توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش معلم در پرورش یادگیرندگان :
مقدمه
در دنیای پیچیده امروز هیچ کس بینیاز از تعلیم و تربیت نیست، امروز فعالیت در مدرسه و آموختن، خود بخش عظیمی از زندگی انسان هاست، دیگر نمی توان با طرز تلقی گذشته به شاگرد و تربیت او نگریست. اگر معلمان با اصول و مبانی و هدف های تعلیم و تربیت، ویژگی های دانش آموزان و نیازهای آن ها و روش ها و فنون تدریس آشنایی نداشته باشند، هرگز قادر نیستند به عنوان سازندگان جامعه ایفای نقش کنند. مهم ترین عامل توسعه پرورش ذهنی علمی در یک جامعه نظام آموزشی است. در این نظام از بدو ورود تا آخرین دوره تخصصی، اخلاق علمی، اجتماعی، شیوه برخورد با مسائل و مشکلات به طور آموزش داده می شود. تدریس یکی از عناصر اصلی فرآیند، آموزش و پرورش است که در کارایی نظام آموزشی نقش موثری دارد. اندیشه ها، برخوردها، روش های نو و بدیع و خلاق عمدتا از نظام آموزشی ما مایه می گیرد، تفکر استنباط و استنتاج در تمامی ابعاد زندگی وجود دارد. جامعه فرهنگی و دینی ما جامعه عقلی است شیوه تفکر را منتقل می کند.
در سیستم های آموزشی، افراد زیادی مشغول به کارند و فعالیت های آن ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در تربیت دانش آموزان و یا دانشجویان مؤثر است اما در این میان، نقش معلمان و اساتید و دانشگاه ها از دیگر افراد بسیار برجسته تر می نماید چنان که بیشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه و دانشجویان در دانشگاه زیر نظر آن ها سپری می کنند و عوامل دیگر هم فراهم آورنده زمینه برای فعالیت معلم ها و اساتید می باشد از این رو بسیاری از دانش آموختگان نظام آموزشی سنتی و جدید شکل گیری شخصیت خود را مرهون معلمان خود می دانند یکی از نویسندگان که عمری را به معلمی گذرانده می نویسد: یکی از تحصیل کرده هایی که تحصیلات عالی و دکترای خود را در کشور آلمان به پایان رسانیده بود چندین بار اقرار و اعتراف کرد که همه عقاید دینی او مدیون ارتباط با معلم خود بوده است. زیرا آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد تنها معلومات و مهارت های معلم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل می شود. اهتمام به اخلاق در مدارس غیرممکن نیست اما دشوار است. آموزش اخلاقی اگرچه لازم است ولی کافی نیست. حاصل آن نظم دادن و منضبط بار آوردن است که البته عمر و دوام زیادی ندارد. بیشتر به اطاعتی منفی و مطلق می انجامد که درنتیجه فعالیت بدنی دانش آموز در مدرسه است. از نظر برخی دانشمندان، کودک اصول اخلاقی خود را تا سن شش سالگی کسب می کند و لذا آموزش رسمی اخلاق در مدرسه به تنهایی چندان تاثیری در اخلاقی کردن وی نخواهد داشت. در واقع اگر آموزش اخلاقی بشر زیرساخت های فطری و قلبی آدمی سازگار نباشد، حاصلی جز ریا و نفاق ندارد و به آسانی، تربیت شکل ریایی به خود مشی گیرد و اخلاق به ضد اخلاق بدل می شود (نقدی آستمال، ۱۳۹۶).
در سیستم های آموزشی، افراد زیادی مشغول به کارند و فعالیت های آن ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم در تربیت دانش آموزان مؤثر است اما در این میان، نقش معلمان از دیگر افراد بسیار برجسته تر می نماید چنان که بیشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه زیر نظر آن ها سپری می کنند و عوامل دیگر هم فراهم آورنده زمینه برای فعالیت معلم ها میباشد ازاین رو بسیاری از دانش آموختگان نظام آموزشی سنتی و جدید شکل گیری شخصیت خود را مرهون معلمان خود می دانند یکی از نویسندگان که عمری را به معلمی گذرانده می نویسد: «یکی از تحصیل کرده هایی که تحصیلات عالی و دکترای خود را در کشور آلمان به پایان رسانیده بود چندین بار اقرار و اعتراف کرد که همه عقاید دینی او مدیون ارتباط با معلم خود بوده است. » (داودی، ۱۳۹۰: ص ۴).
آنچه در فرایند تعلیم و تربیت به متعلم انتقال می یابد تنها معلومات و مهارت های معلم نیست بلکه تمام صفات، خلقیات، حالات نفسانی و رفتار ظاهری او نیز به شاگردان منتقل میشود. رابطه دانش آموز با معلم یک رابطه باطنی و معنوی است دانش آموز، معلم را شخصیتی محترم و ممتاز می داند که او را در بزرگ شدن و به استقلال و آزادی رسیدن و به عضویت رسمی جامعه در آمدن کمک و مساعدت می نماید معلم با روح و جان دانش آموز سروکار دارد و به همین جهت به عنوان یک الگوی محبوب و مطاع پذیرفته میشود.
دانش آموز اگر چه قبلا در محیط خانواده علوم و اطلاعات فراوانی را کسب کرده رفتارهایی را آموخته و به اموری عادت کرده و تا حدودی شخصیت او شکل گرفته است ولی هنوز شکل ثابت به خود نگرفته و تا حد زیادی قابل انعطاف و تغییر میباشد. کودک و نوجوان در این سنین از محیط خانواده خارج میشود و به طور رسمی در اجتماعی جدید یعنی مدرسه و یا دانشگاه پذیرفته میشود.
دانش آموز در این اجتماع جدید فرصت می یابد تا افکار و اندوخته های دینی و رفتار و عادت های گذشته اش را مورد بازنگری قرار دهد و شخصیت خویش را بسازد و تکمیل و تثبیت نماید و با نفوذترین و محبوب ترین فردی که میتواند در این مرحله حساس او را یاری کند معلم است ؛ به همین جهت دانش آموزان معلم خود را به عنوان یک الگو و اسوه می پذیرند و از رفتار و گفتار و اخلاق خوب یا بد او سرمشق می گیرند و خود را با وی همسان و همانند می سازند.
دانش آموزان همه اعمال و رفتار معلمان و مدیر و حتی سرایدار مدرسه را زیر نظر دارند و از آن ها درس می گیرند دانش آموزان از طرز برخورد و تعامل معلمان با مدیر، معلمان با یکدیگر، معلمان با خدمتکاران مدرسه و معلمان با دانش آموزان درس می گیرند. از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعایت عدل و انصاف در نمره دادن، از وقت شناسی و رعایت نظم، از دلسوزی و مهربانی، از خوشرویی و فروتنی، از دینداری و التزام به ضوابط شرعی، از اخلاق خوش و ادب او، از خیر خواهی و نوع دوستی معلم درس ها می آموزند همچنین از اخلاق و رفتار و کردار او متأثر می شوند و خود را با او همسان می سازند.
معلم فقط یک آموزش دهنده صرف نیست، بلکه مهم تر از آن، یک مربی و یک الگوی با نفوذ در تعلیم و تربیت است. یک معلم خوب که با رفتار و گفتار پسندیده اش دانش آموزان را خوب پرورش میدهد، یک معلم بداخلاق و بدرفتار و منحرف که با رفتار بد خود، دانش آموزان را به انحراف و تباهی می کشد بزرگ ترین خیانت را نسبت به اجتماع مرتکب میشود بنابراین شغل و حرفه معلمی از پراحساس ترین، حساس ترین و مسئولیت دارترین شغل های اجتماع میباشد.
معلم نمیتواند نسبت به اخلاق و رفتار خود آزاد و بی تفاوت باشد، زیرا محدوده اخلاقیاتش فراتر از خود اوست. او تنها مسئول خودش نمیباشد بلکه مسئولیت تعدادی از انسان های معصوم را نیز به عهده گرفته است «معلم باید به این مسئولیت سنگین و ارزشمند و میزان و مقدار نفوذش در دانش آموزان خوب بیندیشند و با اصلاح و اخلاق و رفتار خویش بهترین الگوها را در اختیار دانش آموزان و یا دانشجویان قرار دهند.» (امینی، ۱۳۸۴: ص ۱۰۲ ۱۰۱).
بنابراین معلم با شناخت امکانات، به تجهیز محیط آموزشی می پردازد و با شناخت علایق و توانایی شاگردان، آنان را در جهت صحیح یادگیری تعلیم و تربیت هدایت می کند؛ چراکه موفقیت در مدارس و جامعه مستلزم آن است که دانش آموزان عقاید معلمان را بپذیرند. ازاین رو در این پژوهش قصد محقق بر این است که به بررسی نقش معلم در پرورش یادگیرندگان بپردازد؛ بنابراین سوال اصلی که در این تحقیق بدان پرداخته خواهد شد این است که «معلمان در فرایند پرورش یادگیرندگان چه نقشی دارند؟».
اهمیت و ضرورت پژوهش
معلمان محترم در هر جامعه ای یک صنف پراهمیت بوده و دارای نقش ارزنده و قابل ملاحظه ای میباشند. آموزگاران کسانی هستند که نوجوانان و جوانان جامعه را آموزش میدهند، آن هایی که به نوبت رهبران نسل آینده ی ملت خواهند شد؛ آموزگاران کسانی هستند که دانش را در سال های تأثیرپذیر و حساس زندگی افراد به آن ها منتقل میکنند؛ آنچه بچه ها در کلاس های درس از دبیران خود فرا میگیرند، به احتمال زیاد در مابقی زندگیشان با آن ها خواهد ماند؛ بنابراین، معلمان، اثر چشمگیری بر رشد و پرورش فرزندان ما خواهند داشت، زیرا که به ایشان کمک میکنند دانش و معلوماتشان را گسترش دهند تا این که بتوانند مسیر خود را در زندگی پیدا کرده و اعضای فعال و متعهد جامع خویش باشند. آموزش وپرورش اگر در مسیر درستی گام بردارد میتواند نسلی را برای امروز و آینده پرورش دهد تا جامعه به مکانی امن و قابل اطمینان برای زندگی اشخاص حقیقی و حقوقی خود تبدیل گردد.
دانش آموزان قویا تحت تأثیر عشق و محبت، منش، کاردانی و تعهد اخلاقی دبیران خود قرار دارند.
چنانچه یک معلم محبوب، سرمشقی برای دانش آموزان گردد، آن ها سعی میکنند از رفتار، پوشش، آداب معاشرت و سبک محاوره ای او پیروی کنند. به عبارتی، آن معلم، کمال مطلوب یا نمونه ایده آل دانش آموزان است.
دانش آموزان گرایش دارند در طول آموزش آغازین خود از طریق مشورت با معلمان، اهدافشان در زندگی و برنامه های آینده را مشخص سازند؛ بنابراین، یک معلم خوب و رهبری بینش ورانه او، میتواند نقش مهم و ارزشمندی در ساختن آتیه دانش آموزان ایفا کند. نظر به این که دانش آموزان کم تجربه، ناپخته و آسیب پذیر هستند، یک معلم از آن ها محافظت و مراقبت میکند. مدرسه، یک جامعه کوچک است و آموزگار، نقش کشاورزی را بر عهده دارد که میتواند دانه های روشنگری دینی، ارزش های انسانی، سلامتی و تندرستی و مانند آن را در ضمیر مخاطبین خود کاشته و نسل فردا را از مفاسد اجتماعی و زشتیهای جامعه دور نگاه دارد.
روش پژوهش
روش انجام این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مقالات و منابع کتابخانه موجود درزمینه موضوع پژوهش بوده است.
معلم
معلم در زبان فارسی در معنای مختلف به کار میرود. تعلیم دهنده و آموزنده، عالم و فلیسوفی که جامع علوم عصر و واضع بخشی از دانش ها است، از معانی معلم است. معلم به معنای تعلیم دهنده اعم از آموزگار، دبیر و استاد است و به کسی که چیزی به دیگری می آموزد اطلاق می شود. بر این اساس پیامبران، امامان، روحانیون و استادان دانشگاه، آموزگاران و دبیران – مدارس ابتدایی راهنمایی و دبیرستان به کار میرود؛ اما منظور از معلم در این مقاله، آموزگاران و دبیران مدارس می باشند که در مدارس با دانش آموزان در ارتباط می باشند.
تربیت
واژه تربیت از ریشه «ربب» است و در کتاب های لغت، دارای معانی متعددی همچون سرپرستی، کامل کردن، اصلاح امور، تدبیر، تأدیب، چیزی را ایجاد و انشاب کردن و به تدریج از حالت نقض به حد تمام رساندن و شوق دادن شی به سمت کمال و رفع نقایض است. به نظر می رشد معنای تربیت از ریشه «ربب» همین معنای اخیر است و سایر معانی همه از آثار و لوازم این معنا باشند؛ زیرا در تمام معانی مذکور، به گونه ای معنای تدبیر برای سوق دادن به سوی کمال وجود دارد. در واقع، مشتقات کلمه تربیت از ریشه «ربب » مانند ربوبیت، رب، مربوب، ربانی، ربیون و ارباب، در متون اسلامی فراوان به کار رفته، است (ضرابی، ۱۳۹۰).
تربیت در اصطلاح نیز عبارت است از فراهم ساختن زمینه های رشد و شکوفایی تربیت پذیر و رساندن او به مرحله ای که استعدادها و قابلیت هایش را بروز دهد (مصباح، ۱۳۸۲).
تربیت اخلاقی، بخشی مهم از علم اخلاق را تشکیل می دهد و چون مباحث آن عمدتا ناظر به راهکارهای عملی و ارائه توصیه هایی در باب عمل است، گاهی از این بخش با نام «اخلاق عملی» یاد می شود. در مقابل، به آن بخش از مباحث اخلاقی که به توصیف خوبی ها و بدی های اخلاقی می پردازد «اخلاق نظری» می گویند (دیلمی و آذربایجانی،۱۳۸۳).
بدین ترتیب، تربیت اخلاقی، آموزش اصول و ارزش های اخلاقی و پرورش گرای ها و فضیلت های اخلاقی است که در آن ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری اخلاق مورد توجه قرار گرفته است (داودی، ۱۳۸۹). در این راستا نظام آموزشی نیز به سراغ تربیت اخلاقی رفته و در هدف گذاری خود برای همه دوره های تحصیلی اهداف اخلاقی را پی بینی کرده است.
اهداف اخلاقی اهدافی عام هستند که باید بر تمام آموزش ها حاکم باشند. برای رفع اشکالا مطرح شده باید شیوه آموزش از جنبه ذهنی خارج شود و با تغییرات و تحولات اساسی، آموزش نوینی را در امر پرورش اخلاقی آغاز نماید. به هرحال آن چه مسلم است دانش آموز اگر به جای حفظ مطلب با مسایل سروکار داشته باشد و آن ها را لمس کند، از تأثیر قابل توجهی برخوردار می شود؛ مثلا می توان رفتار دانش آموز در موقعیت های مختلف را بررسی نمود و همچنین از خودش خواست تا رفتارش را ارزیابی نماید و سپس به اصلاح رفتارهای غلط اقدام نماید. حتی می توان موقعیت هایی را ایجاد کرد تا دانش آموز عکس العمل خویش را بسنجد، که در کلاس های پرورشی این زمینه ها ملموس تر است.
باتوجه به آنچه گفته شد، اخلاق مانند سایر رشته ها تنها یک برنامه درسی نیست که دانش آموزان مطالعه نمایند و مطالب را حفظ نموده و نمره ای بگیرند و سپس همه را به فراموشی سپرده، بدون آن که در زندگی از آن بهره ای ببرند و نتیجه ای بگیرند. عده ای، تربیت اخلاقی را با پند و اندرزدادن مساوی تلقی می کنند. در حالی که موعظه تنها یک روش -آن هم روش نسبتا ضعیفی از روش های تربیت اخلاقی است. تربیت اخلاقی یاری به افراد برای کسب بینش و معرفت است تا درست را از نادرست بشناسند و بتوانند در رفتار خوی تحولات اساسی و مبتنی در رسیدن به هدف ایجاد نمایند.
مفهوم تربیت اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی
قبل از بررسی مفهوم تربیت اجتماعی لازم است یادآور شویم که سه دیدگاه موجود فردگرایان، جامعه گرایان و دیدگاه اسلامی در مورد اهمیت و الویت فرد یا جامعه، نقش اساسی در تربیت اجتماعی و تعریف آن ایفا میکند. براساس دیدگاه جامعه گرا، اجتماعی شدن به معنی همنوایی فرد با ارزش ها و هنجارها، برای هماهنگی و سازگاری با افراد دیگر جامعه است، پس هویت افراد در جامعه شکل میگیرد و بر همین مبنا، تربیت اجتماعی به معنای سازگار شدن افراد جامعه با معیارهای خاص آن جامعه است تا بتوانند در فعالیت های اجتماعی شرکت کنند. دیدگاه فردگرا، بر آن است که اجتماعی بودن انسان امری ثانوی است و عارض بر او میباشد و ازاین رو، آدمی در بستر جامعه به ارضای نیازهای خود می پردازد، اما آنچه اولویت دارد فرد است، لذا تربیت اجتماعی نیز به مفهوم مهیا نمودن افراد جامعه است تا بتوانند دیگران را به صورت مفید و سنجیده کنترل کنند. از جمع بندی تعاریف جامعه شناسان در باب تربیت اجتماعی میتوان گفت تربیت اجتماعی، جریانی است که طی آن نظام تربیتی حاکم بر جامعه هنجارها، مهارت ها، الگوها، انگیزه ها، شیوه های رفتاری، قواعد موردنیاز افراد جامعه و روابط هر فرد را شکل میدهد تا افراد بتوانند براساس آموخته های خود، ایفای نقش نمایند (افخمی اردکانی، ۱۳۹۰).
اهمیت تربیت از لحاظ روابط اجتماعی
بسیارند افراد متخصص که مهارت و دانش خود را در راه های غیرانسانی و تنها به خاطر منافع شخصی مورد استفاده قرار می دهند و با این عمل خود تیشه به ریشه افراد اجتماع میزنند و موجبات نابسامانی های فراوانی را در روابط انسانی فراهم می سازند. حسادت، بخل، ریا، تزویر، بدبینی و حیله گری که از رذایل اخلاقی به حساب می آیند رواج می یابند و درنتیجه آرامش و امنیت خاطر از مردم سلب می شود و مردم نسبت به یکدیگر بدبین می شوند؛ بنابراین برای یک زندگی سالم انسانی که با انس، تعلق، صمیمیت و اعتماد همراه باشد چه باید کرد؟
جواب سوال این است که داشتن تخصص ها، مهارت ها و کاردانی ها شرط لازم است نه شرط کافی؛ به عبارت دیگر مهم داشتن تخصص و مهارت نیست، مهم آن است که مردم با هم چه روابطی داشته باشند. تنها رابطه انسانی سالم است که به ما نشاط، شادی و سلامت روان می بخشد. افراد یک جامعه باید بدانند که سلامت روحی و روانی آن ها تنها بستگی به سلامت ارتباط آن ها با یکدیگر دارد.
نوع دوستی، احترام، صداقت، مسئولیت، همدلی و رعایت حقوق انسان ها در جمیع جهات می توانند روابط انسانی را تعالی بخشند و خصایل و ملکات مذکور مسلما موجبات رفاه اجتماعی را فراهم خواهند ساخت.
می باید دانست که این مهم تنها از طریق تربیت صحیح به افراد یک جامعه ممکن و میسر می گردد و سلامت جامعه را تضمین و بیمه می کند (نیکزاد و همکاران، ۱۳۸۵: ۱۱)
اهمیت تربیت اجتماعی از دیدگاه اسلام
پیش از آن که نظر اسلام را درباره صفات اجتماعی بیان کنیم باید دید نظر اسلام درباره صفات اجتماعی چیست: اسلام رهبانیت و فرار از اجتماع را محکوم کرده و به زندگی در اجتماع اهتمام فراوان داشته است و اصولا اجتماع مسمانان را همانند تن واحدی قلمداد کرده هرگاه عضوی به درد آید سایر اعضا به کمک ویاری آن عضو می شتابند، عبادات اجتماعی را ارزش فراوان تری قایل شده است مانند نماز جماعت و نماز جمعه و حج را اهمیت بیشتری داده است و اصولا در حدیثی مسلمان بودن شخص مشروط به اهتمام در امور مسلمانان دانسته شده است. از رسول اکرم در اصول کافی چنین نقل شده است «آنان که در فکر سایر مسلمانان نباشند اصولا مسلمان واقعی نخواهند بود» (رشیدپور، ۱۳۷۰: ۷۷)
اسلام با صراحت پایه بنای دعوت خود را بر اجتماع گذاشته و در هیچ یک از شئون خود امر اجتماع را به اهمال واگذار نکرده است. علامه طباطبایی (ره) می نویسد «از جمله وظایف آموزش وپرورش، تربیت اجتماعی متربیان می باشد و مربیان عزیز باید به تربیت اجتماعی اهمیت دهند و آن را ازجمله وظایف خطیر خود شمارند» تا از این طریق فرد و اجتماع با وحدت و هماهنگی خاصی راه تحقق بخشیدن به اهداف الهی گام بر دارند و در این مسیر نیز بین اهداف فرد و اجتماع اختلافی پدید نیاید و از آنجا که فرد در جریان برخورد با اجتماع از آن اثر می پذیرد، اسلام بسیاری از اعمال و قوانین دینی را به صورتی دسته جمعی ارائه می نماید و اموری مانند نماز جماعت، حج و جهاد، خود نشان دهنده اهمیت اجتماع در تربیت می باشد و از طرفی لزوم تربیت اجتماعی انسان را روشن می نماید (سلجوقی، ۱۳۹۲: ۷۵)
روش تربیت اجتماعی
پدران و مادران باید به تدریج در محیط خانه روحیات اجتماعی را در کودکان پرورش دهند. پس از محیط خانه مدرسه وظیفه دشواری در تربیت اجتماعی دانش آموزان بر عهده دارد. به عقیده یکی از دانشمندان تربیتی، مدرسه نباید از جامعه دور باشد. شاگرد یکی از افراد جامعه است، مدرسه باید جدیت و کوشش کند که استعداد هر فرد را استخراج نموده با راهنمای موثر از قوایی که خداوند در نهادش به ودیعه گذارده است حداکثر استفاده از وی به عمل آید و او را فرد ارزنده و مفید اجتماعی به جامعه تحویل دهد؛ بنابراین وظیفه اساسی معلمان و مربیان مدرسه این نیست که دانش آموزان را تنها به گوش دادن وادار سازد و مغز آنان را از معلومات پر سازند بلکه برعکس باید برای آن ها محیطی در خور زندگی به وجود آورنده اصول اجتماعی را به آن ها تعلیم دهند (رشیدپور، ۱۳۷۰: ۷۳).
فعالیت های تربیتی در مدارس
دانشوران اجتماعی معتقدند که از طریق فعالیت های تربیتی و هنری می توان دانش آموزان را به زندگی سالم اجتماعی عادت داده و احساسات دقیق و تمایلات ظریفی که در نهاد هر انسان قرار دارد برانگیخته و آن را تلطیف کرد بنابراین معلم با استفاده از فعالیت ها می تواند بعضی از مفاهیم اجتماعی و درستی را به آن ها یاد داده و در اجتماعی کردن فراگیران نقش به سزایی داشته باشد:
بازی
کودکان از آغاز زندگی، یادگیری از طریق بازی و فعالیت را دوست دارند. اغلب پیشوایان دین اسلام زندگی کودکان را تا هفت سالگی در بازی خلا صه کرده اند؛ زیرا بازی یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی شدن کودک است. برای کودک بتواند در گروه زندگی کند، لازم است اصول زیادی را رعایت نماید. هر بازی دارای اصول و مقرراتی است و هر بازیکن برای این که موفق شود، باید آن مقررات را رعایت نماید. این مقررات شبیه مقررات جامعه ای خواهد بود که هر فرد باید آن ها را به تدریج بیاموزد. کودک در ضمن بازی مسئولیت قبول می کند، با دیگران همکاری می نماید، قدرت رهبری و مدیریت از خود نشان می دهد، به حقوق دیگران تجاوز نمی کند و برای هدف مشترکی می کوشد. کودک اکثر موارد فوق را از طریق بازی می آموزد.
نمایش و تئاتر
به عنوان مثال برخی از قسمت های کتاب های تعلیمات اجتماعی مانند مطالب تاریخی و مذهبی، وقایع مختلف جاری و گذشته کشور و آشنایی با شخصیت های مختلف را می توان به صورت نمایش نامه تنظیم کرد و اجرای آن را به عهده دانش آموزان گذاشت. البته در کلاس های ابتدایی به گریم و دکور لباس اهمیت زیادی نمی دهند، مهم اجرای نقشه و نتیجه گیری از نمایش است. اجرای نمایش نه تنها به یادگیری موضوعات مختلف اجتماعی منجر می شود بلکه باعث می شود ذوق هنری دانش آموزان تقویت شود و قدرت بیان و اعتماد به نفس در آن ها افزایش یابد.
سرود
سرودهای گوناگونی که در موقعیت های مختلف در مراسم مذهبی و سیاسی برای تمجید از شخصیت های محبوب و یا در بزرگداشت یاد شهید و پیشوایان مذهبی خوانده می شود. علاقه و شور و شوق نسبت به آنان را در دانش آموزان ایجاد کرده و باعث خواهد شد که دانش آموزان با راه و روش ایثار و فداکاری آنان آشنا گردند و اخلاق و رفتار آنان را برای خود الگو قرار دهند.
دعوت از مطلعین
معلم با ایجاد رابطه خوب با پدران و مادران کودکان، از تخصص ها و امکانات آن ها در موقع لزوم می توانند استفاده کند. آنان را می توان به کلاس درستی دعوت کرد و اطلاعاتی درزمینه مورد نظر در اختیار دانش آموزان قرار دهند. پس از پایان صحبت های مهمان، معلم و شاگردان پرسش هایی را مطرح می کنند و جواب پرسش ها را از فرد دعوت شده دریافت می دارند و به این ترتیب سطح دانش کلاس افزایش پیدا می کند (ساعیارسی، ۱۳۸۸: ۱۴۳).
تربیت اجتماعی از کجا باید شروع شود؟
همان طوری که زمینه های اخلاقی و دینی توسط پدر و مادر در محیطی پی ریزی می گردد، تربیت اجتماعی هم از آغاز کودکی باید در محیط خانه به تدریج پایه ریزی شود، بسیاری از پدران بر اساس تربیت کهنه به کودکان مجال سخنگفتن و اظهار نظر دادن نمی دهند و کودک همچون موجودی ساکت و بیجان پرورش می یابد و حال آن که تربیت نوین کودک را یک انسان کامل تلقی کرده به او حق می دهد که شخصیتش مورد احترام دیگران قرار گرفته به خود متکی بوده دارای رای نظر باشد، بدیهی است که کودکی که از اول خود را با شخصیت بداند و به تدریج مسئولیت هایی را بپذیرد زمینه های زندگی اجتماعی در او پرورش خواهد یافت چنین کودکی از رفتن به مدرسه ترس و وحشت نخواهد داشت، به زودی خود را با زندگی محیط مدرسه و سازگاری با شاگردان مدارس انطباق خواهد داد، برعکس کودکانی که همیشه زیر نظر مستقیم پدر و مادر رشد کرده هیچ نوع ابتکار و استقلال نداشته اند، هنگامی که بخواهند به مدرسه بروند مشکلات فراوانی را به وجود می آورند، برخی از آن ها از مدرسه فرار می کنند و اگر با عواملی آنان را به محیط آموزشگاه به مدر سه بیاورند با شاگردان نا سازگاری نموده و به جنگ و جدال و قهر گریه متوسل خواهند شد (رشیدپور،. (۷۳: ۱۳۷۰
مبانی تعلیم و تربیت اجتماعی
مبانی آموزش وپرورش را می توان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد: مبانی علمی و مبانی فلسفی.
مبانی علمی آموزش وپرورش با توجه به جنبه های زیستی، اجتماعی و روانی مورد تربیت مشخص میشود؛ و مبانی فلسفی آموزش وپرورش از ملاحظات اخلاقی و فلسفی مربوط به طبیعت آدمی و هدف ها و غایات تربیت افراد استنتاج میشود.
از مبانی اصلی تعلیم و تربیت، تربیت اجتماعی یا علم الاجتماع میباشد زیرا یکی از هدف های اصلی تعلیم و تربیت تهیه مقدمات سازگاری مورد تربیت با شرایط محیط اجتماعی است ؛ بنابراین، شناخت محیط اجتماعی و مقتضیات آن شرط لازم هر اقدام تربیتی است. تعلیم و تربیت در واقع کوششی برای آشنا ساختن فرد با اصولی است که بهره مندی از آن و رعایت یا کاربرد آن وی را به بخش مکمل گروه تبدیل می کند. مطالعه ساخت واکنش اجتماعی نشان می دهد که:
۱. اجتماع انسان هایی که نظام تعلیماتی نداشته باشد وجود ندارد. در واقع هر اجتماعی با ورود بی وقفه افراد جوانش بدان، استمرار می یابد.
۲. افراد جامعه انسانی به کمک تعلیم و تربیت (اجتماعی) می توانند خود را به متعدی ظهور برسانند.
۳. شرکت در روابط اجتماعی و رعایت آداب و قوانین خاص اجتماع نیز ناشی از تعلیم و تربیت میباشد.
۴. تربیت اجتماعی سعی در حفظ ارزش ها، ادبیات، هنر، آثار تاریخی و شناساندن آن ها به جوانان دارد.
بدین ترتیب، تعلیم و تربیت خود به خود سعی می کند درعین حال که اجتماعی است فرهنگی شود.
آشنایی با گذشته به وسیله تاریخ، آشنایی با ارزش های فرهنگی و هنری از طریق علوم، ادبیات و هنرها و بالاخره آگاهی از تمدن های مختلفی که از لحاظ زمان و مکان با هم فاصله دارند، ذهن را از دلبستگی های بی قید و شرط به جامعه و فرهنگی خاص رها می سازد. ازاین پس فرد طرفدار ارزش هایی است که مورد توافق همه جوامع است و به جامعه معینی تعلق ندارد (شکوهی، ۱۳۶۹:. (۶۴
توجه به ارزش های اجتماعی در مدارس
چنانکه می دانیم مدرسه یک نهاد اجتماعی است بنابراین هدف های تربی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مساجد، نبض جامعه و مردم
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.