادرست است. زیرا نیروی انسانی توانمند، امکانات بالقوه را فعلیت می بخشد. در روزگار معاصر، منابع جدید انرژی مانند سوخت های هیدروکربنی، نفت و مشتقات آن، انرژی خورشیدی، بادی، گرمای زمین، هسته ای و راه های استفاده از آنها توسط نیروی انسانی کشف شده است.

بنابراین اینکه گفته شود: «هر فرد اضافه، مساوی است با یک عامل مصرف اضافه!»، از دقت علمی برخوردار نیست؛ زیرا اضافه شدن یک فرد فقط اضافه شدن یک عامل مصرف اضافه نیست، بلکه به ازای هر یک دهان اضافه، دو دست و یک فکر هم به عنوان نیروی کار اضافه می شود.

در نتیجه در پدید آمدن نارسایی های اقتصادی و نابرخورداری ها، اشکال به ساختارها و تنظیمات اجتماعی برمی گردد. بدین روی، به جای کنترل جمعیت، باید الگوی تولید، توزیع و مصرف اصلاح شود. برای مثال باید این موضوع را مدنظر قرار داد که بسیاری از مخالفان فرزندآوری، توان تأمین نیازهای اساسی فرزندان خود یعنی خوراک، پوشاک، مسکن و تحصیل را دارند اما به خاطر نگرانی از امکان عدم تأمین لوازم دیگر الگوهای تربیتی زمانه خود که معمولا بسیار هزینه برند، دست به این کار نمی زنند.[۵]

به هر حال نباید به بهانه ترس از مشکلات اقتصادی از غریزه فطری فرزنددوستی گریخت و ریشه مشکلات جوامع را به فزونی جمعیت نسبت داد؛ زیرا فزونی کمی و کیفی جمعیت، نه تنها مانع رشد و پیشرفت نیست، بلکه با تدبیر حکیمانه و مدیریت صحیح، به عنوان بازوی محکم، کمک زیادی به توسعه و آبادانی کشور نیز خواهد کرد همان گونه که پرجمعیت ترین کشور جهان یعنی چین با بیش از یک و نیم میلیارد جمعیت با مدیریت دقیق، بالاترین نرخ رشد اقتصادی را در جهان از آن خود کرده است.

تبعات گریز از مسئولیت فرزندآوری و فرزندپذیری

تبعات گریز از فرزندآوری را نباید فقط در یک بازه زمانی یا جغرافیایی محدود که منجر به یک زوج است، تحلیل کرد و از پیامدهای کلان آن برای اجتماع در طول زمان غفلت نمود. گریز از فرزندآوری و یا حتی گرایش به تک فرزندی اگر به عنوان یک الگوی زیستی کلی، مورد توجه تعداد زیادی از زوج های جامعه قرار گیرد، در دراز مدت موجب کاهش جمعیت کشور و به تبع آن کاهش اقتدار آن ملت می گردد.

زیرا قدرت یک ملّت در درجه اوّل به نفرات آن بستگی دارد. ملل کوچک و کم جمعیّت غالباً ضعیف و ناتوانند. در میدان سبقت گرفتن نظام های سیاسی و گرایشات دینی و مذهبی از همدیگر، این فراوانی جمعیت است که نظام و گرایش مورد نظر خود را به کرسی خواهد نشاند. از این جهت باید به این امر اهتمام ورزید و از آن غفلت نکرد. درست است که کثرت جمعیّت یک کشور ممکن است در پاره ای از مواقع مشکلاتی از نظر تامین غذا و مسکن به وجود آورد ولی در عین حال یکی از علل قدرت و عظمت آن خ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *