تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده شامل 75 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت نفس در آثار علامه حسن زاده :

مقدمه

خدای سبحان را سپاس گذاریم که از بین روزیهای گوناگون، روزی علم را به ما عنایت فرمود، و از بین همه مخلوقات انسان را با «فتبارک الله احسن الخالقین» معرفی کرد، بهترین و بالاترین سلام و صلوات عالمیان را هدیه میکنیم به اشرف مخلوقات و اول ما خلق که ما را به خودشناسی و خداشناسی آشنا کرد، و فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»[۱].

معرفت نفس انسانی بالاترین معارف است که موجب میشود انسان با تمام عوالم اعم از حس و خیال و عقل آشنا شود و با سیر در عالم درونی خویش، ارجاع کثرات به وحدت و انتشار کثرت از وحدت را مشاهده کند. مبحث نفس و معرفت آن از قدیم الایام مورد توجه حکما و عرفا بوده است، لکن حکمای سابق، آن را در طبیعیات مطرح میکردند، اما صدر المتالهین آنرا در بحث الهیات وارد نمود.

از متأخرین، علامه حسن زاده تنها شخصیتی است که در بحث نفس بیش از دیگران کار کرده و به تفصیل به تبیین مباحث آن پرداخته، امید است در کنار این سفره گسترده هرکس به اندازه وسعش توشه بردارد تا این ذخایر علمی در طریق سیر عملی روشنی راه باشد. اما نا گفته نماند:

بسا فرق است دیدن تا شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

تذکر این نکته ضروری است که در این اثر سعی شده است که بیشتر از عبارات خود استاد استفاده شود و مولف با چینش عبارات ایشان از کتب مختلف، مطلب مورد نظر را القاء نموده است.

دسته بندی موجودات مشهود

ابتدا با دسته بندی موجودات عالم مشهود آشنا میشویم و آنها را از اخس به اشرف ذکر میکنیم: ۱. یک قسم از مشهودات خود را میبینیم که به ظاهر هیچ حس و حرکتی ندارند و دارای رشد و نمو نیستند. مثل جمادات؛ ۲. یک قسم دیگر را میبینیم که تا حدی حس و حرکت دارند و رشد و نمو میکنند. مانند نباتات؛ ۳. موجوداتی را میبینیم که دارای حرکات گوناگون هستند و حس آنها به مراتب شدیدتر و قویتر از حس نباتات است و حرکتشان با اراده صورت میگیرد. مانند حیوانات؛ ۴. و قسم دیگری را میبینیم که تمام آثار وجودی حیوان را دارا است و علاوه بر آن، افعالی از او صادر میشود که از هیچ حیوانی ساخته نیست. و میبینیم که همه حیوانات و نباتات و جمادات مسخر اویند و این موجود عجیب انسان است.[۲]

شناخت «من»

اکنون باید ببینیم آنکه این دسته بندی را انجام میدهد و این سنجش و تمیز بین موجودات را نتیجه میگیرد کیست؟ بالوجدان میدانیم که این ممیز و حاکم هر یک از ما است. یعنی هر یک از ما دارای این چیز تمیز دهنده است. حال میپرسیم ذات آن چیز و گوهر و سرشت آن چیست؟ بیرون از ما است یا در ما، اگر بیرون است چگونه با ما ارتباط دارد؟ و آنگاه ما کیستیم که او در بیرون ما است؟ آیا مادی است یا مجرد؟

اینک قبل از پرداختن به این سوالات، آنچه بی دغدغه به آن اعتراف داریم این است که بالاخره هر یک از ما دارای چیزی است که با آن تمیز میدهد و مقایسه میکند و حکم مینماید و نتیجه میگیرد. آن چیز را باید به نامی بخوانیم تا در صحبتهای بعدی برای اشاره به آن از این نام استفاده کنیم. فعلا در نامگذاری اختلاف نداریم خواه قوه ممیزه اش خوانی، خواه قوه عاقله اش نامی، خواه نفس ناطقه اش دانی و خواه به روح یا عقل یا جان یا (من) یا (انا) یا به دیگر نامها به آن اشاره کنی.[۳]

آنچه در این مقام اهمیت دارد اینست که ببینیم این قوه ممیزه چیست و چه مرتبه وجودی دارد و تا چه مراتبی میتواند پیش برود و چه امتیازی از بدن و سایر نفوس حیوانی و احیانا نباتی دارد. اگر حوصله اقتضا کرد ممکن است به نحوه اتحاد نفس و بدن در آثار حضرت علامه اشاره کنیم.

تعریف نفس

حکما در تعریف نفس آورده اند: «النفس کمال اول لجسم طبیعی آلی ذی حیاه بالقوه»[۴] نفس، نخستین کمال است برای جسم طبیعی اندام دار که دارای حیات بالقوه است. علامه حسن زاده در کتاب معرفت نفس در توضیح اجزاء این تعریف میفرماید: مقصود از «کمال جسم طبیعی» این است که وقتی نفس به جسم تعلق گرفت جسم به نهایت کمال خود میرسد. و معنی «آلی» این است که جسم را آلات و قوایی است که محل آنها است چون دماغ و قلب و چشم و گوش، در مقابل چوب و آهن که جسم است ولی آنها را آلات نیست. هر جسم طبیعی که آلی است زنده است و اگر جسم طبیعی آلات مختلف برای وظائف و کارهای گوناگون نداشته باشد نفس ندارد.[۵]

و مراد از«ذی حیاه بالقوه» این نیست که بالفعل حیات ندارد؛ بلکه مراد اینست که لازم نیست همه علائم حیات بالفعل در او باشد، بلکه گاه بالقوه باشد گاه بالفعل و آن افعال عبارت است از نطق و ادراک و حرکت ارادی و تغذیه و تنمیه و تولید مثل و غیر آنها.[۶] البته این تعریف که از ارسطو به یادگار مانده در واقع تعریف نفوس ارضیه، اعم از نفوس نباتی و حیوانی و انسانی است (چنانکه در کتب مربوطه مثل نمط سوم از اشارات و التنبیهات آمده است) و الا در بحث تجرد فوق عقلی افس انسانی خواهید دانست که نفس قابل تحدید به ماهیت نیست.

و علامه طباطبایی در بدای الحکم در تعریف نفس میفرماید: نفس جوهری است که ذاتا مجرد از ماده ولی در مقام فعل به ماده تعلق دارد.[۷] علامه حسن زاده در توضیح این تعریف چنین میفرماید: البته اینکه در تعریف نفس آورده اند به حسب ذات مفارق از ماده ولی به حسب فعل متعلق به ماده است. مراد مطلق افعالش نیست چون نفس پس از تکامل جوهرش، در بسیاری از افعالش بی نیاز از ماده است، بلکه مطلقا، چه بعد از تکامل و چه قبل از آن، در علم و آگاهی به ذاتش مفارق از ماده و بی نیاز از آن است.[۸]

ادله تجرد نفس

ادله تجرد نفس به صورت تفصیلی در علم النفس مطرح میشود و چون بحث ما در معرفت نفس است[۹] بدان جهت از اطناب اعراض کرده و در این مقاله به قدر ضرورت بسنده میکنیم.

علامه حسن زاده در کتاب دروس معرفت نفس درس صد و یکم در اثبات مجرد بودن نفس و اینکه نفس انسانی حدوثا جسمانی و بقائا روحانی است میفرماید: طفره[۱۰] – مطلقا چه در حسیات و چه در عقلیات – باطل است و نفس انسانی حدوثا جسمانی است و بقائا روحانی. یعنی در ماده منی قوه ای منطبع است که متدرجا اشتداد وجودی مییابد و موجودی میگردد که امتداد وجودی او از زمین ماده و جسمانیت تا آسمان روح و عقلیات را شامل میشود، که هم نفس است که مدبر بدن و متصرف آن است و هم عقل است که کار مفارق را میکند؛ و با برهان ثابت شده که این نیروی متکون در ماده به حسب ارتقا و اعتلای وجودش به جایی میرسد که میتوان در عین حال که تعلق و تصرف به بدن دارد تصرف در ماده کاینات کند و جهان به منزلت بدن او گردد که تکوینیات مثل اعضا و جوارح او در تحت اطاعت او، مسخر فرمانش باشند.[۱۱]

و از جمله ادله ای که برای تجرد نفس آورده اند اینست که علم مجرد است (همچنان که در محل خود ثابت شده) پس مدرک صور علمی و به تعبیری وعاء [ظرف ] علم هم باید مجرد باشد.

شاهد بر این مطلب اینست که امیر المومنین علی ع فرموده اند: «کل وعاء یضیق بما جعل فیه إلا وعاء العلم فإنه یتسع به»[۱۲]. روشن است که ظرف علوم اگر مادی بود با قرار گرفتن علوم در آن، فضایی از آن را اشغال میکرد و مضیق میشد نه اینکه وسعت پیدا کند. پس نفس که مدرک صور است مجرد است.

دلیل دیگر بر تجرد نفس اینست که نفس در خواب و شبه آن از بدن طبیعی بی نیاز میشود چون نفس در عالم خواب، بدن مثالی را به کار میگیرد و آن را تحریک میکند و به آن فاعل و منفعل میشود.[۱۳] و در عالم رؤیا به کشف و ادراک مطالب و معارف پوشیده ای پی میبرد که در بیداری به آنها آگاهی نداشت. پس نفس غیر از بدن بوده و عاری از مقیدات زمان و مکان است.

مراحل تکامل نفس ناطقه

این نحو از تکامل که از حیث عقل نظری یا نحوه ادراک، به تقسیم نفس میپردازد در مرحله یازده از بدایه و نهایه الحکمه تحت عنوان مراتب عقل ذکر شده و گاهی از آنها به درجات عقل نظری نام برده میشود، استاد حسن زاده در تبیین این مراحل میفرماید: نفس انسانی را از این جهت که قابل است همه صور را بپذیرد عقل هیولانی گویند که او را تشبیه به هیولای اولای ماده کرده اند؛ یعنی همچنانکه هیولی قابل پذیرفتن صور طبیعی از بسائط و مرکبات مطلقا میباشد و با هریک از آنها ترکیب اتحادی در وجود پیدا میکند نه انضمامی، همچنین نفس انسانی قابل پذیرفتن صور علوم و معانی است مطلقا و با هر یک از آنها اتحاد وجودی پیدا میکند و از پذیرفتن هیچ صورت علمیه ابا ندارد. خلاصه وزان نفس با صور علمیه وزان هیولی است با صور طبیعیه، که آنچه در عالم کیانی است در عالم انسانی است.

پس از عقل هیولانی عقل بالملکه است، که نفس در این مرحله با اولیات و بدیهیات آشنا می شود و این علوم اولیه (که آن را معقولات اولی نیز گویند) آلت اکتساب نظریات (که معقولات ثانیه و علوم مکتسبه اند) میباشد که به واسطه و اعداد آنها اینها را کسب میکند و بدانها قدرت اکتساب و ملکه انتقال به نشأه معقولات ثانیه پیدا میکند. یعنی برای ادراک معقولات ثانیه از معقولات اولی کمک گرفته میشود.

پس از عقل بالملکه عقل بالفعل است، و آن موقعی است که نفس، ملکه و اقتدار بر استحضار علوم نظری را تحصیل کرده است و به مدد استعدادی که در خویش تحصیل نموده هر وقت بخواهد میتواند نظریات را به دست آورد. در این حال، نفس را تعبیر به عقل بالفعل میکنند که از قوت به فعل رسیده است.[۱۴]

و چون خود معقولات ثانیه که کمالات علمی و معارف نوری عقلی اند در نزد گوهر نفس حضور بیابند، حضور این معقولات را عقل مستفاد گویند، از این جهت که آن حقایق علمی [مستقیما] از مخرج نفوس از نقص به کمال که او را به زبان فلاسفه و حکما عقل فعال[۱۵] و به زبان مذهبیون روح القدس و جبرئیل میگویند و روح القدس شأنی از شئون عالم ماورای طبیعت است استفاده شده است؛ ولی هر یک از عقل هیولانی و عقل بالملکه و عقل بالفعل قوه ای از قوای نفس است اما عقل مستفاد قوه نیست بلکه نفس حضور معقولات ثانیه بالفعل در نزد نفس است.[۱۶] در این قسم اخیر – همچنان که تبیین شد- نفس با با مفیض صور ارتباط بلکه اتحاد پیدا میکند و هر نفسی به قدر استعدادی که دارد دریافت میکند.

ملاصدرا در اتحاد نفوس با عقل فعال کلام جالبی دارند که عین آن را در ذیل می آوریم.

فتعین وجود نور علوی و جوهر قدسی الهی یتنور به النفوس وتصیر بالاتصال به عقلا کاملا بالفعل یعقل و ینال کل شیئ و یصل الی کل شیئ و قیاس ذلک النور العقلی فی انفسنا کقیاس النور الحسی فی ابصارنا، اذا اتصل بالبصر خرجه من حد کونه مبصرا بالفعل فیتحد به، وان العقل بالفعل کل الموجودات.[۱۷]

ایشان بعد از ذکر مراتب نفس میفرماید؛ مقصود این است که نفس ناطقه انسانی را مقام فوق تجرد است و نفس از عقل هیولانی ارتقا مییابد عقل بالفعل میشود بلکه با عقل فعال ارتباط بلکه اتصال بلکه اتحاد بلکه فوق اتحاد مییابد. این تعبیرات را عمق بسیار است. امید است که تشنگان معارف حقه بتوانند آنها را در خود بیابند.

غرض این که شأن نفس انسانی این است که از عقل هیولانی به عقل بالفعل رسد و عقل مستفاد گردد و با عقل فعال بپیوندد؛ و در اینکه نفس این شانیت را دارد تردیدی نیست و هر عاقلی بدان تصدیق دارد و میبیند که خود هر چه از قوه به فعل میرسد قدرت و سلطان وی بیشتر میشود و نور بینش وی فزونی مییابد و از تاریکی نادانی رهایی مییابد، و هرچه داناتر میشود استعداد و آمادگی وی برای معارف بالا قویتر میگردد و گنجایش وی برای گرد آوردن حقایق دیگر بیشتر میشود، از این معنی پی میبریم که گوهر نفس ناطقه از نشأه دیگر و ماورای عالم طبیعت و ماده است. و نیز پی میبریم که مخرج او از قوه به فعل، که مفید و علت اوست، وجودش اتم از وجود اوست، چون علت اوست، و علاوه بر این که وجودش اتم از اوست مفارق است یعنی عقل بال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *