تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مکان یابی دفن حضرت علی اصغر (ع) در منابع فریقین :

مقدمه

با نگاهی به شخصیت و نام و نشان شهدای کربلا در منابع مختلف، اعم از منابع تاریخی، مقاتل، کتاب های انساب و رجال در می یابیم که ثبتِ نام و نشانِ افراد از نظم و قاعده ای ثابت و مشخص پیروی نکرده است، به این معنی که گاه افراد با نام پدر، گاه با نام مادر و گاه صرفاً با مشخصات تیره و تبار معرفی شده اند، چه بسا بتوان گفت که نام یک شهید در یک اثر تاریخی و روایی یا رجالی، به چند شکل ثبت شده و همین امر موجب تکرار نام و نشان یک نفر شده است.

نکته با اهمیت دیگر؛ اختلاف گزارش هایی است که در باب تعداد و مشخصات شهدای بنی هاشم، خاصه آن تعداد از فرزندان امیرالمؤمنین علی (ع) و امام مجتبی (ع) و سیدالشهداء (ع) و حتی جعفر بن عقیل و مسلم بن عقیل که گفته شده است در کربلا به شهادت رسیده اند، وجود دارد. گرچه در منابع اصلی در این باب، اختلاف گزارش های اندکی وجود دارد، اما این اختلاف در آثار روایی و رجالی و مقاتل بعدی افزایش پیدا کرده و نام و نشان برخی از بنی هاشم در شمار شهدای کربلا آمده است که نه تنها در کربلا حضور نداشته اند، بلکه در اصلِ وجود آنان، نیز تردید، جدّی است؛ برای مثال، از ابراهیم بن حسین در منابع متأخر به عنوان پسر امام حسین (ع) و شهید کربلا یاد شده است، اما این نام در شمار شهدای کربلا در مقتل ابی مخنف و منابع تاریخی متقدّم به چشم نمی خورد و نه در کتاب های انساب، نام و نشان چنین پسری برای امام حسین (ع) ثبت شده است. همچنین در زیارت نامه های شهدای کربلا، از جمله در زیارت ناحیه مقدسه و زیارت رجبیه نیز اتفاق نظری در باب تعداد و نام و نشان شهدای کربلا دیده نمی شود، در زیارت رجبیه با اسامی خاصی و در زیارت ناحیه نیز با اسامی و نام و نشان متفاوتی روبه رو هستیم.

ما در این نوشتار کوشیده ایم با استفاده از گزارش های موجود در منابع اصلی و دست اول وقابل اعتماد، تصویری روشن از زندگانی کودک خردسال امام حسین (ع) همچون؛ نام، تولد، نحوه شهادت، قاتل ومدفن اوضبط و ارائه دهیم. لذا پس از کوششی فراوان در میان منابع ۲۳ گانه شیعه و اهل تسنن درهشت سده نخست اسلام، ابتدا گزارشات را از لابه لای تاریخ استخراج نموده و سپس آن ها را با روشی علمی تطبیق داده و در معرض نگاه خوانندگان قرار می دهیم. تحقیق و پژوهش در زمینه ی زندگانی کودک خردسال امام (ع)، با این کیفیت و با استفاده از منابع معتبر فریقین در هشت سدّه نخست اسلام به صورت روشمند تا کنون سابقه ندارد، گرچه بصورت پراکنده و غیر علمی و با تکیه بر منابع مختلط از متقدّمین ومتاخّرین و غیرمعتبر، دراین زمینه مقالات و کتابهایی نگاشته شده است. این تحقیق برآن است که فقط از منابع قابل استناد، پیرامون این موضوع کنکاش نموده و از منابعی که قابلیت ارجاع و استناد ندارند به شدت پرهیزشود.

منابع و مصادرتحقیق

از آنجا که اخبار فراوانی درباره واقعه کربلا در اختیار ماست و می توان و باید از آن ها بهره ببریم و از سوی دیگرآمیخته شدن اخبار سره وناسره وبه عبارتی قابل استناد و غیر قابل استناد، درروایت تاریخی کربلا، طی تاریخ، درگذر زمان چندان بالا گرفته که نوشتن وسخن گفتن راسخت دشوار می کند، لذا به همین سبب از میان کتب تاریخی، روایی، رجالی، انساب و مقاتل موجودکه می توان با اعتماد کلی به آنها به بررسی رویدادکربلاپرداخت؛ بیست و سه مورد از منابع فریقین وجود دارد که قابل توجه است؛ هشت مورد آن ها مربوط به قرن سوم وچهارم است که در قرون بعد آنچه نگاشته شده نوعاً از این مآخذ گرفته اند و آنها عبارت اند از:

الف) مورّخان اهل سنّت

۱. محمد بن سعد بن منیع زُهری (م ۲۳۰ ق)، کتاب طبقات الکبری.

۲. احمد بن یحیی جابر بلاذُری (م ۲۷۹ ق)، کتاب انساب الاشراف.

۳. ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری (م ۲۸۲ یا ۲۹۰ ق)، کتاب الاخبار الطوال.

۴. ابوجعفر محمد بن جریر طبری (م ۳۱۰ ق)، کتاب تاریخ الرسل والامم و الملوک.

۵. ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م ۳۱۴ ق)، کتاب الفتوح.

۶. ابوالفرج علی بن حسین اُمَوی اصفهانی (م ۳۵۶ ق)، کتاب مقاتل الطالبین.

۷. ابن فُندق بیهقی (م ۵۶۵ ق)، کتاب لب الانساب.

۸. ابوالموید موفق بن احمد بن ابی سعید خوارزمی مکی (م ۵۶۸ ق)، کتاب مقتل الحسین.

۹. عزالدین ابوالحسن علی بن ابی الکرام معروف به ابن اثیر (م ۶۳۰ ق)، کتاب الکامل فی التاریخ.

۱۰. یوسف بن قِزُ غلی بن عبدالله بغدادی معروف به سبط بن جوزی (م ۶۵۴ ق)، کتاب تذکره الخواص.

۱۱. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م ۷۴۸ ق)، کتاب سَِیرُ اعلام النبلاء.

۱۲. ابوالفداء اسماعیل بن کثیر دمشقی (م ۷۷۴ ق)، کتاب البدایه والنهایه.

ب) مورخان شیعی مذهب

۱. ابن واضح احمد بن ابی یعقوب بن جعفر معروف به یعقوبی (م ۲۹۲ ق)، کتاب تاریخ یعقوبی.

۲. ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (م ۳۶۴ ق)، کتاب مروج الذهب و معادن الجواهر.

۳. محمدبن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، کتاب الارشادفی معرفه حجج الله علی العباد.

۴. ابوالحسین یحیی بن حسین بن اسماعیل شجری (۴۱۲-۴۷۹ یا ۴۹۹ ق)، کتاب الامالی الخمیسیه.

۵. ابومنصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (م ۴۶۱ ق)، کتاب الاحتجاج.

۶. امین الاسلام فضل بن حسن طَبرِسی (م ۵۴۸ ق)، کتاب اِعلام الوری بأَعلام الهُدی.

۷. ابوعبدالله محمد بن علی بن شهرآشوب (م ۵۸۸ ق)، کتاب مناقب آل ابی طالب.

۸. جعفربن محمد بن جعفربن ابی البقاء هبه الله بن نمامشهوربه «ابن نما حلّی»(م ۶۴۵ ق)، مثیرالاحزان.

۹. حمید بن احمد بن محمد محلّی (م ۶۵۲ ق)، کتاب الحدائق الوردیه فی مناقب الائمه الزیدیه.

۱۰. علی بن موسی بن جعفربن طاووس معروف به سیّدبن طاووس (م ۶۶۴ ق)، الملهوف علی قتلی الطفوف.

۱۱. علی بن عسیی اِربِلی (م ۶۹۲ ق)، کتاب «کشف الغمه فی معرفه الائمه».

همسران و فرزندان امام حسین (ع)

گفتنی است ضرورت دارد قبل از بررسی و تبیین زوایای مختلف زندگانی کودک خردسال امام حسین (ع)، اشاره ای اجمالی به شناخت همسران و فرزندان آن حضرت داشته باشیم.

در منابع کهن و معتبر، همسران امام حسین (ع) پنج نفر می باشند و اولاد آن حضرت را به اختلاف نقل کرده اند:

۱. شهربانو دختر یزگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی (مفید، ۱۴۱۴ ق: ۱۳۵/۲) و امام سجاد ( ع) فرزند اوست.

۲. لیلی دختر ابومُرّه بن عروه، نوه مسعود ثقفی صحابی رسول خدا (ص) و مادرش میمونه دختر ابوسفیان بود (یعقوبی، ۱۳۷۹ ق: ۲۴۶/۲؛ طبری، ۱۳۸۲ ق: ۴۴۶/۵؛ ابن سعد، ۱۴۰۵ ق: ۳۹۲/۶)، از تاریخ ازدواج امام حسین (ع) با او اطلاعی در دست نیست، علی اکبر فرزند اوست.

۳. اُمِّ اسحاق دختر طلحه، پدرش طلحه بن عبیدالله از اصحاب مشهور پیامبر اکرم (ص) و مادرش جریاء، دختر قسامه بن حنظله بود. (ابن سعد، ۱۴۰۵ ق: ۲۱۴/۳؛ زبیری، ۱۹۵۳ م: ۲۸۲) اُمِّ اسحاق نخست با امام حسن (ع) ازدواج کرد. (همان: ۳۹۲/۶؛ همان: ۵۷) امام حسن (ع) پیش از شهادت، به برادرش سفارش کرده بود که با این بانو ازدواج کند، حاصل این ازدواج دختری به نام فاطمه بود. (همان جا؛ ابن حبیب، ۱۳۶۱ ق: ۶۶؛ ابن قتیبه، ۱۹۶۰ ق: ۲۱۳؛ اصفهانی، بی تا: ۵۱)

۴. رباب دختر امرؤالقیس نصرانی بود که در زمان خلافت عمر اسلام آورد و حضرت علی (ع) از دختر او برای پسرش امام حسین (ع) خواستگاری کرد. (همان: ۴۷۵/۸؛ اصفهانی، بی تا: ۵۹؛ بلاذری، ۱۹۹۶ م: ۱۳۹/۲؛ ابن حزم اندلسی، ۱۳۸۲: ۲۵۷ ) حاصل این ازدواج پسری به نام عبدالله (علی اصغر) و دختری به نام سکینه بود. (همان: ۳۹۲/۶؛ همان جا؛ مفید، ۱۴۱۴ ق: ۱۳۵/۲؛ زبیری، ۱۹۵۳ م: ۵۹)

۵. برخی منابع زنی از قبیله قُضاعه را نیز در شمار همسران امام نام برده اند که برای وی پسری به نام جعفر به دنیا آورد، جعفر در خردسالی از دنیا رفت. (زبیری، ۱۹۵۳ م: ۵۹؛ مفید، ۱۴۱۴ ق: ۱۳۵ /۲؛ ابن فندق، ۱۴۱۰ ق: ۳۴۹/۱؛ سبط بن جوزی، بی تا: ۲۴۹)

و اما فرزندان آن حضرت

۱. شیخ مفید تعداد اولاد آن حضرت را شش نفر، چهار پسر و دو دختر دانسته؛ علی بن الحسین الاکبر، علی بن الحسین الاصغر، جعفر، عبدالله، سکینه و فاطمه. (مفید، ۱۴۱۴ ق: ۱۳۵/۲)

۲. ابن شهر آشوب مازندرانی (متوفای ۵۸۸ ق) و کمال الدین محمد بن طلحه شافعی (متوفای ۶۵۲ ق) فرزندان آن حضرت را نُه نفر نام برده اند؛ علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر، محمد، عبدالله، جعفر، زینب، سکینه و فاطمه. (مازندرانی، بی تا: ۷۷/۴؛ ابن طلحه شافعی، بی تا: ۷۳؛ سبط بن جوزی، بی تا: ۲۷۷)

۳. علامه نسّابه ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به ابن فندق (متوفای ۵۶۵ ق) تعداد فرزندان را ده نفر می نویسد؛ علی اکبر، علی اصغر، عبدالله، جعفر، ابراهیم، محمد، فاطمه، سکینه، زینب و ام کلثوم. وی در ادامه می افزاید: از فرزندانش، جزء زین العابدین، فاطمه، سکینه و رقیه باقی نماندند. (ابن فندق، ۱۴۱۰ ق: ۳۵۵ و ۳۴۹/۱)

همانطور که ملاحظه شد، در منابع درباره تعداد فرزندان امام (ع) نیز اختلاف نظر وجود دارد و مورّخین علاوه بر اختلاف در تعداد، اسامی را هم متفاوت ذکر نموده اند.

نام کودک خردسال

منابع تاریخی نام این کودک خردسال را متفاوت ذکر کرده اند؛ در برخی منابع از او (بدون ذکر نام ) از عناوینی همچون؛ «صبی، صغیر، طفل، رضیع، غلام، ابن و ولدی الرضیع» استفاده شده است، در برخی منابع «عبدالله» ذکر کرده اند و برخی دیگر «علی اصغر» ذکر شده است و برخی دیگر از مورخین علاوه بر علی اکبر (ع)، دو فرزند برای حضرت ذکر نموده اند به نام های عبدالله و علی اصغر که در عاشورا شهید شده اند، یعنی این ها را دو فرزند جداگانه دانسته اند.

خلاصه اینکه در این زمینه مورخین چهارگروه شده اند:

۱. عده ی بدون ذکر نام، از این فرزند یادکرده اند.

۲. گروهی او را عبدالله گفته اند.

۳. گروهی او را علی یا علی اصغر نامیده اند.

۴. وعده ای هم قائل اند که این دو، دو فرزند جدا از هم هستند، به نام های عبدالله و علی اصغر.

گروه اول:

مورخان و مقتل نویسان شیعه و سنی که از این فرزند، تصریح به نام خاصی نکرده اند، بلکه با تعابیری همچون؛ صبی، صغیر، طفل، رضیع، ابن و غلام از او یاد کرده اند عبارتند از:

الف) مورخان اهل سنّت

۱. محمد بن سعد بن منیع زُهری (متوفای ۲۳۰ ق) در کتاب «طبقات» می گوید: صَبِیٌّ مِن صبیانِ الحسین (ع)؛ کودکی از فرزندان حسین (ع). (ابن سعد، ۱۴۰۵ ق: ۴۷۰ /۱)

۲. ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری (م ۲۸۲ یا ۲۹۰ ق) در کتاب «اخبار الطوال» می گوید: فَدَعا بصَبِیٍّ لَه صغیرٍ؛ کودک خردسالش را طلبید. (دینوری، بی تا: ۲۵۸)

۳. ابو جعفر محمد بن جریر طبری (متوفای ۳۱۰ ق) در کتاب «تاریخ الامم و الملوک» که اکثر روایات مقتل ابی مخنف را همراه با ذکر دقیق اسناد آن نقل نموده است:

الف) آن جا که از زبان عمّار دُهنی نقل نموده می گوید: ابناً لَهُ؛ پسر حسین (ع).

ب) در جایی که از زبان ابی مخنف نقل می کند می گوید: صبّیٍّ؛ کودک.

و در ادامه می افزاید: این کودک را عبدالله بن حسین پنداشته اند.

ج) و زمانی که از زبان هشام بن محمد کلبی نقل روایت می کند عبارت «عبدالله بن حسین بن علی» را آورده است.

در واقع طبری در دو نقل از ابی مخنف و عمار دُهنی تصریح به نام خاصی نمی کند، ولی در نقل هشام بن محمد کلبی از این فرزند بنام «عبدالله بن حسین» یاد کرده است. (طبری، ۱۴۰۹ ه. ق: ۳۴۲/۴ و ۳۳۲ /۳)

گفتنی است که طبری گزارش های واقعه عاشورا را از زبان هشام بن محمد بن سائب کلبی که شاگرد ابی مخنف بوده نقل می کند با تعابیری همانند «قال هشام بن محمد عن ابی مخنف» یا «قال هشام قال ابی مخنف» و یا «حدثتُ عن هشام عن ابی مخنف». افزون بر این، طبری از خودِ مقتل هشام نیز بهره بسیار برده و برخی گزارش ها را که هشام از غیر ابی مخنف نقل کرده، آورده است، در حقیقت، هشام همه کتاب یا بیشتر روایات ابی مخنف را با اضافاتی که از طرق دیگر داشته، بصورت کتابی تدوین و تنظیم کرده، آنگاه یک قرن بعد، طبری از آن بهره کامل برده است.

همچنین طبری نقل های مهمی از امام باقر (ع) به روایت «عمّار دُهنی» دارد که وی گاه خبری را از این طریق نقل کرده و بعد به گفته خود، مفصل تر از آن را از طریق ابی مخنف نقل می کند.

۴. ابوالفرج علی بن حسین اُمَوی اصفهانی (۲۸۴ تا ۳۵۶ ق) در کتاب «مقاتل الطالبین» زمانی که از محمد بن حسین اَشنانی از عباد بن یعقوب از مُورَّع بن سویید بن قیس نقل می کند، می گوید: اِبنُهُ الصَّغیرُ؛ پسر خردسالش.

اما وقتی که از احمد بن شُبیب از احمد بن حَرث از مدائنی از ابی مخنف از سلیمان بن ابی راشد از حمید بن مسلم نقل می کند، می گوید: دَعَا الحُسَینُ بِغُلامٍ؛ حسین کودکی از پسرانش را خواست. … (اصفهانی، بی تا: ۹۰)

۵. ابوالمظفریوسف بن قِزُغلی بن عبدالله مشهور به سبط بن جوزی (۵۸۱-۶۵۴ ق) در کتاب «تذکره الخواص» می گوید: طفل؛ کودک. (ابن جوزی، بی تا، ۲۶۳)

۶. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م ۷۴۸ ق) در کتاب «سِیَرُ اعلام النبلاء» می گوید: ابنًا لَهُ اَی لِلامامِ الحُسَینِ (ع)؛ پسر حسین (ع). (ذهبی، ۱۴۰۱: ۳۰۹ و ۳۰۲/۳)

ب) مورخان شیعی

۱. ابن واضح احمد بن ابی یعقوب بن جعفر (م ۲۹۲ ق) در کتاب «تاریخ یعقوبی» می گوید: مولود قد وُلِدَ لَهُ فی تِلکِ الساعَه. .. اذ اَتاهُ سَهمٌ فَوَقَعَ فِی حلقِ الصبِیِّ…؛ کودکی که در همان ساعت متولد شده بود. .. تیری آمد و در گلوی کودک نشست. … (یعقوبی، ۱۳۷۹ ق: ۲۴۵/۲)

۲. ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی (م ۳۴۶ ق) در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» می گوید: اِبنَاً لَهُ؛ پسر حسین (ع). (مسعودی،۱۸۶۱: ۷۰/۳)

۳. سیّدرضی الدین علی بن موسی بن جعفرحلّی معروف به سیّدبن طاووس (م ۶۶۴ ق) در کتاب «لهوف» می گوید: وَلَدِیَ الصَّغِیرَ؛ کودک خردسالم. (ابن طاووس، ۱۳۸۲: ۱۵۷)

شایان ذکر است که سیّد بن طاووس در کتاب «الاقبال الاعمال» در اعمال روز عاشورا زیارت نامه ای را برای سیدالشهدا (ع) نقل می نماید، در آن زیارت نامه، در دو مورد نام دو تن از شهدای کربلا ذکر شده است، که یکی از آن ها حضرت علی اصغر (ع) است، در فرازی از این زیارت نامه آمده است: صَلّی الله عَلَیکَ وَعَلَیهِم وَعَلی وَلَدِک علیٍّ الاَصغَرِ الّذِی فجِعَت بِهِ؛ درود خدا بر شما و بر آن ها و بر علی اصغر (ع)، همان کسی که دل ها (در سوگ او) به درد آمد. (ابن طاووس، بی تا: ۲۷۵)

همچنین سیّد در زیارت ناحیه مقدسه ای که نام بیش از هشتاد و دو نفر از شهدای کربلا در آن ذکر شده و در کتاب اقبال خویش آن را آورده می گوید: السلام عَلی عَبدِاللهِ بنِ الحُسَینِ، الطِّفل الرَّضِیع، المَرمِیِّ الصریع المتَشَحِّطِ دَمَاً، المُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السَّماءِ؛ اَلمَذبُوحِ بِالسَّهمِ فِی حِجرِ اَبِیهِ لَعَنَ اللهُ رامیهِ حرمَلَهَ بنَ کاهِلِ الاَسَدِیّ وَ ذَویهِ؛ سلام بر عبدالله پسر حسین (ع)، کودک شیرخوار، تیرخورده، به زمین افتاده، به خون غلطیده، که خونش به سوی آسمان بالا رفت و در آغوش پدرش به وسیله تیر ذبح شد، تیرانداز به او و پژمرده کننده اش، حرمله بن کاهل اسدی از رحمت الهی دور باد! (ابن طاوس، بی تا: ۵۷۷)

همان گونه که ملاحظه شد در زیارت عاشورا به نام «علی اصغر (ع)» و در زیارت ناحیه مقدسه، به نام «عبدالله رضیع» از این فرزند یاد شد. با توجه به آنکه هر دو زیارت در «الاقبال الاعمال» موجود است، احتمال دارد این دو نفر، دو فرزند جداگانه باشند و علی اصغر غیر از عبدالله رضیع باشد.

۴. ابوریحان بیرونی (متولد ۳۶۲ ق) درکتاب «آثار الباقیه» می گوید: روز عاشورا نوزاد پسری خداوند متعال به امام حسین (ع) عطا فرمود. (بیرونی، بی تا: ۲۱۸ /۲)

گروه دوم:

مورخان و مقتل نویسان شیعه وسنی که نام این فرزند را «عبدالله» گفته اند عبارت اند از:

الف) مورخان اهل سنّت

۱. احمد بن یحیی بَلاذُری (م ۲۷۹ ق) در کتاب «انساب الاشراف» می گوید: عبدالله بن حسین (ع). (بلاذری، ۱۴۰۵ ق: ۴۰۷/۳)

۲. حمیدبن احمد بن محمد محلّی (م ۶۵۲ ق) درکتاب «الحدائق الوردیه فی مناقب الائمه الزیدیه» می گوید: کودکی که هنگام ظهر روز دهم محرم به دنیا آمد . .. و او را عبدالله نام نهاد . … (محلّی، بی تا: ۱۰۳)

۳. ابوالحسن عزّالدین علی بن محمد شیبانی معروف به ابن اثیر (م ۶۳۰ ق) در کتاب «الکامل فی التاریخ» عبارتش مثل محمد بن جریر طبری از هشام بن محمد کلبی است که از این فرزند بنام «عبدالله بن حسین» یاد کرده است. (ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق: ۵۸۱ و ۵۷۰/۲)

۴. ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر (۷۱۰-۷۷۴ ق) در کتاب «البدایه والنهایه» می گوید: صَبِیٍّ صَغِیرٍ مِن اَولادِهِ اِسمُهُ عَبدُالله؛ کودک خرسالی از فرزندانش به نام عبدالله. … (ابن کثیر، ۱۴۰۸ ق: ۱۸۶/۸)

ب) مورخان شیعی

۱. ابوعبدالله محمد بن محمدبن نعمان معروف به شیخ مفید (۳۳۶ -۴۱۳ ق) در کتاب «ارشاد» می گوید: فَاُتِیَ بِابنه عبدالله بن الحسین وَ هُوَ طِفلٌ؛ فرزندش عبدالله بن الحسین (ع) را که خردسال بود، برایش آوردند. … (مفید، ۱۴۱۴ ق، ۱۰۸/۲)

۲. فضیل بن زبیر اسدی رسّان کوفی – از اصحاب امام باقر و امام صادق (ع) – در کتاب «تسمیه من قتل مع الحسین من ولده واخوته و اهل بیته و شیعته» می گوید: برای حسین در هنگام جنگ، آن فرزند به دنیا آمد. ..و او را عبدالله نامید. … (ابن زبیر، ۱۴۰۶ ق: ۱۵۰)

۳. ابوالحسین یحیی بن حسین بن اسماعیل شجری (۴۱۲-۴۷۹ یا ۴۹۹ ق) درکتاب «امالی الخمیسیه» می گوید: عبدالله بن حسین (ع). (الامالی للشجری: ۱۷۱/۱)

۴. نجم الدین جعفر بن محمد حلّی معروف به ابن نُما حلّی (م ۶۴۵ ق) در کتاب «مثیر الاحزان» می گوید: دَعا بابنهِ عبدِاللهِ وَ هوَ طِفلٌ؛ و فرزندش عبدالله را که خردسال بود خواست. (ابن نما، ۱۳۶۹ ق: ۷۰ )

۵. ابومنصوراحمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (م ۴۶۱ ق) درکتاب «احتجاج» می گوید: وابن آخَرُ فِی الرِضاع اِسمُهُ عَبدُاللهِ. .. ناوِلونی ذلک الطِّفل؛ و پسر دیگری بنام عبدالله که شیرخوار بود. .. آن کودک را به من بدهید، تا با او خداحافظی کنم. (طبرسی، ۱۳۸۰ ش: ۱۰۱/۲)

۶. امین الاسلام فضل بن حسن طَبرسی (م ۵۴۸ ق) در کتاب «اعلام الوری باعَلام الهدی»، تعبیرش مثل ارشاد شیخ مفید است. (طبرسی، بی تا: ۴۷۸ و ۴۶۶/۱)

گروه سوم:

مورخان و مقتل نویسان شیعه و سنّی که نام این فرزند را «علی یا علی اصغر» گزارش کرده اند عبارت اند از:

۱. ابومحمد احمد بن اعثم کوفی (م حدود ۳۱۴ ق) درکتاب «الفتوح» می گوید: وله ابن آخر یقال له علیّ فی الرضاع؛ و برای او فرزندی دیگر بود که به او علیّ می گفتند وشیرخوار بود. (ابن اعثم کوفی، بی تا: ۱۳۱/۵)

۲. ابوالمؤیّد موفق بن احمد بن ابی سعید خوارزمی مکی مشهور به اَخطَب خوارزم (م ۵۶۸ ق) در کتاب «مقتل الحسین» می گوید: ناوِلُونی عَلِیَّاً الطِّفلَ حتّی اَوُ دِّعَهُ؛ علی کودک خردسال را به من بدهید، تا با او خداحافظی کنم. (خوارزمی، بی تا: ۳۷/۲)

۳. صفی الدین محمد بن تاج الدین در «الاصیلی فی انساب الطالبین»(ابن طقطقی حسنی، ۱۴۱۸ ق: ۱۴۳)، علامه اربلی در «کشف الغمه فی معرفه الائمه»(م ۶۹۲ ق)(اربلی، بی تا: ۲۵۰ /۲) وابن شهرآشوب در «مناقب آل ابی طالب»(م ۵۸۸ ق) (مازندرانی، بی تا: ۱۰۹/۴) درلیست شهدای کربلا این گونه گزارش نموده اند: وعلیُّ الاَصغَرِ اَصابَهُ سَهمُ بِکَربلاء فمات.

واین صراحت در نام علی اصغر (ع) دارد.

گروه چهارم:

برخی از مورخین معتقدند که در کربلا و در روز عاشورا علاوه بر علی اکبر فرزند امام حسین (ع)، دو طفل دیگر از فرزندان ایشان بنام های علی اصغر و عبدالله هم به شهادت رسیده اند:

البته برخی همچون؛ ابن زبیر، یعقوبی وابوریحان بیرونی معتقدندکه یکی از این دو طفل درهمان روز عاشورا به دنیا آمد و در همان روز هم، به شهادت رسید. (یعقوبی، ۱۳۷۹ ق: ۲۴۵/۲؛ محلّی، بی تا: ۱۰۳؛ ابن زبیر، ۱۴۰۶ ق: ۱۵۰؛ بیرونی، بی تا: ۲۱۸/۲)

محمد بن طلحه شافعی دمشقی (م ۶۵۴ ق) درکتاب «مطالب السّؤول فی مناقب آل الرسول»، علی اصغر و عبدالله را دو فرزند جداگانه می داند که هر دو در روز عاشورا و در کربلا به شهادت رسیده اند.

وی می گوید: اَمّا علیُّ الاَصغَرِ جاءَهُ سَهمٌ وَ هُوَ طفلٌ؛ به علی اصغر که خردسال بود، تیری رسید.

سپس می افزاید: وَقِیلَ اِنَّ عَبدَاللهِ – اَیضاً – قتِلَ معَ اَبِیهِ شَهِیداً؛ همچنین گفته شده که عبدالله نیز با پدرش کشته شد و به شهادت رسید. (ابن طلحه شافعی، بی تا: ۷۳)

همچنین قبلاً اشاره شد که سیّد ابن طاووس درکتاب «الاقبال الاعمال»، بحث زیارت نامه روز عاشورا برای امام حسین (ع) از این فرزند تعبیر به «علی اصغر» نموده است و همو در همان کتاب در بحث زیارت ناحیه مقدسه از این فرزند به عنوان «عبدالله رضیع» یاد می کند. (ابن طاووس، بی تا، ۵۷۷، ۲۷۵) لذا با توجه به این دو تعبیر، استنباط این است که این دو طفل، دو نفر جداگانه اند. و علی اصغر غیر از عبدالله رضیع است.

نسب کودک

پدر بزرگوار ایشان حضرت سیّدالشهداء، اباعبدالله الحسین (ع) و مادرشان «رُباب» دختر «اِمرءُ القَیسِ بنِ عُدی بن اَوسِ بنِ جابِر بنِ کعبِ بنِ علی ام بنِ جِنابِ بنِ کَلب» بود. اِمرءُ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد، وی از همان ابتداء امیر مسلمانان قبیله قضاعه شد و پس از مسلمانی، سه دختر خود را به امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) تزویج کرد. (بلاذری، ۱۹۹۶ م: ۴۱۵ /۲؛ اصفهانی، بی تا: ۸۹؛ ابن کثیر: ۲۲۹/۸)

رباب که به همسری امام حسین (ع) درآمد، نزد آن حضرت منزلتی عظیم یافت و مورد علاقه شدید آن حضرت واقع شد، این دو بیت از امام حسین (ع) در حق او نقل شده است:

لَعَمرُکَ اِنَّنِی لَاُحِبُّ داراً

تَکُون بِهَا سَکِینَهُ وَالرُّبابُ

اُحِبُّهُما وَ ابذُلُ جُلَّ مالی

وَلَیسَ لِعاتِبٍ عِندی عِتابٌ

به جانت قسم! من خانه ای را دوست دارم که سیکنه و رباب در آن باشند، آن دو را دوست دارم و تمام مالم را برای آن ها خرج می کنم و هیچ سرزنش کننده ای حق سرزنش و درشتی ندارد. (اصفهانی، بی تا: ۸۹؛ ابن جوزی، بی تا: ۲۶۵؛ ابن قتیبه، ۱۳۷۳: ۲۱۴؛ ابن اثیر: ۲۰۹/۱۱؛ طبری: ۴۶۸/۵)

«رباب» همراه زینب کبری (ع) و سایر بانوان اهل بیت (ع) به اسارت برده شد و در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین (ع) را از میان طشت برداشت و بغل نمود و بوسید و آهی کشید؛ آن گاه این شعر را خواند:

واحُسَینا وَلَستُ اَنسی حسَینا

اَقَصَدَتهُ اَسِنَّهُ الاَعداءِ

غادَروهُ بِکَربَلاءِ صَرِیعاً

لاسَقَی الغیث بعده کربلاء

وای حسین! من حسین را هرگز فراموش نخواهم کرد، آیا نیزه های دشمن او را نشانه رفت؛ دشمنان با او نیرنگ کردند و او را در حالی که روی زمین افتاده بود رها کردند، بعد از او باران، زمین کربلا را سیراب نکند. (ابن جوزی، بی تا:۲۳۳)

او با سرودن همین دو بیت، راه بسیاری از تحریف ها را بست و گفت: که امام (ع) در راه خدا به شهادت رسید و با شمشیر او راپاره پاره کردند، نه بدنش را به خاک سپردند، نه بر او نماز خواندند و نه احترام کردند. هنگامی که اسراء به مدینه بازگشتند، عده ای از اشراف قریش و حتی یزید از وی خواستگاری کردند، ولی نپذیرفت و گفت: لا اتخذ حمواً بعد رسول الله (ص)؛ بعد از رسول خدا (ص) خویشاوندی قبول نمی کنم. (ابن جوزی، بی تا: ۲۶۵؛ ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق: ۵۷۹/ ۲) وی یکسال در کمال سختی و ناراحتی زندگی کرد و سرانجام از شدت حزن و اندوه درگذشت. (ابن اثیر، همان:۲۰۹/۱۱ )

سن کودک

درباره سن این کودک خردسال، هیچ کدام از منابع کهن و قابل استناد همچون؛ تاریخ طبری، اخبار الطوال دینوری، مقاتل الطالبین اصفهانی، ارشاد شیخ مفید، تذکره الخواص ابن جوزی و. .. اظهار نظری نکرده اند و تنها به عناوینی همانند؛ صبی، صغیر، طفل و رضیع اکتفاء نموده اند، امابرخی ازمورخین بیاناتی دارند که ذکر آن ها خالی از فائده نیست:

۱. فضیل بن زبیر اسدی رسّان کوفی – زنده تا عصر امام صادق (ع) – و ابن واضح یعقوبی مورّخ وجغرافی دان شهیر شیعی (م ۲۹۲ ق) و ابوریحان بیرونی صاحب آثار الباقیه (متولد ۳۶۲) بر این باورند که این طفل در روز عاشورا به دنیا آمده است. (کوفی اسدی، ۱۴۰۶ ق: ۱۵۰؛ یعقوبی، بی تا: ۲۴۵/۲؛ بیرونی، بی تا: ۲۱۸/۲)

۲. برخی دیگر از مورخان مانند محمد بن سعد (م ۲۳۰ ق) از پسری سه ساله برای امام حسین(ع) سخن به میان آورده؛ که عُقبه بن بشر اسدی او را با تیری شهید کرد. (ابن سعد، ۱۴۰۸ ق: ۱۸۲)

۳. خواجه نصیر الدین طوسی (۵۹۸ – ۶۷۲ ق) در کتاب نقد المحصل می نویسد: فرزند دیگر امام حسین (ع) که هفت سال داشت و نام او علی می باشد در روز عاشورا شهید شده است. (طوسی، بی تا: ۱۷۹)

۴. ابوعلی بلعمی از مورّخان قرن چهارم، ذیل گزارش چگونگی شهادت طفل شیرخوار، او را یک ساله دانسته است. (بلعمی، ۱۳۷۷: ۷۱۰/۴)

۵. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی (م ۷۴۸ ق) از عالمان بسیار مشهور و پرکار اهل سنّت در قرن هشتم نیز از شهادت طفلی سه ساله یاد کرده است. (ذهبی، ۱۴۱۳ ق: ۳۰۲/۳)

۶. کسائی مروزی از شعرای عهد سامانی و غزنوی ونخستین شاعر پارسی گوی اشعار مذهبی (م ۳۹۴ ق) در بیتی از طفلی، ۵ ماهه یاد کرده است:

آن پنج ماهه کودک، باری چه کرد و یحک

کز پای تا به تارک، مجروح شد مفاجاه

(صاحبکاری، ۱۳۷۹: ۱۶۹)

همان گونه که ملاحظه شد در منابع کهن درباره سن این طفل گزارشی ارائه نشده است و آنچه امروزه در منابر و محافل روضه خوانی شهرت پیدا کرده که وی در شب دهم رجب سال شصت هجری قمری در مدینه منوره، هیجده روز قبل از حرکت کاروان امام حسین (ع) به سوی مکه و سپس به کربلا، دیده به جهان گشود و آن را سرانجام شش ماهه می دانند هیچ مدرک معتبری ندارد. البته این نکته نیز قابل تأمل است که در برخی از منابع همچون الفتوح ابن اعثم و مطالب السؤول ابن طلحه شافعی ذکر شده است که امام حسین (ع) بر پیکر طفل خود بعد از شهادت نماز خواندند. (ابن اعثم، بی تا: ۱۳۱/۵؛ ابن طلحه، بی تا: ۷۳) قاعدتاً بر طفلی که سن او واجد شرایط خواندن نماز میت است، نماز خوانده می شود، پس آن طفلی که امام (ع) برآن نماز خوانده است، باید سن او کمتر از شش سال نباشد.

همان گونه که صاحب کتاب ارزشمند «تحقیقی درباره اولین اربعین حضرت سیدالشّهداء» ازعلمای معاصر، دراین زمینه می گوید: از نماز خواندن امام (ع) بر آن طفلی که تیر خورده، ظاهر می شود که علی اصغر (ع) چنان که گفته شد شش سال داشته و ظاهر نماز خواندن امام (ع) در وجوب است و به کمتر از طفل شش ساله نماز واجب نیست و استحباب نماز بر طفلی که شش سال نداشته باشد هم معلوم نیست، اگرچه بعضی ها فتوا به استحباب داده اند، ولی تحقیق علمی آن است که مورد اشکال بوده، مگر به رجاء و مطلوبیّت خوانده شود. (قاضی طباطبایی، ۱۳۸۳ ش: ۳۶۸)

چگونگی شهادت کودک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *