تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد شامل 72 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد :

جان پرور است قص ارباب معرفت

رمزی بیا بپرس و حدیثی بیا بگو ( حافظ شیرازی )

فایل پاورپوینت کامل مادر لقمه حرام نخورد و بی وضو شیر نداد که در نهایت فرزندش صاحب کرامات شد-

چند چیز است در ماهیت وجودی انسان اثر دارد و تا آخر عمر از نتیجه آن برخوردار خواهد شد. ۱- غذا ۲ – فضا. ۳ – رفاقت. ۴ – تربیت.

روی این اصلها: اگر کسی غذائی که می خورد پاک و تمیز و حلال باشد نطفه ای که از آن تولید می شود و به رحم مادر تحویل می گردد: بچه ای که از آن به دنیا می آید. انسان سالم و پاک سرشت می شود و برعکسش هم همانطور – و وقتی که بچه بزرگ می شود اگر در محیط سالم و با رفقای سالم به زندگیش ادامه داد: مسلما او هم سالم خواهد شد و برعکسش همانطور.

همچنین اگر درفضائی بی آب و علف و گرم و داغ: رشد یابد سیاه رنگ و تیره اندام خواهد بود و اگر در جای خوش آب و هوا بزرگ شود سفید رنگ و خوش سیما می شود بخاطر این جریانها باید پدر و مادر خیلی مواظبت نمایند تا اولادشان از لقمه حلال و شیر حلال و با رفقای سالم و مومن و با تربیت صحیح و در صورت امکان در فضای خوش آب و هوا و پر نعمت بوجود آیند و بزرگ شده و ادامه زندگی دهند یعنی در ریختن فونداسیون محکم و پایه درست و حسابی ابتدا پدر و در ثانی مادر است که در این باره مسولیت شدید دارند که فرزندشان را چگونه به جامعه تحویل دهند. و دنیا و آخرت آنها را تنظیم نمایند.

نزدیک شهر اردبیل – روستائی بنام ( نیار) وجود دارد که قبلا در سه کیلومتری شهر و فعلا متصل به شهر است در آنجا جوانی بنام محمد مشغول کشاورزی یا کنار نهری نشسته بود دید یک سیب زیبایی روی آب می آید دست برد و سیب را گرفت و خورد وقتی که خورد متوجه این نکته شد که خوب! این سیب مال چه کسی بود؟ تو خوردی! جریان آب را گرفت و دنبال کرد دید آب از درون باغی می آید، درب باغ را زد، باغبان بیرون آمد، گفت: آقا یک سیب از باغ شما در جریان آب افتاد، بیرون آمد، من خوردم مرا حلال کن، صاحب باغ گفت این باغ مال چهار برادر است یک چهارمش حق من بود حلال کردم، سه چهارمش مال سه برادرم است، گفت: خوب آدرس آن ها را بده تا بروم حلالیت بطلبم.

گفت: یکی از آن ها در فلان محله است. دیگری در فلان محله و برادر دیگر در کشور همسایه شوروی (بادکوبه ) در بعضی لز تاریخ نجف اشرف و در بعضی اصفهان ذکر شده است، آدرسها را گرفت و آمد درب خانه آن دو برادر قصه را گفت و حلیت گرفت رفت به کشور مجاور و درب خانه برادر آخر را زد، درب را باز کردند، گفت من از ایران آمده ام، صاحب باغ را گفت: سیبی که بر آب روان بود من خوردم، از من راضی باش.

گفت: ابداً راضی نیستم.

گفت: قیمتش را می دهم.

گفت: راضی نمی شوم.

صاحب باغ گفت: من به یک شرط از تو راضی می شوم که دختری کور، کچل، لال، گنگ و مفلوج از پا دارم! اگر حاضری با او ازدواج کنی، من از تو راضی می شوم والا راضی نمی شوم!

راضی می شوی با او ازدواج کنی، گفت: بله، به خاطر اینکه از حرام نجات پیدا کنم، وارد خانه شد و خطبه عقد را خواندند و رفت به حجله دید دختر، حوریه ای است از حوریه های بهشت هم چشمان قشنگ دارد و هم تکلم خوبی دارد و هم شنوایی رسائی دارد، بیرون آمد به پدر دختر گفت: مگه نگفتی دخترم کر است و کور است و لال است، گفت: دروغ نگفتم، گفتم کور است چون تا به حال چشمش به نامحرمی نیفتاده، گفتم: لال است چون تا به حال با نامحرم تکلم نکرده است. گفتم: کر است چون تا به حال صدای نامحرم به گوشش نرسیده است، گفت: خوب! چرا این را برای ما تهیه دیدی و به من پیشنهاد کردی؟

گفت: شب های زیادی دعا می کردم که خدایا چنین دسته گلی به من دادی صالحه، وجیه، مومنه، خدایا یک داماد مؤمنی هم به من بده، نمی دانم این دختر را به دست که بدهم، تو که در خانه من را زدی، دیدم به خاطر یک چهارم سیب بلند شدی از ایران آمده ای حلالیت بگیری، دیدم تو لیاقت داری این دسته گل را تصاحب کنی نقش پدر و مادر و نقش لقمه اثر وضعی دارد.

از مادرش سئوال کردند سبب مقام ارجمند فرزندت ( مقدس اردبیلی ) در چیست؟ گفتند من هرگز لقمه ای شبهه ناک نخوردم و قبل از شیر دادن بچه وضو می گرفتم و ابدا چشم به نامحرم نیانداختم و در تربیت او بعد از شیر بازگرفتن کوشیدم و نظافت و طهارت را مراعات کردم و او را با بچه ها ی خوب می نشاندم.” (وفیات العلماء، ص ۷۱. ).

یعنی این مادر تمام شرایط مرا قبت از فرزند را انجام داده و مسولیتش را بنحو احسن. پشت سر گذاشته است.

اما محصول این زحمت ها

– خدا هم از آن پدر و مادر یک پسری خلق کرد به نام (شیخ احمد مقدس اردبیلی ) که سنبل علم، تقوا و ضرب المثل نورانیت و قداست است و صاحب کرامات و مقام های ارجمند است.

« کرامات مقدس اردبیلی، بسیار و در السنه و افواه علمای اعلام در غایت اشتهار. و سید نعمت الله جزایری در انوار نعمانیه و علامه مجلسی در بحار الانوار و صاحب لؤلؤ و شیخ ابوعلی در منتهی المقال برخی از آن کرامات را ذکر فرموده اند که در این یاد داشت بعضی از آنها را به عرض عزیزان می رسانم.

1 – باز شدن درهای بسته حرم امیرمومنان علیه السلام به روی او.

«مولانا احمد اردبیلی (قدس الله روحه) که در زهد و تقوا و ورع یگانه آفاق است و زهد او ضرب المثل شده و در مراتب علم و فضل و تحقیق و تدقیق نیز مسلم است و او را در خدمت ائمه علیهم السلام قرب عظیم بوده و بعضی از ثقات به وسایط معتمده از شاگرد او میرفیض الله تفریشی – که او نیز از علما و اتقیا بوده – در بعضی نوشته ها میر علام شاگرد او نقل می نمودند که گفت: شبی از شبها دیدم که او از خانه خود بیرون آمد و متوجه روضه مقدسه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. من نیز مخفی به نحوی که او مطلع نشود از عقب او روان شدم. چون به نزدیک در روضه مقدس رسید، درها گشوده و قفلها باز شد. پس، آمد و در برابر ضریح مبارک ایستاد و می شنیدم که با شخصی سخن می گوید. پس، بیرون آمد و متوجه مسجد کوفه شد و باز من از عقب او همه می رفتم تا داخل مسجد کوفه شد. پس، به نزد محراب مسجد آمد و با شخصی سخن بسیار گفت و مراجعت نمود. در حال مراجعت مرا تنحنحی عارض شد. پس، او به طرف عقب نگریست و مرا دید و پرسید که، تو با من بودی؟ گفتم: بلی از آن وقت که از خانه بیرون آمدی تا الحال که مرا دیدی، پیوسته از عقب تو روان بودم. پس، مبالغه نمودم و سوگند دادم که مرا خبر ده به آنچه از او مشاهده نمودم. فرمود که، مساله ای از مسایل دین بر من مشکل شده بود. آمدم به خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و از آن حضرت پرسیدم. آن حضرت فرمود که، امروز امام زمان، حضرت صاحب الامر علیه السلام است، برو به مسجد کوفه از آن حضرت سؤال کن. پس، رفتم به نزد محراب مسجد و آن مساله مشکله را از آن حضرت سؤال نمودم و جواب شنیدم. چون این واقعه را نقل فرمود، از من عهد گرفت که در حیات او این واقعه را به کسی نقل ننمایم و من به عهد خود وفا کردم و بعد از وفات او نقل نمودم ».

(حدائق المقربین، نسخه مذکور. و نیز ر ک: بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۷۴ – ۱۷۵ ; الانوار النعمانیه، ج ۲، ص ۳۰۳ ; کشکول بحرانی، ج ۱، ص ۱۲۷ – ۱۲۸ به نقل از بحار; روضات الجنات، ج، ص ۱۹۶ به نقل از انوار نعمانیه; لآلی الاخبار، ج ۱، ص ۱۱۴ – ۱۱۵ به نقل از انوار نعمانیه; قصص العلماء، ص ۳۴۴ – ۳۴۵ به نقل از بحار و انوار نعمانیه. ۸

. ۲ – حرف زدن و پرسیدن مسئله از حضرت بقیت الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

جریان تشرفشان در مسجد کوفه به محضر مولا در بالا ذکر شد.

3 – خروج دلو پر از طلا از چاه به جای آب

آن بزرگوار در صحن نجف اشرف دلو را به چاه انداخت که آب کشیده باشد. چون دلو را بیرون کشید، دید که آن دلو پر از اشرفی و دینار است. پس، آن دنانیر را دوباره در چاه ریخت و عرض کرد خداوندا! احمد از تو آب می خواهدنماز بخواند نه طلا».

(قصص العلماء، ص ۳۴۴. و در طرائف المقال (ج ۲، ص ۴۰۰ و ۴۰۱) نیز این حکایت نقل شده است).

این کرامت، حاکی از آن است که: مرحوم محقق از آزمایشی سخت موفق بیرون آمده است. و خود توجه داشته است که این اتفاق برای امتحان است

4 – آمدن بار آرد و سایر لوازم به خانه او

«سید نعمت الله در کتاب انوار نعمانیه گفته – و در منتهی المقال هم مذکور است – که در سالهای گرانی و قحطی مال خود را بر فقرا قسمت می نمود و در نزد خود به قدر سهم یکی از فقرا می گذاشت و در بعضی از سالها چنان اتفاق افتاد که همین عمل را کرد. پس، زوجه اش به غضب آمد و گفت که مال ما را به فقرا انفاق می نمایی و اولاد خود را گرسنه می گذاری؟ پس، آن بزرگوار متعرض او نگشت و به مسجد کوفه برای اعتکاف رفت. چون روز دوم بود، مردی به در خانه اش آمد با چهارپایانی که بر پشت ایشان بار بود از گندم خوب صاف شده و از طحین – یعنی آرد نازک بسیار خوب – پس، آن مرد به زوجه مقدس گفت که، صاحب خانه در مسجد کوفه به اعتکاف اشتغال دارد و این غله و بارها را برای شما فرستاد. چون مقدس از اعتکاف مراجعت فرمود، زوجه اش به او خبر داد که این طعام را که با اعرابی [برای] ما فرستادی بسیار طعام نیکویی بود. پس، مقدس اردبیلی خدای را حمد نمود».

( قصص العلماء، ص ۳۴۴. در لؤلؤه البحرین، ص ۱۴۹ نیز این حکایت را به نقل از انوار نعمانیه ذکر کرده است. همچنین در روضات الجنات، ج ۱، ص ۱۹۷ – ۱۹۸ و اعیان الشیعه، ج ۳، ص ۸۱ این حکایت، نقل شده است. )

5 – ارزش ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام

حاج شیخ عباس قمی در کتاب هدیه الاحباب چنین نگاشته:

«در کتاب مقامات سید جزایری نقل است که مقدس اردبیلی از ساکنان صحن حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف بوده و هرگاه مساله ای بر او مشتبه می شده در شبها خود را به ضریح مقدس می رسانیده و جواب می شنید، و گاهی بوده که آن حضرت او را به حضرت صاحب الامر – ارواح العالمین فداه – حواله می فرموده، هرگاه آن امام بزرگوار در مسجد کوفه تشریف داشته. ( نمونه اش در بالا ذکرگردید).

و با این اعمال خالصه از اغراض دنیویه، بعد از موت او، بعضی از مجتهدین او را در خواب دیدند که با هیات نیکو و جامه پاکیزه از روضه علویه بیرون شد. از او پرسید که چه عمل، شما را به این مرتبه رسانید؟ فرمود که، بازار اعمال را کساد دیدم یعنی عملی که به درجه قبول رسد خیلی کم است و فرمود: نفع نبخشید ما را مگر ولایت صاحب این قبر و محبت او.

روایت شده از ابن عباس که وقتی جناب سلمان (رضی الله عنه) را به خواب دید با حلل و حلی و تاجی از یاقوت پرسید: ای سلمان! بگو در بهشت بعد از ایمان به خدا و رسول چه عملی افضل است؟ فرمود: چیزی افضل از حب علی علیه السلام و اقتدای به آن حضرت نیست ».

( هدیه الاحباب، ص ۲۶۵. و نیز ر ک: روضات الجنات، ج ۱، ص ۲۰۳ به نقل از مقامات النجاه جزائری و مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۳۹۳ به نقل از مقامات و منتخب التواریخ، ص ۱۸۱ به نقل از مستدرک و الفوائد الرضویه، ص ۲۵ به نقل از مقامات. ).

6 – واسطه قرار گرفتن مقدس در حوایج

«ثقه الاسلام آقا سید علی همدانی نزیل نجف اشرف برای نگارنده چنین نقل نمود:

از برای اردبیلی کرامتی میان عربها معروف است: روزهای زیارتی، عده ای، از نجف اشرف به زیارت کربلا حرکت نمودیم. در (خان نصف ) منزل کردیم. ولی از ازدحام زوار برای ما جایی پیدا نشد. بالاخ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *