توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی شامل 84 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی :
هر یک از شعب و رشته های علوم انسانی علاوه بر نقش تخصصی و در اختیار داشتن قلمرو و مسائل خاص آن رشته هاکه تا حدودی مقوم حیات و استقلال آنها از سایر رشته ها نیز می باشد، نقش دیگری نیز ایفاء می کنند و آن خدمات متقابلی است که رشته های مختلف به یکدیگر ارائه می کنند.
تسری یا وامگیری دستاوردهای روش شناختی از یک رشته یا یک طبقه از علوم به رشته ها و دیگر شعب معرفتی، ازشناخته شده ترین تعامل بین رشته ای محسوب می گردد، که برکات عظیم و بعضا سوء برداشتهای گسترده ای را موجب شده است. به کارگیری مفاهیم و اصطلاحات ابداع شده در یک رشته توسط سایر شعب نیز تعامل شناخته شده ای است. همچنین برخی مکاتب و تئوریهای مطرح در یک شاخه معرفتی، موجب تحولی عظیم و چشم انداز معرفت شناختی در شعب دیگر شده است که احصای آنها در این مجال مورد نظر نیست. اما سخن در این است که تامل در فقه و بویژه عنایت به مساله نقش زمان و مکان در استنباط احکام فقهی، می تواند از منظری دیگر نیز مورد توجه باشد و آن مبحث تعامل فقه با علوم دیگر است.
به نظر می رسد، رابطه فقه با حقوق، اقتصاد و علوم سیاسی در جامعه ما، رابطه شناخته شده ای است، هر چند تامل دراین روابط، به حد لازم نرسیده است. ولی رابطه فقه با جامعه شناسی تا کنون کمتر مورد عنایت بوده است. از یک سوسنت و مشرب جامعه شناسی بویژه آنچنانکه در جامعه ما شناخته شده است، هویت الحادی و ضد دینی یا دست کم غیر دینی برجسته ای داشته است، به استثنای مرحوم شریعتی که از طریق عدول نسبی از سنت دانشگاهی این رشته، به حدی از تعامل بین خود به عنوان یک جامعه شناس با بخشی از روحانیان به عنوان حاملان فقه دست یافت، سایرجامعه شناسان کمتر توفیقی در این زمینه داشته اند. روحانیان برجسته و شاخص نیز به استثنای شهید مطهری و آقای مصباح و تا حدی شهید صدر، که تاملات در خور توجهی در موضوعات این رشته داشته اند، کمتر به مباحث این رشته علاقه نشان داده اند. البته طی چند سال اخیر، نشانه هایی از تعامل میمون از جانب محققان جوانتر این دو حوزه،مشاهده می شود که انشاءالله ثمره آنرا در سالهای آتی باز خواهیم یافت. به هر تقدیر به نظر می رسد، در پهنه مباحث گسترده جامعه شناسی، چند قلمرو، زمینه بیشتری برای تعامل با فقه یا بستر عام آن یعنی دین دارد. جامعه شناسی دین، جامعه شناسی حقوق، جامعه شناسی دین، جامعه شناسی فرهنگ و جامعه شناسی سیاسی اصلی ترین بسترهای این تعامل است و مباحث و مفاهیمی از جامعه شناسی عمومی نیز از ظرفیت بالایی در این زمینه برخوردار است.
مباحث بین رشته ای از جمله تعامل فایل پاورپوینت کامل فقه و جامعه شناسی مستلزم حد نصابی از اطلاع و احاطه بر دو قلمرو بحث است که تا کنون کمتر شخصیتی آن را احراز نموده است، به همین دلیل معمولا مباحث از فضای مفهومی و عرفت شناختی مشترک برخوردار نیست.
نگارنده که خود به اهمیت این مساله واقف است، به هیچ وجه مدعی نیست که صلاحیت ورود به این وادی خطر خیزرا دارد; به ویژه آنکه صرف نظر از معرفت عام یک مسلمان متعارف و مقلد در احکام شریعت فاقد وقوف و اطلاع ازمقولات فقه می باشد و این علاوه به کاستی های او به عنوان یک پژوهنده در قلمرو جامعه شناسی است. بنابراین مباحث حاضر به هر بیان که طرح شده باشد، در نهایت، صرفا سؤالها یا تاملاتی است که از نظر جامعه شناسی طرح می شود و بر فقیهان و اسلام شناسان است که به هنگام تنقیح و استنباط احکام و موضوعات با علم و اطلاع از این زاویه نگرش، موضوع شریعت کامل اسلام ناب محمدی (ص) را دریابند و بر بشریت تشنه معرفت ناب، عرضه دارند.از مجموعه عرصه های فوق الذکر نیز به لحاظ ضیق مجال، هم به لحاظ محدودیت بضاعت، نگارننده به طرح مباحثی از نظر جامعه شناسی معرفت و جامعه شناسی عمومی اکتفا می کند و امیدوار است طرح مساله، برکاتی بیش ازخسارت ناشی از عدم احاطه به موضوع در پی داشته باشد.
می دانیم که موضوع محوری جامعه شناسی معرفت، رابطه معرفت یا تولیدات اندیشه ای و ذهنی با محیط به معنای عام آن است; یا به عبارت دیگر رابطه محیط اجتماعی – فرهنگی زیستگاه صاحبان اندیشه با محصولات ذهنی واندیشه ای آنان است و در این عرصه عرصه با مکاتب و دیدگاههای متفاوت و بعضا متضادی مواجه هستیم که یکسوی آن اعتقاد به تابعیت کامل یا قائل شدن به وجود تبعی اندیشه از محیط آنهم محیط مادی و اجتماعی است; وسوی دیگر آن، اعتقاد به وجود استقلالی اندیشه و حتی اعتقاد به رابطه علی بین اندیشه و محیط است، به نحوی که محیط را تابعی از مقتضیات تولیدات اندیشه ای به حساب می آورند. صرف نظر از تامل و داوری در خصوص مستندات و استدلالهای طرفین این جدال و با توجه به اینکه سرنوشت تاریخی این جدال به نفع دیدگاه تعامل بین ذهن و محیط رقم خورده است، می توان پرسید، موضع اسلام و فرهنگ اسلامی در این عرصه چیست؟ اما سؤال جزئی تر این سات که فقیه یا مجتهد چه رابطه ای با محیط خویش دارد؟ مسائلی که تحت عنوان قبض و بسط شریعت در این چند سال اخیر مطرح شده است، به یک معنا به سؤال فوق بازگشت دارد.
هر چند اعتقاد داشته باشیم که منبع استناد و استنباط حکم، متون ثابت و نصوص معینی هستند که هر فقیه در هر دوره و زمانی به آن رجوع خواهد کرد، اما مطمئنا، حوزه معانی و حدود درک پیام نهفته در آن متون، تابعی است از تلاشها ودستاوردهای فقیهان و دیگر علمای گذشته و حال، که پهنه معینی از دایره معنا را به روی فقیه می گشاید و به این ترتیب ادراک و استنباط وی را متاثر می سازند. علاوه بر آن که میزان قوت و صحت بخشی از متون بویژه در قلمرو حدیث، نیزتحت تاثیر دستاوردهای دانش بشری، دچار تحولاتی است که ممکن است منابع متقن جدیدی فرا روی فقیه قرار دهدیا بخشی از منابع را از قلمرو منابع متقن وی خارج کند و یا حداقل درجه اعتماد به آنها را دستخوش تغییر سازد. به عنوان مثال کشف نسخ جدید از منابع متقن، یا کسب اطلاعات تازه از وضعیت محدثان و شرایط محیطی صدورروایت را می توان نام برد. فراتر از چنین تعامل تاریخی و کلی، می توان تعامل بین فقیه و استنباطهای وی با حلقه رابطان و مراودات علمی – فرهنگی او در قالب اساتید و شاگردان و نیز مخاطبان و یا القا کنندگان اندیشه به وی را درنظر گرفت و حتی به سطوح پایین تر این رابطه، در حد جلسات حشر و نشر و مراودات شخصی و اجتماعی وخویشاوندی یا پایگاه فرهنگی و منزلتی وی و حتی نحوه تامین معیشت و ساز و کار مناسبات اقتصادی او نیز نظر کرد ودر این رهگذر، رابطه فقیه با نهاد حکومت و قدرت در اشکال متنوع و متصور آن، حائز اهمیت مضاعف خواهد بود.بدیهی است متاثر از نوع پاسخ یا موضوعی که در قبال حدود مساله تاثیر و تاثر فقیه از محیط داشته باشیم، با احکام تکالیف اخلاقی و شرعی متفاوتی در عرصه تامین محیط مطلوب و پرهیز از محیط نامطلوب برای فقیه مواجه خواهیم بود. و این مساله موضوع مستقلی در قلمرو جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی اقشار و طبقات است و نشانه های فراوانی از حسن توجه حضرت امام به این مقوله را در مواضع و سخنان گرانقدرش می توان ارائه کرد.
به عنوان نمودهایی از رابطه بین فهم معنای دین و موضع دینی علمای اسلام با شرایط اجتماعی و موضع کلی معرفت بشری، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
می دانیم که در طول تاریخ اسلام و بویژه تاریخ شیعه، روحانیت اسلام، تلاشهای گسترده ای در جهت فهم اسلام وحفظ و اشاعه آن داشته و همه مورایث عظیم فعلی مرهون این تلاش است. با این حال، استبدادستیزی و مقابله بااصل خودکامگی و استبداد رای حکام و سلاطین، کمتر مورد توجه آنان بوده است. البته جریان ظلم ستیز و مقابله کننده با ستم و بویژه دفاع از اسلام در برابر انحراف و بدعتهای عقیدتی بی اعتنایی به خواست و تمایل عمومی می تواند مغایر با دین و احکام شریعت قلمداد شود، ظاهرا بروز و نمودی نداشته است. اما پس از آنکه مقوله استبدادستیزی و احترام به آراء و افکار عمومی و روشهای اعمال حکومت مشروط و مقید و تحت نظارت عامه یا نظامهای متکی به آراء عمومی و سبکهای پارلمانتاریستی، در عرصه اندیشه و فلسفه سیاسی مطرح و رایج شد، شاهد آنیم که این اندیشه ها به مجامع علمای دین نیز راه یافت و به تدریج کسانی از علما، شواهد و قرائنی از همسویی یا تاییدوجوهی از این اندیشه ها در متنون دینی ارائه دادند و هم اینک تقریبا کلیت این اصل (توجه و اعتنا به آرای عمومی وافکار عامه) مورد اتفاق است، هرچند در جزئیات و حدود مشروعیت آن اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. مشابه همین جریان در مورد اصل عدالت اجتماعی و نفی استثمار و اختلاف فاحش طبقاتی صادق است. با آنکه اصل «عدالت » یکی از معتقدات پایه شیعه به حساب می آید، ولی تا آنجا که از ظواهر می توان استنباط نمود، دفاع از عدالت اجتماعی به مفهوم امروزین آن، در سنت روحانیت شیعه، جلوه نمی کند و بحث جنگ فقر و غنا و نفی استثمار طبقات فقیر به دست اقشار مرفه و سرمایه دار، به شکل فعلی آن، تنها در مکتب خمینی است که بتمامه ظاهر می شود و ایشان ناچار است برای توجیه حقانیت و اصالت این موضوع، حتی در برابر خودی ترین روحانیان همراه با انقلاب اسلامی،به ارائه برهان و استدلال و مستندات تاریخی و نقلی متوسل شود. هر چند هم اینک، اصل عدالت خواهی و دفاع ازعدالت اجتماعی علیرغم اختلاف فاحش در فهم معنا و شیوه های تحقق آن – به عنوان شعار مشترک جریانهای متفاوت روحانیت – منزلت ویژه یافته است ولی سؤال این است که چرا این اصل، تا قبل از طرح جدی آن درفلسفه های اجتماعی و سیاسی معاصر، چنین جایگاهی نیافته بود؟ همین مطلب در مورد جایگاه و حقوق زن و ارزش و منزلت اجتماعی و سیاسی این قشر در اسلام مطرح می شود که فهم فعلی، کمتر سابقه داشته است. بدیهی است این سخن فراتر از اصل تکامل و رشد اندیشه ها و دانشهای بشری است که در همه قلمروها از جمله در مورد تکامل فهم دینی متصور است، بلکه سخن در مشاهده نوعی تحول کیفی و اساسی در فهم استنباط حکم دینی از طریق مقارنت یادر تعاقب طرح اندیشه ها در خارج از قلمرو دین است. به عبارت دیگر، در اینجا تکامل درونی هر یک از شعب ومباحث علم دین که از طریق تامل و تدبر بیشتر در یافته های علمای سلف و احیانا با سود جستن از قدرت ابتکار ونوآوری علمای ژرف اندیش حاصل می شود، مطرح نیست، بلکه مراد وضعیتی است که فقیهان در خارج از قلمرومباحث مرسوم در سنت تخصصی خویش، با افکار، اندیشه ها و نگرشهای جدیدی مواجه می شوند که ممکن است آنها را به تامل عمیق تر در منابع وادارد و استنباطهای جدیدی را موجب شود. اینجاست که فقیهان باید مکانیسم چنین تاثیر و تاثری را بازیابند تا خود آگاهی بیشتری نسبت به روند چنین تحولاتی داشته باشند و موضوع فعال تری در قبال آنها اتخاذ نمایند. و از طرفی به اصالت متون دینی نیز وفادار بمانند.
در سطح جزئی تر، نمودهایی از بازتاب اثر حلقه روابط اجتماعی و شبکه مراودات انسانی بر نحوه استنباط و تصور ازدین و احکام الهی را نزد پاره ای از روحانیان می توان نشان داد به نحوی که عده ای از مراجع و شخصیت های روحانی،چهره ای از دین ترسیم می کنند که یافتن شباهت آن تصویر با ارزشها، منافع و مواضع حلقه روابط اجتماعی آنها چندان دشوار نیست. در این زمینه هر چند نمی توان از این مقارنت ها استنتاج علی کرد و شاید بتوان ادعا کرد که نوع شبکه روابط اجتماعی مشهود، خود متاثراز نوع نگرش و تصویر دین ارائه شده از سوی عالم بوجود آمده است یا مواردی رانشان داد که موضع عالم روحانی، فراتر از مقتضیات شبکه روابط اجتماعی وی، ظاهر شده است. تا حدودی در این مورد می توان حضرت امام را به عنوان نمونه معرفی کرد. اما همان حدود مشابهت ها نیز تامل برانگیز است و فقیهان باید نسبت به مکانیسم آن خودآگاهی داشته باشند و قانونمندی حاکم بر آنرا در جهت نیل به مطلوبترین تاثیر به کارگیرند.
تامل در سیر مواضع فقهی و ویژگیهای اسلام ارائه شده از سوی حضرت امام، بویژه مقیاسه مواضع ایشان در قبل و بعداز انقلاب اسلامی از بارزترین عرصه های تجلی رابطه محیط با نحوه استناط فقیه است. چراکه هرگونه تمایز و تفاوت احتمالی، بیش از هر چیز به تفاوت محیط و شرایط ایشان بازگشت دارد تا به تامل و تدقیق بیشتر در متون و محتوا، زیراایشان تا قبل از پیروزی انقلاب همه مراحل کمال علمی و تامل محتوایی را طی نموده و کثرت مشغله سالهای انقلاب، مجال مطالعه و غور بیشتر را نمی داده است; بنابراین مشاهده احتمالی هرگنه تغییری در مواضع ایشان جز در پنا تجربه جدید ایشان قابل تفسیر نیست. در عین حال ردیابی مواضع برجسته و انحصاری ایشان که به هیچ وجه تاثیرپریری ازحلقه رابطین را جلوه گر نمی سازد، معمای دیگری است که حل آن، روشنگر حقایق بیشماری از پیچیدگی رابطه فقیه بامحیط است.
کند بودن تغییرات فرهنگی و تاثیر آن در تکلیف مکلفین
یکی از مباحث جامعه شناسی مساله کند بودن تغییرات فرهنگی است و مقوله تاخر فرهنگی نیز ناظر به فاصله ای است که بر اثر تغییرات سریعتر جزء مادی فرهنگ و کندی تغییر اجزاء معنوی آن بوجود می آید. تجلی این قانونمندی را در فرآیند ن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.