تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل محبت؛ رمز سیره تربیتی امام خمینی قدس سره :

مقدمه

سیرت تربیتی امام خمینی (ره) مبتنی بر دیدگاه ایشان درباره انسان است. در نظام تربیتی اسلام، آدمی فقط موجودی اجتماعی و ابزارساز نیست؛ بلکه مخلوقی است که می تواند بر تمام استعدادهای خویش حکومت داشته باشد، آنها را رهبری کند و به آنها جهت دهد؛ بینش ها و کنش های او از هوس ها و غرایز الهام نگیرد، از سطح غرایز فاصله گرفته و براساس وظایف زندگی کند، و حرکتی پرشتاب به سوی وجودی برتر و بالاتر و بی نیاز و بی مانند و نامحدود داشته باشد.

چنین انسانی خواهد توانست بار امانت را به دوش گیرد و مظهر اسماء و صفات الهی گردد. از دیدگاه امام خمینی (ره) انسان در این سیر معنوی، نیازمند تربیت و مربی است. مراتب سیر انسان از طبیعت آغاز شده و تا مافوق طبیعت ادامه می یابد؛ یعنی سیر از طبیعت، تا رسیدن به مقامی که غیر از خدا هیچ نبیند. این موجود قابل این است که از این طبیعت سیر بکند و تمام معنویت ها را در خودش با تربیت صحیح ایجاد بکند و برسد به مقامی که حتی فوق مقام ملائکه الله باشد (موسوی خمینی، ۱۳۶۱-۱۳۷۱، ج ۷، ص ۲۸۲).

مربی حقیقی انسان تنها آفریدگار انسان است؛ زیر او به تمام هستی و قانون هایش احاطه دارد. اوست که انسان و استعدادهایش را می شناسد و از کسری ها، دردها، درمان ها و عوامل تربیتی آگاه است و انسان را نه در محدوده دنیا، بلکه برای حیات در پهنای یک هستی گسترده می پروراند. از ما و استعدادهای بی نهایت ما، و از هستی و قانون های بی شمار آن آگاه است. مربی ای مهربان و دلسوز برای رشد و کمال و سعادت و بهزیستی ماست. کسی که از ما به ما نزدیک تر است، و ما را با خود مهربان کرده و غریزه حب نفس را در وجود ما شعله ور ساخته است. تنها مربی حقیقی آدمی اوست. به پیام آوران الهی راز و رمز تربیت را آموخت، و آنها را برای تربیت انسان مبعوث کرد. هریک از انبیاء که مبعوث شدند برای انسان و برای تربیت انسان مبعوث شدند. امام خمینی (ره) در این زمینه می فرماید: «انبیاء آمدند که ما را هشیار کنند، تربیت کنند. انبیاء برای انسان آمدند و برای انسان سازی آمدند» (موسوی خمینی، ۱۳۷۵، ص ۱۰۲).

از منظر امام راحل، تربیت دارای اهداف، مبانی، اصول، موانع، روش ها و مراحلی است. بررسی این فرازها در نظام تربیتی ایشان فرصت دیگری می طلبد. رسالت این مقاله، بازکاوی روشی از روش های تربیت؛ یعنی روش تربیتی محبت از دیدگاه ایشان است. بنابراین، ضمن تبیین مفهوم تربیت، به توصیف جلوه های محبت در گفتار و رفتار این بزرگ مرد تاریخ معاصر خواهیم پرداخت.

۱- مفهوم تربیت

واژه تربیت از ریشه «رَبَوَ» و باب تفعیل است و به معنای زیادت و فزونی است (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج ۵، ص ۱۲۶). این واژه کاربردهای متفاوتی دارد که دلالت بر همین معنا دارد. نفس زدن را «رَبْو» می گویند که موجب برآمدن سینه است. «رَبوَه» یعنی سرزمین بلند و مرتفع. «ربا» یعنی افزون شدن و نمو سرمایه که در اصطلاح شرعی به افزون شدن سرمایه با غیر سود شرعی اطلاق می شود (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۱۸۷).

واژه تربیت با توجه به ریشه آن، به معنای فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است. تربیت به معنای «تهذیب» نیز استعمال شده است، که به معنای پاک کردن خصوصیات ناپسند اخلاقی است (معلوف، بی تا، ص ۵۴۵). راغب اصفهانی می نویسد: تربیت یعنی ایجاد کردن حالتی پس از حالت دیگر در چیزی، تا به حد نهایی و تام و کمال خود برسد (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۱۸۷).

این معنا، با معنای اصطلاحی تربیت که پرورش دادن استعدادهای انسانی است، کاملاً نزدیک است. امام راحل نیز به این معنای تربیت تصریح دارند: «انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی او را خلق کرده است برای اینکه همه جهاتی که در عالم هست، در انسان هست. تنها به طور قوه است، به طور استعداد است و این استعداد باید فعلیت پیدا کند، تحقق پیدا کند» (موسوی خمینی، ۱۳۶۱-۱۳۷۱، ج۷، ص ۲۸۲).

تربیت پرورش استعدادهای نهفته است. روش های تربیتی باید به گونه ای باشند که آدمی را از ریشه متحول سازند. با تلقین کردن و شعار دادن به جای آنکه استعدادها شکوفا شوند، متربی در سطح می ماند. ریزش برگ های پاییزی این پیام را با خود دارد که در هنگام خوابِ ریشه ها، برگ ها حتی با وزیدن نسیمی آرام می ریزند!

۲- روش تربیتی محبت

روش ها براساس میزان توفیقی که در رساندن به اهداف تربیتی دارند، می توانند مورد ارزیابی قرار گیرند. عوامل بسیاری همچون ویژگی های متربی و مربی و شرایط محیطی می توانند بر انتخاب روش، تأثیرگذارند. اما آنچه از همه مهم تر می نماید، توانایی مربی در تشخیص استعدادهای بالقوه افراد و شناسایی روحیه های متفاوت آنهاست. مربی باید بتواند با تکیه بر آزادی متربی، در مرحله اول به او تفکر و تدبر بیاموزد؛ زیرا تربیت با ایجاد معرفت آغاز می گردد. مربی در انتخاب روشِ تربیت باید روحیه های متربیان را بشناسد، و بداند که روشی که برای تربیت انسان منفعت طلب به کار می برد با فرد مغرور و خودخواه متفاوت است. با یک شیوه نمی توان فرد معاند و لجوج، و یا بی اعتنا، یا بدبین و شکاک، و یا مأیوس و خسته را تربیت کرد (صفایی حائری، ۱۳۸۲، ص ۲۱۹-۳۲۶).

امام راحل ازجمله مربیانی است که چنین توانایی و بسیار بالاتر از آن را داشته است. گواه این امر اتخاذ روش های تربیتی متفاوت آن بزرگوار همچون روش الگویی، تذکر، تشویق و تنبیه با اقشار مختلف مردم و پرورش شاگردان کم نظیر و حتی بی نظیر ایشان است. در این میان، روش مهرورزی و محبت یکی از خاستگاه های مهم در سیره عملی و آموزشی ایشان است.

محبت، کیمیایی است که از انسان خاکی موجودی افلاکی می سازد. اکسیری است که برتری آدمی را بر سایر موجودات تحقق می بخشد. حقیقتی است که در وجود انسان به طور فطری قرار داده شده که به واسطه آن از فرشتگان پیشی می گیرد و آئینه حق نما و امانتدار خدا می گردد.

روش تربیتی محبت و مهرورزی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی است. محبت، جاذبه آفرین است، انگیزه خلق می کند و انسان پرتلاطم و مضطرب را آرامش می بخشد. محبت، عزت نفس به همراه دارد و متربی را در راه تربیت انعطاف پذیر می نماید. عشق و محبت، قوای خفته انسان را بیدار و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد می کند. نفس انسان را تکمیل و موجب شکوفایی استعدادهای انسان می گردد. ازاین رو، بنیاد روش تربیتی پیامبر اکرم(ص) بر محبت استوار است (قاضی عیاض، بی تا، ج ۱، ص ۱۸۷)؛ زیرا که قرآن کریم این شیوه را به رسول خویش آموخته است: «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ» (بقره: ۲۲۲)؛ «وَاللَّهُ یحِبُّ الْمحْسِنِینَ» (آل عمران: ۱۴۸)؛ «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَّقِینَ»(توبه: ۴و۷)؛ «إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» (حجرات: ۹)؛ «وَاللَّهُ یحِبُّ الْمطَّهِّرِینَ» (توبه: ۱۰۸)؛ «فبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِک فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاستَغْفِرْ لَهُمْ» (آل عمران: ۱۵۹).

عشق و مهرورزی دو سویه است. دوستی خداوند نسبت به مؤمنان و دوستی مؤمنان نسبت به پروردگار عالم و مهرورزی مؤمنان نسبت به یکدیگر، در این کتاب آسمانی مورد تأکید است: «قُلْ إِن کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمُ اللَّهُ وَیغْفِرْ لَکمْ ذُنُوبَکمْ» (آل عمران: ۳۱)؛ «فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ» (مائده: ۵۴)؛ «إِنَّ الَّذِینَ آمنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً» (مریم: ۹۶).

مردی به امام صادق (گفت: ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان اسم می گذاریم، آیا این کار، ما را سودی دارد، حضرت فرمودند: آری به خدا قسم «و هل الدین الاّ الحب» مگر دین چیزی غیر از محبت و مهرورزی است؟ سپس آیه شریفه «إِن کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمُ اللَّهُ» را استشهاد فرمودند (صدوق، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص ۲۱).

با توجه به میدان گسترده تأثیر محبت در تربیت، بزرگان معاصر ما آن را بهترین روش تربیتی می دانند: تأثیر نیروی محبت و ارادت در زایل کردن رذایل اخلاقی از دل، از قبیل تأثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است. شهید مطهری درباره تأثیر محبت بر انسان می گوید:

… مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تأثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند. چه قدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن ربا صفات رذیله را جمع می کند و دور می ریزد. به عقیده اهل عرفان، محبت و ارادت پاکان و کُملین همچون دستگاه خودکاری، خود به خود رذایل را جمع می کند و بیرون می ریزد… تجربه نشان داده است که آن اندازه که مصاحبت نیکان و ارادت و محبت آنان در روح مؤثر افتاده است، خواندن صدها جلد کتاب اخلاقی مؤثر نبوده است (مطهری، ۱۳۵۸، ص ۷۱-۷۲)

نقش آفرینی محبت تا بدان حد است که قطره را به دریا و ذره را به آفتاب می پیوندد (موسوی خمینی، ۱۳۷۴، ص ۱۱۲). امام خمینی (ره) در باب روش محبت به فرزند خویش چنین توصیه می کنند:

پسرم! اگر می توانی با تفکر و تلقین نظر خود را نسبت به همه موجودات به ویژه انسان ها نظر رحمت و محبت کن، مگر نه این است که کافه موجودات از جهات عدیده که به احصا در نیاید مورد رحمت پروردگار عالمیان می باشند، مگر نه آنکه وجود حیات و تمام برکات و آثار آن از رحمت ها و موهبت های الهی است بر موجودات و گفته اند: «کل موجود مرحوم» مگر موجودی ممکن الوجود امکان دارد که از خود، به نفسه، چیزی داشته باشد یا موجودی مثل خود ممکن الوجود به او چیزی داده باشد. در این صورت رحمت رحمانیه است که جهان شمول است. مگر خداوند که رب العالمین است و تربیت او جهان شمول است تربیتش جلوه رحمت نیست، مگر رحمت و تربیت بدون عنایت و الطاف جهان شمول می شود. پس آنچه و آن کس که مورد عنایت و الطاف و محبت های الهی است، چرا مورد محبت ما نباشد؟ و اگر نباشد، این نقصی نیست بر ما؟ و کوتاه بینی و کوتاه نظری نیست؟(موسوی خمینی، ۱۳۶۱-۱۳۷۱، ص ۲۱۶- ۲۱۸).

۱-۲- مفهوم محبت

بسیاری از متفکران اسلامی در توصیف واژه «محبت» کوشیده اند، اما در اینکه حقیقت آن قابل تعریف نیست، اتفاق نظر دارند. محبت و عشق صفت ذاتی خداوند است و همان طور که ذات حق ناشناختنی است. صفات او بخصوص صفات ذاتی هرگز شناخته نخواهد شد. ابن عربی معتقد است حبّ امری ذوقی است و حقیقت آن نهان است. حب حقیقتی است که «من ذاق عرف» (ابن عربی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص ۳۱۵).

صدرالمتألهین عشق و محبت را مرادف دانسته و آن را حقیقتی می داند که درتمام موجودات ساری و جاری است (صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج۷، ص ۱۴۸). امام راحل نیز در اکثر کتب عرفانی خویش به توصیف عشق پرداخته اند:

عشق در معنای الهی اش هم سبب ایجاد و هم عامل بقاست. هم مصداق رحمت رحمانیه و هم فرد اکمل رحمت رحیمیه است: هستیِ همه هست ها به موجب «أحببت أن أعرف فخلقت الخلق لکی اعرف» مدیون محبت است و تکامل و تعالی و به فعلیت رسیدن قابلیت ها نیز مرهون این لطف و عنایت الهی است (موسوی خمینی، ۱۳۷۷، ص ۷۶؛ همو، ۱۳۷۵، ص ۱۳۷).

۲-۲ اقسام محبت

محبت پشتوانه معرفتی دارد و عملی ارادی محسوب می شود (طوسی، ۱۳۶۱، ص ۲۷). بنابراین به حسب قوای ادراکی، اقسام می یابد. محبت حسی که از طریق قوای پنج گانه است، محبت خیالی که از طریق قوه وهمیه و ادراک صورت های جزئی است، و محبت عقلی که لذتی است که از عقل سرچشمه می گیرد. محبت واقعی و حقیقی، محبت عقلی است و محبت های حسی و وهمی باید تحت تدبیر محبتی باشد که از عقل جوشیده است (ابن عربی، ۱۴۱۸ق، ج۲، جز اول، ص ۱۱۱؛ ابن سینا، ۱۴۰۰ق، ص ۲۴-۲۹؛ غزالی، بی تا، ج۴، ص ۲۷۵؛ صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج۷، ص ۱۶۷).

صدرالمتألهین نیز عشق را به حسب متعلَق آن تقسیم کرده است. وی با نظر به مراتب محبت، اقسام عشق را بیان می کند: «عشق اصغر، عشق اوسط، عشق اکبر، عشق اکبر، عشق به خداوند است، عشق اوسط، محبت به عالمان که متفکران در خلقت آفرینش هستند، می باشد. محبت انسان ها به یکدیگر عشق اصغر است» (صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج ۷، ص ۷۴).

ازآنجاکه همه اسباب محبت همچون احسان، زیبایی و جمال، تناسب و سنخیت و انس و الفت، به معنای حقیقی و به تمام و کمال بر خداوند سزاوار است، عشق به او بالاترین مرحله محبت است. اما اگر آدمی خدا را بشناسد و به رابطه و نسبتی که بین او و مخلوقات نیز وجود دارد، آگاهی یابد، باید همه موجودات را به جهت انتسابشان به او دوست داشته باشد (فیض کاشانی، ۱۳۶۱، ص ۲۸). اما نه محبتی عاطفی و حسی؛ بل محبتی که جلوه و نشانه ای از محبت خداوند است و در سایه اورنگ می یابد. اینچنین محبتی محبت عقلی بین دو انسانی است که از سطح عادت ها و غریزه ها برخاسته و به سطح وظایف رسیده اند. در محبت عقلی است که محبّ، محبوب را تنها برای خودش نمی خواهد، بلکه او را برای خدا می خواهد؛ محبتی که محبّ و محبوب در راه رسیدن به کمال و قرب الهی نه سد راه یکدیگر، بلکه پلکان رشد یکدیگرند؛ محبتی که محب، محبوب را بدون چشم داشت و ایثارگرانه می خواهد نه به تلافی عوض.

بدین ترتیب، مهرورزی به موجودات و هدایت آنان از لوازم محبت الهی است، زیرا صفات و افعال و آثار محبوب، محبوب است (موسوی خمینی، ۱۳۷۷، ص ۱۷۵). پیامبر خاتم به همه بندگان خدا حتی کفار و مشرکان عشق می ورزید. وی از حجاب های ظلمانی خودبینی ها و خودخواهی های منحرفان که منجر به شقاوت آنان می شد، رنج می برد و سعادت همه را می خواست؛ چنانچه برای سعادت همه مبعوث شده بود (موسوی خمینی، ۱۳۶۱-۱۳۷۱، ج۱۶، ص ۲۱۶- ۲۱۸). انسانی که تربیت شده خدای رحمان باشد، مظهر رحمت بی کران الهی است. در وسعت سینه او که دریاها به چشم نمی آید، کران، تا کران، عشق به همه انسان ها موج می زند.

۳-۲ جلوه های محبت در نظام تربیتی امام خمینی(ره)

جلوه های محبت پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم (ع) پیام های دعوت و هدایتی است که در لحظه لحظه زمان و فصل فصل تاریخ، آدم هایی را بیدار می کند و به خود می خواند و از جام دیدار سرشار می سازد. چه این سنت خداست که در متن غفلت، صیحه بیداری و فریاد دعوتی بلند شود. جلوه های محبت انسان معصوم دو بُعد دارد: تکوینی و شخصیتی.

جلوه های تکوینی محبت، همچون وابستگی حیات عالم و انسان ها به وجود مقدس امام معصوم (ع) و اینکه وی مجرای فیض الهی است و بر ما حق حدوث و حق بقاء دارد. به عبارت دیگر نفس وجود انسان معصوم(ع) در نشئه دنیا، جدای از هرگونه اقدام و فعالیتی دارای آثاری است که با عنوان بُعد تکوینی از آن یاد می شود. جلوه ها و برکات تکوینی حضرتش همچون وابستگی حیات عالم و انسان ها به آن وجود مقدس «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض السماء» (دعای عدیله)، «این السبب المتصل بین الارض و السماء» (دعای ندبه) می باشد. جلوه های شخصیتی محبت امام معصوم(ع)، برخاسته از گفتار و رفتار وی در جامعه و میان انسان هاست (پورسیدآقایی، ۱۳۸۲، ص ۱۴).

شخصیت امام راحل به عنوان نایب امام معصوم، آئینه تمام نمای عشق و محبت به دیگران بود. جلوه های محبت در گفتار و رفتار ایشان بر کسی پوشیده نیست. در بُعد تکوینی نیز می توان ادعا نمود که وجود مبارک ایشان در برهه ای از زمان، برای جهان و جهانیان، آثار و برکات فراوانی داشته و دارد؛ زیرا ایشان به همه فهماند که انسان کامل شدن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست: او عبد صالح و بنده خاضع خداوند و نیایشگر گریان نیمه شب ها و روح بزرگ زمان ما بود. او الگوی کامل یک مسلمان و نمونه بارز یک رهبر اسلامی بود… او با عمری که روزها و ساعت ها و لحظه هایش با مراقبه و محاسبه سپری می شد. صدها آیه قرآن را که در توصیف مخلصین و متقین و صالحین است، مجسم و عینی ساخت، او به انسان ها کرامت، و به مؤمنان عزت، و به مسلمانان قوت و شوکت، و به دنیای مادی و بی روح معنویت، و به جهان اسلام حرکت، و به مبارزان و مجاهدان فی سبیل الله شهامت و شهادت داد. او به همه فهماند که انسان کامل شدن و علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست (حسینی خامنه ای، بی تا، ج۱، ص ۲۴).

ذکر نمونه هایی از جلوه های محبت معمار کبیر انقلاب اسلامی نیاز نسل معاصر است؛ زیرا مربیان و استادان باید بدانند که راز تربیت در انس و صمیمیت و رؤیایی چهره به چهره است و کسانی که گمان دارند با چند جلسه درس و سخنرانی و موعظه می توان به تربیت و شکوفایی استعدادها رسید، بسیار ساده اندیش اند. روش محبت و انس، سیره تربیتی عملی سلف و بزرگان ما بوده است که امروزه به شدت مورد غفلت واقع شده و کار تربیت با تدریس یکسان پنداشته شده است.

۳ -۲-۱ اظهار محبت امام خمینی(ره)

به زبان آوردن محبت، مایه تحکیم پیوند تربیتی است. ازاین رو، در تربیت اسلامی آگاه کردن دوستان از محبت درونی شان، تحت بابی به عنوان: «اخبار الرجل أخاه بحبّه» توصیه گردیده است. امام صادق(ع) فرموده اند: «هرگاه محبت کسی را در دل داشتی او را باخبر کن؛ زیرا این کار مهرورزی شما را استوارتر خواهد کرد» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۱، ص ۸۱). خداوند متعال در قرآن کریم در موضع تربیت این شیوه را به ما آموخته و خود نیز به کار بسته است: «وَاَلْقیتُ عَلَیک مَحَبَّهً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَی عَینِی»(طه: ۳۹)؛ و من محبت خویش را شامل حال تو کردم تا تحت نظر من ساخته شوی. در این آیه، خداوند با موسی سخن می گوید و لطفی را که در کودکی به او کرده است و لحظه لحظه او را زیر باران محبت خویش داشته که فرعونیان او را نابود نکنند، گوشزد می کند.

بیان محبت از دو جهت ضرورت می یابد، نخست آنکه: گاهی مخاطب نمی تواند از اشارت ها و ظواهرِ ما، به درونمان راه یابد؛ و یا در تفسیر پاره ای از حرکات و رفتارهای عادی یا سهوی ما، دچار سوءتعبیر می شود. در این موارد، ناهمواری ها را می توان به مدد زبان و بیان، هموار ساخت؛ زیرا به زبان آوردن مِهر در عین آنکه سهل و ارزان می نماید سخت نافذ و گران سنگ است. دیگر آنکه: به هر حال، بیان نیز جلوه ای از باطن است و با مضاعف شدن آن، جلوه محبت نیز مضاعف می شود (باقری، ۱۳۶۸، ص ۱۶۰).

در روایت آمده است: مردی از مسجد گذر کرد، درحالی که امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز در مسجد نشسته بودند. یکی از اصحاب امام باقر (ع) عرض کرد به خدا قسم من این شخص را دوست می دارم. امام (ع) فرمود: پس به او خبر بده؛ چراکه این خبر دادن، هم مؤدت و دوستی را پایدارتر می کند، و هم در ایجاد الفت، خوب است (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۱، ص ۱۸۱). از پیامبر خدا(ص) نیز روایت شده است که فرمودند: «هریک از شما دوست یا برادر دینی اش را دوست دارد، پس به او اعلام کند» (همان، ص ۱۸۲).

نمونه های بسیاری از اظهار صریح محبت در سیره امام خمینی (ره) وجود دارد. یکی از زیباترین این گفتارها خطاب به همسر گرامیشان است:

تصدقت شوم، الهی قربانت بروم! در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است. عزیزم! امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. (حال) من با هر شدتی باشد می گذرد، ولی بحمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتاً جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا، که خیلی منظره خوشی دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد! (موسوی خمینی، ۱۳۶۱-۱۳۷۱، ج۱، ص۲).

در اظهار علاقه به کارکنان و خدمتگزاران، آقای روح الله مهدوی نقل می کند: «غروب روز ورود امام، با دیگر برادران خسته و کوفته، در کمیته استقبال از امام در مدرسه رفاه برای رتق و فتق امور در حال برنامه ریزی بودیم که امام نزد ما تشریف آوردند و ما هم شعار: روح منی خمینی، بت شکنی خمینی، را سر دادیم. امام عبای خودشان را روی زمین پهن کردند و نشستند، و با نگاه های پدرانه در پاسخ بچه ها فرمودند: «عزیزان من! شما روح من هستید» و در این میان همه بچه ها به گریه افتادند» (ستوده، ۱۳۷۵، ج۲، ص ۱۸۰).

در عشق ورزی به رزمندگان، مرحوم سرلشکر ظهیرنژاد می گوید: «امام، در دو سه مناسبت که خدمت ایشان مشرف بوده ام به من اظهار محبت می فرمودند که خود من شرمنده محبت ایشان هستم. در یکی از این دیدارها در حالتی که دست مرا در دست مبارک خودشان گرفته بودند فرمودند: «می دانی من چقدر تو را دوست دارم» (رجایی، ۱۳۷۸، ج۲، ص ۲۰۶).

بیان این نکته خالی از لطف نیست که گاه ابراز نکوهش و یا به تعبیر دیگر، قهر و منعِ مهر، خود یکی از جلوه های محبت است؛ زیرا ابراز بی مهری، ترس از حرمان را در مخاطب دامن می زند و همین ترس، عامل بازدارنده نیرومندی است که متربی را کنترل می کند.

در قرآن کریم، خداوند گاهی به جای آنکه از عذاب و عقاب سخن گوید، بی مهری خود را نسبت به عملی، صریح بیان می دارد: «لَا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ» (نساء: ۱۴۸)؛ خدا دوست ندارد که کسی به گفتار زشت به عیب خلق، صدا بلند کند. «یاأَیها الَّذِینَ آمَنُوا… لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (مائده: ۸۷)؛ ای اهل ایمان… از حدود در نگذرید که خدا تجاوزکاران را دوست نمی دارد.

خانم زهرا مصطفوی در باب ابراز نکوهش و قهر امام راحل می گوید: «بچه که بودیم بعدازظهرها بازی می کردیم و خواب ایشان را به هم می زدیم. به هرحال مشغول استراحت بودند، تنها کاری که می کردند یکی از ماها را صدا می کردند. همین که صدا می کردند؛ یعنی اینکه دیگر خیلی شورش را درآورید؛ خیلی زیاد اذیت کردید. و باز بارها می شنیدم که می گفتند: امروز عصر من نخوابیدم. بچه ها امروز نگذاشتند من بخوابم. این را به صورت تعریف برای مادرم نقل می کردند، نه اینکه با ما دعوا کنند که چرا اذیت کردید» (رجایی، ۱۳۷۸، ج۱، ص۳۷).

۳-۲-۲ تکافل و عهده داری امام خمینی(ره)

تکافل به معنای سرپرستی و عهده داری و تعهد به تأمین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *