تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته شامل 105 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفی گروه دین شناسی و ضرورت پژوهش در این رشته :

در گفت وگو با حجه الاسلام آقای دکتر محمدعلی شمالی

اشاره

حجه الاسلام آقای دکتر محمدعلی شمالی دانشمندی فاضل، فرهیخته، فعّال، پرتلاش و سخت کوش است که معمولاً غالب حوزویان او را می شناسند. چهره ای آشنا، که سال ها از خوان نعمت حوزه بهره مند و اینک پس از اخذ مدرک دکتری در زمینه “فلسفه اخلاق” با کوله باری از تجربه به عنوان مدیر گروه دین شناسی و عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره مشغول فعالیت می باشد. این گفت وگوی صمیمی را با هم می خوانیم. لازم به یادآوری است که برخی از آثار علمی ایشان عبارتند از:

* Self – knowledge (Tehran, 1996)

* Ethical Relativism (London, 2002)

* Discovering shii Islam (London, 2003)

* Shii Islam: Origins, Fait & practices (london, 2003)

معرفت: ضمن تشکر از شرکت در این مصاحبه، به عنوان اولین سؤال، لطفا سوابق علمی و تحصیلات خودتان را در داخل و خارج از کشور به طور خلاصه بیان نمایید.

درباره سوابق تحصیلاتی خودم، باید عرض کنم که بنده در تهران به دنیا آمدم و تحصیلات ابتدایی خود را در تهران گذراندم. دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدارس سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان بودم. در اوج انقلاب اسلامی، من در کلاس سوم راهنمایی بودم. دوره دبیرستان را پس از انقلاب گذراندم. در سال دوم و سوم دبیرستان همزمان با درس های دوره متوسطه، به دلیل علاقه زیادی که به زبان عربی داشتم، خدمت یکی از روحانیان رسیدم و به خواندن جامع المقدمات مشغول شدم. به تدریج، با علوم اسلامی و حوزوی و فضای معنوی حوزه ها آشنایی بیش تر پیدا کردم، بخصوص در فضایی که پس از شهادت استاد شهید مطهری ایجاد شده بود. به همین دلیل، وارد حوزه شدم و بعدا دیپلم گرفتم. در ورود به حوزه در سال ۱۳۶۱ ابتدا وارد مدرسه «حقّانی» شدم، سپس به مدرسه «شهیدین» رفتم. در کنار درس های متعارف حوزوی، به دلیل علاقه زیاد به فلسفه اسلامی و فلسفه غرب، سعی می کردم با این علوم نیز آشنا شوم. در سال ۱۳۶۸ که دروس سطح را به پایان رساندم، همزمان با شروع درس خارج، برای اخذ مدرک کارشناسی در رشته «فلسفه غرب» در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران نیز شرکت کردم. به دنبال آن، تحصیل در این رشته را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم. از سال ۱۳۷۰ علاوه بر درس های متعارف حوزوی، دوره خاصی در «بنیاد فرهنگی باقرالعلوم علیه السلام » برگزار شد. در آن جا، در دوره کلام جدید شرکت کردم. پس از انتقال بنیاد به «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قدس سره » در این مؤسسه فعالیت هایی همچون تدریس زبان تخصصی و متون فلسفی و راه اندازی واحد تربیت مترجم را به عهده داشتم. در سال ۱۳۷۵ همزمان با پایان دوره کارشناسی ارشد فلسفه غرب به پیشنهاد حضرت آیه اللّه مصباح یزدی ریاست محترم مؤسسه، برای تحصیل در مقطع دکتری در خارج کشور انتخاب شدم. پس از مطالعات گوناگون، قرار شد به کشور انگلستان عازم شوم. در مقطع دکتری در زمینه «فلسفه اخلاق» در دانشگاه منچستر مشغول به تحصیل شدم و بحمداللّه، با این که مسؤولیت های تبلیغی همچون اداره مرکز اسلامی منچستر را بر عهده داشتم، توانستم در کم تر از سه سال و نیم دوره دکتری را به پایان رسانم. پس از اخذ دکتری با موضوع «نسبیت گرایی اخلاقی»، تحقیقی را به عنوان فوق دکتری در زمینه اصول اخلاقی مربوط مرگ و زندگی که به حوزه اخلاق زیستی مربوط می شود، با استاد راهنمای خودم شروع کردم که اکنون نیز ادامه دارد. با توجه به علاقه زیادی که به مراجعت به کشور اسلامی و بخصوص حوزه علمیه داشتم، سعی کردم علی رغم زمینه های فراوان برای فعالیت های علمی و تبلیغی هر چه زودتر برگردم و بحمداللّه، در سال گذشته مراجعت کردم و در مؤسسه مشغول به کار شدم. اکنون علاوه بر تدریس در مؤسسه، مسؤولیت گروه «دین شناسی» را به عهده دارم و امیدوارم بتوانم در حدّ توان به حوزه خدمت کنم.

معرفت: موضوع پایان نامه شما چه بود؟

موضوع پایان نامه بنده به طور مشخص «نسبیت گرایی اخلاقی با تأکید بر آرای گیلبرت هارمن و دیوید ونگ» بود. دلیل انتخاب این موضوع هم این بود که به هنگام مکاتبه با دانشگاه های گوناگون برای اخذ پذیرش، موضوعات متعددی به ذهنم رسید، ولی به نظرم آمد که در میان آن موضوعات بهتر است موضوعی را انتخاب کنم که هم به لحاظ علمی مناسب باشد و هم اثر عملی داشته باشد و احساس کردم که یکی از مهم ترین موضوعات سرنوشت ساز نه تنها در حوزه اخلاق، بلکه در حوزه های دیگر هم، این است که آیا ارزش های اخلاقی ثابت، کلّی و جهان شمول وجود دارند یا خیر. به همین دلیل این موضوع را انتخاب کردم و دو نفر از جدیدترین فیلسوفان اخلاق را که در این زمینه صاحب نظر هستند، به طور خاص مورد بررسی قرار دادم وبحمداللّه، درابتدای سال جاری میلادی، پایان نامه بنده در انگلستان به چاپ رسید و استقبال خوبی هم از آن شده است.

معرفت: آیا پایان نامه شمابه فارسی ترجمه شده است؟

متأسفانه هنوز فرصت ترجمه یا نگارش آن را به زبان فارسی پیدا نکرده ام، ولی امیدوارم بتوانم به زودی این کار را انجام دهم.

معرفت: درباره مسؤولیت فرهنگی و تبلیغی و کارهای علمی تان در خارج از کشور و برنامه ای که اخیرا در ایتالیا داشتید، توضیح دهید.

در کنار تحصیل، برخی مسؤولیت ها را از باب وظایف طلبگی و ان شاءالله سربازی امام زمان علیه السلام لازم بود بپذیرم. یکی از شهرهایی که در خارج از کشور تعدادی زیادی از ایرانیان مقیم و دانشجویان بورسیه را در خود دارد، شهر منچستر انگلستان است، به گونه ای که گفته می شود بیش ترین تعداد دانشجویان دکترای بورسیه در این شهر هستند. از گذشته، با همّت برخی از عزیزان مرکزی در آن جا دایر شده است که همزمان با رفتن ما، مدیریت آن مرکز هم به بنده واگذار شد. گرچه در ابتدا چنین بنایی نداشتم، ولی به هرحال این کار انجام شد. این را هم من از توفیقات خداوند متعال می دانم با این که این مسؤولیت در آن زمان مشکلاتی هم برای ما داشت، چه به لحاظ صرف وقت و چه به لحاظ توان فکری و عصبی که از انسان می گرفت، ولی احساس می کنم خداوند متعال عنایاتی کرده بود که بتوانم در آن ظرفیت محدود کمک کنم و برای معنویت خودم هم مفید بود.

یکی از چیزهایی که از ابتدا بر آن مصر بودم، این بود که فارغ از بحث مسؤولیت مرکز، سعی کنم تا آن جا که ممکن است ارتباطات خودم را از قالب ارتباطات محدود با دانشجویان ایرانی خارج کنم. متأسفانه یکی از آفاتی که برخی از تجمع های دانشجویی و ایرانی در خارج از کشور پیدا کرده اند این است که در داخل خودشان محدود شده اند و کم تر با دیگران ارتباط برقرار می کنند. فضایی که پس از انقلاب در تجمّعات دانشجویی حاکم بود؛ در معرّفی اسلام و انقلاب و تشیّع بسیار فعّال بودند، متأسفانه در سال های اخیر ضعیف شده است و بیش تر به مسائل داخلی و مشکلات و نزاع ها و اختلافات سیاسی و داخلی پرداخته می شود که این آفت بزرگی است. ما سعی کردیم حتی الامکان این قالب را نپذیریم. به همین دلیل، سعی کردیم ارتباط زیادی با ایرانیان مقیم، مسلمانان غیرایرانی و حتی با غیرمسلمان ها داشته باشیم. از جمله کارهایی که در این زمینه انجام شد، برای مثال، ارتباط با شیعیان غیر ایرانی بود که سعی می کردیم که در مجامعشان زیاد حاضر شویم، به منزل هایشان برویم، آن ها به منزل ما رفت و آمد داشتند و ارتباطی صمیمی بین ما ایجاد شده بود، به گونه ای که یک برادری کامل را احساس می کردیم و آن ها موقع مراجعت ما به ایران احساس ناراحتی می کردند، با این که ما کار خاصی هم نکرده بودیم، ولی یک پیوند صمیمی و عاطفی ایجاد شده بود. یکی از برکات این ارتباط ها آن بود که ما برای اولین بار در منچستر توانستیم مراسم مشترک برگزار کنیم؛ مثلاً در میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام برای اولین بار با مشارکت دوازده مرکز شیعی، در دانشگاه یومپ مراسم برگزار کردیم. در مراسم های بزرگداشت انقلاب و رحلت حضرت امام قدس سره خود غیر ایرانی ها می آمدند عضو کمیته می شدند، مجری می شدند، پای اعلامیه های دعوت را امضا می کردند و الحمدلله به لطف خداوند این برادری اسلامی به تدریج پررنگ تر و ملموس تر شد. علاوه بر این، سعی کردیم تا از این فرصتی که خداوند در اختیارمان قرار داده است، برای آشنایی مستقیم با ادیان دیگر و تجاربی که اصحاب این ادیان دارند، آشنا شویم. در این زمینه، وقت فراوانی هم صرف کردیم؛ بعضی وقت ها یک هفته، ده روز ما در محل های این ها حاضر می شدیم، حتی به صورت شبانه روزی با هم گفت وگو می کردیم. در مراسم دعایشان یا بحث هایشان شرکت می کردیم تا به طور مستقیم بتوانیم با آنان آشنا شویم که چه اعتقاداتی دارند، چه می کنند و چه همکاری های مشترکی می توانیم با همدیگر داشته باشیم.

از دیگر ثمرات این ارتباطات آن بود که با یکی از مهم ترین گروه های مسیحی کاتولیک و در واقع، بزرگ ترین جنبش عوام (یعنی غیروابسته به کلیسای کاتولیک در عین حال مرتبط با آن) ارتباط پیدا کردیم و حتی آن ها در انگلستان کتابی را که همسر بنده درباره عشق در اسلام و مسیحیت نوشته بود، چاپ کردند. سه سال قبل در همایش «اسلام و مسیحیت»، که در ایتالیا برگزار کرده بودند، شرکت کردیم و سال گذشته هم خودم برای آشنا شدن با مؤسسات مسیحی که در باب گفت وگوی ادیان و ارتباط با اسلام کار می کنند، به شهرهای گوناگونی در ایتالیا سفر کردم. اخیرا هم در آبان ماه در همایش پنجم «اسلام و مسیحیت» شرکت کردم. بیش از سیصد نفر از مسلمان ها، از کشورهای گوناگون دعوت شده بودند و درباره موضوع «محبت و عشق در اسلام و مسیحیت» جلساتی برگزار شد. از جمهوری اسلامی هم ما شرکت کرده بودیم، آن هم به این دلیل که آن ها کسانی را دعوت می کنند که سال ها با همدیگر کار کرده اند و با آن ها ارتباط دارند. به هرحال، توفیقی شد که در آن جا هم با مسیحی ها بیش تر گفت وگوی خودمان را توسعه بدهیم، هم با مسلمان هایی که ازکشورهای گوناگون ومذاهب گوناگون حضورداشتند. شاید حتی این جنبه همایش بر جنبه دیگرش برتری داشت.

از جمله مهم ترین گروه هایی که به لحاظ تعداد، در آن شرکت کرده بودند، گروهی از مسلمانان سیاه پوست امریکایی متشکل از شصت نفر از امامان و فعّالان مذهبی سیاهپوست مسلمان امریکایی بود. در کنار این نشست از دانشگاه لاتره که مهم ترین دانشگاه پاپی است، دیدار کردیم و از نزدیک در جریان رشته های درسی و گروه های آموزشی آن قرار گرفتیم.

معرفت: سفرها و ملاقات هایی که داشتید با تحصیلتان ارتباط داشت یابه لحاظ علاقه و پی گیری خودتان این فعالیت ها را انجام می دادید؟

موضوع کار من در اصل، یک بحث فلسفی محض بود در باب فلسفه اخلاق که گرچه این موضوع برای ادیان اهمیت دارد، ولی یک بحث دین شناسانه نیست، بحث فلسفی محض است. ولی ارتباط با صاحبان ادیان و اطلاع از آن ها برای خود من در مسیر مطالعاتی که دارم، ضروری بود و احساس می کنم که ما بدون اطلاع از ادیان دیگر، چه به لحاظ اعتقادی و نظری و چه به لحاظ عملی کارهایی که می کنند و برنامه هایی که دارند و تجربیات مثبت و منفی که دارند نمی توانیم موفق باشیم. از این رو، در این زمینه، به دلیل علاقه ای که خودم داشتم، سعی می کردم از هر فرصتی استفاده کنم.

معرفت: رشته «دین شناسی» را به عنوان یک رشته معرفتی چگونه می توان تعریف کرد؟ آیا این همان دین پژوهی است که در غرب مطرح می باشد، یا این رشته تعریف خاص خود را دارد؟ در ابتدا که این گروه در «بنیاد فرهنگی باقرالعلوم» تشکیل شد، اسم دیگری داشت، گروه «کلام جدید» نامیده می شد و بعد به عنوان گروه «عقاید» و زمانی که برنامه های درسی گروه تدوین می شد و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش عالی می رسید در آن زمان بنده در ایران نبودم دوستانی که زحمت می کشیدند این طور تشخیص دادند که اگر بخواهند اسم مناسبی برای این گروه بگذارند «دین شناسی» است. تصور می کنم “دین شناسی” در زبان فارسی هنوز معنای خاص خودش را پیدا نکرده است. برخی تصور می کنند که مثلاً «گروه دین شناسی» یعنی گروه «ادیان»، در صورتی که «دین شناسی» یعنی آن سلسله مباحثی که به مطالعه و بررسی دین مربوط می شود؛ که البته ممکن است بحث ادیان گوشه ای از آن باشد؛ همان گونه که اکنون یکی از گرایش های دوره کارشناسی گروه «دین شناسی» می باشد، ولی منحصر به ادیان نمی شود، بلکه بحث های مربوط به مباحث کلامی، کلام قدیم یا جدید، برخی بحث های فلسفی به ویژه الهیات بالمعنی الاخص، بحث های مربوط به فلسفه دین تأمّل عقلی و فلسفی در مورد مباحث دینی و حتی برخی بحث های مربوط به معرفت شناسی و فلسفه اخلاق را نیز شامل می شود، یعنی اگر کسی بخواهد متناسب با نیازهایی که در این زمان وجود دارد دین را به خوبی تبیین و اثبات و از آن دفاع کند همان وظایفی که هر متکلّمی دارد نیازمند دانستن برخی رشته هایی است که بعضا شاید در نگاه اول خیلی هم با یکدیگر مرتبط نباشند. ولی این وظیفه و هدف است که این مباحث را به همدیگر مرتبط می کند.

رشته های مصوب که در مقطع کارشناسی این گروه در مؤسسه عرضه می شود، عبارتند از: «کلام» و «ادیان». البته، تمام کسانی که وارد این گروه می شوند، مثل گروه های دیگر مؤسسه، طلاب حوزه علمیه هستند که سالیانی را در حوزه تحصیل کرده اند. بنابراین، یک سلسله مقدّمات را از قبل دارا هستند، سپس در کنار دروس حوزوی، که بسیار اهمیت دارند، اطلاعات تخصصی را کسب می کنند. من معتقدم در عین حال که تخصصی شدن بسیار لازم است، اما تخصصی شدن تحصیل اگر زود هنگام و قبل از تحصیل مقدّمات لازم باشد، بسیار مضرّ است. یکی از نگرانی ها نسبت به بعضی از عزیزانی که با احساس مسؤولیت وارد این رشته های تخصصی می شوند ولی معلومات لازم حوزوی را ندارند، همین است که نه تنها مفید نخواهند بود و صاحب نظر نخواهند شد، بلکه ممکن است دچار کج فهمی هایی شوند. به هرحال، ورود در این رشته ها در مؤسسه مبتنی بر داشتن یک سلسله اطلاعات و علوم حوزوی است و پس از پذیرش نیز افراد موظّف هستند تحصیلات حوزوی خود را ادامه دهند و در عین حال، در این رشته ها نیز شرکت کنند. در کارشناسی ارشد هر دو گروه، چه آن هایی که بیش تر با پایه کلامی جلو می آیند، چه آن هایی که با پایه ادیان جلو می آیند، وارد رشته «دین شناسی» می شوند و درس هایی را که عمدتا به فلسفه دین و کلام جدید مربوط می شود، در کنار درس های دیگر می گذرانند و پایان نامه می نویسند. ما اکنون بالفعل فارغ التحصیلان متعددی از گروه دین شناسی داریم؛ گروه «دین شناسی ۱» سالیانی است که فارغ التحصیل شده اند و بسیاری از آن ها اکنون در جاهای گوناگون منشأ اثر و خدمت هستند.

دوستان «دین شناسی ۲» دوره آموزشی را به پایان رسانده اند و چهار نفر از آنان اکنون از پایان نامه هایشان دفاع کرده اند. تعدادی دیگر هم پایان نامه هایشان در نوبت دفاع است. گروه «دین شناسی ۳» کسانی هستند که مشغول آموزش هستند. افزون بر این سه گروه کارشناسی ارشد، چند گروه کارشناسی نیز داریم. در حال حاضر در مقطع دکتری، در گروه دین شناسی برنامه ای نداریم. قاعدتا بعد از این که دانش پژوهان کارشناسی ارشد چند دوره فارغ التحصیل شدند، دوستان برای به تصویب رساندن دوره دکترا و برگزاری آن اقدام خواهند کرد. البته بسیاری از دوستان فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد، در جاهای گوناگون، چه مؤسسات حوزوی و چه مؤسسات دانشگاهی، در قم و تهران مشغول دوره دکترا شدند و تعداد زیادی از آن ها هم فارغ التحصیل شده اند.

معرفت: اهمیت و ضرورت رشته «دین شناسی» را در زمان حال برای طلبه هایی که در حوزه علمیه مشغول هستند بیان کنید.

همان گونه که اشاره شد، من فکر می کنم یک جنبه کار، بُعد شخصی است. هرکس در زندگی خودش دنبال این است که از جهان پیرامون خودش سر دربیاورد، از رابطه خودش با خداوند متعال سردربیاورد و هر چه بیش تر با معارف الهی آشنا شود. این یک هدف کلی است که هر کس در این رشته وارد شود، می تواند داشته باشد. مثلاً بنده اصلاً ورودم به حوزه و به این رشته ها عمدتا بر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *