تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش عمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام :

مقدمه

تغییرات قابل رویت سیاسی ‚اجتماعی ‚فرهنگی و اقتصادی در طول زمان که جریان تحولات تاریخی یک جامعه را متحول کند، دگرگونی گویند.منظور از دگر گونی اجتماعی عبارت است از تغییر قابل رویت در طول زمان به صورتی که کم دوام نباشد و در ساخت یا وظایف سازمان اجتماعی یک جامعه اثر گذارد و جریان تاریخی آن را دگرگون کند (گی روشه، ۱۳۷۰: ۲۶) از منظر جامعه شناسی تاریخی دو عنصر مرتبط با هم یعنی تداوم و تغییر قابل مشاهده می باشند. گذر زمان نمایشی ازچگونگی درجات شدت وضعف تغییر در جامعه در چشم اندازهای مختلف است، چنین وضعی نشان از تثبیت اوضاع اجتماعی دارد و حتی از منظر هویت شناسی می تواند پیوسته منظر کم وبیش ثابتی را جهت کلیت اجتماعی به نمایش گذارد. نخبگان اجتماعی در فراز و فرود تاریخی یک جامعه تغییر ساختی به وجود می آورند. کارگزاران تغییر را در مباحث تاریخی، نوابغ و قهرمانان و در علوم اجتماعی گروه مرجع، خواص یا نخبه مینامند. از دیدگاه جامعه شناسان نخبگان را بر اساس اقتدار ونفوذ به شش گروه تقسیم کرده اند: ۱- مذهبی، ۲- تکنوکرات، ۳- مالکیت، ۴- ایدئولوژیک، ۵- خارق العاده، ۶- سمبولیک (گی روشه، ۱۳۷۰: ۱۵۳). این نخبگان در سیر حوادث تاریخی بر حسب شرایط اجتماعی می توانند تاثیر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بر جامعه خود داشته باشند. عمار بن یاسر یکی از از مسلمانان نخستین و ازصحابه رسول خدا(ص) و کارگزاران و عناصر کلیدی تغییر بود که در تغییرات ساختی اجتماعی و فرهنگی صدر اسلام تاثیر فراوان داشت.

نقش عَمّار بن یاسر در دگرگونی های اجتماعی صدر اسلام

نسب عمّار: انسابیان نسب وی را چنین نگاشته اند: عمّار بن یاسر بن عامر بن مالک بن کنانه بن قیس بن حصَین بن ودیم بن ثعلب بن عَوف بن حارِث بن عامر بن یام بن عَنس. (ابن سعد، بی تا، ۳: ۲۴۶). سکونتگاه قبیل عَنس در نجد یمن، در دو فرسخی شرق ذمار، در مکانیبه نام مِخلاف عَنس بود (همدانی، ۱۹۸۹م: ۱۷۹ و ۲۰۶). ماجرای حضور عمّار در مکه در منابع چنین آمده است که پدر عمّار به همراه عموهای وی برای یافتن برادرشان به مکه آمدند، و یاسر در این شهر ساکن شد و با ابوحذیفه بن مغیره مَخزومی هم پیمان گردید. ابوحذیفه کنیزی به نام سمیه را به همسری وی درآورد (ابن اثیر، بی تا، ۴۵:۴). عمّار فرزند یاسر و سمیه، حدود ۴۲ سال پیش از بعثت به دنیا آمد. وی به همراه والدین و برادر بزرگ خود عبدالله در مکه زندگی میکرد که رسول خدا (ص) به رسالت مبعوث گردید.

پایداری و مقاومت عَمّار در راه اسلام

عمّار در عهد دعوت مخفیان رسول خدا(ص)، به همراه صهَیب بن سَنان در خان ارقم پای کوه صفا اسلام آورد. پس از وی پدر و مادرش اسلام آوردند. با آشکار شدن دعوت رسول خدا (ص) عمّار به همراه دیگر مسلمانان مستضعف که قدرت و مکنتی نداشتند مورد شکنج سران قریش قرار گرفتند(ابن سعد، بی تا، ۲۲۷:۳ و ۲۳۰). سران مکه این گروه را هنگام ظهر و شدّت گرما به سختی شکنجه میکردند تا از دین خود دست بردارند، ولی آنان که در ایمان خود استوار بودند، دست از اسلام برنمیداشتند. قریشیان بر شدّت فشارهای خود افزودند. آنان به ویژه عمّار وصهیب و بلال و عامر بن فهیره را به وضعی فجیع شکنجه می کردند. در این میان، عمّار با آتش شکنجه می شد؛ از این رو رسول خدا (ص) به نزد عمّار می رفت وبر سر او دست می کشید ومی فرمود: «یا نار کونی بردا وسلاما علی عمّار کما کنت علی إبراهیم»(ابن سعد، بی تا، ۲۴۸:۳). سمیه مادر عمّار بر اثر شکنجه -های بسیار سخت به شهادت رسید وپدرش نیز پس از مدتی به واسط جراحات وارده از دنیا رفت. قریش آن – چنان بر این گروه مستضعف سخت گرفت که آنان در زیر شکنجه نمی فهمیدند چه می گویند وناچار شدند از بت های قریش به نیکی یاد کنند. آنگاه این آیه درباره عمّار نازل شد: «مَن کفر باللهِ مِن بعدِ إیماِنه الا مَن اکِره و قلبه مطمئن بالإیمان ولکن مَن شرحَ بالکفرِ صدرا فعلیهم غضب مِن الله ولهم عذاب عظیم»: کسانی که پس از ایمان آوردنشان، به خدا کافر شوند، نه آن کسی که به گفتن سخنی کفرآمیز مجبور گردد ولی دلش به ایمان آرامش یافته است، بلکه کسانی که سینه را برای کفر گشوده اند، خشمی از جانب خدا بر آنان خواهد بود وعذابی بزرگ خواهند داشت (نحل ۱۰۶:۱۶). به همین سبب رسول خدا (ص) هنگامی که نگرانی عمّار را مشاهده کرد فرمود: «ایمان در قلبت چه جایگاهی دارد؟» عمّار گفت که در ایمان استوار است. رسول خدا فرمود: «بار دیگر نیز می توانی چنین کنی»(ابن سعد، بی تا، ۲۴۹:۳).

عمّار احتمالا جزو مهاجران به حبشه بود و مأمور بود چگونگی استقرار مهاجران را به اطلاع رسول خدا (ص) برساند؛ به همین سبب به زودی به مکه بازگشت (ابن هشام، ۱۳۷۵ق، ۳۳۰:۱ و ۳۶۷). وی نیز به مانند دیگر مسلمانان مکه، در سال هفتم بعثت در محاصره اقتصادی شرکت داشت و سختی های بسیار تحمل کرد. عمار در حماس مقاومت در درّه ابوطالب که تجرب نخستین تشکیل هسته های مقاومت امّت اسلامی برای آینده درخشان بود، حضور داشت. عمّار پس از خاتم محاصره اقتصادی، همواره در مکه یار ومددکار رسول خدا (ص) بود ودر محرم یا صفر سال چهاردهم به همراهی مهاجران به یثرب هجرت کرد. (ابن سعد، بی تا، ۲۴۹:۳). بدین سان عمّار در دوران بعثت در رشد و گسترش اسلام و دفاع از آن و تضعیف مشرکان نقش مهمی داشت، به گونه ای که در تغییرات فرهنگی مکه موثر واقع شد.

عمّار در دوران هجرت در راه اسلام و شکوفایی بر تلاش و کوشش خود افزود. وی در ساختن مسجد قبا و مسجد النبی نیز حضوری فعال داشت و با فداکاری خشت ها را جا به جا می کرد. هنگامی که اصحاب رسول خدا (ص) خشت زیادی بر وی بار کردند، پیش رسول خدا (ص) آمد وگفت: اینها مرا کشتند. آن حضرت فرمود: «لیسواِ بالذین یقاِتلونک، إنما تقتلکَ الفئ الباغِی»: اینان نیستند که تو را میکشند، بلکه گروهی بیدادگر تو را خواهند کشت. عمّار سرودی می خواند که: کسی که مسجدها را بنا کند وایستاده ونشسته در آنها رنج عبادت می برد با کسی که از گرد و خاک رویگردان است برابر نیست. در این هنگام عثمان که فهمید خطاب عمّار به اوست، برآشفت و گفت : «ای پسر سمیه، شنیدم چه گفتی. به خدا قسم یک روز همین عصا را بر بینی تو خواهم نواخت». رسول الله (ص) به خشم آمد و فرمود: «ایشان را با عمّار چه کار؟ او آنان را به سوی بهشت دعوت می کند و آنان وی را به سوی آتش میخوانند! عمّار پوست میان چشم و بینی من است»(ابن هشام، ۱۳۷۵ق، ۴۹۷:۱).

نقش حماسی عَمّار در پیکارهای عصر رسول خدا(ص)

عمّار در دوران هجرت تمامی توان و کوشش خود را وقف خدمت به اسلام و اجرای دستور رسول الله (ص) کرده بود و با پایداری بی مانند در راه اسلام فداکاری می کرد، بسانی که در هم غزوات و سرایا شرکت داشت؛ از آن جمله:

۱- در غزوه ذو العشیره به همراه رسول خدا (ص) شرکت داشت و از نزدیک شاهد بود که رسول خدا (ص) به امام علی (ع) لقب ابوتراب داد(ابن هشام، ۱۳۷۵ق، ۴۹۹:۱).

۲- تلاش عمّار در نبرد بدر چنان بود که پنج نفر از مشرکان را با همکاری ابودجانه به قتل رساند(واقدی، ۱۴۰۹ق، ۵۳:۱). وی در پیکارهای احد، خندق، فتح مکه، حنین و طائف نیز شرکت داشت.

۳- در غزوه تبوک حضور داشت و در بازگشت، هنگامی که رسول خدا (ص) به گردنه ای نزدیک مدینه رسیدند ومنافقین بر آن شدند رسول الله را به دره پرت کنند، ایشان افسار شتر خود را به عمّار دادند و به حذیف بن یمان دستور دادند آنان را تعقیب کند(واقدی، ۱۴۰۹ه، ۱۰۴۳:۳).

۴- عمّار پس از رحلت رسول خدا (ص) از مبارزه دست برنداشت و در جنگ با پیامبران دروغین پیشتاز بود. وی در پیکار یمامه با مسَیلم کذاب حضور داشت. او در هنگام سختی جنگ که بسیاری از صحابه شهید شدند، بر صخره مشرف به میدان نبرد ایستاد و با فریاد بلند مسلمانان را صدا می زد و چنین می گفت: «بهشت جایگاه آسودگی است. کجا فرار می کنید؟ من عمّار هستم. به نزد من آیید».

راوی می گوید: «عمّار در حالی که گوشش پاره شده بود وپارگی آن می لرزید، به شدت در راه اسلام میجنگید» (ابن سعد، بی تا، ۲۵۴:۳).

۵- عمّار در پیکار جمل همراه امام علی (ع) بود. آن حضرت برای اتمام حجت به عهدشکنان، عمّار را به نزد طلحه و زبیر و عایشه فرستاد تا آنها را از جنگ بازدارد. عمّار نزد آنان رفت و عایشه را نصیحت کرد، ولی ناکثین او را تیرباران کردند. عمّار نیز به نزد امام علی (ع) بازگشت و گفت : «ای امیر مؤمنان، راهی جز جنگ با آنان برایت نمانده است» (مسعودی، ۱۳۶۸ ش، ۳۷۱:۲).

۶- عمّار با وجود کهولت سن، در پیکار صفین همراه امام علی (ع) بود و فرمانده کل سواران و سمت چپ سپاه بود. وی در روز سوّم ماه صفر سال ۳۸ هجری به همراه عدّه ای از مهاجران و انصار بدری به نبرد با عمروبن عاص پرداخت و موفق شد او را فراری دهد (طبری، ۱۴۰۹ق، ۸۱:۴).

سوابق مدیریتی عَمّار

عمّار در سال ۱۹ هجری از سوی خلیف دوم به استانداری کوفه منصوب گردید. خلیفه در نامه ای که به مردم این شهر نگاشت عمّار را چنین معرفی کرد: «من عمّار بن یاسر را به عنوان امیر و عبدالله بن مسعود را به عنوان معلم و وزیر و مسؤول بیت المال شما تعیین می نمایم. این دو از یاران بدری برگزیده رسول خدا (ص) هستند. سخنان اینان را بشنوید و فرمانشان را اطاعت کنید و به این دو اقتدا کنید»(ابن سعد، بی تا، ۲۵۵:۳).

در روزگار استانداری عمّار بر کوفه، قوای ساسانی در سال ۲۱ در نهاوند برای مقابله با مسلمانان جمع شدند. نظام خبرگیری عمّار چنان قوی بود که تجمع نیروهای ساسانی را کشف کرد و به خلیف دوم گزارش داد. او نیز سپاهی به فرماندهی نعمان بن مقرن فرستاد و نعمان با کمک قوای اعزامی عَمّار به مقابل سپاه ساسانی رفت. در این پیکار که فتح الفتوح نامیده شد، قوای مسلمانان لشکر ساسانیان را شکست دادند (ابوحنیفه دینوری، ۱۳۶۴ش : ۱۷۰) و راه فتح بقی سرزمین ایران هموار گردید و از این پس مقاومت در برابر سپاه اسلام کاهش یافت..

عمار در دوران استانداری خود بر کوفه، هسته های نخستین هوداری از اهل بیت و تشیع را در این شهر گسترش دهد و محتمل است نخستین جنبش شیعیان به رهبری ماالک بن حارث اشتر در دوره عثمان درکوفه (بلاذری، ۱۴۲۴، ج ۴: ص ۵۲۱) از آثارفعالیت عمّار باشد.

مبارزات عمّار برای اجرای عدالت

مبارزات عمّار بن یاسر در دوران خلیف سوم ظهور بیشتری داشت؛ زیرا در این ایام رانت خواری بنی امیه در کسب مقامات عالیه وفرمانروایی بر سرزمین های اسلامی آشکار گردید. عثمان اداره کوفه، بصره، شام، مصر و یمن را بر عهده وابستگان وخویشان خود از خاندان بنی امیه گذاشت. اشغال مصادر سیاسی به وسیله آزادشدگان رسول الله (ص)، تبعیض و بی عدالتی، بازگشت به آداب وسنن جاهلی، ظهور طبق زراندوز و برده دار از اشراف قریش، عدول از قرآن وسنت وسیره رسول خدا (ص)، غارت اموال عمومی وپریشانی اوضاع اقتصادی واجتماعی سبب اعتراضاتی گسترده در مصر، بصره، کوفه و مدین منوّره گردید. در آغاز، ابوذر به عثمان اعتراض کرد. به همین سبب به شام و سپس به ربذه تبعید گردید. عبدالله بن مسعود از کوفه احضار و مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به همین سبب پس از مدتی از دنیا رفت (بلاذری، بلا تا، ۵۲۵:۴).عمّار و عده ای از صحابه در اعتراض به سیاست مالی و بذل و بخشش های بی حساب عثمان به خویشان واقوامش، نامه ای به خلیفه نگاشتند. عثمان به شدّت از این نامه خشمگین گردید ودستور داد عمّار را کتک زدند، بسانی که وی بیهوش گردید وهمسران رسول خدا (ص) و مردم از این واقعه عصبانی شدند(بلاذری، بلا تا، ۵۳۸:۴).عمّار هنگام تبعید ابوذر به ربذه به همراهی امام علی و حسنین (ع) و عقیل و عبدالله بن جعفر در بدرق وی شرکت کرد (مسعودی، ۱۳۶۸ش، ۳۵۰:۲).

پس از این که عثمان، حکم بن ابی العاص و دو پسرش را که به دستور رسول خدا (ص) به طائف تبعید شده بودند، به مدینه بازگرداند و دخترش را به مروان بن حکم داد، مهاجران و انصار به شدّت خشمگین شدند. در این میان عمّار بیش از همه به عثمان در برابر شرع شکنی خلیفه اعتراض می کرد.

نقش عَمار بن یاسر در دگر گونی های فرهنگی صدر اسلام

دگرگونی های فرهنگی، تغییرات قابل مشاهده در یک دوره تاریخی همراه با شناخت شرایط و کارگزاران فرهنگی تغییر است که مارا در شناخت تاریخ فرهنگ و تفکر یک دوره یاری رساند. در این جا برای شناخت بهتر دگر گونی فرهنگی تنها به یک تعریف از فرهنگ می پردازیم. فرهنگ نهادهای دینی، زبان، ارزشها، باورها، قوانین، سنن، علوم و صنایع را در بر می گیرد. زبان گفتار نقش مهمی در اکتساب و انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر دارد(بروس کوئن، ۱۳۸۶: ۵۶). بدین سان مجموعه آداب ورسوم، ارزشها، اعتقادات وباورها، شعائرکه در یک زمان به وجود نیامده باشند و آحاد یک جامعه به آن معتقد باشند را فرهنگی گویند. کارگزاران و عناصر فکری و فرهنگی یک جامعه را که در تغییرات فرهنگی آن تاثیر گذار باشند را نخبگان فرهنگی گویند.

عمّار مدافع اسلام راستین و ولایت الهی اهل بیت (ع)

عَمّار از صحابه نخستین رسول الله (ص) بود و از نزدیک تحت تربیت آن حضرت قرار گرفته بود.

وی در راه اسلام بسیار استوار و شکنجه های سختی را در این راه تحمل کرد. وی در دوره بعثت و هجرت درگسترش اسلام و تضعیف فرهنگ شرک و بت پرستی و رشد و گسترش اسلام سهم بسیاری داشت. رسول خدا(ص) عمار را معیار شناخت حق و همراه حق معرفی کرد و در باره وی فرمود: “به درستی که هرگز حق را ترک نمی کند تا این که بمیرد”(ابن عبدالبر قرطبی، ۱۳۷۲ ق، ج ۲:۴۸۰). و در باره وی فرمود: “هر کس با وی ستیزه کند خدای با او ستیزه کند و هر کس او را دشمن بدارد خداوند دشمنش می دارد”(واقدی ۱۴۰۵ ق، ج ۸۸۱:۲)پس از رحلت رسول خدا (ص) عمار همواره مدافع راستین اسلام و اهل بیت و امامت الهی امام علی (ع) بود. وی یکی از ارکان چهار گانه نخستین شیعه بود(نوبختی، ۱۳۶۱: ۳۵) و یکی از ۴۰ نفر صحابه بود که با امام علی (ع) همراه بود (مسعودی، ۱۴۰۹: ۱۵۴) به همین سبب عمار در تثبیت نظری امامت الهی اهل بیت (ع) و هواداری از اهل بیت و تحکیم موقعیت امام علی (ع) و گسترش تشیع تأثیر فراوان داشت که از آن جمله است:

۱- سازمان دهی نخستین حرکت اعتراضی سیاسی پیروان اهل بیت (ع): هوشمندی عَمّار چنان بود که پس از رحلت رسول خدا (ص)، نخستین حرکت اعتراضی پیروان اهل بیت (ع) را پیرامون شکل گیری خلافت امام علی (ع) سامان داد وبرنام خنثی سازی طرح قریش را برای کسب خلافت در دستور کار قرار داد. وی به همراه عدّه -ای از صحابه شبانه در محل بنی بیاضه تجّمع کردند تا صبح سه شنبه در مسجد مانع بیعت با خلیفه گردند. عَمّار در آن جلسه سخنگوی اجتماع کنندگان بود. وی گفت: «تیم را چه حقی در این کار است؟ زمامداری مردم، حق رسول الله (ص) بود. اکنون هم حق برترین مردم پس از رسول خدا (ص) است (عبد المقصود، ۱۳۷۸ش، ۲۸۱:۱). وی به همراه برخی از یاران رسول خدا (ص) به مسجد آمدند، ولی ظاهرا فشار نظامی و شدّت عمل هواداران خلیفه چنان بود که عمّار و همراهانش نتوانستند دست به اقدامی بزنند و به جمع متحصنین در خان امام علی (ع) پیوستند (یعقوبی، ۱۳۷۹ش، ۱۲۵:۲؛ بلاذری، ۱۳۹۴ق: ص ۲۶۴).

۲- مدتی بعد عمّار به نمایندگی هواداران اهل بیت با ابوبکر ملاقات کرد و خواهان کناره گیری وی شد وگفت: «حقی را که خداوند برای دیگری قرار داده برای خودت قرار نده ونخستین کس مباش که گفت رسول الله (ص) درباره اهل بیت (ع) را نادیده می گیرد. حق را به صاحب آن بده وبار خویش را سبک گردان تا وقتی با رسول الله (ص) رو به رو شدی، از تو خشنود باشد و نزد خداوند سرافراز باشی»(صدوق، ۱۴۰۳ق، ۴۶۴:۲).

۳- عمار جزو صحابه و فقها و علمای کوفه معرفی بود(ابن سعد، بی تا، ج ۱۴:۶). وی در دوره حکومت خود بر کوفه موفق شد علوم اهل بیت را به این شهر منتقل کند و به همراه قبایل یمنی هوادار امام علی (ع) همچون همدان و مذحج هسته های تشیع را در این شهر بنیان گذارد.

۴- عمّار در آغاز خلافت عثمان هنگامی که شنید ابوسفیان در جمع بنی امیه گفته است: «ای بنی امیه، خلافت را مانند توپ دست به دست بگردانید»، در مسجد النبی بپا خاست و گفت: «ای گروه قریش، خلافت را از خاندان رسول خدا (ص) بیرون کردید و اینجا و آنجا نهادید. بیم دارم همان گونه که شما آن را از اهلش گرفتید و به ناحق سپردید، خداوند نیز آن را از شما بگیرد»(مسعودی، ۱۳۶۸ش، ۳۵۱:۲)

۵- عمّار پیوسته امام علی (ع) را منصوب از سوی خدا و رسولش می دانست. در صفین نیز در مذاکره با عمرو بن عاص حدیث غدیر را بیان کرد وگفت: «نمی دانی که رسول خدا درباره علی گفت:

هر که من مولای او هستم علی مولای اوست. خدایا دوست بدار، دوستدار او را و دشمن دار هر که با او دشمنی کند؟! من دوستدار خدا و پیامبرش و پس از او دوستدار علی هستم، ولی تو را مولایی راستین نیست». عمرو گفت: «چرا دشنام می دهی؟» عمّار گفت: «آیا می توانی بگویی که من روزی از خدا و رسولش نافرمانی کرده باشم؟ گرانمایه کسی است که خدا وی را گرامی داشته باشد» (منقری، ۱۴۱۰ق: ۳۳۸)

۶- عمّار در هنگام حرکت به سوی صفین گفت: «ای امیرمؤمنان، اگر توانی حتی یک روز درنگ نکن. پیش از شعله ور شدن آتشی که تبهکاران افروخته اند وپیش از آنکه آنان بر ایجاد تفرقه میان مسلمانان اتفاق کنند، ما را به سوی آنان گسیل کن و آنان را به سوی سعادت دعوت کن. اگر پذیرفتند نیکبخت می شوند، واگر نپذیرفتند، جز جنگ چاره ای ندارند. به خدا سوگند! ریختن خون آنان وتلاش در جهاد با آنان سبب نزدیکی به خداست»(منقری، ۱۴۱۰ق: ۹۲). عمّار بن یاسر از رسول خدا (ص) نقل کرد: «هر کس را که به خدا ایمان دارد ومرا تصدیق می کند، به ولایت علی بن ابی طالب سفارش میکنم. هر کس به ولایت او تن دهد ولایت مرا پذیرفته، وهر کس ولایت مرا بپذیرد ولایت خداوند را پذیرفته است. هر کس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، وهرکس مرا دوست بدارد خداوند را دوست داشته است»(زبیر بن بکار، ۱۹۷۲م: ۳۱۲ (. همچنین عمار می گفت: «رسول خدا به من دستور داد تا در کنار علی با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم» (دولابی،۱۴۲۱ق، ۱: ۳۶۰، ح ۶۴۱). بدین سان عمار بر خلاف جو حاکم عصر خلفا در انتقال سخنان رسول خدا(ص) در باره اهل بیت کوشش بسیار به عمل آورد.

بصیرت و دوراندیشی عَمّار

عمّار بن یاسر از بینایی و بصیرتی والا برخوردار بود؛ زیرا شناخت و اعتقادی عمیقی از اسلام داشت و تمام وجود او در اسلام ذوب شده بود. به همین سبب رسول خدا (ص) درباره وی فرمود:

«عمّار سراپا انباشته از ایمان و عمل و علم است»؛ «همانا بهشت مشتاق عمّار است و بهشت به عمّار مشتاق تر است تا عمِار به بهشت»؛ «قاتل عمار و کسی که جامه های او را بیرون کشد به آتش مژده باد!»(شیخ مفید، ۱۳۶۷ش : ۵۶).

حذیف بن یمان درباره عمّار میگوید: شنیدم رسول خدا(ص) میفرمود: «هرگز پسر سمیه در انتخاب دو امر مخیر نشود مگر آنکه درست ترین را از آن دو برمیگزیند. بنا بر این، به جانب او باشید» (منقری، ۱۴۱۰ق: ۳۴۳). این فقره سخن حذیفه حکایت از عمق شناخت دینی و معرفتی عمار به مسائل اجتماعی و فرهنگی عصر خود دارد.

عمّار در صفین با کهولت سن، در حالی که ۹۳ سال داشت، در روز نهم صفر چست و چالاک به سپاه معاویه حمله می برد ویارانش را نیز تشویق می کرد به دشمن حمله کنند. او می گفت: «ای بندگان خدا، با من حرکت کنید وبه سوی کسانی حمله کنید که برای طلب خون یک ظالم قیام کرده – اند. این گروه هرگز در فکر دین نیستند و تنها در اندیش دنیایند. آنها مزه دنیا را چشیده اند وآن را برای خود حلال میدانند. اینان در اسلام سابقه ای ندارند که مردم از آنها اطاعت کنند. آنان پیروان خود را فریب داده اند که می گویند: امام ما مظلوم کشته شده است. آنها می خواهند مانند پادشاهان و ستمگران باشند. خدایا، خود می دانی وبه من تعلیم دادی ومن هم به این اعتقاد دارم که امروز عملی شایسته تر از جهاد با این بدکاران وفاسقان نیست»(طبری، ۱۴۰۹ق، ۲۷:۴).

بینش و بصیرت عمّار چنان بود که به خوبی فتنه ها را بازشناسی میکرد ومردم را از آن برحذر میداشت وراه حق را برای مسلمانان روشن می ساخت. از جمله: در یکی از روزهای نبرد صفین مردی گرفتار شک و تردید شد. خدمت امام علی (ع) رسید و گفت که شامی ها هم مانند ما نماز وقرآن میخوانند، چرا باید با آنها بجنگیم؟ آن حضرت او را به عَمّار رهنمون گردید. وی به حضور عمّار رسید و سؤال خود را مطرح کرد. عمّار گفت : «صاحب این پرچم سیاه را می شناسی که در مقابل ما قرار دارد؟ صاحب آن عمرو بن عاص است. من با این پرچم سه بار در کنار رسول خدا (ص) جنگیده ام و اینک چهارمین بار است که با آن جنگ می کنم. این بار هم مانند گذشته است. جایگاه ما امروز همان جایگاه رسول الله (ص) است. امروز همان روز بدر، احد وحنین است. صاحبان پرچم ها همان ها هستند که دیروز بودند. به خدا سوگند! خون همه آنها نزد من حلال تر از خون یک گنجشک است». سپس افزود:

«آنها به زودی با شمشیرهای خود شما را مضروب خواهند کرد. در این هنگام اهل باطل به شک و تردید گرفتار خواهند شد و می گویند: اگر آنها بر حق نبودند بر ما پیروز نمی شدند. به خدا سوگند! آنها به اندازه دیدگان یک پشه هم اهل حق نیستند. به خدا سوگند! اگر آنها با شمشیرهای خود ما را بزنند و تا نخلستان های هجر ما را تعقیب کنند، باز هم یقین دارم که ما بر حقیم وآنان بر باطلند»(منقری، ۱۴۱۰ق: ۳۲۵). به خوبی روشن است که عمار از صلاحیت معرفتی و دینی شایسته ای برخوردار بود که موفق شد، در فرآیند تغییر نگرش و متقاعد سازی بر مخاطب خود تاثیر ژرفی ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *