تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان با 69 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه تحلیلی و فلسفه زبان :

روشهایی که طی بخش اعظم قرن بیستم بر فلسفه در بریتانیا و در دهه های اخیر بر فلسفه در آمریکا حاکم بوده است به این دلیل تحلیلی و معطوف به زبان خوانده شده است که تحلیل چگونگی بیان مفاهیم در زبان، مساله اصلی این دو سنت فلسفی بوده است. با آنکه استرالیا و کشورهای اسکاندیناوی نیز سهمی در توسعه این نهضت فلسفی داشته اند، ولی خارج از کشورهای یادشده، این سنت فلسفی پیروان اندکی داشته است. به رغم وحدت نظر این سنت، فرد فرد فلاسفه و نهضتهای پیرو آن، در باب اهداف و روش شناسی فلسفه، غالبا به شکلی حاد، با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند. برای مثال، لودویک ویتگنشتاین (فیلسوف کمبریجی اطریشی الاصل) که پیش از نیمه قرن بیستم یکی از چهره های اصلی این سنت بود، نمونه منحصربه فردی در تاریخ فلسفه به شمار می آید. او طی دو دوره از خلاقیت فلسفی بسیار بانفوذ خود توانست دو نظام فلسفی متفاوت بر پا کند که مضمون اصلی دومی نفی و استدلال منسجم برضد نظام اول بود. مع هذا هم اثر اصلی ویتگنشتاین دوره اول (رساله منطقی فلسفی، ۱۹۲۲) و هم اثر اصلی دوره دوم او (تحقیقات فلسفی، ۱۹۵۳) از زمره نمونه های برجسته فلسفه تحلیلی به شمار می آیند.

افزون بر این، غالبا اهداف متفاوتی برای مطالعه فلسفی زبان وضع شده است. برخی فلاسفه، از جمله برتراند راسل و ویتگنشتاین دوره اول، بر این قول بوده اند که ساختار ضمنی، (underlying structure) زبان ساختارجهان را بازمی تابد. براساس این قول، فیلسوف می تواند با تحلیل زبان به حقایقی مهم در باب واقعیت نائل آید. این نظریه تصویری زبان، (picture theory of language) ،به رغم نفوذش، امروزه از جانب فلاسفه تحلیلی عموما باطل قلمداد می شود.

یکی دیگر از مناقشات اصلی این است که آیا زبان روزمره ناقص، مبهم، گمراه کننده، و حتی بعضی اوقات متناقض است یا خیر. از این رو برخی از فلاسفه تحلیلی تاسیس زبانی «ایدئال » را مدنظر قرار داده اند: زبانی دقیق و فاقد ابهام و دارای ساختاری شفاف. الگوی عام چنین زبانی غالبا [زبان] منطق نمادی بوده است که توسعه آن در قرن بیستم نقشی محوری در فلسفه تحلیلی ایفا کرده است. قول بر این بود که تاسیس چنین زبانی می تواند بسیاری از مناقشات سنتی فلسفه را خاتمه بخشد، مناقشاتی که منشا آنها ساختار گمراه کننده زبانهای طبیعی قلمداد می شد. اما در قطب مخالف، برخی از فلاسفه معتقد بودند که بسیاری از مسائل فلسفی از کم توجهی نسبت به آنچه مردمان به طور روزمره در موقعیتهای مختلف بیان می کنند، سرچشمه می گیرد.

فلاسفه تحلیلی به رغم این اختلاف نظرها در بسیاری موارد متفق القول اند. برای مثال، غالب این فلاسفه توجه خود را به مسائل فلسفی خاصی چون مساله استقراء معطوف کرده اند، و یا آنکه مفاهیم معینی چون مفهوم حافظه یا هویت شخصی، (personal identity) را مورد مطالعه قرار داده اند بدون آنکه نظامهای متافیزیکی جامعی وضع کنند. – این نگرش به همان قدمت روش سقراطی است، روشی که در رساله های افلاطون تجسم یافته است. افلاطون همیشه کار خود را با پرسشهای معینی چون «معرفت چیست؟» یا «عدالت چیست؟» آغاز می کرد، و این پرسشها را به شیوه ای تعقیب می کرد که می توان آن را به راحتی نمونه تحلیل فلسفی به مفهوم جدید کلمه دانست.

علی الاصول، تحلیل فلسفی باید برخی مفاهیم مهم را وضوح بخشد و برای آن پرسشهای فلسفی که شامل این مفاهیم است، پاسخی بیابد. مثال بارز چنین تحلیلی را می توان در نظریه وصفهای معین راسل، (theory of definite descriptions) یافت. بنا به قول راسل هر حکم ساده موضوع – محمولی نظیر «سقراط حکیم است » ظاهرا دو جزء دارد: یکی [مسند یا] موضوع اشاره (سقراط)، دیگری [مسندالیه یا] آنچه درباره موضوع است (حکیم بودن سقراط). اما اگر وصفی معین جایگزین اسم خاص شود، مانند حکم «رئیس جمهور ایالات متحده حکیم است »، ظاهرا ما همچنان با امری مورد اشاره و آنچه درباره آن بیان می شود، سروکار داریم. ولی اگر هیچ مابازایی برای وصف موردنظر وجود نداشته باشد مساله ای پدید می آید – همانند حکم زیر: «پادشاه کنونی فرانسه حکیم است.» با آنکه این حکم ظاهرا راجع به هیچ امری نیست مع هذا مضمون آن قابل فهم است. به دلیل وجود این مساله، آ. ماینونگ (یکی از فلاسفه برجسته قبل از جنگ جهانی اول)، که به جهت «نظریه اعیان »، ( Gegenstandstheorie) مشهور است، ناچار شد برای تبیین چنین مثالهایی میان اشیاء دارای وجود واقعی و اشیائی که وجودی از نوع دیگر دارند تمایز قائل شود; چون [به اعتقاد او] چنین احکامی را نمی توان درک کرد مگر آنکه معطوف به امری باشند.

به اعتقاد راسل فلاسفه ای نظیر ماینونگ به اعتبار صورت ظاهری شکل دستوری [این جمله] به غلط پنداشتند که گویا چنین احکامی صرفا احکام ساده موضوع – محمولی هستند. در واقع، آنها احکامی مرکب اند; چون تحلیل مثال فوق آشکار می سازد که وصف معین «پادشاه کنونی فرانسه » به هیچ وجه جزء مستقلی از حکم را تشکیل نمی دهد. تحلیل زبانی نشان می دهد که این حکم ترکیب عطفی پیچیده ای از چند حکم است: (۱) «کسی پادشاه کنونی فرانسه است » ; (۲) «حداکثر یک نفر پادشاه کنونی فرانسه است » ; (۳) «اگر کسی پادشاه کنونی فرانسه باشد او حکیم است.» اما نکته مهمتر آن است که هرکدام از این سه جزء به تنهایی حکمی کلی است که به هیچ کس یا چیز خاصی معطوف نیست. [(۱)، (۲)، (۳) تحلیل کامل حکم فوق به شمار می آیند.] در این تحلیل کامل، هیچ بخشی معادل «پادشاه کنونی فرانسه » وجود ندارد. این امر نشان می دهد که هیچ بخشی از حکم فوق را نمی توان عبارتی دانست که مانند اسمهای خاص بر چیزی دلالت کند، چیزی که گویا همان موضوع مورد اشاره کل حکم است. بنابراین تمایز ماینونگ میان اشیائی که وجودی واقعی دارند و اشیائی که وجودی از نوعی دیگر دارند، بی مورد است.

دیدگاه عام فلسفه تحلیلی

ماهیت و نقش و روش تحلیل

هدف فلسفه تحلیلی مطالعه دقیق و موشکافانه مفاهیم است.

منزلت فلسفه در سنت تجربه گرا. روح و سبک فلسفه تحلیلی با سنت تجربه گرا عجین است، سنتی که بر داده های حواس تاکید می کند و قرنهاست که به استثنای دوره های کوتاه خصلت بارز فلسفه بریتانیایی بوده است و این فلسفه را از کورانهای عقل گرای فلسفه قاره اروپا متمایز ساخته است. از این رو تعجبی ندارد که فلسفه تحلیلی عمدتا در کشورهای آنگلوساکسون ریشه دوانده است. در واقع، عموما سرآغاز فلسفه تحلیلی جدید را به زمانی نسبت می دهند که دو چهره برجسته این سنت، راسل و مور (که هر دو فیلسوفان دانشگاه کمبریج بودند) بر ضد نوعی ایدئالیسم ضدتجربه گرا قیام کردند که موقتا عرصه فلسفه را در انگلستان قبضه کرده بود. مشهورترین تجربه گرایان بریتانیا – جان لاک، جورج برکلی، دیوید هیوم و جان استوارت میل – در بسیاری از علایق و تعالیم و روشها با فیلسوفان تحلیلی معاصر شریک بودند. با آنکه بسیاری از تعالیم خاص این مشاهیر، امروزه هدف حمله فیلسوفان تحلیلی است، چنین به نظر می آید که این امر بیشتر نتیجه توجه هر دو گروه به مسائل فلسفی معینی است و تفاوتی در دیدگاه عام فلسفی آنها وجود ندارد.

غالب تجربه گرایان، به رغم پذیرش ناتوانی حواس در کسب یقین در خور معرفت، برآن اند که رسیدن به باورهای موجه درباره جهان فقط از طریق مشاهده و آزمون میسر است; یعنی استدلال پیشینی بر مبنای مقدمات بدیهی نمی تواند برای ما واقعیت جهان را مکشوف کند. این نظر به دودستگی بارزی میان علوم منجر شده است: اختلاف میان علوم فیزیکی، که در نهایت باید نظریه های خود را به یاری مشاهده تصدیق کنند، و علوم قیاسی یا پیشینی – برای مثال، ریاضیات و منطق – که روش آنها استنتاج قضایا از اصول موضوعه است; چون علوم قیاسی نمی توانند باورهای موجه، یا حتی معرفت، درباره جهان به ما عرضه کنند. این پیامد سنگ زیربنای دو نهضت مهم در متن فلسفه تحلیلی بوده است: اتمیسم منطقی و پوزیتیویسم منطقی. برای نمونه، از دیدگاه پوزیتیویستی، قضایای ریاضی صرفا نتیجه تعیب پیامدهای اصول وضعی یا قراردادهایی هستند که برای تعیین چگونگی کاربرد نمادهای ریاضی تدوین شده اند.

حال این پرسش مطرح می شود که آیا خود فلسفه را باید بخشی از علوم تجربی یا علوم پیشینی دانست؟ تجربه گرایان آغازین فلسفه را جزئی از علوم تجربی به شمار می آوردند. آنان در قیاس با فیلسوفان تحلیلی معاصر چندان مشتاق تامل در [ماهیت] روش فلسفی نبودند. تجربه گرایان آغازین بیشتر در پی حل مسائل معرفت شناسی (نظریه شناخت) و فلسفه ذهن بودند و اعتقاد داشتند که می توان از طریق درون نگری به حقایقی اساسی در این مباحث دست یافت; از این رو کار خود را نوعی روانشناسی درون نگر، ( introspective psychology) تلقی می کردند. در حالی که فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم چندان تمایل نداشته اند که درون نگری بی واسطه را مبنای غائی تبیین امور بدانند. علاوه بر این به نظر می رسید که توسعه روشهای دقیق در منطق صوری می تواند به حل مسائل فلسفی یاری رساند و منطق هم بی تردید از مصادیق بارز علوم پیشینی است. به این ترتیب، این نظر رواج یافت که فلسفه باید همراه با منطق و ریاضیات طبقه بندی شود.

تحلیل مفهومی، تحلیل زبانی، تحلیل علمی. مع هذا این پرسش همچنان به جا ماند که نقش و روش فلسفه چیست. از نظر بسیاری فیلسوفان تحلیلی که به شیوه موشکافانه و دقیق مور فلسفه می ورزند، و به ویژه از نظر گروهی که دانشگاه آکسفورد را مرکز فلسفه تحلیلی ساخته اند، کار فلسفه تحلیل مفاهیم است. به اعتقاد این گروه، فلسفه مبحثی پیشینی است، زیرا فیلسوف به معنایی خاص از قبل صاحب مفهومی است که قصد تحلیل آن را دارد و در نتیجه بی نیاز از هرگونه مشاهده تجربی است.

فلسفه را می توان به عنوان تحلیل مفهومی یا تحلیل زبانی قلمداد کرد. برای مثال، فیلسوف در تحلیل مفهوم «دیدن » صرفا ملاحظات زبانشناختی را بیان نمی کند – نظیر تحلیل فعل «دیدن » – هر چند که بررسی آنچه می توان به کمک این فعل بیان کرد برای نتایج تحلیل او بی ربط نیست; چون مفاهیم به هیچ زبان خاصی وابسته نیستند; هر مفهومی وجه مشترک همه زبانهایی است که قادر به بیان آن هستند. به این ترتیب، فلاسفه ای که معتقدند کارشان تحلیل مفاهیم است همواره در جهت رفع این اتهام که مسائل و راه حلهای آنها صرفا منحصر به لفظ است تلاش کرده اند.

از سوی دیگر، سایر فلاسفه تحلیلی توجه خود را بیشتر به این امر معطوف کرده اند که هر عبارتی چگونه در زبان روزمره غیرفنی به کار برده می شود. از این رو، برخی منتقدان، به قصد تحقیر، اصطلاح فلسفه زبان متعارف، (ordinary language philosophy) را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *