تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن و پدیده انحراف در جامعه :

یکی از موضوعاتی که از دیرباز فکر بشر را به خود مشغول کرده و در ردیف مهم ترین مشغله های فکری او قرار داشته است، مسئله انحراف یا کجروی انسان هاست.

انحراف چیست؟ چرا پدید می آید؟ چگونه گسترش می یابد؟ چه عواقب و پیامدهایی برای انسان و جامعه انسانی در پی دارد؟ و چگونه می توان از پیدایش یا گسترش آن جلوگیری کرد و… .

اینها پرسش ها و دل مشغولی های همواره متفکران و اندیشمندان جوامع بوده است. البته تاکنون تلاش های فراوانی در این زمینه صورت گرفته است به گونه ای که امروزه در برخی علوم، مانند حقوق و جامعه شناسی، جرم شناسی یا انحراف شناسی به عنوان رشته ای جداگانه مطرح است و تحقیقات و تئوری پردازی های جداگانه ای درباره آن شکل گرفته است. اما با این همه از آنجا که پدیده انحراف یک پدیده انسانی است و با واقعیت وجودی انسان پیوند دارد و از سوی دیگر علوم تجربی با در پیش گرفتن روش استقرا وتجربه و تکیه بر نمودهای رفتاری انسان، از شناخت انسان به عنوان یک «کل» ناتوان است، تاکنون نتیجه قطعی در این زمینه به دست نیامده است. ولی حقایق خوبی کشف شده است که می تواند در شناخت جامع تر این پدیده کمک کند.

یکی از حقایقی که آشکار شده است این است که آموزه های دین، تأثیر و نقش مهمی در جلوگیری و محدودسازی انحراف در جامعه دارد. این حقیقت را می توان مدخلی قرارداد برای بررسی دیدگاه قرآن به مثابه منبع اصلی دین نسبت به این پدیده و اینکه قرآن با چه سازوکار معرفتی یا اخلاقی به پدیده انحراف نگریسته است و بر چه عناصری در پیدایش و پیشگیری از آن تکیه می کند؛ به ویژه اینکه وحی از علم کامل و محیط الهی ریشه می گیرد و نگاه جامع به انسان دارد. این حقیقت، ضرورت بررسی دیدگاه قرآن را مضاعف می سازد. در این نوشتار می کوشیم تا درنگ کوتاهی داشته باشیم در آیات قرآن و عرضه برخی پرسش ها بر آن و جست وجوی پاسخ آنها.

تعریف انحراف

انحراف یا کجروی را از منظرهای چندی می توان تعریف کرد یا تعریف شده است؛ بعضی از منظر حقوقی بدان نگریسته و آن را این گونه تعریف کرده اند: «عملی که به وسیله قانون منع شده و مرتکب آن طبق قانون کیفر می بیند».[۱] اینان چون به قانون و کیفر بیشتر توجه نشان می دهند اسم آن را «جرم» گذاشته اند.

جامعه شناسان با نگاه جامعه شناختی انحراف را این گونه تعریف کرده اند: «رفتار فردی یا گروهی که با الگوها و هنجارهای جامعه وی انطباق ندارد».[۲] یا: «رفتار شکننده هنجار».[۳]

در علم اخلاق معلمان ومربیان آن را «رفتار زشت و ناپسند» می نامند. از نگاه دینی می توان آن را «مخالفت با دستورات الهی» تعریف کرد که در اصطلاح از آن به «گناه» یا «معصیت» تعبیر می کنیم.

این گونه گونی تعریف ها نشانه تفاوت معیارها برای سنجش پدیده کجروی است. در دیدگاه حقوقی معیار و مقیاس کجروی «قانون» است؛ قطع نظر از اینکه قانون عادلانه و مطلوب باشد، یا ظالمانه و نامطلوب.

از نگاه جامعه شناسی، معیار ارزیابی یک رفتار، «نوع رابطه آن با هنجارهاو قواعد زندگی اجتماعی» است. باز اعم از اینکه هنجارها در ذات خود خوب باشند یا بد. هم از این رو برخی جامعه شناسان انحراف را به دو شاخه مثبت و منفی تقسیم کرده و گفته اند:

«انحرافات مثبت، هنگامی است که فردی با اطلاع و وقوف کامل از حدود ارزش و اعتبارات حاکم، پا فرا می گذارد و خود ارزش و اعتبارات نوی که برتر از ارزش های پیشین است می آفریند… انحرافات منفی بر عکس انحرافات مثبت می باشد، بدین سان که فرد یا گروهی از نظام ارزش های جامعه تجاوز می کند و خود نظامی می آفریند که از نظر اطرافیان وی در درجه پست تری از نظام حاکم قرار می گیرد».[۴]

از دیدگاه اخلاقی معیار ارزیابی کجروی و راست روی بستگی دارد به اینکه مقصود از «پسند» را چه بدانیم؛ اگر مقصود از آن پسند مردم باشد، این بر می گردد به همان معیار جامعه شناختی. چون هنجارها در حقیقت تجلّی عینی میان پسندها و ارزش های مردم است. و اگر مقصود از «پسند»، مقبولیت وجدان باشد در این صورت معیار «وجدان» خواهد بود.

اما از منظر دینی معیار تعیین رفتار در ظاهر، «تکلیف الهی» است، اما از آنجا که تکالیف الهی همیشه معطوف به کمال انسان است در حقیقت معیار ارزیابی «کمال واقعی» انسان است که نماد آن در اصطلاح قرآنی «عبودیت» نامیده می شود.

از این نکته می توان نتیجه گرفت که تعریف دینی و قرآنی از «انحراف» اولاً اختصاص به رفتار ندارد؛ کج اندیشی و کج باوری را نیز در بر می گیرد. و ثانیاً در ساحت رفتار نیز با تعریف های حقوقی و جامعه شناختی کاملاً مترادف نیست، بلکه به اصطلاح منطقیان میان آنها نسبت «عامین من وجه» است؛ بعضی رفتارها هنجارشکنانه یا ضد قانون است و به همین دلیل از منظر جامعه شناختی یا حقوقی انحراف و کجروی شمرده می شود، امّا ممکن است ضد عبودیت نباشد و از نظر قرآن انحراف تلقی نشود. و بر عکس ممکن است برخی رفتارها ضد عبودیت و مخالف دستور الهی باشد و از نظر قرآن مصداق انحراف باشد، اما با هنجارها یا قانون جامعه ناسازگار نباشد. البته زمینه های مشترکی نیز وجود دارد که هم از نظر معیار قرآنی و هم معیارهای حقوقی یا جامعه شناختی مصداق و نمونه انحراف و کجروی به شمار آید؛ مانند سرقت و قتل و تجاوز به حقوق مسلّم دیگران.

از مقایسه و هم سنجی یادشده این نتیجه به دست می آید که انحراف از دیدگاه قرآن یک پدیده نسبی نیست، چون معیار بازشناسی و جداسازی انحراف از استقامت یا کجروی از راست روی یک امر مطلق است، حال آن که بر مبنای دیدگاه های دیگر، انحراف یک پدیده نسبی است که به لحاظ زمان، مکان، فرهنگ و ارزش های یک جامعه متفاوت می شود. ممکن است در یک زمان یا در یک مکان یا بر اساس یک سلسله ارزش های پذیرفته شده موجود، رفتاری انحراف به حساب آید، امّا زمانی دیگر یا مکانی دیگر یا بر اساس ارزش های جامعه دیگر، مصداق انحراف تلقّی نشود.[۵]

عوامل انحراف

همان گونه که ماهیت انحراف از منظرهای گوناگون تعریف شده است، علل و عوامل تأثیرگذار در پیدایش و ظهور انحراف نیز از نظرگاه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. روشنگری ها و تبیین هایی که در این زمینه صورت گرفته برخی تبیین های کلان و مربوط به کلّ جامعه هستند و در حقیقت در پی پاسخ به این پرسش رفته اند که چرا در جامعه انحراف پدید می آید؟ چه عوامل و عناصری در ایجاد انحراف در یک محیط اجتماعی کمک می کنند؟

و برخی دیگر، تبیین های خُرد و مربوط به فرد یا گروه خاص است و پرسشی که اینان به دنبال پاسخ آن می گردند این است که افراد چرا کج رو و منحرف می شوند؟

این نظریات از لحاظ ماهیت عواملی که بر آن انگشت نهاده اند به سه دسته تقسیم می شوند:

۱. نظریاتی که عامل یا عوامل انحراف را در خود انسان جست وجو می کنند.

۲. نظریاتی که عوامل انحراف را در بیرون از انسان می دانند؛ که تبیین های کلان، بیشتر این گونه اند.

۳. دیدگاه هایی که عوامل انحراف را ترکیبی از عناصر درونی و بیرونی تلقی می کنند.

در اینجا نخست نظریات فوق را به ترتیب به صورت فشرده گزارش می کنیم، سپس به دیدگاه قرآن می پردازیم.

دیدگاه های انسان مرکز

نظریاتی که عوامل انحراف را در خود انسان می دانند، برخی بستر عامل یا عوامل یاد شده را جسم انسان دانسته و برخی دیگر روح انسان.

از دسته نخست می توان به نظریات زیست شناختی در باب جرم اشاره کرد که متغیرهای جسمی و زیستی را عامل تأثیر گذار در ظهور انحراف می دانند. بر طبق این دیدگاه ها مواردی چون نقص جسمی، عیوب ظاهری اندام، ساختمان جمجمه، نابهنجاری های کروموزومی، وضعیت خاص ژن ها، جنس، سن، نوع خون، وضع مزاج، ضعف، قدرت، سوابق بیماری، وضع ترشّح غدد و حتی نژاد، علّت انحراف و کجروی محسوب می شوند.[۶]

اگر این نظریات درست باشد، نوعی رابطه جبری میان ساختار جسمی و رفتار انحرافی وجود خواهد داشت، به گونه ای که هرگاه انحرافی در رفتار یک فرد یا گروه دیده شود حتماً آن فرد یا گروه، دارای یکی یا تعدادی از ویژگی های خاص جسمی است، و بر عکس، هرگاه کسی یک یا چند مورد از آن ویژگی ها را داشته باشد حتماً رفتار انحرافی از او سر خواهد زد.

از نظریات قسم دوم می توان به دو نمونه اشاره کرد:

۱. نظریه انتخاب آزاد. این نظریه که با تعبیرات گوناگون بیان شده است، بر این باور است که علت اصلی انحراف و رفتار فرد، اراده آزاد اوست؛ هیچ عاملی او را وادار به کجروی نمی کند، بلکه کجروی نوعی تصمیم گیری فردی و گزینش عقلانی فایده گرایانه است که پس از سنجش پیامدهای مثبت و منفی یک رفتار کجروانه صورت می گیرد. اگر عوامل یا عناصر تحریک کننده ای هم باشد تنها در حدّ زمینه سازی و انگیزش اراده نقش دارد و نه بیشتر. بنابراین کجروی معلول اراده آزاد یک فاعل آگاه و مسئول است و نه پدیده تحمیل شده از بیرون یا درون.[۷]

این نظریه دو ویژگی دارد؛ یکی آنکه پدیده انحراف و کجروی را مخصوص یک فرد یا گروه خاص نمی داند بلکه به گسترده گی وجود اراده ای در افراد، آن را عمومی دانسته و زمینه ظهور انحراف را در همه انسان ها فراهم می بیند.

و دیگر آنکه بر خلاف نظریات دیگر که نوعی جبرگرایی بر آنها حاکم است و پدیده کجروی را به عامل یا عواملی بیرون از کنترل انسان مستند می کند، این نظریه بر آزادی انسان در کجروی و متقابلاً راست روی تأکید دارد و وجود اختیار و آزادی پیش فرض آن به شمار می آید.

۲. دیدگاه روان شناختی. برخی از روان شناسان و روان کاوان غیر از اراده به متغیرهای روحی دیگری در پیدایش پدیده کجروی تکیه کرده اند که در اینجا به دو نظریه درخور از نظریات موجود اشاره می کنیم:

الف. ضعف شخصیت. بر طبق این نظریه موجودیت روحی انسان به سه بخش یا سه سطح تقسیم می شود:

۱. غرایز و کشش های طبیعی که از آن به «بن» تعبیر می کنند.

۲. «من» یا جنبه اجتماعی شخصیت که با جهان خارج ارتباط برقرار می کند و از عناصر احساس و ادراک برخوردار است.

۳. «فرامن» یا سطح برتر و ایده آل طلب شخصیت که همیشه و بدون درنظرداشت واقعیت، به تعالی و کمال متمایل است.

هرگاه «من» بتواند میان خواسته ها و تمایلات سرکش و غرایز و کمال طلبی «فرامن» توافق و سازگاری ایجاد کند، فرد در مسیر انطباق با واقعیت و هنجارهای موجود اجتماعی قرار می گیرد، و هرگاه از پس چنین کارکردی برنیاید یعنی «من» در برابر قدرت و سلطه غرایز ضعیف شود و اسیر خواسته ها و تمایلات غریزی گردد و نتواند آن را مهار کند، در این صورت فرد گرفتار کجروی شده سعی می کند هنجارهای اجتماعی یا به تعبیر دیگر واقعیت های موجود را نادیده بگیرد و به مقتضای خواسته ها و نیازهای غریزی به لذّت جویی بپردازد.

بنابراین انحراف و کجروی معلول ضعف «من» یا بخش کنترل کننده و تنظیم کننده شخصیت در برابر بخش دیگر یعنی «بن» یا غرایز و کشش های طبیعی است. حال علت این ضعف چیست، بستگی به عوامل گوناگون تربیتی و محیطی دارد.[۸]

ب. نارسایی شخصیت. بر اساس این نظریه هرگاه فرد دچار اختلالات شخصیتی همچون بی قراری، کژخویی، بدبینی، خودخواهی، حملات عصبی، انزوا طلبی، لجاجت، خشم و… شود، به گونه ای که نوعی ضدّیت و ناسازگاری با اجتماع در شخصیت او پدید آید، در این صورت در معرض ارتکاب رفتار انحرافی و کجروانه قرار می گیرد.

بر طبق این نظریه افراد کجرو دارای شخصیتی متفاوت با دیگران هستند؛ تفاوتی که او را با جامعه و هنجارهای اجتماعی در تضاد قرار داده است و از خاستگاه های متفاوتی چون وراثت، جامعه پذیری، تجربیات شخصی مایه می گیرد.[۹]

آنچه تاکنون یاد شد فشرده ای از مهم ترین دیدگاه های انسان مرکز در مورد علت پیدایی کجروی بود که کانون انحراف را خود انسان می دانند و اگر عوامل بیرون از وجود او را هم مؤثر بدانند تنها در اندازه یک زمینه یا انگیزه به رسمیت می شناسند و نه بیشتر. البته این دیدگاه ها خالی از نقد و ایراد نیستند؛ اما از آنجا که نقدها بر این پیش فرض استوار است که هر یک از نظریات یادشده به عنوان عامل انحصاری قلمداد شود، و از سوی دیگر چنین تصوّری امروزه وجود ندارد، از این رو از طرح اشکالات صرف نظر می کنیم.

دیدگاه های محیط مرکز

در برابر نظریات پیشین، دیدگاه های دیگری وجود دارد که نقطه مشترک آنها ارجاع عامل یا عوامل انحراف به بیرون از وجود انسان است که می توانیم با عنوان عام «محیط» از آن تعبیر کنیم. در اینجا به مهم ترین این دیدگاه ها می پردازیم.

نظریه بی هنجاری

یکی از نظریات عمده در باب علل کجروی و انحراف، نظریه «دورکیم» است. جانمایه این نظریه بدین گونه تقریر می شود که حاکمیت هنجارها در یک جامعه باعث نوعی فشار اجتماعی شده، رفتار افراد را تحت ضبط و کنترل قرار می دهد. هرگاه در اثر عوامل مختلف، مانند تحوّل سریع اقتصادی، این حاکمیت از بین برود و آشفتگی هنجاری ایجاد شود، خواسته های درونی افراد را وا می دارد که از ابزارهای نامشروع برای رسیدن و دست یابی به آنها استفاده کند و در این صورت کجروی شکل می گیرد.

یکی از جامعه شناسان در توضیح نظریه دورکیم می نویسد:

«او درباره رابطه میان انسان و نیاز و اهداف (need, aspirations) یا آرزوهایش بحث می کند و معتقد است که در شرایط اجتماعی مستحکم و پایدار، آرزوهای انسان از طریق هنجارها تنظیم و محدود شده است. با از هم پاشیدگی هنجارها (و لذا از بین رفتن کنترل آرزوها) آنومی یا یک وضعیت آرزوهای بی حد و حصر (unlimited aspirations) به وجود می آید. از آنجا که این آرزوهای بی حدّ طبعاً نمی توانند ارضا و اشباع شوند در نتیجه یک وضعیت نارضایتی اجتماعی دائمی پدید می آید. سپس نارضایتی در جریان های اقدامات اجتماعی منفی (نظیر: خودکشی، اقدامات جنایی، طلاق و غیره ) ظاهر می گردند».[۱۰]

وی در ادامه می نویسد:

«دورکیم ثروتمندی ناگهانی در مقابل فقر را یک عامل بحران زا می بیند و نشان می دهد که تحت تأثیر این عامل، برخی از اشکال رفتارهای انحرافی نظیر خودکشی افزایش می یابد. دلیل (این ثروتمندی ناگهانی) تغییرات شتابزده اجتماعی اقتصادی است که موجب از هم پاشیدگی هنجارهای سنتی یعنی وضعیت سریع آنومی می گردد».[۱۱]

از مجموع این سخنان استفاده می شود که نظریه دورکیم، گرچه نظر به شرایط اقتصادی جامعه دارد و سایر زمینه ها را نادیده گرفته است، اما در همان زمینه اقتصادی مورد بحث خودش در حقیقت به دو عنصر تکیه دارد؛ یکی وجود خواسته ها و آرزوها و دیگر عامل کنترل آنها، یعنی هنجارها. اولی نقش مقتضی را دارد، و دومی نقش مانع را. با از بین رفتن مانع و رفع سلطه هنجارها، مقتضی یعنی خواسته ها و آرزوها رفتار را تحت تأثیر قرار داده افراد را وادار به برآوردن آنها با هر شیوه ممکن، هرچند نامشروع می کند.

بعضی این نظریه را در تبیین علت کجروی و انحراف، ناقص دیده، جهت تکمیل آن عناصری را در هر دو بخش افزوده اند. به عنوان مثال «مرتن» معتقد است که اولاً خواسته ها و آرزوها را خود فرهنگ جامعه به وجود می آورد، یعنی این فرهنگ جامعه است که یک سلسله ارزش ها را برای افراد مطرح می کند و انگیزه های اصلی رفتار را ایجاد می کند، و ثانیاً این خواسته ها وقتی هنجارها را کنار می زند که امکانات برآوردن آنها متناسب با قشر افراد فراهم نباشد و گرنه آنومی یا آشفتگی هنجاری پیش نمی آید. پس عامل اصلی انحراف، به هم خوردن رابطه اهداف و خواسته ها با امکانات و ابزارهاست که هر دو را جامعه رقم می زند.

برخی دیگر گفته اند از بین رفتن سلطه هنجارها به تنهایی به انحراف و کجروی نمی انجامد، بلکه علاوه بر آن باید کنترل درونی و بیرونی هم نباشد، یعنی خواسته ها هنگامی رفتار فرد را جهت می دهد که علاوه بر فقدان هنجارها مانع دیگری چون کنترل درونی از قبیل باورهای دینی، یا کنترل بیرونی مانند کیفر و زندان نیز در بین نباشد یا کاهش یافته باشد.

«اگر نظریه دورکیم و مرتون را با هم در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که اگر به دلایل مختلف (رشد سریع اقتصادی یا بحران اقتصادی یا نابرابری…) در انسان نیاز شدید به وجود آید و امکان ارضای آن (با سطح درآمد کافی و متناسب با سطح نیاز افزایش یافته) برایش وجود نداشته باشد و راه های مشروع نیز بر او بسته باشد از طرق نامشروع در پی ارضای نیازهایش برخواهد آمد.

گرچه این نظریه بسیار قوی و قابل اطمینان است، اما هنوز برای تبیین پدیده فساد و انحراف کاملاً کافی به نظر نمی رسد. روی آوردن به طرق نامشروع علاوه بر این، شرایط دیگری نیز دارد. فقط عوامل تحریک کننده فوق نظیر نیاز زیاد، درآمد کم، مقایسه، احساس بی عدالتی و… نیستند که انسان را به راه های نامشروع کسب پول می کشانند. هرکسی که این نیاز شدید را داشت نمی رود دزدی کند. هر زنی که به پول احتیاج داشت نمی رود خودفروشی کند. دو شرط دیگر نیز در این معادله لازم است: کاهش کنترل درونی و بیرونی».[۱۲]

نظریه تضاد هنجاری

برخی از جامعه شناسان پدیده کجروی را نه معلول بی هنجاری که نتیجه تضاد هنجارها در جامعه می دانند. از دیدگاه اینان در جامعه خرده فرهنگ های متعددی وجود دارد که هر یک از آنها ارزش ها و هنجارهای خاص خود را دارند؛ هرگاه یکی از این خرده فرهنگ ها از ارزش ها و هنجارهای ناسازگار با هنجارهای مرسوم و حاکم بر جامعه حمایت کند و در نتیجه نوعی طغیان و سرپیچی خرده فرهنگ نسبت به هنجارهای مورد اتفاق اکثریت پیش آید، افرادی که تحت تأثیر آن خرده فرهنگ قرار دارند اقدام به رفتار خلاف هنجار جامعه کرده و کجروی خواهند کرد.

«روایت های خرده فرهنگی تبیین کجروی، بر تمایز هنجارها و ارزش هایی تأکید دارد که گروه های متفاوت بدان پایبندند، و در این میان نیز مدّعی می شود که علت تحقق جرم، نوعی تعارض میان هنجارهاست؛ تعارضی که در باور این دیدگاه هنگامی پدید می آید که گروه های متفاوت قومی یا طبقاتی هنجارهای خرده فرهنگی خاصی را می پذیرند و این هنجارها نیز اعضای آنها را در جهت نادیده گرفتن ارزش ها و تخطّی از هنجارهای زیربنایی نظام هنجاری مسلط در جامعه تحت فشار می گذارد».[۱۳]

آنچه که هم در این نظریه و هم در نظریه پیشین درخور توجه می نماید این است که در این نظریات، به رغم تأکید بر عامل بیرونی یعنی بی هنجاری یا تضاد هنجارها در پیدایش پدیده کجروی، عامل انسانی یعنی خواست ها و نیازهای انسان نیز نادیده گرفته نشده و به گونه ای مؤثر قرار داده شده است؛ با این تفاوت که در نظریه نخست به صورت مستقیم و بی پرده، اما در نظریه دوم، از پس هنجارهای معارض.

بعضی بر این نظریات خرده گرفته اند که اینها تبیین های جامعی نسبت به ظهور پدیده انحراف نیستند؛ زیرا از توجیه عدم کجروی در برخی موارد با وجود شرایط بی هنجاری یا تضاد هنجاری، ناتوانند.[۱۴]

اگر این نظریات تبیین های انحصاری یگانه نسبت به علت کجروی تلقی شوند، باید گفت اشکال وارد است، اما واقعیت این است که پذیرش این تبیین ها به صورت تبیین های انحصارگرایانه بسیار مشکل است. از این رو بهتر است این تبیین ها بیانگر بخشی از واقعیت تلقی شوند، چنان که صاحبان نظریات ترکیبی چنین باور داشتند.

نظریات ترکیبی

در دو سه دهه اخیر پس از مطالعات و بررسی های گوناگون در دانش های گوناگون اجتماعی از قبیل روان شناسی، جامعه شناسی و حقوق، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که پدیده انحراف و کجروی معلول یک عامل یا دو عامل نیست، بلکه متغیرهای گوناگون در آن تأثیر دارد. از این رو برای تبیین درست ظهور کجروی در جامعه باید از عوامل گوناگون سخن گفت.

«امروزه به نظر می رسد که این نزاع تقریباً خاتمه یافته و در دیدگاه های جدید که در این زمینه ابراز می شود راه حل نهایی برای خود یافته است؛ راه حلّی که می توان آن را نوعی توافق بر به حساب آوردن برآیند کلیه نیروهای خرد و کلان مؤثر بر کجروی نامید؛ توافقی در این خصوص که هیچ یک از این علل و نیروها نه شرط لازم و نه شرط کافی که صرفاً زمینه سازهایی برای ارتکاب کجروی است و هر یک از آنها نیز نه به تنهایی که در ترکیب های مختلف با دیگر زمینه سازها فرد را به سوی ارتکاب کجروی رهنمون می شود.[۱۵]

تئوری ها و نظریاتی که با این نگرش و گرایش ابراز شده است و می توان از آنها به نظریات ترکیبی یاد کرد طبعاً بر عوامل متعددی انگشت نهاده اند؛ برخی بر متغیرهایی چون فشار اجتماعی به علاوه عناصری چون موقعیت فرد و وابستگی های کجروانه تکیه کرده اند، بعضی دیگر بر عنصر فشار اجتماعی به علاوه مشکلات روابط خانوادگی انگشت نهاده اند، عده ای از ضعف شخصیت و ضعف عناصر پایبند کننده به جامعه نام برده اند، گروهی نیز، ترکیبی از ویژگی های جسمی و شرایط اجتماعی را عامل تأثیرگذار دانسته اند.[۱۶]

کوتاه سخن آنکه دیدگاه های ترکیبی عامل جدیدی معرفی نکرده اند، بلکه تلفیقی از متغیرهای محیطی و شخصیتی یا به تعبیر دیگر ترکیبی از عناصر درونی و بیرونی را به عنوان عامل مؤثر در پیدایش انحراف قلمداد کرده اند.

«تبیین های تلفیقی را می توان متشکل از الگوهایی دانست که در تبیین کجروی توجه خود را به متغیرهای متنوع معطوف داشته است؛ خواه این تنوع ناشی از تعلّق آن متغیرها به سطوح مختلف تحلیل اعم از خرد و کلان باشد، و خواه ناشی از تنوّع ماهیت زیستی، روانی، روان شناختی اجتماعی یا جامعه شناختی آنها».[۱۷]

قرآن و پدیده انحراف

پدیده انحراف یا کجروی را می توان از زوایای گوناگون در قرآن به تحقیق و بررسی نشست؛ زیرا چنان که پیش از این اشاره شد، این پدیده ارتباط و پیوند تنگاتنگی با ماهیت و حقیقت انسان دارد، و قرآن از آنجا که انسان شناسی دقیق و جامعی ارائه کرده است، می تواند در شناخت ابعاد گوناگون این پدیده راهگشا باشد.

در این بخش تنها به یک بعد یعنی علل و عوامل پیدایش انحراف و کجروی می پردازیم و ابعاد دیگر آن را به فرصت دیگر وا می گذاریم.

دیدگاه قرآن را می توان در چند جمله این گونه خلاصه کرد:

بیشتر نظریات دسته اول و دوم از نظر قرآن فی الجمله و با یک سلسله قیدها و اصلاحیه ها مورد تأیید است، اما این بدان معنی نیست که قرآن نظریات دسته سوم را می پذیرد، زیرا گرچه قرآن به گونه ای نظریه ترکیبی ارائه می کند، اما با مدل های موجود تئوری های ترکیبی متفاوت است و بر عناصر ویژه ای تأکید دارد. اینک به توضیح نکات فوق می پردازیم.

اگر دیدگاه های گذشته را به صورت جزئی در نظر بگیریم که هر یک بخشی از واقعیت را بیان کرده اند در این صورت قرآن بیشتر آنها را تأیید می کند؛ یعنی در آموزه های قرآن می توان شواهدی بر صدق بیشتر آنها یافت.

به عنوان مثال قرآن نظریه انتخاب آزاد را به گونه ای پذیرفته است، زیرا در آموزه هایش بر عنصر اراده و اختیار در رفتار به طور مطلق از جمله انحراف و کجروی تأکید فراوان داشته انسان را در برابر رفتارش مسئول می داند:

«و لو تری إذ یتوفّی الذین کفروا الملائکه یضربون وجوههم و أدبارهم و ذوقوا عذاب الحریق. ذلک بما قدّمت أیدیکم و أنّ الله لیس بظلاّم للعبید» انفال/۵۰-۵۱

«ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت أیدی الناس» روم/۴۱

«فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر» کهف/۲۹

و ده ها آیه دیگر که در زمینه های گوناگون بر آزادی انسان تصریح دارد.

گرچه بر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *