توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران :
مقدمه
در دنیای معاصر با قرائت های متعددی از اسلام نظیر اسلام سنتی، اسلام گرایی، حرکت اسلامی، بنیادگرایی اسلامی، بیداری اسلامی، رادیکالیسم اسلامی و اسلام سیاسی روبرو هستیم که حاکی از نوعی بیداری و آگاهی جدید در جوامع اسلامی است. ریشه های این بیداری به اوایل ده هفتاد قرن گذشته بر میگردد که پدیده بازگشت به تعهدات دینی شکل گرفت و بسیاری از اندیشمندان به ضرورت بازگشت به ریشه های اسلامی و احیای نقش دین در زندگی اجتماعی پی بردند. در این راستا، برداشت از اسلام به دو نوع سنتی و سیاسی تقسیم شد. اسلام از سنخ سنتی، اسلامی است که با هرنوع نظام سیاسی به بهانه ها و توجیهات مختلف شرعی، عقلی، ضرورت و… میسازد. اسلام سنتی اسلامی است قدیمی که پیشینه و قدمت آن به قرن ها میرسد. مردم در جوامع اسلامی بیشتر با این نوع اسلام آشنا هستند.
در این نوع رسوب شده اسلام، حاکم و عالم مجزا و در کنار هم هستند. حاکم امور دنیا و سرپرستی رعایا را بر عهده دارد و عالم مشغول امور اخروی و نماز و روزه است. در نهایت عالم و فقیه زیر نظر سلطان و امیر قرار دارند و کار ویژه مشروعیت بخشی دینی به شخص امیر را بر عهده دارد. اما قرائت تازه و مدرنی هم در قبال اسلام قدیمی و سنتی وجود دارد که ریشه در مبانی اسلامی دارد و به دنبال بازگشت و رجوع به اسلام اصیل است. در این نوع اسلام تمایز بین دین و سیاست از بین میرود و حدود و قلمرو بین دین و سیاست باطل میشود. در اسلام سیاسی، دین مرجعیت امور سیاسی و الزامات آن را بر عهده دارد.
از دیدگاه مدرنیسم غربی دین از سیاست جدا بوده و در نتیجه هر گونه حضور و دخالت دین در عرص سیاسی امری نابهنجار، منفی و ارتجاعی تلقی میشد. با تهاجم همه جانب غرب به جهان اسلام و شکل گیری مقاومت اسلامی در برابر آن و رد آموزه های مدرنیسم غربی و تلاش احیاگران مسلمان برای احیای تمدن اسلامی و بازگرداندن اسلام به عرص زندگی سیاسی، غربیان برای نابهنجار و ارتجاعی نشان دادن آن از واژگانی با بار معنایی منفی چون بنیادگرایی و رادیکالیسم اسلامی استفاده کردند (بهروزلک ، ۱۳۸۶: ۲). اسلام سیاسی به معنی وجه ایجابی اسلام در تأسیس حکومت در میان اقتضائات دوران مدرن بود. امام خمینی (ره) در معرفی این تفسیر از اسلام میفرمایند: «اسلام فقط عبادت نیست ، فقط تعلیم و تعلم عبادی نیست ، اسلام از سیاست دور نیست» (امام خمینی، ۱۳۶۵: ج ۵: ۱۰۷). وی در جایی دیگر گفته است که «والله اسلام تمامش سیاست است ، اسلام را بد معرفی کرده اند، سیاست مدن از اسلام سرچشمه میگیرد»(امام خمینی، ۱۳۶۵: ج ۱: ۶۵) اسلام سیاسی در سه دیدگاه متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفته است:
دیدگاه اول، اسلام سیاسی به عنوان یک عکس العمل و پاسخ به بحران مواجهه دولت ملت در خاورمیانه؛
دیدگاه دوم، نظریه هانتینگتون مبنی بر این که ظهور اسلام سیاسی را زمینه برخورد تمدنی میداند. در این تعبیر دارالاسلام در یک طرف و تمدن یهودی مسیحی در طرف دیگر قرار میگیرد.
سرانجام، اسلام سیاسی به عنوان یک نیروی معتبر جدید برای تغییرات مثبت تعریف میگردد و «اسلام راه حل است» شعار اصلی آن است. در این دیدگاه مسلمانان به اسلام به عنوان مکتبی فراتر از دین و عبادات مینگرند و آن را متفاوت با سکولاریسم دولتی موجود در کشورهای اسلامی میدانند این شعار بیشتر در کشورهایی شنیده میشود که اسلام گرایان در براندازی رژیم های خود مشارکت دارند.
همچنین در کشورهایی که گروه های اسلامی قادر بوده اند که به توسع اهداف خود از طریق مشارکت در داخل سیستم سیاسی موجود بپردازند(۹ chapter ,1994 ,Ehteshami). در این مقاله نظر اخیر مبنا قرار میگیرد و اسلام فقاهتی به عنوان قرائتی از اسلام سیاسی در ایران معاصر که در نظام سازی بر مبنای اسلام موفق بوده است معرفی میشود.
همان طور که بابی سعید معتقد است اسلام سیاسی هویت اسلامی را در کانون عمل سیاسی قرار می – دهد و این مفهوم بیشتر برای توصیف آن دسته از جریان های سیاسی اسلام به کار میرود که خواستار ایجاد حکومتی بر مبنای اصول اسلامی هستند. یعنی، طیفی از رویدادها از پیدایش یک ذهنیت اسلامی گرفته تا تلاشی تمام عیار برای بازسازی جامعمطابق با اصول اسلامی را دربر میگیرد(سعید، ۱۳۷۹: ۳۹). موضع غرب در قبال این پدیده نه تنها موضعی مخالف بلکه خصمانه بود. انقلاب اسلامی ایران به گفته الشهابی نقطه اوج این پدیده و انگیزه ای برای آن در سطح جهان بود(الشهابی، ۲۰۱۱: ۲). مفهوم اسلام سیاسی پیش از این که گرد مفهوم مرکزی حکومت اسلامی نظم یابد تحولاتی مفهومی داشته که در این مقاله به بررسی تحولات تاریخی اسلام سیاسی و ویژگیهای اسلام فقاهتی میپردازیم.
الف. اسلام سیاسی در سیر تاریخی
جریان اسلام سیاسی به رهبری اندیشمندان و عمل گرایان مسلمان در دوران معاصر به ویژه پس از فروپاشی نظام دو قطبی از جمله محورهای چالش برانگیز و در دستور کار نظم نوین جهانی بوده است.
اسلام گرایی در وجوه مختلف ایدئولوژیکی فرهنگی امنیتی و راهبردی مرکزیت سیستم سرمایه داری لیبرال غربی را به چالش فراخوانده است و دعوی نظم نوینی برای اداره جهان و ترسیم آینده روابط بین الملل در سطوح مختلف ملی منطقه ای و جهانی و نیز حل عادلان منازعات و اختلافات دارد. سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، سید محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، حسن البنا، ابوالاعلی مودودی، ابوالحسن ندوی، سید قطب، نوابفوی و امام خمینی(ره) از جمل رهبران اسلام گرایی در دوران معاصر بوده اند. جمال الدین اسدآبادی (۱۸۲۹۱۸۹۷) تحلیل و عمل خود را بر نقد از غفلت و تاریک اندیشی بیان می- کند و با این شیوه با اصلاح گران همراه میشود. محمد عبده ( ۱۸۴۹ ۱۹۰۵) نیز به نوب خود از وضعیت زوالی که جهان اسلام در آن به سر میبرد، رویگردان بود. رشید رضا (متوفی ۱۹۳۵) نیز به ملامت از انفعال و عدم کوشش مسلمانان میپرداخت. اما بداعت به اصلی بر میگشت که یادآور نگرش جدیدی نسبت به تجدد بود و اینکه تقلید از غیر به همان اندازه که پذیرفتنی نیست ؛ ناکافی هم هست (بدیع، ۱۳۸۰: ۸۶).
بررسی سیر تاریخی و تحولات اسلام سیاسی، در شرایط و موقعیت های جدید میتواند به روشن شدن این نکته کمک کند که چرا اسلام سیاسی، سیاسی است ؟ و چرا اسلام سیاسی ناچار به تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی است؟ اسلام سیاسی در مواجه با چالش های قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی با تحولاتی در معرفت و نوع نگاه خود نسبت به تمدن غرب روبه رو شده است. اسلام سنتی در جوامع اسلامی در ساختارها و ارزش ها و هنجارهای این جوامع، بیشتر به دور از قدرت و حکومت حضور داشت، در اثر رویارویی با غرب و مشکلات و شرایط خاص زمان به سمت سیاسی شدن و حضور در هم عرصه های انسانی گرایش فکری و عملی یافت.
۱. مرحل تعامل با غرب
این مرحله دوران رواج اندیشه های نوسازی اسلام و مشارکت مجدد آن در تمدن معاصری بود که دارای نقاط منفی زیادی است، اما همه اش مردود نیست؛ زیرا جوهره ای انسانی دارد و در بسیاری از محورهای اساسی با اسلام یا اسلام با آن تلاقی و اشتراک دارند. بر اساس این رهیافت مسلمانان باید بهترین عناصر موجود را در تمدن معاصر که با دین و میراث و تمدنشان تضاد ندارد برگیرند. جنبش هایی که باچنین طرز فکری به غرب مینگریستند، تحت تأثیر سیدجمال الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده بودند.
این جنبش ها در زمینه ای غربی و با نگاهی غربی، با غرب مواجه شدند. غرب در نگاه اسلام گرایان نیم دوم قرن نوزدهم و بلکه پیش از آن نماد پیشرفت و تمدن، و الگوی پیشرفت و تمدن برای دیگران بود.
درست است که غرب در آن روزگار با اسلام و مسلمانان عداوت داشت، اما رویارویی با آن جز با شیوه ها و روش های خود او ممکن و یا کارآمد نبود. در آن دوره، دو امر مسلم انگاشته ، بر ذهن و عقل هم روشنفکران و سیاسیهای مسلمان، سیطره یافته بود:
۱- غرب مساوی با پیشرفت و تمدن است.
۲- در نتیجه تنها ابزاری که برای تعامل مثبت یا منفی با آن برای مسلمانان باقی میماند، این بود که از این تمدن جدید، به عنوان ابزاری برای پیوستن به آن و یا در صورت نبود امکان ارتباط و گفتگو، به عنوان یک سلاح برای رویارویی با آن ، بهره گرفته شود(رضوان، ۱۳۸۳: ۱۶).
اسلام گرایان از خاستگاه همین دو امر مسلم، در فرهنگ اسلامی موروثی و ترتیب بندی مسایل و اولویت های آن، بازنگریهایی انجام دادند. در این جریان، تسلیم در مقابل پیشرفت و غلب تمدن غرب و تلاش برای یادگیری و تقلید از غرب، به معنای نادیده گرفتن اسلام و فرهنگ اسلامی نبوده بلکه این کارها تلاشی برای ایجاد همسازی میان ارزش های اساسی اسلام و ارزش های اساسی تمدن جدید بود. در زمین سیاست و نظام حکومتی، تلاشی برای نشان دادن تشابه بین شورای اسلامی و دموکراسی غربی انجام شد. در زمین علوم طبیعی هم بر شکوفایی علمی مسلمانان در قرن های پربار گذشته و میزان استفاده از شکوفایی علمی جوامع اسلامی در قرون وسطا، تأکید میشد. با این و صف چهره ای که از اسلام ارائه میشد چنین بود که این دین دارای نظام اخلاقی روشن و شفافی است که بر منظومه های اخلاقی متعفن غربی، امتیاز دارد.
بر این اساس، اسلام دارای عناصر پیشرفت زایی است که از داراییهای غرب متمدن و پیشرفته با همان تعریف خودشان از تمدن و پیشرفت برتر است، اما سبب پس ماندگی مسلمانان و پیشرفت تغمربسیک ها، داویبان ه سبه ت امکوه ر رمهسالمشادناه ن ندارارزندش، تهاا او اضاصع ول شابن جبسهبتود، دیجن ایگخاوه دشران هاارتکقارءده وانادم. وارزشااین ن سروا، ماچن ایراه ب اد. ی جز برطبق این دیدگاه ، اصولی که مسلمانان وانهاده و فراموش کرده اند، در حقیقت همان اصولی است که در غرب جدید برقرار و رایج است و علت العلل گام های محکمی که غربیان برداشته اند، همین است. از این رو در دوره محمد عبده، جمله ای رواج یافت که گوینده نخست آن روشن نیست. آن جمله این بود که در غرب، اسلام هست ولی مسلمان نیست و در شرق، مسلمان هست ولی از اسلام خبری نیست. در این دوره گفتمانی شکل گرفت که به دفاع از اسلام و پاسخ به اندیشه های منفی غربیان درباره اسلام و مسلمانان پرداخت. کتاب هایی در دفاع از عقیده قضا و قدر در اسلام، و تبیین موضع اسلام درباره برده و بردگی و مباحثی در باب نبود ارتباط میان عقب ماندگی مسلمانان و ارزش های جاودان اسلام نگاشته شد. پاسخ های سید جمال به دهریها و داروینیست ها و پاسخ های محمد عبده به هانوتو، رنان و فرح آنطون و نیز کارهای پراکنده کواکبی، العظم و رشید رضا، در روشن کردن مواضع اسلام نسبت به مسایل حکومت، فلسفه، علم و پیشرفت، در این راستا عرضه شدند. روشن کردن پیشرو بودن اسلام در مقایسه با مسیحیت و ضرورت نداشتن کنار زدن اسلام از زندگی عمومی برای رسیدن به پیشرفت و عقلانیت از دیگر وجوه تصویر اسلام گرایان از غرب و اسلام در این مرحله بود؛ زیرا اسلام برخلاف مسیحیت که در تاریخ جدید اروپا کنار گذاشته شد، همواره پیشتاز و مشوق علم و پیشرفت بوده است و افزون بر این، دارای کلیسا و یا دستگاه کاهنانه و متحجری نیست که از بروز اندیشه ها جلوگیری کند؛ چنان که مسیحیت در اروپای قرون میانه میکرد.
برآیند تلاش های اسلام گرایان در مرحل اول، این بود که اسلام منادی تمدن و پیشرفت درست به همان شکل اروپاییاش است، و جز در زمین سیاسی نظامی، که نمود آن استعمار کشورهای اسلامی به وسیل اروپاییها بود، مشکلی میان مسلمانان و غرب وجود ندارد. بنابراین، هنگامی که غربیها از سرزمین مسلمانان خارج شوند، خود مسلمانان تمدن غربی را با هم ابعادش پیاده خواهند کرد؛ زیرا این تمدن مقتضای اسلام و جوهر حقیقی آن است و حتی وجود استعمار اروپایی در دیار مسلمانان، مانع سیر مسلمانان در مسیر پیشرفت است؛ چراکه مصلحت غربیها ایجاب میکند که مسلمانان عقب مانده و غرق در اوهامی باشند که دین و تاریخ پربارشان از آن ابا دارد. مفهوم اسلام سیاسی در مرحل اول رویارویی به طور خلاصه بر نکات زیر تأکید داشت:
الف – اسلام دینی جامع و کامل برای هم زمان ها و مکان ها ست، اما میتوان به تعامل با غرب پرداخت و از علم، فن، و صنعت آن برای رشد جوامع اسلامی بهره گرفت.
ب – عقب ماندگی و مشکلات کشورهای اسلامی، ناشی از عملکرد ضعیف مسلمانان در پیاده کردن اصول و ارزش های اسلامی است.
ج – اسلام هم عوامل و مبانی پیشرفت تمدن غرب و حتی بهتر و مترقیتر از آن ها را در جوهره خود دارد.
د- راه حل جبران پس ماندگی و محرومیت جوامع اسلامی، رجوع به اسلام و آموزه های مترقی آن است.
ه – علت سکولاریزاسیون در غرب، تعالیم انحرافی و ضد عقلی کلیساست؛ نه وحی الهی.
و- اسلام با کتابی که سالم از هر انحرافی است، قابلیت پیریزی تمدنی پیشرفته تر از تمدن غرب را دارد؛ چراکه علاوه بر عقل و علم، از وحی ناب الهی هم بهره مند است.
ز- رجوع به اسلام درهم امور و شریعت محوری، تضمین آینده روشن امت اسلامی است.
ح – استعمار و تجزی کشورهای اسلامی به وسیل کشورهای غربی، نشان بنیاد ظالمانه و به دور از عدالت تمدن غرب و بدخواهی ایشان نسبت به رشد و شکوفایی مسلمین است.
۲. مرحل تقابل با غرب
پایان قرن نوزدهم نشان از چرخشی در اندیش تجدد در جهان اسلام دارد. از این پس تجدد گرایی به معنای عاریت گرفتن از غرب برای واکنش در برابر زوال شرق نیست بلکه درست به معنای گذاشتن تجدد خاص اسلامی در برابر غرب است (بدیع، ۱۳۸۰: ۸۶). این مرحله، انتقادی و بنیان برافکن بود. این وضع سرخوردگی و ناامیدی مسلمانان را از عصر و تمدن معاصر نشان میدهد. در این مرحله ، الگوی تمدنی اسلامی ویژه ای در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی مطرح شد. بر اساس این الگو، اسلام چالش های طبقاتی و قومی را به رسمیت نمیشناسد. اسلام دموکراسی یا سوسیالیسم نیست ، اما الگوی یگانه ای را در باب اجتماع و سیاست به جهان عرضه میکند که فراتر ازمادیت و شرور تمدن معاصر است.
ابوالاعلی مودودی در ده چهل اعلام کرد اسلام دینی متمایز، فراگیر و ناسخ شریعت ها و یگانی میان تمدن هاست و امکان برپایی نظام مختلط دینی در شبه قاره هند وجود ندارد. مسلمانان یا باید بار دیگر بر هند تسلط یابند و یا دولتی ویژه خود تشکیل دهند. خدای بزرگ میگوید: «ومن لم یحکم بمآ أنزل الله فأولئک هم الکافرون». (المائده /۴۴) بنابراین، مسئله به ریشه بر میگردد که حاکم کیست؟ صاحب الگو کیست ؟ تصمیم گیرنده کیست؟ پاسخ هم این ها یا خداست، که در این صورت نظام ، نظام خدا و اسلام و ایمان است و یا حکم از آن طاغوت است که در این صورت، این نظام ، نظام طاغوت و فسق و گمراهی و کفر است. از نظر مودودی، اسلام ناسخ آئین های پیش و پس از خود و مسلط بر هم آن هاست و دو حالت بیش ندارد: یا حاکم و مسلط بر روی زمین میشود و یا این که پا میگیرد و در منطقه ای برتری مییابد و پایه اش را محکم میکند و آماده خیزش و سیطره یابی و گسترش میشود و حالت میانه ای ندارد. اسلام، دموکراسی و لیبرالیسم نیست. اسلام مشروطه خواه و یا ناسیونالیسم نیست.
اسلام، تنها اسلام است و مسلمانان باید تصمیم بگیرند که یا مسلمانانی ناب باشند و به خدا شرک نورزند و یا از رویارو شدن با جهان بر سر اسلام و مقتضای ایمان خویش اجتناب ورزند و در موضعی میانه قرار گیرند؛ یعنی نه مسلمان ناب باشند و نه طاغوت نابکار. طاغوت در تمدن معاصر موجود است و در تمدن غرب که با فتنه ها و فنون خویش بر انسان غربی چیره شده و او را به بردگی کشانده و ریسمان های فرهنگی و سیاسیاش را به سوی مسلمانان پرتاب کرده تا دینشان را نابود کند؛ چندان که آنان عقیده خویش را رها کنند و سیادت خویش را از دست دهند و وارد نظام بردگی فراگیری شوند که، گاه به نام قانون تمدن و گاه به نام نظام جدید بین المللی دام خود را بر سراسر عالم گسترده است (رضوان، ۱۳۸۳: ۲۰) این مرحله با جنگ جهانی دوم و خسارات و تلفات عظیم آن، جنگ سرد و تقسیم کشورهای دنیا به دو بلوک سرمایه داری – کمونیستی، برپایی رژیم صهیونیستی در سرزمین های فلسطینی و سقوط نظام های لیبرالیستی و غرب گرا در جوامع اسلامی؛ همراه بود. درکنار انتقادات اندیشمندان غربی از تمدن مدرن، روشنفکران مسلمان که پیشتر نوشته ها و اندیشه هایی درباره لیبرال بودن اسلام و هم افق بودن آن با تمدن معاصر عرضه کرده بودند، به پیریزی گرایشی انتقادی به نظم و تمدن معاصر و نشان دادن برجستگی و تمایز اسلام نسبت به آن، رو آوردند. تحول از همگرایی سیاسی فکری با غرب و نوسازی و مأنوس سازی اسلام با غرب و تلاش برای همساز نشان دادن اسلام با تمدن غرب در هم امور، به انتقاد بنیادین از غرب به دلیل دستآوردها و محصولات نامطلوب تمدن غرب مادیگرایی شدید، غیر انسانی و غیر اخلاقی بودن این تمدن، دو جنگ جهانی خونبار، استفاده از بمب اتم که تهدیدی برای هم بشریت بود، حمایت از رژیم های دیکتاتوری نظامی در خاورمیانه و بیاعتنایی به سقوط نظام های لیبرالیستی عربی و اسلامی به منظور مقابله با نفوذ کمونیسم روی داد. چنین فضائی موجبات شک و تردید اندیشمندان مسلمان در مسلمات پیشرفته و متمدن بودن غرب را فراهم نمود. نوشته های اسلامی، مارکسیسم و سرمایه داری را بیارزش میشمرد و به دنبال وضع الگوی اسلامی، ایدئولوژیک و سیاسیای برای رویارویی با الگوها، تمدن ها و نظام های قدیم و جدید دیگر کردند. این کار در نظر آنان ممکن بود؛ زیرا اسلام در قرن هفتم میلادی هم که دو امپراتوری بزرگ و مادیگرا(بیزانس و ایران) بر جهان حکومت داشتند، توانسته بود الگوی جدیدی را به نام خدا به جهان عرضه کند و امپراتوری ایران را نابود کند و پس از قرون متمادی مبارزه، آن دیگری را هم فرو بپاشد و به این ترتیب زمان و مکان جدیدی را بیافریند که در نتیج آن، انسان از بردگی بندگان خارج و به بندگی پروردگار منتقل میشود. در نظر این نخبگان، وظیفکنونی اسلام هم همین بود؛ یعنی اینکه الگوی یگان الهیاش را طرح و به برپایی تمدن بدیل نه شرقی نه غرب اش، اقدام کند. از همین رو، ابوالحسن ندوی مسلمان هندیالاصل که منادی اسلام خالص و همه جانبه و دور از خشونت بود، در سال ۱۹۵۷ در کتابی که به زبان عربی از او منتشر شد، هشدار داد «ایده ای غربی» وجود دارد که در راه سیطره بر هم جهان و از جمله جهان اسلام است و باید «ایده ای اسلامی» تدارک دید که بتواند با این ایده برتری جوی، مسلط و خزنده رویارو شود.
با ترجم آثار مودودی به عربی در ده پنجاه و شصت، مفهوم حاکمیت الهی جایگاه ویژه ای در گفتمان اسلام سیاسی پیدا کرد. سید قطب کتاب «معالم فی الطریق» را در سال ۱۹۶۴ در زمین رویارویی فرهنگ اسلامی با چالش های معاصر نوشت. وی باتکیه بر میراث انتقادی نویسندگان اسلام گرای ده چهل و پنجاه به ویژه مودودی و ندوی، از خاستگاه فکری ایده «حاکمیت الهی» به عنوان ستون فقرات الگوی اسلامی و هویت اختصاصی اسلام، قضاوت درباره اوضاع مسلمین را با این پرسش اساسی ممکن میداند که: چه کسی در عرص اندیشه و فرهنگ و سیاست و حکومت، حکم میراند؟ خدا یا طاغوت ؟! هر آنچه جز اسلام است، جاهلیت و گمراهی و طاغوت است. خدا چنین میگوید، قرآن چنین میگوید، رسول خدا چنین میگوید، گذرگاه های چالش های اسلام با گمراهان داخلی و دشمنان خارجی درطول تاریخ چنین میگوید. سید قطب در پاسخ سؤال مدعیان زیرکی و حاکمان از اسلام گرایان درباره برنامه های فرهنگی و سیاسیشان، میگوید: برنام ما الهی است، قرآنی و نبوی است و شما همگی بدون برنامه و فلسفه و تنها با طغیان و طاغوت بر ما مسلط شده اید، به زودی ما به قدرت خواهیم رسید و خواهید دید که ما چه برنامه و فلسفه ای برای حکومت داریم، اما پیش از آن با ذکر جزئیات و ورود به چالش هایی که تنها به سود جاهلیت رایج زیرک است، خود و فرصت خود را تباه نمیکنیم. او میگوید: «جوامع کنونی همگی جوامعی جاهلی و غیر اسلامیاند… و شایسته است با صراحت و بیترس بگوییم که اسلام هیچ ارتباطی با هر آنچه که امروز بر روی کره زمین در جریان است، ندارد؛ زیرا حاکمیت از آن اسلام نیست و تنها جایگزین برای این اوضاع دروغین، نخست و پیش از هر چیز، برپایی جامعه ای اسلامی است که اسلام را شریعت خود قرار داده باشد و هیچ شریعت دیگری را بر نتابد… برای رویارویی با جامع جاهلی، درجه ای از قدرت لازم است، قدرت اعتقاد و تصور، قدرت اخلاقی و خودسازی، قدرت سازماندهی اجتماعی و دیگر انواع قدرت که به مدد آن میتوان با جامع جاهلی روبرو شد، مانند قدرت پایداری و قدرت غلبه یابی بر چنین جامعه ای» (رضوان، ۱۳۸۳: ۳۵). این فقره از کتاب معالم فی الطریق سید قطب در بر دارنده دو ایده نظری اساسی و رایج است که خاستگاه و استناد گروه های مبارز است و آن دو ایده، ایده جاهلیت و ایده حاکمیت است؛ زیرا بنا به این نظریه جهان امروز که جهان اسلام را هم در بر میگیرد همانند جاهلیت پیش از اسلام است. بنا به استدلال سید قطب با توجه به مفهوم کلم «لا اله الا الله» و آنچه در قرآن آمده که « إن الحکم إلا لله» (یوسف /۴۰)، حکم تنها از آن خداست ؛ «ألا له الخلق والأمر» (الاعراف /۵۴)، هان ! آفرینش و فرمان تنها از آن خداست؛ « أفحکم الجاهلی یبغون ومن أحسن من الله حکما لقوم یوقنون» (المائده /۵۰)، آیا خواستار حکم جاهلیت اند؟ و برای مردمی که یقین دارند چه کسی از خدا بهتر است؟ آنچه امروز در جهان یافت میشود، حکومت بشر و طاغوت های بشری در برابر الوهیت و حکومت و شریعت خداست. بنابراین ، باید اقلیتی مؤمن قیام کنند و آگاهانه از ارزش ها و انگاره های جاهلیت کناره گیرند و عمل خود را برای خدا خالص کنند، تا زمانی که کارهاشان سامان گیرد و بر سر جاهلیت فرو ریزند و بناهایشان را قلعه به قلعه ویران سازند و حکومت خدا را به روی زمین بازگردانند. این ها مطالبی است که سید قطب در زندان و پس از آزادی در سال ۱۹۶۴ نوشته است.
هدف تلاش های فرهنگی اسلامی در این مرحله ، تدوین نشانه های الگوی اسلامی در رویارویی با «تمدن عصر گمراهی» بود. اما این تمدن گمراه امری خارجی و تهدید کننده نبود، بلکه در قالب شیوه های اندیشه و نظام سیاسی میبایست از پنجه در افکندن با دشمن ناشناخت خارجی به رویارویی با طاغوت مسلط داخلی تغییر مییافت ؛ زیرا اگر اسلام در زمین فرهنگ و سیاست مسلط نمیشد، دیگر نمیتوانست در داخل سرزمین های اسلامی جایی داشته باشد. اسلام گرایان در این مرحل انفعال در برابر غرب را به بهان پیشرفته و متمدن بودن آن رد کردند و به اجرایی کردن آن در داخل سرزمین های اسلامی رو آوردند.
بنابراین، درست است که اسلام نظام جهان شمولی است، اما معنای جهان شمولیاش این نیست که گمراهیها و افسارگسیختگیهای مادی جدید را بپذیرد، بلکه ابتدا باید تمایز و برجستگی خود را در قلمرو خویش به نمایش بگذارد تا هم جهانیان اوج و عظمت و برتری و تمایز این الگو را مشاهده کنند و با مشاهده این الگو، بر بندگی مادیت تحمیل شده بر خویش شورش کنند(رضوان، ۱۳۸۳: ۲۳) دعوت به حکومت اسلامی دلایل تاریخی اجتماعی و اقتصادی فراوانی دارد که محمد سعید العشماوی، از روشنفکران معاصر عرب آن ها را در یازده مورد زیر خلاصه کرده است:
۱- تاریخ استعمار؛ سابقه رویارویی و مواجهه بین غرب (اروپا در ابتدا و بعد اروپا و آمریکا) و شرق (خاور میانه) به قرن چهار ق. م جنگ های اسکندر با مصر شامات و فارس بر میگردد که در قرن دوم ق. م امپراتوری روم جایگزین نیروهای یونانی شد. در عصر مسیحی این نزاع شکلی دینی به خود گرفت و با ظهور اسلام و فتوحات اسلامی در مصر سوریه شمال افریقا و فتح اندلس به مدت هفت قرن ادامه یافت. از قرن ۱۱ تا قرن ۱۳م. جنگ های صلیبی (۱۰۹۵۱۲۹۱) بین غرب مسیحی و مسلمین برپا شد که آثار منفی زیادی برای طرفین بجای گذاشت. این نزاع با پیروزیهای ترکهای عثمانی در آسیای صغیر و یونان و شبه جزیره بالکان و سپس در قرن ۱۸، ۱۹ و اوایل ق ۲۰م. با تسخیر اشغال و تقسیم سرزمین های اسلامی توسط قدرت های استعمارگری مثل بریتانیا و فرانسه ادامه یافت. که در این فضای اشغال و درگیری بین مسلمین و اشغالگران دو گرایش برای آزادی بلاد اسلامی از اشغال ظهور یافت: اول گرایش لیبرالی؛ که بر امور انسانی آموزش و مبادی دمکراتیک و برابری تأکید میکرد. دوم گرایش اسلامی؛ که خواستار برپاداشتن خلافت اسلامی (به خصوص بعد از الغاء آن در ۱۹۲۴. م توسط مصطفی کمال آتاتورک) و حکومت اسلامی بود و این امر را تنها راه حمایت امت اسلامی در برابر هجوم غرب میدانست.
۲- ایجاد حکومت پاکستان؛ با استمرار اختلافات اعتقادی و مذهبی بین هندوها و مسلمین در سال ۱۹۴۷م. کشور پاکستان به وجود آمد. پاکستان اولین دولتی در تاریخ جدید که بر اساس دین برپا شده است. این تجربه امکان برپایی حکومت اسلامی در دوران مدرن را به مسلمین دیگر کشورها می داد.
۳- ایجاد حکومت اسرائیل؛ در سال ۱۹۴۸م. کشور اسراییل در سرزمین فلسطین به وجود آمد که اکثر جمعیت آن را مسلمانان تشکیل میدادند که یهود ایجاد این دولت را تحقق وعده الهی و مسلمین آن را توطئه و اقدامی عدل الهی میدانند لذا مواج بین ایشان بعدی دینی پیداکرد. ایجاد حکومت اسراییل در نزد مسلمین به فصل جدیدی از جنگهای صلیبی تعبیر شد و با سلسله جنگ های اعراب و اسرائیل ادامه یافت که شکست اعراب گروهی از مسلمین را به منظور پیروزی بر اسرائیل به اندیشه ایجاد حکومت اسلامی سوق داد.
۴- حکومت های نظامی و شبه نظامی؛ اکثر بلاد اسلامی به بهان تهدیداتی نظیر استعمار غرب و اسرائیل به وسیل حکومتهای نظامی و شبه نظامی اداره می شوند. که در کنار این نوع حکومت های اقتدارگرا، نبود دمکراسی و افکار آزادیخواهانه هم در جاذبه و نمود افکار دینی مؤثر است.
۵- فساد؛ در بلاد اسلامی نظم مطلقه و نبود سیستم رقابتی در قدرت موجب سوءاستفاده و فساد در زمینه های مختلف شده است در حالیکه آزادی تعلیم و رقابت سالم وسایل علاج فسادند، لذا برخی معتقدند که حکومت اسلامی تنها راه علاج است.
۶- سقوط غرب؛ عده کثیری از مردم در جهان اسلام تعبیر سقوط غرب را به عنوان شعاری سیاسی بکار می برند به این نیت و آرزو که اگر عالم اسلام بوسیل حکومت اسلامی اداره شود؛ میتواند دوباره به تمدن اسلامی شکوفا و برتر خود دست یابد.
۷- کشف نفت؛ کشف نفت و نقش مهم آن در تولید انرژی و نیاز مبرم صناعات جدید کشورهای پیشرفته موجب ارتقاء جایگاه سیاسی و اقتصادی کشورهای تولید کننده از جمله برخی کشورهای اسلامی شد. ایده تشکیل حکومت اسلامی نیازی بود که جوامع اسلامی در مقابل استعمارگریها و چپاول های غربیان از طرفی و استفاده از این ثروت خدادادی برای رشد و پیشرفت احساس میکردند.
۸- تکنولوژی؛ علوم، فنون و صناعات جدید پیشرفت کرده که بخاطر ضعف های آموزشی جهان سوم کلید این رشد تنها در اختیار غرب بوده و تنها نقش جهان سوم مصرف تولیدات جهان پیشرفته است. این جریان یک طرفه نتایج خطرناکی را برا ی عالم انسانی دارد لذا مصرف گرایی بدون شرکت در مراحل تولید به امری شوم برای مسلمین تبدیل شده است و خیلیها حکومت اسلامی را راه نجات از این وضع میدانند. حکومت اسلامی با آموزه های علم خواهی و عقلانیتی که در زمین دین داشت میتوانست رابطه را اصلاح و وابستگی را دوطرفه نماید.
۹- افزایش بینظمی در نظام بین المللی؛ جنگ هایی بین المللی محلی و قومی ملاحظه میشود که با وسایل ارتباط جمعی دامنه گسترده تری یافته است تبلیغات فضای ارهاب ناامنی و عدم یقین به حوادث را گسترش داده که زمینه ای برای اسلام گرایان فراهم کرده تا حکومت اسلامی آنها را از غربت در بیاورند.
۱۰- سلوک جنسی؛ سلوک جنسی در غرب متفاوت از جوامع شرقی و اسلامی است. بیشتر مسلمین راه و رسم جنسی غرب را نوعی سقوط اخلاقی و انسانی میدانند و آن را رد میکنند و تنها خط دفاعی در برابر این انحلال و سقوط را حکومت اسلامی میدانند.
۱۱- امامت در ایران؛ انقلاب ۱۹۷۹م. درایران به تشکیل حکومت اسلام شیعی در ایران منجر شد که مجرد ایجاد چنین حکومتی آرزوهای کسانی را که به دنبال ایجاد حکومت های مماثلی در دیگر سرزمین های اسلامی هستند را زنده کرد. به خصوص اینکه حکومت جدید ایران از تمامی جنبش ها و حرکت های اسلامی و آزادیبخش حمایت به عمل می آورد و در مراحل مختلف بر مشکلات و موانع نظام سازی اسلامی غلبه کرده بود. البته به نظر عشماوی جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی امامت، مناسب شیعیان است نه هم مسلمین
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.