توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش جمهوری اسلامی ایران در هویت بخشی به مجموعه امنیتی محور مقاومت :
مقدمه
پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مهمترین تحولات در قرن بیستم موجب گردید تا ضمن تأثیر بر نظام دوقطبی حاکم بر جهان، نظام امنیت منطقه ای حاکم بر خاورمیانه و زیرمجموعه های آن همچون منطقه شامات را به چالش کشیده و قطب بندی های جدیدی را در منطقه سبب گردد. این قطب بندی های جدید بیش از هر چیز امنیت اسرائیل به عنوان بازیگر مورد حمایت غرب به ویژه آمریکا را با مخاطره روبرو ساخته است. این امر در حالی است که رژیم صهیونیستی تا پیش از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در ایران، رابطامنیتی- نظامی و نیز اقتصادی گسترده ای را با رژیم پهلوی در قالب دکترین امنیت پیرامونی بن گوریون و برای خروج از انزوای خویش فراهم ساخته بود. در دوران پهلوی دوم، بدون تردید تلاش ایران برای نزدیک شدن به آمریکا به کمک اسرائیل موجبات قرابت بیش از پیش سیاست خارجی ایران و اسرائیل را، با وجود فراز و فرودهایی در روابط میان آن دو، فراهم ساخت. برقراری و گسترده نمودن این روابط برای اسرائیل از نظر امنیتی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود و امنیت و بقاء اسرائیل به عنوان مهمترین هدف در سیاست خارجی این کشور جعلی را در محیط امنیتی خاورمیانه محقق می ساخت. لیکن، با پیروزی انقلاب اسلامی، مسأله فلسطین و حمایت از آزادی و استقلال مردمان آن در قالب گفتمان امت محور انقلاب اسلامی و غلبه هویت اسلامی- شیعی و آرمان ها و ارزش های منبعث از آن، همچون توجه به قاعده نفی سبیل، به یکی از مهمترین ارکان هویت بخش به انقلاب اسلامی و در نتیجه شکل دهنده به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل گردید.
محور مقاومت
محور مقاومت اصطلاحی سیاسی است که نخستین بار توسط روزنامه لیبیایی (به عربی: الزحف الأخضر) در مقابل اصطلاح محور شرارت که توسط جورج دبلیو بوش در سال مطرح گردید، عنوان شد و در آن ذکر شده بود که کشورهایی که رئیس جمهور آمریکا از آنها با عنوان «محور شرارت» نام می برد، در اصل کشورهای «محور مقاومت» در مقابل ایالات متحده آمریکا و تلاش آن برای سلطه گری بر سایر کشورها محسوب می شوند.
در تعریف گفتمانی از محور مقاومت، گفتمان مجموعه ای از نشانه ها است که در یک فرآیند، مفصل بندی نظام معنایی خاصی را شکل می دهند. نشانه هایی که در گفتمان مقاومت مفصل بندی می شوند را می توان در دو دسته طبقه بندی کرد؛ یک بخش نفی یا سلبی است و بخش دیگر اثباتی و ایجابی. در مرکز بعد سلبی گفتمان مقاومت، سلطه ستیزی قرار دارد. یعنی مهمترین عنصر سلبی گفتمان مقاومت، نفی سلطه و سلطه ستیزی است و دوم، نفی استکبار و استبدادستیزی است. اما مهمترین وجوه اثباتی و ایجابی گفتمان مقاومت که در مرکز این گفتمان قرار دارد، عبارت است از عدالت خواهی و حق طلبی، اسلام خواهی، صلح طلبی، عزت طلبی و اقتدار، استقلال طلبی، آزادی خواهی، معنویت گرایی، حکمت و عقلانیت گرایی، مصلحت گرایی و آرمان گرایی و واقع بینی (رضا خواه، ۱۳۹۱).
در حقیقت مقاومت از قدرت تولید می شود و عموماً در رابطه بین مقاومت و قدرت، وزنه برتری را به قدرت می دهد. در واقع اگر مقاومت تسلیم شود خنثی خواهد شد. بنابراین، میزان و چگونگی مقاومت در تقابل بین قدرت و مقاومت بسیار تعیین کننده است، زیرا اصولاً مقاومت از حداقل ابزارها در مقابل قدرت برخوردار است إلی اینکه مقاومت از ابزار ایدئولوژی نیز استفاده می کند. وقتی مقاومت از ایدئولوژی استفاده می کند توان مضاعفی را کسب می کند و پشتوانه مردمی قوی برای خود ایجاد می کند و از ابزارهای غیرفیزیکی نیز بهره مند می شود (اکبری، ۱۳۸۸: ۱۵۴).
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گسترش نفوذ منطقه ای این کشور، خاورمیانه از سه دهه پیش تاکنون شاهد حضور دو جریان و ائتلاف بزرگ منطقه ای بوده است؛ که همواره در تقابل با یکدیگر تعریف شده اند. موفقیت یکی در منطقه به معنی کاهش نفوذ دیگری بوده و بالعکس. این دو محور عبارتند از محور سازش به رهبری ریاض و قاهره که حمایت از منافع غرب و حفظ وضعیت کنونی در حمایت از دیکتاتورهای موجود را سرلوحه عمل خویش قرار داده است؛ و محور مقاومت با حضور تهران، دمشق، حزب اله و حماس که دفاع از آرمان فلسطین و مقابله با نظام سلطه را در دستور کار خود داشته اند.
مکتب کپنهاگ و مهمترین مفاهیم کلیدی آن
مکتب کپنهاگ اصطلاحی است که بیل مک سوئینی بر آثار و نقطه نظرات باری بوزان، الی ویور و دوویلد و دیگران به کار برده است. این مکتب باتوجه به اینکه کاملاً بر مطالعات امنیتی استوار گشته، جزء اولین رهیافت هایی است که در راستای پایه گذاری جایگاهی مستقل برای مطالعات امنیتی می باشد و تلاش کرده است تا مسائل امنیتی را از دایره تنگ نظامی خارج نماید. مکتب کپنهاگ به عنوان نگرش فرامدرن مطالعات امنیتی بر استقلال مفهومی یا حوزه مطالعاتی (علمی) امنیت تأکید نموده است. باری بوزان به عنوان یکی از پیشگامان منادی استقلال مفهومی امنیت، تلاش کرد مرز میان مطالعات امنیتی با مطالعات استراتژیک را روشن کند. به نظر وی مطالعات استراتژیک صرفاً بر بعد نظامی امنیت تأکید دارد، در حالی که مطالعات امنیتی بررسی ابعاد غیرنظامی امنیت از جمله امنیت اجتماعی و مسئله هویت را مورد توجه قرار می دهد (خلیلی، ۱۳۸۵: ۴۸۳).
بین الاذهانی بودن امنیت: برای مکتب کپنهاگ موضوعات از طریق زبان تبدیل به موضوعات امنیتی یا دقیق تر تهدید می شوند، این زبان است که موضوع بازیگران خاص یا موضوعات را به عنوان تهدید وجودی علیه یک جامعه سیاسی خاص بیان می کند و در واقع زبان قادر به تفسیر و امنیت سازی است (امیدی و مرادی فر، ۱۳۹۳: ۱۲۵).
در واقع، مکتب کپنهاگ نقطه نظرات کسانی را که امنیت را فقط در چهارچوب عینی و جدا از ذهن و افکار افراد تلقی می کنند، رد می کند. بوزان نقطه آغاز مسأله امنیت را ذهنی و مبتنی بر تصمیم بازیگران معرفی می کند (ابراهیمی، ۱۳۸۶: ۴۴۶).
هویت و امنیت اجتماعی: به عقیده بوزان و پیروان مکتب کپنهاگ امنیت اجتماعی متعلق به جهان زیست است نه جهان عقلانیت. جهان زیست تابع تعاملات و مناسبات افراد است که طبعاً در هر شرایطی متفاوت بوده و نمی توان تعریف واحدی برای آن تجویز نمود. امنیت اجتماعی به پیوندها و تعلقات مشترک میان اعضای گروه ها و اجتماعات نظر دارد و به حفظ تعلقات و پیوندهایی که شیرازه مجموعه را تشکیل می دهد، معطوف است. از اینرو مجموعه- ها و گروه ها به دلیل آنکه افراد را به یکدیگر پیوند می دهند، تعلقات مشترکی را دامن می زنند و گونه ای از هویت جمعی هستند و موجب حفاظت و برخورداری از امنیت می گردند (نویدنیا، ۱۳۸۵: ۶۵-۶۲). در بررسی عوامل شکل دهنده به هویت و امنیت اجتماعی، بدون تردید فرهنگ حاکم بر جوامع، نقش قابل ملاحظه ای در شکل دهی به هویت اجتماعی جوامع ایفا می نماید و سیاست خارجی کشورها را متأثر می سازد. یکی از محققین در بررسی نقش فرهنگ در سیاست خارجی می نویسد: «سه محرک برای شکل دادن به سیاست خارجی وجود دارد: فرهنگ، ایدئولوژی و منافع مادی که فرهنگ و ایدئولوژی نقش بیشتری دارند.» وی همچنین تصریح می کند: «فرهنگ می تواند ابزاری برای سیاست خارجی باشد» (Fischer , 2006: 27)
امنیت منطقه ای در مکتب کپنهاک: بوزان و همکارانش در رابطه با سطوح تحلیل امنیتی پنج سطح تحلیل را در نظر می گیرند: ۱- بین المللی؛ ۲- منطقه ای؛ ۳- ملی؛ ۴- اجتماعی؛ ۵- فردی. بوزان و ویور می کوشند با ارائه نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای (RSCT) ، امنیت بین المللی را مورد مطالعه قرار دهند. به باور بوزان با وجود مهم بودن سطح منطقه ای در دوران جنگ سرد رقابت ابرقدرت ها مانع از ایفای نقش پویش های امنیتی منطقه ای در امنیت بین المللی می شد، اما با پایان جنگ سرد اهمیت سطح منطقه- ای آشکار شده است. به باور اندیشمندان مکتب کپنهاگ هنوز هم در دنیای جهانی شده سرعت انتقال تهدیدات رابطه مستقیمی با فاصله فیزیکی دارد، هرچه فاصله کمتر، سرعت انتقال بیشتر. بدین سان رویکرد منطقه گرای اندیشمندان این مکتب در حد فاصل دو رویکرد جهان گرا و واقع گرا قرار می گیرد (نصری، ۱۳۸۱: ۵۸۶).
شکل گیری و ظهور گفتمان مقاومت
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ باعث تکوین هویت جدیدی برای این کشور در عرصه داخلی و بین المللی گردید، هویتی که مهمترین ساختار بین الذهنی قوام دهنده به آن، هنجارهای نشأت گرفته از فرهنگ ایرانی-اسلامی بود. لذا براساس هویت «انقلابی- اسلامی» شکل گرفته برای جمهوری اسلامی ایران، ملاک های متفاوتی برای «خودی ها» و «دگرها« در عرصه فراملی و نیز ملی ایجاد گردید و براساس همین ملاک ها مرزهای جدیدی میان دوست و دشمن ترسیم و وقایع بیرونی (همچون مسئله اعراب و فلسطین) نیز تعبیر و تفسیر گردید (Moshirzadeh,2010: 156).
از طرف دیگر دست نشاندگی و نزدیکی اسرائیل با آمریکا که در دورپهلوی به عنوان عاملی در نزدیکی دو کشور به شمار می آمد، پس از پیروزی انقلاب و باتوجه به آرمان نه شرقی و نه غربی آن، خود به یکی از مهمترین عوامل تقابل ایران و اسرائیل به عنوان بازیگر مورد حمایت و دست نشانده غرب بویژه آمریکا به شمار آمد. لذا رژیم اسرائیل در اندیشه انقلاب اسلامی تحت رهبری امام خمینی (ره) شناخته شد و ضمن رد مشروعیت جعلی آن، محو و نابودی اسرائیل به عنوان یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفت. بدین ترتیب، روابط میان تهران – تل آویو که در حد فاصل سال های ۱۹۷۹- ۱۹۵۳ به صورتی کاملاً ساختاری در حال گسترش بود، بدل به تنشی فزاینده شد (Takeyth ,2006: 83-84).
تقابل ایران با اسرائیل در شرایطی به وقوع پیوسته است که موقعیت ژئواستراتژیکی و ژئوپلیتیکی و حتی ژئواکونومیکی ایران سبب وزن بالای ایران در معادلات قدرت در منطقه گردیده است و امکان شکل گیری نظام امنیتی جدید در منطقه خاورمیانه را تسهیل نموده است. بخصوص آنکه آرمان ها، هنجارها و ارزش های هویت بخش به انقلاب اسلامی با منشاء اندیشه های عاشورایی شیعه به عنوان یک گفتمان فراملی مطرح گردیده است که نه تنها شیعیان و جهان اسلام و امت مسلمان بلکه کلیه مظلومان و مستضعفان جهان را شامل گردیده است. این اندیشه در بین ملت های تحت ظلم منطقه همانند سوریه، لبنان، فلسطین و عراق به گفتمان غالبی تحت عنوان گفتمان مقاومت تبدیل شده است که ضمن تأثیر از انقلاب اسلامی ایران، به نمایش اقتدار ملی جمهوری اسلامی ایران در محیط امنیتی منطقه خاورمیانه تبدیل گشته است و معادلات امنیتی آن را به ضرر امنیت اسرائیل تغییر و موجودیت و بقاء آن را مورد تردید و تهدید قرار داده است (اکبری، پیشین: ۵۳-۵۲).
بر این اساس، شاهد شکل گیری جنبش های مقاومت همانند حزب اله لبنان در مرزهای اسرائیل و تقویت و شکل گیری جریانات مقاومت در درون اراضی اشغالی همانند جهاد اسلامی و حماس می باشیم که منبعث از اندیشه های انقلاب اسلامی و حمایت های مادی و معنوی جمهوری اسلامی ایران، با رد مشروعیت اسرائیل، امنیت و بقاء آن را با مخاطره جدی مواجه ساخته اند.
از طرف دیگر، برقراری اتحاد با سوریه نیز در جهت تقویت محور مقاومت و تضعیف امنیت اسرائیل همواره مدنظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. سوریه به عنوان یکی از کشورهای خط مقدم جبهه با اسرائیل همواره از اهمیت بسیار زیادی در منطقه خاورمیانه و منازعه اعراب و اسرائیل برخوردار بوده است. لذا در کنار نقش سوریه در جلوگیری از شکل گیری یک جبهه عربی بر ضد ایران در دوران جنگ تحمیلی، یکی از اهداف عمده اتحاد استراتژیک ایران با سوریه، تقویت این کشور (به عنوان یکی از اضلاع محور مقاومت) در مقابل رژیم صهیونیستی بوده است (حاجی یوسفی، ۱۳۸۲: ۱۴۸).
در واقع شکل گیری جریانات مقاومت که به نوعی ملهم از شعارهای انقلاب اسلامی به معنای ایستادگی و مقاومت در برابر قدرت های زیاده طلب برای احقاق حقوق خود بود، موجبات تجربه عملی برای دیگر مقاومت های منطقه بخصوص در برابر رژیم اشغالگر قدس را محیا گردانید. به عنوان مثال ایستادگی و مقاومت حزب اله در مقابل اشغالگری اسرائیل در سال ۲۰۰۰ و نیز در طی جنگ ۳۳ روزه (۲۰۰۶)، الگویی برای ملت فلسطین گردید که نتایج آن در جنگ ۲۲ روزه (۲۰۰۷- ۲۰۰۸) نشان داده شد. مقابله و پیروزی مقاومت حزب اله و حماس در برابر اسرائیل و پیوند قوی آنها با انقلاب اسلامی، پدیده مقاومت را به عنوان بازیگری مهم در صحنمنطقه ای و بین المللی مطرح نموده است.
پیوستگی و نیاز متقابل دو پدیده انقلاب اسلامی و مقاومت شرایط جدیدی از مولفه قدرت فراملی را به وجود آورده است و چارچوب های امنیتی منطقه خاورمیانه را دچار تحول و به طور خاص امنیت اسرائیل را به عنوان واحدی غیرمشروع و عامل استعمار غرب به چالش کشیده است. لذا همواره اسرائیل، ایران و محور مقاومت را به عنوان تهدیدی وجودی برای خود دانسته است.
از طرف دیگر و با گذشت زمان اتحاد میان اعضای شکل دهنده به محور مقاومت (ایران، سوریه، حزب اله و غیره) فراتر از یک اتحاد تاکتیکی، بلکه راهبردی نیز شده است. در سال های اخیر با سیاست های ایران در منطقه به ویژه پس از حمایت های ایران در جنگ های ۲۲ روزه از مردم غزه و ۳۳ روزه از حزب اله و عدم نتیجه گیری رژیم صهیونیستی در این حملات، محبوبیت ایران در میان افکار عمومی سوریه و لبنان فزونی یافته است. این امر بدون تردید موجبات تقویت محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران و افزایش نفوذ آن در میان ملت های منطقه را فراهم ساخته است. آنچه به عنوان زنجیره اتصال جریان ها و کشورهای وابسته به محور مقاومت همواره مورد تأکید این ائتلاف بوده است، حمایت از آرمان فلسطین در منطقه و حفظ عزت و کرامت مردم مسلمان و مستضعف منطقه می باشد (پارسای و مطهرنیا، ۱۳۹۳: ۱۲۳).
در واقع محور مقاومت با الگوبرداری از انقلاب اسلامی و تحت رهبری جمهوری اسلامی ایران به قدرتی کارآمد در محیط امنیتی منطقه خاورمیانه مبدل گردیده است که توانسته است با نقاط ضعف دشمن درگیر شود و دشمن (در درجه نخست اسرائیل) را وادار به انفعال نماید. امروزه و در ساختار امنیتی منطقه خاورمیانه و زیرمجموعه شامات تنها قدرت کارآمد در برابر نظام سلطه و بخصوص اسرائیل به عنوان مهمترین بازیگر حافظ منافع غرب به ویژه آمریکا که روابطی ناگسستنی با این رژیم جعلی داشته و دارد، محور مقاومت می باشد. بخصوص آنکه در سال های اخیر امنیت و بقاء اسرائیل به عنوان مهمترین مولفمورد توجه در سیاست خارجی این رژیم جعلی، از جانب مقاومت و در شرایطی کاملاً نابرابر با شیوه هایی نامتقارن و با اتکا به ایمان و نیز مردم خود و در پرتو آرمان های نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایران مورد تهدید قرار گرفته است.
هویت مجموعه امنیتی محور مقاومت
بدون تردید از مهمترین مولفه های مجموعه های امنیتی منطقه ای و نیز زیرمجموعه های آنها که مورد توجه اندیشمندان مکتب کپنهاگ نیز واقع گردیده است هویت می باشد. نظریه پردازانی همانند باری بوزان و ویوور به عنوان بنیان گذاران مکتب کپنهاگ، همانند هنجارهای هویت بخش به انقلاب اسلامی ایران که در اواخر دهه ۱۹۷۰ تبیین شد، بر ضرورت کاربرد نشانه های هنجاری ارزشی، ایستاری، فرهنگی و اجتماعی در سیاست بین الملل تأکید می کنند. هویت ها و عناصر شکل دهنده به ایشان نقشی کلیدی در شکل گیری مجموعه های امنیتی و تعارضات و موافقت های شکل گرفته در آن دارد. در این میان نقش هویت در خاورمیانه از اهمیت ویژه و فوق العاده ای برخوردار می باشد به گونه ای که به عقیدباری بوزان اختلافات هویتی در مجموعه امنیتی خاورمیانه سبب کشمکش های خونینی گردیده است.
از طرف دیگر، هویت در شکل گیری و نیز استحکام و قدرت یافتن گفتمان مقاومت و مجموعه امنیتی محور مقاومت از نقش برجسته ای برخوردار می باشد که تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران و ارزش ها و هنجارهای ناشی از آن (منابع هویت ساز جمهوری اسلامی ایران) بوده و هست. اهمیت هویت در تقویت جایگاه و موقعیت محور مقاومت در محیط امنیتی منطقه خاورمیانه بدان سبب است که مولفه های هویتی، ایدئولوژیکی، ارزشی و اعتقادی به موازات چگونگی بهره گیری از ابزارهای مادی، می تواند در تولید قدرت ملی و مقاومت در برابر تهدیدات بین المللی و منطقه ای (همانند خطر اسرائیل) نقش آفرین باشد (عباسی و همکاران، ۱۳۹۲: ۱۲۵).
بدون تردید شناخت ماهیت محور مقاومت و هویت آن، ریشه در انقلاب اسلامی ایران و منابع هویت بخش آن دارد. بسیاری از شاخص های فرهنگ سیاسی حاکم بر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران ماهیت هویت گرا، عدالت جویانه و شالوده شکن داشته است. این امر نقش موثری در شکل گیری جنبش های مقاومت اسلامی از جمله جنبش های اسلامی در لبنان و فلسطین ایفا کرده است که ضمن ساختارشکنی بین المللی، اقتدار و امنیت اسرائیل را در مجموعه امنیتی خاورمیانه با تهدید روبرو ساخته است. در پرتو چنین فرآیندی (پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری محور مقاومت) مولفه های فرهنگ اجتماعی که در طول سالیان دراز ماهیت دینی و اجتماعی داشته است، به حوزه نظامی و استراتژیک انتقال یافته است و در نتیجه ماهیتی عمل گرا یافته است. لذا هویت شکل گرفته شده در قالب محور مقاومت، چارچوب های امنیتی حاکم بر منطقه خاورمیانه و به خصوص امنیت اسرائیل را متأثر ساخته است. زبان سیاسی مقاومت می تواند در کشورهایی ظهور کند که از قابلیت فرهنگی خاصی برخوردار باشند و اندیشه مقاومت و واکنش نسبت به فضای اجتماعی نابرابر را در برخورد با فرایندهای تهدید مورد استفاده قرار دهند. مقاومت لبنان توانست نشان بدهد که قدرت مقاومت در سایر کشورهایی که دارای زیرساخت های اندیشه ای – ارزشی مشابه با ایران هستند، به وجود می آید. زمینه چنین مقاومتی در سایر کشورهای خاورمیانه نیز وجود دارد. تحقق این امر، در شرایطی امکانپذیر است که زمینه های کنش گفتمانی در برابر نیروها و بازیگران تهدید کننده وجود داشته باشد (Farzaneh, 2007: 94)
مطابق مطالب مذکور، شناخت مفاهیم و ارزش ها و هنجار-های شکل دهنده به هویت محور مقاومت بدون شناخت منابع هویت ساز انقلاب اسلامی ایران ممکن نمی باشد. در واقع انقلاب اسلامی و ارزش ها و هنجارهای آن به عنوان آبشخوری برای هویت بخشی به جریانات مقاومت اسلامی به شمار آمده است. بطورکلی، زبان سیاسی مقاومت اسلامی از مرزهای ژئوپولیتیکی ایران خارج شده و به سایر حوزه های جغرافیایی منتقل شده است. بطوریکه حتی عناصر هویت بخش شیعی در جمهوری اسلامی ایران توانسته هویت مقاومت حتی در درون جوامع غیرشیعی همچون فلسطین را تحت تأثیر قرار دهد. لذا در ادامه مهمترین منابع هویت بخش انقلاب اسلامی ایران و محور مقاومت اسلامی نشأت گرفته از آن، که سبب رد مشروعیت اسرائیل و تقابل جمهوری اسلامی ایران و نیز بازیگران محور مقاومت با امنیت و موجودیت رژیم صهیونیستی مورد توجه قرار می گیرند.
نگاه ضدغربی انقلاب اسلامی و محور مقاومت
انقلاب اسلامی ایران انقلابی بر علیه سلطغرب بر ایران و نیز منطقخاورمیانه بود که تقابل با نظام دوقطبی جهانی به رهبری شوروی و به ویژه آمریکا در شعار نه شرقی و نه غربی آن و نیز رفتار عملی آن قابل مشاهده است. از طرفی، هدف راهبردی آمریکا در منطقخاورمیانه حفظ موجودیت اسرائیل بوده است. در تحولات خاورمیانه، اسرائیل گزینه ای مطمئن و مورد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل فرهنگ جهادی در اندیشه امام خمینی(ره)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.