تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی عملیات شهادت طلبانه :

«عملیات شهادت طلبانه » در این مقاله به اقدامی اطلاق می شود که شخصی با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن، به انجام آن مبادرت می ورزد و در این بین کشته شود .

در تاریخ اسلام و سیره اولیای الهی بالاخص سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یارانش نمونه این اقدام به چشم می خورد و امروزه نیز با شیوه جدید در ممالک اسلامی وجود دارد .

در این مقاله تلاش شده است زوایای مختلف این مساله با استناد به مبانی دینی و روش فقهی تبیین شود .

نویسنده با تفکیک عملیات استشهادی از عملیات انتحاری، مشروعیت شهادت طبی در آیات، روایات، سیره معصومان و لسان فقهای شیعه و سنی را مورد بررسی قرار داده، بیان می دارد با توجه به مجموع ادله موجود می توان با اطمینان از جواز شروعیت بلکه از فضیلت و ارزش عملیات استشهادی سخن گفت .

مقدمه

یکم .

«فرهنگ ایثار و شهادت » از ویژگیهای ادیان الهی بویژه دین مقدس اسلام است . اساسا «ایثار و فداکاری » و از خودگذشتگی فقط در منطق ادیان الهی مفاد و مفهوم پیدا می کند . مکتبی که جهان را منحصر به عالم طبیعت می داند و عالم غیب و حساب و کتاب و قیامت را انکار می کند، دلیلی ندارد پیروان خود را به ایثار و از خود گذشتگی فرا بخواند . هیچ مکتب مادی نمی تواند پیروان خود را بی آنکه انتظار متقابلی از دیگری داشته باشد، به فداکاری دعوت کند . زیرا تنها معیار و میزان «نفع خویش » است و بس . اگر گذشتن از مال و بخشیدن آن به دیگران هم در این بینش با تکلفاتی قابل توجیه باشد، از جان گذشتگی به خاطر دیگری هیچ توجیه معقولی ندارد . ایثار و از جان گذشتگی تنها در مکاتبی قابل توجیه است که فراتر از زندگی در این دنیا، اعتقاد به زندگی جاویدان در آخرت نیز در آن مطرح باشد . کسی می تواند اهل ایثار و فداکاری باشد که به سعادتی برای خود پس از مرگ معتقد باشد و به خاطر رسیدن به مقام قرب الهی از خود بگذرد . استقبال از شهادت که اوج ایثار و فداکاری و از جان گذشتن است تنها از انسانی سر می زند که به عالم غیب و آخرت معتقد باشد; از همین رو حضرت امام خمینی، رهبر فقید انقلاب اسلامی در سالهای آغازین پس از پیروزی انقلاب جوانان و نوجوانان پاک سرشت را پند می داد که مبادا فریب شعارهای دروغین مکاتب مادی را بخورند . ایشان شعارهای «ایثار و از جان گذشتگی » رهبران کمونیسم را فریبکاری و بازی گری می دانست که به منظور فریب دادن و بهره کشی از ساده لوحان سر داده می شود . (۱)

دوم .

اسلام به عنوان آخرین دین الهی که هم جهانی است و هم ابدی، برای حفظ موجودیت خود و رسیدن به مقاصد عالی به اهرمها و عواملی نیاز دارد . از آنجا که جریان تقابل حق و باطل جریانی ازلی و ابدی است و جهان هیچ گاه از این دو جنبه خالی نبوده و نخواهد بود، هر چند در نهایت جبهه حق پیروز خواهد شد، طبعا بقای جبهه حق، بخصوص دینی که بخواهد در عالم فرا گیر شود و ابدی و همیشگی نیز باشد و عرصه را بر زورمندان و قدرتمندان تنگ نماید، حق مظلومان و مستضعفان را از ستمگران و مستکبران بستاند، بدون بهره گیری از راههای مختلف و متناسب با زمان و مکان امکان پذیر نیست . «فرهنگ جهاد و شهادت » یکی از مهمترین راهها و عوامل پیروزی در این رویارویی است . مسلمانان بیش از ده سال در مکه تحت شدیدترین فشارها و آزار و اذیتها مقاومت کردند، نه نیرو و امکانات کافی برای جهاد داشتند و نه از نفوذ لازم برخوردار بودند، پس از هجرت به مدینه و تاسیس حکومت و به دست گرفتن قدرت و دستیابی به امکاناتی محدود، مامور به جهاد گشتند . مسلمانان به قدری تحت فشار بودند که برای دست بردن به شمشیر و دفاع از ایمان و اعتقاد خویش لحظه شماری می کردند . ایمان به اسلام چنان تحول روحی در مسلمانان ایجاد کرده بود که از مرگ و شهادت استقبال می کردند . آیات قرآن – که در مناسبتهای مختلف نازل می شد – و سیره رسول اکرم (ص) نقش بسیار مهمی در تحول روحی مردم داشت . تجلیل از کسانی که با جان و مال خود جهاد کنند و بیان این نکته که چنین اشخاصی با خدا معامله کرده و «اجر عظیم » ، (۲) «بهشت ابدی » (۳) ، «رضایت الهی » (۴) و «فوز عظیم » (۵) در انتظار آنهاست، مسلمانان را به حضور در میدانهای جهاد و جانبازی در راه خدا تشویق می کرد . همین نویدها که خداوند متعال به وسیله پیامبرش به مردم می داد و سیره شخص پیامبر (ص) از مهمترین عوامل تشویق آنان به جهاد و مبارزه و پیشروی به سمت اهداف اسلامی بود . آنان برای حضور در میدان جنگ و نیل به شهادت از یکدیگر سبقت می جستند .

سوم .

تاریخ صدر اسلام و جنگهای مسلمین با کفار و مشرکین مملو از رشادتها و مجاهدتهای مجاهدان راه خداست . پیامبر آنان را به گونه ای تربیت کرد که برای رسیدن به منزلت خاص شهیدان سر از پا نمی شناختند . سخن پیامبر که «فوق کل ذی بر برحتی یقتل فی سبیل الله و اذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر» (۶) در عمق جان مسلمانان رسوخ کرده بود . هنگامی که رسول خدا در آستانه اولین جنگ مسلمانان با مشرکان مکه – جنگ بدر – از آنان نظر خواهی کرد، سعد بن معاذ از بزرگان انصار اظهار داشت:

«ای رسول خدا! ما به تو ایمان آورده و تصدیقت کردیم، اکنون نیز دنبال تو و آماده فرمان توییم . به خدا سوگند اگر به دریا بزنی ما هم پشت سر تو در دریا فرو خواهیم رفت …» (۷)

عمیر بن حمام به دنبال تلاوت آیات جهاد در آغاز همین جنگ در حالی که مشغول خوردن خرما بود، خرماها را به زمین ریخت و گفت:

«به به! فاصله من با بهشت فقط همین مقدار است که اینان مرا بکشند .» (۸)

بلافاصله شمشیرش را برداشت و به صفوف دشمن زد و پس از کشتن و مجروح ساختن عده ای به شهادت رسید . عده ای نیز از او پیروی کردند .

در جنگ احد پیر مردی به نام عمرو بن جموح که لنگ بود و به سختی راه می رفت و از جنگ معاف بود، در حالی که چهار پسرش در رکاب پیامبر (ص) عازم میدان جنگ بودند خود نیز عازم نبرد شد و هر چه تلاش کردند او را از جهاد باز دارند، نپذیرفت و گفت: مگر ممکن است آنان به بهشت بروند و من در شهر نزد زنها و بچه ها بمانم؟! لباس رزم پوشید و سر به آسمان بلند کرد و گفت: خداوندا! مرا به خانواده ام بر مگردان . پیامبر (ص) نیز وقتی با اصرار او روبه رو شد از اقوام او خواست که مانع حضورش در جبهه جنگ نشوند، شاید خداوند او را به آرزویش برساند و شهید شود . با اجازه پیامبر در جنگ حضور یافت و به شهادت رسید و پیکرش در سرزمین احد به خاک سپرده شد و بدین وسیله دعایش مستجاب گردید . (۹)

در کوران جنگ احد شایع شد که پیامبر کشته شد . بسیاری از مسلمانان روحیه خود را باختند و از معرکه گریختند . این جنگ که به خاطر تخلف گروهی از مسلمانان به شکست سپاه منتهی شد، از حوادث تلخ تاریخ اسلام به شمار می آید . تعدادی از مسلمانان جان بر کف مانند پروانه بر گرد وجود پیغمبر می چرخیدند . علی رغم آنکه امیدی به زنده ماندن نداشتند، اما حاضر به ترک میدان جنگ نشدند . علی بن ابی طالب (ع) در راس این گروه قرار داشت که بیش از نود زخم بر تن مبارکش نشست . در همین جنگ بود که جمله معروف «لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار» در وصف آن حضرت ندا داده شد . انس بن نضر از جمله این گروه بود که وقتی با دو تن از فراریان روبه رو شد که نشسته و منتظر نتیجه نبرد بودند، با ناراحتی پرسید: چرا اینجا نشسته اید؟ گفتند: رسول خدا کشته شد . پاسخ داد: زندگی پس از مرگ رسول خدا چه ارزشی دارد؟! برخیزید و به میدان بروید و مانند رسول خدا به شهادت برسید . خود به میدان بازگشت و با رشادت جنگید و به شهادت رسید . هفتاد ضربه به صورت او وارد شده و پیکرش را از لباسهایش شناسایی کردند . (۱۰)

در کوران همین جنگ بود که پیامبر بیعتش را از سماک بن خرشه (ابودجانه) برداشت تا معرکه را ترک کند، اما او حاضر نشد پیامبر را تنها بگذارد و در برابر دشمن ایستاد . موارد فراوان دیگری از این قبیل در کتب تاریخ ثبت است که مجال نقل آنها نیست .

چهارم .

بدون شک یکی از رمزهای موفقیت برق آسای اسلام در رسیدن به اهداف خود و گشودن قلبهای انسانهای شیفته حقیقت و دژهای مستحکم سرزمینهای مختلف در کمتر از نیم قرن، «فرهنگ ایثار و شهادت طلبی » در این مکتب است . در مکتبی که جهاد در راه خدا پلی برای رسیدن به «احدی الحسنیین » است، شکست معنا و مفهومی ندارد . مکتبی که بتواند پیروانش را به گونه ای تربیت کند که نبرد با دشمن و کشته شدن را رسیدن به سعادت ابدی بدانند، از هیچ قدرتی هراس نخواهد داشت و هیچ مانعی قادر نخواهد بود او را از رسیدن به اهدافش باز دارد و در میانه راه متوقف سازد . تعالیم اسلام منطبق بر فطرت پاک انسانی است; از این رو هر قدرتی که مانع رسیدن این تعالیم به مخاطبانش شود، با چنین روحیه ای از میان برداشته می شود . ملتی که از شهادت استقبال کند، آمادگی لازم را برای ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی در راه اهداف خویش داشته باشد، همیشه عزیز و سربلند بوده و مورد تحسین همه انسانهای منصف و آزاده است . هیچ کس ملت ترسو و زبون و سست عنصر را که به خاطر دلبستگی به دنیا و زندگی چند روزه تن به هر پستی و ذلتی می دهد، تحسین نمی کند . چنین قوم و ملتی همیشه مورد سرزنش مردم است . اسلام هیچ گاه به ضرب شمشیر در جهان پیش نرفته، این مکتب آن قدر تعالیم و ارزشهای انسانی دارد که دلهای پاک را به خود جلب و جذب کند و نیازی ندارد که به زور سرنیزه بر مردم حکم براند، به علاوه که اسلام بر دلها حکومت داشته و دارد و هیچ گاه به زور شمشیر و نیزه نمی توان بر دلها حکومت کرد . وجود روح ایثار و شهادت طلبی در مسلمانان صدر اسلام حکایت از آن دارد که آنان با رضایت کامل و عشق و علاقه پیرو این مکتب بودند، هیچ گاه کسی با اجبار دل درگرو مکتب و آیینی نمی سپارد و برای آن جانفشانی نمی کند .

پنجم .

دشمنان به خوبی این رمز پیروزی را شناسایی کرده و در طول تاریخ تلاش کردند، مردم را از این فرهنگ رهایی بخش جدا سازند . هیچ استبعادی ندارد اتهامی که پاره ای از مستشرقین به اسلام وارد ساختند و گفتند: اسلام با شمشیر گسترش یافت، با همین قصد و انگیزه صورت گرفته باشد . اگر از زورمداران و ستم پیشگان بگذریم، آشنایان با تاریخ نیک می دانند که بسیاری از مردم دنیا با طیب خاطر به اسلام گرویدند و این آیین پاک را پذیرفتند . اما بسا که برای جدا کردن مسلمین از فرهنگ جهاد و شهادت – که آنان را در برابر آسیبها بیمه می کند و آمادگی مستمری را در آنها ایجاد می نماید – چنین اتهامی را مطرح کرده باشند تا مسلمین برای دفع این اتهام سخن از جهاد و مبارزه به میان نیاورند . برای آنکه از تیغ زبان دشمن در امان بمانند، عجالتا جهاد را تعطیل کنند و حتی در فرهنگنامه اسلام نیز از جهاد سخن نگویند . چنان که بعضی از ساده لوحان و به اصطلاح روشنفکران در این دام گرفتار آمدند . برای آنکه در برابر تبلیغات مسیحیت که خود را طرفدار صلح و آشتی معرفی می کنند، به خیال خود از اسلام دفاع نمایند، با «جهاد» قهر کردند و سخن گفتن از جهاد و مبارزه را کوبیدن بر طبل جنگ خواندند . چنان که حاکمان ستمگر اموی و عباسی که به چیزی جز ریاست و قدرت نمی اندیشیدند، تفکر «حرمت مبارزه با حکومت » را حتی اگر حاکم جائر و ستمگر باشد، ساختند و پرداختند و روحانیان بی هویت را برای ترویج آن به کار گرفتند .

مبارزه حاکمان جائر با مکتب سالار شهیدان حسین بن علی (ع) و همه مظاهر آن به خوبی نشانگر آن است که دشمن به خوبی از رمز موفقیت مسلمین آگاه شده و تمام تلاش خود را برای مقابله با آن به کار بسته است . روزی امویان نهضت عاشورا را «خروج علیه امیرالمؤمنین یزید» خواندند تا مردم را فریب دهند و بتوانند کاروان حسینی را سرکوب کنند (۱۱) ، روز دیگر عباسیان به منظور از بین بردن کانون جهاد و مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی قبر مطهر آن حضرت را منهدم کرده و حریم حرم مطهر را شخم زدند . (۱۲) ، روزی دیگر با ایجاد اختلاف و نزاع میان مسلمانان به قتل شیعیان و عزاداران حسینی پرداختند و خود پشت صحنه به رقص و پایکوبی پرداختند . (۱۳) روزی دیگر استعمارگران و چپاولگران عالم به ریشه کن کردن مظاهر نهضت حسینی پرداخته و از برگزاری هر مجلس و محفل عزاداری ممانعت به عمل آوردند و توسط ایادی خود همچون رضاخان میرپنج در ایران، آتاترک در ترکیه و امین الله خان در افغانستان با شعایر مذهبی به مبارزه برخاستند . (۱۴) روز دیگر در سرزمینهای اشغالی فلسطین صهیونیستها کنگره شیعه شناسی تشکیل داده و خواستار مبارزه با مظاهر نهضت حسینی و فرهنگ شهادت از یک سو و جلوگیری از گسترش فرهنگ انتظار ظهور مهدی موعود (عج) از سوی دیگر شدند . (۱۵)

امروز نیز نهضت «شهادت طلبی » مسلمانان را که از ظلم و بی عدالتی مستکبران عالم کاسه صبرشان لبریز شده، تروریزم می خوانند تا با فریب افکار عمومی بتوانند آنان را قتل عام کنند . منطق امروز استکبار جهانی کاملا بر منطق امویان در کشتار کاروان حسینی در سال ۶۱ هجری منطبق است . آن روز شهادت طلبی حسینیان را خروج علیه حکومت مشروع خوانده و آنان را متهم به خروج از اسلام می کردند، امروز نیز شهادت طلبان پیرو امام حسین (ع) را تروریست می خوانند که با ترور بی گناهان، حقوق بشر و آزادی و عدالت – که به ادعای آنان اصول اخلاق آمریکایی است – (۱۶) ، را زیر سؤال می برند!

زینب کبرا (س) قافله سالار کربلا هنگامی که اندوه فراوان امام سجاد (ع) را در کنار پیکرهای شهدای کربلا دید، او را تسلیت داده و این چنین نوید داد و از پیروانی سخن گفت که مایه روشنی چشم ماست . فرمود:

«در سرزمین کربلا پرچمی بر می افرازند که اثر پدرت سیدالشهداء کهنه نشود و راه و رسمش در طول زمان محو نگردد، و رهبران کفر و پیروان ضلالت هر چه تلاش کنند تا آن را نابود سازند، جز اینکه بر علو و عظمت آن حضرت بیفزایند، کاری از پیش نمی برند . » (۱۷)

ششم .

این مقاله در صدد است به بررسی «عملیات استشهادی » با استناد به مبانی دینی بپردازد و به پاره ای از شبهاتی که در این زمینه مطرح می شود، پاسخ گوید و با تبیین زوایای مختلف این مساله نشان دهد که «عملیات شهادت طلبانه » شیوه نوی از قیام شهادت طلبانه امام حسین (ع) و یارانش در کربلاست . در کربلا امام حسین (ع) و یاران باوفایش با علم و آگاهی از اینکه در برابر دشمن تا دندان مسلح به شهادت خواهند رسید، با هدف دفاع از دین و راه و روش رسول خدا (ص) و مبارزه با ظلم و بی عدالتی و تسلط افراد نالایقی که صلاحیت رهبری جامعه اسلامی را نداشتند، ایستادند و جان خود را فدا کردند . نه تنها هیچ کس با هر عقیده و مسلکی آنان را به خاطر اقدام شهادت طلبانه شان سرزنش نکرد، بلکه آنان الگویی برای بشریت در طول تاریخ گشتند . تا ملت های تحت ستم و مستضعف برای دفاع از موجودیت خود در برابر متجاوزان جنایت پیشه، با عشق به لقای الهی از مرگ و شهادت استقبال کنند، زیرا راهی مؤثر برای دفاع جز فداکردن جان ندارند . جایی که تعداد اندکی مؤمن در برابر خیل عظیم دشمن قرار گرفته و راهی برای ضربه زدن به دشمن جز اینکه تن به شهادت دهد و با خون پاک خویش دشمن را رسوا سازد، چنین اقدامی تاسی به قیام اباعبدالله است .

ماهیت عملیات استشهادی

عملیات شهادت طلبانه به معنای عام آن به اقدامی اطلاق می شود که شخصی با قصد قربت و با علم به شهادت و با هدف ضربه زدن به دشمن به انجام آن مبادرت می ورزد و در این راه کشته شود . در تاریخ اسلام و سیره اولیای الهی بالاخص سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یارانش نمونه این اقدام به چشم می خورد .

از آنجا که عملیات استشهادی از نظر شکلی به انتحار و خودکشی شباهت دارد، عده ای آن را جایز نمی دانند . دلایلی که در این مقاله مورد استناد قرار می گیرد، مشروعیت و فضیلت عملیات استشهادی به معنای عام را اثبات می کند و طبعا شامل عملیات استشهادی به معنای خاص آن هم می شود، اما چون شبهات به نوع جدید از عملیات استشهادی متوجه است، قلم به سمت و سوی اثبات این نوع عملیات خاص معطوف می شود . حقیقت این است که مشروعیت چنین عملیاتی در مکتب تشیع که پیروان آن افتخار انس با مکتب سیدالشهدا (ع) را دارند، آشکار است، اما به لحاظ پاره ای از سؤالات و ابهامات، در میان اهل سنت، نیازمند تبیین و پاسخگویی است . گروهی از علمای اهل سنت به خاطر ابتلا به این سؤالات، با تکیه بر مبانی فقه اهل سنت به دفاع از آن برخاسته اند . برای آنکه با تکیه بر مبانی فقه اهل بیت نیز مشروعیت و فضیلت این نوع عملیات روشن شود و ابهامات و سؤالات بر طرف گردد، به بررسی این موضوع می پردازیم، هر چند در خلال بحث به قراین و شواهدی هم اشاره خواهیم کرد که بنا بر مبانی اهل سنت و پیروان آن مذاهب قابل توجیه است . بدیهی است هر بحث فقهی که برای نخستین بار در موضوعی جدید مطرح می شود، نتواند همه زوایای آن موضوع را بشکافد و به همه سؤالات و ابهامات پاسخ گوید و هیچ پرسش جدیدی را موجب نشود . امید آنکه با بذل عنایت صاحب نظران این بحث منقح تر و دقیق تر پیگیری شود و قدمی در راه دفاع از آرمان مسلمانان مظلوم در برابر استکبار جهانی برداشته شود .

عملیات استشهادی یا انتحاری؟

دقت در عملیات شهادت طلبانه نشان می دهد که این رفتار هم از جهت «قصد و انگیزه » ، هم از جهت «هدف و غایت » و هم از نظر «آثار و پیامدها» با انتحار تفاوت اساسی دارد . غفلت از شکاف عمیقی که میان این دو گونه رفتار و عاملان آن وجود دارد، سبب شده که عده ای آن را با «انتحار» اشتباه کنند .

کسی که به مبارزه با دشمن قیام می کند، گاهی در این مبارزه به دست دشمن کشته می شود و گاهی نیز در اقدامی که برای ضربه زدن به دشمن انجام می دهد، خود نیز کشته می شود بدون اینکه کشته شدن او مستقیما به دست دشمن باشد . در این نوع دوم ابهام بیشتر است و از نظر افرادی جایز نمی باشد . به نظر می رسد که این تفاوت نباید موجب شود که نوع دوم را انتحار و خودکشی بنامیم زیرا:

اولا: قصد و انگیزه اقدام کننده اعلاء کلمه الله و دفاع از ایمان و اعتقاد و مقدسات دین و سرزمین اسلامی است، به همین دلیل به شرف شهادت نایل می شود .

ثانیا: هدفش از جنبه شخصی نیل به فوز عظیم شهادت و سعادت ابدی است و از جنبه اجتماعی کشتن یا مجروح ساختن دشمن و ضربه زدن به او، ایجاد رعب و وحشت در جبهه دشمن و روحیه بخشیدن به مسلمانان است .

ثالثا: چنین شخصی از جنبه فردی دارای قدرت و قوت روحی، شجاعت و شهامت و ایمان و اعتقادی راسخ است که با آگاهی کامل قدم در این میدان می گذارد .

در حالی که شخصی که خودکشی می کند، در هیچ یک از ابعاد سه گانه یاد شده کمترین شباهتی به مجاهد فی سبیل الله ندارد; نه قصد و انگیزه اش الهی است، نه در مقام دفاع از ایمان و اعتقاد دینی است بلکه عمل او نشانه بی ایمانی یا ضعف ایمان است که با ارتکاب عمل خودکشی و گناه کبیره گرفتار عذاب الهی می شود، هدفی نیز جز نفله کردن خود و راحت شدن از گرفتاریهای روحی خود ندارد . از جنبه اجتماعی نیز کمترین تاثیری در رشد اجتماع یا مقابله با دشمن ندارد . اساسا چنین فردی با خود مشکل دارد . شخص ضعیف النفسی است که برای گریز از مشکلات و گرفتاریها و واقعیات زندگی به حیات خود خاتمه می دهد .

پس عملیات استشهادی نوع دوم را نمی توان خودکشی به معنای مصطلح آن شمرد بلکه مصداقی از عملیات استشهادی به معنای عام آن است، البته با تفاوتی که این تفاوت حکم مساله را دگرگون نمی سازد، بلکه از جهاتی بر نوع اول برتری دارد .

ادله مشروعیت عملیات استشهادی

الف . آیات قرآن

جهاد در راه خدا

«جهاد در راه خدا» عنوانی است که بر تلاش و مبارزه با دشمن اطلاق می شود; اینکه گروهی از مؤمنان با جان و مال خویش با خدا معامله می کنند و در مقابل بذل جان و مال بهشت جاویدان الهی را دریافت می کنند . بر چنین افرادی هم صدق می کند . قبل از بررسی این دلیل چند نمونه از آیات قرآن را که درباره جهاد با تعابیر مختلفی وجود دارد، ملاحظه کنید:

«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التوریه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم » (۱۸)

در این آیه از معامله گروهی از مؤمنان با خدا سخن گفته شده که «جان و مال خود را به خدا تقدیم می کنند و در مقابل بهشت جاویدان الهی را دریافت می کنند» ، «در راه خدا می جنگند، می کشند و کشته می شوند .» این دو تعبیر و عنوان، شامل هر دو گروهی که در سطرهای پیشین معرفی کردیم، می شود; هم کسی که به قصد قربت به میدان جهاد و شهادت قدم می گذارد و به دست دشمن شهید می شود و هم کسی که با همین انگیزه به مصاف با دشمن می رود و برای نابودی جمعی از دشمنان اقدامی می کند که خودش هم در ضمن کشته می شود . هر دو با خداوند عقدی منعقد می کنند تا بر اساس آن جان و مال خود را با بهشت ابدی معامله کنند . بلکه می توان صدق مفهوم «اشتراء» به معنای خرید جان و مال مؤمن توسط خداوند در برابر بهشت (۱۹) را در عملیات استشهادی روشن تر یافت چون حقیقتا جانش را به خدا می فروشد .

«و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد .» (۲۰)

این آیه نیز شبیه آیه قبلی است که بعضی از انسانها برای رضایت الهی جان خود را فدا می کنند و به او واگذار می نمایند .

«… جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون .» (۲۱)

در این آیه به همه مردم دستور می دهد که با اموال و جانهای خودتان در راه خدا جهاد کنید که خیر شما در آن است . «جهاد با مال و جان » نیز عنوانی است که بر هر دو گروه یاد شده، منطبق است . کسی که به عملیات شهادت طلبانه اقدام می کند، حقیقتا در راه خدا مجاهده می کند; هم انگیزه اش الهی است و هم هدفش ضربه زدن به دشمنان خدا و یاری دین اوست . اطلاق لفظ «جهاد فی سبیل الله » شامل چنین فردی هم می شود .

جانبازی در راه خدا

«ما کان لاهل المدینه و من حولهم من الاعراب ان یتخلفوا عن رسول الله و لا یرغبوا بانفسهم عن نفسه ذلک بانهم لا یصیبهم ظما و لا نصب و لا مخمصه فی سبیل الله و لا یطئون موطئا یغیظ الکفار و لا ینالون من عدو نیلا الا کتب لهم به عمل صالح ان الله لا یضیع اجر المحسنین .» (۲۲)

در این آیه مبارکه از اینکه مسلمانان از دستور رسول خدا سرپیچی نموده و برای حفظ جان خود پیامبر را حمایت نکنند و بدین وسیله از جان آن حضرت چشم بپوشند، اظهار ناخشنودی شده و آن را زیبنده مسلمانان ندانسته است . سپس از پاداشی که از رهگذر تحمل تشنگی، خستگی و گرسنگی در راه خدا و مقاومت در برابر ضربات دشمن نصیب مسلمانان خواهد شد سخن می گوید .

بدیهی است وقتی که مسلمانان مجاز نباشند برای حفظ جان خود، از جان پیامبر که در معرض خطر قرار می گیرد، بگذرند و موظف باشند برای حمایت از پیامبر فداکاری نموده و از جان خود بگذرند و مشکلات را تحمل نمایند، به طریق اولی چنین وظیفه ای را در راه حفظ دین و حمایت از راه و رسم پیامبر و هدف آن حضرت بر عهده دارند . دین و آیینی که پیامبران و اولیای الهی جان خود را در راه حمایت از آن فدا نمودند . پس جانبازی در راه دین خدا نه تنها مانعی ندارد، بلکه وظیفه مسلمانان بوده و از بهترین اعمال به شمار می رود و یکی از مصادیق بارز جانبازی در راه دین خدا انجام «عملیات استشهادی » برای ضربه زدن به دشمنان است .

ضرورت آمادگی نظامی

«و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم …» (۲۳)

این آیه به مسلمانان امر می کند که هر قدر توان دارید، از نیروی انسانی و ادوات جنگی تدارک ببینید که در برابر مشرکان همواره مهیا باشید . (۲۴)

در بعضی از روایات «قوه » را توان تیراندازی و در بعضی دیگر دژهای مستحکم معنا کرده اند . (۲۵) در بعضی دیگر با رنگ سیاه خضاب کردن محاسن معنا کرده اند، (۲۶) روشن است که روایات بیانگر بعضی از مصادیق «قوه » است که متناسب با عصر نزول آیه و صدور روایات می باشد .

«ترهبون به عدو الله و عدوکم » به منزله علت این دستور است، یعنی به منظور ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خود همیشه آماده باشید . برخی از فقها نتیجه گرفته اند که «هر چه به آن ترساندن حاصل شود، خوب است » (۲۷)

عملیات شهادت طلبانه مهمترین هدفش سلب امنیت از دشمن است .

شیخ الشریعه اصفهانی در پاسخ استفتایی در خصوص حمله روس، انگلیس، فرانسه، ژاپن بلژیک، صرب و مونته نگرو به دولت عثمانی ضمن واجب شمردن دفاع از بلاد مسلمین بر همه فرق اسلامی از آنان می خواهد که به قدر توان و میسور بذل جهد نمایند:

«یکی به مال، دیگری به جان، ثالثی به بذل سلاح، رابعی به آبرو و جاه، خامسی به اعمال حیله و تدبیر، سادسی به زدن تفنگ و تیر و هکذا» .

سپس برای این منظور به آیه مبارکه «ترهبون به …» استناد می جوید . (۲۸) این فتوا شامل چنین عملیاتی در مقام دفاع از بلاد مسلمین می شود .

نتیجه آنکه عناوینی که در آیات یاد شده مطرح است و درباره مجاهدان راه خدا به کار رفته مانند «جهاد با جان » ، «معامله با خدا و خریدن بهشت و رضای الهی در برابر بذل جان » ، «آمادگی نظامی به منظور ایجاد رعب در دل دشمن » ، «ضرورت فداکاری و جانبازی در راه حمایت از پیامبر و دین خدا» همگی درباره کسانی که با قصد قربت و مقابله با دشمنان دین خدا به عملیات استشهادی اقدام می کنند، صادق است .

ب . روایات

علاوه بر آیات قرآن، روایات فراوانی وجود دارد که به روشنی بر مشروعیت و فضیلت عملیات استشهادی دلالت می کند . هم در منابع شیعی و هم در منابع اهل سنت نمونه های فراوانی را می توان یافت .

روایتی که از رسول خدا (ص) پیرامون ارزش برتر شهادت در مقدمه نقل کردیم، از معروفترین روایات در موضوع مورد بحث است . مسلمانان برای رسیدن به برترین نیکیها که شهادت در راه خداست، سر از پا نمی شناختند . امام صادق (ع) برترین جهاد را جهادی می شمارد که مرکب شخص پی شود و خونش در راه خدا به زمین ریخته شود . (۲۹) پیامبر اکرم (ص) نیز محبوب ترین قطره نزد خدای سبحان را قطره خونی می شمارد که در راه خدا بر زمین می ریزد:

«ما من قطره احب الی الله عز و جل من قطره دم فی سبیل الله .» (۳۰)

اولیای دین نه تنها مردم را به دفاع از ایمان و اعتقاد و ارزشهای دینی دعوت می کردند، بلکه دفاع از جان و مال و ناموس را نیز لازم شمرده و حتی استقبال از خطر جانی را در راه دفاع از جان و ناموس و جان نزدیکان نیکو شمرده و کسی را که در این عرصه کشته شود، شهید خوانده اند:

«من قتل دون عیاله فهو شهید، من قتل دون ماله فهو بمنزله الشهید .» (۳۱)

از امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) سؤال کردند کسی که در سفر اهل و عیالش را به همراه دارد و عده ای به آنان طمع می کنند، آیا باید در دفاع از آنان بایستد هر چند بترسد که به قیمت جانش تمام شود؟ حضرت فرمود: بله باید بایستد و دفاع کند . (۳۲)

دسته دیگر احادیثی است که از عشق و علاقه اولیای الهی به شهادت سخن می گوید . از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمودند:

«و الذی نفسی بیده لوددت انی اقتل فی سبیل الله ثم احیا فاقتل ثم احیا فاقتل; (۳۳) قسم به کسی که جانم در دست اوست، دوست داشتم که در راه خدا کشته شوم، سپس زنده گردم، دو باره کشته شوم، بار دیگر زنده شوم و مجددا کشته شوم .»

چه اینکه از امام علی بن ابی طالب (ع) نیز نقل شده که حضرت عشق و علاقه خود را به مرگ و شهادت بیش از علاقه کودک شیرخوار به پستان مادر توصیف نموده است:

«و الله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه .» (۳۴)

شبیه این جملات از ائمه و اولیای دیگر نیز نقل شده است . امام حسین (ع) علاقه خود به شهادت را در قالب این بیت ابراز فرمودند:

«و ان یکن الابدان للموت انشئت فقتل امری ء بالسیف فی الله اجمل; (۳۵) اگر بدنها برای مرگ آفریده شده، پس کشته شدن انسان با شمشیر در راه خدا، بهتر و زیباتر است .»

شبیه این جملات توسط اهل بیت و یاران امام حسین (ع) در شب عاشورا نیز ابراز شد . هنگامی که امام بیعت خود را از اصحاب خود برداشت، یکی پس از دیگری با بیان جملاتی که از عشق به شهادت ناشی می شد، به حضرتش ابراز وفاداری کردند . فرزندان عقیل از اینکه امام را در برابر دشمن تنها بگذارند، تبری جسته و اظهار داشتند:

«به خدا سوگند چنین نمی کنیم، جان و مال و خانواده خود را فدای تو می کنیم و به همراه تو با دشمن می جنگیم تا کشته شویم .»

مسلم بن عوسجه نیز گفت:

«هرگز از تو جدا نمی شوم، حتی اگر سلاح جنگی در اختیار نداشته باشم، دشمن را با سنگ مورد حمله قرار می دهم تا با تو کشته شوم .»

سعید بن عبدالله حنفی نیز گفت:

«به خدا سوگند اگر بدانم که کشته می شوم، سپس زنده می گردم، آن گاه زنده زنده مرا می سوزانند و خاکسترم را بر باد می دهند، و هفتاد مرتبه این حادثه تکرار می شود، هرگز از تو جدا نمی شوم تا در راه تو کشته شوم، چرا چنین نکنم، در حالی که یک مرتبه کشته خواهم شد و به کرامت ابدی خواهم رسید .»

دیگر اصحاب و اهل بیت آن حضرت نیز سخنانی شبیه به آن را ابراز کردند . (۳۶) در روز عاشورا نیز با عمل خویش گفتار خود را مبنی بر عشق به شهادت به اثبات رساندند .

ج . سیره پیامبر و اولیای خدا

روشنتر و گویاتر از کلمات پیامبر اکرم (ص) و اولیای الهی، سیره آن بزرگواران است که دلیل قاطعی بر مشروعیت و ضیلت شهادت طلبی است . بسیاری از پیامبران الهی در راه احیای دین خدا در برابر مستکبران ایستادند و با علم به اینکه در این راه جان خود را فدا خواهند کرد، عقب نشینی نکرده و شهادت در راه خدا را با افتخار در آغوش گرفتند، زکریا و یحیی دو پیامبر الهی در راه حراست از ارزشهای الهی و حق و عدالت و دفاع از بانوی صالح عصر خویش حضرت مریم (س) به دست یهودیان سرکش به طرز فجیعی به شهادت رسیدند . پیامبر اسلام در جنگها چنان به قلب دشمن حمله می کرد که اصحاب آن حضرت بر جان او بیمناک می شدند و به شهادت علی (ع) در کوران جنگ که به پناهگاهی نیاز داشتند، به آن حضرت متوسل شده و در پناه ایشان قرار می گرفتند . (۳۷) چه اینکه امام علی (ع) نیز از آغاز تا لحظه شهادت با مرگ زندگی می کرد و در انتظار شهادت لحظه شماری می نمود . در شب هجرت رسول خدا (ص) (لیله المبیت) به امر آن حضرت در بستر وی قرار گرفت تا پیامبر بتواند از آسیب دشمن در امان باشد بدون آنکه بداند به سلامت خواهد بود . (۳۸)

علی (ع) به نقل یکی از مورخان اهل سنت می فرماید: در جنگ احد وقتی شایعه قتل رسول خدا (ص) پیچید من که مطمئن بودم پیامبر از جنگ نمی گریزد، هنگامی که او را در جمع کشتگان نیافتم، فکر کردم شاید خداوند به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد، لذا تصمیم گرفتم به جنگ ادامه دهم تا به شهادت برسم . غلاف شمشیرم را شکستم و شروع به جنگ کردم . دشمن که مرا این گونه مصمم دید، راه مقابلم را گشود، ناگاه چشمم به رسول خدا افتاد که روبه رویم ایستاده، فرمود: یا علی! تو چرا فرار نمی کنی؟ عرض کردم: کجا روم و شما را تنها بگذارم، به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا کشته شوم یا خدا تو را پیروز گرداند . (۳۹)

در همین جنگ بود که شمشیر آن حضرت شکست و پیامبر شمشیر خود «ذوالفقار» را به علی داد و جمله معروف «لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار» میان زمین و آسمان ندا داده شد . (۴۰)

وقتی آیه مبارکه «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون » (۴۱) نازل شد، از آن حضرت نقل شده که می دانستم در زمان رسول خدا فتنه ای رخ نخواهد داد و این فتنه مربوط به بعد از وفات پیامبر است . درباره فتنه از آن حضرت سؤال کردم و توضیحاتی به من داد . عرض کردم: آیا شما در جنگ احد به من نوید شهادت ندادید؟ آیا من باید زنده باشم و منتظر آن فتنه باشم؟ فرمود: تو آن زمان را درک خواهی کرد ولی پس از آن به فیض عظیم شهادت نایل خواهی شد . (۴۲)

ماجرای نهضت امام حسین (ع) در کربلا و وضعیت اهل بیت و اصحاب ایشان و عشق به شهادت در راه خدا و استقبال از آن با علم به شهادت و خوشحالی آنان در شب عاشورا همگی گواه صادقی است بر مشروعیت و فضیلت شهادت طلبی و استقبال از مرگ .

در بسیاری از موارد یاد شده با اطمینان می توان گفت که آن بزرگواران خود در سلسله علل و اسباب شهادت خویش قرار دارند، و شاید مهمترین علت و سبب مرگ و شهادت آنان، رفتارشان و شیفتگی شان از شهادت باشد . حتی یکی از تحلیلهای قوی و معتبر از قیام اباعبدالله (ع) این است که آن حضرت چون می دانست با حیات خود نمی تواند اسلام را از خطر حکومت بنی امیه نجات دهد، با مرگ و شهادت خویش این مهم را تحقق بخشید و مشعل هدایت بشر و اسوه مبارزه با ظلم و بی عدالتی شد .

در ماجرای داستان اصحاب اخدود روایتی در منابع اهل سنت نقل شده که امین الاسلام طبرسی نیز در تفسیر شریف مجمع البیان آن را نقل نموده و ماجرا از این قرار بود:

«صهیب از رسول خدا نقل می کند که، در قصه اصحاب اخدود پادشاهی ستمگر بود که روزی سخت بیمار شد . جوانی دارای کرامات که بیماران لاعلاج را شفا می داد در آن شهر زندگی می کرد . ولی ایمان و اعتقادی به پادشاه که خود را رب مردم می دانست، نداشت و به پروردگار عالم ایمان داشت . او را برای معالجه نزد شاه می برند . شاه می پرسد: آیا می توانی مرا شفا دهی؟ پاسخ می دهد: من کسی را شفا نمی دهم، من فقط دعا می کنم و پروردگار عالم شفا می دهد . پادشاه بر می آشوبد که مگر رب تو من نیستم؟! پاسخ می دهد: نه، کسی رب من است که رب تو نیز هست . هر چه از او می خواهد که دست از این اعتقاد بردارد، نمی پذیرد . دستور می دهد جوان را به بالای کوهی برده و از آنجا به زمین پرتاب کنند . وقتی او را به بالای کوه می برند، از درگاه خدا می خواهد که ماموران را به سزای اعمالشان برساند . همه ماموران به پایین سقوط می کنند و او سالم نزد پادشاه باز می گردد . وقتی از ماجرا جویا می شود، جوان پاسخ می دهد که پروردگار عالم آنها را مجازات کرد .

بار دیگر دستور می دهد که او را با کشتی به دریا برده و به قعر دریا بیفکنند . این بار نیز با دعای جوان ماموران هلاک می شوند و به نزد پادشاه باز می گردد . وقتی ماجرا را جویا می شود جوان می گوید: پروردگار عالم آنان را مجازات نمود . آنگاه به پادشاه می گوید: اگر می خواهی مرا به قتل برسانی باید دست و پایم را با طناب به درختی ببندی، مردم را هم به تماشا فرا بخوانی، تیر و کمان به دست بگیری و بگویی: به نام پروردگار این جوان، آن گاه تیر را از کمان خارج کنی تا من کشته شوم . پادشاه به توصیه او عمل می کند و با اصابت تیر به قلب جوان کشته می شود . مردم با مشاهده این صحنه و شنیدن جمله ای که از دهان پادشاه خارج می شود، همگی با صدای بلند می گویند: ما هم به پروردگار این جوان ایمان آوردیم . و بدین وسیله جوان با قربانی کردن خود مردم را هدایت می کند . پادشاه هر چه مردم را تهدید می کند، سودی نمی بخشد .» (۴۳)

از اینکه این جوان – که احتمالا به قرینه بعضی از روایات از پیامبران سرزمین حبشه بوده (۴۴) – خود را برای هدایت مردم فدا می کند و در واقع خود اسباب قتلش را فراهم می سازد، پیامبر نیز این داستان را نقل کرده و نسبت به بخش آخر آن مخالفتی نمی کند، می توان فهمید که فدا کردن جان خود برای اهداف والا مجاز است .

د . اصول و قواعدی چند

فقها در بحثهای متنوع فقهی با استناد به دلایل معتبر فتاوایی داده اند که مشروعیت عملیات استشهادی از آنها استفاده می شود . به نمونه هایی از این فتاوا در منابع شیعی و سنی و کیفیت استفاده مشروعیت عملیات استشهادی از آن موارد، توجه نمایید، هر چند به نظر ما بعضی از موارد ذیل می تواند دلیل و بعضی صرفا مؤیدی بر مطلب باشد .

۱ . جواز قتل بی گناهانی که دشمن در جنگ سپر قرار می دهد .

فقها در کتاب الجهاد بحثی دارند که اگر دشمن در مصاف با مسلمانان گروهی از اسرای مسلمین یا عده ای از زنان و کودکان یا افراد سالخورده را که خونشان محترم است (محقون الدم هستند) سپر قرار دهد به طوری که غلبه بر آنان بدون از میان برداشتن این گروه امکان پذیر نباشد، آیا مسلمانان مجازند که ابتدا بی گناهان را به قتل برسانند تا بتوانند دشمن را از پای در آورند؟ همه فقها به این سؤال پاسخ مثبت می دهند و برخی جواز قتل آنان را مورد اتفاق بین مسلمانان می شمارند، گرچه در برخی از زوایای آن اختلافاتی وجود دارد، اما اصل فتوای جواز مورد اتفاق است .

برخی تنها در صورت ضرورت آن را تجویز می کنند (۴۵) ، برخی در صورتی که پیروزی بر دشمن متوقف بر کشتن آنان باشد، (۴۶) اجازه می دهند، بعضی دیگر در صورت شعله ور شدن جنگ این عمل را جایز می شمارند (۴۷) ، بعضی دیگر در صورتی جایز می دانند که مجاهد مسلمان قصدش از هجوم به افرادی که سپر قرار داده شده اند، کشتن آنان نباشد . (۴۸) صاحب جواهر فقیه نامور شیعی در این باره می گوید:

«اگر کفار زنان و کودکان را سپر خویش قرار دهند، باید دست نگاه داشت مگر آنکه در حال شعله ور شدن جنگ به چنین عملی دست بزنند که در این صورت ادامه جنگ جایز خواهد بود، هر چند به قتل زنان و کودکان بیانجامد بخصوص وقتی که دست نگاه داشتن مسلمانان خوف پیروزی دشمن را در پی داشته باشد . همچنین اگر دشمن گروهی از اسرای مسلمین را سپر قرار دهد، در صورتی که جهاد با دشمن جز با حمله به اسیران ممکن نباشد، حمله جایز است هر چند به قتل آنان بیانجامد .»

سپس می افزاید:

«حتی اگر جهاد با دشمن بر تعرض به آنان هم متوقف نباشد، به مقتضای اطلاق روایت تعرض به اسیران جایز است …» (۴۹)

کیفیت استدلال برای مورد بحث

سؤال اساسی این است که از «جواز قتل افرادی که به وسیله دشمن سپر قرار داده شده اند» چگونه می توان به «جواز عملیات استشهادی » رسید؟

فقها در مباحث فقهی سؤالی مطرح کرده اند و آن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *