تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن شامل 69 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی مثنوی جمال و جلال و سراینده آن :

مثنوی جمال و جلال تصنیف محمّد نزل آباد. مقدمه و تصحیح: شکوفه قبادی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. ۱۳۸۲. ۱۹۰ صفحه.

چکیده

جمال و جلال مثنویی است عاشقانه تمثیلی با درونمایه عرفانی، و به اهتمام شکوفه قبادی در سال ۱۳۸۲ در تهران (مرکز نشر دانشگاهی) چاپ شده است. مصحّح، این مثنوی را سروده شاعری ناشناخته به نام محمّد نزل آباد (از سرایندگان قرن نهم هجری) دانسته است و درباره او اطّلاعاتی به دست نداده.

نویسنده مقاله پس از مطالعه دقیق منظومه یاد شده، و از طریق تخلّص شاعر که امینی بوده و در مثنوی جمال و جلال ذکر گردیده، به شناخت هویّت کامل سراینده توفیق یافته است و او را امین الدین نزل آبادی دانسته که دولتشاه سمرقندی در تذکره الشعراء خود شرح حالش را آورده است. نویسنده مقاله در ادامه، پس از شناخت هویّت سراینده مثنوی جمال و جلال ممدوح او را نیز شناسانده که همانا خواجه فخرالدین اوحد مستوفی از خاندان مستوفیان سبزوار و از علما و فضلای روزگار خود است.

در سال ۱۳۸۲ مرکز نشر دانشگاهی منظومه ای عرفانی به تصحیح شکوفه قبادی منتشر کرده با نام مثنوی جمال و جلال که مصنّف آن شاعری ناشناخته به نام محمّد نزل آباد معرفی شده است. این مثنوی شرح حالات عاشقی است به نام جلال که مجبور می شود از کوه و بیابان عبور کند و موانع مختلف را از سرِ راهِ خود بردارد تا به معشوق خود جمال برسد. تاریخ سرودن این اثر، بنابر یکی از ابیات مثنوی، سال ۸۰۸ هجری است:

هفت صد و هژده و نود افزون تا رسول آمده ز مکّه برون
که شد این دفتر لطیف تمام یافتم زین کلام مفلق۱ کام

(بیت ۸ ۴۷۱۷)

نام شاعر نیز از روی ابیات دیگر وی حدس زده شده است، آنجا که می گوید:

بیهقم سبزوار دین آباد جای من خاک پاک نَزْل آباد
نام نیکو محمّدم به یقین لقب و شهرتم بگو تو چنین

(بیت ۹ ۴۷۲۸)

امّا این محمّد نزل آباد، یا صحیح تر بگوییم نزل آبادی، که بوده است؟ وی در مثنوی خویش اطلاعات دیگری درباره خودش به ما داده است. ازجمله گفته است که مثنوی خود را در شهر مشهد رضوی تمام کرده است (بیت ۶ ۴۶۹۴). مهمتر از این، وی در چند جا از حامی خود به نام فخرالدّین یاد کرده و او را «حضرت آصف» خوانده است. این شخص نیز برای مصحّح ناشناخته بوده و نوشته است که ابیات مثنوی «هیچ نوع اطّلاعی درباره هویت او به ما نمی دهند» (مقدمه، صفحه سیزده).

در اینکه نام این مثنوی جمال و جلال است هیچ تردیدی نیست، چه خود شاعر به صراحت از اثر خویش با همین عنوان یاد کرده است (ابیات ۴۷۰۸ و ۴۷۱۲). امّا این عنوان در میان منظومه های فارسی در فهرست نسخه های خطّی فارسی، تألیف احمد منزوی، یا در فهرستهای نسخه های خطّی موجود در ایران نیامده است. ظاهرا فقط یک نسخه از این اثر در کتابخانه دانشگاه اوپسالا (در سوئد) موجود بوده و متن حاضر نیز از روی همان نسخه تصحیح و چاپ شده است.

دست نوشت این مثنوی را که مصحّح برای چاپ به مرکز نشر سپرده بود نگارنده دیده بود و متوجّه اهمیت این اثر از لحاظ ادبی و عرفانی شده بود، ولی بعد از چاپ چون به مطالعه دقیق تر آن پرداخت سر نخی پیدا کرد که با آن توانست هم هویت مصنّف و هم هویت ممدوح او را معلوم کند.

این مثنوی عاشقانه در بحر خفیف سروده شده، و در ضمن مثنوی، مانند بسیاری از مثنویهای داستانی سده هفتم و هشتم و نهم گاهی غزلهایی هم آمده است و در این غزلها شاعر تخلص خود را امین ذکر کرده است. یکی از این غزلها را شاعر از زبان مطربی چنگی در مجلسی که جمال و جلال به هم رسیده اند بیان کرده و شاعر در این غزل نام جمال و جلال را آورده و در بیت آخر، از زبان حال زهره، شاه را دعا کرده است:

هست هنگام عیش و روز وصال بر سر تخت با جمال و جلال
ساقیان مهر و چاوشان چو فلک مطربان بدر و چنگیان چو هلال
یارب این عیش را مبادا غم یارب این بخت را مباد زوال
با جمال است حسن جاویدان با جلال است نیز جاه و جلال
روز عیش است ساقیا در جام باده ناب ریز مالامال
غیر معشوق و باده و مطرب هست عالم همه خیال محال
چون امین زهره بر فلک گوید شاه بادا به دولت و اقبال

(ابیات ۸۰ ۴۰۷۴)

در غزلهای دیگر نیز این تخلص تکرار شده است. مثلاً در یکجا می گوید:

چو امین دم به دم که دیده من در فراقت کند گهرباری

(بیت ۳۱۶۸)

و در غزلی دیگر می گوید:

چون امین جوهر فراق نگار به وصال ار خرد خرد مفروش

(بیت ۳۲۱۴)

حتی در ضمن ابیات مثنوی هم در یکجا تخلص خود را آورده است:

گنج معنیست پندهای امین سر مخزن گشا و نیک ببین

(بیت ۱۱۹۱)

در بیت ۴۷۲۹ نیز که قبلاً نقل کردیم لفظ چنین` صحیح به نظر نمی رسد و ظاهرا تصحیف امین است و مصراع را باید بدین گونه خواند: «لقب و شهرتم بگو تو امین». (لفظ نیکو `در مصراع اوّل همان بیت هم شاید مصحَّف باشد).

باری، با پیداشدن تخلّص امین گام مهمی در شناخت هویت کامل شاعر برداشته شده است. شاعری که در قرن نهم می زیسته، اهل بیهق سبزوار بوده و نزل آبادی خوانده می شده و امین تخلص می کرده است کسی جز امین الدّین نزل آبادی نبوده است و خوشبختانه دولتشاه سمرقندی این شاعر را معرفی کرده و در حق وی گفته است که «انواع فضیلت و حَسَب با نَسَب سیادت ضمّ داشت»، چنان که خود نزل آبادی هم در ابیاتی از جمال و جلال به حَسَب و نَسَب خود اشاره کرده گفته است:

گرچه دارم ز جدّ و باب شرف هستم از صدق بنده آصف
جدّ من تا به آدم است امیر جملگی پادشاه و میر و وزیر

(ابیات ۷ ۴۷۲۶)

دولتشاه سپس حکایتی از امین الدّین را همراه با یکی از غزل های او بدین شرح آورده است:

امیر امین الدّین مرد ظریف و خوش طبع بوده، با مولانا کاتبی و خواجه علی شهاب در شاعری دعوی می کند. گویند که جمعی از شعرا و فضلا تحسین قصیده شتر حجره مولانا کاتبی می فرمودند، امیر امین الدّین در بدیهه این قطعه بگفت:

اگر کاتبی در سخن گه گهی بلغزد برو دق نگیرد کسی
شتر حجره را گر نکو گفت لیک شتر گربه ها نیز دارد بسی

و امیر امین الدّین را در مثنوی گویی طبع فیّاض بود و چند کتاب مثنوی پرداخته، مثل کتاب «شمع و پروانه» که آن را مصباح القلوب نام کرده و داستان «عقل و عشق» که آن را به سلوه الطالبین موسوم ساخته، و قصّه «فتح و فتوح» و غیر ذلک. و این غزل او راست:

دیده چون آینه رویِ تو دیدن گیرد از تحیّر ز مژه آب چکیدن گیرد
دلِ من در سرِ آن زلفِ سیه مضطرب است مرغ در دام چو افتاد طپیدن گیرد
باز بگریخت خیال تو ز چشم بی خواب می رود اشک که او را به دویدن گیرد
لرزه بر تن فتد آن لحظه که من آه کشم شاخ لرزد چو سحر باد وزیدن گیرد
گر رسد شادی وصلت به امین یک نفسی جسم چِبْود که ورا روح پریدن گیرد۲

دولتشاه، چنان که ملاحظه می شود، نام مثنوی های نزل آبادی را ذکر کرده و لیکن از جمال و جلال یاد نکرده است. منظومه دیگری که ظاهرا از امین الدّین نزل آبادی است و دولتشاه ذکر نکرده است مثنوی بهرام و گلندام است که نسخه های خطّی متعددی از آن موجود است. در این منظومه نیز شاعر امین تخلص کرده است، چنانکه در پایان مثنوی می گوید:

امین بگذر ز پوچ خود که تا کی به لب کف آوری و بر جبین خوی۳

شناخت هویت سراینده جمال و جلال به ما کمک می کند تا ممدوح او یعنی امیر فخرالدّین را هم بشناسیم. این شخص کسی جز خواجه فخرالدّین اوحد مستوفی نیست که دولتشاه ذکر او را قبل از ذکر امین الدّین نزل آبادی آورده و در حق او گفته است:

حکیمی صاحب فضل بود و در فنون علوم صاحب وقوف، به تخصیص در علم نجوم و احکام که در این فنّ به روزگار خود نظیر نداشت و در علم شعر و شاعری سرآمد عصر بود، و در خط و انشا و استیفا و طب و تواریخ مشارٌالیه. مستعدّی به جامعیّت در روزگار او نبود. و خواجه از اعیان سبزوار است و خاندان ایشان را مستوفیان خوانند و ذکر آن مردم در تاریخ بیهق مذکور و مسطور است.

اشاره دولتشاه سمرقندی به فصلی است که ابوالحسن علی بن زید بیهقی، معروف به ابن فندق (ف. ۵۶۵)، در کتاب تاریخ بیهق نوشته و در آن خانواده مستوفیان سبزوار را معرفی کرده است.۴ اعضاء خانواده مستوفیان از سده پنجم به بعد از شخصیت های فرهنگی سبزوار بودند و خود فخرالدّین اوحد نیز دانشمندی برجسته و منزلش مرکز فرهنگی شهر بود و حتی در زمان دولتشاه نیز هنوز منزل او محلّ رجوع فضلا و دانشمندان و ادبا بود. امیر علیشیرنوایی هنگامی که پدرش از طرف شاه به حکومت سبزوار رفته بوده۵ اوحد مستوفی را دیده بوده و بعدا در مجالس النفایس با احترامی خاصّ از او یاد کرده گفته است که «یگانه عصر خود بود و بیشتر علوم و فنون را می دانست، به تخصیص علوم غریبه را، امّا در فلکیات مشهور عالم بود».۶ نوایی سپس از ملاقاتهای خود با او یاد کرده و مطلعی از یکی از غزلها یا قصاید او را نیز نقل کرده است.

یکی از خصایص خواجه فخرالدّین اوحد علاقه او به کتاب در زمینه های گوناگون علمی بود. دولتشاه نوشته است که در منزل خواجه اوحد کتابخانه ای بود با یک هزار جلد کتاب که بسیاری از آنها را خواجه به خط خویش حاشیه نویسی کرده بود. خواجه فخرالدّین طبع شعر هم داشت و دیوانی از خود به جا گذاشت مشتمل بر قصاید و غزلیات و مقطعات، ولی جز دو بیت که امیر علیشیرنوایی نقل کرده و قصیده ای که فخرالدّین در منقبت علی بن موسی الرضا(ع) سروده و دولتشاه آن را نقل کرده است متأسفانه اثری از این دیوان نمانده است. در قصیده مزبور که مشتمل بر ۶۵ بیت است، فخرالدّین ارادت خود را نه فقط به علی بن موسی الرضا(ع)، بلکه به طورکلّی به خاندان اهل بیت، نشان داده است، بخصوص آنجا که می گوید:

سلطان جعفری نسب موسوی گهر کو بود بر سران جهان مالک الرّقاب
علاّم علم دین علی موسی الرضا خضر سکندر آئین و شاه فلک جناب
در راه شرع قافله سالار جنّ و انس درباب علم مسئله آموز شیخ و شاب

(…)

در دین کسی که غیر تو دانست پیشوا گویی گناه باز نمی داند از ثواب
افلاک را مدار از آن شد زمین که هست یک مشت خاک در کف اولاد بوتراب
گاه شدن جناب رسالت پناه را بود آخرین سخن سخن عترت و کتاب۷

این قصیده نشان می دهد که خواجه فخرالدّین اوحد عمیقا به امامان شیعه محبت می ورزیده و ظاهرا یکی از شیعیان سبزوار بوده و چه بسا پدر و جدّ او با نهضت سربداران که در سده هشتم اتفاق افتاد مرتبط بوده اند. قاضی نوراللّه شوشتری که مطالب دولتشاه را درباره فخرالدین در کتاب مجالس المؤمنین عینا نقل کرده است خواجه را شیعه دانسته است. امین الدّین نزل آبادی هم به نظر می رسد که از شیعیان سبزوار و بیهق بوده است. وی در ضمن ستودن اصل و نسب فخرالدّین، از رفتن خود به مشهد و تمام کردن کتاب خود در جوار مرقد علی بن موسی الرضا(ع) بدین گونه یاد کرده است:

حیدری اصل و احمدی جوهر گلشن لطف را تویی چو شجر
فخر دنیی۸ و دین حبیب اله کرده بهرت ز لطف خویش پناه

(ابیات ۵ ۴۶۸۴)

(…)

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *