تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 91 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظری گذرا بر حیات فقهی شیخ صدوق علیه الرحمه :

مقدمه:

محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق از اکابر علماء امامیّه و مفاخر عالم تشیع و یکی از بنیانگذران فقه شیعی است. بزرگی که در معرفی او به عناوینی از قبیل عناوین ذیل تمسک جسته اند.

رییس محدثین، شیخ اقدم، طائفه امامیه، تکیه گاه ملت و دین، معلمی امین، حجه و عرو وثقای اسلام، امامی عالم، راست گویی جلیل القدر و رکنی از ارکان دین… تعابیری که بیان کنند جایگاه والا و کم نظیر او در دین و فقه و شریعت است، باید توجه داشت که فقه غنی و پویای شیعه در بخش سنت بر مدار چهار کتاب معروف می چرخد که به عنوان کتب اربعه شهرت یافته اند.

۱-کتاب شریف کافی تألیف محمد بن یعقوب کلینی(متوفای ۳۲۹ ق) .

۲-من لایحضره الفقیه، محمد بن علی بن بابویه قمی(متوفای ۳۸۱ ق) .

۳ و ۴-کتاب تهذیب الأحکام و الأستبصار نوشتار محمد بن حسن طوسی(م ۴۶۰ ق) .

از صاحبان کتب اربعه به جهت هم نام بودن به محمدین ثلاث هم تعبیر می کنند همانگونه که ملاحظه می کنید اثر قیّم من لایحضره الفقیه به عنوان یکی از منابع اصیل فقهی شیعی تلقی شده که از آثار این بزرگوار است.

این مقاله در سه بخش به تبیین بعد فقهی این عالم فرزانه می پردازد.

بخش نخست:

به بررسی و نقل گفتار بزرگان قوم و اکابر فنّ در تحلیل و تمجید از شیخ صدوق (ره) می پردازد که در ضمن معرّفی وی به فقیه بودن او تصریح کرده اند و فقاهت او را بدون هیچگونه تاملی تصدیق نموده اند.

بخش دوم:

کنکاش در برخی نقدهای مطرح شده از سوی برخی اهل فنّ است که معتقد به عدم صحّت اعتماد بر روایات و اقوال شیخ صدوق چه در زمین فقهی و چه دیگر زمینه ها شده اند. از این گروه می توان برخی از مشایخ چون محقق بحرانی و مرحوم میرزا حسین محدث نوری صاحب مستدرک الوسائل نام برد.

بخش سوم:

عبارت از تاملاتی است در کتب و نظرات فقهی این عالم فرهیخته. نکته ای که باید بر آن پای فشرد این است که، فقاهت فقط گوشه ای از شخصیت این فقیه برجسته می باشد چه اینکه وی:

(با سفرهای طولانی در کشورهای اسلامی زمان خود و بهره گیری از استادان و مشایخ و وسعت حافظه توانست تألیفات بسیاری را از خود به یادگار بگذارد. برخی، کتب وی را تا ۳۰۰ جلد برشمرده اند، نجاشی، رجالی معروف در کتاب خود نام ۱۹۳ کتاب او را ذکر می کند و مرحوم محمد بن سلیمان تنکابنی در کتاب قصص العلماء نام ۱۸۹ کتاب را می برد که همه را از تألیفات شیخ صدوق می داند و سعید نفیسی در مقدم کتاب مصادقه الأخوان از ۲۱۴ کتاب منسوب به وی یاد می کند) [۱]

این کثرت تألیف بیانگر تکثر جنبه های علمی و وجودی این عالم فرزانه است، که می توان شیخ صدوق را عالمی فقیه و فقیهی متکلم و نیز مفسّر و محدث دانست که به جمع اخبار در زمینه های مختلف از جمله فقه، اصول، تفسیر، راه و روش پیامبر و معصومین، فضائل آنان و گفتارشان و دیگر زمینه ها پرداخته است.

البته فقاهت شیخ صدوق بر تمام مبانی فقهی امروز بنا نهاده نشده و اصولا چنین انتظاری هم نباید داشت زیرا فقه در طول زمان بر اثر عوامل مختلف داخلی و خارجی و یا به عبارتی دیگر عواملی از قبیل عنصر زمان و مکان از یک سو و شخصیت و ژرف اندیشی و وسعت اطلاعات فقیه از سوی دیگر، رو به تکامل و تطوّر مثبت گذارده است، به گونه ای که امروز هرگز نمی توان فقه جواهری را با فقه من لایحضری یکسان دانست. عصر شیخ صدوق را می توان اولین مرحل رشد و استحکام فقه دانست در این عصر اهتمام زیادی صورت گرفت تا احادیث، تدوین و مکتوب گردند. در این برهه است که مجامع حدیثی از قبیل قرب الأسناد تألیف علی بن ابراهیم استاد و شیخ کلینی و کتاب کافی تألیف شیخ کلینی و به دنبال این دو، کتاب شریف من لایحضره الفقیه که از آن می توان به عنوان دومین دایره المعارف فقه شیعی با خصوصیات خود یاد کرد، شکل می گیرند. البته بدون تردید مجموعه ها و کتبی قبل از این نوشته و تدوین شده بودند و این حرکت مرحله ای از رشد و تکامل فقه بود که در این عصر بر پای متون احادیث شکل می گرفت و نگارش می یافت. معمولا در این کتب کمتر اظهار نظر دیده می شود و غالبا احادیث مورد نقد و تحلیل قرار نمی گیرند و مباحث فقهی از چهارچوب فروع فقهی مطرح شده در احادیث بیرون نمی روند. لذا تفریع فروع بر یک مسأله فقهی که بعدها رواج پیدا کرد در آن عصر به هیچ وجه دیده نمی شود، فتوای فقهی فقیهان این دوره در اکثر موارد از متون احادیث تجاوز نمی کرد، به گونه ای که در جواب سؤال فقهی، متن حدیث را با حذف اسناد آن نقل می کردند البته پس از این دوره به دور شیخ مفید و شیخ طوسی می رسیم که اینان توانستند تطوری جانانه به فقه بدهند و راه درس و بحث و انتشار فقه را هموار سازند.

بخش نخست اقوال بزرگان و رجال شناسان

تمام کسانی که در رابطه با شیخ صدوق(ره) سخن گفته اند از وی به عظمت و جلالت خاص یاد کرده اند و غالبا نیز به جنب فقاهتی ایشان نیز اشاره و یا تصریح نموده اند به عنوان نمونه سخن پاره ای از رجال شناسان و اکابر فن را نقل می کنیم.

۱-نجاشی که مرکز ثقل در رجال شناسی است در کتاب خود چنین می گوید، محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی ابو جعفر نزیل الری شیخنا و فقیهنا و وجه الطائفه بخراسان و کان ورد بغداد سنه خمس و خمسین و ثلاثمأه و سمع منه شیوخ الطائفه و هو حدث السن و له کتب کثیره.

شیخ صدوق ابو جعفر ساکن ری، شیخ و فقیه ما و اهل خراسان از او پیروی می کنند و مورد توجه آنان است، در سال ۳۵۵ وارد بغداد شد و شیوخ امامیّه از او استفاده کردند در حالی که سن او کم بود و کتاب های بسیاری تألیف نموده است.

وی سپس به ذکر کتب او می پردازد و ۱۹۳ کتاب را نام می برد و بسیاری از این کتب فقهی هستند. پس از شمارش کتب او چنین می گوید:

«به تمام کتب او پدرم مرا خبر داد و برخی از آنها را نزدش خواندم و به من فرمود شیخ صدوق اجازه داد مرا به جمیع کتب خود هنگامی که در بغداد از او استفاده می کردیم و در سال ۳۸۱ ه‍. ق در شهرستان ری از دار دنیا رفت.»[۲]

۲-شیخ طوسی در کتاب الفهرست در حق رئیس المحدثین چنین می گوید:

«شیخ صدوق جلیل القدر مکنّی به کنیه ابا جعفر شخصی بزرگ و حافظ احادیث و آشنا به رجال و ناقد اخبار است و در میان قمیین مثل او کسی دیده نشد که این مقدار محفوظات داشته و از کثرت علم مثل او برخوردار باشد، تصانیف وی به ۳۰۰ کتاب می رسد و فهرست کتب او معروف می باشد و من آن مقدار که الان در ذهن از اسماء کتب او به یاد دارم نقل می کنم.»[۳]

و سپس کتب او را نقل می کند وسند خود را به کتب او می رساند.

در این عبارات شیخ طوسی از او به عنوان بصیر بالفقه کسی که در فقه و اخبار و رجال بصیرت دارد، یاد می کند.

و نیز شیخ طوسی از جماعتی نقل می کند که پدر شیخ صدوق علی بن الحسین بن موسی بن بابویه بعد از مرگ محمد بن عثمان العمروی- قدس سره-درخواست کرد که ابا القاسم حسین بن روح از امام زمان(س) بخواهد که در حق او دعا کند تا خداوند فرزند پسری به او روزی کند پس از سه روز پاسخ امام رسید که:

قد دعا لعلی بن الحسین رحمه الله فانه سیولد له ولد مبارک ینفع الله به و بعده اولاد.

«برای علی بن الحسین(ره) دعا نمودم خداوند به او فرزند مبارک و با برکتی خواهد داد که نافع به حال اوست و پس از او نیز اولادی خداوند به وی مرحمت می کند». و در همان سال محمد بن علی و بعد از آن خداوند اولاد دیگری به وی داد.

و در نقل دیگر چنین آمده که امام به حسین بن روح چنین نوشتند: «انک لاترزق عن هذه، وستملک جاریه دیلمیه و ترزق منها ولدین فقیهین»

تو از این همسرت فرزنددار نمی شوی ولی به زودی کنیزی دیلمی را مالک می شوی و خداوند از او دو فرزند فقیه به تو عنایت می کند.

خود نجاشی در ذیل ترجم پدر صدوق یعنی علی بن الحسین همین قضیه را تعریف می کند و در نقل نجاشی این گونه است که خداوند به تو دو فرزند اهل خیر می دهد.

یرزق ولدین ذکرین خیرین

این تعابیر که حکایت کننده از جایگاه والا و امتیاز خاص شیخ صدوق است، امری مسلم نزد مردم قم بود. همانگونه که شیخ طوسی نقل می کند که: و هذا امر مستفیض فی اهل قم

بنابراین جایگاه این عالم جایگاه ممتاز و بی نظیر خواهد بود کسی که به دعای امام زمان(عج) متولد شود و به تعبیر امام ولد مبارکی باشد جز این انتظار نمی رود که برکت وجودی او خیره کننده چشم ها و متحیر کنند انظار و عقول و اذهان باشد. این گونه سخن گفتن در حق کسی بنا بفرمود آیه الله خویی[۴] در معجم رجال و مرحوم علام جلیل حاج شیخ عبد الله مامقانی در تنفیح المقال[۵] بهترین تعریف از شیخ صدوق(ره) می باشد که دیگر نیازی به توثیق نمی باشد و به یقین به مراتب بالاتر و رساتر از بکارگیری کلم ثقه در تعریف ایشان است.

۳-ابن ادریس در کتاب نکاح در بحث تحریم مملوک پدر و یا مملوک فرزند به مواقع دیگری بعد از آن که از ابی جعفر الصدوق نقل می کند قول به عدم حرمت را، می گوید:

قول به عدم حرمت نظر ابن بابویه است و خوب فرموده.

همانا او مورد وثوق و والای جلالت قدر و آشنا به اخبار و ناقد آثار و عالم به رجال است…[۶]

۴-سید بن طاووس در فلاح السائل به مناسبتی می گوید:

از جماعتی که صاحبان اعتبار و اهل صداقت هستند در نقل آثار به اسنادشان به شخصی که اجماع بر عدالت اوست یعنی ابی جعفر محمد بن بابویه…

کلمات این بزرگان و دیگران که رتب متأخر دارند همگی حکایت کننده بصیرت نافذ و فقاهت شیخ صدوق(ره) می باشد.

بخش دوم

همانگونه که در بخش اول اشاره شد غالب کسانی که در رابطه با شیخ صدوق سخن گفته اند نهایت مدح را رعایت کرده اند. ولی برخی از عالمان یک سلسله مسائلی را نقل کرده اند که به موجب آن ها در ارتباط با احادیث منقول از سوی شیخ صدوق دچار تردید و اضطراب شده هر چند اینان اقل قلیل هستند ولی طرح دیدگاه آنان خالی از فایده نیست.

۱-محقق بحرانی، در میان عالمانی است که خود نقل می کند، بعضی از اساتید من در وثاقت شیخ صدوق تأمل کرده اند.

کان بعض مشایخنا یتوقف فی وثاقه الصدوق (ره)

ولی خود محقق بحرانی به این شبهه جواب می دهد و می فرماید: این سخن- تأمل در وثاقت شیخ صدوق-از سخنان غریب و عجیب است با این که او رییس محدثان است و از او به صدوق تعبیر می کنند و همواست که به دعای امام تولد یافته و در توقیع امام از او به فقیه یاد شده و علامه در مختلف به عدالت و وثاقت او تصریح کرده و ابن طاووس در کتاب فلاح السائل و… از او به نیکی یاد کرده اند و ندیدم کسی از اصحاب را که در روایات کتاب فقیه هنگامی که طریقش صحیح است تاملی کرده باشد.

بلکه برخی از اصحاب مراسیل او را به صحت توصیف کرده اند و آنها را از مراسیل ابن ابی عمیر کمتر نمی دانند…[۷]

مرحوم آیه الله خویی می فرماید:

«من این تردید را از کجی سلیقه می دانم و اگر در مثل وثاقت صدوق تردید شود با اسلام باید خداحافظی کرد.»[۸]

مرحوم میرزا حسین نوری در این رابطه معتقد هستند که شیخ صدوق در مواضعی بخشی از روایات را که با سلیقه خودش مناسب نبوده حذف کرده و شواهدی را هم ذکر می کند و در آخر نتیجه می گیرد که به نقل او نمی توان اعتماد کرد.

شواهدی که ایشان ذکر می کند از این قرار است.

۱-حدیث حقوق را که حسن بن علی بن شعبه در تحف نقل می کند و سیّد علی بن طاووس در فلاح السائل به اسنادش به کتاب الرسائل از محمد بن یعقوب کلینی و او هم از طریق اسنادش به امام زین العابدین(ع) که حدیثی است طولانی. اما شیخ صدوق این حدیث را مختصر کرده و بسیاری از آنچه در آن دو کتاب می باشد را حذف کرده پس به نقل او اعتباری نیست.

پاسخ این مسأله کاملا روشن است چه اینکه شیخ صدوق این روایت حقوق را تحف العقول و یا از رسائل شیخ کلینی نقل نکرده بلکه خود سند مستقل دارد از محمد بن نفیس و او هم از ابی حمز ثمالی به عنوان الحقوق خمسون در کتاب خصال نقل می کند.

و طریق دیگری نیز دارد که به اسماعیل بن فضل می رسد و او هم از ثابت بن دینار همانگونه که کتاب فقیه جزء دوم باب حقوق تحت رقم ۱۶۲۶ نقل می کند چه بعدی دارد که هر دو طریق یا طریق تحف العقول و رسائل شیخ کلینی فرق کند و ادعای اینکه شیخ صدوق از حدیث حذف کرده سخنی بلادلیل خواهد بود.

۲-شاهد دومی که مرحوم نوری نقل می کند از این قرار است:

در کتاب توحید بحار مرحوم مجلسی روایتی را از صدوق از دقاق از کلینی به اسنادش از ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند.

بعد محدث نوری از محقق کاظمی(شیخ اسد الله) در کشف القناع چنین نقل می کند که این حدیث برگرفته از کتاب کافی است و در آن تغییرات عجیبی دیده می شود که موجب گمان بد به صدوق می شود و او چنین کاری کرده تا حدیث موافق با مذهب اهل عدل شود و…

مرحوم میرزا حسین نوری سپس از ایشان نقل می کند که امر صدوق جدأ مضطرب است و نمی توان بر آن تکیه کرد بعد خود مرحوم نوری نیز به عنوان شاهد بر مدعای خود چنین ادعایی را مطرح می کند.

پاسخ این مسأله این است شیخ اسد الله کاظمی و همچنین میرزا حسین نوری از این نکته غفلت کرده اند که چه بسا تعدد طرق در کار بوده و هیچ شاهدی در دست نیست که شیخ صدوق روایت را از کتاب کافی برداشت کرده شاید نقل خود کلینی مختلف بوده آنچه در کافی نوشته با آنچه که برای دقاق نقل کرده مختلف بوده و او هم به صدوق انتقال داده این از یک سوء از سویی دیگر احتمال دارد واسطه یعنی علی بن احمد بن موسی که معروف به دقاق بوده اشتباه کرده و یا غفلت نموده این چه ارتباطی به صدوق پیدا می کند.

۳-شاهد سومی که مرحوم نوری نقل می کند زیارت جامع کبیره است که شیخ کفعمی در البلد الأمین آن را نقل می کند و شیخ صدوق هم آن را در فقیه آورده وی می گوید: «نقل شیخ صدوق همراه با حذف عبارات و جملاتی از این زیارت است که موافق با اعتقاد او نیست.»

پاسخ این ایراد نیز واضح است و نکته جالب توجه اینکه مقایسه کردن نقل صدوق با نقل کفعمی که صدها سال بعد از شیخ صدوق آمده جای تعجب است کفعمی مرسلا از امام هادی نقل می کند ولی شیخ صدوق در کتاب فقیه جزء ۲ ح ۱۶۲۵ به اسناد خودش از محمد بن اسماع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *