تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها شامل 58 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مناسبات امام خمینی با علامه سیدمحمدحسین طباطبائی، عیارسنچی پاره ای انگاره سازی ها :

تمایز شخصیت امام خمینی با علامه طباطبائی

آشکار است که زنده یاد علامه سیدمحمدحسین طباطبائی و امام خمینی، وجوه شخصیتی متمایزی داشتند. طبیعتا بُعد علمی شخصیت علامه، برجسته تر از وجه سیاسی اش بود و در مورد امام خمینی برعکس. امام خمینی بیش از آنکه به عنوان فیلسوف شناخته شود، رجل سیاسی تلقی می شد. طبیعتا گاه در بین طلاب جوان حوزه علمیه نیز، این تفاوت مشی و رویکرد تفاسیر متعددی در پی داشت، تا جایی که برخی از شاگردان آن دو استاد را گرفتار شک و شبهه می کرد و البته گاهی نیز این تشکیک حاصل سوء برداشت ها بود. بااین همه چنان که از شواهد و قراین تاریخی برمی آید، میان علامه و امام مناسبات دیگری نیز برقرار بود، که البته این ارتباط بیشتر جنبه علمی داشت. گاه طلاب جوان حوزه و شاگردان آن دو استاد برجسته، در مواجهه آنها پیش قدم می شدند تا به زعم خود شاهد «بحث و جدال علمی» دو استاد باشند. شاهد آن نیز خاطره ای است که زنده یاد آیت الله ابراهیم امینی، از میهمان ساختن آن دو استاد در حجره خویش روایت کرده است.

روایت هایی از یک علاقه متقابل

البته یادمان های دیگری نیز حاکی از آن است که علامه نسبت به حضرت امام احترام ویژه ای قائل بود و حتی ایشان را «استاد» خویش می خواند. آیت الله سیدعلی خامنه ای، خاطره جالبی را دراین باره نقل می کنند. ایشان می گویند: «یک وقتی علامه سمنانی آمده بود قم. همه علما رفته بودند دیدنش. آقای خمینی هم بود، آقای طباطبائی هم بود. از بس قیافه آقای خمینی و آن متانت در ذهن علامه سمنانی که پیرمرد ملایی بود جلوه کرده بود، خیال کرد که او علامه طباطبائی است؛ چون قبلا هم تفسیر المیزان یا مثلا روش رئالیسم را خوانده بود و به مقامات علمی و مقامات فلسفی ایشان واقف بود، فکر می کرد آن صورت ذهنی با این چهره و قیافه تطبیق می کند و شروع کرد با آقای خمینی به گرم گرفتن و اینکه: بله، من کتاب شما را خوانده ام. المیزان را خوانده ام. آقای خمینی هم آدمی [نبود] که دستپاچه بشود، مثلا فورا بگوید: نخیر! من نیستم، یا خجالت بکشد که حالا او دارد اشتباه می کند. چنین آدمی نبود واقعا. مثل کوه همین طور نشسته بود و گوش می کرد. آقای طباطبائی هم نشسته بود جلوی ایشان. دید که علامه سمنانی دارد اشتباه می کند، برای اینکه این اشتباه ادامه پیدا نکند، رو کرد به علامه سمنانی و گفت: طباطبائی من هستم. ایشان استاد من، آقای خمینی هستند». این روایت علاوه بر اینکه نشان از بزرگ منشی و عزت نفس علامه است، حکایت از ارادت ایشان به امام خمینی دارد. البته این رابطه دوسویه بود و امام خمینی نیز، جایگاه ویژه ای برای علامه قائل بودند؛ مثلا هنگامی که جوسازی ها علیه تدریس فلسفه در حوزه پیش آمد و انتقادها علیه علامه بروز کرد، امام به حمایت از جایگاه علمی علامه پرداخت. نقل است امام خمینی در دفاع از علامه فرموده بود: «آقای طباطبائی مرد بزرگی است، حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است، شنیده ام که این روزها خیلی ها به درس فلسفه ایشان می روند. . . . ». البته این احترام، جنبه های دیگری نیز داشت. به روایت آیت الله علی احمدی میانجی: «وقتی علامه طباطبائی فلسفه می گفت، برخی متخصصین می گفتند تدریس امام مقدم بر ایشان است، اما زمانی که علامه تدریس فلسفه را شروع کرد، امام احساس وظیفه کرد و درس فلسفه را تعطیل کرد و به دنبال فقه رفت و تدریس فقه را شروع کرد و دیگر فلسفه نفرمود».

این ارتباط صمیمی، بعد از تبعید امام خمینی از کشور نیز همچنان استمرار داشت. علامه طباطبائی که به هنگام تبعید امام طی تلگراف هایی احوال ایشان را جویا می شد، آن سال ها با نظر ایشان در منزلی واقع در خیابان حجتیه، در قم که متعلق به امام خمینی بود سکونت داشت. ارتباط سرشار از احترام و صمیمانه امام خمینی و علامه طباطبائی، که حاکی از علاقه و ارادت طرفین به همدیگر بود، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان ادامه داشت. علامه در نخستین روزهای بازگشت امام به کشور در بهمن سال ۱۳۵۷، در اولین فرصت به دیدار ایشان شتافت. خانم منصوره روزبه، همسر دوم علامه طباطبائی، که در سفر به تهران استاد را همراهی می کرد، دراین باره می گوید: «امام [در] سال ۱۳۵۷ و بعد از تبعیدشان که [به کشور] تشریف آوردند، علامه در مدرسه علوی به دیدنشان رفتند. من هم همراهشان آمدم. من رفتم خانه برادرم. آنها هم رفتند دیدن امام. آقا تشریف بردند مدرسه علوی، امام را دیدند و امام هم وقتی آمدند قم، بازدید ایشان را پس دادند». چنان که همسر علامه می گوید، امام در نخستین روزهای ورود به قم در اسفند سال ۱۳۵۷ و در جریان دیدار با علما، به دیدار علامه طباطبائی نیز رفتند. آیت الله ابراهیم امینی، که از سوی امام خمینی مأموریت داشت تا امور مربوط به هماهنگی این دیدار را مهیا کند، به یاد می آورد که امام پس از ورود به قم: «روزی به من فرمودند می خواهم به دیدار آقای طباطبائی بروم. مطلب را با علامه طباطبائی مطرح کردم و برای دیدار وقتی تعیین شد. منزل علامه جنب محل دید و بازدیدها و سخنرانی های امام واقع شده بود. به همراه امام خدمت علامه رسیدیم. بعد از سلام و احوال پرسی گرم و مشفقانه، امام به علامه فرمود: این سر و صداها و بلندگوها، اسباب مزاحمت شما را فراهم ساخته و آسایش را از شما سلب کرده

است، از شما معذرت می خواهم. علامه بعد از تبسم گفت: شما هم اذیت می شوید، چاره ای نیست، امیدوارم به نفع اسلام و مسلمین باشد». شهید آیت الله بهشتی نیز دراین باره می گوید: «وقتی امام به قم رفتند و در کوچه استاد علامه طباطبائی ساکن شدند، همسایه های اطراف برای سهولت رفت وآمدهای مردم به محضر امام، خانه ها را خالی کرده بودند. وقتی علامه نیز به امام گفته بود اگر لازم است ما هم تخلیه کنیم، امام فرموده بودند: همجواری شما برای ما مغتنم است». آیت الله احمدی میانجی نیز خاطره مشابهی را روایت می کند، که حاکی از احترام و علاقه علامه نسبت به امام خمینی است. او می گوید: «زمانی که انقلاب پیروز شد، امام [در قم] در همسایگی علامه مستقر شدند. در واقع در همسایگی آقای طباطبائی، منزل آقای یزدی بود که امام در آنجا مستقر شده بودند. صدای بلندگوی منزل امام، خیلی زیاد بود. [طبیعتا آمد و شد به منزل امام در آن برهه، خارج از حد معمول بود و سر و صدا نیز زیاد بود. مضافا بر اینکه علامه، ناراحتی اعصاب نیز داشت]. روزی خدمت علامه بودم. یک نفر به ایشان گفت: با این سر و صدا اذیت نمی شوید؟ ایشان لبخندی زد و فرمود: هر چه از دوست رسد نیکوست».

روایت ها و یادمانده ها حکایت از آن دارد که علامه طباطبائی نسبت به امام خمینی ارادتی ویژه داشت و وی را به عنوان رهبر انقلاب تأیید می کرد. آیت الله جوادی آملی در همین رابطه می گوید: «نظر شریف علامه درباره رهبر کبیر و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، [همانند] نظر دیگر مراجع بود. ایشان امام امت را به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب شکوهمند اسلامی ایران می پذیرفتند و همواره این اصل را مایه سعادت و سیادت و عظمت اسلام و مسلمین می دانستند».

شبهه پراکنی و انگاری سازی، پس از چند دهه!

علامه طباطبائی در رخدادهای نهضت اسلامی هرگاه صلاح می دانست و فرصت را مناسب می دید، حمایت خویش را از انقلاب و رهبری نهضت اعلام می کرد. رابطه وی با امام خمینی نیز صمیمانه و توأم با احترام متقابل بود. با وجود این، گروهی با طرح این ادعا که علامه در هیچ کدام از انتخابات های پس از پیروزی انقلاب اسلامی شرکت نکرد، نگاه ایشان را به جمهوری اسلامی تفسیر به رأی می کنند، از جمله محسن کدیور با نسبت دادن این جمله به علامه که «اولین شهید این انقلاب اسلام بود»، دیدگاه او درباره انقلاب اسلامی را تفسیر و جمله فوق را «نظر نهایی وی [علامه] درباره انقلاب ۱۳۵۷ و جمهوری اسلامی» قلمداد می کند. کدیور «تفاوت منظر آقایان طباطبائی و خمینی در تحولات اجتماعی» را دلیلی بر اختلاف نظر آن دو بزرگوار تلقی می کند و به این نتیجه می رسد که علامه هرگز «جزء حامیان انقلاب ۱۳۵۷ یا پشتیبانان نظام جمهوری اسلامی قرار نمی گیرد». وی مدعی است مدتی پس از شهادت آیت الله علی قدوسی (داماد علامه و دادستان کل انقلاب اسلامی) در نیمه شهریور سال ۱۳۶۰، هنگامی که گروهی از «اصحاب حلقه تأویل» در «منزل ییلاقی طباطبائی ذوالمجد قمی در روستای جابان دماوند» به محضر علامه شرفیاب شده بودند، این جمله را که «اولین شهید این انقلاب اسلام بود» از ایشان شنیدند. کدیور اضافه می کند که نخستین بار این خاطره را مستقیما از محمدحسین قدوسی (فرزند شهید قدوسی و نوه علامه) و برای بار دوم از آیت الله سیدمصطفی محقق داماد، رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور، شنیده است.

عیارسنجی انگاره های محسن کدیور

جدا از اینکه این ادعا چرا و با چه هدفی، پس از سه دهه بعد از رحلت علامه نقل شده است، در ادامه پیرامون صحت ی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *