تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ :

چکیده: مسأله نسخ در قرآن دارای اهمیت و ارزش حیاتی در حوزه فقه، اصول فقه، کلام و تفسیر است و بدون این علم، استنباط احکام وفهم مقاصد خداوندی در قرآن، امکان پذیر نخواهد بود.

شرق شناسان، توجیه تناقض ها در قرآن، اختلاف میان قرآن و سنت و اختلاف فتاوی فقها را زمینه های موجود اندیشه نسخ در میان مسلمانان می دانند.

لذا اساسی ترین مبحث، فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ می باشد که با بررسی دیدگاه علمای شیعه درباره نسخ، حکمت و انگیزه نسخ در قرآن از دیدگاه مسلمانان و تفاوت مبنایی آن با دیدگاه شرق شناسان توضیح داده شده است.

۱ – بررسی دیدگاه علمای شیعه درباره نسخ۱

شرق شناسان در مطالعات خود در حوزه نسخ، توجه بسیار کمی به نظریات مذهب شیعه داشته اند که همین مقدار نیز بعضا ازمنابع اهل سنت نقل شده و به ندرت با دیدگاه اصیل شیعی مطابقت دارد. به دلیل نیاز به تبیین اجمالی دیدگاه های شیعه در مواجهه با آرای شرق شناسان و انتخاب مبنایی برای نقد و بررسی آنها در این بحث برآنیم تا با مقایسه اجمالی آرای چند تن ازعلمای معاصر شیعه مانند: آیه الله… خویی(ره)، علامه طباطبایی(ره) و آیت ا… معرفت به عنوان قائلین نسخ و علامه عسکری به عنوان یکی از منکرین وقوع نسخ در قرآن به بررسی کیفیت واسلوب بحث این بزرگواران بپردازیم:

الف – دیدگاه آیه ا.. خویی(ره):

ایشان در مقدمه البیان فی تفسیر القرآن، ضمن ارائه دلیل بحث و بررسی آیات منسوخه می نویسند: این فصل، قسمت معظم و مهمی از آیات قرآن را که به صورت تعطیل درآمده است، از صورت تعطیل در می آورد و این ثروت عظیم را به نفع مسلمانان به جریان می اندازد. ایشان ضمن بیان تقسیم بندی های مختلف در مسأله نسخ، از نسخ تلاوت نه حکم، نسخ تلاوت و حکم و نسخ حکم نه تلاوت، مورد اخیر را پذیرفته و برای آن نیز دو صورت صحیح بیان فرموده اند. سپس با بررسی حدود ۳۶ آیه به اصطلاح نسخ شده، نسخ را در تمام آنها رد کرده و تنها قائل به وجود یک آیه منسوخ در قرآن کریم شده اند و آن هم آیه ۱۲ سوره مجادله، مشهور به آیه نجوی است. در بیان کیفیت نسخ نیز، نسخ حکم در قرآن را همان گونه که گفته شد به سه صورت تقسیم بندی کرده اند:

۱ – حکمی که به وسیله قرآن ثابت شده است با سنت قطعی و حدیث های متواتر یا به وسیله اجماع قطعی که کاشف از عقیده معصوم باشد، نسخ شود این نوع نسخ به نظر ایشان عقلاً و نقلاً اشکالی ندارد و اگر در موردی چنین نسخی ثابت شود، باید از آن پیروی نمود و اگر در موردی سنت متواتر و یا اجماعی محقق نیست در این صورت نسخ، مورد قبول واقع نخواهد بود زیرا نسخ باخبر واحد ثابت نمی شود.

۲ – حکمی که به وسیله قرآن ثابت شده است به وسیله آیه دیگری که ناظر بر آیه منسوخ بوده و حکم آن را بیان می سازد نسخ شود. این نوع نسخ نیز به نظر ایشان دارای اشکال و ایرادی نیست و آیه نجوی را از این گونه نسخ می دانند.

۳ – حکمی که به وسیله قرآن ثابت شده است، با آیه دیگری نسخ شود. بدین گونه که مفهوم آیه ناسخ هیچگونه نظارتی نسبت به مفهوم آیه منسوخ نداشته باشد وبه ظاهر و به طور صریح آن را بیان نکند بلکه تنها اختلاف و تضادی که در مفهوم این دو مشاهده می شود، ما را به وجود چنین نسخی هدایت کند و ناسخ بودن آیه متأخر و منسوخ بودن آیه متقدم را نشان دهد. ایشان وجود چنین نسخی در قرآن را رد می کنند۲.

ب: دیدگاه آیه ا… معرفت

ایشان ضمن بحث متقن و مفصلی در خصوص مسأله نسخ در جزء دوم “التمهید فی علوم القرآن” به بررسی حکمت وجود نسخ در احکام الهی پرداخته اند و از آن به عنوان یک ضرورت واقعی که برای مصلحت است، نام برده اند و در بحثی دیگر، بخشی از مطالب خویش را به بررسی نسخ در قرآن کریم اختصاص داده اند و متذکر می شوند که مسأله نسخ از جمله مباحثی بوده است که موجب طعن دشمنان اسلام نسبت به کتاب آسمانی قرآن شده است که چگونه ممکن است در قرآن، آیات منسوخ الحکم باشد که هیچ فایده ای، جز قرائت و تلاوت بر آن مترتب نباشد؟

ایشان سپس پاسخ می دهند که این دسته دچار غفلت شده اند چرا که ثبت آیه ای در قرآن تنها برای بیان حکم و تشریع نیست و برای رفع شبهه مذکور متذکر شده اند که

اولاً: فایده قرآنی در حکم تشریعی، به تنهایی نیست بلکه تشریع، یکی از اهداف متنوع و بسیاری است که قرآن به خاطر آن نازل شده است. دلیل ما بر این مسأله این است که آیات احکام در قرآن از ۵۰۰ آیه تجاوز نمی کند درحالی که آیات قرآن بالغ بر ۶۰۰۰ آیه در شئون مختلف است که متضمن هدایت عامه و معجزه جاویدی است که قرآن به واسطه آنها در طول تاریخ تحدی کرده است.

ثانیاً: بسیاری از آیات قرآنی به شئون خاصی مرتبط است و درمناسبت های خاصی نازل شده که عمومیت به اعصار و اجیال نداشته و به غیر از مسأله اعجاز و تحدی عمومی آن، هیچ اثری بر آن مترتّب نیست جز اینکه به مراحل دعوت اسلامی و حوادثی که بر آن گذشته است دلالت دارد. البته این بزرگترین فایده ماندگار آن است، همانند نصوص تاریخی که مراحل سیر زمان را برای عبرت حاضران و آیندگان بیان می کند. بنابراین دلالت داشتن این آیات به مراحل تشریع اسلامی از مرحله ای به مرحله دیگر از بزرگترین فایده های مترتّب بر این آیات است.

استاد معرفت، ضمن بیان تقسیم بندی انواع نسخ (آن گونه که آیت الله خوئی(ره) نیز بدان اشاره کرده اند) نسخ در حکم و نه در تلاوت را پذیرفته و دو مورد دیگر را از مصادیق تحریف قرآن دانسته اند. ایشان ضمن بحث و بررسی مفصل درباره ۲۲۸ آیه به اصطلاح منسوخه، ۲۰ مورد از این آیات را به عنوان آیه منسوخه پذیرفته اند. و در رأس همه آنها به بحث درباره آیه نجوی پرداخته و عنوان می کنند که در این آیه احدی مناقشه نکرده است۳. بنابراین درمقایسه آرای آیت الله خوئی(ره) و آیت الله معرفت در می یابیم که هر دو در میان اصناف نسخ، به نسخ در حکم و نه در تلاوت قایل اند و دو نوع دیگر از نسخ را مصداق تحریف قرآن دانسته اند، جز اینکه آیت الله معرفت قایل به ۲۰ مورد آیه منسوخه در قرآن هستند و آیت الله خویی(ره) تنها یک مورد (آیه نجوی)، را پذیرفته اند. اما آنچه که وجه اشتراک هر دو این بزرگواران است پذیرش امکان وجود نسخ و وقوع آن در قرآن کریم می باشد.

ج: نظر علامه طباطبایی(ره) درباره نسخ در قرآن:

علامه طباطبایی(ره) در پاسخ به پرسشی درباره نسخ در قرآن می فرمایند:

“بعضی ها اعتقاد دارند که نسخ در قرآن نیست و ظاهر کلامشان این است که آیات ناسخ و منسوخ نیست ولی بعضی از قسمت های آیات مثل اینکه قابل انکار نیست که ناسخ و منسوخ هستند مثل صدقه در نجوی که خیلی روشن است و درباره حکمی است که به نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده است که بعد از این، هریک از اصحاب بخواهند با شما به طور نجوی سخن گویند، باید مقدمتاً صدقه ای داده باشند و این صدقه را تنها امیرالمومنین علی(علیه السلام) به جای آورده است و از دیگران اصلاً کسی حول و حوش این مطلب نگشت۴”.

علامه(ره) بعد از ذکر چند مثال از آیات ناسخ و منسوخ می فرمایند:

“شاید از آیه ۱۰۶ سوره بقره روشن تر [از نظر دلالت بر نسخ] آیه ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره نحل می باشد که می گوید، چون آیه ای را به جای آیه ای تبدیل می کنیم می گویند، پیغمبر افترا زده است و به خدا نسبت دروغ داده است۵. در این آیه به خوبی نشان می دهد، آیات نسخ می شوند، تبدل و تبدیل در آن صورت می گیرد و معلوم است که مراد آیات قرآن کریم است و چون معاندین می گویند این تبدیل و تغییر از جانب محمد است نه از جانب خدا و او افترا زده است در آیه بعد می فرماید: بگو، این آیات را چه ناسخ ومنسوخ، جبرئیل که روح القدس است فرو فرستاده است تا موجب دلگرمی دلهای مؤمنان و هدایت و بشارت برای مسلمانان باشد.

و مرجع نسخ به تحدید زمان و امد مدت حکم منسوخ است، یعنی مدحکم سابق دائمی نبوده و تا زمان ورود حکم ناسخ بوده است و ابداً اشکال ندارد، بلکه حتماً باید نسخ در شرایع و احکام الهی بوده باشد زیرا که چه بسا احکامی به عنوان دوام تشریع نمی شوند و مصلحت و ملاک آنها در برهه ای از زمان است و نیز مصلحت نیست که به عنوان موقت بیان شود. یعنی بیان توقیت خلاف مصلحت است، در این صورت حکم را به طور مطلق تشریع می کنند و پس از استیفای مصالح و ملاکات مندرجه تحت آن حکم، آن حکم را نسخ می کنند. پس بازگشت نسخ به این است که به واسطه آیه ناسخ، بیان می شود که آیه منسوخ درامد خودش بیشتر حکم ندارد و نمی تواند بیشتر از امد و زمان خودش حکم داشته باشد و این مسأله تناقض و تضاد نیست بلکه بیان حکم است و حکم ها جور به جور است واگر دو حکم در ظاهر هم به صورت تضاد باشند معلوم است که تضاد حقیقی نیست. به اقتضای مصلحت، حکمی آمده است و بعد حکم دیگری آمده است.

موطن و مقتضیات عوض شده و حکم نیز تغییر کرده است و علّت اینکه بعضی اصرار به عدم نسخ در قرآن کریم دارند، این است که چنین می پندارند که این مسأله نسخ، موجب مسأله تضاد می شود. و در احکام نبایستی تضاد وجود داشته باشد و چون معلوم شد که مرجع نسخ به آن است که احدی آیتین امد و مدت آیه دیگر را بیان می کند که وقتش و زمان عملش چه اندازه بوده است دیگر مسأله تضاد معنی ندارد۶″

علامه طباطبایی(ره) همچنین در بیان کیفیت نسخ، نسخ قرآن با سنت متواتر و آحاد و نیز با اجماع قطعی را مردود می شمارد۷. ایشان پس از نقد و بررسی اقوال و گفتار پژوهشگران قرآنی در مورد آیه »ماننسخ« با توسعه دادن به مفهوم نسخ نتایج پنج گانه ای را می گیرد و می گوید: از بحث و بررسی ها در مورد آیه “نسخ” چند مسأله روشن می شود:

الف: نسخ تنها اختصاص به قلمرو و حوزه تشریع احکام ندارد، بلکه فراشمولی داشته و هر دو حوزه شریعت و تکوین را فرا می گیرد.

ب: نسخ، بدون تحقق ناسخ و منسوخ که دو رکن آن هستند هرگز صورت نمی گیرد.

ج: ناسخ، تمامی مصالح و یا حکمت و کمال منسوخ را در برمی گیرد.

د: ناسخ برحسب ظاهر با منسوخ در تنافی است و به جهت وحدت و نقطه اشتراک و وجه مشترکی که در بین هر دو وجود دارد، تناقض و تنافی ظاهری را مرتفع می سازد.

ه: نسبت در رابطه ناسخ و منسوخ همچون رابطه میان عام و خاص، مطلق و مقید و مجمل و مبین نیست زیرا در ناسخ و منسوخ تنها مصلحت و حکمی که میان دو تا موجود است، رفع تناقض و تنافی می نماید و سپس نتیجه می گیرد که براساس فهم دقیق آیات سه گانه نسخ تنها نسخ حکم و (درون مایه) آیات قرآن مراد شارع حکیم است نه تلاوت آن۸.

د: دیدگاه علامه سیدمرتضی عسکری:

علامه عسکری نیز در طیف طرفداران وقوع نسخ در حوزه شرایع قبلی و عدم وقوع آن در قرآن قرار می گیرد. درواقع ایشان به دور از هر توجه و تأثیری از تقسیم بندی های مختلف در مسأله نسخ، ضمن رد مقامی انواع نسخ در قرآن کریم، تصریح می کنند که در قرآن حتی یک آیه منسوخه نیز وجود ندارد.

ایشان، در ابتدا به معنای نسخ در لغت و اصطلاح پرداخته اند که نسخ در لغت به معنای از بین بردن چیزی با چیز دیگری است که در پی آن می آید و در اصطلاح اسلامی، نسخ عبارت از تبدیل احکام شریعتی به وسیله احکام شریعت دیگر است. ایشان سپس به بیان انواع نسخ قرآنی پرداخته و ضمن رد همه انواع آن تصریح می کنند که: “واقعیت این بوده است که خداوند سبحان، حکم موقّتی را با وحی غیرقرآنی بر پیامبرش نازل می فرموده و مسلمانان به آن عمل می کردند و بعد از تمام شدن مدت آن، خداوند آن را با وحی غیرقرآنی دیگری نسخ می فرمود یعنی ایشان را از منقضی شدن مدت حکم آگاه می کرد، سپس خداوند در وحی قرآنی خبر آن حکم و نسخ آن را اعلام می فرمود و جایز است در یک مورد یا بیشتر بگوئیم که حکم موقت بعد از اینکه با وحی غیرقرآنی نازل می شد و مسلمانان به آن عمل می کردند، بیان اینکه، آن حکم موقت نسخ شده، یکباره در قرآن نازل می شد بنابراین در قرآن یک آیه منسوخه هم نیست”۹.

۲- حکمت و انگیزه نسخ در قرآن از دیدگاه مسلمانان وتفاوت مبنایی آن با دیدگاه شرق شناسان

با بررسی دیدگاه علمای شیعه و آیات و روایات مربوط به نسخ، اجمالاً بدین نتیجه رسیدیم که نسخ در قرآن اتفاق افتاده است که از نوع نسخ الحکم دون التلاوه می باشد. هرچند قبلاً نیز کم وبیش اشاره شد. با نگاهی اجمالی به دیدگاه های مسلمانان و شرق شناسان درباره حکمت و انگیزه نسخ در قرآن، متوجه تفاوت مبنایی و فاحش بین این دو دیدگاه می شویم. لازم به تذکر است حکمت و انگیزه نسخ در قرآن از دیدگاه مسلمانان را می شود بر دو محور اساسی استوار ساخت:۱۰

۱ – آزمایش:

خداوند، بندگان را به حال خود رها نکرده است، بلکه هر از گاهی آنان را امتحان می کند تا سره از ناسره، راستگو از دروغگو و مومن از منافق شناخته شود.

“الم احسب الناس أن یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون” عنکبوت/۲.

راه های گوناگونی برای آزمایش وجود دارد. از جمله راه ها، آوردن حکمی است برای امتحان و بعد از گذراندن امتحان از سوی مردم حکم نسخ می شود و شکست خوردگان در امتحان و پیروزشدگان در آن مشخص می شوند. آیه نجوی چنین است و علی(علیه السلام) تنها پیروز این میدان می باشد.

۲ – حکمت دیگری که در آیات نسخ به چشم می خورد، این است که گاهی اوقات مقتضیات و مصالح زمان و جامعه، حکمی را می طلبد و زمان دیگر با شرایط و مصالح دیگر، حکمی دیگر را می طلبد. لذا به مقتضای هر شرایطی، حکمی می آید و حکم دیگر را از بین می برد و این همان نسخ است. پس حکمت دیگر خداوند در نسخ احکام، ایجاد فضایی سالم برای مسلمانان است تا در پرتو آن، راه خود را به سوی کمال بیابند و طی کنند.

توجه به آیات منسوخ و شرایط نزول آنها، نشان می دهد که زمینه برای بیان احکام اصلی در جامعه مهیا نبود. لذا با آوردن احکام موقت “البته بدون ذکر موقتی بودن آن”، زمینه برای اجرای احکام اصلی و دائمی فراهم می شد و لذا می بینیم که بعد از آماده شدن شرایط در زمان خودش، احکام دائمی (ناسخ) بیان می شد.

این درحالی است که شرق شناسان، زمینه هایی همچون حل تناقضات موجود در قرآن و اختلاف میان احکام قرآن وسنت و قرآن و فقه و… را به عنوان انگیزه پیدایش قاعده نسخ در قرآن قلمداد کرده اند. نقد اجمالی این دیدگاه ها موضوع بحث بعدی ما را تشکیل می دهد

.۳- نقد و بررسی آرای شرق شناسان درباره زمینه های پیدایش و گسترش نسخ در قرآن

۳-۱- وجود تناقض در قرآن

با مطالعه دیدگاه های نولدکه، بلاشر، بالجون، بل، برتون، پاورز و… در می یابیم که همگی آنان قائل به وجود نوعی تناقض در قرآن کریم می باشند که آن را عامل و زمینه ساز پیدایش اعتقاد به نسخ دانسته اند. البته به مرور زمان خود شرق شناسان نیز متوجه پایه های سست این دیدگاه شده وکمتر به این موضوع پرداخته اند. در میان مسلمانان نیز افرادی مانند نحّاس و دیگران که اندک ناسازگاری موجود در آیات قرآن را حمل بر نسخ کرده اند با این عملکرد خود مشوق طرح مسئله تناقض در قرآن از سوی شرق شناسان شده اند و در این جهت زمینه ساز بوده اند. البته شرق شناسان، قایل به تناقض در قرآن نیز در طرح این ادعای خود روشمند عمل نکرده اند تا بتوان به راحتی به نقد ادعاهای آنان پرداخت. در این میان بل و بالجون کار بالنسبه کامل تری ارائه کرده اند. گرچه این دو به نقد ادبی متن قرآن پرداخته اند ولی عدم آشنایی و تسلط آنان به سبک و اسلوب خاص قرآن، آفرینش های هنری در آن و موسیقی خاص کلمات قرآن موجب تلقی تناقض و ناهماهنگی میان آیات قرآنی شده است.

آن گونه که ما مسلمانان اعتقاد داریم، قرآن کریم تنها منبع و مرجع صحیح و تحریف نشده آسمانی است که از هر گونه باطلی از جمله تناقض مبراست:

“انه لکتاب عزیز لایأتیه الباطل من بین یدیه ولامن خلفه” فصلت/ ۱۴

آنچه که باعث تلقی تناقض در آیات قرآنی از سوی شرق شناسان شده است تفسیر سطحی و ناقص آیات بدون توجه به شرایط زمانی و مکانی نزول آنها، عدم توجه به سیاق آیات و سور، توجه به تفاسیر و قرائات شاذّ آیات بوده است.

اینک برخی از ادعاهای تناقض در قرآن را بررسی می کنیم تا بطلان آن ها روشن شود. البته به تناسب در بخش های دیگر نیز کم و بیش به مواردی از این دست پرداخته ایم.

الف – دیوید پاورز در آثار خود۱۱ به کرات این مسئله را گوشزد کرده است که آیه وصیت با آیه ارث نسخ شده است چرا که بین آن دو تناقض وجود دارد طبق این نظریه آیه:

“کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت إن ترک خیراً الوصیه للوالدین والاقربین بالمعروف حقّاً علی المتقّین” بقره/ ۱۸۰

با آیه ارث نسخ شده است

زیرا آئین ارث در اوائل اسلام به این کیفیت نبود بلکه همه اموال میت به فرزند وی می رسید و اگر به پدر و مادر هم چیزی از آن می دادند به وسیله وصیت بود و این آیه مربوط به همان وصیت است ولی بعداً آیات ارث نازل شد و آن حکم قبلی و وصیت مخصوص را که به جای ارث به کار می رفت، نسخ نمود. این است که می گویند آیه وصیت با آیه ارث نسخ شده است. ولی این نظریه از چند جهت مردود است، زیرا:

۱ – این حکم، گرچه در صحیح بخاری نقل شده است ولی خبر واحدی بیش نیست و خبر واحد نیز نمی تواند آیه قرآن را نسخ کند.

۲ – این مطلب متوقف بر این است که نزول آیه ارث متأخر از این آیه باشد ولی طرفداران نسخ نمی توانند آن را ثابت کنند و اما ادعای قطع و یقین که بعضی از علمای حنفی مذهب نموده اند، بر آنهاست که این ادعا را ثابت کنند.

۳ – از آیه وصیت چنین استفاده می شود که: شخص قبل از مرگش، می تواند برای قوم و خویش خود وصیت کند و این حکم مسلماً نسخ نشده است زیرا آنان در صورتی که میت فرزند دارد، نمی توانند ارث ببرند و آیه ارث در این صورت برای خویشاوندان سهمی معین نمی کند و اگر در مورد آنها وصیت شود، می توانند طبق وصیت سهمی از اموال میت ببرند و این حکم نسخ نشده و همچنان پابرجاست. وصیت برای پدر و مادر نیز همینطور جایز و نافذ است و نسخ نشده است.

۴ – گذشته از همه این ها، موضوع ارث بعد از وصیت جریان پیدا می کند، یعنی اگر میتّی وصیت داشته باشد مانند قروض و بدهی های وی، اول وصیت او را اجرا می کنند سپس در مابقی اموال وی احکام ارث اجرا می شود. خود آیه ارث نیز این ترتیب را گوشزد می کند آنجا که می گوید: “من بعد وصیه یوصی بها”. بنابراین، آیه ارث نه تنها وصیت را نسخ نمی کند، بلکه آن را تنفیذ و بر آن تأکید می نماید۱۲.

بنابراین نتیجه می گیریم برخلاف عقیده پاورز هیچ گونه تناقضی میان این دو آیه وجود ندارد و تلقی تضاد به برداشت نادرست از آیات برمی گردد.

ب – پاورز در مقاله ای می نویسد۱۳:

آیه سیف۱۴ ناسخ ۱۲۴ آیه دیگر از قرآن است! چرا که این آیه به مسلمانان دستور می دهد تا با کافران و بت پرستان بجنگند و این در تناقض با آن دسته از آیات است که خداوند در آنها مؤمنان را به صبر و شکیبایی در برابر کفار دعوت می کند. یکی از آیاتی که ادعا می شود با آیه سیف نسخ شده است آیه عفو اهل کتاب است:

“ود کثیر من اهل الکتاب لو یردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من بعد ما تبین لهم الحق فاعفوا و اصفحوا حتی یأتی الله بامره ان الله علی کل شیء قدیر” بقره / ۱۰۹

ملتزم شدن به نسخ آیه عفو اهل کتاب با آیه سیف متوقف به التزام به دو امر بی اساس و واهی است:

اول: باید ملتزم شد که برداشته شدن یک حکم موقت پس از پایان یافتن وقتش نسخ نامیده شود، درصورتی که آن را نسخ نمی گویند بلکه نسخ در صورتی است که حکم به ظاهر دائمی باشد زیرا اگر در موقع اعلان حکم، به وقت آن نیز گرچه به طور اجمال اشاره شود، آن حکم موقت و غیرثابت خواهد بود و با اتمام وقتش پایان می پذیرد.

دوم: اگر کسی آیه دوم را ناسخ آیه اول بداند، باید ملتزم شود بر اینکه اهل کتاب هم مانند مشرکان مشمول کلمه جهاد بودند و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) مأموریت داشت که با آنان نیز بجنگند، بدین گونه که نخست آنان را به سوی خدا و به توحید و یکتاپرستی دعوت کنند و اگر دعوت را نپذیرفتند آنگاه با آنان جنگ و جهاد کنند ولی جهاد با اهل کتاب به جز در چند مورد، جایز نیست.

بنابراین میان این دو آیه هیچ گونه رابطه ناسخ و منسوخ وجود ندارد و حکمی در این مورد نسخ نشده است وحکم هر دو آیه به جای خود ثابت و پابرجاست و یکی مبین و مفسر آن دیگری است و مفهوم دو آیه این است که با اهل کتاب باید مسالمت نمود و نباید با آنان جنگید (به مقتضای آیه اول) مگر در موارد خاصی از جمله در صورت خودداری نمودن آنها از دادن جزیه (به مقتضای آیه دوم)۱۵.

بقیه مواردی نیز که در آن ها تصور تناقض بین آیه سیف و دیگر آیات شده است ناشی از تفسیر ناصحیح آیات بوده است.

ج – عده ای از شرق شناسان مانند منیزس ولوی (Levy) ادعا کرده اند که میان آیه ۲۱۹ سوره بقره ۱۶ و ۴۲ سوره مائده ۱۷ تناقض وجود دارد، در حالیکه این دو آیه هیچ ارتباط موضوعی با یکدیگر ندارند و آیه اول درباره سؤال مسلمانان از حکم شرب خمر و آیه دوم درباره یهودیان است که به حرف های دروغ گوش فرا می دهند و حرام خوری می کنند که مفسران درباره تسمیه حرام به سحت، اقوال گوناگونی نقل کرده اند۱۸. همچنین لوی با این استدلال که خمر فقط مشروب برگرفته از خرما نمی باشد و خداوند، خود نیز به وجود انهارخمر در بهشت اشاره کرده است از تحریم خمر انتقاد می کند۱۹.

ولی حقیقت، این است که خمر به اعتبار مسکربودنش در قرآن به سه صورت در آیات ۲۱۹ سوره بقره، ۴۳ نسا۲۰ و ۹۱-۹۰ سوره مائده۲۱ ذکر شده است.

ولکن نباید از این نکته غافل شد که خمر بهشتی مطلقاً از نوع خمر دنیوی نیست و اثرات مخرّب آن را ندارد و قانون تحریم مسکرات نیز بعد از گذشت سالیانی از هجرت پیامبر به مدینه به تدریج وضع شد که در مرحله اول خداوند در آیه ۶۷ سوره نحل۲۲، خمر را از لیست اشربه طیب خارج نمود و سپس در آیه ۲۱۹ سوره بقره بیان فرمود که گناه خمر بیشتر از نفع آن است و در مرحله دوم در آیه ۴۳ سوره نساء اوقاتی را که شرب خمر در آنها روا بود را تحدید نمود تا برای نماز آمادگی پیدا شود و در مرحله سوم در آیه ۹۱-۹۰ مائده، خمر را بدون قید وشرط تحریم نمود. برخی از علمای مسلمان آیات ۹۱-۹۰ سوره مائده را ناسخ دو آیه قبلی می دانند ولی ما آن را مکمل آیات قبلی و غیرمتناقض با آنها می پنداریم۲۳ و معتقدیم سیر تشریع از آیه ۲۱۹ بقره تا ۴۳ نسا و ۹۱-۹۰ مائده کامل شده است. البته عده ای نیز آیه ۴۳ سوره نسا را که به آیه سکر نامبردار است منسوخ تلقی می کنند که ناسخش را نیز آیه ۲۱۹ سوره بقره می پندارند که قتاده، مجاهد و حسن بصری از آن جمله اند۲۴. اینان می گو یند آیه سکر، مستی و خوردن شراب را تنها در حال نماز تحریم می کند ولی آیه تحریم خمر (۲۱۹ سوره بقره)، این حکم را نسخ نموده و حکم دیگری را جایگزین آن کرده است و آن اینکه حرمت خمر و مستی در تمام حالات ثابت است و به حال نماز اختصاص ندارد. حضرت آیه الله خویی (ره) در این باره می فرمایند۲۵:

اولاً: این آیه به هیچ وجه دلالت بر جواز شراب خوردن در غیر حال نماز ندارد تا با آیه تحریم خمر نسخ گردد.

ثانیاً: قبل از نزول آیه، شراب حرام بود، پس چگونه می توان گفت که از این آیه جواز شراب خوردن استفاده می شود و با آیه دیگری نسخ شده است. روایات نیز مؤید سخنان ماست. از آن جمله روایت عبدالله بن عمر است که می گوید: در تحریم شراب، سه آیه نازل شده است. نخستین آیه این بود:

“یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما” بقره/ ۲۱۹

عبدالله می گوید: چون این آیه نازل شد، عده ای گفتند: شراب حرام شد. عده ای دیگر گفتند یا رسول الله بگذار ما از همان منافع اش که پروردگار بدان اشاره نموده است، استفاده کنیم. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در برابر خواسته آنان سکوت اختیار کرد. تا آیه دوم نازل شد و آن آیه این بود:

“و لا تقربوا الصلاه و أنتم سکاری” نساء/ ۴۳.

ابومیسره نقل کرده است که چون آیه تحریم شراب نازل شد، عمربن خطاب گفت: خداوندا حکم شراب را برای ما روشن تر از این بیان کن! آنگاه این آیه نازل شد:

“یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر” بقره / ۲۱۹

این آیه برای عمر خوانده شد ولی قانع نشد و عرضه داشت: خداوندا حکم شراب را روشن تر بیان کن: این آیه فرود آمد:

“یاایها الذین آمنوا لاتقربواالصلاه و أنتم سکاری” نساء/ ۴۳

در پی این آیه روشنگر بود که عمر قانع شد.

ج – یکی از شرق شناسان بنام هیوز”Hughs” می نویسد۲۶: “همه مفسران قبول دارند که آیه ۲۴۳ سوره بقره بعد از آیه ۲۴۰ همان سوره نازل شده است و ناسخ آن می باشد”. اما اگر به دقت این دو آیه را بررسی کنیم، می فهمیم که هیچ تعارضی با یکدیگر ندارند و به حقیقت آنها پی می بریم. آیه ۲۳۴ بقره این است:

“والذین یتوفّون منکم ویذرون ازواجاً یتربصن با نفسهن اربعه أشهر…”

و آیه ۲۴۰ سوره بقره:

“والذین یتوفون منکم و یذرون ازواجاً وصیه لازواجهم متاعاً الی الحول…”

در آیه ۲۳۴ بقره، زن بیوه مکلف شده است که به مدت ۴ ماه و ۱۰ روز عده نگه دارد و بعد از آن ازدواج کند و آیه دوم یکی از حقوق اقتصادی زن بیوه را بیان می کند که می تواند در خانه همسرش به مدت یک سال پس از فوت وی اقامت گزیند. پس می بینیم که این دو آیه هیچ گونه تناقضی با یکدیگر ندارند.

۳- ۲- اختلاف میان احکام قرآن و سنت

یکی از پیش زمینه هایی که از نظر شرق شناسان باعث پیدایش و گسترش قاعده نسخ شده است، اختلاف میان احکام قرآن و سنت می باشد. در فصل پیش، نظریات بل و برتن را در این زمینه ذکر کردیم که طبق آن سنت می تواند ناسخ قرآن باشد و چون بین این دو اختلاف و تضاد وجود دارد، قاعده نسخ در تطبیق سنت با قرآن می تواند کارساز باشد. قبل از ورود به اصل بحث، نگاهی دوباره به دیدگاه شرق شناسان درباره امکان نسخ قرآن با سنت و برعکس می کنیم و آنگاه وارد اصل بحث خواهیم شد که آیا از نظر مسلمانان اصولاً اختلاف میان قرآن وسنت می تواند متصور باشد و یا خیر؟ و در صورتی که چنین اختلاف وجود داشته باشد از نظر اصولی، کدام یک از این منابع بر دیگری تقدم دارد و…

۳ -۲ – ۱ – نگاهی دوباره به دیدگاه شرق شناسان درباره امکان نسخ قرآن باسنت

یکی از مسایل مهم در بحث نسخ، امکان نسخ قرآن با سنت می باشد. برتن، پس از بیان این نکته که نسخ قرآن با قرآن و سنت با سنت مورد توافق اکثریت اصولیان قرار دارد وارد بحث امکان نسخ قرآن با سنت می شود.

وی طیف وسیعی را به عنوان موافق نسخ قرآن با سنت معرفی می کند و در مقابل مخالفین را به افرادی مانند شافعی محدود می سازد.

شافعی با اشاره به آیه ۱۰۶ سوره بقره بر این مطلب پا فشاری کرده است که خداوند در این آیه به صراحت بیان کرده است که تنها قرآن می تواند قرآن را نسخ کند وسنت این امتیاز را ندارد، کارکرد سنت نسبت به کتاب کارکردی ثانویه است که می تواند احکامی شبیه احکام قرآن را تأسیس کند و علاوه بر آن، برخی از آیات قرآن را که معنایی عام دارند، تفسیر کرده و توضیح دهد۲۷.

برتن، تلاش می کند امکان نسخ قرآن با سنت را تقویت کند و این کار را از یک سو با تأکید بر تلاش علمای مخالف شافعی انجام می دهد و از سوی دیگر چنین اظهار عقیده می کند که “تفسیر شافعی از آیه ۱۰۶ سوره بقره بر اثر جو غالب زمان بر او تحمیل شده بود. به نظر برتن رویکرد شافعی به مسئله نسخ از دو جنبه قابل بررسی است. نفی این موضوع که سنت نمی تواند جایگزین قرآن شود، نتیجه این استنتاج بوده است که توسل به نسخ موهم تناقض قرآن وسنت می باشد که این مسئله خطر بزرگی برای اعتبار سنت بوده و آن را زیر سؤال می برد. دومین جنبه از بحث شافعی این است که وی این نظر خود را به منظور جلوگیری از تطبیق فقه مذاهب مختلف با قرآن طراحی کرده است”۲۸.

برتن در رد نظریات شافعی، نظر غزالی را نیز نقل کرده است.

“هیچ شکی نیست که پیامبر با اراده شخصی خود نمی تواند قرآن را نسخ کند و این کار را با اذن الهی انجام می دهد حتی اگر بگوئیم پیامبر این کار را از روی اجتهاد شخصی انجام می دهد، اجازه این کار را نیز از جانب خداوند دریافت کرده است. بنابراین خداوند، ناسخ اصلی است که این کار را از طریق واسطه (پیامبر) انجام می دهد. کلام خداوند منحصر به فرد است که آن را به دو شیوه بیان می کند، یکی از طریق قرآن و دیگری از طریق سنت است که در هر دو پیامبر واسطه می باشد. هیچ آیه ای از قرآن عالی تر از آیه دیگر نیست و منظور از نسخ در آیه ۱۰۶ سوره بقره نیز اتیان اوامر و احکامی برتر می باشد”۲۹

غزالی معتقد است قرآن می تواند توسط سنت یا قرآن نسخ شود و سنت نیز ممکن است با قرآن و سنت نسخ شود، چون هر دوی آنها کلام الهی می باشند۳۰.

به نظر برتن از آنجایی که با مراجعه به قرآن می توانیم شاهد موارد نسخ باشیم و خود لفظ نسخ نیز در قرآن وجود دارد، نظریات نسخ به آسانی ظاهری با مجوز قرآنی گرفته اند. طرفداران نسخ قرآن با سنت نیز بر همین اساس می توانند ادعا کنندکه این مسئله به تناوب در طول ایام رسالت اتفاق افتاده است۳۱.

بنابراین، برتن از یک طرف، نظریات موافقان نسخ قرآن با سنت و برعکس را پررنگ کرده و بر آنها تأکید می کند و از طرف دیگر رویکردها ونظریات شافعی را در راستای گریز وی از توهم تضاد میان قرآن وسنت ارزیابی می کند. پس چنین به نظر می رسد، برتن تلویحاً قائل به تضاد مابین قرآن و سنت است و از نسخ نیز به عنوان راه حلی برای خروج از این تضاد یاد می کند. وی ابراز می دارد که عده ای از دانشمندان، فارغ از نظریات شافعی به بحث نسخ قرآن با سنت و برعکس پرداختند. نمونه ای از نسخ قرآن با سنت در نظر برتن حکم زناست.

دانیل براون درباره نسخ قرآن با سنت می نویسد:

“مسلمانان درعصر قدیم، میان منابع معتبر (قرآن سنت، اجماع و…)تمایز چندانی قائل نبودند که امروزه قابل تشخیص باشد. در آن دوران، قرآن، سنت پیامبر و صحابه و خلفای چهارگانه در یک سطح به عنوان طیف وسیعی از سنت شناخته شده بود که حالت وحیانی برای آنها تصور می شد.

در طول مدتی که این منابع به صورت وسیع و سازمان نیافته ای در تربیت اخلاقی مردم بکار می رفت هیچ نیازی به تبیین ماهیت و رابطه آنها با یکدیگر احساس نمی شد ولی این رویکرد سازمان نیافته در مواجهه روزافزون با فضای [مجادلات] مذهبی و سیاسی گوناگون نمی توانست دوام بیاورد. پس از اینکه جامعه تحت تأثیر این مجادلات قرار گرفت، نیاز به پشتوانه ای قوی برای دیدگاه های شخصی به منظور تضعیف دلایل مخالفان پدید آمد. این امر نیاز به رتبه بندی منابع موصوف داشت تا اینکه شواهد و دلایل یک طرف تأیید و دلایل طرف مقابل رد شود. این امر ربطی به قواعد جدید فقهی (اصول فقه) نقد حدیث (علوم الحدیث) و نسخ (ناسخ و منسوخ) نداشت. رویکرد جدید به رابطه قرآن و سنت در این فضای مجادله آمیز شکل گرفت. در این میان دو دیدگاه ظاهراً متفاوت پی ریزی شد. طبق دیدگاه اول، متن قرآن به عنوان تنها متن وحیانی غیرقابل تحریف شناخته شد که محصول خواست الهی بدون دخالت بشر بوده است. از طرف دیگر سنت هم طراز با قرآن به عنوان فرآورده ای وحیانی عنوان می شود که از یک منبع منشأ گرفته و اعتباری همسان دارد. این دیدگاه از احادیثی برمی آید که رابطه میان قرآن و سنت را تبیین و بر وحیانی بودن سنت تأکید می کردند. اینکه گفته شود قرآن نظیری ندارد و از طرف دیگر سنت نیز هم طراز آن فرض شود، باعث بروز تضاد می شد. این تضاد در دیدگاه های سنتی که از سنت به عنوان وحی غیرمتلو و از قرآن به عنوان وحی متلو یاد می کردند گنجانده شد. البته این تفکیک صوری بود. این فرمول برتری قرآن را در زمینه مذهبی و عبادی حفظ می کرد در عین حال که اعتبار همسانی برای سنت به عنوان منبعی معتبر متصور می شد. در قرآن، الفاظ و احکام دارای منشأ وحیانی می باشد ولی در سنت، مضمون احکام دارای منشأ وحیانی اند. شافعی نیز به نظر می رسید از این فرمول آگاه بوده و وحی را به وحیی که پیامبر می خواند (قرآن) و وحیی که می نوشت (سنت) تقسیم کرده بود. تا زمان ابن قتیبه این تئوری به شکل مطلوبی درآمد که در بحث های اصولیان و مخصوصاً به عنوان ابزاری برای برخورد با مسئله نسخ مورد استفاده قرار می گرفت.

ایده نسخ بر این پایه مبتنی است که برخی از احکام قرآن و سنت توسط خداوند ابطال شده اند. در مناقشات علم اصول، سؤال مهم این است که آیا سنت می تواند حکمی از قرآن را نسخ کند و یا قرآن می تواند به عنوان ناسخ سنت تفسیر شود؟ فقهای پیش از شافعی با این دو شکل از نسخ هیچ مشکلی نداشتند و فرق زیادی بین این دو منبع نمی دیدند. اما متکلّمان با این دیدگاه مخالفت کردند چون ارزش کمتری برای سنت در قیاس با قرآن قائل بودند و معتقد بودند که قرآن از هر جهت مقدم بر سنت است. بعد از شافعی با تضعیف دیدگاه اهل قرآن، دیدگاه قبلی نسبت به نسخ دوباره نمایان شد که دید بسیار بازتری به مسئله داشت وبر طبق آن اعتقاد به منشأ الهی سنت دوباره خود را نمایان ساخت. و در نتیجه اشارات بیشتری به ماهیت وحیانی سنت به عنوان ابزاری برای توجیه نسخ قرآن به میان آمد. ابن قتیبه، نمونه ای از طرفداران این مکتب بود که اعتقاد داشت نسخ قرآن با سنت و برعکس امکان پذیر است۳۲″

مؤلف سپس به این مطلب اشاره می کند که وحیانی دانستن سنت به عنوان پشتوانه ای برای نقش کلیدی آن در تفسیر قرآن عمل می کند. وی به نقل از برتن این جمله را نقل می کند که قرآن نیاز بیشتری به سنت دارد تا سنت به قرآن. بنابراین با یک نگاه کلی به این نتیجه می رسیم که وی نیز دیدگاهی شبیه برتن در این زمینه دارد.

دیوید پاورز نیز در رابطه با نسخ قرآن با سنت و برعکس، به نقل نظریات نحّاس اکتفا نموده است۳۳

۳- ۲ – ۲ – نقد و بررسی

الف: مقدمه

در تعریف لفظی سنت گفته اند: سنت طریقه مستقیم محمود است به همین دلیل می گویند فلان من اهل السنه. سنت روش عادت شده را نیز گویند خواه نیک باشد خواه بد مانند قول رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده است: “من سن سنهً حسنهُ فله اجرها و اجر من عمل بها إلی یوم القیامه و من سن سنه سیئه کان علیه وزرها و وزر من عمل بها الی یوم القیامه”. همچنین از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که “لتتبعن سنن من کان قبلکم۳۴”

ابوریه می نویسد: “سنت از نظر لغت به معنای طریق پیروی شده و روش دنبال شده است که جمع آن سنن باشد…”۳۵.

صبحی صالح می نویسد: “نظریه غالب میان محدثان به ویژه متأخران این است که حدیث و سنت مترادفند و یکی به جای دیگری قرار می گیرد، پس هریک از آنها قول، فعل وتقریر یا صفتی است که به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منسوب است، جز اینکه در نظر گرفتن اصول تاریخی این دو لفظ وجود بعضی از تفاوت های ظریف در استعمال لغوی و اصطلاحی را تاکید می کند۳۶”

با توجه به تعاریف بالا می توان گفت: حدیث، کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یا معصوم(علیه السلام) وسنت فعل و تقریر آن حضرت است که به مرور این دو به هم نزدیک شده و یک معنی پیدا کرده اند. پس کلامی که از دهان مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خارج می شده یا قرآن بوده یا حدیث قدسی یا کلام خود آن حضرت یعنی حدیث.

نظر محدثان، به ویژه متأخران این است که حدیث وسنت، مترادف و مساوی اند که یکی به جای دیگری قرار داده شده است که در این صورت هر دو به معنای قول، فعل، تقریر یا صفت پیامبر است.

سنت در اصطلاح فقها عبارت است از “گفتار پیامبر یا فعل و یا تقریر او” منشأ این اصطلاح امر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به پیروی از سنت اوست. اما در اصطلاح فقهای امامیه سنت عبارت است از “گفتار معصوم یا فعل یا تقریر او” چرا که نزد ایشان سخن معصومین از خاندان پیامبر به منزله سخن پیامبر بوده، حجت بر بندگان می باشد.

امامان معصوم از جانب خداوند عهده دار بیان احکام واقعی بوده، مصدر تشریع اند و از این رو سخن ایشان، سنت است نه آنکه حکایت از سنت باشد، برخلاف کسانی که تنها گفته پیامبر را نقل یا براساس استنباط و اجتهاد خود فتوا صادر می کنند. اگر شخصی به نحو قطعی به سنت دست یابد، مانند آنکه، خود از معصوم(علیه السلام) سخنی را بشنود، حکم واقعی را از مصدر آن گرفته و می تواند براساس آن عمل کند و گرنه باید به احادیث که ناقل سنت اند رجوع کند۳۷.

حدیث و سنت بیانی برای قرآن و تفسیر کلام خداوند و متمم قوانین، ضوابط و حقایق مخفی در قرآن مجید است. همچنان که می فرماید:

“و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدیً و رحمه لقوم یؤمنون” نحل/۶۴

بنابراین، حدیث و سنت، تفصیل و بیان بسیاری از مطالب مجمل و تفسیر برای بطنهای قرآن و مقیدکردن موارد مطلق آن و بیانی برای بسیاری از مفاهیم به ظاهر غریب است۳۸.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، مبین قرآن و برترین معلم آن است. رسولی که قرآن درباره اش می فرماید: “ماینطق عن الهوی إن هو الاّ وحی یوحی”. طبق این گفتار، سنت آن حضرت مهم ترین کلمات و مطالب را در بردارد و حائز اهمیت است و حجّت قاطع محسوب می شود. بنابراین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برای بیان وحی و کتاب الهی و احکام و شریعت دین مبعوث شده است تا مردم را هدایت و تزکیه نماید. ما برای آموختن کتاب خدا و دستورات زندگی و دینمان به دانستن گفتار و کردار آن حضرت نیازمندیم و به همین دلیل، سنت آن حضرت پس از قرآن کریم بالاترین ارزش و جایگاه را دارد۳۹.

درمورد نسخ قرآن به وسیله سنت، نظرات گوناگونی از جانب اندیشمندان مسلمان اعم از سنی و شیعی ابراز شده است. همان گونه که قبلاً نیز ذکر شد، حضرت آیه الله خویی(ره) نسخ قرآن با سنت متواتر را عقلاً و نقلاً جایز می داند. علامه طباطبایی (ره) نسخ قرآن با سنت متواتر را نیز قبول ندارد و در این زمینه با شافعی هم نظر است۴۰.

اما برخی از علمای اهل سنت عقیده دارند که خبر واحد نیز توان نسخ قرآن را دارد۴۱. آنچه اجمالاً در این باره باید بگوئیم، این است که گرچه نسخ قرآن با سنت عقلاً و نقلاً جایز است ولی تاکنون موردی در این زمینه مشاهده نشده است.

در مورد نسخ سنت عده ای عقیده دارند که ناسخ سنت باید سنت باشد یعنی در ناسخ و منسوخ باید هم جنس بودن آنها رعایت شود یعنی بر این اساس قرآن نمی تواند سنت را نسخ کند مگر آنکه از سوی سنتی دیگر تأیید شود۴۲. اما چون در اسلام از قرآن بالاتر چیزی وجود ندارد، پس قرآن می تواند سنت قبلی را نسخ کند و از جمله مصادیق این نوع نسخ، تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه می باشد۴۳.

نسخ سنت با سنت متواتر نیز در صورت مساوی الدلاله بودن ممکن است که آن نیز به ندرت وقلت است مانند: “کنت نهیتکم عن زیاره القبور واَلافزروها”۴۴

ب – نقد و بررسی

آنچه که از بحث های پیشین به دست می آید، آن است که ۱ – بنا به دیدگاه مختار علمای شیعه گرچه نسخ قرآن با سنت عقلا و نقلا جایز است ولی وقوع نیافته است بنابراین با ابطال حکم (نسخ قرآن با سنت) ابطال فرض (اختلاف میان قرآن و سنت) نیز لازم می آید. یعنی چون نسخی درواقع صورت نگرفته است بنابراین اختلافی نیز میان احکام قرآن و سنت نباید وجود داشته باشد.

۲ – سنت، منبعی با منشأ وحیانی است که پس از قرآن کریم بالاترین ارزش و جایگاه را دارد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *