تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف با 106 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مادر شهیدان واقعه طف :

فاطم کلابیه، آنکه در محبت اهلبیت رسالت، ذوب شد و شاهد ذوب شدن خویش را در همدردی غربت علی(ع) و یاری حماسه سرای طف به اثبات رساند و اشک مظلومانه اش را از مدینه تا کربلا روانه کرد تا فریاد رهایی بخش محمد(ص) در سین تاریخ بماند و دردانه و جگرگوشه اش، سید شهیدان طف تنها نماند و عَلَم دین محمدی، همواره برافراشته بماند. آری، امّ البنین را میستایم، مادر دومین شخصیت تابناک حادث بزرگ عاشورا را، سقّا، علمدار، قمر بنی هاشم، عباس بن علی، اسوه وفاداری، جانفشانی، استقامت در راهی روشن، راه هدایت، راه ولایت و شهادت را؛ آنکه وفاداری اش را در صحن طف در مواقفی اعجاب انگیز اثبات نمود که اوجش، سقایت آمیخته با شجاعت و در نهایت، ریختن آب از کف بر روی شریعه و ننوشیدنش و با دست های قطع شده و خدنگی برچشم و عمودی بر فرق مبارکش و باز هم فریاد میکرد و رجز حماسه میسرود که:

و الله إن قطعتم یمینی

إنی أحامی أبدا عن دینی

و عن إمام صادق الیقین

نجل النبی الطاهر الأمین[۱]

نسب فاطم کلابیه

فاطم کلابیه، دختر «حزام بن خالد بن ربیعه بن کعب بن عامر بن کلاب»[۲] و در سندی گویاتر: «دختر حزام بن عامر بن صعصع بن معاوی بن بکر بن هوازن بن منصور بن عکرم بن خصف بن قیس بن عیلان بن ناس بن مضر.»[۳]

و چنانکه به نقل ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین آمده است: «دختر حزام بن خالد بن ربیعه بن وحید که همان عامر بن کلاب بن ربیعه بن عامر بن صعصع بن معاوی بن بکر بن هوازنی است.»[۴]

علت تفاوت نقلهای فوق از پدر فاطم کلابیه، تفاوت نقلهای تاریخی است که تفاوت اصلی هم درجد فاطم کلابیه (امّ البنین) است.

اما حقیقت این است که بزرگانی از عالمان برجست شیعی، همچون محمد بن ادریس حلّی در کتاب «السّرائر» چنین گفته است: شیخ ما، شیخ مفید، در «الارشاد» نسب عباس بن علی را چنین گفته است: مادر او امّ البنین، دختر حزام بن خالد بن دارِم است». اما این نظر اشتباه و خطا است؛ زیرا مادر عباس بن علی(ع) که سقا و ابو قربه (صاحب مشک) نامیده شده و در کربلا به شهادت رسید. امّ البنین، دختر حزام بن خالد بن ربیعه است.[۵]

علامه مظفر در کتاب «بطل العلقمی» می نویسد:

«علامه فاضل محمد بن ادریس حلّی قصد آن را داشت که اشتباه شیخ مفید را به زعم خویش تصحیح کند، اما به اشتباه بزرگتری گرفتار شد؛ زیرا متن «الارشاد» را میتوان بر سهو و اشتباه غیر عمدی شیخ مفید و یا اشتباه نسّاخ حمل کرد و یا توجیه مقبول دیگری؛ مانند آن، چرا که دور از ذهن است چنین موضوعی بر شیخ مفید پوشیده بماند!

اما اشتباه ابن ادریس را نه میتوان توجیه کرد و نه به هیچ وجه میتوان بر آن عذر و دلیلی آورد.»[۶] سید علی سید جمال اشرف در کتاب خویش «ام البنین، مادر پرچمدار کربلا» چنین آورده است:

«ابن ادریس حلّی، صاحب کتاب «سرائر» گمان کرده است که مراد شیخ مفید «دارم تمیم» بوده، اما این وهم و پنداری اشتباه از جانب ابن ادریس است؛ زیرا در کلام شیخ مفید، تصریحی بر این مطالب نیامده و نسب را به تمیم نرسانده است تا اینکه سخن ابن ادریس صحیح باشد. نهایت کلام شیخ مفید چنین میتواند باشد که در میان پدران ام البنین، شخصی به نام «دارم» بوده و به نظر شیخ مفید، آن شخص، دارم عامری است، نه دارم تمیمی.»[۷]

در نهایت نسبت به نسبِ فاطمه باید اذعان نمود که وی، دختر حزام بن ربیعه… است که هم آنان دارای شرافتها و کرامتها و فضیلتهای بسیار بوده اند که به آن اندکی اشاره میکنیم:

بهترین و نام آورترین قبیله

چنانکه در کتب انساب آمده، قبیل ام البنین از طرف پدر، همچنین از طرف مادر؛ هر دو از با شرافت ترین قبیله های عرب بوده اند.

بزرگان این قبیله، از چنان جایگاه و درجه ای از شرافت، بزرگی و برجستگی برخوردار بودند که نسب شناسان، تاریخ نگاران و راویان را بر آن داشتند تا رفتار و گفتار آنان را به ثبت رسانده و بر نگارش نام آنان، خطبه ها بسرایند و ماجراها و روزگارشان را ثبت نموده و نهایت همّت خویش را به کار بندند. به این اعتبار که آنان شخصیتهای برجسته ای بوده اند و از بزرگان آن روزگاران محسوب میشدند.[۸]

چنانکه مورخان آورده اند، بنیعامر از «حمس» بوده اند؛ یعنی در دین خود، شدت عقیده و سرسختی داشته ا ند و تحت فرمان و بیعت هیچیک از پادشاهان زمان خود نبوده اند.

زمخشری، در «الفائق فی غریب الحدیث و الاثر» می نویسد:

«الحمسه؛ حرمت، برگرفته از نام «حمُس» است که قریش به سبب سکونت در جوار حرم الهی از حرمت و احترام خاص برخوردار بوده اند. قریش، هیچگاه از حرم خارج نمیشدند. آنان میگفتند: ما خاندان الهی اهل الله هستیم، ما مانند دیگر مردمان نیستیم. بنابراین، از حرم الهی بیرون نخواهیم رفت.»[۹]

همچنین میگفتند: «ما به بیرون حرم نمیرویم و بنابراین، به عرفات هم کوچ نمیکنیم؛ زیرا عرفات بیرون از حرم است و باید دیگران، از بیرون حرم، وارد مکه (حرم الهی) شوند.»

ابن اسحاق مینویسد: «به همین خاطر مردم قریش، وقوف بر عرفه و کوچ از آن مکان را ترک گفتند، درحالیکه به آن اعتراف داشتند و میدانستند که وقوف به عرفه و کوچ از آن، از مشاعر حج و دین ابراهیم است. قریش عقیده داشت که عربهای دیگر، باید در عرفه وقوف نموده و از آن کوچ کنند و لذا میگفتند: «ما اهل حرم هستیم، پس بر ما روا نیست که از حرمت آن خارج گردیم، ما نباید به غیر حرم، احترام بگذاریم، چنانکه «حُمس» که همان اهل حرم ا ند به حرم احترام میگذارند.»[۱۰]

نامآورانِ حُمسْ، سایر اعراب را به پذیرش این قوانین وا داشتند، در نتیجه اهل خارج حرم به حج و عمره میآمدند و زمانی که وارد حرم میشدند، زاد و توش خود را بر زمین نهاده و طعام خود را از اهل حرم تهیه میکردند و در پی آن بودند که لباس خود را نیز از حرم تهیه کنند. بدین صورت قبیله ام البنین و فرزندان عامر که بر مکه فرمانروا بودند نیز از اهل «حُمس» شمرده میشدند.

اصالت خانوادگی ام البنین از طرف مادر

مادر ام البنین، «ثمامه دختر سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است.»[۱۱]

«مادر ثمامه، عمره، دختر طفیل بن مالک احزم (رییس هوازن) بن جعفر بن کلاب است و مادر عمره، کبشه دختر عروه الرجال بن عتبه بن جعفر بن کلاب است و مادر کبشه، ام الخشیف، دختر ابو مغوله (تکسوار هوازن) ابن عباده بن عقیل بن کعب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه است.»[۱۲]

چنانکه میبینیم در سلسله انساب فاطم کلابیه (ام البنین) معاریف بزرگی قرار دارند که اصالت نسبی و خانوادگی و قبیلگی وی را مینمایاند.

. مادرش عمره، دختر طفیل بن مالک احزم (رییس قبیل هوازن) است.[۱۳]

. کبشه یا کتبه، دختر عرو الرحال، فرزند جعفر بن کلاب، مشهور بزرگ عرب در دوران خویش است.[۱۴]

. امّ خشف، یا امالخشیف، دختر ابیمعاوی بن فارس بن عباد بن عقیل بن کلاب، از سرداران و نام آوران زبده عرب است.[۱۵]

. فاطمه، دختر جعفر بن کلاب، جد چهارم وی است که جعفر بن کلاب، ناریس شجاعان نامیده شده است.[۱۶]

. جد پنجم، عاتکه دختر عبدالشمس بن عبدمناف بن قصی، جد حضرت رسول(ص) است که نام وی را برخی از مؤرخان، فاطمه دانسته اند.[۱۷]

. آمنه، جد ششم است. او دختر وهب بن عمیر بن نضر بن تعین ابن حرث بن تلعبه، که خود، از زبدگان عرب و مورد توجه خاص و عام بوده است.[۱۸]

و همین گونه اند جد هفتم و هشتم و نهم و دهم که در منابعی همچون تاج العروس و عمد الطالب و تاریخ طبری و تاریخ الکامل ابن اثیر و الاغانی، به نیکی و عظمت از هم آنها یاد شده است.

«در میان تیر مادری ام البنین(ع) جدّی پیراسته، چون عامربن مالک بن جعفربن کلاب، (جد ثمامه، مادر ام البنین) بوده است که به سبب قهرمان سالاری و شجاعتش، او را «ملاعب الاسنّ» مینامیدند؛ یعنی کسی که در میدان جنگ، سرنیزه ها را به بازی میگیرد.»[۱۹]

این نام را اولین بار، حسّان بن عمیر به او داده و اوس بن حجر هم دربار عامر به کار برد و در شعری چنین سرود:

یلاعب أطراف الاسنّه عامر

فراح له حظّ الکتیبه اجمع[۲۰]

«عامر سرنیزه ها را به بازی میگرفت. پس او در توانایی و کارایی جنگی، به تنهایی نیروی یک لشکر را در خود جمع کرده است.»

داستان از این قرار است که حسان بن نمیر، او را در میدان جنگ دیده و در اعمالش دقت کرده و آنگاه درباره اش گفته است: «هو ملاعب الأسنّه»؛[۲۱] «او بازی کننده با نیزه ها و سرنیزه ها است.» (کنایه از شجاعت و جلادت او در میدان کار زار است).

عامر بن مالک همان کسی است که برادر زاده اش عامر بن طفیل با علقم بن علاثه قرار گذاشتند که هر کدام نسب و حسب افتخار آمیزتری داشت و به نفع او حکم شد، صد شتر از دیگری بگیرد. به این دلیل، هر یک، یکی از پسران خود را نزد مردی از بنیوحید به گرو گذاشتند. چون ابن طفیل در این مورد از عمویش، عامر بن مالک، کمک خواست، این مرد دلیر نعلین خود را به او داد و گفت: برای تعیین شرافت خود از این نعلین کمک بگیر؛ زیرا من با آن، چهل «مرباع» را بهدست آورده ام.[۲۲]

توضیح آنکه: مرباع، یک چهارم غنایم جنگی بوده که پس از پیروزی یک قوم بر دیگری، به رییس قبیله میرسیده است. این نعلین هم مخصوص رییس و پیشوای قوم بوده که در ایام نبرد آن را میپوشیده و علامتی بر قهرمانی و دلاوری اش بوده است.

ام البنین کبری

در میان جده های امّ البنین، زنی است با کرامت، با نام «امّ البنین کبری».

«وی پنج فرزند برای جعفر بن کلاب به دنیا آورد که هر کدام سروری از سروران و رییسی از رؤسا و رهبری از رهبران قوم خویش بوده اند. ربیعه بن مالک یا ربیعه المقترنین (پدر لبید شاعر)، معاویه بن مالک بن جعفر (معوّذ الحکام)، طفیل بن مالک (پدر عامر بن طفیل) عامر بن مالک (ملاعب الاسنّه) و سلمی بن مالک (نزال المضیق)».[۲۳]

همین بانو، که از جدّه های فاطم کلابیه (امّ البنین) است، به عنوان ام البنین اول در تاریخ از او یاد شده که لبید بن ربیعه شاعر، در جلسه نعمان بن منذر، پادشاه حیره، شعر زیبایی را در شأن بنی کلاب و همین ام البنین اول میسراید، که در عرب، هیچ فردی آن را منکر نشده است.

و نحن بنوام البنین الاربعه

ونحن خیر عامربن صعصعه

المطعمون الجفن المدعدعه

الضّاربون الهام تحت الخیضعه

یا واهب الخیر الکثیر من سعه

الیک جاوزنا بلادّا مسبعه[۲۴]

«ماییم فرزندان چهارگان ام البنین (گرچه آنها پنج نفر بوده اند، لیکن شاعر به دلیل بلاغت شعری چنین سروده است) و ما بهترین نسل از عامر بن صعصعه ایم، که در جنگ با ضرباتی کشنده، جمجمه دشمن را درهم میشکنیم. بر فرق سر آنها شمشیر را از روی خود (کلاه جنگی) وارد میسازیم. ای بخشنده و عطا کنند خیر فراوان، به سوی تو آمدیم از منازل هفتگان مسیر.»

نعمان بن منذر، ادعای لبید را انکار نکرد و نیز هر کس که در آن مجلس مشارکت داشت بر قول لبید، صحّه گذاشتند.

این بود شمّه ای موجز از نسب و حسب فاطم کلابیه (امّ البنین) که در کتب و منابع تاریخی، مطالب فراوان دیگری نیز مضبوط است که جهت خودداری از طولانی شدن نوشتار، به همین جا بسنده میکنیم. البته که همین نکات و پیشینه و افتخارات است که سبب گردیده است، مولای متقیان، علی(ع) در پی یافتن چنین بانوی پرفضیلت و پرکرامتی باشد و با وی ازدواج نماید.

ازدواجی فرخنده و آسمانی

علی(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(ع)، به سفارش و وصیت وی عمل نموده، با امامه، دختر خواهر آن حضرت ازدواج کرد. امیر المؤمنین، پس از این ازدواج، با فاطم کلابیه (ام البنین) نیز ازدواج میکند. اما این ازدواج با مقدماتی آمیخته است.

آن حضرت، به برادرش عقیل که عالم به انساب عرب بوده و در تبار شناسی، شهره زمانه خویش است، میفرماید:

«اختر لی إمراه قد ولدتها الفحوله من العرب لأتزوجّها لتلد لی غلاماً فارساً»[۲۵].

«همسری برایم برگزین که از شجاعان عرب برآمده باشد، تا با او ازدواج کنم و برایم فرزندی شجاع به دنیا آورد.»

عتیق که دانشی وافر به انساب عرب داشته، میگوید:

«تزوّج فاطمه الکلابیه فإنّه لیس فی العرب أشجع من آبائها».[۲۶]

«با فاطمه کلابیه ازدواج کن؛ زیرا در عرب، شجاع تر از پدران وی سراغ ندارم.»

عقیل، از سوی علی(ع) مأموریت یافت که به خان حزام بن خالد برود و از دخترش فاطمه برای علی(ع) خواستگاری کند؛ «عقیل به خواستگاری رفت و با حزام بن خالد، در این خصوص صحبت کرد. حزام که هرگز پیشبینی چنین پیشنهادی را نمیکرد، با کمال صداقت و راستگویی چنین گفت: بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی!»[۲۷]

پدر امّ البنین، از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل و خود دختر نیز بپرسد و نظر آنها را در اینباره جویا شود و لذا به عقیل چنین گفت:

«زنان، بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاهند و مصلحت آنها را بهتر میدانند. باشد تا با مادرش و نیز خودش سخن گوییم.»[۲۸]

رؤیای شورانگیز

زمانی که حزام بن خالد نزد خانواده اش برگشت و خواست با همسر و دخترش این امر مهم را در میان بگذارد. متوجه شد که دخترش فاطمه، خوابی را که درشب قبل دیده، برای مادر گرامی اش نقل میکند.

«مادرم! خواب دیدم در باغی سرسبز نشسته ام، نهرهای روان و میوه های بسیار در آنجا وجود دارد و ماه و ستارگان در آسمان میدرخشند. من دربار عظمت آنها می ا ندیشیدم که ناگهان ماه از آسمان به دامن من قرار گرفت. سوزی از آن برآمد که چشمها را خیره میساخت! در شگفت بودم که سه ستار نورانی دیگر را دیدم که در دامنم قرار گرفتند.»[۲۹]۹۲

«مادرم! در این هنگام هاتفی مرا چنین ندا میداد:

بشراک فاطمه بالساده الغرر

ثلاثه أنجم والزاهر القمر

أبوهم سید فی الخلق قاطبه

بعد الرسول کذا قد جاء فی الخبر

«فاطمه! مژده باد تو را به نور سیادت و آقایی، به ماه و سه ستار نورانی و درخشنده پدر آنها سید هم انسانها است. بعد از پیامبر آنگونه که در خبر آمده است.»

مادر به دختر عاقلش چنین گفت: «دخترم! رؤیای تو، رؤیایی صادقه است. ای دخترکم، به زودی با مردی جلیلالقدر که مجد و عظمت فراوانی دارد، ازدواج میکنی؛ مردی که مورد اطاعت امت خود است. او صاحب چهار فرزند میشود که اولین آنها مانند ماه، چهره اش درخشان است و سهتای دیگر، همچون ستارگانند.»[۳۰]

پس از این صحبتها، حزام از فاطمه میپرسد:

«آیا دخترم، خود را شایست همسری امیرمؤمنان(ع) میداند؟ بدانکه خان او، خان وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و ادب است. اگر او را اهل میدانی، قبولش کنیم و اگر اهلیتی در او نمیبینی، پاسخش گوییم».[۳۱]

مادر دختر که قلبی مملوّ از عشق به ولایت و محبّت به مولا علی(ع) داشت، به همسرش، حزام بن خالد چنین گفت: «ای حزام، به خدا سوگند، من او را خوب تربیت کرده ام و از خدای متعال و قادر خواستارم که او واقعاً سعادتمند شود و صالح باشد برای آقا و مولایم علی(ع). پس او را به مولایم علی تزویج کن.»[۳۲]

پس از این گفتوگو و سکوت شادمان فاطم کلابیه و رضایت زاید الوصفش نسبت به ازدواج با علی(ع)، حزام شادمان نزد عقیل بازگشت. عقیل وقتی او را دید، پرسید: چه خبر؟ گفت: به خواست خداوند خیر است. ما پذیرفتیم که دخترمان با امیرمؤمنان، علی(ع) ازدواج کند. بدینسان، مقدمات این وصلت و ازدواج آسمانی برقرار شد و فاطم کلابیه، قدم به خانه ای نهاد که مهبط جبرئیل امین و جایگاه رسالت و محل آمد و شد ملائک الهی است؛ خانه ای که محل اسرار نهفت الهی و پناهگاه امر الهی و اساس دین و استوانه های یقین در آنجا است. بیوت الهی که در آنها صبح و شام، ذکر الهی به صورت دمادم جاری است. خانه ای که معدن رحمت الهی است. خانه ای که خزانه ها و صندوقهای اسرار الهی در آنجا است و…

فضایل شخصیتی امّ البنین

فاطم کلابیه (یا ام البنین)، از زنان فاضله، عالمه و فرهیخته و نیز از مشاهیر زنان تاریخ اسلام است که به دلیل والایی شخصیت این بانو و عشقی که مسلمین و بهخصوص شیعه به این بانوی پرفضیلت دارد گوشه ای از فضایل وجودی این شخصیت عظیم را باز میگوییم.

. تربیت درست و نجابت ذاتی

ام البنین در قبیله و خانواده ای اصیل و بزرگ و پرسابقه و شریف و دارای فضیلت متولد شد و در همین خانواده رشد و نشو و نما یافت. خانواده و قبیله ای که والاترین صفات را در میان قبایل عرب داشته است که از صفات بارز آنها بزرگ منشی، کرامت اخلاقی، بلندی همت و طبع، عفت و طهارت، پاکدامنی، اندیش الهی داشتن، عشق به رسالت پیامبر و ایمان به ولایت، همراه با تقوا و ورع و زهد و اخلاق حسنه، در آنها موج میزند که در نثرها، شعرها، قصیده ها، عبارت سراییهای خطابی در حماسی، تاریخی دربار آنها بیان گردیده است.

علی(ع) دربار تربیت انسان در خانواده هایی ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *