تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) شامل 105 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی حجیّت روایات اهل بیت علیهم السَّلام(۲) :

در نوشتار پیشین، پس از اشاره به دلیل عقلی حجیّت سنّت و روایات امامان اهل البیتعلیهم السَّلام، برخی از دلایل قرآنی آن را تبیین
نمودیم، اینک با بررسی دیگر دلایل و مبانی قرآنی و نیز برخی از احادیث نبوی در این باره بحث پیشین را پی گرفته تکمیل خواهیم کرد.

آیه صادقین

خداوند از موءمنان خواسته است که پرهیزگاری را پیشؤ خود سازند و از صادقین پیروی کنند چنان که فرموده است:

«یَاأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَکُونُوا مَعَ الصّادِقین».(۱)

«ای کسانی که به خدا و پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم (آیین اسلام)
ایمان آورده اید از مخالفت با دستورات الهی بپرهیزید و با صادقین
همراه شوید(از آنان پیروی کنید).

از آنجا که در این آیه صادق به صورت مطلق ذکر شده و مقید به قیدی نشده است، همؤ ابعاد و مراتب آن مقصود است. یعنی صدق در
عقیده، گفتار و رفتار، و در هر یک از این زمینه ها صدق به صورت کامل مراد است. بدیهی است کسی که در عقیده، گفتار و رفتارش در همؤ
زمان ها، مکان ها و مراتب و حالات صادق باشد، از صفت عصمت برخوردار است.

علاوه بر علمای شیعه(۲)
که صادق در این آیه را معادل معصوم دانسته اند، برخی از مفسران اهل سنت
نیز همین مطلب را از آیه فهمیده اند،
چنان که فخرالدین رازی گفته است:«یَاأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا
اللّه» ، امر الهی به موءمنان است که پرهیزگار باشند، مفاد آن این است که
ممکن است
آنان مرتکب خطا شوند، بنابراین، مدلول آیه این است که افرادی که امکان خطا
در آنان هست باید از کسانی که معصوم اند پیروی کنند و آنان
کسانی هستند که در آیه به عنوان «صادقین» شناخته شده اند، این مطلب مقید
به زمان و مکان خاصی نشده است، بنابراین در همؤ زمان ها لازم
است افراد غیر معصوم از افراد معصوم پیروی کنند.

رازی، اگر چه آیه
را به خوبی تفسیر کرده است ولی چون تحت تأثیر باورهای کلامی و مذهبی خود
قرار داشته، در تطبیق آیه بر مصداق
آن و تعیین این که صادقین (معصومین) چه کسانی اند راه خطا را برگزیده و
گفته است: چون فرد معینی را به عنوان معصوم نمی شناسیم، بنابراین،
خداوند ما را به پیروی از فردی خاص امر نکرده است، در این صورت مصداق
صادقین، مجموع امت است، یعنی هر مسلمانی باید از اجماع
امت پیروی کند و این همان حجیت اجماع است که ما به آن معتقدیم.(۳)

آیؤ تطهیر، حدیث ثقلین و دلایل دیگر، نادرستی سخن رازی را آشکار می سازد.
هرگاه بپذیریم که مقصود از «صادقین» در آیه معصومان
است، آیؤ تطهیر اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم را به عنوان
مصداق معصومان معرفی کرده است، در این صورت مفاد این دو آیه این
است که امت اسلامی باید از اهل بیت معصوم پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و
سلَّم پیروی کنند.

صادقین در روایات

این مطلب که مقصود از صادقین در آیه، اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه و
آله و سلَّم می باشد در احادیث بسیاری که از طریق شیعه و اهل
سنت روایت شده، بیان گردیده است:

۱.سیوطی از دو طریق(۴) روایت کرده است که مقصود از صادقین علی بن ابی طالب علیه السَّلام است.

2. خطیب خوارزمی از ابن عباس روایت کرده که گفته است: مقصود از صادقین در آیؤ «کُونُوا مَعَ الصّادقین» علی بن ابی طالب علیه
السَّلام است.(۵)

3. ابراهیم بن محمد حموینی نیز این روایت را از ابن عباس نقل کرده است.(۶)

4. علاّمه امینی گفته است: «حافظ ابونعیم، ابن مردویه، ابن عساکر و عدّه ای دیگر این حدیث را از جابر و ابن عباس روایت کرده اند. وی
سپس از سبط ابن جوزی در تذکره الخواص ص ۱۰ نقل کرده که گفته است: «سیره نویسان گفته اند معنای«کُونُوا مَعَ الصّادقین» عبارت است از
«کونوا مع علی علیه السَّلام وأهل بیته»: با علی و اهل بیت او باشید. و ابن عباس گفته است: علی علیه السَّلام بزرگ صادقان است»(۷) از طریق شیعه
در این باره احادیث بسیاری روایت شده است.

۵.
شیخ صدوق روایت کرده است که امیرالموءمنین علیه السَّلام خطاب به عده ای
از مهاجرین و انصار فرمود: شما را به خدا سوگند
می دهم، آیا می دانید که وقتی آیؤ «یَاأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا
اللّه وَکُونُوا مَعَ الصّادِقین» نازل شد، سلمان از پیامبر پرسید آیا این
آیه عمومیت دارد
یا مخصوص برخی است؟و پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم فرمود: نسبت به
امر شدگان عمومیت دارد، همؤ موءمنان به آن امر شده اند، امّا
صادقین مخصوص برادرم علی و جانشینان من پس از او می باشد؟ آن گروه در پاسخ
گفتند: آری.(۸)

6. محدث کلینی از امام باقر و امام رضاعلیمها السَّلام روایت کرده که
فرموده اند: مقصود از «صادقین» ائمه اهل بیتعلیهم السَّلام می باشند.

۷. حافظ س(۹)لیمان قندوزی حنفی، حدیث مزبور را از امام باقر علیه السَّلام و امام رضا علیه السَّلام روایت کرده است.(۱۰)

8. محقق بحرانی در کتاب «غایه المرام» هفت حدیث از طریق اهل سنت و ده حدیث از طریق شیعه در این باره روایت کرده است.(۱۱)

9. در کتاب «قادتنا» از طریق اهل سنت ده حدیث در این باره نقل شده است.(۱۲)

احادیث یاد شده از نظر ذکر مصداق«صادقین» در آیؤ کریمه سه دسته اند:

الف: احادیثی که تنها علی علیه السَّلام را به عنوان مصداق صادقین ذکر کرده اند.

ب: احادیثی که ائمه اهل بیتعلیهم السَّلام را مصداق صادقین دانسته اند.

ج. احادیثی که صادقین را بر پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم و علی علیه السَّلام و دیگر امامان اهل بیت منطبق کرده اند.

روشن است که احادیث یاد شده با یکدیگر ناسازگار نیستند، زیرا پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم و اهل بیت آن حضرت همگی
معصوم بوده و مصداق صادقین می باشند، و هر یک در زمان خاصی پیشوایی امت اسلامی را برعهده داشته و گفتار و کردار او حجت الهی بر
مسلمانان بوده است.

۲. آیه اولی الأمر

آیؤ دیگری که اطاعت از معصومان را واجب کرده است آیه اولی الأمر است چنان که فرموده است:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُول وَأُولی الأمْرِ مِنْکُم…».(۱۳)

« ای موءمنان از خدا و رسول خدا و متولیان امر خویش اطاعت کنید».

در این آیؤ کریمه اطاعت از اولی الأمر بدون هیچ گونه شرط و قیدی واجب شده است. از سوی دیگر، تردیدی نیست که عمل بر خلاف
حکم خداوند بر کسی روا نیست. اکنون اگر اولی الأمر معصوم نباشند چه بسا دستور آنان بر خلاف حکم خداوند خواهد بود. از این جا به دست
می آید که اولی الأمر در این آیه معصوم از خطا می باشند، بدین جهت هرگز بر خلاف حکم خداوند امر و نهی نخواهند کرد. در نتیجه اطاعت از
آنان بدون هیچ گونه قید و شرطی لازم است.

نکتؤ دیگری که بر عصمت اولی الأمر دلالت می کند این است که اولی الأمر بر رسول عطف شده است، و رسول معصوم است و از طرفی
فعل «أطیعوا» هم تکرار نشده است. و این مطلب بیانگر آن است که ملاک وجوب اطاعت در «اولی الأمر» و «رسول» یک چیز است، و آن عبارت
است از معصوم بودن پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم.

قرینؤ دیگر بر مطلب یاد شده این است که قرآن کریم آن جا که از رفتار نیکو با پدر و مادر سخن گفته و مسلمانان را به آن توصیه می کند،
یادآور می شود که هرگاه آنان انسان را بر پیمودن طریق شرک برانگیزند نباید از آن ها اطاعت کرد(۱۴)،
یعنی لزوم خوشرفتاری و احسان به آنان به عدم
اعتقاد یا عمل شرک آمیز مقید شده است. هرگاه در مورد اولی الأمر نیز چنین
احتمالی وجود داشت، با توجه به این که دایرؤ امر و نهی و تصرف
آنان در شئون زندگی مسلمانان بسی گسترده تر از دایرؤ نصرت پدر و مادر در
حق فرزندان خویش است، قطعاً اطاعت از آنان نیز به عدم معصیت
خداوند مشروط می شد.(۱۵)

با توجه به نکات یاد شده این اشکال مطرح شده که اطاعت از فرمانروایان
مناطق و فرماندهان سپاه که از طرف پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه
و آله و سلَّم انتخاب می شدند، بر افراد تحت فرمان آنان واجب بود، در حالی
که معصوم نیز نبودند، ولی به حکم عقل و نقل:«لا طاعه لمخلوق
فی معصیه الخالق»، اطاعت به عدم معصیت خداوند مقید بود. بر این اساس،
اطاعت از اولی الأمر نیز واجب است ولی مقید و مشروط به عدم
معصیت خداوند است، یعنی مخصص یا مقید آن منفصل است نه متصل.(۱۶)

پاسخ این است که سخن در این نیست که از نظر عقل و شرع سپردن زمام در
مواردی به افراد غیر معصوم جایز است و مشروط است به
این که مخالف احکام شریعت نباشد، بلکه سخن در این است که قراین موجود در
آیه مانع از چنین تفسیری است. چرا که بدون آن که فعل
«اطیعوا» تکرار شود، اولی الأمر بر رسول عطف شده است، اطاعت رسول بدون قید
و شرط واجب است، زیرا از صفت عصمت برخوردار است.
وحدت حکم معطوف و معطوف علیه ایجاب می کند که اولی الامر نیز که اطاعت از
او مقید به هیچ قیدی نشده است، از ویژگی عصمت
برخوردار باشد. به ویژه آن که قرآن کریم رفتار نیکو با پدر و مادر را مقید
به عدم معصیت کرده است، هرگاه در مورد اطاعت از اولی الأمر نیز
چنین احتمالی وجود می داشت، به طریق اولی می بایست چنین قیدی را بیاورد،
پس عدم ذکر آن وجهی جز عصمت اولی الامر ندارد.

شایان
ذکر است که فخرالدین رازی دلالت این آیه را هم چون آیؤ «کونُوا مع
الصّادقین» بر عصمت اولی الأمر به خوبی دریافته و بیان
کرده، امّا آن را بر عصمت اهل حل و عقد حمل کرده است، با این استدلال که
ما افراد معینی را که مصداق اولی الأمر معصوم باشند و بتوانیم با
آنان ارتباط برقرار کنیم، نمی شناسیم. بنابراین، مصداق آن اجماع، یعنی
اجماع اهل حل و عقد(= نخبگان امت) خواهد بود.(۱۷)

پاسخ این اشکال با توجه به آن چه دربارؤ عصمت اهل بیتعلیهم السَّلام بیان گردید، روشن است. گذشته از این، اجماع اهل حل و عقد اگر
چه احتمال خطا را کاهش می دهد ولی هرگز به مصونیت کامل از خطا نمی انجامد. بنابراین، اجماع اهل حل و عقد نمی تواند مصداق اولی الامر
معصوم باشد.

حدیث ثقلین

حدیث ثقلین از احادیث متواتر اسلامی است که از محدثان شیعی و سنی از طرق گوناگون از پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم
روایت کرده اند. از این روی، در سند آن جای کم ترین تردیدی وجود ندارد.(۱۸)

در این حدیث که پیامبر گرامیصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم آن را در
موارد مختلف و با تعابیر گوناگون فرموده اند نکات زیر مورد تأکید قرار
گرفته است:

۱. قرآن کریم و عترت و اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه
و آله و سلَّم دو میراث گرانبهایند که از پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه و
آله و سلَّم در
میان امت اسلامی بر جای مانده است: إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه
وعترتی، أهل بیتی.

۲. هرگاه امت اسلامی به آن دو تمسک جویند هرگز گمراه نخواهند شد: ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا أبداً.

۳.
این دو میراث گرانبهای نبوی هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا آن که در
قیامت در کنار حوض کوثر نزد پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و
سلَّم حاضر شوند: وانّهما لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض.

۴.پیامبر اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم از امت اسلامی خواسته است در غیاب وی حرمت آن دو را پاس دارند«فانظروا کیف تخلفونی
فیهما»: بنگردید که چگونه سفارش مرا دربارؤ آن دو رعایت می کنید.

ابن
حجر هیتمی مکّی پس از نقل حدیث ثقلین گفته است:«حدیث تمسک به قرآن و عترت
از طرق بسیاری، (بیش از بیست نفر) از
صحابه روایت شده است. در برخی از این روایات آمده است که پیامبرصلَّی
اللّه علیه و آله و سلَّم آن را در حجه الوداع در روز عرفه بیان فرمود،
بنابر برخی دیگر، آن را در روز غدیر خم بیان کرد، در برخی از احادیث آمده
است که در روزی که از طائف به مکه بازگشت، فرمود، و در بعضی از
آنها گفته شده است، پیامبر آن را در روز وفات خود هنگامی که اصحاب در خانه
اجتماع کرده بودند، بیان کرد، این نقل های متفاوت با یکدیگر
تعارضی ندارند، زیرا هیچ مانعی در بین نیست که پیامبرصلَّی اللّه علیه و
آله و سلَّم به خاطر اهتمام بالایی که نسبت به قرآن کریم و عترت طاهره
خود داشته، این مطلب را در جاهای مختلف بیان کرده باشد».(۱۹)

در دلالت حدیث ثقلین بر عصمت اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و
سلَّم و مرجعیت علمی و رهبری دینی آنان جای تردید نیست،
زیرا در این حدیث، عترت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم در کنار
قرآن قرار گرفته اند و بر جدایی ناپذیری آن دو تأکید شده است. و نیز تصریح
شده است که تمسک به آن دو مایؤ هدایت است. همان گونه که قرآن کریم نور
مبین است و از هرگونه باطل و هزل و انحرافی مصون است. عترت
پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم نیز که در مرتبؤ قرآن قرار
گرفته اند، از چنین ویژگی هایی برخوردارند. با توجه به این که اصل قرآن
محفوظ است
و در دسترسی مسلمانان قرار دارد، نقش اساسی اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه
علیه و آله و سلَّم در مورد قرآن کریم همانا تفسیر و تبیین معارف و
احکام آن است، یعنی جز اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم کسی
به حقایق و احکام قرآن به صورت کامل و استوار آگاه نیست.

بنابر نقل طبرانی در حدیث ثقلین، عبارت های زیر آمده است:

فلا تقدموهما فتهلکوا، ولا تقصروا عنهما فتهلکوا، ولا تعلموهم فانّهم أعلم منکم؛ از آن دو سبقت نگیرید که هلاک خواهید شد، و از آن
دو فاصله نگیرید که هلاک خواهید شد، و در صدد تعلیم آنان برنیایید، زیرا آنان داناتر از شما هستند.

ابن حجر در توضیح این حدیث گفته است(۲۰): جمله های یاد شده بر این مطلب دلالت دارند که آن دسته از اهل بیت که از مقامات عالی
علمی و دینی برخوردارند بر دیگران تقدم دارند. البته در این جا، چنان که امام شرف الدین یادآور شده، این پرسش مطرح می شود که چرا ابن
حجر در عقاید و احکام دینی، و تفسیر قرآن کریم، و حکمت عملی و رهبری امت اسلامی دیگران را بر اهل بیت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و
سلَّم مقدم دانسته است؟(۲۱)

پاسخ به یک اشکال

برخی از علمای اهل سنت کوشیده اند تا به
گونه ای در حدیث ثقلین ایجاد تردید نمایند، بدین صورت که در برابر حدیث
«کتاب اللّه و
عترتی»،از حدیث دیگری به نام «کتاب اللّه وسنتی» یاد کرده اند گویا پیامبر
اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم مسلمانان را به رعایت کتاب خدا و
سنت خویش توصیه کرده است، نه کتاب خدا و عترت خود!

پاسخ این اشکال این است که در کتاب های حدیث اهل سنت حدیثی با این تعبیر که پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم فرموده باشد: «انّی
تارک فیکم الثّقلین کتاب اللّه وسنّتی» نقل نشده است. حتی بخاری در صحیح خود(۲۲)
کتابی را به نام «الاعتصام بالکتاب والسنّه» عنوان کرده است
ولی در آن باب چنین حدیثی را نقل نکرده است. آنچه در این باب آمده جز این
نیست که مسلمانان باید پیرو قرآن کریم و پیامبر اکرمصلَّی اللّه
علیه و آله و سلَّم باشند. و این مطلبی است که در قرآن کریم مورد تأکید و
تصریح واقع شده است. و حدیث ثقلین با آن ناسازگاری ندارد تا در
عمل به مفاد این حدیث و پیروی از قرآن و سنت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله
و سلَّم با مشکل مواجه گردیم. زیرا در این که سنت پیامبرصلَّی اللّه
علیه و آله و سلَّم پس از قرآن کریم دومین مصدر و مرجع معارف و احکام
اسلامی است، تردید و اختلافی وجود ندارد، سخن در این است که
برای دست یابی به اصل و فهم درست سنت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و
سلَّم و معارف و احکامی که در سنت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم
یافت نمی شود به چه مرجعی باید رجوع کرد که از عصمت برخوردار باشد، و از
نظر اعتبار در حدّ اعتبار قرآن و سنت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله
و سلَّم باشد؟ حدیث ثقلین، این مرجع را معرفی می کند، یعنی باید از طریق
عترت پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم به سنت آن حضرت، و نیز
به معارف و احکام قرآن دست یافت.

آری، در این که سنت پیامبر
اکرمصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم پس از قرآن کریم مصدر و مرجع معارف و
احکام شریعت اسلامی است
شکی نیست، ولی سخن در این است که این سنت را از چه طریقی می توان شناخت.
با توجه به این که سنت نبوی، بدون شک، دستخوش
تحریف واقع شده و کسانی مطالب دروغینی را به نام حدیث نبوی در جامعؤ
اسلامی منتشر کرده اند؛ این مطلب به عصر پس از پیامبرصلَّی اللّه
علیه و آله و سلَّم اختصاصی ندارد، بلکه در عصر رسالت نیز وجود داشته است،
چنان که از پیامبرصلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم روایت شده که
فرمود: «کثرت علیّ الکذّاب فمن کَذِبَ علیّ فلیبتبوّأ مقعده من النّار»(۲۳) در این صورت هرگز معقول نبوده است که پیامبرصلَّی اللّه ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *