تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مستشرقان هدایت یافته :

مقدمه

مستشرق (خاورشناس / خاورپژوه) کسی است که درباره آنچه مربوط به مشرق زمین می باشد، تحقیق می کند. ریشه این واژه همچون واژه «استشراق» (خاورپژوه) در زبان عربی است که از کلمه «شرق» به معنای محل طلوع خورشید گرفته شده و بر مطالعات خاصی اطلاق میشود؛ از این رو، آن را در اصطلاح به اسلام شناسی توسط غیر مسلمانان تعریف کرده اند (سباعی، الاستشراق والمستشرقون مالهم وما علیهم، ۱۴۰۵: ۱۹). دکتر علی الصغیر در تعریف استشراق می گوید: استشراق به مطالعات غربی ها درباره فرهنگ شرق، به ویژه هر چیزی که متعلق به تاریخ، زبان، رسوم، هنر، علوم، عقاید و عادات باشد، گفته می شود؛ بنابراین، مستشرق کسی است که درباره آنچه مربوط به مشرق زمین می باشد، تحقیق می کند (علی الصغیر،دراسات قرآنیه، ۱۴۱۳: ۱۱؛ نیز ر.ک: المیدانی، جنحه المکر الثلاثه وخوافیها، ۲۰۰۰: ۱۲۱).

به عبارت دیگر، شرق شناسان آن دسته از دانشمندان فرنگی [اروپایی] هستند که خود را وقف مطالعه و بررسی میراث شرق یعنی فرهنگ عربی، تاریخ عرب، اسلام، مسلمانان، و علوم، آداب، اخلاق و سنت های آنان به طور خاص کرده اند (ر.ک: مجله فقه، ۱۶۳ /۵۴)، ولی باید گفت، این تعریف تسامحی است؛ زیرا معنایی که از شرق شناس به ذهن متبادر می شود، مطالعه اسلام و مسلمانان است. شاید علت این امر، بیشتر به دلیل رویکرد گسترده محققان یهودی و مسیحی به مطالعه اسلام و مسائل مربوط به آن بوده است. در حالی که برخی از غربیان و نیز محققان مسلمان که از نظر جغرافیایی در غرب هستند، از مستشرقان شمرده شده اند (ر.ک: مجله فقه ۱۶۳/۵۴۱۶۴). هر تعریفی که از استشراق در نظر گرفته شود، باید توجه داشت که توجه به شاخه های مطالعاتی مستشرقان و نتایج ارائه شده از سوی آنان، چه مثبت و چه منفی، به نوبه خود از اهمیت خاصی برخوردار بوده و هست.

همچنین باید توجه داشت که غالبا فعالیت های شرق شناسان برای احترام و اهتمام به میراث اسلامی نبوده و نیست، بلکه از یک سو به دلیل نیاز آنان به منابع غنی اسلامی و از سوی دیگر معارضه با اسلام و گسترش آن و استعمار ممالک اسلامی در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی و… و فراهم کردن زمینه فعالیت های تبشیری است.

پیشینه این نوع از مطالعات به نخستین روزهای اعلام دین مبین اسلام به عنوان دینی جدید و جهانی از سوی پیامبر اکرم (ص) برمیگردد؛ به عبارتی همزمان با ظهور اسلام دانشمندان یهودی و مسیحی دشمنی خویش را با اسلام اظهار داشتند و در قالب های مختلف از جمله داخل نمودن اسرائیلیات به اسلام ضربه زدند. این رویه با تغییر ساختارها و برنامه ها تا امروز ادامه داشته و در آینده نیز شاهد آن خواهیم بود. به هر حال، حرکت استشراق رسما با این عنوان در قرن هشتم میلادی شروع شد.

نخستین مستشرق به نام «یوحنای دمشقی» با نوشتن دو کتاب علیه اسلام با عنوان «محاوره مع مسلم» و«ارشادات النصاری فی جدل المسلمین» دشمنی خویش را آشکار کرد. از عناوین این دو کتاب پیداست که وی در صدد تقویت علمی مسیحیان بوده تا در مناظرات و مجادلات بر مسلمانان استیلا یابند (زمانی، محمد حسن، آشنایی با استشراق، ۱۳۸۸: ۵۶). ولی در کنار چنین مستشرقانی از افرادی میتوان سراغ گرفت که در سیر مطالعاتی خویش جانب انصاف را رعایت کرده و حقیقت را بیان داشته اند و حتی برخی از آنان با مطالعات استشراقی خود به دین مبین اسلام گرویده و نوعا به دفاع از اسلام و تبلیغ آن نیز پرداخته اند. آنچه در این میان برجسته می نماید، علت پذیرش اسلام از سوی آنان و دیدگاه ها و نظریه های ویژه آنان پیرامون اسلام، قرآن، حدیث، پیامبر اکرم (ص) و… است ؛ چه آنان از بیرون از دین اسلام پیرامون آن تحقیق کرده و به حقیقت نائل شده و به معارف بلند قرآن و بزرگی پیامبر اعظم (ص) و ویژگی های اخلاقی ایشان دست یازیده و آثاری نیز پس از پذیرش اسلام به رشته تحریر در آورده اند.

دیگر اینکه آشنایی با آنان و سبب پذیرش اسلام می تواند به نوبه خود به معرفی بهتر و بیشتر اسلام و قرآن به غیر مسلمانان بینجامد.

در این نوشتار، شانزده تن از مستشرقانی که به دین مبین اسلام مشرف شده و پذیرش اسلام آنان نیز در معرفی اسلام به دیگران تأثیرگذار بوده، به اختصار معرفی شده اند. همچنین برخی از آثار نگاشته شده از سوی آنان در علوم مختلف اسلامی و نیز آثاری که نحوه پذیرش اسلام خویش را در آن شرح داده اند، معرفی شده است.

۱.آنسلم تورمیدا (۱۳۴۲-۱۳۵۲)

نجیب العقیقی «آنسلم تورمیدا» (A. Turmeda) را در زمره مستشرقان معرفی کرده است (العقیقی، المستشرقون، ۱۳۸۷: ۱۲۳/۱). تورمیدا در سال ۱۳۵۲م. در میورقه یکی از جزایر شرق اندلس (اسپانیا) به دنیا آمد. تحصیلات خود را در ایتالیا گذراند.

وی راهبی فرانسیسکانی بود که به منظور اعلان اسلام خویش به تونس مهاجرت کرد و در حضور پادشاه وقت آنجا، احمد بن ابی بکر الحفصی، اسلام آورد. بعد از مسلمان شدن نام خود را از تورمیدا به «ابومحمد عبدالله بن عبدالله بن عبدالله» تغییر داد (رضوان، آراء المستشرقین حول القرآن الکریم و تفسیره، ۱۹۹۲: ۳۵۷/۱) و به شغل مترجمی مشغول شد و به همین علت به «عبدالله مترجم» معروف شد (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۱۲۳ /۱).

تورمیدا در نزد دانشمندان نصرانی زمان خویش از جایگاه علمی بالایی برخوردار بود؛ لذا پس از آشکار ساختن اسلام خویش، کتاب هایی در رد مسیحیت نوشت که می توان از «تحفه الأریب فی الرد علی اهل الص لیب» نام برد. این کتاب از این جهت که نویسنده آن مسیحی و از کشیشان بوده است، اهمیتی در خور دارد. نویسنده در این کتاب بر آرای ابن حزم در نقد مسیحیت تکیه کرده است. این کتاب که در سال ۱۴۲۰ ق. انتشار یافت، از سوی اسین بلاسیوس نقد شده است (همان، ۱۲۴). مؤلف در فصل اول این کتاب به بیان سبب اسلام خویش پرداخته است و در فصل سوم پس از ذکر عقاید مسیحیت، به نقد آنها نشسته است.

بیان تعارض موجود بین اناجیل چهارگانه و اثبات تألیف بشری آنها و نیز رد ایرادات مسیحیان علیه مسلمانان به همراه اقامه دلیل از متن اناجیل بر نبوت حضرت محمد (ص)، از مباحث اصلی این فصل است.

تورمیدا علت اسلام آوردن خویش را چنین بیان کرده است: روزی به علت کسالت کشیش کهنسال کلیسایی در اسپانیا و انتظار شاگردان، بحث به تفسیر این سخن عیسی (ع) که گفته است «یأتی من بعدی نبی اسمه البارقلیط» کشیده شد (برای مقایسه، ر. ک: «یأْتی منْ بَعْدی اْسمُه أَحمَد» صف /۶) و جدال در این باره بالا گرفت. به منزل استاد رفتم و واقعه و جدال شاگردان و دیدگاه هر یک از آنها را بازگو نمودم…. استاد در ادامه گفت: تفسیر این اسم شریف را کسی جز راسخ در علم نمی داند و شما جز مقدار اندکی از علم را به دست نمی آورید. من نیز به پاهایش افتادم و ملازمت ده ساله خویش را با او و… یاد آور شدم و اکمال احسانش را نسبت به خود با بیان تفسیر اسم «فارقلیط» درخواست کردم. استاد به گریه افتاد و گفت : در شناخت این اسم فایده بسیار بزرگی است، لکن از این می ترسم که با آگاهی بر معنای آن، مسیحیان فورا تو را به قتل برسانند…. در پاسخ به پرسشم درباره مسیحیت گفت: اگر مردم، دین مسیحیت نخستین را اقامه می کردند، همانا بر دین خدا بودند؛ زیرا دین عیسی و همه پیامبران دین خداست و راه رهایی از این مشکل (مشکل مسیحیت کنونی و دوری از دین واقعی) دخول در دین اسلام است؛ واقعیتی که در اواخر عمر و کهولت سن، خداوند فضل درک آن را به من عطا کرده است. اگر من در سن تو می بودم به دین اسلام در می آمدم. اکنون که من جاه و مقام و عزت و شرافت بسیاری در نزد مسیحیان دارم، اگر عامه مردم از کوچک ترین گرایش من به اسلام آگاهی یابند، مرا فورا می کشند.

تورمیدا در ادامه میگوید: آن استاد در نهایت، مرا به مهاجرت به دیار مسلمانان برای پذیرش اسلام ترغیب نمود و از اعلان اسلام خویش در میان مسیحیان برحذر داشت… (تورمیدا،تحفه الأریب فی الرد علی اهل الصلیب، ۴۱-۴۶).

بدین ترتیب، تورمیدا به تونس مهاجرت کرد و اسلام آورد و کتاب «النبوات» و کتاب «التعالیم الصالحه» از دیگر آثار اوست.

۲. فرانسوا ماری ولتر (۱۶۹۴)

فرانسوا ماری ولتر (F. M. woltir)، نویسنده، فیلسوف و نمایشنامه نویس بزرگ در سال ۱۶۹۴م. در پاریس متولد شد. در سال ۱۷۰۴م. نزد روحانیون مسیحی مبانی علوم آن روز را فرا گرفت. ولتر از کودکی نسبت به مسیحیت بدبین بود. نخست بر مسیحیت تاخت و خدای انسان نمای آنها را مسخره کرد و به مسیحیان خیلی اشکال گرفت و سپس به جان ادیان دیگر افتاد و در دنیای آن روز غوغایی برپا نمود. چون تحت تأثیر کتاب های دشمنان اسلام قرار گرفته بود، از حقایق اسلام دور بود، ولی در اثر تحقیقات و مطالعات در زمینه اسلام نسبت به اسلام و پیامبر اسلام (ص) خوش بین شد و فهمید که هم کیشان سابق او درباره پیامبر اسلام (ص) جز تهمت چیز دیگری نگفته اند (حدیدی، اسلام از نگاه ولتر، ۱۳۷۳: ۵). فرانسوا در سال ۱۷۱۸ نام «ولتر» را برای خویش انتخاب کرد تا به گفته خودش «شاید با نام تازه خوشبخت تر گردد» (فلسفی، منتخب فرهنگ فلسفی، ۲۱-۲۴).

ولتر با خرافات و روایات و احادیث دورغ و بی اساسی که کشیشان عیسوی در طی قرون ساخته و به خورد مردم عوام داده بودند که با عقل و منطق و اسناد مذهبی و تاریخی سازگار نیست، به سختی مخالف بود؛ از این رو، در تمام عمر از مبارزه با کشیشان مردم فریب و خرافات دینی دست بر نداشت و با نیروی اطلاعات گسترده ای که از تاریخ مسیحیت و سرگذشت و آثار پیشوایان بزرگ مسیحیت داشت، به آسانی بطلان عقاید خرافی و بی اساس کشیشان را فاش کرد (ر.ک: فلسفی، منتخب فرهنگ فلسفی، ۱۶ مقدمه مترجم).

ولتر در هوش و استعداد و پشتکار و فعالیت در میان نویسندگان بزرگ عصر خود کم نظیر بود. از ادبیات به عنوان وسیله ای برای روشن ساختن افکار عمومی و بیان حقیقت استفاده می کرد. بارزترین برجستگی آثار وی، تخطئه و تحقیر کلیسای کاتولیک بود. با نوشته های گوناگون خود فرمانروایان و طبقات ممتاز فرانسه و جامعه فاسد کشیشان معاصر خویش را بیش از پیش تحقیر و غیرقابل اعتماد جلوه داد و زمینه پیروزی انقلاب کبیر فرانسه را بیشتر میسر ساخت (ر.ک: منتخب فرهنگ فلسفی، ۴۱-۴۲)؛ زیرا توانسته بود با بهره گیری از حکومت های محلی مسلمانان در پروراندن و نمایاندن آرمان ها و نواقص، حکومت های اروپا را بهتر مورد انتقاد قرار دهد و اصلاحات را مطرح سازد (اسپوزیتو، دایره المعارف جهان نوین اسلام، ۱۳۹۱: ۱۶۴/۳).

دانشمندان تصریح کردند که فرانسوا ولتر در اثر تحقیقات خود به آیین اسلام پیوست (افتخارزاده، سیر تاریخی و ارزیابی اندیشه شرق شناسی، ۱۳۸۳: ۴۶). وی در مورد اسلام بعد از تحقیقات فراوان، حرف های جالبی زده که می توان عمق مطالعات وی را از آن به دست آورد. برای نمونه می نویسد: تمام سنت هایی که پیامبر اسلام (ص) آورده، نفس انسان را به سوی تهذیب فرا میخواند و حسن و جمال آنها انسان را به دین محمدی مجذوب میکند؛ به همین دلیل اقوام متعددی اسلام آورده اند (معدی، الرسول فی عیون غربیه منصفه، ۲۰۰۷: ۱۰۴).

ولتر پس از انقلاب درونی که در نتیجه آغاز مجدد مطالعات اسلامی برایش رخ داد و حاصل آن را با عنوان «تبصره ای بر تاریخ جهان» منتشر نمود، در قضاوت خود نسبت به شخص پیامبر اکرم (ص) که پیش تر با تندی در باره آن حضرت سخن می گفت، تجدید نظر می کند و می گوید: «محمد بی گمان مردی بسیار بزرگ بود و مردانی بزرگ نیز در دامن فضل و کمال خویش پرورش داد. قانون گذاری خردمند، جهانگشایی توانا، فرمانروایی دادگستر، پیامبری پرهیزگار بود و بزرگ ترین انقلاب روی زمینه را پدید آورد» (کلیات ولتر، ج ۲۴، ص ۵۵۵، به نقل از: حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۱۱- ۱۱۲).

ولتر در جوانی تحت تأثیر افکار بولن ویلی یه در کتاب «زندگی محمد (ص)» قرار گرفت. ویلی یه در کتاب خود چنان در ستایش پیامبر اکرم (ص) کوشیده بود که برخی از معاصرانش او را به مسلمانی متهم کرده و پنداشته بودند که وی مسلمان مرده است (حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۳۷۳: ۴۱)؛ چنان که نویسنده کتاب اسلام از نظر ولتر، درستی چنین سخنی را به احتمال یادآور شده و از او به «مسلمان مسیحی نما» یاد کرده است.

ویلییه در وصف اسلام و مبانی دینی مسلمانان گفته است: «آیین محمد (ص) چنان خردمندانه است که برای تبلیغ آن هیچ نیازی به جبر و قهر نیست. کافی است که اصول آن را به مردم بفهمانند تا همه به آن بگرایند» و در جایی دیگر از سازگاری اصول دین محمد (ص) با عقل انسانی سخن گفته است. وی درباره پیامبر اکرم (ص) نیز گفته است: محمد (ص) قانون گذاری خردمند و بزرگ بود که دین تهذیب یافته برای جهانیان آورد. او نماینده زنده عنایات پروردگار بود. خدایی که بر همه چیز آگاه است، او را فرستاد تا مسیحیانی را که گمراه بودند، متنبه گرداند.

ولتر که به تدریج بر دامنه مطالعات خود میافزود، تا آنجا پیش می رود که نظریه های این مسلمان مسیحی نما (ویلی یه) را از آن خود میداند و بدون ذکر مأخذ، آنها را به عنوان حربه ای علیه مسیحیت به کار می بندد (حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۳۷۳: ۴۴؛ نیز، ر.ک: ۲۰۱).

ولتر در ستایش قرآن می گوید: «من یقین دارم اگر قرآن و انجیل را به یک فرد غیر متدین ارائه دهند، او حتما قرآن را بر می گزید؛ زیرا کتاب محمد (ص) در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبنای عقلی منطبق است (شاهد، اعجاز قرآن از دیدگاه مستشرقان، ۱۳۸۶: ۱۲۴). بر همین مبنا در دفاع از ساحت قرآن کریم که از سوی لارشه مورد مقایسه نابجا با تورات قرار گرفته بود، از او به «عیاش بی آبرو و هرزه بی سواد» یاد می کند و نسبت به برتری قرآن کریم سخن می گوید. در همین راستا درباره اصل طلاق رجعی و راهگشایی آن در اسلام به آیات ۲۳۷ و۲۳۶ سوره بقره[۱] استناد می کند (حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۳۷۴: ۲۱۶)، چنان که در جایی دیگر در مقایسه قوانین قرآن کریم و انجیل گفته است: شاید هرگز قانونی کامل تر از قوانین قرآن درباره طلاق وضع نشده باشد (عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ۱۳۷۸: ۹۸)؛ چرا که طلاق در مسیحیت مورد نهی تحریمی قرار گرفته است (متی ۳۱:۵-۳۲؛ نیز، ر.ک: تثنیه، ۱:۲۴).

وی همچنین در نقد در دایره المعارف دیدرو ذیل مدخل «القرآن» که داستان هاروت و ماروت را علت تحریم مشروبات الکلی دانسته، از آنچه نویسنده «القرآن» گزارش کرده بود، به «قصه کودکانه تعبیر می کند و می گوید: «اگر همه قرآن را از اول تا آخر بخوانید، یک کلمه از این قصه کودکانه را در آن نخواهید یافت. اینها ساخته ذهن دروغ پردازان مسیحی است که میخواهند با جعل افسانه ها دین محمد (ص) را هجو نمایند». ولتر آنگاه به آیه وجوب جهاد در سوره بقره به عنوان شاهد سخن خود استدلال میکند (حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۳۷۳: ۲۱۶) که می فرماید:«کُتبَ عَلَیکُمُ الْقتالُ وَهُوَ کُرْه لَکُمْوَعَ أَنْ تَکْرهُوا شَیئاَ و هُوَ خَیر لَکُمْ وَ عَسی أَن تُحبوا شَیئاَوهُوَ شَر لَکُمْ وَ الله یعْلَمُ وَأَنْتُم لا تَعْلَمُون» (بقره /۲۱۶)؛ «جنگ بر شما مقرر شد در حالی که آن برایتان ناخوشایند است و چه بسا از چیزی ناخشنودید، و آن برای شما خوب است و چه بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است. و خدا می داند، و شما نمی دانید».

ولتر سوره توحید را زیباترین و فصیح ترین تعریف از توحید می داند و مدتی بعد در مقاله «القرآن» در کتابش با عنوان «فرهنگ فلسفی» ترجمه سوره حمد را متشر می کند (حدیدی، اسلام از نظر ولتر، ۱۳۷۳: ۲۲۶).

وی معتقد است که پیامبر اسلام (ص) به خلافت علی A وصیت کرده و قلم و دوات را خواسته تا کتبا جانشینی ایشان را بنویسد، ولی این وصیت آن حضرت اجرا نشد؛ چون بعد از رحلت آن حضرت (ص) عده ای ابوبکر را به خلافت برگزیدند (مهری املشی، علی از زبان دیگران، ۱۳۸۴: ۱۶۸).

به نظر می رسد مخالفت آیین مسیحیت با عقل، ولتر را از مسیحیت دور کرد و در مقابل، مطابق بودن احکام اسلامی با عقل و فطرت، وی را به آیین اسلام جذب کرد. خود در این باره می گوید: «خدایا من مسیحی نیستم؛ زیرا می خواهم تو را بهتر دوست داشته باشم» (آل اسحاق خوئینی، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ۱۳۷۰: ۲۹۶).

۳. فونس اتین دینته (۱۸۶۱-۱۹۲۹م)

فونس اتین دینته (funis Etienne Dinet)، نقاش و دانشمند فرانسوی در سال ۱۸۶۱م. در پاریس به دنیا آمد. نجیب العقیقی و خیرالدین زرکلی او را با عنوان مستشرق معرفی کرده اند (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۲۲۸/۱؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰: ۸۳/۱). دینته تحصیلات خود را به نحو متعارف در کیش مسیحیت به پایان رسانید. به کتاب های تاریخی که درباره اسلام نوشته شده بود، برخورد کرد و کم کم با حقایق و معارف اسلام آشنایی یافت تا اینکه در اثر تحقیقات هنری و علمی خود به آیین اسلام درآمد (شلبی، اضواء علی المس یحیه، ۱۹۹۷: ۵۲؛ خوئینی، اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، ۳۴۹). وی بعد از تشرف به اسلام در سال ۱۹۲۷م. اسم «ناصرالدین» را برای خودش انتخاب کرد و در سال ۱۹۲۸م. به مکه مکرمه و حج بیت الله الحرام مشرف شد (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۲۲۸/۱). وی در سال ۱۹۲۹م. در پاریس در گذشت، ولی طبق وصیتش در قبری که در شهر بوسعاده در الجزایر برای خود تجهیز کرده بود، دفن کردند (زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰: ۸۳/۱).

وی کتاب هایی در دفاع از پیامبر اکرم (ص) و اسلام نوشت و به حق از آئین جدید به دفاع پرداخت و کتاب های «حیاه العرب»، «حیاه الصحراء»، «اشعه من نور الاسلام» و «الشرق فی نظر الغرب» به زبان فرانسه منتشر کرد (زرکلی، الاعلام، ۸۳ /۱). دو کتاب اخیر به ترتیب توسط راشد رستم و عمر فاخوری به عربی ترجمه شده است (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۲۲۸ /۱؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۰: ۸۳/۱).

کتاب «Mohamet» درباره سیره پیامبر اکرم (ص) که به زبان فرانسوی و انگلیسی انتشار یافته (زرکلی، الاعلام، ۸۳/۱)، از سوی دکتر عبدالکریم محمود و استاد محمد عبدالکریم محمود به عربی ترجمه شده است. کتاب دیگر وی «الحج الی بیت الله الحرام» است که ترجمه آن در مجله «الشبان المسلمین» انتشار یافته است (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۲۲۸/۱).

دینته، نقاش فرانسوی، بعد از پژوهش های فنی و علمی درباره ترسیم صورت خداوند طبق گفته های انجیل و سپس تورات و مطالعه قرآن کریم به این باور رسید که تنها اسلام است که اندیشه ای مستقیم از ادراک وجود الهی ارائه می دهد (شلبی، اض واء علی المسیحیه، ۱۹۹۷: ۵۲)؛ زیرا وی با مطالعه انجیل و سپس تورات به تصوری دقیق و جالب از خدای سبحان نرسید. سپس با مهاجرت به الجزایر و آموختن زبان عربی، با مطالعه قرآن کریم و برخورد با سوره توحید احساس کرد به مطلوب خود در تصوری متین از خدای سبحان و حقیقت مطلب درباره ذات خداوند رسیده است (همان، ۱۳۸-۱۳۹)؛ حقیقتی که سبب شد تا وی در دانشگاه بزرگ الجزایر اسلام خویش اعلام کند.

۴. هاری سانت فیلپی (۱۸۸۵-۱۹۶۰م)

هاری سانت فیلپی (H. S. Philpy) در سال ۱۸۸۵م. در خانواده ای انگلیسی در جزیره سیلان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خویش را در آکسفورد ادامه داد و در سال ۱۹۰۷م. در رشته زبان های شرقی فارغ التحصیل شد. وی درسال ۱۹۰۸- ۱۹۱۵م. از سوی دولت بریتانیا در هند مشغول به کار شد (عقیقی، المستشرقون، ۱۳۷۸: ۱۱۶/۲). وی از دانشگاه کمبریج زبان فارسی و هندی را آموخت و در هندوستان که به فعالیت های دیپلماسی مشغول بود، زبان پنجابی را نیز فرا گرفت و به آموختن قرآن و عربی نیز مشغول شد.

فیلپی که جزء مستشرقان سیاسی است و در کشورهای جهان شرق از جمله هند، عراق، اردن و عربستان فعالیت های سیاسی خویش را انجام میداد، در نهایت در اثر مباشرت مستقیم با مسلمانان در عربستان اسلام خویش را اعلام کرد (حمدان، مستشرقون؛ سیاسیون جامعیون مجمعیون، ۱۹۸۸: ۶۲؛ برای آگاهی از لیست ۱۰۱ نفری سیاستمدار مستشرق که همزمان با فعالیت های سیاسی به استشراق نیز پرداخته اند، ر. ک: حمدان، مستشرقون؛ سیاسیون…، ۱۹۸۸: ۵۵-۶۷).

فیلپی در سال ۱۹۱۵م. در پی مأموریت دولتی به بصره فرستاده شد و در سال ۱۹۱۷م. به عربستان سفر کرد و در سفرهای بعدی به عربستان با ملک عبدالعزیز آشنا شد. در سال ۱۹۳۰م. به دین مبین اسلام در آمد و نام عبدالله برایش انتخاب شد و به «عبدالله فیلپی» شهرت یافت. صاحب کتاب المستشرقون می نویسد: اسلام آوردن فیلپی مشهور است (فیلپی، هاری سانت، بنات سبأ، مقدمه کتاب). وی در سال ۱۹۶۰م. در سن ۷۵سالگی در بیروت از دنیا رفت.

فیلپی تحقیقات جغرافیایی و تاریخی خود را در عربستان ادامه داد و کتاب های زیادی نیز در این زمینه نگاشت. برخی از تألیفات وی از این قبیل اند: قلب جزیره العرب، جزیره العرب فی عهد الوهابیین، جزیره العربیه، هارون الرشید، الربع الخالی، بنات سبأ، حاج فی الجزیره العربیه، اسس الاسلام، ایام فی الجزیره العربیه، مرتفعات الجزیره العربیه، العربیه السعودیه (حمدان، مستشرقون؛ سیاسیون جامعیون مجمعیون، ۱۹۸۸: ۵۴).

۵. محمد اسد

محمد اسد، مستشرق اتریشی، که نام پیشینش لیوپولد وایس (Leopold weiss) است، در سال ۱۹۰۰م. در خانواده ای یهودی در شهر نمسا به دنیا آمد. وی از سن ۲۲سالگی به خاورمیانه و مشرق زمین (کشمیر و پاکستان) سفر کرد. در این سفرها با مسلمانان و آموزه های اسلام آشنا شد و سرانجام پس از تحقیقات مستمر به حقیقت اسلام ایمان آورد و مسلمان شد و نام محمد اسد را برای خویش برگزید (بی آزار شیرازی، قرآن ناطق، ۲۲۱ و۴۴۶) و افترائات و تحریفات شرق شناسان و کلیسا را علیه اسلام افشا کرد. وی پس از پذیرش دین اسلام به نقاط مختلف جهان اسلام از شمال آفریقا تا افغانستان مسافرت کرد (العیثی، رجال و نساء اسلموا، بی تا:۱۵۷/۲) و نقش بزرگی در گسترش اسلام در غرب ایفا نمود (هوفمان، یومیات المانی مسلم، ۱۹۹۳: ۶۵).

وی مسلمانی متدین و معتقد به اصول اعتقادی طبق مذهب اهل سنت بود، با این حال، برخی از افکار و دیدگاه های او در تفسیر قرآن مورد نقد واقع شده است (صلاح، المکفرون الغربیون المسلمون، ۱۱۷). وی در سال ۱۹۳۴م. کتاب معروف خود به نام «الاسلام علی مفترق الطرق» به چاپ رساند.

وی معتقد بود انسان در اسلام مجبور نیست دنیا را ترک بکند و در اسلام هیچ نیازی نیست که برای تطهیر روحی یک باب مخفی باز شود؛ چون اسلام نه عقیده صوفیه است و نه فلسفه، بلکه اسلوب حیات است. اسلام هیچ گاه جلوی علم و پیشرفت را نگرفت، بلکه می گوید انسان اگر تلاش فکری را ادامه دهد، ازملائک ه الله بالاتر می رود و هیچ دینی نیست که به اندازه اسلام بر عقل تأکید بکند (شلبی، الاسلام، ۱۹۶۸: ۲۷۷).

محمد اسد ترجمه تفسیری قرآن را در ۱۰۰۵ صفحه ارائه داده و به جای قرآن محمد (ص) یا ترجمه قرآن نام آن را «رس اله الق رآن» (پیام قرآن) نهاده است (هوفمان، یومیات المانی مسلم، ۱۹۹۴: ۶۸). این ترجمه در سال ۱۹۸۰م. توسط دار الاندلس در جبل الطارق به چاپ رسید. کسانی که این ترجمه را بررسی و نقد کرده اند، اظهار داشته اند که وی نظریه های غیر معمولی درباره بعضی مسائل مانند نسخ و تاریخ پیامبران ارائه کرده و از پذیرفتن برخی از معانی تحت اللفظی سر باز زده است (بی آزار شیرازی، قرآن ناطق، ۱۳۷۶: ۲۲۱).

وی افزون بر ترجمه قرآن با عنوان رساله القرآن، تألیفات ارزنده دیگری نیز دارد که برخی آنها را به مثابه جهاد فی سبیل الله توصیف کرده اند. این آثار عبارت اند از: الطرق الی الاسلام، الاسلام علی مفترق الطرق، شریعتنا، مبادئ الدوله و الحکومه فی الاسلام (عبدالرحمن، جاذبیه الاسلام الروحیه، ۲۰۰۹: ۳۷-۳۸).

وی درباره برتری تعالیم اسلام بر آن است که در تعالیم اسلام نقصی وجود ندارد و آنچه سبب از هم پاشیدگی جوامع اسلامی در عصر حاضر شده، اهمال و کوتاهی مسلمانان است که باید در این باره روشن گری کرد (اسد، الاسلام علی مفترق الطرق، ۷۱).

۶. موریس بوکای (۱۹۲۰)

پروفسور موریس بوکای، شرق شناس و پزشک فرانسوی، درسال ۱۹۲۰م. در فرانسه به دنیا آمد. پس از فراغت از تحصیل، رئیس کلینیک جراحی دانشگاه پاریس شد. وی پس از تحقیقات بسیار درباره دین اسلام و قرآن کریم و دیدن آیات اعجازآمیز قرآن در زمینه پزشکی به حقانیت قرآن اعتراف کرد و رسما مسلمان شد.

بوکای موافقت قرآن را با حقایق علمی جدید که در عصر حاضر با تجهیزات پیشرفته در اختیار بشر قرار گرفته، در کتاب «دراسه الکتب المقدسه فی ضوء المعارف الحدیثه» اثبات کرده است (رضوان، آراء المستشرقین حول القرآن و تفسیره، ۱۹۹۲: ۳۷/۱).

هنگامی که جسد فرعون به فرانسه منتقل شده بود، دکتر بوکای به عنوان رئیس گروه تحقیقات انتخاب شد و تمام توجهش به این بود که ببیند فرعون چگونه هلاک شده است. قطعه کوچکی از جسد فرعون را جدا کرد و به آزمایشگاه برد. وقتی دقت کرد، دید که آثار نمک دریا روی بدن فرعون دیده میشود؛ لذا نتیجه گرفت که این جسد در دریا غرق شده است و وقتی شادابی جسد را متوجه شد، نتیجه گرفت که این جسد مدت زیادی در آب نمانده است.

این مسئله افکار عمومی بوکای را به خودش مشغول کرده بود تا اینکه پس از چندین ماه همایش پزشکی در عربستان برگزار شد و دکتر بوکای نیز به آن همایش دعوت شده بود. وی در نخستین جلسه این کشف جدید خودش را اعلام کرد. بعد از اعلام این خبر یک پزشک مسلمان به او گفت این کشف شما ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن آمده و خصوصا اینکه در قرآن آمده:

«فَالْیوْم نُنَجیکَ ببَدَنک» (یونس /۹۲)[۲] که از آن استفاده می شود که در همان روز جسد فرعون از آب گرفته شده است. بوکای فورا تورات و انجیل را نگاه می کند که شاید قرآن این داستان را از آنجا گرفته باشد، ولی بعد از جست وجو متوجه شد که این مطلب در تورات و انجیل اصلا مطرح نشده و در همان همایش مسلمان می شود (ر.ک: معدی، علم اءو مفک رون و ادب اءو فلاس فه اس لموا، ۲۰۰۷: ۱۲-۱۶). وی بعدها دست به کاوش عمیقی در سرتاسر آیات قرآن می زند و کتابی به نام «تورات و انجیل قرآن و علم» می نویسد که به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده و قابل استفاده است (توحیدی، قرآن کتابی شگفت انگیز، ۱۳۸۳: ۸۳).

وی پس از ده سال مطالعه پیرامون قرآن در سال ۱۹۶۷م. خطاب به مجمع پزشکی فرانسه اظهار داشت: در قرآن موضوعات علمی در ارتباط با تولید مثل و فیزیولوژی وجود دارد که کاملا با دستاوردهای کنونی علم مطابقت دارد.

کارل ارنست، محقق آمریکایی، بوکای مسلمان را حیرت آورترین فردی می داند که ادعای انحصارگرایانه اروپاییان را در باب علم به چالش کشید؛ زیرا نظریه اصلی او این بود که قرآن برخلاف کتاب مقدس، حجم چشم گیری از اطلاعات را در بر دارد که با اکتشافات علمی جدید در زمینه هایی همچون جنین شناسی همخوان است (ارنست، اقتدا به محمد (ص)، ۱۳۹۰: ۱۷۷).

بوکای با تحقیقات خویش به این نتیجه رسید که قرآن از وحی الهی سرچشمه گرفته است، در مقابل، کتاب مقدس به رغم پدیدآورندگان بشری متعددش، فاقد چنین عمق علمی است و در نتیجه نمی توان به لحاظ وحیانی بودن، هم سطح قرآن باشد

(همان، ۱۷۷-۱۷۸). بوکای در نقد نظریه داروین بر آن بود که تکامل داروینی صرفا یک نظریه است که نه می تواند جایگاه علم حقیقی داشته باشد و نه جایگاه وحی حقیقی (همان، ۱۷۸).

مضامین اعجازآمیز و ادبیات فصیح و اعجاز پزشکی قرآن در کنار خبر از آینده و آینده نگری قرآن که در مجموع معارف عظیم قرآنی را تشکیل می دهد، دانشمندان غرب، محققان و مستشرقان منصف را بر آن داشته تا اذعان کنند که قرآن کریم منشئی الهی دارد و نمیتواند از تجربیات و ضمیر باطنی شخص و زبان بشر در قرن هفتم میلادی جاری شده باشد. بوکای در این باره مینویسد: «اگر بشر نویسنده و مصنف قرآن می بود، چطور می توانسته است در قرن هفتم میلادی چیزی بنویسید که امروزه با شناخت های دانش نو موافق آید» (بوکای، مقایسه ای میان تورات و انجیل، بی تا:۱۶۶).

وی همچنین سخنی می گوید که در آن از راز تبدیل نام اسلام و یا پیروان اسلام (مسلمانان) به «محمدیون» در غرب پرده بر میدارد. وی می گوید: «من در دوره جوانی انگیزه ای برای تحقیق درباره اسلام نداشتم؛ زیرا غالبا در غرب واژه محمدیون را به جای اسلام مطرح می کردند تا چنین وانمود شود که این دین ساخته و پرداخته یک بشر است نه یک دین که شایسته بررسی باشد…» (زمانی، مستشرقان و قرآن، ۱۳۸۸: ۱۳۰).

بوکای درباره قرآن کریم مینویسد: قرآن برترین کتابی است که عنایت ازلی به سوی بشر فرستاد و آن کتابی است که شک و ریب در آن راه ندارد و بدون کوچک ترین اغراق و مبالغه یا تعصب باید گفت: قرآن از تمام جهات معجزه است (علیقلی، قرآن از دیدگاه ۱۱۴ دانشمند جهان، ۵۲؛ نیز، ر. ک: معدی، علماءو مفکرون و ادباءو فلاسفه اسلموا، ۲۰۰۷: ۱۱-۱۸).

۷. مراد ولفرید هوفمن (۱۹۳۱م)

مراد ویلفرید هوفمن (Murad Wilfrnied Hofmann) در سال ۱۹۳۱م. در آلمان در یک خانواده کاتولیک دیده به جهان گشود. در شهر مونیخ حقوق آلمانی و در کالج یونیون آمریکا و دانشکده حقوق هاروارد، حقوق آمریکایی را تحصیل کرد (هوفمن، الطرق الی مکه، ۵۵). از سال ۱۹۸۳ ۱۹۸۷م. رئیس بخش اطلاع رسانی ناتو در بروکسل، از ۱۹۸۷ ۱۹۹۰م. سفیر آلمان در الجزایر و از سال ۱۹۹۰ ۱۹۹۴م. سفیر آلمان در مغرب بود. دوران اقامتش در الجزایر و مغرب سبب آشنایی او با اسلام شد و در اثر این آشنایی و تحقیقات عمیق و معاشرت با مسلمانان در سال ۱۹۸۰م. در مغرب دین اسلام را پذیرفت (هوفمن، یومیات المانی مسلم، ۱۳؛ معدی، من مشاهیر العالم الذین اسلموا، ۲۰۰۷: ۸۱) و در سال ۱۹۹۲م. برای انجام فریضه حج به مکه مکرمه مشرف شد (صلاح، المفکرون الغربیون المسلمون، ۱۸۹). هوفمن عضویت افتخاری شورای مرکزی مسلمانان در آلمان نیز در کارنامه کاری خویش دارد (www.al-shia.com//http:).

هوفمن پس از اشتهار به اسلام به شدت مورد اعتراض و برخورد نشریات آلمان قرار گرفت (معدی، من مشاهیر العالم الذین اسلموا، ۲۰۰۷: ۸۱)، با این حال، در دفاع از حقایق اسلام کتاب های زیادی نوشت که بسیاری از آنها به زبان عربی ترجمه شده است. برخی از آثار او بدین قرار است :

«الاسلام کبدیل»؛ در این کتاب بعضی از احکام و اصول اسلامی از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار داده و طبق مطالعات خود، آیات قرآنی را تفسیر کرده است.

«الطریق الی مکه»؛ هوفمن در این کتاب سفرنامه خود به مکه مکرمه و آشنایی خود با اعراب و مسلمان ها را توضیح داده است.

«الاسلام فی الألفیه الثالثه»؛ «الاسلام عام الفین»؛ «طریق فلسفی الی الاسلام»؛ «دور الفلس فه الاس لامیه» و «یومیات مسلم آلمانی» از دیگر کتاب های اوست که به زبان عربی ترجمه شده است.

دکتر هوفمن تحریم شرب خمر را از بارزترین مظاهر اسلامی می داند که وی را به طرف اسلام متحول کرده است (هوفمن، رحله الی مکه، ۷۱).

هوفمن درباره توازن کامل و دقیق میان ماده (جسم) و روح در اسلام چنین می گوید: آخرت چیزی جز جزای عمل در دنیا نیست و اهتمام و تلاش در دنیا از همین امر نشأت می گیرد. به همین دلیل، قرآن به فرد مسلمان چنین آموزش می دهد که نه فقط برای آخرت، بلکه برای دنیا نیز دعا کند: «ربنا آتنا فی الدنْیاحَسَنَه و فی اْلآخَره حَسَنَه» و حتی آداب غذا خوردن و دیدار با آشنایان نیز در شریعت اسلامی بی نصیب نمانده است (هوفمن، الاسلام کبدیل، ۵۵-۱۱۵).

وی در باره قرآن کریم، معجزه جاوید پیامبر اکرم (ص)، ابراز می دارد: فرد مسلمان ایمان دارد که قرآن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *