تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه فطرت، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی :

مقدمه

نگاهی به اصول و ارزش های حاکم در انقلاب اسلامی ایران و باورهایی که بر اساس آنها انقلاب به وجود آمد، منجر به پیروزی شد و نتیجه آن شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران بود و ساختار سیاسی و نظر رهبران انقلاب اسلامی، همه نشان می دهد که ماهیت انقلاب اسلامی ایران، ماهیتی اسلامی و برگرفته از مکتب اسلام و کاملا دینی است. به همین دلیل، عموما انقلاب اسلامی را این گونه تعریف کرده اند: «دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن منطبق بر جهان بینی و موازین و ارزش های اسلامی و نظام امامت، بر اساس آگاهی و ایمان مردم و حرکت پیشگام متقیان و صالحان و قیام قهرآمیز توده های مردم » (زنجانی، ۱۳۸۵، ص ۴۱). در این تصویر کلی از انقلاب اسلامی، نقش عواملی نظیر ایمان، حرکت پیشگامان، متقیان و قیام عمومی مردم ، نشانگر ایدئولوژیک آن بوده و لازم است منطبق بر جهان بینی اسلامی باشد. بنابراین دارای ویژگی ها و شاخص های خاص و منحصربه فرد است. ماهیت مکتبی و اسلامی بودن انقلاب اسلامی مهم ترین وجه تمایز این انقلاب از سایر حرکت های مشابه است. اینکه مکتب فکری انقلاب، دین اسلام و مذهب تشیع است و رهبری آن روحانیت و مرجع تقلید و اینکه سازماندهی آن از مساجد و حسین ها و حوزه های علمیه، توسط روحانیت است و نیز اهداف و نمادهای اسلامی دارد، همچنین انتخاب اسلام به عنوان یک روش اداره امور از سوی مردم انقلابی و در نهایت حاکمیت جمهوری اسلامی با محوریت ولایت مطلقه فقیه، ازجمله مؤلفه هایی هستند که نشان از هویت صددرصد اسلامی انقلاب اسلامی دارد (شفیعی فر، ۱۳۹۱، صص ۶۴ – ۶۲).

مؤید این موضوع اظهار نظر رهبر انقلاب اسلامی است: «آنچه در کشور ما واقع شد، انقلاب اسلامی است که تحول عظیمی در ارکان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه و یک حرکت به جلو و یک اقدام به سمت پیشرفت این کشور و این ملت بود. البته در نظامی که بر اساس انقلاب به وجود آمد، ما از شرق و غرب الگو نگرفتیم. این نقطه بسیار مهمی است. ما نمیتوانستیم از کسانی الگو بگیریم که نظام های آنها را غلط و برخلاف مصالح بشریت میدانستیم » (۱۳۷۹).

از این بیان نیز استفاده می شود که نظام سازی به معنای عام در جمهوری اسلامی ایران، بر اساس ارزش ها و باورهای انقلاب اسلامی است و نباید از الگوهای غربی یا شرقی تبعیت کند، بلکه برای تحقق جامعه اسلامی که ازجمله وظایف و آرمانه ای انقلاب اسلامی است و رسانه هم از اجزای اصلی این جامعه به شمار می رود، لازم است همه امور بر اساس اصول و ارزش های اسلامی بنا شود؛ بنابراین رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران نیز ناگزیر، لازم است بر اساس اصول و ارزش های اسلامی یا همان اصول و ارزش های مورد قبول انقلاب اسلامی شکل بگیرند و فعالیت نمایند. از سوی دیگر، پایه و اساس هر فعالیتی دانش است و اساس دانش را نظریه و بنیان های معرفتی آن شکل می دهند؛ نظریه ، باعث درک جدیدی است و به همین دلیل اقدام جدید را امکان پذیر می سازد. هدف نظریه، تشریح و کمک به درک و تفسیر پدیده ها و ارائه رهنمودهایی است که نشان دهد، چرا چنین پدیده هایی به شیوه هایی خاص اتفاق می افتند (ویلیامز[۱] ، ترجمه قاسمیان، ۱۳۸۶، ص ۱۴). بنابراین، خلق رسانه ای دینی یا رسانه طراز انقلاب اسلامی که یکی از مهم ترین این رسانه ها صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است، مستلزم وجود دانش رسانه مرتبط است و این دانش نیز زمانی از کارایی لازم برای رسانه دینی و هم طراز انقلاب اسلامی برخوردار است که در حوزه نظری و نظریه پردازی نیز بر اساس اصول و ارزش ها و بنیان های معرفتی انقلاب اسلامی شکل بگیرد. از این رو، پرسش های بسیاری در این خصوص وجود دارد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی که یکی از مهم ترین رکن آن ارزشی بودن آن است و رسالت های بی شماری برای آن وجود داشته و متصور است ، چه نوع رسانه ای می خواهد؟ چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ مبنای فکری و نظری فعالیت این رسانه ها که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین آنهاست، چه نظریه، مدل و روشی است ؟ آیا نظریه های رایج در حوزه وسایل ارتباط جمعی و به تبع آن مدل ها و روش های برآمده از این نظریه ها، نیاز رسانه طراز انقلاب اسلامی را برطرف می کند یا اینکه لازم است، به دلیل اهمیت و نقش اساسی نظریه ها در علوم، نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی تدوین و ارائه شود. بنابراین تلاش خواهیم کرد تا نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی را بررسی کنیم.

اهداف پژوهش

هدف اصلی این پژوهش، طرح، معرفی و تبیین نظریه طراز رسانه ای، مطلوب رسانه ها در جمهوری اسلامی ایران بویژه رسانه صداوسیماست. نظریه ای که منجر به شکل گیری کامل رسانه طراز انقلاب اسلامی شده و بر اساس آن به معیار و شاخص دقیق و مشخص نظری برای عناصر اصلی رسانه که اساس کار در رسانه را در بخش های مدیریت و منابع انسانی، تولید و ارائه پیام و استفاده از گونه های ارائه پیام، تشکیل می دهند، دست یافت و بر اساس آن نظریه، الگویی مناسب از رسانه طراز انقلاب اسلامی، بویژه برای صداوسیمای جمهوری اسلامی ارائه کرد تا در انجام وظایف و تکالیف و مسئولیت هایی که برای آنها معین شده است، موفق تر عمل کند و تفاوت های ماهوی این رسانه ها با رسانه های سکولار حفظ گردد.

پیشینه پژوهش

مرور مطالعات صورت گرفته در حوزه نظری وسایل ارتباط جمعی در ایران نشان می دهد که با توجه به تغییر بنیادی به وجود آمده در ایران پس از انقلاب اسلامی و نارسایی نظریه های رایج بین المللی برای فعالیت های رسانه در ایران، پژوهشگران این حوزه را بر آن داشته است برای ارائه مدل رسانه ای که با اصول اساسی و پذیرفته شده در جمهوری اسلامی سازگاری داشته باشد، تلاش کنند. با وجود این، هیچ کدام از این تلاش ها منجر به ارائه نظریه یا الگویی نشده است که بتوان بر اساس آن مدل بومی رسانه را که به لحاظ بنیادی و نظری نیز مطابق با ارزش های دینی و اسلامی باشد، ترسیم کرد. آثاری که در این خصوص نوشته شده، بیشتر به دنبال بازنمایی نظریه های رایج در حوزه وسایل ارتباط جمعی بوده است. حمید مولانا (۱۳۸۲) در کتاب «الگوی مطبوعات و رسانه های اسلامی » به بررسی نسبت انقلاب اسلامی با سیستم مطبوعاتی و رسانه ای متناظر با مبانی نظری آن پرداخته و کوشیده است نوعی چارچوب نظری فراهم بیاورد. سبک گردآوری و نگارش او بیشتر ژورنالیستی است تا آکادمیک. مؤلف در مقدمه کتاب بیان می کند: «انقلاب اسلامی در این دو دهه موفق شده است ، الگوهای اصیل ، مستقل و اسلامی در نهادهای مختلف حکومت و دولت و بویژه در قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضاییه به وجود آورد. مقام رهبری و نهاد ولایت فقیه اصیل ترین و بهترین نمونه از ابتکارات انقلاب اسلامی است. شورای نگهبان، مجلس خبرگان و بسیاری دیگر از سازمان های امروزی نمونه های روشنی از نهادهای انقلاب و جمهوری اسلامی ایران می باشند، ولی در تفکر و سازماندهی و پیاده کردن یک الگوی انقلابی و اسلامی که کل سیستم: ۱. مطبوعاتی و رسانه ای؛ ۲. تشکل سیاسی و احزاب و ۳. تعلیم و تربیت عالی و دانشگاهی را در برگرفته، مستقل باشد، غفلت شده است » (همان، ص ۳).

دیدگاه الهی اجتماعی ، شالوده مقاله «بازنگری نظریه های هنجاری رسانه ها و ارائه دیدگاهی اسلامی » است که در آن آشنا و رضی (۱۳۷۶) تلاش کرده اند با بهره گیری از نظریه هنجاری، این نظریه را اسلامی کنند و پس از طرح چند نظر، دیدگاه الهی اجتماعی را برای رسانه های دینی مطرح نمایند (صص ۲۴۶ – ۲۰۷). با این حال آنها نیز نتوانسته اند به صورت مستقل به رسانه اسلامی بپردازند، بلکه تلاش کرده اند مفاهیم و منابع جدیدی را وارد نظریه هنجاری سازند و درواقع هنجارهای دینی را به عنوان منبع عملکرد رسانه دینی بیان کنند (همان). در این مقاله تاحدودی تلاش شده است با اشاره به هنجارهای دینی برای نظریه هنجاری کار بیشتر در زمینه نظریه های دینی پیشنهاد شود. ایده مقبول مشروع نیز نظریه دیگری است که در سال ۱۳۸۸ در غالب طرح پیشنهادی الگوی هنجاری رسانه های جمهوری اسلامی ایران، از سوی خجسته مطرح شد. وی با طرح بایدها و نبایدهای هنجاری برای رسانه ها در جمهوری اسلامی ، به سه اصل مشروعیت، مقبولیت و دوست محوری می رسد و سپس نتیجه می گیرد که بر اساس این سه اصل نام این هنجار را می توان «مقبول مشروع » نامید. مشخص است که ایده مقبول مشروع نیز بر اساس و پایه های معرفتی و مفهومی نظریه هنجاری بنا شده است و نمی تواند نظریه دینی برای رسانه اسلامی یا رسانه طراز انقلاب اسلامی باشد؛ زیرا این پرسش اساسی را به ذهن می آورد که آیا صرف جایگزینی هنجارها کافی است تا نظریه ای یا مدلی اسلامی شود یا اینکه لازم است هر نظریه ای بر اساس بنیان های نظری مکتب خود شکل بگیرد؟ و دیدگاه و نظریه مناسب تدوین و مدل متناسب با آن نظریه طراحی شود؟

اکبری (۱۳۹۲) نیز در کتاب های «درآمدی بر ارتباطات و اطلاعات در اسلام » و «تأملاتی در دین و رسانه » به دنبال ارائه رسانه دینی مبتنی بر منسوبات دینی است. وی ابتدا جایگاه رسانه و ارتباطات را در سه شاخه علوم دینی یعنی کلام، فقه و اخلاق بررسی کرده و آنگاه نسبت به هر کدام جایگاه رسانه و ارتباطات را مورد بحث قرار داده است و در فصل سوم و چهارم کتاب با عناوین اصول حاکم بر ارتباطات و اطلاعات در اسلام و بایدها و نبایدهای ارتباطات و اطلاعات در اسلام ، هنجارهای مرتبط در دین را بررسی کرده است (صص ۱۴۳ و ۱۱۶). وی همچنین در کتاب «تأملاتی در دین و رسانه » اذعان دارد که با توسعه مفهوم دین، بایستی برای رسانه، تعریفی جدید بر اساس مبانی معرفتی و ارزشی ارائه شود. به همین سبب باید فلسفه رسانه، اخلاق رسانه و فقه و احکام رسانه ای تبیین و تألیف گردد (اکبری، ۱۳۹۳، ص ۲۱).

کتاب «الگوی هنجاری رسانه ملی از دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی » تألیف ترکاشوند که با همکاری ناصر باهنر نگاشته شده نیز به دنبال تبیین الگوی هنجاری رسانه ملی بر اساس دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی ایران است. اهداف مؤلف بیشتر معطوف به تبیین و ارائه هنجارهای مطلوب در حوزه ساختاری، کارکردی و مشخصه های الگوی اسلامی هنجاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است (۱۳۸۹، صص ۱۶- ۱۵). همان گونه که پیداست، مؤلف این کتاب نیز با پذیرش نظریه هنجاری تلاش کرده است هنجارهای رسانه ملی را از لابه لای نظرات رهبران جمهوری اسلامی استخراج کند. آنچه در بیشتر این پژوهش ها مشترک است، توجه به نظریه های هنجاری برای تبیین رسانه در جمهوری اسلامی ایران است؛ اما در کنار تلاش های یاد شده پژوهشی نیز مبتنی بر نظریه فطرت صورت گرفته است که از آن به عنوان الگوی میان رسانه ای مبتنی بر فطرت یاد می شود. این ایده معتقد است که فطری بودن، اساس ارتباطات در اسلام است و لازمه رسانه اسلامی نیز به شمار می آید و نتیجه می گیرد که مبادله معنا (ارتباطات) در اسلام بر اساس فطرت بنا می شود و رسانه های ارتباطی نیز باید بر همین اساس ترسیم شوند (فیاض، ۱۳۸۶، ص ۳۴۰). فیاض در مقاله خود معتقد است، با توجه به فطرت ، به ارتباطات میان فرهنگی می رسیم؛ در این نوع ارتباطات، فرهنگ ها در سراسر جهان اعتبار دارند و هیچ فرهنگی بر فرهنگ دیگر برتری و هژمونی ندارد (همان، ص ۳۵۱). این نظر در برابر نظریه ارتباطات جهانی قرار می گیرد و با اندکی تغییر در الگوی جدید، معادل نظریه همگرایی دکتر مولاناست (شکرخواه، ۱۳۷۱).

در هر حال الگوی میان رسانه ای نیز به رغم استفاده از فطرت به عنوان پایه اصلی ایده خود نتوانسته است نظریه فطرت را به عنوان یک نظریه مستقل در حوزه رسانه طرح و تبیین کند و مدل های رسانه ای آن را ارائه نماید.

نظریه رسانه طراز انقلاب اسلامی

بسیاری از صاحبنظران ذات رسانه تجربی را ذاتی سکولار و برخاسته از مبانی و تئوری معرفت شناسی مغرب زمین و نگرش لیبرالیستی می دانند. اینان ضمن آنکه امکان بهره گیری از رسانه در حوزه دین را جایز نمی شمارند، رسانه دینی را تعبیری تناقض آمیز می دانند و معتقدند که به هیچ رو نمی توان به سازگاری میان رسانه به منزله محصولی غربی و سکولار با دین به منزل امری ارزشی یا قدسی قائل شد (پورحسن، ۱۳۹۰، صص ۸۴ – ۶۳). متفکران پیرو این رویکرد، وضعیت کنونی رسانه را نتیجه تمدن غرب تلقی می کنند که تمدن غرب نتیجه گریزناپذیر نظام سرمایه داری است.

والرشتین[۲] نیز نظام کنونی غرب و نیز جهانی شدن را همان گسترش نظام سیاسی، اجتماعی، فکری، فرهنگی و اقتصادی سرمایه داری و تفکر لیبرالی می داند (۱۹۷۴، ص ۳۹). به باور والرز[۳] دور جدید که همان دور صنعتی یا دور سرمایه داری سکولار غرب است، ویژگی هایی دارد که محدود به تفکر و اندیشه تمدن غربی است (۱۹۹۵، صص ۳۵ – ۳۲). رسانه به عنوان ممتازترین محصول غرب جدید، خصلتی سکولار یا سرمایه داری دارد و درواقع گسترده ترین فرایند تمدن غرب از زمانی شروع شد که رسانه ها به حوزه ارتباطات راه یافتند. رسانه ها ضمن آنکه سرشتی غربی و با ویژگی های معرفتی مغرب زمین دارند، شناخت ما از جهان تنها از دریچه این رسانه های غربی میسر می شود (مکلوهان[۴] ، ۱۹۶۴، ص ۳۵۶). در کشورمان نیز بسیاری از صاحبنظران حوزه ارتباطات معتقدند که نظریه های حوزه علوم ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی ازجمله نظریه های هنجاری (که در ایران بیشتر مورد توجه است) نظریه هایی هستند که فلسفه حاکم بر آنها به لحاظ روش شناسی ، معرفت شناسی و هستی شناسی سکولار است؛ یعنی انسان مدار، دنیامدار و سودمدار است (باهنر، ۱۳۸۸، ص ۱۸). حال آنکه روش شناسی، معرفت شناسی و هستی شناسی رسانه دینی و ارزشی و طراز انقلاب اسلامی ، با توجه به ماهیت دینی و اسلامی انقلاب اسلامی و دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی؛ امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای، محصول تعالیم الهی اسلام است و آخرت گرایی ازجمله محورهای اصلی آن به شمار می رود. جهان بینی اسلامی که مبتنی بر دین مداری، آخرت گرایی و تکامل همه جانبه مادی و معنوی بشر است، تفاوت های جدی و ماهوی مهمی با جهان بینی سکولار دارد. اینکه این تفاوت ماهوی در کجای نظریه هنجاری و غیرهنجاری خود را نشان می دهد، پرسشی اساسی است که در مراجعه و استفاده از نظریه های ارتباطات باید مورد توجه قرار گیرد؛ بنابراین ماهیت دینی و اسلامی انقلاب اسلامی از سویی و تأکید قوانین حاکم در نظام جمهوری اسلامی ایران (قانون اساسی، مقدمه) و نظر رهبران جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اصل تکلیف و مسئولیت محوری رسانه ها در جمهوری اسلامی از سوی دیگر، استخراج، تدوین و تبیین نظریه جدیدی برای رسانه طراز انقلاب اسلامی را ضروری ساخته است تا پس از آن، بتوان رسانه دینی را تبیین و بر اساس نظریه جدید و بومی، در زمینه های مدیریت، نیروی انسانی، محتوای پیام ، تولید پیام، ژانرها و… ، مدل و الگو ارائه کرد. در ادامه برای درک دقیق تر ضرورت های تبیین و ارائه نظریه بومی و دینی رسانه ها در جمهوری اسلامی و در طراز انقلاب اسلامی، لازم است به چند اشکال اساسی که به نظریه های وسایل ارتباط جمعی بویژه نظریه های هنجاری وارد است ، اشاره شود.

۱. پایه و اساس نظریه های رسانه ازجمله نظریه های هنجاری، مبانی علوم انسانی غربی است که املا غری توحیدی و غیردینی و سکولار است؛ و اصولا نمی تواند با مبانی اسلامی و دینی سازگار باشد (آیت الله خامنه ای، ۱۳۹۴).

۲. نظریه های هنجاری املا عرفی هستند. بر این اساس هر گروه انسانی چه کوچک و چه بزرگ هنجارهایی دارند که حاکم بر اعضای آن است (ترکاشوند، ۱۳۸۹، ص ۳۵)؛ بنابراین؛ در این تعریف و به تبع آن در نظریه های هنجاری ، قضاوت با انسان است و رفتار انسان ملاک هنجار بودن یا نبودن یک عمل به شمار می رود نه دین؛ اگرچه دین هم می تواند در قضاوت انسان نقش داشته باشد.

۳. نارسایی نظریه های رایج در تبیین رسانه دینی و طراز انقلاب اسلامی ؛ سیبرت[۵] معتقد است ، اصل و ریشه فلسفی همه نظریه های هنجاری به دو نوع نگاه املا متفاوت به رسانه ها بازمی گردد و سایر نظریه ها، صورت تغییر شکل یافته یا بازنگری شده همان دو نگاه یا نظریه کلی اولیه یا ناشی از تغییر منظر نظریه پردازان بوده است. این دو نگاه کلی عبارت اند از: ۱. اصل کنترل رسانه و ۲. اصل عدم کنترل رسانه (۱۹۶۳). سیبرت این دو نگاه را به ترتیب نگاه اقتدارگرایانه و نگاه لیبرالی به مطبوعات توصیف می کند و می گوید، تئوری های چهارگانه در اصل به دو تئوری کلی که ناشی از دو نگاه متفاوت یاد شده هستند بازمی گردد. بر اساس این تقسیم بندی، نظریه مسئولیت اجتماعی و کمونیسم روسی، شکل توسعه یافته یا تغییر شکل یافته دو تئوری اقتدارگرا و لیبرالی هستند (ترکاشوند، ۱۳۸۹، ص ۴۳). با توجه به این دیدگاه که از سوی مهم ترین نظریه پرداز نظریه هنجاری مطرح شده، این پرسش به میان می آید که دیدگاه های دینی و مدل های دینی در رسانه و حوزه فعالیت رسانه در جوامع ارزشی ازجمله در جمهوری اسلامی ایران جزو کدام دسته اند؛ اقتدارگرایانه یا لیبرالی؟

نظریه هنجاری مبتنی بر ارزش های اومانیستی است. نظریه های هنجاری همچون سایر نظریه های رایج در حوزه ارتباطات مبتنی بر ارزش های اومانیستی و سکولار است و املا مربوط به بعد زمینی و طبیعت انسان هاست و به مسائل و بعد معنوی آنها کاری ندارد. روش شناسی های غالب در علوم انسانی و ازجمله مطالعات ارتباطی و رسانه ای بر مبنای یک تقسیم بندی عبارت اند از: روش شناسی اثباتی، روش شناسی تفسیری و روش شناسی انتقادی. ماهیت این روش شناسی ها در پاسخ به پرسش های بنیادین زیر آشکار می شود: ماهیت واقعیت چیست؟ ، ماهیت انسان چیست؟ ، ماهیت علم چیست؟ و هدف از تحقیقات علمی چیست؟ پاسخ هر یک از این روش شناسی ها به پرسش های بالا نشانگر مبانی سکولاریستی و یا عدم سکولاریستی آنهاست؛ چنانچه دنیامداری ، انسان مداری، عقل مداری منفعت طلبانه، علم مداری و سودمداری را ازجمله شاخصه های سکولاریسم در مبانی فلسفی آن بدانیم، درمی یابیم که این روش شناسی ها بنیان های سکولار دارند و پژوهشگران ما را که در نظریه ها و روش های پژوهشی خود از آنها بهره می برند، به مقصدی دور از هدف های دینی و اسلامی نخستین خود رهنمون خواهند کرد (باهنر، ۱۳۸۸، ص ۱۸). بر همین اساس می تواند نتیجه گرفت که جهان بینی نظریه های هنجاری در هر شکل بر اساس مبانی جامعه و فکر سکولار تبیین شده اند و سکولار هستند؛ مثلا ملت در برابر امت، انسان محوری در برابر خدامحوری و ارزش های هنجارهای عرفی در برابر ارزش ها و باورهای دینی و اسلامی قرار دارند (همان، ص ۳۳).

۴. بر اساس نظریه هنجاری و همچنین بر اساس نظر صاحبنظران علوم ارتباطات در داخل کشور، رسانه در درون جامعه تعریف می شود و باید بر اساس هنجارهای رایج و اکثریت جامعه عمل کند[۶]. حال آنکه رسانه دینی یا طراز انقلاب اسلامی ابتدا و به ذات باید در چارچوب مصالح و بایدها و نبایدهای دینی و ارزش های انقلاب اسلامی و تکالیفی که برای آن معین شده است، عمل نماید و در درجه دوم نظر مخاطب را در نظر بگیرد. حال اگر هر دو نظر مخاطب و مصالح دینی و ارزش های انقلاب اسلامی جمع شوند که بسیار عالی است. در غیر این صورت از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی ازجمله آیت الله خامنه ای که صداوسیما جمهوری اسلامی ایران زیر نظر مستقیم ایشان اداره می شود، به هنگام تعارض بین جلب مخاطب و ارائه پیام ارزشی، لازم است اصالت / اصل را به پیام بدهد. ایشان در این باره می گویند: نکته چهارم این است که تأثیر برنامه را در مخاطب در نظر بگیرید، نه فقط افزایش بیننده را.

۵. حتی اگر بپذیریم که می توان بر اساس نظریه هنجاری که انعکاس خواست جامعه است، رسانه طراز انقلاب اسلامی داشته باشیم ، اولا؛ با توجه به وجود رسانه های داخلی و بین المللی ازجمله شبکه های داخلی و شبکه های برون

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *